از رسانه های آزاد صدای کی شنیده میشود؟
ژوئن 4, 2008 at 12:27 ب.ظ | In آزادی بیان | Leave a Commentنوشته: نی
سالهاست که از رسانه ها دو صدا به گوش میرسد.در جنگها رادیو های بین المللی صدای دو طرف جنگ را به نشر میرساندند و از مردم حاضر و ناظر بر قضایا به دلایل نا معلوم چشم می پوشیدند و اگر نظری هم میگرفتند به خاطر شخصیت سازی و هیکل تراشی برای کسانی بود که مردم به قول معروف می گفتند:«گیرم که فلک جامه دهد کو اندام» بعد وقتی ادارات مؤقت و انتقالی تشکیل شد با حضور جامعه جهانی ملیون ها دالر کمک بدون ملاحظه به دست نشریه های داده شد که وقتی یک روز از شانه جامعه جهانی پائین آمدند از نفس باز ماندند. به عوض ایجاد یک مطبعه سراسری که همزمان نشریه ها را در ولایات بزرگ چاپ کند. به عوض ایجاد سیستم توزیع که مانند سایر کشور ها صبح وقت نشریه را به دروازه خواننده برساند، به عوض ایجاد سیستم اشتراک و ترویج اخلاق کمک به رسانه ها، شبکه ای ایجاد کردند که رسانه ها را به عوض رساندن به ولایات به ماهی و جلیبی پزی و پاکت سازی مندوی انتقال دادند و به عوض رساندن به پشت دروازه خوانندگان دسته دسته آن را به وزن در ترازو فروختند. از ایجاد فضای باز پلورالزم فقط به تلقین طرز فکر های خاصی کمک صورت گرفت. جامعه جهانی باید یک هیئت با صلاحیت را موظف سازد تا در باره نحوه توزیع این کمک ها و نتائج عملی آنان از مسوولان استجواب کند.
و قتی صفحه سیاسی ورق خورد و تیم کاری جدیدی به قدرت رسید در این حال دسته اول که با پول های باد آورده و گروه های از قبل آماده طرفداران و هواخواهان و ریزه خوران، بیکار شده بودند به فکر ایجاد بانک ها، شرکت ها و موسسات بزرگ اقتصادی افتاده و نشریه ها را از جیب به قول معروف (کین) این موسسات بزرگ با اعطای اعلانات به راه انداختند.
در این مرحله باز هم دوصدا شنیده میشود یکی صدای آنانی که به قدرت تکبه زده اند و دیگری صدای آنانی که از قدرت کنار رفته اند و ملت خاموش است. هر گاه نشریه بخواهد در هیئت آزاد به نشرات بپردازد باید به یکی از این دوجناح تکیه کند مرحله غم انگیزی در رسانه های افغانستان فرا رسیده، آنانی که حرفی برای گفتن دارند پول و هزینه چاپ نشریه های آزاد را ندارند و آنانی که پول دارند و نشریه ها راچاپ میکنند حرفی به گفتن ندارند، در صف تیم برسر اقتدار با توجه فساد اداری، رشوه، اختلاس، قاچاقبری، زور گوئی، کلاه برداری حتی طرفداران پر و پا قرص نظام هم نمیتوانند در دفاع از آن قرار گیرند و ناچار در لفافه از کلیت نظام دفاع مینمایند و در صف مقابل با توجه به کارنامه های ناکام دولتداری بازهم کسی نیست که از موضع حق به جانب طرحی را پیشنهاد نماید.
بازی رسانه ای میان دو گروه و رسانه های طرفدار شان در انتقاد از حریفان همدیگر خلاصه میشود که در این وضعیت ژورنالیستی که در خط جدا از این دو طرف ایستاده از کسی توصیف و از جانبی مذمت مستقیم یا غیر مستقیم نکند هیچ شرکت طرفدار برایش اعلان نمیدهد.
در حالیکه اصول فعالیت رسانه های آزاد بر بیطرفی، غیر جانبدار بودن استوار است شرکت ها و موسسات اعلان دهنده در حال حاضر در صورتی به یک نشریه غیر وابسته اعلان میدهند که حداقل از نظر اخلاقی از سمت گیری شان انتقاد نکند. نشریه های غیر وابسته به این دو جناح در حال حاضر دو راه دارند یا با پشتوانه اعلانات این جناح ها در صورتی فعالیت نمایند که حقایق را به نفع یکی از آنان توجیه نمایند که در این صورت گلیم رسانه های آزاد از کشور بر چیده میشود در غیر آن بنابر فقدان هزینه چاپ باید متوقف شوند.
مواردی وجود دارد که برخی ها به یک نشریه ختی قبل از آغاز به چاپ اعلان میدهند در حالیکه ده ها نشریه در حال چاپ را در چند قدمی شان نمی بینند و یا رؤسای برخی شرکت ها بخاطر درز انداختن و نفاق ایجاد کردن در یک صنف اجتماعی هزاران دالر کمک مینمایند ولی برای دادن اعلان به یک رسانه آزاد رییس موسسه حاضر نیست حتی با نماینده آن ببیند.
اینکه شرکت ها و موسسات به کی اعلان میدهند یا نمیدهند از یک زاویه حق خودشان می باشد و از جهت دیگر هر گاه این اعلانات به خاطر اهداف خاص آن شرکت ها و موسسات بر اساس تفاهمات پشت پرده صورت میگیرد این کار در واقع جفا کاری به روند آزادی بیان و رسانه های آزاد میباشد که میخواهند تحت عنوان رسانه آزاد افکار و نظریات معین را به خورد مردم داده و زبان نشریه ها را آرایش و ویرایش نمایند. در این حال رسانه ها به وسایل تبلیغی اشخاص، افراد، حلقات خاص و یا دولت مبدل میگردد. در هر رسانه سه گروه با هم اند:
1- نویسنده گان
2- گردانندگان
3- خوانندگان یا شنوندگان
و اگر با چند افغانی اعلان خود یک شرکت یا موسسه بتواند این حلقه متفکر را از راه به چاه رهنمایی کند جای تأسف است.
با توجه به اینکه در طی سالهای اخیر با وجود کمک های بزرگ بین المللی در کشور نشریه ئی آزاد حتی مانند و در سطح کشور های همسایه ایجاد نه شده اعلان دهندگان حق دارند بگویند که اعلان شان را مثلاً به فلان نشریه دولتی که همه روزه و به تیراژ بلند در سطح کشور نشر میشود میدهند. این حق آنهاست اما اگر در خط مطبوعات آزاد متکی بر احکام قانون اساسی و قانون رسانه ها بخواهند سهولت هایی را در نشرات ایجاد کنند باید به مسائل ذیل توجه نمایند:
1- تمام موسسات، سفارتخانه ها، NGO و دفاتر سازمان ملل در نشریه های آزاد اشتراک نمایند حاصل جمع پول این اشتراکات میتواند به روند عادی رسانه های چاپی کمک نماید.
2- از اینکه فرهنگ توزیع رایگان مسلط شده اکنون نشریه را خوانندگان خریداری نمیکنند از سطح وزرا، رؤسا، مدیران عمومی، شرکت های خصوصی وغیره حاضر شوند در نشرات خصوصی اشتراک نمایند.
3- با توجه به اینکه اعلانات اکنون به طور دلخواه و جانبدارانه و در تفاهمات قبلی به نشرات چاپی داده میشود قانون اعلانات به تصویب برسد و درآن انحصار طلبی و رشد دادن های قصدی برخی نشریه ها و جلوگیری از برخی نشریه ها با ندادن اعلان در قانون و مفردات آن به طور مشخص منع و طریق آن مسدود گردد.
4- یک شبکه توزیع فعال در سطح شهر کابل ایجاد شود که با بایسکیل، موتر سایکل و سایر وسایط مانند سایر کشور ها نشریه ها را به منازل مشترکین شخصی و ادارات دولتی برساند و در هر ناحیه دو غرفه فعال به غیر از غرفه های موجود ایجاد شود که ساعت (8) صبح نشریه همان روز در سراسر شهر در آنها دستیاب گردد.
5- از پول های جامعه جهانی یک مطبعه مدرن که همزمان نشریه ها را در مراکز زون ها چاپ نماید احداث شود تا بر آورده شدن این مأمول توزیع نشرات آزاد به مراکز زون ها با سبسایدی جامعه جهانی از طریق پرواز های طیارات الی مراکز زون ها با ارزان ترین قیمت صورت گیرد.
6- به حمایت کمک های جهانی مطبعه ایجاد شود که در نازل ترین قیمت نشریه ها را به چاپ برساند و مستقیماً نشریه ها از مطبعه توسط شبکه توزیع در اولین فرصت و زود ترین وقت به غرفه ها توزیع گردد.
هر گاه در مسائل اساسی فعالیت رسانه های آزاد چون رهانیدن از وابسته گی های مالی (ایجاد شبکه های شفاف توزیع) پائین آوردن هزینه چاپ و ترویج اخلاق اشتراک در رسانه های چاپی اقداماتی صورت نگیرد نباید انتظار داشت که به غیر از همان دو صدای دایمی صدا و حرف و گفت و صوت و پیشنهاد و طرح و نظر و انتقادی به گوش برسد. هرچه هست یا همان ها اند و یا کسانی که در جاذبه مقناطیسی دایره کمک های مالی آنان میچرخند و به این سان در جامعه کماکان صدای مونولوگ قدرت طنین انداز خواهد بود. یکی از دلایلی که در حال حاضر جامعه آماده نیست با اپوزیسیونی واقعی بسوی کارزار انتخابات آینده حرکت کند همین موجودیت امواج بلند دوصدائی هست که همگان باید یا همصدا با آنان و یا در دایره خطوط متمایل به آنان حرکت کنند و این را میتوان یک سانسور مدرن در رسانه های آزاد خواند. در حال حاضر یک فکر بکر و یک صدای دگر اندیش اگر بخواهد حرف بزند جز در موارد کوچک که آنهم همه جاگیر نیست اصلاً زمینه ئی ندارد تا حرفش را بگوید و صدایش را بلند کند و مجبور است آن صدا را در گلویش خفه سازد. آنانی که میتوانند حرف بزنند همه آهنگ یک آرکستر را می نوازند.
No Comments Yet »
RSS برای دیدگاههای این نوشته. آدرس دنبالک
دیدگاهتان را بنویسید:
وبلاگ روی وردپرس.کام. | Theme: Pool by Borja Fernandez.
Entries and comments feeds.
