Archive for the ‘سیاسی’ Category

کی به ویلز خواهد رفت؟ وکی چاره کندوی خالی کشور را خواهد کرد؟

اوت 27, 2014

سرمقالهشماره(189) چهارشنبه 5 سنبله 1393 / 27 اگست 2014

در حالیکه تا تحریر این نوشته دو کاندیدا در تعریف حکومت وحدت ملی مشکل دارند پس از ده روز باید رییس جمهور افغانستان در کنفرانس سران ناتو به ویلز رفته برای حکومت بعدی حمایت اقتصادی، سیاسی و نظامی جامعه جهانی را جلب کند، چند سوال سرنوشت ساز را مردم افغانستان مطرح مینمایند:
1- کی به ویلز برود؟
هرگاه طی ده روز آینده نتایج نهایی انتخابات اعلان نشود معلوم نیست کی میتواند به حیث رییس جمهور افغانستان به ویلز برود؟ دورۀ کار آقای کرزی به پایان رسیده و از طرفی ظرف کلامی که آقای کرزی با عصبانیت و تنش با جامعه جهانی به کار برده تمام پل های ارتباط افغانستان با جامعه جهانی را شکسته. آقای کرزی موافقتنامه امنیتی را با امریکا امضاء نکرد و با جامعه جهانی زبان مشترک ندارد، بنابران با دیدگاه های موجودشان نه تنها کمک جامعه جهانی را جلب نخواهد کرد بلکه حساسیت های بعدی را نیز به وجود خواهند آورد.
یک نظر آنست که هرگاه نتیجۀ انتخابات قبل از کنفرانس ویلز اعلان نشود هر دو کاندیدا به نمایندگی از افغانستان در کنفرانس ویلز اشتراک نموده در راستای توافق به امضای موافقتنامه امنیتی و جلب حمایت جامعه جهانی سخنرانی نمایند و در خطوط کلی و در پرنسیب عمومی آمادگی شانرا هر یک برای امضای آن سند و قبول شرایط جهان برای جلب کمک ها اظهار بدارند.
2- راه چارۀ جلوگیری از بحران خالی شدن کندوی کشور چیست؟
در حالیکه آقای کرزی باری از موجودیت 7 میلیارد دالر در بانک مرکزی افغانستان اطمینان داده و مردم را برای دو سال بدون کمک جامعه جهانی به پلو و چلو خوردن از کندو و ذخیره اسعاری کشور دعوت نمود، هنوز از کرسی قدرت به پایین نرفته که به قول رسانه ها وزارت مالیه فریاد میکشد که با کندی انتخابات کشور 5 میلیارد دالر صدمه دیده و 6 میلیارد دالر سرمایه از کشور فرار نموده و بدتر از آن طی چند ماه آینده با وضعیت کنونی کشور توان پرداخت معاشات کارمندان دولت را ندارد، عواید گمرکات به نصف تقلیل یافته و مصارف کنونی از در آمد روزانه صورت میگیرد.
در شرایط کنونی کشور در دو فکتور به بن بست رسیده، یکی آنکه با جهان در وجود زعامت کنونی زبان مشترک ندارد و دوم با متوقف شدن کمک های جامعه جهانی در داخل کندوی کشور هم خالی شده که این وضعیت شاید عواقب وحشتناکی را در پی داشته باشد و بیم آن میرود که روزی مردم با شکم گرسنه، با شعار «نان نان» به طرف دروازه های ارباب قدرت یورش برند و رهبران مست از هفت میوه و کباب و پلو و چلو به پاسبانانشان هدایت دهند تا مردم را به خوردن کلچه دعوت نمایند، که آن انفجار اجتماعی ناشی از فقر و گرسنگی احتمالاً چون بمب در کشور ارباب قدرت را به ورطۀ سرنگونی خواهد کشید.
نکویی کن امسال چون ده تراست
که سال دگر دیگری پادشاست

آخرین سخنان شاه امان الله با خبرنگار

اوت 27, 2014

شماره(189) چهارشنبه 5 سنبله 1393 / 27 اگست 2014
بر گرفته از کتاب مناسبات افغانستان و آلمان سالهای (1929 -1919) تالیف داکتر عالمه

این مصاحبه در کشتی (مولتان) توسط یک ژورنالیست آلمانی با شاه امان ا لله انجام شده، کشتی که باید شاه امان ا لله را در تبعید بدرقه میکرد.
درین مصاحبه پاسخ های ازجانب ملکه ثریا نیز آمده است.
ملکه ثریا:“اگر درد و الم شوهرم را بزرگ نسازم من این سقوط را پذیرایی می کنم که بالاخره به من دوباره آزادی را اعطا نمود. کسی نمی تواند تصور کند که من در افغانستان چه را تحمل می کردم. پدرم رهبر یک قوم سرحدی افغانی بود، مادرم یک سوریه ی است و من در دمشق بزرگ شده ام. هنگامیکه من از یک فضای روشنفکری دمشق به کابل آمدم، نمی توانستم خودرا با شرایط افغانستان وفق بدهم. افغانستان یک کشورخشن و غیر دوستانه است و شهروندان اش با خشونت بی سابقه همراه اند. فقط عشق من به شوهرم و خاطرات فراموش نشدنی شاد دوران جوانی ام مرا کمک کردند تا ضربات سرنوشت را تحمل کنم” شاه امان ا لله می گوید: » من یک خیالباف و بی پروا نیستم. من می خواستم با آنان (ملا ها) کمپورامایز را پیش ببرم اما آنها نمی خواستند از هیچ نوع نوآوری بشنوند، حتی بهبود ضروری ترین وسایل تخنیکی را نمی پذیرفتند. مثلا تیلفون را به حیث کشف شیطان رد می کردند. دلایل من در مورد خطوط تیلفون در شهرهای مکه و مدینه به دلیل اینکه در آن جاها اسلام تحریف شده است، رد می شد. شفاخانه نمی توانستم اعمار کنم… مالیات منظم را نمی خواستند برسمیت بشناسند چون برضد اوامر خداوند پنداشته می شد ونظر به برداشت آنان خداوند چنین چیزی را حکم نمی فرمود.
برضد مقررات من در مورد پاسپورت(تذکره) بگونه شدید مبارزه می شد برای اینکه باید مردان عکس می گرفتند، طوریکه در تمام دنیا معمول است. علما می گفتند کسی که می گذارد عکس اش گرفته شود، در یک سال، دریک ماه و یا در یک روز میمیرد. اکثرا مردم به نواحی پولیس می آمدند و پیشنهاد می کردند که برای آنهاخوشایند تر است تا 50 شلاق بخورند تا عکس آنان گرفته شود. تحت چنین شرایطی باید مبارزه صورت میگرفت. من باید اولتر یک اردوی قوی و ارودی قابل اعتماد می ساختم اما ساختن یک اردوی قوی هزینه می خواست ، در یک کشور نادار مانند افغانستان این هزینه را ازکجا می گرفتم؟ به هرحال آرزومندم که حد اکثر بعد از یک سال دوباره به خواست مردم افغانستان در کابل باشم.»Ÿ

موج معکوس بازی رییس جمهور

اوت 27, 2014

شماره(189) چهارشنبه 5 سنبله 1393 / 27 اگست 2014

نوشته : محمد داود سیاووش

اگر این اظهارات صاحبنظران و آگاهان سیاسی را قبول کنیم که اکثریت طالبانی که به دستور رییس جمهور از زندانها بدون محاکمه آزاد شده اند به جبهات جنگ برگشته و اکنون در رهبری جنگها در چهارده ولایت افغانستان بر ضد دولت مصروف اند، این سوال پیش میشود که هدف رییس جمهور کرزی از رهایی این زندانیان در آخرین سال و ماه و روزهای دورۀ کارش چی بوده و رابطۀ رییس جمهور با طالبانی که از زندانها رها شده اند و در حال جنگ با دولت میباشند چگونه است؟
به نظر میرسد رییس جمهور کرزی با توجه به پایان دورۀ کارش طالبان را برای آن از زندانها رها نمود تا در دورۀ بعدی که از قدرت کنار میرود از آنان به صفت حربه و آلۀ فشار بر علیه جانشینش در ارگ و دولت امریکا استفاده نموده در دورۀ بعدی امتیازاتی را در قدرت بدست بیاورد.
ابراز نظر مقامات ارشد دولت نشان میدهد که تنها رییس جمهور و حلقۀ کوچک اطرافش در ارگ به معاملات رهایی بدون محاکمه طالبان از زندان راضی میباشند و باری یکی از حلقات کلیدی همین ارگ نشینان در نشستی ظاهراً مدنی تیم و حلقۀ مربوط شان را به صفت بازوی سوم قدرت آینده جا زد.
احتمالاً رییس جمهور کرزی میداند که پس از انتقال قدرت به جانشینش، رییس جمهور بعدی در مخمصه بزرگی از بحران در بُعد امنیتی دچار خواهد شد و لاجرم دست احتیاج به او به صفت کسی که با طالبان رها شده از زندانها رابطه دارد، دراز خواهد کرد که در این حال رییس جمهور کرزی با گماشتن افرادش در مقامات دولت آینده با توجه به اینکه در ارگ اقامت خواهد داشت به صفت رهبر اصلی پشت جبهه دولت عرض اندام خواهد کرد؛ اما پاشنۀ آشیل آقای کرزی در این معادله آنست که طالبان مانند دورۀ امارت شان یکدست و تحت یک قومانده نیستند. شبکۀ حقانی تحت قوماندۀ آی اس آی حرکت میکند، رهبران طالبان در قطر با رهایی از گوانتانامو جدا از کرزی جا خوش کرده اند، که در این حال هرگاه وضعیت کشور پس از انتقال قدرت توسط طالبان مرتبط با تیم آقای کرزی به وخامت بگراید اشتعال جنگ میان طالبان کرزی با سایر گروههای طالب دور از امکان نیست و در آنصورت آقای کرزی که در نظر دارد از خط مخالف دولت بر افغانستان حکومت کند، شاید اولین قربانی این معاملۀ خطرناک باشد، چنانکه داودخان، نور محمد تره کی و دکتر نجیب در گذشته قربانی چنین معاملات شده اند.
مخالفت رییس جمهور با بمباران هوایی، عملیات شبانه و استفاده از سلاح های ثقیل در جنگ در آخرین روز های دورۀ کارش با سرپیچی برخی قوماندانان جبهۀ جنگ از اوامرش مواجه شده و آنان علناً به قدم های پایین شان دستور داده اند که طالبان را در جریان جنگ بکشند و حتا یکی از مقامات بلند پایۀ اردو در هرات با صراحت از استفاده از سلاح ثقیل در جنگ و درخواست کمک از نیروهای هوایی بین المللی سخن گفت.
رییس جمهور که در گذشته باری در مصاحبه اش از سرقوماندانی جنگ بیزاری خود را اظهار داشته بود، در حال حاضر خود را در موقعیتی قرار داده که مأموریت های جنگی در میدان های نبرد طبق قوانین محاربه به پیش میرود و اوامرش در آن مؤثر نیست.
آنچه در آخرین روزهای کار آقای کرزی قابل تذکر است اینکه چقدر بی احترامی به خون آن سرباز و افسری شده که طالبی را با فدا نمودن جانش دستگیر کرده و اکنون از زندان بدون محاکمه رها میشود تا با دولت بجنگد.
شاید موج معکوس و تبعات فشار این مسأله برای کسانیکه به این معامله خونین دست میزنند خیلی وحشتناک باشد. آقای کرزی و کدام کاندیدایی در آینده هرگاه با این محاسبه پشت به ستون استوار و دژ نیرومند قوای مسلح افغانستان کرده اند که میدانند امریکا در هر نوع معامله و محاسبه کشاندن طالبان را به قدرت در محراق توجه قرار میدهد، باید این ریسک را نیز از یاد نبرند که اگر در ازای کشاندن چند هزار طالب مسلح بخش های بزرگ آرام و فرمانبردار و مطیع کشور و قوای مسلح فرمانبردار را از دست بدهند، چقدر برایشان سنگین تمام خواهد شد و در آنصورت چقدر انسان را باید بکشند و چند سال باید بجنگند تا بر کلیه مناطق غیر طالبی تسلط شان را بر قرار سازند.
قدر مسلم آنست که هرگاه شرایط کشور چنان انکشافی را در پی داشته باشد، حتا تیکه داران قومی تیم حاکم و متحد با آقای کرزی نیز از مهار وضعیت عاجز خواهند بود چون شرایط موجود با دهۀ 90 که در آن فرماندهان پُر قدرتی سراسر کشور را رهبری میکردند به اندازۀ یکصد و هشتاد درجه تغییر کرده است.Ÿ

وقتی دو پله دروازه سیاست جور بیاید، نجار های سیاسی پشت دروازه میمانند

اوت 20, 2014

سرمقاله

شماره(188) چهارشنبه (29 ) اسد 1393/ (20) اگست 2014
روزیکه اعلان شد 8 میلیون رأی طی چه مدتی بازشماری و بررسی باید شود، از ترکاری فروش تا جوالی و از خدمه دفاتر تا کسبه کار کشور همه به یکصدا میگفتند این کار در این مدت نا ممکنست.
بار دیگر وقتی گفتند هر روز یکهزار صندوق رأی بازشماری میشود، احاد مردم به یکصدا در مجالس و محافل و بازار و کرد و پلوان میگفتند این کار در این مدت ممکن نیست.
پس از به بحران کشیدن این پروسه مطابق پیشبینی های مردم وقتی جان کیری بار دوم به کابل آمد مردم از مشاهده امضأ و انکار از سندی که تصویر آن در رسانه ها منتشر شد پیشبینی کردند که بازهم حوادثی در راه است و اینک با هُشدار عطا محمد نور و خنده بلند دکتر غنی، خموشی دکتر عبدا لله و ارگ در این رابطه بازهم مردم پیشبینی میکنند که کار مشترک با روحیه یی که حتا در تعریف حکومت وحدت ملی طرفین مشکلات دارند، دشوار خواهد بود.
اما مردم کم سواد و بیسواد و صاحبنظر و منزوی افغانستان باز هم حوادثی را پیشبینی میکنند که با توجه به مهارتی که دو طرف در معامله گری چهارده ساله دارند، دور از امکان نیست که با جور آمدن پله های دروازه سیاست در وجود دو کاندیدا، نجار های سیاسی که طی دو دوره انتخابات با گلوهای باد آورده و با چشم پُت به روی هم رگباری از اتهامات را شلیک کرده اند، پشت دروازه بمانند.Ÿ

رویاهای چهارده ساله مردم به سراب رسید

اوت 20, 2014

شماره(188) چهارشنبه (29 ) اسد 1393/ (20) اگست 2014
محمدداود سیاووش
با پایان قانونی دورۀ کار تیم حاکم در حالیکه نمیتوان گفت هیچ کاری طی این سالها صورت نگرفته، هرگاه اجراآت و فعالیت ها و دستآورد های چهارده سال اخیر را به موازات امکانات و کمک ها و توجه جهان و سطح مطالبات و توقعات مردم افغانستان محاسبه کنیم به جرئت میتوان گفت که کار لازم صورت نگرفته و دستآورد ها در مدار صفر قرار دارند.
مردم توقع داشتند طی این چهارده سال سی و چهار شهرک به نقشۀ تیپیک در مرکز سی و چهار ولایت افغانستان میداشتند که با امکانات آب پاک، کانالیزاسیون، ترانسپورت، نفت، برق و گاز مجهز میبود.
مردم توقع داشتند در این چهارده سال دشت های شمال و جنوب کشور با احداث بندهای آبگردان در دریاهای کشور آبیاری میشد و کشور از لحاظ مواد غذایی اکنون خود کفا میبود.
مردم توقع داشتند در طی این چهارده سال معادن حاجیگک، مس عینک، ذغال سنگ، گاز، نفت و احجار کریمه طوری استخراج میشد که میلیون ها نفر در آنها اکنون مصروف کار میبود.
مردم توقع داشتند با احداث نیروگاه های برق آبی آنقدر برق از دریا های افغانستان تولید میشد که جای شیطان چراغ در دور دست ترین نقاط کشور خانه ها را گروپ پنجاه وات روشنایی میبخشید و اکنون افغانستان به پاکستان و سایر کشور های همسایه برق صادر میکرد.
مردم توقع داشتند در پهلوی شهر کهنه کابل اکنون یک کابل نو میداشتند که با آخرین امکانات عصری مجهز بوده با پایتخت ها کشورهای همسایه از نظر خدمات اجتماعی و محیط زیست پاک اکنون رقابت میکرد.
مردم توقع داشتند در طی چهارده سال هر سال یکهزار نیروی مسلح مجهز با مدرن ترین سلاح های ثقیله و خفیفه در بهترین دانشگاه های نظامی جهان تربیت می یافت و اکنون آن یکصد و چهل هزار نیروی خاص پس از خروج نیروهای بین المللی ستون فقرات دفاع از نظام را میساخت.
مردم توقع داشتند در طی چهارده سال هر سال پنجاه نفر در رشتۀ قوای هوایی به مؤسسات تحصیلات عالی جهان فرستاده میشد که اکنون پرسونل مسلکی هوایی افغانستان با پیشرفته ترین طیارات جهان در حفظ و دفاع از آسمان کشور به غرش و پرواز می آمد.
مردم توقع داشتند راههای مواصلاتی کشور و سرکهای داخل شهرها با چنان کیفیت عالی ساخته میشد که اکنون در هر کند و کپر ارتفاعات و تونل ها دهها موتر بابری و مسافربری سقوط نمیکرد.
مردم توقع داشتند هر سال حداقل یکصد هزار اپارتمان رهایشی با کیفیت عالی و استندرد های بین المللی اعمار میشد تا اکنون مشکل سرپناه حداقل برای بیش از یک میلیون نفر حل میگردید.
مردم توقع داشتند در خطوط راه تاریخی ابریشم از شمال به جنوب و از شرق به غرب افغانستان خط آهن احداث میشد که اکنون تنها از عواید حق ترانزیت آن کشور بخشی از مشکلات اقتصادی خود را حل میکرد.
مردم توقع داشتند مؤسسات و نهادهای مدنی تا مرحله یی از رشد اجازه داده میشد که اکنون مردم همه اختلافات شان را در پرتو شعور حق شهروندی حل میکردند نه تعصبات و اختلافات قومی، گروهی، قبیلوی و امثال آن.
سخن کوتاه که مردم توقع داشتند در سال 2014 که نیروهای بین المللی از افغانستان خارج میشوند در نتیجه کار تیم حاکم کشور آباد، مرفه و دارای امکانات مادی و معنوی خدمات اجتماعی و رفاه همگانی میبود، اما افسوس که اکنون در پایان کار رییس جمهور در شرایطی قرار داریم که با جرقه هایی که در بحران انتخابات ایجاد شده فریاد وزارت مالیه افغانستان به افلاک میرسد که گویا سه ماه بعد حکومت توان پرداخت معاشات کارمندان دولت را نخواهد داشت و صدای نیروهای امنیتی در سراسر کشور بلند است که در شرایطی که قوای بین المللی از افغانستان خارج میشود در بیش از چهارده ولایت عملاً جنگ شدید با طالبان در جریان است.
مردم میپرسند:
– کجا شد آن چند میلیارد دالر بانک مرکزی که رییس جمهور اطمینان داده بود پس از خروج جامعه جهانی تکافوی احتیاجات کشور را مینماید؟
– کجا شد آن وعده هایی که گفته میشد در افغانستان حوادث عراق تکرار نمیشود، در حالیکه رهبر داعش پاکستان که اصلاً یکی از باشندگان ولایت ننگرهار است بیعت خود را به خلافت البغدادی اعلان نمود؟
– کجا شد آن لوی درستیزی که کُرتی خود را میفروخت و از کشور دفاع میکرد، این آقا فعلاً کدام لباس را میپوشد و اشربه و اطعمه سفره آن آقا چیست؟ و مردم در چه حالت قرار دارند؟
این سوالاتیست که تاریخ بیرحمانه در باره آن قضاوت خواهد کرد و از تیم حاکم معامله گر حساب خواهد گرفت.Ÿ

جشن ها وروز هایی که تجلیل نمیشوند؟!

اوت 20, 2014

شماره(188) چهارشنبه (29 ) اسد 1393/ (20) اگست 2014
کاووس سیاووش
amanula
در سالهای اخیر دورۀ کار تیم حاکم منجمله سایر ندانم کاری ها و اجراآت عجیب و غریب و متناقض و ضد و نقیض از تجلیل با شکوه روزهای تاریخی-فرهنگی ملی و بین الملی نیز به نحوی حکومت طفره رفت.
تجلیل شکوهمند جشن استقلال به مثابۀ سمبول تمرکز وحدت ملی به گل گزاری در منار استقلال داخل حصار ارگ خلاصه شد.
روز 8 ثور با چند فیر از ویرانه های مقابل لوژ رسم و گذشت و گریز تاریخی دولتمردان از لوژ به تاریخ سپرده شد.
تجلیل از جشن جهانی نوروز که با حضور رؤسای جمهور کشور های منطقه در کابل دایر میشد، با وجود مصارف گزاف در اعمار قصری به این مناسبت در پغمان دایر نشد و در حصار ارگ با مراسم مختصر تجلیل گردید.
تنها روزهایی که در طی سالهای اخیر به مثابۀ جشن های مذهبی، ملی و تاریخی توسط خود مردم و بدون مداخله حکومت با شکوه تجلیل گردید مراسم عید سعید اضحی و عید فطر میباشد که در تجلیل آن حکومت نقش چندانی ندارد.
با این حال به علت تغافل و ندانم کاری ها، فراموشی و یا هر علت دیگری حکومت در سالهای اخیر دورۀ کارش تجلیل شایسته از روز زن، روز زبان مادری، روز مبارزه با تبعیض نژادی، روز شعر، روز آزادی مطبوعات، روز معلم، روز مادر، روز حقوق بشر، روز غذا، روز جوانان و غیره را اولاً فراموش کرده و نادیده گرفته و اگر روزی از این شمار را استثناءً تجلیل نموده، در حد یک اقدام سمبولیک و نمایشی زیر سقف بوده است.
حکومت حتا در این سالها در تجلیل «دهۀ آموزش در خدمت توسعه پایدار» و «دهۀ آب» کم آمد و آنرا نادیده گرفت. در حالیکه اکثریت این روزها و دهه ها توسط یونسکو به رسمیت شناخته شده و روزها و دهه های جهانی میباشند.
به هر حال آنچه مسلمست اینکه نادیده گرفتن و بی تفاوت گذشتن از برابر جشن استقلال و خلاصه نمودن آنروز به رخصتی عمومی و گل گزاری در پای منار استقلال در داخل ارگ از مسایلی میباشد که هیچگاه از حافظه تاریخ فراموش نشده و مردم مقصرین و عاملین آنرا در تیم بر سر اقتدار هرگز نخواهند بخشید.Ÿ

به مقایسه پاسپورت 208 کشور ، افغانستان بدترین پاسپورت دنیا را دارد

اوت 20, 2014

شماره(188) چهارشنبه (29 ) اسد 1393/ (20) اگست 2014

10574251_292292087610053_7334615372943993779_n

شرکت مشاوره ای ̎موهاب̎ در بریتانیا گزارشی از مقایسه پاسپورت های ۲۰۸ کشور دنیا را منتشر کرده و نتیجه بررسی این شرکت بهترین و بدترین پاسپورت کشورها را مشخص کرده است.
این گزارش که در ویب سایت این شرکت به نشر رسیده، پاسپورت تمامی کشورها را مقایسه کرده و ملاک مقایسه، تعداد کشورهای است که دارنده پاسپورت بدون ویزا در آن اجازه ورود دارد.
در سطر فهرست، سویدن، فنلاند و بریتانیا سه کشوری است که اتباع این کشورها بدون ویزه به ۱۷۳ کشور سفر کرده می توانند.
پاسپورت این سه کشور با اعتبارترین پاسپورت مسافرتی در دنیا شناخته شده است.
در قعر فهرست تنها نام افغانستان موجود است، کشوری که اتباع آن تنها می تواند به ۲۸ کشور دنیا بدون ویزه سفر کنند.
پاسپورت این کشور بدترین پاسپورت مسافرتی دنبا شناخته شده است که اتباع آن هنگام سفر باید طی مراحل اداری بی شماری را پشت سر بگذرانند.Ÿ
پایگاه حقوفدانان افغانستان

تبعات شکست انتخابات و خطر عراقی شدن افغانستان

اوت 13, 2014

شماره (187) چهارشنبه 22 اسد 1393 / 13 اگست 2014

سرمقاله

هرگاه آخرین تلاش ها در اثبات شفافیت انتخابات با بررسی در بُعد تکنیکی به ناکامی مواجه گردد حتا توافقات سیاسی نیز نمیتواند مشروعیت انتخابات را تضمین نماید و کشور را خطرات ذیل تهدید میکند:
1- با توجه به اینکه دور سوم انتخابات از نظر قانون اساسی دایر شده نمیتواند، در شرایط خلاء قدرت جهان از افغانستان پشتیبانی نمی نماید.
2- نیروهای مسلح طالبان و تنظیم های قبلی حزب اسلامی، جمعیت اسلامی، حرکت انقلاب اسلامی، حرکت اسلامی، حزب وحدت اسلامی و… در ساحات قبلی شان مانند دهه 90 تسلط پیدا میکنند و طالبان جنوب را تحت کنترل خود می آورند.
3- کوهها و دره های افغانستان به پناهگاه های امن دهشت افگنان چون داعش، القاعده و… مبدل خواهد شد.
4- افغانستان به مناطق تحت نفوذ پاکستان، ایران، کشورهای عربی و ترکیه تقسیم خواهد شد.
5- دهشت افگنان پاکستانی قرارگاه هایشان را در داخل افغانستان و در امتداد نوار مرز انتقال خواهند داد.
6- جنگهای فرقه ای، گروهی و مذهبی مانند عراق در افغانستان آغاز خواهد شد.
با توجه به خطرات فوق هرگاه انتخابات در بُعد بررسی تکنیکی به ناکامی بکشد و در بُعد سیاسی دو کاندیدا در تقسیم به اصطلاح لحاف ملا نصرالدین با هم به موافقه نرسند، بهتر است قبل از سقوط کشور به دامان بحران وحشتناک، تحت نظر سازمان ملل اداره مؤقت تشکیل گردیده زمینه را برای انتخابات مجدد آماده سازند.Ÿ

کی نا خوانده امضا کرده؟

اوت 13, 2014

شماره (187) چهارشنبه 22 اسد 1393 / 13 اگست 2014

10402038_665695206858036_3144410612192246638_n
محمد داود سیاووش
در حالیکه اهرم کاندیداتوری از چند کاندیدا به دو کاندیدا خورد شد و مدغم شدن به این دو تیم احزاب، گروهها و حتا خانواده ها را منقسم نموده در بسیاری موارد دشمنان آشتی ناپذیر به دوستان خلل ناپذیر و در پاره یی از موارد دوستان خون شریک به مخالفان و رقیبان همدیگر تبدیل شدند، در نهایت مردم در برابر دو انتخاب قرار گرفت که از آن جمله باید یکی را برگزینند: رفتن مردم در دور دوم به پای صندوق های رأی با بر آمدن اشیای عجیب و غریبی چون اسکاشتیپ و مواد قرطاسیه و غیره از درون صندوق های رأی هنگام بازشماری آرأ و مشاهدۀ حالاتیکه حتا در صندوق های خالی بیش از چند صد رأی بنام یک کاندیدا قلمداد شده بحران اعتماد در زمینه شفافیت انتخابات را به حد اعلی افزایش بخشید.
با پا در میانی جان کیری در مرحلۀ اول بحران مهار شد و توافقات لفظی در زمینه تشکیل حکومت وحدت ملی به وجود آمد، اما با پرواز جان کیری از میدان هوایی به سوی کشورش این توافقات لفظی هم به باد هوا رفت و جدال و بحث های دو رقیب بار دیگر اوج گرفت، تا آنکه بار دوم جان کیری وارد صحنه شده این بار سندی شامل توافقات هر دو کاندیدا به امضأ رسید، اما باز هم هنوز رنگ قلم دو کاندیدا در امضای توافقات خشک نشده بود که اختلافات در درک مفاد سند امضأ شده میان طرفین بالا گرفت که این میتواند یک مضحکه باشد.
این اختلافات در مرحلۀ کنونی در زمینه های ذیل به وجود آمده:
1- تقسیم قدرت
ستاد انتخاباتی دکتر عبدا لله مدعیست بر اساس مفاد آن سند زمانیکه روند عادی دموکراسی معطل میشود و حکومت وحدت ملی ایجاد میگردد رییس اجرائیوی به رهبری اپوزیسیون به وجود می آید که این خود نوعی از تقسیم قدرت است و پُست های بلند دولتی و امنیتی به صورت مساویانه تقسیم میشود، این ستاد در ارایه این ادعا به مفرداتی از سند امضأ شده هر دو رقیب اشاره میکند در حالیکه ستاد انتخاباتی دکتر غنی تقسیم قدرت را برداشت نادرست شایع شده میخواند و دکتر غنی به خبرنگار بی بی سی میگوید سندی را که او امضأ کرده موافقتنامه تقسیم قدرت نیست به گونه یی که وزارتخانه ها بین دو رهبر تقسیم شود، در حالیکه دکتر عبدا لله به خبرنگار بی بی سی میگوید که رییس جمهور بخشی از صلاحیت های خود را میتواند به این مقام جدید که در دو سال آینده نخست وزیر اجرایی خواهد بود بدهد. آقای عبدا لله میگوید که در سند موضوع تقسیم قدرت گنجانیده شده و هر دو نامزد میخواهند افراد خود را در پُست های کلیدی وزارتخانه ها بگمارند.
اتکاء تیم دکتر عبدا لله به مادۀ پنجم سند پیوست این اعلامیه میباشد که بر اساس آن:«تعینات در مقام های کلیدی امنیت ملی، نهادهای مستقل و اقتصادی حکومت با در نظرداشت اصل ایجاد تساوی و برابر بین انتخاب رییس جمهور و رهبر اپوزیسیون صورت میگیرد. مقامات وزارتخانه ها، قضاء، مقرری های کلیدی در سطح ولایات با در نظرداشت اصل نمایندگی عادلانه توسط رییس جمهور به مشورۀ رهبر اپوزیسیون صورت میگیرد.»
2- درک از مفهوم بُرد بُرد و بُرد و باخت
تیم دکتر عبدا لله به فورمول بُرد بُرد در این سند باور دارد اما سخنگوی تیم دکتر غنی به این باور است که در حکومت وحدت ملی هر دو رهبر برنده و بازنده برای افغانستان کار خواهند کرد و با این حال توافقات بدست آمده را در چوکات یک اعلامیه میداند نه موافقتنامه.
– از جانب دیگر بروز این اختلافات در روند بازشماری آرأ فوق العاده تأثیر گذاشته. هرگاه توافقات سیاسی به نتیجه نرسد پروسۀ تکنیکی شمارش آرأ دچار بحران بزرگی خواهد شد که برخورد فزیکی نماینده های دو تیم رقیب هنگام بازشماری آرأ و حمله به ژورنالیستان در هنگر شمارش آرأ را میتوان نمونه های کوچک آن به شمار آورد.
در حالیکه هنوز سرنوشت ابطال آرأ معلوم نیست، صف آرایی طرفداران هر دو تیم در داخل تیم ها بر ضد توافقات بدست آمده موضوعی میباشد که ممکنست اجرای موفقانه این پروسه را به مخاطره بیاندازد.
دو کاندیدا و یک انتخاب
در پایان مصرف یکصد و چند میلیون دالر جامعه جهانی در کارزار انتخابات با اتهامات تکان دهنده یی که بر کمیسیون انتخابات و شکایات انتخابات وارد شد، اکنون چشم همگان به سوی ناظران بین المللی در پروسۀ بازشماری آرأ میباشد.
روزهایی که بسیاری استدلال مینمودند که در کمیسیون انتخابات و شکایات انتخابات نمایندگان سازمان ملل یک امر ضروری میباشد را همه به یاد دارند، ولی اکنون هیچکس از آنانی که به افغانی شدن پروسه انتخابات افتخار میکردند نمی پرسد که مسوولیت این افتضاح و رسوایی را که دو کمیسیون با ترکیب افغانی در منجلاب آن دست و پا می زنند و جهان برای میانجیگری وارد صحنه شده کی به عهده میگیرد؟
در حال حاضر حکومت وحدت ملی را بسیاری ها به مفهوم آخرین امکان و تقسیم قدرت درک میکنند، هرگاه این روند به ناکامی بیانجامد در حالیکه امکان تدویر انتخابات دور سوم از نظر قانون اساسی ممکن نیست، کشور وارد بحران بزرگی خواهد شد.
ناکامی انتخابات به مفهوم درز برداشتن دیوار دموکراسی و نابودی ارزشهای مندرج قانون اساسی میباشد. هر یک از دو کاندیدا با تمام ضعف ها و نقایصی که در کار وجود دارد باید این جرئت اخلاقی را داشته باشند که شکست را بپذیرند و جرئت تبریک گفتن به طرف مقابل را داشته باشند و با این حال هرگاه اپوزیسیونی جدا از حکومت بخاطر نظارت بر اعمال و اجراآت حکومت آینده تشکیل شود که موارد اختلاس، رشوه، فساد، قاچاق و… تیم رقیب را مو به مو افشأ نماید شاید برای دورۀ بعدی به مثابۀ گل سر سبد آرزو های مردم بتواند دو دور مسلسل در افغانستان قدرت را در دست داشته باشد و اما اگر هدف چوکی و رسیدن به چوکی ها باشد باید این گفته سعدی را برای دوتیم شوقی قدرت باز خواند که:
بهر شامت گاو حاضر گوسفندت در پسین
صبح اینک ماکیان وا لله خیرالرازقین Ÿ

که فکر هیچ مهندس چنین گره نگشاد

اوت 6, 2014

شماره ( 186) چهارشنبه 15 اسد 1393 / 6 اگست 2014

سرمقاله

به این تمکین و سکته گی و پیوست و گسیخت که کار شمارش آراء ادامه دارد سوالی مطرح میشود که علاوه بر وقفه های قصدی چند ساعته و چند روزه، حتا در صورت کار نورمال شمارش آراء هرگاه 15 ثانیه در شمارش و تفتیش هر برگۀ 8 میلیون رأی وقت لازم باشد و 2 میلیون دقیقه حاصل آن بخاطر تبدیل به ساعت تقسیم 60 شود، ساعت بدست آمده برای تبدیل به روز تقسیم 24 شود، روزهای بدست آمده بخاطر تبدیل به هفته تقسیم 7 شود و هفته های بدست آمده بخاطر تبدیل به سال تقسیم 52 شود، چقدر وقت طولانی برای این کار لازم است؟
این مسأله در حالی به التوا کشیده میشود که رییس جمهور قرارداد امنیتی با امریکا را امضاء نکرده و قرار است در اجلاس آیندۀ ناتو بخاطر عدم موافقت با این سند اشتراک کرده نتواند، بانک های افغانستان بخاطر نا وقت امضاء شدن قانون منع پولشویی و معیاری نبودن در تبادلۀ پول با جهان مشکل پیدا نموده، بودجۀ افغانستان 20 میلیارد افغانی کسر نموده و با خروج نیروهای بین المللی پس از 2014 دوام جنگ دو ماهه سنگین بنابر عدم حمایت هوایی همه را دچار تشویش ساخته است. همزمان با آن رییس جمهور بازهم به قوای مسلح هدایت داده که از سلاح های ثقیل در جنگ استفاده نکنند که این یک سوال و معمای جدید میباشد.
با توجه به بحران بزرگی که دامنگیر کشور است و با در نظرداشت خلیج بزرگ اختلافی که میان دو کاندیدا پیدا شده چند مسأله برجسته میگردد:
1- امکان کار مشترک این دو تیم با فورمولی که تحت عنوان حکومت وحدت ملی و یا هر نام دیگر مطرح میشود قطعاً نا ممکنست. در بهترین حالت هرگاه دو جانب به نحوی به پایان این ماجرا توافق کنند به غیر از آنکه یکی در قدرت و دیگری در اپوزیسیون بر ضد آن کار را به شکل مسالمت آمیز آغاز کند، راه دیگری وجود ندارد.
2- شمارش آراء با سرعت کنونی و با توجه به تعدد نظریات در جریان کار مدت طولانی را در بر خواهد گرفت.
3- ضربات خورد کنندۀ نشر نوارهای صوتی توسط تیم اصلاحات و همگرایی عمیقاً رییس جمهور را در موقعیت مخالف با آن قرار داده که با نمایش اشتراک امرخیل در نماز عید و موضعگیری حکومت در حمایت از آقای خلیلی نمونه های آن را میتوان مشاهده نمود.
4- در صورت ناکامی تلاش های کنونی جامعه جهانی هیچ راهی به نظر نمیرسد بجز آنکه تحت نظر سازمان ملل یک ادارۀ مؤقت تشکیل شود و در مدت کوتاه انتخابات را بار دیگر برگزار نماید.
هرگاه جهان به مسأله افغانستان توجه ننماید، امکان آن وجود دارد که پس از مدت های طولانی شمارش بار دیگر با عدم قبول یکی از طرفین موضوع طی مدتهای طولانی به محکمه راجع شود که در آن حال بحران افغانستان صدها برابر افزایش یافته کشور به تختۀ خیز کشورهای همسایه و گروههای تندرو منطقه و جهان مبدل خواهد شد.Ÿ

دنبال‌کردن

هر نوشتهٔ تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.