Archive for the ‘سیاسی’ Category

(بینی خمیری) بنام انتخابات

سپتامبر 24, 2014

شماره( 193) چهارشنبه 2 میزان 1393 / 24 سپتمبر 2014

x

cartoon3

در حالیکه هند با یک میلیارد نفوس، ترکیه با کشوری در میان سیکولار و اسلامی و سویدن و اسکاتلند کشورهایی با نظام های متفاوت انتخابات را در کشور هایشان طی یکروز به پایان بردند و حتا بزرگترین بحران کشور انگلیس با یک ریفرندوم دموکراتیک به پایان رسیده از نتایج آن رضایت سیاسی مردم بدست آمد، در افغانستان با نفوس بیست و پنج میلیون ماجرای انتخابات با تقلب های فراوان به یکی از رسواترین ماجراهای تاریخ افغانستان معاصر و طولانی ترین انتخابات جهان مبدل شد. این انتخابات هنگامی در تقلب فرورفت که قرار است جامعه جهانی در پایان این سال مأموریت نظامی خود را در افغانستان پایان بخشیده و ادامه همکاری جهان با افغانستان و تأمین ثبات بعدی در کشور مشروط به امضای موافقتنامه امنیتی با امریکا میباشد.
انتخابات افغانستان از منظر جهانی
جامعه جهانی که در سردترین نقطه روابط با آقای کرزی قرار داشت و بخاطر عدم امضای موافقتنامه امنیتی و عدم اشتراک کرزی در کنفرانس ویلز و فقدان زبان مشترک موصوف با جهان در آخرین روزهای دورۀ کار کرزی به یک پارتنر هرچند ضعیف اما برآمده از فیلتر ظاهری انتخابات ضرورت داشت تا به صفت بینی خمیری از طریق آن و در چوکات امضای موافقتنامه امنیتی به ادامه همکاری حضورش با افغانستان ادامه دهد، بنابران سازمان ملل، ایالات متحده و کشورهای غربی علیرغم غیر شفاف بودن و حتا تا سرحد غیر مشروع بودن انتخابات افغانستان، تمایل نشان دادند با صحه گذاشتن بر یک سلسلۀ غیر دموکراتیک، کاریدوری از طریق رهبر جدید برای تأمین ادامه ارتباط با افغانستان داشته باشند.
در حالیکه به امریکا و جهان غرب کاملاً هویدا بود که این انتخابات به مفهوم آنچه انتخابات معیاری و شفاف در غرب خوانده میشود غیر معیاری بود ایالات متحده و غرب با صحه گذاشتن به این انتخابات در واقع روپوش دموکراتیکی برای ادامه ارتباط شان با افغانستان گذاشتند.
آرایش نیروهای سیاسی و قومی در انتخابات
با توجه به اینکه در این انتخابات شیرازه و تسمه اصلی سازماندهی در ارگ بود و با درنظرداشت اینکه در افغانستان احزاب، سازمان ها و گروههای اجتماعی به دور اهداف کرسی پرستانه تجمع نموده اند، انکشاف اتحادها و افتراق ها از قاعده بطرف رأس اهرم انتخابات به شکل کاملاً عجیب و غیر مترقبه شکل گرفت.
احزاب تجزیه شدند، خانواده ها منقسم شدند، جریانات حتا آشتی ناپذیر به شکل تاکتیکی همدیگر را به آغوش گرفتند و در فرجام با خلاصه شدن انتخابات به دو قطب بازهم تنظیم ها، جریانات و گروههای قومی و مذهبی طوری در کنار هم قرار گرفتند که بدنه های اصلی تیم ها را پارچه پارچه و غیر متجانس کردند.
بسیاری احزاب و جریانات و تنظیم ها با تخیلات رومانتیک قومی، چپی و جهادی فریب فضای گردابی دو محور انتخابات را خوردند که به ظاهر بوقلمون ترسیم شده بود، در حالیکه برعکس تصور آنان این پروسه در دو قطب به شکل پراگماتستی و روزمره و تاکتیکی تجمع نموده بود.
کسانی در این ساختار های مقوایی ایستادن با آنرا رسالت نجیبانه و مخالفت با آنرا تا سرحد عمل جنایتکارانه محاسبه نموده در صفوف این کشمکش های چه بسا انسان هایی که دشمنی ابدی طرف مقابل را در بدل موضعگیری هایشان به جان خریدند.
با پیوستن به این محور ها بسیاری نیروهای سیاسی، اجتماعی، قومی و مذهبی خواب رسیدن به مقام و چوکی و منصب و وزارت و ولایت و قوماندانیت را دیده در ازای آن با گلو پاره کردن ها و رجز خوانی و ملامت کردن های همدیگر به جان هم افتادند، اما برخلاف آن همه ساز و برگ کمپاین ها نتیجۀ انتخابات بدون اعلان شمارش آرا و با امضای خموشانه توافقنامه سیاسی آنهم با حالت اخم و در فضای سکوت در حالی به امضا رسید که دو کاندیدا به چشم همدیگر نمی دیدند که در این حال تفوق تفاهم سیاسی بر پروسه تخنیکی مشروعیت انتخابات را خدشه دار ساخت.
اعلان شگفت انگیز کمیسیون انتخابات
حتا در یک تست صنفی اگر یکی از شاگردان بدون مقایسه نمرات با سایرین برنده اعلان شود قناعت سایر همصنفان را فراهم کرده نمیتواند، در حالیکه رییس کمیسیون انتخابات بدون اعلان نتایج شمارش آرا یکی از نامزدان را برنده و دومی را به صفت رییس شورای وزیران آنهم خلاف اصول وظایف کمیسیون انتخابات اعلان نمود که با این حال برنده بودن بدون اعلان نتایج شمارش آرا مشروعیت را خدشه دار میسازد.
در انتخابات 2009 رییس جمهور کرزی هرچند با فیصدی زیر 50+1 درصد آرا اما با ارائه ارقام برنده شناخته شد، اما اینبار کمیسیون انتخابات با دلایلی که قناعت هیچکس را فراهم نمیکرد پروسه تفتیش آرا و نتایج حاصله از آن را به نحوی کنار گذاشته کاندیدی را پیروز اعلان نمود که پیامد های منفی آنرا در ابعاد ذیل میتوان انتظار داشت:
1- در صورت بروز اختلاف میان دو تیم کاندیدای صدر نمیتواند متکی بر ارقام خود را پیروز بنامد.
2- در صورت بروز اختلاف میان دو تیم شامل در قدرت آقای کرزی میتواند با استفاده از این خلاء به صفت کسی که در دور گذشته به آرای زیر 50 درصد رییس جمهور بوده وارد صحنه سیاست شود.
3- طالبان میتوانند با استفاده از خلاء ارقام انتخابات خود را موازی به دولت افغانستان در سطح بین المللی مطرح سازند.
اپوزیسیون و جامعه مدنی چه شد؟
با موضعگیری نهادها و فعالان مدنی در صفوف تیم های انتخاباتی و مدغم شدن دو تیم در قدرت جای اپوزیسیون واقعی جدا از اتوریته های دولت خالی ماند و نهادهای مدنی با فرورفتن در جریانات سیاسی و کمپاین های انتخاباتی جایگاه خود را به مثابۀ پل ارتباط مردم با حکومت و وسیله فشار مردم بر دولت از دست دادند که باید در حکومت جدید برای اپوزیسیون و جامعه مدنی مستقل زمینه فراخ تبارز در چوکات قانون اساسی مساعد گردد.
چرا انتخابات بدون شمارش آرا اعلام شد؟
فرایند مهم این پروسه جلوگیری از تصادم مسلحانه نیروهایی بود که بر علیه همدیگر رجز میخواندند، اما تورم تشکیلاتی که با ادغام این دو گروپ در قدرت به وجود می آید بر گردۀ بودجه حکومت سنگینی خواهد کرد و عدم برنده و بازنده پایان انتخابات را غیر دموکراتیک ساخت.
قانون اساسی در معرض خطر
دولت جدید شبه صدارتی که زمینه ساز تغییر قانون اساسی بوده و میخواهد نظام را طی دو سال آینده به صدارتی با تغییر قانون اساسی مبدل سازد این ریسک را برای ارزش های مدنی سیزده ساله به وجود آورده که با معاملات پشت پرده در تغییر قانون اساسی این ارزش ها قربانی تن دادن به تحجر و استبداد و بنیادگرایی شده ارزش های مندرج قانون اساسی در دفاع از جامعه مدنی، آزادی بیان، مردمسالاری، تفکیک قوای ثلاثه و غیره نابود گردد.
عاملین تقلب کی ها بودند و چرا محاکمه نمیشوند؟
در حالیکه دستهای پنهان عاملین تقلب چرخ زندگی سیاسی کشور را کاملاً از حرکت باز مانده و کشور را در آستانه پرتگاه نابودی قرار داده هیچکس از رهبران موجود افغانستان و جامعه جهانی نمیپرسد که عاملین این تقلبات گسترده و سازمان یافته کی ها بودند و چرا به پای میز محاکمه کشانیده نمیشوند؟
مردم توقع دارند که:
1- عاملین تقلب چندصد هزار رأی به پای میز محاکمه کشانیده شوند و در ترکیب کمیسیون های انتخابات و شکایات انتخاباتی تغییرات اساسی رونما گردد.
2- فضای مخدوش و مغشوش و آسیب دیده سیاست خارجی افغانستان با ایالات متحده و جامعه جهانی بازسازی و ترمیم گردیده با جلب کمک های اقتصادی، سیاسی و نظامی جهان کشور از ورطۀ هولناک کنونی نجات یابد.
3- پابندی به آزادی بیان، ارزش های مدنی و احکام قانون اساسی به طور مؤکد و مجدد در سر لوحۀ کار در تیم حاکم حکومت جدید قرار گرفته و در حلف وفاداری و بیانیه اساسی روز اول هر دو رهبر تیم ها بخاطر انکشاف رسانه های آزاد و زمینه سازی فضای فراخ به نهادهای مدنی سوگند یاد کنند.
تجربه به کرات ثابت نموده و تاریخ گواه است که اتحادهای سیاسی نیروها تا وقتی مستحکم میماند که نیروها به قدرت برسند و از فردای به قدرت رسیدن تیم ها چنان به جان هم می افتند که دمار از جان هم دیگر میکشند. جدول کشی های قومی، مذهبی، تنظیمی، گروهی، سمتی و تقسیم اقوام به شهروندان درجه اول، دوم و فکر کردن چند نفر به جای یک ملت به نمایندگی از اقوام، گروهها در مسایل سرنوشت ساز کشور از عناصریست که سایۀ آن به فضای سیاسی کشور سنگینی میکند و در حالیکه حربۀ اکثریت قاطع در حال حاضر بدست هیچیک از دو نامزد نیست، بیم آن میرود که حقوق اقلیت های قومی پایمال سم ستوران چند معامله گر شده حتا ارزش های دموکراتیک قانون اساسی قربانی معامله گری های تبدیل نظام ریاستی به صدارتی گردد.
سخنرانی دکتر غنی پس از اعلان پیروزی با عدم حضور دکتر عبدا لله و تیمش در آن نشست و زخم زبان و کنایه هایی که با ذکر حکومت موازی و عدم تقسیم قدرت به زبان آورد نگرانی های جدی را در رابطه به نحوۀ همکاری این دو گروپ در قدرت میان مردم به وجود آورده است.
طلب منصب فانی نکند صاحب عقل
عاقل آنست که اندیشه کند پایان را
جمع کردند، نهادند و به حسرت رفتند
وین چه دارد که به حسرت بگذارد آن را
آن به در می‌رود از باغ به دلتنگی و داغ
وین به بازوی فرح می‌شکند زندان راŸ

عوامل ( نه ) گفتن اسکاتلندی ها

سپتامبر 24, 2014

شماره( 193) چهارشنبه 2 میزان 1393 / 24 سپتمبر 2014

scothland
صادق زیبا کلام

اگر آنچه در اسکاتلند انگلستان اتفاق افتاد در یک‌کشور درحال‌توسعه رخ داده بود، تاکنون نتایج کاملا متفاوتی به‌بار آمده بود. اگر بریتانیا به جای آنکه کشوری کاملا دموکراتیک باشد، کشوری توسعه‌نیافته و غیردموکراتیک می‌بود و شماری از مردم یک‌منطقه آن به نام اسکاتلند، خواهان جدایی و استقلال می‌شدند، تاکنون نیروهای هوایی انگلستان مواضع جدایی‌طلبان را به دفعات بمباران کرده بود، زندان‌های این کشور مملو از تجزیه‌طلبان و تروریست‌های اسکاتلندی می‌بود، مناطق وسیعی از اسکاتلند تحت‌اشغال ارتش انگلستان قرار گرفته و در بخش‌های دیگری از آن اعلام حکومت‌نظامی شده بود، از لندن به ادینبورگ – مرکز اسکاتلند- و سایر شهرهای دیگر آن با ستون نظامی می‌بایستی رفت‌وآمد می‌شد و جدایی‌طلبان در ارتفاعات اسکاتلند با ارتش انگلستان درحال نبرد بودند و سایر صحنه‌ها و تصاویری که هر روزه در اخبار جلوی چشمان جهانیان در مناطقی که دچار مشکلات مشابه هستند، اتفاق می‌افتادند. به‌علاوه مقامات انگلیسی در لندن، حرکت استقلال‌طلبی در اسکاتلند را حاصل توطئه مرموزی از سوی طرف‌های خارجی می‌دانستند که با ایجاد تفرقه میان دو ملت اسکاتلند و انگلستان که قرن‌ها در صلح و آرامش در کنار یکدیگر به سر برده‌اند، می‌خواهند انگلستان را تضعیف کنند.
پرسش ساده آن است که چرا در جریان استقلال‌خواهی مردم اسکاتلند، نه یک‌فشنگ مشقی شلیک شد، نه یک‌اسکاتلندی با اتهام تجزیه‌طلبی مواجه شد، نه حتی یک‌ثانیه اعلام وضعیت فوق‌العاده در اسکاتلند ضرورت پیدا کرد و نه رقبای لندن-فرانسه یا آلمان- متهم شدند که در پشت تحولات اسکاتلند قرار دارند و «بریتانیا» را به زانو در آوردند. کمترین نکته‌ای که علی‌القاعده می‌بایستی اتفاق می‌افتاد آن بود که پای نفت دریای شمال که چسبیده به اسکاتلند است، به میان می‌آمد. انگلیسی‌ها، شرکت‌های بزرگ نفتی و اسکاتلندی‌ها را متهم می‌کردند که پای آنها در جریان استقلال‌طلبی اسکاتلند در میان است؛ اما این اتفاق هم نیفتاد.
مشابه همین وضعیت، چند سال پیش در استرالیا رخ داد، استرالیا در حقیقت، وابسته به بریتانیاست و سفارت استرالیا در تهران، تصویر ملکه انگلستان را به‌عنوان رییس کشور بر دیوار نصب کرده است. جریانات سیاسی چپ در استرالیا مدت‌ها بود برای جدایی این منطقه از انگلستان تبلیغ می‌کردند. حزب کارگر وعده داده بود، اگر به قدرت برسد موضوع استقلال استرالیا از بریتانیا و جمهوری‌شدن آن کشور را به همه‌پرسی خواهد گذارد. آن حزب در انتخابات برنده شد و رفراندوم هم صورت گرفت. بیش از 60درصد مردم استرالیا، رای دادند که نمی‌خواهند این کشور، یک جمهوری مستقل شود. همچنانکه دو روز پیش هم بیش از نیمی از مردم اسکاتلند، رای مشابهی دادند.
در واقع، نخ تسبیح نامریی که باعث می‌شود با وجود آن همه تبلیغات ملی‌گرایان و موافقان جدایی اسکاتلند از بریتانیا، مردم اسکاتلند ترجیح دهند مستقل نشوند و جزیی از بریتانیا باقی بمانند، دموکراسی است. دقیقا اگر امروزه هزاران جدایی‌طلب اسکاتلندی به‌واسطه فعالیت‌های جدایی‌طلبانه در زندان‌های انگلستان به سر می‌بردند یا به جای حاکمیت دموکراسی، همواره در معرض محدودیت قرار گرفته بودند، آیا همچنان رای به باقیماندن با انگلستان را به صندوق می‌ریختند؟ چه بخواهیم چه نخواهیم، جامعه بریتانیا آنقدر توسعه یافته و حاکمیت قانون در آن کشور پررنگ است که وقتی همه‌پرسی برگزار می‌شود، اکثریت دلیلی بر جدایی از بریتانیا نمی‌بینند، همچنان که چندسال پیش، استرالیایی‌ها هم دلیل برای جدایی پیدا نکردند. گمشده همه مردم جهان، همان احترام به قانون و قواعد مردمسالاری است.Ÿ

نحوه واکنش با راکتباران کنر محک کارایی حکومت جدید

سپتامبر 24, 2014

شماره( 193) چهارشنبه 2 میزان 1393 / 24 سپتمبر 2014

bak3

خموشی سوال بر انگیز آقای کرزی در دورۀ حکومتش در برابر هزاران راکتی که از پاکستان بر ولایت کنر میبارید وجهه و اعتبار آن حکومت را شدیداً نزد مردم لکه دار ساخت.
مردم از اینکه رییس جمهور کرزی به عنوان سر قوماندان اعلای قوای مسلح و رییس جمهور افغانستان شکایت نامه یی در زمینه به سازمان ملل نسپرد و حتا باری با جملات عاطفی از مقابله با آن حملات راکتی طفره رفت عمیقاً مأیوس و متأثر شدند و در اعتراض به لهجه آمیخته به جبن رهبران اعتراضات شان را با جمع آوری امضأها در طوماری چند متره از طریق بکتاش سیاووش نماینده مردم در ولسی جرگه یا مجلس نمایندگان به دفتر نمایندگی سازمان ملل در کابل سپردند.
نخستین جرقه های ارتقای اتوریته و اعتبار حکومت جدید در سطح ملی و بین المللی وابسته به واکنش و پیگیری این خواست مردم در سازمان ملل و واکنش در برابر راکتباران ها بر ولایت کنر میباشد تا دیده شود که حکومت جدید آیا این جرئت را خواهد داشت که از وجب وجب خاکش دفاع کند؟

از آغاز سال ۲۰۱۲ میلادی نظامیان پاکستانی بخش های مختلف خاک افغانستان را مورد هدف حملات موشکی قرار داده صدها خانه را ویران و ده ها هموطن ما را شهید و تعدادی را هم مجبو به ترک خانه هایشان کرده اند.
این اقدام به تجاوز از سوی نظامیان پاکستانی نقض جدی قوانین بین المللی به ویژه ضوابط و اصول منشور سازمان ملل از جمله ماده مربوط به منع استفاده از زور علیه دولت های عضو می باشد که به هیچ عنوان نمی توانداستفاده از زور و اقدام به تجاوز علیه یک کشور مستقل را توجیه کند .
سوگمندانه در برابر این اقدامات جنایتکارانه و غیر مسوولانه نظامیان پاکستانی دفتر دبیر کل سازمان٬ملل شورای امنیت و دفتر نمایندگی این سازمان در کابل خاموشی سوال بر انگیزی اختیار کرده اند که مایه تاسف مردم ما گشته است.
ما امضا کنندگان این نامه معتقدیم که اینگونه اقدامات جنایتکارانه باید با واکنش جهانی روبرو گشته و از دفتر دبیر کل سازمان ملل٬شورای امنیت و دفتر نمایندگی این سازمان در کابل خواستار اقدامات فوری برای پایان دادن به این ظلم آشکار و تخطی بین المللی نظامیان پاکستانی هستیم.
نوت: این نامه را هزاران شهروند افغانستان امضا کرده و به دفتر نمایندگی سازمان ملل در کابل سپردیم.
پاسخ یوناما یا دفتر نمایندگی سازمان ملل در کابل به اعتراض نامه ی مردم افغانستان در پیوند به حملات موشکی پاکستان به خاک افغانستان
نیکلاس هیسم معاون دفتر سازمان ملل در افغانستان :
«ما درک می کنیم که این مساله مهم برای افغانستان است، و تا حد توان کوشش می کنیم تا این موضوع را با مقامات ذیربط در میان گذاریم.
این را از طریق ارتباطی که داریم در نشست شورای امنیت سازمان ملل متحد مطرح می کنیم و در ضمن با پاکستان در این مورد صحبت خواهیم کرد.»Ÿ10646990_10152354294190028_7244753077264494396_n

مقام ارشد ملل متحد طومار اعتراض در برابر حملات راکتی به ولایت کنر را دریافت کرد

چهارشنبه ۱۲ سنبله ۱۳۹۳: نیکلاس هیسم، یک مقام ارشد هیات معاونت سازمان ملل متحد برای افغانستان امروز با بکتاش سیاووش، یکی از نماینده گان مجلس دیدار کرد و طوماری را که در اعتراض به حمله های راکتی به ولایت کنر امضا شده بود را دریافت کرد.
این طومار ده متری حاوی امضا صد ها تن از مردم شهر کابل که بیشتر شان را جوانان دانشجو تشکیل می دهد امروز به دفتر یوناما تسلیم داده شد.
آقای هیسم، معاون فرستاده ویژه منشی عمومی سازمان ملل متحد برای افغانستان گفت :» ما این واقعیت را درک می کنیم که جوانان افغان به تمام جنبه های زنده گی و آینده کشور شان توجه دارند.»
او افزود که سازمان ملل در افغانستان این مساله و موضوعات بسیاری را به عنوان منبع نگرانی مردم افغانستان جمعاوری کرده است که تا حد امکان به شورای امنیت و منشی عمومی در میان گذارد.
در این نشست آقای سیاوش گفت وقتی که ما مردم مان را از دست می دهیم و آنها راکت شلیک می کنند، این منصفانه نیست که به دلیل دوستی مان با پاکستان خاموشی اختیار کنیم. البته آنها برادران ما هستند اما ما می خواهیم که این مساله را از راه های قانونی حل کنیم.Ÿ
سایت اخبار یوناما

دلهره مردم از هیاهوی انتخابات

سپتامبر 17, 2014

شماره( 192) چهارشنبه 26 سنبله 1393 / 17 سپتمبر 2014

سرمقاله

تاج

نوشته : محمد داود سیاووش
با آنکه آرزوی مردم این بود که از لابلای مراحل پر چالش و فراز و فرود انتخابات ریاست جمهوری یک کاندیدا بتواند با آرای بالا سر بلند نموده و کاندیدای دومی آنرا تبریک گفته کشور وارد مرحلۀ اول ورود به نظام قانونمند مردمسالار شود، اما رسوایی و آبرو ریزی که در فرایند این روند سرنوشت ساز دامنگیر این پروسه شد این آرزو ها را جزء توقعات بلند پروازانه مردم در لحظه حساس کنونی به حساب آورده در عوض دو انتخاب نامیمون را در برابر مردم گذاشت که یا هر دو کاندیدان را برگزینند و یا به نقطه اولی سایکل انتخابات به اندازه سیزده سال به عقب برگشته با تشکیل حکومت مؤقت از نقطه صفری طی مراحل زیگزاگ و پر از اعوجاج را بپیمایند.
در این انتخابات سه مرکز ذیدخل بود: یکی ارگ که مستقیماً کمیسیون های انتخابات و شکایات را به سلیقه و طریقه خاص برگزیده بود، دیگری دو کاندیدا و سوم کمیسیون های انتخابات و شکایات انتخاباتی.
ستاد اصلاحات و همگرایی با شکوه از ارگ و کمیسیون های انتخابات و شکایات انتخاباتی دست به دامن جامعه جهانی برد اما پروسه کار بازشماری و تفتیش آرا با گلاویز شدن و بقول معروف مُشت و یخن شدن نمایندگان ستاد ها متوقف شده ناظرین بین المللی در صحنه تنها ماندند.
سفر جان کیری به کابل و امضای سندی توسط دو نامزد در حضور وی و انکار یکی از نامزدان از امضای سند در فردای آنروز و پرتاب سنگ و کلوخ به دفتر سازمان ملل در کابل توسط طرفداران کاندیدای دومی با شکایت از نقش ناظرین بین المللی در کشور وضعیت عجیبی را رونما ساخت.
سازمان ملل و ایالات متحده با مشاهده این وضعیت احتمالاً به این نتیجه رسیده باشند که وقتی دو کاندیدا در شرایطی که هنوز سرنوشت انتخابات معلوم نیست تا این حد با جامعه جهانی موقعیت لرزان اختیار میکنند هرگاه سند رسمی اختیارات کشور را از طریق اعلان نتایج انتخابات به دست آورند شاید یکی تندتر از ملاعمر در خط مخالفت با جهان قد بلند کند و دیگری تند مزاج تر از آقای کرزی به صفت پارتنر عصبانی مزاج با جامعه جهانی دست و گریبان باشد. این وضعیت در حالی به وجود آمده که هر دو کاندیدا میدانند که حتا در صورت برنده شدن نیز نمیتوانند چرخۀ نظام را بدون کمک های جامعه جهانی به حرکت بیاورند. این نگرانی نیز احتمالاً نزد جامعه جهانی ایجاد شده باشد که با توجه به تلون مزاجی هر دو کاندیدا، با تکیه زدن هر یک از آنان به کرسی ریاست جمهوری امکان دارد امضای موافقتنامه امنیتی با امریکا به مخاطره بیافتد.
به هر حال در لحظه کنونی با پا در میانی دیپلومات های غربی هردو کاندیدا ظاهراً به نحوی برای تشکیل حکومت وحدت ملی به موافقه رسیده اند. مردم در صد روز اول انتقال قدرت تشویش دارند که:
1- در صورتیکه به توافق مفردات روی کاغذ این اتحاد تا آن حد اختلافات میان طرفین وجود دارد که بارها پروسه را به بن بست کشید، در فردای انتقال قدرت هنگام تقسیم چوکی های دولتی میان طرفین چه ماجراهایی به وقوع خواهد پیوست؟
2- در حالیکه در ترکیب اعضای دو تیم از افراطی ترین نشنلیست ها تا تفریطی ترین سیکولاریست ها و تندروترین فندامندالیست ها و حتا علاقمند ترین افراد متمایل به اکستریمیست ها عضویت دارند چگونه میتوان میان این گروهها حد اقل پلاتفورم کار مشترک طرح کرد؟
3- در حالیکه اهرم های قدرت هنوز پا برجاست و هر دو تیم با تکیه بر پوتانسیل آن بر همدیگر رجز میخوانند آیا تقسیم قدرت به مفهوم ظهور گلادیاتور ها به صحنه سیاست نخواهد بود؟
4- با تقسیم قدرت میان دو تیم که هر دو در واقع تیم حاکم قلمداد میشوند آیا به تشکیل اپوزیسیون اجازه داده خواهد شد یا نه؟
5- در حالیکه هر دو تیم تعداد زیادی از نهادها و فعالان مدنی و رسانه های ظاهراً آزاد را در خدمت کشمکش های کمپاین های انتخاباتی شان قرار دادند آیا به ایجاد جامعه مدنی جدا از حکومت به مثابۀ عامل فشار مردم بر دولت و رسانه های آزاد، جدا از وابستگی به حکومت و احزاب اجازۀ فعالیت داده خواهد شد؟
6- با توجه به مواد قانون اساسی آیا در لایحه تقسیم وظایف رییس جمهور، معاونان رییس جمهور با رییس اجرایی و معاونینش تداخل کاری و تورم تشکیلاتی به وجود نخواهد آمد؟ و بالاخره آیا این دو تیم که با دو گرایش کاملاً متفاوت در مقابل هم عرض اندام نموده اند خواهند توانست با هم در شرایط ضد هم کار کنند؟
این ها و سوالات زیادی از اینگونه اذهان مردمی را که از این همه سر و صدا ها، هیجانات، رجز خوانی ها و معامله گری ها فقط خموشی صدای فیر و زمینه پیدا نمودن یک لقمه روزی حلال به اولاد و خانواده شان را دارند، در این روز ها جداً به خود مصروف ساخته است.
تجربه کار مشترک گروههایی از این قبیل را مردم در جمهوری داود خان با احزاب چپ، در دورۀ پس از هفت ثور میان دو شاخۀ یک حزب، در دورۀ حکومت مجاهدین میان تنظیم ها و بالاخره در دورۀ سیزده سال اخیر میان نیروهایی که قدرت را با هم تقسیم نموده بودند به وضاحت دیده و مزۀ آن را چشیده اند و با این حال تصور نمیشود این اتحاد حتا صد روز اول نیز دوام کند.Ÿ

پایان عمر دموکراسی در افغانستان

سپتامبر 17, 2014

شماره( 192) چهارشنبه 26 سنبله 1393 / 17 سپتمبر 2014

demo

به بهانه روز جهانی دموکراسی

روز جهانی دموکراسی یک رویداد سالانه است که در ۱۵ سپتامبر، برگزار می‌شود. سازمان ملل متحد به منظور پشتیبانی از جنبش‌های ضد استبدادی ۱۵ سپتمبر یا ۲۴ سنبله را روز جهانی دموکراسی نامیده است.
مردم‌سالاری یک روش حکومتی است برای مدیریت کم خطا بر مردم حق مدار. که در آن فرد یا گروهی خاص حکومت نمی‌کنند بلکه مردم حکومت می‌کنند. گونه‌های مختلف دموکراسی وجود دارد و در جامعه بین‌الملل نیز شاهد چند گانگی دموکراسی هستیم.
در انتخابات ریاست جمهوری سال روان بزرنگترین لکه بدنامی به دموکراسی در افغانستان وارد شد که هرگاه قدرت فی مابین دو کاندیدا تقسیم شود، عمر دموکراسی در افغانستان به پایان میرسد.Ÿ

حکومت اندیوالی تشکیل نشد

سپتامبر 10, 2014

شماره(191) چهارشنبه 19 سنبله1393 / 10 سپتمبر 2014

سرمقاله
چوکی

با وجود تلاش های جان کیری وزیر خارجه ایالات متحده و وزیر خارجه آلمان و تماس های تیلفونی بارک اوباما با نامزدان انتخابات ریاست جمهوری افغانستان، سرانجام مذاکرات تخنیکی و سیاسی تیم های اصلاحات و همگرایی و تحول و تداوم به بن بست کشیده دکتر عبدا لله اعلام نمود که:«برنده انتخابات بودیم و هستیم» و نتایج انتخابات را (که گفته میشود در نظر است طی هفته آینده اعلان شود) نمی پذیرد.
این اولتیماتوم در حالی داده شد که پیش از این رییس جمهور کرزی مقارن ورود وزیر خارجه آلمان به کابل گفت: دو نامزد دولت مشترک تشکیل دهند و نیازی به اپوزیسیون نیست.
طفره رفتن از شیوه های متداول و کنار گذاشتن ترمینالوژی معمول سیاسی در عرصه های انتخابات و حکومتداری کار افغانستان را به جایی کشید که اکنون سر کلافه حتا از نزد جامعه جهانی نیز در انتخابات افغانستان گم شده است.
از نظر پرنسیب وقتی دو رقیب به مبارزات انتخاباتی می پردازند حتماً یکی برنده و دیگری بازنده خواهد بود و تیم بازنده در اپوزیسیون قرار گرفته با نفوذ در پارلمان و نهادهای مدنی، اجتماعی و رسانه ها تیم بر سر اقتدار را از طریق افشای اجراآت غلط و مظاهر رشوه، اختلاس، زورگویی، قانون شکنی و غیره تحت فشار قرار میدهد.

اپوزیسیون مظاهر فساد را افشأ میکند، از طریق رسانه های آزاد آنرا به اطلاع مردم می رساند، با فشار از طریق دادستانی مستقل متهمین را به پنجه قانون می سپارد و با فشار از طریق دادگاه مستقل آنان را به محاکمه سپرده به این ترتیب فعالیت های تیم رقیب را در ادارۀ کشور مهار میکند، که با این حال اپوزیسیون به صفت حربۀ مفید در حیات جامعه رول خود را در مهار کردن و لگام زدن توسن سرکش قدرت تیم حاکم ادا میکند؛ اما وقتی یک زمامدار که بیش از یکدهه بر کشور حکومت نموده اظهار میدارد که افغانستان نیازی به اپوزیسیون ندارد، این اظهارات به معنای درک همان جملات قبلی است که باری گفته بود «رشوت بخورید، اما به خارج نبرید»، که با این حال مانند سیزده سال گذشته چوکی ها میان دو تیم بخاطر چور و چپاول و حیف و میل بیت المال تقسیم شده بدون سر و صدا آنان را مصروف این روند بربادی کشور میسازند.
جالبتر از آن گردن نهادن دو تیم به موارد غیر قانونی و فرا قانونی است. چگونه تیمی که مدعی بود مخالف با تشکیل شرکت سهامی در قدرت است با دریوزه به دنبال تیم رقیب میگردد تا آن را در قدرت شامل سازد؟ و چگونه تیمی که مدعی اصلاحات بود با نادیده گرفتن قانون اساسی در پی ایجاد پُست صدارت برای خود در نظام ریاستی است؟ سوال مهمتر آنکه در کجای دنیا تا کنون به استشاره جامعه جهانی با سرنوشت انتخابات اینگونه قمار زده شده که وقتی رسوایی یک انتخابات تا سطح جهان میرسد، هیچکس به جرم این رسوایی به پای میز محاکمه کشیده نشده و مقصر شناخته نمیشود، حد اقل معاشات کارمندان کمیسیون های انتخابات و شکایات انتخاباتی و کمشنران از ابتدای پروسه انتخابات تا کنون باید بازگشت داده شود و عاملین این قضایا به پای میز محاکمه کشانیده شود.
راه حل چیست؟
1- به هر حال باید در بازشماری و تفتیش آراء قناعت طرفین قبل از اعلان نتایج گرفته شود.
2- تیم برنده در قدرت و تیم بازنده در اپوزیسیون قرار گیرد و قدرت تقسیم نشود.
3- استقلال واقعی دادگاه و دادستانی کشور به رسمیت شناخته شود.
4- اپوزیسیون فعالیت خود را در پارلمان و احزاب سیاسی مخالف حکومت متمرکز ساخته کابینه و ارکان قدرت را از طریق استجواب، استیضاح و عدم اعتماد تحت کنترول قرار دهد.
در غیر آن با توجه به اظهارات غیر مسوولانه نمایندگان برخی ستادها مبنی بر شهروند درجه اول و درجه دوم بودن اقوام و با توجه به فضای پر تنش و تب آلودی که میان تیم های رقیب ایجاد شده با اعلان نتایج و کشیدن این رسوایی در خیابان ها مهار آن دشوار خواهد بود.Ÿ

پرونده شهادت احمد شاه مسعود چرا پیگیری نشد؟

سپتامبر 10, 2014

شماره(191) چهارشنبه 19 سنبله1393 / 10 سپتمبر 2014

ahmadshah maood

سیزده سال پس از شهادت احمد شاه مسعود فرمانده ارشد نیروهای جبهه متحد هنوز این سوال لاینحل مانده که قاتل قهرمان ملی احمد شاه مسعود کیست؟ و چرا پروندۀ قتل موصوف طی این مدت پیگیری نشده است؟
در حالیکه بخش بزرگی از تیم حاکم را از ابتدای اداره مؤقت تا کنون یاران و همکاران نزدیک احمدشاه مسعود شهید تشکیل میدهد، در طی این مدت هیچکس در زمینۀ ردیابی عوامل شهادت مسعود اقدامی نکرده و حتا گفته میشود در زمینۀ توظیف کمیسیونی برای همکاری با مراجع بین المللی نیز در این زمینه همکاری نشده است.
در شرایطی که یاران و برادران مسعود اکنون در دسته جات مختلف سیاسی منشعب شده اند، مردم خواهان به دادگاه کشیدن عاملین قتل احمد شاه مسعود میباشند و به فراموشی سپردن این قضیه را طی چندین سال سوال بر انگیز میدانند.
در طی مدت گذشته به غیر از یادبود روز شهادت احمد شاه مسعود و هفته شهید کاری در زمینه ردیابی عوامل شهادت موصوف صورت نگرفته که خیلی برای مردم سوال بر انگیز میباشد.Ÿ

مواجهه با جهان در دو بعد

سپتامبر 3, 2014

شماره (190) چهارشنبه 12 سنبله 1393 / 3 سپتمبر 2014

سرمقاله

با خروج تیم اصلاحات و همگرایی از مذاکرات سیاسی و قدغن تیم تخنیکی به نظر میرسد ظاهراً این تیم در حالی با طرح جان کیری در افغانستان مواجه میباشد که الترناتیف دیگری هم در زمینه وجود ندارد، از بُعد دیگر عضو برجستۀ این تیم به صفت نمایندۀ دولت در ویلز با پیش شرط عدم امضای موافقتنامه امنیتی از طرف آقای کرزی فرستاده شده که در واقع باید در مخالفت با ناتو در ویلز عرض اندام کند و موقف بگیرد.
بازی شطرنج سیاست این تیم را اکنون به شکل کاملاً مرموز در دو بُعد طوری مواجه ساخته که در یک بُعد با قرار گرفتن در برابر طرح جان کیری وزیر خارجه امریکا در پروسۀ انتخابات و در بُعد دیگر با مخالفت به امضای موافقتنامه امنیتی با امریکا و مواجهه با ناتو در ویلز میباشد و در هر دو بُعد با امریکا مواجه میشود؛ اینست یکی از اعجوبه های بازی های مغلق دنیای سیاست.Ÿ

ویلز و انتقال قدرت دو عنصر سرنوشت ساز لحظه کنونی

سپتامبر 3, 2014

شماره (190) چهارشنبه 12 سنبله 1393 / 3 سپتمبر 2014

140827121426_343242342_336x189__nocredit
نوشته : محمد داود سیاووش
در حالیکه دوره کار رییس جمهور کرزی به پایان رسیده و رییس جمهور در تمدید دوره کارش تا اعلان نتایج انتخابات ترازوی خود را به سنگ زده از ناخن کشور گرفته بار و بستره خود را از ارگ جمع نموده و با صحنه سازی میخواهد صداهایی در ادامه کارش را با نخوت قبول کند، نتایج دور دوم انتخابات به افتضاح در سطح کشور و جهان رسیده متهمین این ماجرا آزادانه گشت و گزار نموده حتا از حنجره بعضی تلویزیون ها با هُشدار و اخطار مانور میکنند، با تحریم پروسه بازشماری و تفتیش توسط تیم اصلاحات و همگرایی و کنار گذاشتن تیم تحول و تداوم از این پروسه کارمندان کمیسیون انتخابات و شکایات انتخاباتی را بار دیگر وارد صحنه شده و از طرفی هنوز هر دو تیم در تعریف حکومت وحدت ملی هنوز مشکل دارند و جان کیری هم در نظر ندارد مانند سال 2009 دست کدام کاندیدا را به صفت پیروز بلند کند.
مردم افغانستان از این وضعیت بغرنج سیاسی به ستوه آمده و با فریاد وزارت دارایی مبنی بر خالی شدن کندوی کشور به وحشت افتاده اند. کارمند ملکی و نظامی معاش میخواهد و قطعات و جز و تام ها به اکمالات لوژیستکی ضرورت دارند، این در حالیست که قوای بین المللی از افغانستان خارج میشود و موافقتنامه امنیتی با امریکا امضا نشده.
مردم میپرسند:
– چه شد آن وعده پلو و چلو خوردن طی دو سال پس از خروج جامعه جهانی که توسط آقای کرزی به مردم داده شده بود؟
– چه شد آن جشن هفت میوه خوردن پس از خروج قوای بین المللی که توسط آقای کرزی به مردم داده شده بود؟
– آیا امضا نکردن موافقتنامه امنیتی با شرایطی که از اثر آن اکنون کشور در معرض انقراض قرار گرفته مطابق منافع ملی بود یا مغایر منافع ملی؟
اشتراک بسم ا لله محمدی وزیر دفاع در اجلاس ناتو در ویلز با توجه به اظهارات موصوف در پارلمان که نا رضایتی خود را از رهایی ملا صدر و سایر زندانیان طالب از زندان ها ابراز داشت و با توجه به سر پیچی فرماندهان از فرمان رییس جمهور مبنی بر عدم استفاده از سلاح ثقیله و عدم استفاده از نیروهای هوایی در عملیات های جنگی به مفهوم حالت جدید و ایجاد اشکال جدید همکاری قوای مسلح با نیروهای بین المللی و جامعه جهانی میباشد. از نظر آگاهان همانطوریکه رییس جمهور حق ندارد یکروز اضافه از دوره کارش در مسند قدرت بماند، همانطور حق ندارد این قدرت را حتا یک لحظه قبل از تسلیمی به جانشینش خودسرانه ترک کند.
امریکا و متحدین ناتو باید اشکال جدید همکاری را در وجود نیروهای سیاسی و نظامی افغانستان به شکلی ایجاد کند که وضعیت با کار شکنی های تیم کنونی از هم نپاشد.
آقای کرزی با رهایی زندانیان و قرار گرفتن در صف اظهارات تضعیف کننده دولت موجود احتمالاً در دور بعدی میخواهد از مجرای دیگر در قدرت سر بلند کند اما با این وضعیت نباید ساختار های تفکیک شکلی قوای ثلاثه، ارزش های قانون اساسی و حقوق مدنی مردم را از هم بپاشد.
تجربه عراق نشان داد که وجود و عدم مالکی برای امریکا و غرب ارزش نداشت و تا آنجا که به فاجعه قبیله ایزیدی ارتباط میگیرد امریکا میتواند در اشکال جدید به عراق باز گردد و بشار اسد در انتخاب مغلق بد و بدتر میتواند برای امریکا و غرب قابل تحمل باشد که در این حال هرگاه رفتن کرزی به مفهوم برگشت وی با بیرق طالبان به ارگ صورت گیرد فاجعه بزرگ قومی و سمتی و منطقوی افغانستان را تهدید خواهد کرد.
هرگاه عاملین به افتضاح کشیدن انتخابات محاکمه نشوند و نتایج انتخابات به معامله گذاشته شود برای مردم این سوال مطرح میگردد که احتمالاً همه این سرگردانی های انتخاباتی و رسوایی بزرگنمایی های طالبان و تضعیف قصدی قوای مسلح و کنار گذاشتن شعار ها مدنی همراه با رشد دادن عناصر ضد دموکراسی در ارکان قدرت یک انترک کمیدی سیاسی توسط کرزی به حمایت غرب بوده است.
در حالیکه شعور مدنی و بیداری سیاسی مردم در وضعیت کنونی به مرحله رسیده که ماهیت اصلی این بازی های پشت پرده را به درستی درک میکنند و بحرانی شدن بیش از حد این معاملات پنهانی شاید روزی به انفجار بزرگ اجتماعی بیانجامد، جامعه جهانی و مخصوصاً امریکا باید انتظار روزی را نکشد که در افغانستان نیرویی مانند داعش سر بلند کند و از ترس آن بار دیگر در کاسه سیاست شیر و بز نیروهای داخلی آب را به هم خورده گوش به جامعه جهانی بدهند.
مالکی در حالیکه نیروهایش قصر رییس جمهور را محاصره نموده بود با یک تصمیم رییس جمهور روز بعد به معرفی صدر اعظم جدید موافقه نمود. در افغانستان که هنوز قوای مسلح و نیروهای دفاع از نظام از برتری های قابل ملاحظه در کنترول اوضاع برخوردارند نباید جهان انتظار بکشد که پس از در هم شکستن ستون فقرات اکمالات لوژیستیکی و حمایت نظامی این نیروها بازسازی شود اشتباهی که پس از سقوط نجیب قوای مسلح پنجصد هزار نفری را زمین گیر کرد و کشور دچار بحران جنگ داخلی نمود.
جامعه جهانی باید در حالت موجود به چند مسأله توجه کند:
1- حمایت هوایی و زمینی کشور را در سرحدات تضمین کند.
2- اکمالات قوای مسلح را متوقف نسازد.
3- نیروهای مسلح طوری در عقب کشمکش های سیاسی نیرومند نگهداشته شوند که وضعیت از هم نپاشد اما در عین حال صحنه به نظامیان خالی نشود.
4- جهان از یک برنامه واضح و تیم شفاف حسابده در افغانستان حمایت کند نه از تیمی که با گرگ گوشت بخورد و با چوپان نوحه کند.
هرگاه بسم ا لله محمدی در اجلاس ویلز بتواند با توافق به موافقتنامه امنیتی کمک های جامعه جهانی را در عرصه های نظامی، سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی به افغانستان جلب کند صفحه نوینی را در روابط افغانستان با جامعه جهانی در مرحلۀ پس از انتخابات خواهد گشود و جای پایی در آینده سیاسی خواهد یافت، در غیر آن میهمان ناخوانده یی قلمداد خواهد شد که به صفت آلۀ دست کرزی عمل نموده دروازه های جهان را به روی افغانستان بسته است. در ویلز احتمالاً تعهدات جامعه جهانی مشروط به امضای موافقتنامه امنیتی خواهد بود.Ÿ

کی به ویلز خواهد رفت؟ وکی چاره کندوی خالی کشور را خواهد کرد؟

اوت 27, 2014

سرمقالهشماره(189) چهارشنبه 5 سنبله 1393 / 27 اگست 2014

در حالیکه تا تحریر این نوشته دو کاندیدا در تعریف حکومت وحدت ملی مشکل دارند پس از ده روز باید رییس جمهور افغانستان در کنفرانس سران ناتو به ویلز رفته برای حکومت بعدی حمایت اقتصادی، سیاسی و نظامی جامعه جهانی را جلب کند، چند سوال سرنوشت ساز را مردم افغانستان مطرح مینمایند:
1- کی به ویلز برود؟
هرگاه طی ده روز آینده نتایج نهایی انتخابات اعلان نشود معلوم نیست کی میتواند به حیث رییس جمهور افغانستان به ویلز برود؟ دورۀ کار آقای کرزی به پایان رسیده و از طرفی ظرف کلامی که آقای کرزی با عصبانیت و تنش با جامعه جهانی به کار برده تمام پل های ارتباط افغانستان با جامعه جهانی را شکسته. آقای کرزی موافقتنامه امنیتی را با امریکا امضاء نکرد و با جامعه جهانی زبان مشترک ندارد، بنابران با دیدگاه های موجودشان نه تنها کمک جامعه جهانی را جلب نخواهد کرد بلکه حساسیت های بعدی را نیز به وجود خواهند آورد.
یک نظر آنست که هرگاه نتیجۀ انتخابات قبل از کنفرانس ویلز اعلان نشود هر دو کاندیدا به نمایندگی از افغانستان در کنفرانس ویلز اشتراک نموده در راستای توافق به امضای موافقتنامه امنیتی و جلب حمایت جامعه جهانی سخنرانی نمایند و در خطوط کلی و در پرنسیب عمومی آمادگی شانرا هر یک برای امضای آن سند و قبول شرایط جهان برای جلب کمک ها اظهار بدارند.
2- راه چارۀ جلوگیری از بحران خالی شدن کندوی کشور چیست؟
در حالیکه آقای کرزی باری از موجودیت 7 میلیارد دالر در بانک مرکزی افغانستان اطمینان داده و مردم را برای دو سال بدون کمک جامعه جهانی به پلو و چلو خوردن از کندو و ذخیره اسعاری کشور دعوت نمود، هنوز از کرسی قدرت به پایین نرفته که به قول رسانه ها وزارت مالیه فریاد میکشد که با کندی انتخابات کشور 5 میلیارد دالر صدمه دیده و 6 میلیارد دالر سرمایه از کشور فرار نموده و بدتر از آن طی چند ماه آینده با وضعیت کنونی کشور توان پرداخت معاشات کارمندان دولت را ندارد، عواید گمرکات به نصف تقلیل یافته و مصارف کنونی از در آمد روزانه صورت میگیرد.
در شرایط کنونی کشور در دو فکتور به بن بست رسیده، یکی آنکه با جهان در وجود زعامت کنونی زبان مشترک ندارد و دوم با متوقف شدن کمک های جامعه جهانی در داخل کندوی کشور هم خالی شده که این وضعیت شاید عواقب وحشتناکی را در پی داشته باشد و بیم آن میرود که روزی مردم با شکم گرسنه، با شعار «نان نان» به طرف دروازه های ارباب قدرت یورش برند و رهبران مست از هفت میوه و کباب و پلو و چلو به پاسبانانشان هدایت دهند تا مردم را به خوردن کلچه دعوت نمایند، که آن انفجار اجتماعی ناشی از فقر و گرسنگی احتمالاً چون بمب در کشور ارباب قدرت را به ورطۀ سرنگونی خواهد کشید.
نکویی کن امسال چون ده تراست
که سال دگر دیگری پادشاست

دنبال‌کردن

هر نوشتهٔ تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.