Archive for the ‘سیاسی’ Category

دلهره مردم از هیاهوی انتخابات

سپتامبر 17, 2014

شماره( 192) چهارشنبه 26 سنبله 1393 / 17 سپتمبر 2014

سرمقاله

تاج

نوشته : محمد داود سیاووش
با آنکه آرزوی مردم این بود که از لابلای مراحل پر چالش و فراز و فرود انتخابات ریاست جمهوری یک کاندیدا بتواند با آرای بالا سر بلند نموده و کاندیدای دومی آنرا تبریک گفته کشور وارد مرحلۀ اول ورود به نظام قانونمند مردمسالار شود، اما رسوایی و آبرو ریزی که در فرایند این روند سرنوشت ساز دامنگیر این پروسه شد این آرزو ها را جزء توقعات بلند پروازانه مردم در لحظه حساس کنونی به حساب آورده در عوض دو انتخاب نامیمون را در برابر مردم گذاشت که یا هر دو کاندیدان را برگزینند و یا به نقطه اولی سایکل انتخابات به اندازه سیزده سال به عقب برگشته با تشکیل حکومت مؤقت از نقطه صفری طی مراحل زیگزاگ و پر از اعوجاج را بپیمایند.
در این انتخابات سه مرکز ذیدخل بود: یکی ارگ که مستقیماً کمیسیون های انتخابات و شکایات را به سلیقه و طریقه خاص برگزیده بود، دیگری دو کاندیدا و سوم کمیسیون های انتخابات و شکایات انتخاباتی.
ستاد اصلاحات و همگرایی با شکوه از ارگ و کمیسیون های انتخابات و شکایات انتخاباتی دست به دامن جامعه جهانی برد اما پروسه کار بازشماری و تفتیش آرا با گلاویز شدن و بقول معروف مُشت و یخن شدن نمایندگان ستاد ها متوقف شده ناظرین بین المللی در صحنه تنها ماندند.
سفر جان کیری به کابل و امضای سندی توسط دو نامزد در حضور وی و انکار یکی از نامزدان از امضای سند در فردای آنروز و پرتاب سنگ و کلوخ به دفتر سازمان ملل در کابل توسط طرفداران کاندیدای دومی با شکایت از نقش ناظرین بین المللی در کشور وضعیت عجیبی را رونما ساخت.
سازمان ملل و ایالات متحده با مشاهده این وضعیت احتمالاً به این نتیجه رسیده باشند که وقتی دو کاندیدا در شرایطی که هنوز سرنوشت انتخابات معلوم نیست تا این حد با جامعه جهانی موقعیت لرزان اختیار میکنند هرگاه سند رسمی اختیارات کشور را از طریق اعلان نتایج انتخابات به دست آورند شاید یکی تندتر از ملاعمر در خط مخالفت با جهان قد بلند کند و دیگری تند مزاج تر از آقای کرزی به صفت پارتنر عصبانی مزاج با جامعه جهانی دست و گریبان باشد. این وضعیت در حالی به وجود آمده که هر دو کاندیدا میدانند که حتا در صورت برنده شدن نیز نمیتوانند چرخۀ نظام را بدون کمک های جامعه جهانی به حرکت بیاورند. این نگرانی نیز احتمالاً نزد جامعه جهانی ایجاد شده باشد که با توجه به تلون مزاجی هر دو کاندیدا، با تکیه زدن هر یک از آنان به کرسی ریاست جمهوری امکان دارد امضای موافقتنامه امنیتی با امریکا به مخاطره بیافتد.
به هر حال در لحظه کنونی با پا در میانی دیپلومات های غربی هردو کاندیدا ظاهراً به نحوی برای تشکیل حکومت وحدت ملی به موافقه رسیده اند. مردم در صد روز اول انتقال قدرت تشویش دارند که:
1- در صورتیکه به توافق مفردات روی کاغذ این اتحاد تا آن حد اختلافات میان طرفین وجود دارد که بارها پروسه را به بن بست کشید، در فردای انتقال قدرت هنگام تقسیم چوکی های دولتی میان طرفین چه ماجراهایی به وقوع خواهد پیوست؟
2- در حالیکه در ترکیب اعضای دو تیم از افراطی ترین نشنلیست ها تا تفریطی ترین سیکولاریست ها و تندروترین فندامندالیست ها و حتا علاقمند ترین افراد متمایل به اکستریمیست ها عضویت دارند چگونه میتوان میان این گروهها حد اقل پلاتفورم کار مشترک طرح کرد؟
3- در حالیکه اهرم های قدرت هنوز پا برجاست و هر دو تیم با تکیه بر پوتانسیل آن بر همدیگر رجز میخوانند آیا تقسیم قدرت به مفهوم ظهور گلادیاتور ها به صحنه سیاست نخواهد بود؟
4- با تقسیم قدرت میان دو تیم که هر دو در واقع تیم حاکم قلمداد میشوند آیا به تشکیل اپوزیسیون اجازه داده خواهد شد یا نه؟
5- در حالیکه هر دو تیم تعداد زیادی از نهادها و فعالان مدنی و رسانه های ظاهراً آزاد را در خدمت کشمکش های کمپاین های انتخاباتی شان قرار دادند آیا به ایجاد جامعه مدنی جدا از حکومت به مثابۀ عامل فشار مردم بر دولت و رسانه های آزاد، جدا از وابستگی به حکومت و احزاب اجازۀ فعالیت داده خواهد شد؟
6- با توجه به مواد قانون اساسی آیا در لایحه تقسیم وظایف رییس جمهور، معاونان رییس جمهور با رییس اجرایی و معاونینش تداخل کاری و تورم تشکیلاتی به وجود نخواهد آمد؟ و بالاخره آیا این دو تیم که با دو گرایش کاملاً متفاوت در مقابل هم عرض اندام نموده اند خواهند توانست با هم در شرایط ضد هم کار کنند؟
این ها و سوالات زیادی از اینگونه اذهان مردمی را که از این همه سر و صدا ها، هیجانات، رجز خوانی ها و معامله گری ها فقط خموشی صدای فیر و زمینه پیدا نمودن یک لقمه روزی حلال به اولاد و خانواده شان را دارند، در این روز ها جداً به خود مصروف ساخته است.
تجربه کار مشترک گروههایی از این قبیل را مردم در جمهوری داود خان با احزاب چپ، در دورۀ پس از هفت ثور میان دو شاخۀ یک حزب، در دورۀ حکومت مجاهدین میان تنظیم ها و بالاخره در دورۀ سیزده سال اخیر میان نیروهایی که قدرت را با هم تقسیم نموده بودند به وضاحت دیده و مزۀ آن را چشیده اند و با این حال تصور نمیشود این اتحاد حتا صد روز اول نیز دوام کند.Ÿ

پایان عمر دموکراسی در افغانستان

سپتامبر 17, 2014

شماره( 192) چهارشنبه 26 سنبله 1393 / 17 سپتمبر 2014

demo

به بهانه روز جهانی دموکراسی

روز جهانی دموکراسی یک رویداد سالانه است که در ۱۵ سپتامبر، برگزار می‌شود. سازمان ملل متحد به منظور پشتیبانی از جنبش‌های ضد استبدادی ۱۵ سپتمبر یا ۲۴ سنبله را روز جهانی دموکراسی نامیده است.
مردم‌سالاری یک روش حکومتی است برای مدیریت کم خطا بر مردم حق مدار. که در آن فرد یا گروهی خاص حکومت نمی‌کنند بلکه مردم حکومت می‌کنند. گونه‌های مختلف دموکراسی وجود دارد و در جامعه بین‌الملل نیز شاهد چند گانگی دموکراسی هستیم.
در انتخابات ریاست جمهوری سال روان بزرنگترین لکه بدنامی به دموکراسی در افغانستان وارد شد که هرگاه قدرت فی مابین دو کاندیدا تقسیم شود، عمر دموکراسی در افغانستان به پایان میرسد.Ÿ

حکومت اندیوالی تشکیل نشد

سپتامبر 10, 2014

شماره(191) چهارشنبه 19 سنبله1393 / 10 سپتمبر 2014

سرمقاله
چوکی

با وجود تلاش های جان کیری وزیر خارجه ایالات متحده و وزیر خارجه آلمان و تماس های تیلفونی بارک اوباما با نامزدان انتخابات ریاست جمهوری افغانستان، سرانجام مذاکرات تخنیکی و سیاسی تیم های اصلاحات و همگرایی و تحول و تداوم به بن بست کشیده دکتر عبدا لله اعلام نمود که:«برنده انتخابات بودیم و هستیم» و نتایج انتخابات را (که گفته میشود در نظر است طی هفته آینده اعلان شود) نمی پذیرد.
این اولتیماتوم در حالی داده شد که پیش از این رییس جمهور کرزی مقارن ورود وزیر خارجه آلمان به کابل گفت: دو نامزد دولت مشترک تشکیل دهند و نیازی به اپوزیسیون نیست.
طفره رفتن از شیوه های متداول و کنار گذاشتن ترمینالوژی معمول سیاسی در عرصه های انتخابات و حکومتداری کار افغانستان را به جایی کشید که اکنون سر کلافه حتا از نزد جامعه جهانی نیز در انتخابات افغانستان گم شده است.
از نظر پرنسیب وقتی دو رقیب به مبارزات انتخاباتی می پردازند حتماً یکی برنده و دیگری بازنده خواهد بود و تیم بازنده در اپوزیسیون قرار گرفته با نفوذ در پارلمان و نهادهای مدنی، اجتماعی و رسانه ها تیم بر سر اقتدار را از طریق افشای اجراآت غلط و مظاهر رشوه، اختلاس، زورگویی، قانون شکنی و غیره تحت فشار قرار میدهد.

اپوزیسیون مظاهر فساد را افشأ میکند، از طریق رسانه های آزاد آنرا به اطلاع مردم می رساند، با فشار از طریق دادستانی مستقل متهمین را به پنجه قانون می سپارد و با فشار از طریق دادگاه مستقل آنان را به محاکمه سپرده به این ترتیب فعالیت های تیم رقیب را در ادارۀ کشور مهار میکند، که با این حال اپوزیسیون به صفت حربۀ مفید در حیات جامعه رول خود را در مهار کردن و لگام زدن توسن سرکش قدرت تیم حاکم ادا میکند؛ اما وقتی یک زمامدار که بیش از یکدهه بر کشور حکومت نموده اظهار میدارد که افغانستان نیازی به اپوزیسیون ندارد، این اظهارات به معنای درک همان جملات قبلی است که باری گفته بود «رشوت بخورید، اما به خارج نبرید»، که با این حال مانند سیزده سال گذشته چوکی ها میان دو تیم بخاطر چور و چپاول و حیف و میل بیت المال تقسیم شده بدون سر و صدا آنان را مصروف این روند بربادی کشور میسازند.
جالبتر از آن گردن نهادن دو تیم به موارد غیر قانونی و فرا قانونی است. چگونه تیمی که مدعی بود مخالف با تشکیل شرکت سهامی در قدرت است با دریوزه به دنبال تیم رقیب میگردد تا آن را در قدرت شامل سازد؟ و چگونه تیمی که مدعی اصلاحات بود با نادیده گرفتن قانون اساسی در پی ایجاد پُست صدارت برای خود در نظام ریاستی است؟ سوال مهمتر آنکه در کجای دنیا تا کنون به استشاره جامعه جهانی با سرنوشت انتخابات اینگونه قمار زده شده که وقتی رسوایی یک انتخابات تا سطح جهان میرسد، هیچکس به جرم این رسوایی به پای میز محاکمه کشیده نشده و مقصر شناخته نمیشود، حد اقل معاشات کارمندان کمیسیون های انتخابات و شکایات انتخاباتی و کمشنران از ابتدای پروسه انتخابات تا کنون باید بازگشت داده شود و عاملین این قضایا به پای میز محاکمه کشانیده شود.
راه حل چیست؟
1- به هر حال باید در بازشماری و تفتیش آراء قناعت طرفین قبل از اعلان نتایج گرفته شود.
2- تیم برنده در قدرت و تیم بازنده در اپوزیسیون قرار گیرد و قدرت تقسیم نشود.
3- استقلال واقعی دادگاه و دادستانی کشور به رسمیت شناخته شود.
4- اپوزیسیون فعالیت خود را در پارلمان و احزاب سیاسی مخالف حکومت متمرکز ساخته کابینه و ارکان قدرت را از طریق استجواب، استیضاح و عدم اعتماد تحت کنترول قرار دهد.
در غیر آن با توجه به اظهارات غیر مسوولانه نمایندگان برخی ستادها مبنی بر شهروند درجه اول و درجه دوم بودن اقوام و با توجه به فضای پر تنش و تب آلودی که میان تیم های رقیب ایجاد شده با اعلان نتایج و کشیدن این رسوایی در خیابان ها مهار آن دشوار خواهد بود.Ÿ

پرونده شهادت احمد شاه مسعود چرا پیگیری نشد؟

سپتامبر 10, 2014

شماره(191) چهارشنبه 19 سنبله1393 / 10 سپتمبر 2014

ahmadshah maood

سیزده سال پس از شهادت احمد شاه مسعود فرمانده ارشد نیروهای جبهه متحد هنوز این سوال لاینحل مانده که قاتل قهرمان ملی احمد شاه مسعود کیست؟ و چرا پروندۀ قتل موصوف طی این مدت پیگیری نشده است؟
در حالیکه بخش بزرگی از تیم حاکم را از ابتدای اداره مؤقت تا کنون یاران و همکاران نزدیک احمدشاه مسعود شهید تشکیل میدهد، در طی این مدت هیچکس در زمینۀ ردیابی عوامل شهادت مسعود اقدامی نکرده و حتا گفته میشود در زمینۀ توظیف کمیسیونی برای همکاری با مراجع بین المللی نیز در این زمینه همکاری نشده است.
در شرایطی که یاران و برادران مسعود اکنون در دسته جات مختلف سیاسی منشعب شده اند، مردم خواهان به دادگاه کشیدن عاملین قتل احمد شاه مسعود میباشند و به فراموشی سپردن این قضیه را طی چندین سال سوال بر انگیز میدانند.
در طی مدت گذشته به غیر از یادبود روز شهادت احمد شاه مسعود و هفته شهید کاری در زمینه ردیابی عوامل شهادت موصوف صورت نگرفته که خیلی برای مردم سوال بر انگیز میباشد.Ÿ

مواجهه با جهان در دو بعد

سپتامبر 3, 2014

شماره (190) چهارشنبه 12 سنبله 1393 / 3 سپتمبر 2014

سرمقاله

با خروج تیم اصلاحات و همگرایی از مذاکرات سیاسی و قدغن تیم تخنیکی به نظر میرسد ظاهراً این تیم در حالی با طرح جان کیری در افغانستان مواجه میباشد که الترناتیف دیگری هم در زمینه وجود ندارد، از بُعد دیگر عضو برجستۀ این تیم به صفت نمایندۀ دولت در ویلز با پیش شرط عدم امضای موافقتنامه امنیتی از طرف آقای کرزی فرستاده شده که در واقع باید در مخالفت با ناتو در ویلز عرض اندام کند و موقف بگیرد.
بازی شطرنج سیاست این تیم را اکنون به شکل کاملاً مرموز در دو بُعد طوری مواجه ساخته که در یک بُعد با قرار گرفتن در برابر طرح جان کیری وزیر خارجه امریکا در پروسۀ انتخابات و در بُعد دیگر با مخالفت به امضای موافقتنامه امنیتی با امریکا و مواجهه با ناتو در ویلز میباشد و در هر دو بُعد با امریکا مواجه میشود؛ اینست یکی از اعجوبه های بازی های مغلق دنیای سیاست.Ÿ

ویلز و انتقال قدرت دو عنصر سرنوشت ساز لحظه کنونی

سپتامبر 3, 2014

شماره (190) چهارشنبه 12 سنبله 1393 / 3 سپتمبر 2014

140827121426_343242342_336x189__nocredit
نوشته : محمد داود سیاووش
در حالیکه دوره کار رییس جمهور کرزی به پایان رسیده و رییس جمهور در تمدید دوره کارش تا اعلان نتایج انتخابات ترازوی خود را به سنگ زده از ناخن کشور گرفته بار و بستره خود را از ارگ جمع نموده و با صحنه سازی میخواهد صداهایی در ادامه کارش را با نخوت قبول کند، نتایج دور دوم انتخابات به افتضاح در سطح کشور و جهان رسیده متهمین این ماجرا آزادانه گشت و گزار نموده حتا از حنجره بعضی تلویزیون ها با هُشدار و اخطار مانور میکنند، با تحریم پروسه بازشماری و تفتیش توسط تیم اصلاحات و همگرایی و کنار گذاشتن تیم تحول و تداوم از این پروسه کارمندان کمیسیون انتخابات و شکایات انتخاباتی را بار دیگر وارد صحنه شده و از طرفی هنوز هر دو تیم در تعریف حکومت وحدت ملی هنوز مشکل دارند و جان کیری هم در نظر ندارد مانند سال 2009 دست کدام کاندیدا را به صفت پیروز بلند کند.
مردم افغانستان از این وضعیت بغرنج سیاسی به ستوه آمده و با فریاد وزارت دارایی مبنی بر خالی شدن کندوی کشور به وحشت افتاده اند. کارمند ملکی و نظامی معاش میخواهد و قطعات و جز و تام ها به اکمالات لوژیستکی ضرورت دارند، این در حالیست که قوای بین المللی از افغانستان خارج میشود و موافقتنامه امنیتی با امریکا امضا نشده.
مردم میپرسند:
– چه شد آن وعده پلو و چلو خوردن طی دو سال پس از خروج جامعه جهانی که توسط آقای کرزی به مردم داده شده بود؟
– چه شد آن جشن هفت میوه خوردن پس از خروج قوای بین المللی که توسط آقای کرزی به مردم داده شده بود؟
– آیا امضا نکردن موافقتنامه امنیتی با شرایطی که از اثر آن اکنون کشور در معرض انقراض قرار گرفته مطابق منافع ملی بود یا مغایر منافع ملی؟
اشتراک بسم ا لله محمدی وزیر دفاع در اجلاس ناتو در ویلز با توجه به اظهارات موصوف در پارلمان که نا رضایتی خود را از رهایی ملا صدر و سایر زندانیان طالب از زندان ها ابراز داشت و با توجه به سر پیچی فرماندهان از فرمان رییس جمهور مبنی بر عدم استفاده از سلاح ثقیله و عدم استفاده از نیروهای هوایی در عملیات های جنگی به مفهوم حالت جدید و ایجاد اشکال جدید همکاری قوای مسلح با نیروهای بین المللی و جامعه جهانی میباشد. از نظر آگاهان همانطوریکه رییس جمهور حق ندارد یکروز اضافه از دوره کارش در مسند قدرت بماند، همانطور حق ندارد این قدرت را حتا یک لحظه قبل از تسلیمی به جانشینش خودسرانه ترک کند.
امریکا و متحدین ناتو باید اشکال جدید همکاری را در وجود نیروهای سیاسی و نظامی افغانستان به شکلی ایجاد کند که وضعیت با کار شکنی های تیم کنونی از هم نپاشد.
آقای کرزی با رهایی زندانیان و قرار گرفتن در صف اظهارات تضعیف کننده دولت موجود احتمالاً در دور بعدی میخواهد از مجرای دیگر در قدرت سر بلند کند اما با این وضعیت نباید ساختار های تفکیک شکلی قوای ثلاثه، ارزش های قانون اساسی و حقوق مدنی مردم را از هم بپاشد.
تجربه عراق نشان داد که وجود و عدم مالکی برای امریکا و غرب ارزش نداشت و تا آنجا که به فاجعه قبیله ایزیدی ارتباط میگیرد امریکا میتواند در اشکال جدید به عراق باز گردد و بشار اسد در انتخاب مغلق بد و بدتر میتواند برای امریکا و غرب قابل تحمل باشد که در این حال هرگاه رفتن کرزی به مفهوم برگشت وی با بیرق طالبان به ارگ صورت گیرد فاجعه بزرگ قومی و سمتی و منطقوی افغانستان را تهدید خواهد کرد.
هرگاه عاملین به افتضاح کشیدن انتخابات محاکمه نشوند و نتایج انتخابات به معامله گذاشته شود برای مردم این سوال مطرح میگردد که احتمالاً همه این سرگردانی های انتخاباتی و رسوایی بزرگنمایی های طالبان و تضعیف قصدی قوای مسلح و کنار گذاشتن شعار ها مدنی همراه با رشد دادن عناصر ضد دموکراسی در ارکان قدرت یک انترک کمیدی سیاسی توسط کرزی به حمایت غرب بوده است.
در حالیکه شعور مدنی و بیداری سیاسی مردم در وضعیت کنونی به مرحله رسیده که ماهیت اصلی این بازی های پشت پرده را به درستی درک میکنند و بحرانی شدن بیش از حد این معاملات پنهانی شاید روزی به انفجار بزرگ اجتماعی بیانجامد، جامعه جهانی و مخصوصاً امریکا باید انتظار روزی را نکشد که در افغانستان نیرویی مانند داعش سر بلند کند و از ترس آن بار دیگر در کاسه سیاست شیر و بز نیروهای داخلی آب را به هم خورده گوش به جامعه جهانی بدهند.
مالکی در حالیکه نیروهایش قصر رییس جمهور را محاصره نموده بود با یک تصمیم رییس جمهور روز بعد به معرفی صدر اعظم جدید موافقه نمود. در افغانستان که هنوز قوای مسلح و نیروهای دفاع از نظام از برتری های قابل ملاحظه در کنترول اوضاع برخوردارند نباید جهان انتظار بکشد که پس از در هم شکستن ستون فقرات اکمالات لوژیستیکی و حمایت نظامی این نیروها بازسازی شود اشتباهی که پس از سقوط نجیب قوای مسلح پنجصد هزار نفری را زمین گیر کرد و کشور دچار بحران جنگ داخلی نمود.
جامعه جهانی باید در حالت موجود به چند مسأله توجه کند:
1- حمایت هوایی و زمینی کشور را در سرحدات تضمین کند.
2- اکمالات قوای مسلح را متوقف نسازد.
3- نیروهای مسلح طوری در عقب کشمکش های سیاسی نیرومند نگهداشته شوند که وضعیت از هم نپاشد اما در عین حال صحنه به نظامیان خالی نشود.
4- جهان از یک برنامه واضح و تیم شفاف حسابده در افغانستان حمایت کند نه از تیمی که با گرگ گوشت بخورد و با چوپان نوحه کند.
هرگاه بسم ا لله محمدی در اجلاس ویلز بتواند با توافق به موافقتنامه امنیتی کمک های جامعه جهانی را در عرصه های نظامی، سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی به افغانستان جلب کند صفحه نوینی را در روابط افغانستان با جامعه جهانی در مرحلۀ پس از انتخابات خواهد گشود و جای پایی در آینده سیاسی خواهد یافت، در غیر آن میهمان ناخوانده یی قلمداد خواهد شد که به صفت آلۀ دست کرزی عمل نموده دروازه های جهان را به روی افغانستان بسته است. در ویلز احتمالاً تعهدات جامعه جهانی مشروط به امضای موافقتنامه امنیتی خواهد بود.Ÿ

کی به ویلز خواهد رفت؟ وکی چاره کندوی خالی کشور را خواهد کرد؟

اوت 27, 2014

سرمقالهشماره(189) چهارشنبه 5 سنبله 1393 / 27 اگست 2014

در حالیکه تا تحریر این نوشته دو کاندیدا در تعریف حکومت وحدت ملی مشکل دارند پس از ده روز باید رییس جمهور افغانستان در کنفرانس سران ناتو به ویلز رفته برای حکومت بعدی حمایت اقتصادی، سیاسی و نظامی جامعه جهانی را جلب کند، چند سوال سرنوشت ساز را مردم افغانستان مطرح مینمایند:
1- کی به ویلز برود؟
هرگاه طی ده روز آینده نتایج نهایی انتخابات اعلان نشود معلوم نیست کی میتواند به حیث رییس جمهور افغانستان به ویلز برود؟ دورۀ کار آقای کرزی به پایان رسیده و از طرفی ظرف کلامی که آقای کرزی با عصبانیت و تنش با جامعه جهانی به کار برده تمام پل های ارتباط افغانستان با جامعه جهانی را شکسته. آقای کرزی موافقتنامه امنیتی را با امریکا امضاء نکرد و با جامعه جهانی زبان مشترک ندارد، بنابران با دیدگاه های موجودشان نه تنها کمک جامعه جهانی را جلب نخواهد کرد بلکه حساسیت های بعدی را نیز به وجود خواهند آورد.
یک نظر آنست که هرگاه نتیجۀ انتخابات قبل از کنفرانس ویلز اعلان نشود هر دو کاندیدا به نمایندگی از افغانستان در کنفرانس ویلز اشتراک نموده در راستای توافق به امضای موافقتنامه امنیتی و جلب حمایت جامعه جهانی سخنرانی نمایند و در خطوط کلی و در پرنسیب عمومی آمادگی شانرا هر یک برای امضای آن سند و قبول شرایط جهان برای جلب کمک ها اظهار بدارند.
2- راه چارۀ جلوگیری از بحران خالی شدن کندوی کشور چیست؟
در حالیکه آقای کرزی باری از موجودیت 7 میلیارد دالر در بانک مرکزی افغانستان اطمینان داده و مردم را برای دو سال بدون کمک جامعه جهانی به پلو و چلو خوردن از کندو و ذخیره اسعاری کشور دعوت نمود، هنوز از کرسی قدرت به پایین نرفته که به قول رسانه ها وزارت مالیه فریاد میکشد که با کندی انتخابات کشور 5 میلیارد دالر صدمه دیده و 6 میلیارد دالر سرمایه از کشور فرار نموده و بدتر از آن طی چند ماه آینده با وضعیت کنونی کشور توان پرداخت معاشات کارمندان دولت را ندارد، عواید گمرکات به نصف تقلیل یافته و مصارف کنونی از در آمد روزانه صورت میگیرد.
در شرایط کنونی کشور در دو فکتور به بن بست رسیده، یکی آنکه با جهان در وجود زعامت کنونی زبان مشترک ندارد و دوم با متوقف شدن کمک های جامعه جهانی در داخل کندوی کشور هم خالی شده که این وضعیت شاید عواقب وحشتناکی را در پی داشته باشد و بیم آن میرود که روزی مردم با شکم گرسنه، با شعار «نان نان» به طرف دروازه های ارباب قدرت یورش برند و رهبران مست از هفت میوه و کباب و پلو و چلو به پاسبانانشان هدایت دهند تا مردم را به خوردن کلچه دعوت نمایند، که آن انفجار اجتماعی ناشی از فقر و گرسنگی احتمالاً چون بمب در کشور ارباب قدرت را به ورطۀ سرنگونی خواهد کشید.
نکویی کن امسال چون ده تراست
که سال دگر دیگری پادشاست

آخرین سخنان شاه امان الله با خبرنگار

اوت 27, 2014

شماره(189) چهارشنبه 5 سنبله 1393 / 27 اگست 2014
بر گرفته از کتاب مناسبات افغانستان و آلمان سالهای (1929 -1919) تالیف داکتر عالمه

این مصاحبه در کشتی (مولتان) توسط یک ژورنالیست آلمانی با شاه امان ا لله انجام شده، کشتی که باید شاه امان ا لله را در تبعید بدرقه میکرد.
درین مصاحبه پاسخ های ازجانب ملکه ثریا نیز آمده است.
ملکه ثریا:“اگر درد و الم شوهرم را بزرگ نسازم من این سقوط را پذیرایی می کنم که بالاخره به من دوباره آزادی را اعطا نمود. کسی نمی تواند تصور کند که من در افغانستان چه را تحمل می کردم. پدرم رهبر یک قوم سرحدی افغانی بود، مادرم یک سوریه ی است و من در دمشق بزرگ شده ام. هنگامیکه من از یک فضای روشنفکری دمشق به کابل آمدم، نمی توانستم خودرا با شرایط افغانستان وفق بدهم. افغانستان یک کشورخشن و غیر دوستانه است و شهروندان اش با خشونت بی سابقه همراه اند. فقط عشق من به شوهرم و خاطرات فراموش نشدنی شاد دوران جوانی ام مرا کمک کردند تا ضربات سرنوشت را تحمل کنم” شاه امان ا لله می گوید: » من یک خیالباف و بی پروا نیستم. من می خواستم با آنان (ملا ها) کمپورامایز را پیش ببرم اما آنها نمی خواستند از هیچ نوع نوآوری بشنوند، حتی بهبود ضروری ترین وسایل تخنیکی را نمی پذیرفتند. مثلا تیلفون را به حیث کشف شیطان رد می کردند. دلایل من در مورد خطوط تیلفون در شهرهای مکه و مدینه به دلیل اینکه در آن جاها اسلام تحریف شده است، رد می شد. شفاخانه نمی توانستم اعمار کنم… مالیات منظم را نمی خواستند برسمیت بشناسند چون برضد اوامر خداوند پنداشته می شد ونظر به برداشت آنان خداوند چنین چیزی را حکم نمی فرمود.
برضد مقررات من در مورد پاسپورت(تذکره) بگونه شدید مبارزه می شد برای اینکه باید مردان عکس می گرفتند، طوریکه در تمام دنیا معمول است. علما می گفتند کسی که می گذارد عکس اش گرفته شود، در یک سال، دریک ماه و یا در یک روز میمیرد. اکثرا مردم به نواحی پولیس می آمدند و پیشنهاد می کردند که برای آنهاخوشایند تر است تا 50 شلاق بخورند تا عکس آنان گرفته شود. تحت چنین شرایطی باید مبارزه صورت میگرفت. من باید اولتر یک اردوی قوی و ارودی قابل اعتماد می ساختم اما ساختن یک اردوی قوی هزینه می خواست ، در یک کشور نادار مانند افغانستان این هزینه را ازکجا می گرفتم؟ به هرحال آرزومندم که حد اکثر بعد از یک سال دوباره به خواست مردم افغانستان در کابل باشم.»Ÿ

موج معکوس بازی رییس جمهور

اوت 27, 2014

شماره(189) چهارشنبه 5 سنبله 1393 / 27 اگست 2014

نوشته : محمد داود سیاووش

اگر این اظهارات صاحبنظران و آگاهان سیاسی را قبول کنیم که اکثریت طالبانی که به دستور رییس جمهور از زندانها بدون محاکمه آزاد شده اند به جبهات جنگ برگشته و اکنون در رهبری جنگها در چهارده ولایت افغانستان بر ضد دولت مصروف اند، این سوال پیش میشود که هدف رییس جمهور کرزی از رهایی این زندانیان در آخرین سال و ماه و روزهای دورۀ کارش چی بوده و رابطۀ رییس جمهور با طالبانی که از زندانها رها شده اند و در حال جنگ با دولت میباشند چگونه است؟
به نظر میرسد رییس جمهور کرزی با توجه به پایان دورۀ کارش طالبان را برای آن از زندانها رها نمود تا در دورۀ بعدی که از قدرت کنار میرود از آنان به صفت حربه و آلۀ فشار بر علیه جانشینش در ارگ و دولت امریکا استفاده نموده در دورۀ بعدی امتیازاتی را در قدرت بدست بیاورد.
ابراز نظر مقامات ارشد دولت نشان میدهد که تنها رییس جمهور و حلقۀ کوچک اطرافش در ارگ به معاملات رهایی بدون محاکمه طالبان از زندان راضی میباشند و باری یکی از حلقات کلیدی همین ارگ نشینان در نشستی ظاهراً مدنی تیم و حلقۀ مربوط شان را به صفت بازوی سوم قدرت آینده جا زد.
احتمالاً رییس جمهور کرزی میداند که پس از انتقال قدرت به جانشینش، رییس جمهور بعدی در مخمصه بزرگی از بحران در بُعد امنیتی دچار خواهد شد و لاجرم دست احتیاج به او به صفت کسی که با طالبان رها شده از زندانها رابطه دارد، دراز خواهد کرد که در این حال رییس جمهور کرزی با گماشتن افرادش در مقامات دولت آینده با توجه به اینکه در ارگ اقامت خواهد داشت به صفت رهبر اصلی پشت جبهه دولت عرض اندام خواهد کرد؛ اما پاشنۀ آشیل آقای کرزی در این معادله آنست که طالبان مانند دورۀ امارت شان یکدست و تحت یک قومانده نیستند. شبکۀ حقانی تحت قوماندۀ آی اس آی حرکت میکند، رهبران طالبان در قطر با رهایی از گوانتانامو جدا از کرزی جا خوش کرده اند، که در این حال هرگاه وضعیت کشور پس از انتقال قدرت توسط طالبان مرتبط با تیم آقای کرزی به وخامت بگراید اشتعال جنگ میان طالبان کرزی با سایر گروههای طالب دور از امکان نیست و در آنصورت آقای کرزی که در نظر دارد از خط مخالف دولت بر افغانستان حکومت کند، شاید اولین قربانی این معاملۀ خطرناک باشد، چنانکه داودخان، نور محمد تره کی و دکتر نجیب در گذشته قربانی چنین معاملات شده اند.
مخالفت رییس جمهور با بمباران هوایی، عملیات شبانه و استفاده از سلاح های ثقیل در جنگ در آخرین روز های دورۀ کارش با سرپیچی برخی قوماندانان جبهۀ جنگ از اوامرش مواجه شده و آنان علناً به قدم های پایین شان دستور داده اند که طالبان را در جریان جنگ بکشند و حتا یکی از مقامات بلند پایۀ اردو در هرات با صراحت از استفاده از سلاح ثقیل در جنگ و درخواست کمک از نیروهای هوایی بین المللی سخن گفت.
رییس جمهور که در گذشته باری در مصاحبه اش از سرقوماندانی جنگ بیزاری خود را اظهار داشته بود، در حال حاضر خود را در موقعیتی قرار داده که مأموریت های جنگی در میدان های نبرد طبق قوانین محاربه به پیش میرود و اوامرش در آن مؤثر نیست.
آنچه در آخرین روزهای کار آقای کرزی قابل تذکر است اینکه چقدر بی احترامی به خون آن سرباز و افسری شده که طالبی را با فدا نمودن جانش دستگیر کرده و اکنون از زندان بدون محاکمه رها میشود تا با دولت بجنگد.
شاید موج معکوس و تبعات فشار این مسأله برای کسانیکه به این معامله خونین دست میزنند خیلی وحشتناک باشد. آقای کرزی و کدام کاندیدایی در آینده هرگاه با این محاسبه پشت به ستون استوار و دژ نیرومند قوای مسلح افغانستان کرده اند که میدانند امریکا در هر نوع معامله و محاسبه کشاندن طالبان را به قدرت در محراق توجه قرار میدهد، باید این ریسک را نیز از یاد نبرند که اگر در ازای کشاندن چند هزار طالب مسلح بخش های بزرگ آرام و فرمانبردار و مطیع کشور و قوای مسلح فرمانبردار را از دست بدهند، چقدر برایشان سنگین تمام خواهد شد و در آنصورت چقدر انسان را باید بکشند و چند سال باید بجنگند تا بر کلیه مناطق غیر طالبی تسلط شان را بر قرار سازند.
قدر مسلم آنست که هرگاه شرایط کشور چنان انکشافی را در پی داشته باشد، حتا تیکه داران قومی تیم حاکم و متحد با آقای کرزی نیز از مهار وضعیت عاجز خواهند بود چون شرایط موجود با دهۀ 90 که در آن فرماندهان پُر قدرتی سراسر کشور را رهبری میکردند به اندازۀ یکصد و هشتاد درجه تغییر کرده است.Ÿ

وقتی دو پله دروازه سیاست جور بیاید، نجار های سیاسی پشت دروازه میمانند

اوت 20, 2014

سرمقاله

شماره(188) چهارشنبه (29 ) اسد 1393/ (20) اگست 2014
روزیکه اعلان شد 8 میلیون رأی طی چه مدتی بازشماری و بررسی باید شود، از ترکاری فروش تا جوالی و از خدمه دفاتر تا کسبه کار کشور همه به یکصدا میگفتند این کار در این مدت نا ممکنست.
بار دیگر وقتی گفتند هر روز یکهزار صندوق رأی بازشماری میشود، احاد مردم به یکصدا در مجالس و محافل و بازار و کرد و پلوان میگفتند این کار در این مدت ممکن نیست.
پس از به بحران کشیدن این پروسه مطابق پیشبینی های مردم وقتی جان کیری بار دوم به کابل آمد مردم از مشاهده امضأ و انکار از سندی که تصویر آن در رسانه ها منتشر شد پیشبینی کردند که بازهم حوادثی در راه است و اینک با هُشدار عطا محمد نور و خنده بلند دکتر غنی، خموشی دکتر عبدا لله و ارگ در این رابطه بازهم مردم پیشبینی میکنند که کار مشترک با روحیه یی که حتا در تعریف حکومت وحدت ملی طرفین مشکلات دارند، دشوار خواهد بود.
اما مردم کم سواد و بیسواد و صاحبنظر و منزوی افغانستان باز هم حوادثی را پیشبینی میکنند که با توجه به مهارتی که دو طرف در معامله گری چهارده ساله دارند، دور از امکان نیست که با جور آمدن پله های دروازه سیاست در وجود دو کاندیدا، نجار های سیاسی که طی دو دوره انتخابات با گلوهای باد آورده و با چشم پُت به روی هم رگباری از اتهامات را شلیک کرده اند، پشت دروازه بمانند.Ÿ

دنبال‌کردن

هر نوشتهٔ تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.