Archive for the ‘سیاسی’ Category

به سوالات مردم در رابطه به کابل بانک ، کابینه و سرنوشت کمیسیون انتخابات چه جواب میدهید؟

اکتبر 29, 2014

شماره( 198 ) چهارشنبه 7 عقرب 1393 / 29 اکتوبر 2014

x

در حالیکه مردم افغانستان از حکومت جدید معجزه نمیخواهند، حد اقل در چند مورد پرسش هایی را مطرح مینمایند:
1- کابل بانک
دوسیه کابل بانک فی مابین دادگاه و دادستانی یا سارنوالی و محکمه در رفت و آمد است و هنوز که در حدود یکماه از عمر حکومت وحدت ملی میگذرد چرا دستآوردی در این زمینه وجود ندارد؟
2- کابینه
مردم میگویند مصروف شدن حکومت جدید با کابینه قدیم و تیمی که امتحان ناکامی شان را در سیزده سال گذشته داده اند در واقع روزگذرانی بیش نیست. حکومت جدید باید با برنامه های جدید و تیم جدید تازه نفس و پر کار وارد مرحلۀ اصلاحات در نظام شود.
3- کمیسیون های انتخابات
پس از رسوایی انتخابات ریاست جمهوری اکنون فریاد کاندیدان شوراهای ولایتی مبنی غیر عادلانه بودن نتایج انتخابات به افلاک بلند شده و حتا اسنادی در رسانه ها مبنی بر مصارف گزاف کمیسیون های انتخابات درز کرده که باید مورد بررسی قرار گیرند.
به چه دلیل به اعضای کمیسیون به صفت اعضای بالاتر از قانون نگاه میشود و اتهامات بر آنها مورد بررسی قرار نمیگیرد؟
ذهن مردم را در این روز ها این سه سوال به خود معطوف داشته و خواهان پاسخ های حکومت در این رابطه میباشند.Ÿ

معاشات پولیس افغان در برخی و لایات با کلدار پاکستانی پرداخته میشود

اکتبر 29, 2014

شماره( 198 ) چهارشنبه 7 عقرب 1393 / 29 اکتوبر 2014

در حالی که در بعضی ولایات سرحدی افغانستان شکایات از داد ستد اموال با اسعار خارجی وجود دارد شماری از اعضای ولسی جرگه می گویند که در برخی ولایات کشور معاشات پولیس نیز با کلدار پاکستانی پرداخته می شود.
آنها می گویند پرداخت معاشات پولیس در شماری از ولایات سرحدی با اسعار خارجی خلاف قانون می باشد و به ارزش پول افغانی نیز آسیب میرساند.
شکیبا هاشمی عضو ولسی جرگه در مورد می گوید:
» در اکثریت ولایات افغانستان است، این گپ دقیق است، به خواست پولیس کلدار داده نمی شود بلکه کارت های بانکی آنها نزد قوماندان کندک است افغانی نمی دهد کلدار میدهد او هم دو ماه بعد سه ماه بعد. «
افغانستان با همسایه های شمالی، شرقی و جنوبی خود داد و ستد زیادی دارد.
به اساس گزارش ها، این داد و ستد ها سبب شده تا در شمال کشور از سوی همسایه های شمالی، در ولایات غربی از طرف ایران و در ولایات جنوبی و شرقی پول کلدار پاکستانی مورد استفاده قرار گیرد.
کارشناسان اقتصادی می گویند، پول رایج افغانستان، افغانی بوده و به اساس قانون، دافغانستان بانک مکلف است تا با استفاده از پول افغانی ارزش آن را حفظ کند.
تاج محمد اکبر استاد اقتصاد پوهنتون کابل می گوید، باید جلو استفاده از اسعار خارجی در معاملات در افغانستان گرفته شود تا به ارزش افغانی آسیب نرسد:
» از نورستان تا نیمروز پول کلدار رایج است به همین خاطر ارزش پول ما کم شده و این یک خلاء در نظام ما است و برای این که نظام افغانی را ثابت نگهداریم و به پول ملی ارزش قایل شویم باید تمام داد و ستد به افغانی صورت گیرد. «
از سوی دیگر وزارت داخله افغانستان این ادعا را رد می کند که گویا به پولیس افغان در ولایات سرحدی کشور به کلدار معاش داده می شود.
نجیب دانش معاون سخنگوی این وزارت به روز یکشنبه به رادیو آزادی گفت که در تمام ولایات افغانستان معاشات پولیس توسط سیستم بانکی به افغانی پرداخت می گردد:
» پرداخت معاشات در دستگاه پولیس روی یک سیستم است و از طریق بانک ها اجرا می شود در سراسر افغانستان و این پول از طریق فزیکی از طریق بانک ها در مقابل کارت که پولیس دارد پرداخته می شود و در قانون افغانستان هیچ جا ندارد که با تبادله یا به شکل کلدار پرداخت شود این مساله قابل تایید ما نیست. «
این در حالیست که در افغانستان همین اکنون در بیشتر موارد معاملات بزرگ تجارتی نسبت به افغانی بیشتر به پول دالر و حتی کلدار پاکستانی و تومان ایرانی صورت می گیرد.
کارشناسان اقتصادی تاکید می کنند که انجام معاملات تجارتی به افغانی باعث ارزش و ثبات آن گردیده و نهاد های مربوط باید تجار و مردم را تشویق کنند تا داد و ستد را در این کشور به پول افغانی انجام دهند.Ÿ
رادیو آزادی

طرح پیشنهادی بکتاش سیاووش نماینده مردم در ولسی جرگه برای اصلا حات در مجلس نمایندگان پیش از معرفی کابینه جدید

اکتبر 29, 2014

شماره( 198 ) چهارشنبه 7 عقرب 1393 / 29 اکتوبر 2014

images

دکتر اشرف غنی که با شعار مبارزه با فساد و اصلاحات وارد معرکه ی حکومتداری شده است باید به پیشنهادات ذیل پیش از معرفی کابینۀ جدید توجه جدی داشته باشد:
***
این بیشنهادات درسال سوم تقنینی در اجلاس عمومی برای آوردن اصلاحات مطرح گردیده است.

- رای گیری در مجلس باید علنی شود. دوام رای سری داوم معامله گری و (کمیشنکارییست) هر کسی مخالف رای علنیست از دید ما شریک معاملات پولیست که در پارلمان صورت میگیرد. پس از ین بنده در هیچ رای گیری سری شرکت نخواهم کرد و در هر رای گیری علنی رای خواهیم داد.
– نام آن دسته از نمایندگانی که خود یا اعضای خانواده و بستگان شان مالک کمپنی هایی هستند که این کمپنی یا شرکت ها در قرار داد با وزارت خانه ها هستند باید اعلام شود.
– به تمامی وزارت خانه ها دستور داده شود که فهرست آن دسته از نمایندگانی را که روزانه، هفته وار یا ماهانه به وزارت خانه ها مراجعه میکنند بصورت ماهوار با جزییات در اختیار هیأت اداری (ریاست دولت) قرار دهد که فلان وکیل از فلان ولایت چند بار در یک روز، هفته و ماه به وزارت خانه مراجعه کرده است و در هر بار خواست یا پیشنهادش چی بوده است؟ آیا قرار داد میخواسته؟ آیا کسی را مقرر میکرده؟ آیا برای حل مشکل مردم آمده بود؟… بعد هیأت اداری محترم این گزارش را بدون کم و کاست در اختیار رسانه ها قرار دهد.
– ساختاری که زیر عنوان وزارت دولت در امور پارلمانی موجود میباشد صرفاً به دفتر کمپاین وزرا تبدیل شده که یا نام آن از وزارت دولت در امور پارلمانی به دفتر کمپاین وزرا تغییر داده شود یا هم این وزارت لغو اعلام شود. این وزارت تنها زمانی فعالیتش احساس میشود که وزیر استیضاح شود یا مسایل دیگر ازین دست اتفاق بیافتد که به نمایندگان تماس های تلفونی گرفته محافلی ترتیب میدهد که در آن وکلا با وزرا کله به کله شده و دیدار نمایند که این اقدام صرفاً در دفاتر کمپاین معنی پیدا میکند .
– برای به وجود آمدن اصل حسابدهی و حساب گیری تمامی نماینده ها باید دارایی هایشان را ثبت کرده و با نشر آن در رسانه ها آنرا در اختیار مردم قرار دهند.Ÿ

چالش های حکومت وحدت ملی کدامهاست؟

اکتبر 29, 2014

شماره( 198 ) چهارشنبه 7 عقرب 1393 / 29 اکتوبر 2014

محمد داود سیاووش
چوکی هر نظام سیاسی بر چهار پایۀ سیاسی، اقتصادی، نظامی و فرهنگی اتکاء داشته و در نظام های مردمسالار تفکیک واضح قوای ثلاثه و همآهنگی این سه قوه با موجودیت اپوزیسیون و آزادی بیان ضامن تحقق برنامه های نظام و رعایت حق شهروندی مردم میباشد.
حکومت جدید به موازات موارد فوق با چند چالش اساسی مواجه میباشد:
1- سیاسی
هنوز کابینه تشکیل نشده، هنوز لایحه تقسیمات وظایف میان معاونان ریاست جمهوری، شورای اجرائیه و نماینده با صلاحیت رییس جمهور تعریف نشده، هنوز دوست و دشمن بر مبنای منافع ملی تعریف نشده، هنوز رابطۀ زخم خورده ادارۀ قبلی با جامعه جهانی و همسایه ها ترمیم نشده، هنوز تفکیک واضح قوای ثلاثه و همکاری و همآهنگی مشهود این قوا با دستآورد های ملموس به چشم نمیخورد.
2- اقتصادی
هنوز واردات سرسام آور و صادرات کشور ناچیز است، سقوط عواید شرکت های خصوصی با ورشکستگی آنها، بیکاری جوانان، جذب پایین جوانان به مؤسسات تحصیلات عالی، وابستگی افغانستان از نظر تولید انرژی به کشورهای همسایه، خالی شدن کندوی پرداخت معاشات مأمورین دولت، عدم موجودیت توازن میان عاید و مصرف کارمندان دولت، کمبود و نبود راههای مواصلاتی سراسری در کشور، مصارف گزاف بادیگاردها، موترهای تعقیبی و حشم و خدم و حاجب و دربان مقامات دولت از جمله وظایف دشواری اند که در عرصه اقتصادی و چالش های بزرگی را در برابر حکومت جدید قرار میدهد.
کشوری که با داشتن زمین های حاصلخیز و دریاهای خروشان نمیتواند حداقل گندم خود را از حاصل زمین زراعتی خود تأمین کند در واقع هیچ آبرویی برای ایستادن در کنار رقبای خود ندارد.
3- نظامی
در کشوری که حس پاتریوتی در قوای مسلح تشویق نمیشود، معاش سربازان به کلدار پاکستانی پرداخته میشود، به سطح رفاه زندگی شخصی و خانوادگی سرباز و افسر توجه صورت نمیگیرد و پرداخت معاشات سربازان و افسران ماهها به تعویق می افتد، قوای مسلح با قوای هوایی و تانک و توپ و تخنیک عالی محاربوی مجهز نیست چگونه میتوان پیروزی را در عرصه نظامی و امنیتی انتظار داشت؟
باید محلات رهایشی، کوپراتیف های اموال استهلاکی تهیه و معاشات کافی به منصوبان قوای مسلح پرداخته شود و سلاح و مهمات مدرن به اختیارشان قرار گرفته روحیۀ وطن پرستی در قطعات و جزء و تام های قوای مسلح ارتقاء داده شود.
4- فرهنگی
تحکیم دوستی میان اقوام و ملیت های با هم برادر، رعایت حق شهروندی همه اقوام، قبایل، ملیت ها، زبانها و مذاهب، ترویج فرهنگ همدیگر پذیری و گذار از مرحله قومیت به مرحله شهروندی عنصر اصلی رشد و اعتلا و تحکیم فرهنگ ملی میباشد.
تأمین و تحقق عدالت اجتماعی میان همۀ اقوام و ملیت های افغانستان و ارتقاء سطح متوازن رشد اقتصادی از دور دست ترین نقاط کشور تا پایتخت و زمینه سازی برای رشد شعور شهروندی مردم در حل معضلات اجتماعی-سیاسی با گذار به تشکیل احزاب واقعی سیاسی در کشور از طریق فرهنگی امکان پذیر است.
5- اپوزیسیون، جامعه مدنی و آزادی بیان
تا زمانیکه در کشور شرایط لازم برای تشکیل اپوزیسیون مهیاء نگردد در انتقال قدرت و تحقق کارآیی دولت مانند شرایط موجود مشکلات وجود خواهد داشت. باید جامعه مدنی جدا از تشکیلات فورمالیته و معاش خور موجوده طوری به وجود آید که به مثابه وسیله فشار مردم بر دولت عمل نماید و آزادی بیان مطابق ارزش های مندرج قانون اساسی باید به شمشیر بران مبارزه با فساد و جنایات مبدل گردد.
اینکه یک عدۀ محدود میخواهند هم اپوزیسیون باشند و هم در دستگاه دولت، از یک بُعد دولت را ببلعند و از سوی دیگر از دولت انتقاد کنند، همان تجربۀ ناکام سیزده ساله میباشد که از اثر آن علیرغم سرازیر شدن میلیارد ها دالر در ختم مأموریت جامعه جهانی اکنون در کندوی کشور پولی برای پرداخت معاشات وجود ندارد و بودیجه سال مالی با داشتن کسر می لنگد و با این حال از اثر آن سیاست غلط اکنون تیمی وجود ندارد که پس از انتقال قدرت الترناتیفی را در برابر بحران گذشته مطرح نماید.
سیاست پیشه گان کشور این خواب «هم خدا خواهیم هم دنیای دون» را کنار گذاشته اجازه دهند از متن و بطن جامعه نیروهای جوان جدا از حُب و بغض های دوران جنگ سرد و درگیری های داخلی و گزافه های تیوریکی قد بلند نموده با اتوریته های جدا از تیم بر سر اقتدار از یکطرف با انتقادات سالم باعث اصلاحات در تیم بر سر اقتدار گردند و از طرفی پس از پایان دورۀ کار تیم بر سر اقتدار توانایی پذیش مسوولیت زمامداری و دولتمداری را داشته باشند.
دولتمردان و زمامدارانی که برگۀ برندۀ زمان را در دست ندارند باید اجازه دهند مانند حزب کارگر و محافظه کار انگلیس، حزب گولیست و سوسیالیست فرانسه، حزب سوسیال دموکرات و دموکرات مسیحی آلمان، حزب مردم و مسلم لیگ پاکستان، حزب کنگره و حزب بر سر اقتدار فعلی هندستان و… نیروهای تازه نفس بالاخره در جامعه عرض وجود کنند در غیر آن با این معامله گری که با گرگ گوشت میخورند و با چوپان نوحه میکنند آیندۀ دردناکی در انتظار کشور خواهد بود.Ÿ

دموکراسی چیست و چه نیست؟

اکتبر 29, 2014

شماره( 198 ) چهارشنبه 7 عقرب 1393 / 29 اکتوبر 2014

Thomas-Sentence1-690

اثر فیلیپ سی . اشمیتر و تری لین کارل / ترجمه : آموزشکده توانا
برای مدتی طولانی واژه دموکراسی، مانند ارزی بی ارزش در بازار سیاست جریان داشت. سیاستمداران با گرایشهای مختلف کوشش میکردند تا از آن به عنوان بر چسب مناسبی برای کارهای سیاسی خود استفاده کنند. برعکس، پژوهشگران در استفاده از دموکراسی بدون به کارگیری صفاتی تعدیل کننده تردید داشتند و علت آن هم ابهامی بود که پیرامون آن وجود داشت. رابرت دال، نظریه پرداز برجسته سیاسی آمریکا حتی سعی کرد لغت جدیدی برای آن بسازد، «کثرت گرایی» (پلی آرشی). او امیدوار بود که با جایگزینی این لغت بتواند مفهوم دقیقتری از آن ارائه دهد. اما به هر حال خوب یا بد، ما به واژه دموکراسی به عنوان واژه ای کلیدی برای گفتمان سیاسی معاصر چسبیده ایم. واژهای که در اذهان مردم طنین میاندازد و در هنگام مبارزه برای آزادی و زندگی بهتر بر لبان آنها جاری میشود. دموکراسی واژه ای است که اگر بخواهیم به عنوان ابزاری سیاسی و راهبردی از آن استفاده کنیم باید در معنی آن دقت کنیم. موج گذار از حکومتهای استبدادی با «انقلاب میخکی » در پرتگال در سال 1974 آغاز شد و با فروپاشی رژیمهای کمونیستی اروپای شرقی در سال 1989 به اوج خود رسید و سبب همگرایی همگانی برای تعریفی جدید از دموکراسی شد . در بسیاری از جاها مردم نسبت به صفات دو پهلویی مانند «پرطرفدار»، «راهنما»، «طبقه متوسط» و «رسمی» که برای توضیح دموکراسی به کار برده می شود بی اعتنا شدند. ولی در عین حال توافق جالب توجهی به وجود آمد که برمبنای آن، سیستم های حکومتی باید حداقل شرایط را رعایت کنند تا شایستگی نام دموکراتیک را داشته باشند. علاوه بر آن، هم اکنون تعدادی سازمان بین المللی وجود دارند که شرایط را زیر نظر گرفته تا به میزان رعایت این استانداردها در کشورهای مختلف پی ببرند. در حقیقت بعضی کشورها این استانداردها را در سیاست خارجی خود منظور می کنند.
دموکراسی چیست؟
بگذارید دموکراسی و مفاهیم عمومی آن را به طور کلی این گونه تعریف کنیم: سیستم حکومتی یگانه ای که برای سازمان دادن رابطه بین حاکمان و مردم به وجود آمده است. بعد از این مروری خلاصه خواهیم داشت بر روش ها، قوانین و مقرراتی که برای پایداری دموکراسی مورد نیاز است. و سرانجام درباره دو اصل عملی سخن خواهیم گفت که سبب میشوند دموکراسی کارایی لازم را داشته باشد. این اصول در مفاهیم عمومی و دستورالعمل های رسمی توضیح داده نشده اند، ولی چهره دموکراسی بدون اثرات تعیین کننده آنها عبوس خواهد بود. یکی از مهمترین موضوعات مطرح شده در این مطلب این است که دموکراسی از نهادهایی یگانه و منحصر به فرد تشکیل نشده است. انواع مختلف دموکراسی وجود دارد و عملکردهای متفاوت آنها طبعا اثرات مختلفی هم خواهد داشت. نوع دموکراسی در هر کشوری به شرایط اجتماعی و اقتصادی و هم چنین به ساختار سیاسی و اعمال سیاست ها در آن کشور بستگی دارد.
دموکراسی های جدید، سیستم های حکومتی هستند که در آن حاکمان برای عملکرد خود در برابر شهروندان پاسخ گو بوده و در حقیقت این مردم هستند که به طور غیرمستقیم از طریق نمایندگان منتخب خود حکومت می کنند.
یک رژیم یا سیستم حکومتی متشکل از مجموعه طرح هایی است که چگونگی احراز مناصب دولتی را مشخص می کند. این طرح ها شامل ویژگی های کسانی است که داوطلب احراز پست های مملکتی بوده و هم چنین شیوه انتخاب این داوطلبان را تبیین می کند. طرح ها هم چنین شامل قوانینی است که بعد از انتخاب مردم باید اجرا شود. برای این که سیستم به خوبی کار کند باید این مجموعه نهادینه شود و یا به عبارتی دیگر این الگوها در جامعه کاملا عادی و شناخته شده و مورد عمل قرار گیرند. مهم تر از همه آن که توسط اکثریت جامعه ، اگر نه همه آنها، پذیرفته شوند. مکانیزم هایی که برای نهادینه کردن این اصول انتخاب شده توسط سلسله قوانینی که قانون اساسی را تشکیل می دهند تقویت می شود. اگر چه بسیاری از این قواعد و معیارهای سیاسی می توانند غیر رسمی، محتاطانه و بر اساس سنت باشند.
از نظر اقتصادی، الگوها را با یکدیگرمقایسه کرده، شاخص ها و قوانین را به هم گره زده و سپس آنها را به عنوان یک سیستم حکومتی نامگذاری می کنیم که دموکراسی یکی از آنها است. انواع دیگر شامل: مطلقه، اقتدارگرا، استبدادی، دیکتاتوری، ستم کارانه، تمامیتخواه، مطلق گرا، سنتی، سلطنتی، الیگارشی، حاکمیت طبقه ثروتمند، حاکمیت اشرافیت و سلطنت مطلقه هستند.
هر کدام از این رژیم ها می توانند به زیر مجموعه های دیگری نیز تبدیل شوند.
رژیم دموکراتیک مانند بقیه رژیمها، نیاز به رهبری دارد که اختیارات داشته و بتواند قانونا به بقیه دستور دهد. تفاوتی که بین رهبران در سیستم دموکراتیک و غیردموکراتیک هست، در نحوه انتقال قدرت و نیز پاسخگویی آنها برای اعمالی است که انجام می دهند.
در عرصه عمومی، قواعدی وضع میشود که برای افراد جامعه الزام آور بوده و دولت همه را به اطاعت از آنها وادار می کند. محتوای آنها می تواند در دموکراسی های مختلف گوناگون بوده و بستگی به تفاوت بین بخش خصوصی و عمومی، دولت و جامعه، الزامات قانونی و مبادلات داوطلبانه و نیز نیازهای جمعی و سلیقه های فردی دارد. برداشت لیبرالی از مفهوم دموکراسی، طرفدار حداقل دخالت در عرصه اجتماعی است و حال آن که مشی سوسیالیستی و یا سوسیال دموکراسی در عرصه عمومی، از طریق مقررات، اعطای یارانه ها و حتی در مواردی اشتراکی کردن مالکیت، دخالت می کند. هیچ کدام از این سیستم ها بیشتر از دیگری دموکرات نیستند. آنها دموکراسی هایی هستند که با هم تفاوت دارند. دموکراسی هایی که به دنبال «توسعه بخش خصوصی» هستند از دموکراسی هایی که به دنبال «توسعه بخش عمومی» هستند بیشتر دموکراتیک نیستند. اگر چه در این موارد هر کدام از این دموکراسی ها که راه افراط را در پیش بگیرد، به ماهیت دموکراسی صدمه می زند. اولی با از بین بردن مبنای نیازهای جمعی و جلوگیری از اعمال قدرت قانونی و دومی با از بین بردن سلیقه های شخصی و عدم کنترل بر اعمال قدرت غیرقانونی. اختلاف عقاید بر سر میزان اعمال این دو روش، سبب بروز برخوردهای گسترده سیاسی در چهارچوب دموکراسی ها میشود.
شهروندان، عنصر مهم و مشخص دموکراسی ها هستند. همه رژیمها از طبقه حاکمه و مردم تشکیل میشوند، اما تنها در دموکراسی ها است که شهروندان به حساب می آیند و عملا وجود آ نها منشا اثر است. به لحاظ تاریخی، محدودیت های بسیار جدی بر شهروندان در دموکراسی های نو پا و یا بعضا رژیم های نیمه دموکرات، اعمال می شد. این تبعیض ها درمورد سن و سال، جنسیت، طبقه، نژاد، سواد، مالکیت، پرداخت مالیات و مواردی دیگر وجود داشت. تنها بخش کوچکی از جامعه مجاز به رأی دادن و یا کاندیدا شدن بودند و طبقات اجتماعی خاصی مجاز بودند که به فعالیتهای سیاسی پرداخته و به احزاب بپیوندند.
پس از چالش های طولانی که در بعضی موارد با تحولات خشونت بار داخلی و یا جنگ های بین المللی همراه بود، بسیاری از این محدودیتها برداشته شد. امروز ضوابط اجازه می دهد که تقریبا همگان حق مشارکت در انتخابات را داشته باشند. تمام افراد بالغ متولد در کشور، واجد صلاحیت کاندیداتوری هستند. اگر چه هنوز محدودیتهای سنی برای برخی ازکاندیداها و برای بعضی از پست ها وجود دارد.
بر خلاف دموکراسی های اولیه در آمریکا و اروپا در قرن نوزدهم، امروز در دموکراسی های نو ظهور در جنوب اروپا، آمریکای لاتین، آسیا و اروپای شرقی، حتی کوششی هم برای ایجاد محدودیت رسمی در مورد داوطلبین مقامهای دولتی نشده است. اگر چه وقتی پای محدودی تهای غیررسمی در مورد حقوق شهروندی به میان می آید، داستان کاملا متفاوت است. این موضوع اهمیت کلیدی «رویه ها» را که درباره آن بحث خواهیم کرد، نشان می دهد.Ÿ
بقیه در آینده

کمیسیون انتخابات چه میکند؟

اکتبر 22, 2014

شماره ( 197) چهارشنبه 30 میزان 1393 / 22 اکتوبر 2014

x

در حالیکه در سایر کشورها با ملاحظۀ کوچکترین کم کاری و بی کفایتی مقامات ارشد داوطلبانه از وظیفه استعفا نموده کنار میروند، برعکس در افغانستان در شرایط کنونی فرهنگی رواج یافته که تا روزیکه امر و هدایت سبکدوشی به گوش مقامات جار زده نشود و به زور از چوکی به پایین کشانده نشوند از کُرسی پایین نمی آیند.
یکی از این موارد افتضاح کمیسیون های انتخابات میباشد در حالیکه صدای آن تا پنج قاره مردم جهان را کر کرد، مسوولان این کمیسیون ها به رسم «پهلوان زنده خوش است» با افتخار تا هنوز به وظایف شان ادامه میدهند. تقلب ها و تخلف هایی که در انتخابات ریاست جمهوری آبروی کشور را نزد جهان برباد داد و کشور را در معرض خطر بزرگ قرار داد از آن تا کنون چشم پوشی میشود، اینک در ادامه از هفت ماه بدینسو نتایج انتخابات شوراهای ولایتی به بهانه های مختلف به تعویق انداخته میشود؛ آخرین دلیل کمیسیون خیلی دلچسپ است که گویا بدلیل آنکه فورمه ها زیاد است کار به تعویق افتاده.
سوال آنست: کسیکه در کار عقب میماند آیا بنام بی کفایت خوانده نمیشود؟ و وقتی کسی از بی کفایتی در یک مقام به خواب میرود، باید از کُرسی پایین نیاید؟
از نظر کارشناسان اولاً باید موارد تقلب در انتخابات ریاست جمهوری و شوراهای ولایتی توسط یک کمیسیون با صلاحیت بررسی شود و پس از آن با آوردن اصلاحات در نظام انتخاباتی، معاشات آن مقامات کمیسیون های انتخاباتی که درکارشان غفلت کرده اند به خزانۀ دولت بازگشت داده شود و آنان از رسوایی بوجود آمده در کار کمیسیون ها از طریق رسانه ها از مردم افغانستان معذرت بخواهند.Ÿ

چهار سوی سیاسی

اکتبر 22, 2014

شماره ( 197) چهارشنبه 30 میزان 1393 / 22 اکتوبر 2014

Graphic1

فرمان های پا در هوا و مشکلات بی انتها

اکتبر 22, 2014

شماره ( 197) چهارشنبه 30 میزان 1393 / 22 اکتوبر 2014

محمد داود سیاووش
در حالیکه بیش از سه هفته از تحلیف رییس جمهور اشرف غنی میگذرد و تا کنون کابینۀ جدید تشکیل نشده دستگاه مصاب به ضیق النفس آلوده به فساد قبلی هنوز بر گرده های مردم سنگینی میکند و نفس میکشد.
رییس جمهور که با کوهی از مشکلات مقابل شده فقط در موضع رد کردن آن مشکلات با صدور فرامین برآمده و به هر موضوع فرمانی صادر میکند که هنوز اثری از اجرای آن فرمان ها در جامعه احساس نمیشود.
رسوایی کابل بانک
رسوایی که ستون فقرات کشور را خم کرد و تا کنفرانس توکیو سر و صدای آن در سطح جهان بلند شد. با آنکه رییس جمهور غنی طی فرمانی هدایت داد ماجرای پرونده کابل بانک تجدید نظر شود، اما تا کنون از جمله 19 متهم در قضیه کابل بانک فقط 7 تن بازداشت شده و به یخن بقیه دست قانون نرسیده، حتا دو نفر از مقامات بلند پایه متهم در این قضیه به تضمین مقامات عالی در پُست هایشان ابقا و پس از اطلاع از فرمان رییس جمهور بدون آنکه ممنوع الخروج باشند کشور را ترک گفته اند.
مطابق این فرمان سارنوالی باید طی پانزده روز پس از صدور حکم در محکمه اقامه دعوا میکرد و لوی سارنوالی، وزارت مالیه، وزارت خارجه و افغانستان بانک از طریق دیپلوماتیک پول های دزدیده شده را دوباره به افغانستان انتقال میداد که این کار ها هنوز صورت نگرفته و با هر دلایلی که مسوولان در پاسخ این فرمان بگویند هنوز سرنوشت 817 میلیون دالر که از کابل بانک بیرون کشیده شده لاینحل و نا معلوم میباشد.
اصلاح نظام انتخاباتی
افتضاح انتخابات اخیر که گوش افلاک را کر کرد هنوز از نظر معاون کمیسیون انتخابات یک انتخابات نمونه در منطقه خوانده میشود و فرمانی که باید بلافاصله پس از تشکیل حکومت وحدت ملی بخاطر تشکیل کمیسیون اصلاح نظام انتخاباتی صادر میشد به منصه اجرا گذاشته نشده است.
کابینه و تیم کاری
در حالیکه بیش از سه هفته از مراسم تحلیف میگذرد هنوز کابینه تشکیل نشده که با این حال در وجود دستگاه آلوده به فساد و سرپرست امکان اجرای تصامیم حکومت جدید بعید به نظر میرسد.
وعده بلند پروازانه
اینکه در وجود دستگاه سرپرست کنونی در ظرف چهار ماه به هر معلم یک نمره رهایشی اختصاص یابد یک وعده عملی نیست، مگر در حالتی که دستگاه جدید و کدرهای جدید با تعهد جدید در این رابطه دست و آستین بر بزنند و همزمان قوای سارنوالی، قضا و پولیس در همآهنگی، کارآیی و کفایت کامل در تحقق این اهداف قرار گیرند.
در عرصه بین المللی اگر حکومت رییس جمهور غنی دنباله رو سیاست های حکومت قبلی باشد و با همسایه ها با روحیۀ «تو هم راست میگویی، تو هم راست میگویی» برخورد کند هیچ دستآوردی نخواهد داشت.
دستگاه سیاست خارجی افغانستان باید طوری فعال شود که در شرایطی که تهران پاکستان را مقصر به ارسال تروریستان به ایران مینماید و در تصادم سرحدی هند و پاکستان بیست کشته بجا میماند و اردوغان کرد های سوری را تروریست خوانده خبرنگار ایرانی را متهم به جاسوسی میکند و پاکستان 6984 فیر راکت به کنر پرتاب میکند با طرح فورمول های جدید متناسب به شرایط با همسایه ها، امریکا و غرب وارد معامله شده سناریوی قبلی را تکرار نکند.
سخنان جوان پسند رییس جمهور در رابطه به حصول قرضه های شیرپور، اصلاح شهرداری، لغو طبخ غذای مکلف به پرسونل ارگ تا حدودی در میان مردم امیدواری به آینده را تقویت میکند، اما اجرای همۀ امور بدست یک نفر نا ممکنست و باید برای اجرای مؤفقانه و تحقق اهداف تیم فعال تشکیل شود.
دولت جدید باید به چند موضوع مهم توجه نماید:
1- دولت باید کم وعده بدهد و زیاد عمل کند و از میان همۀ وعده هایی که تا کنون داده اگر ماجرای کابل بانک را حل کرد، اتوریته برباد رفتۀ سیزده ساله دولت اعاده شده و اعتماد مردم احیا خواهد شد.
2- کابینۀ جدید هر چه زودتر تشکیل شود و همزمان در چند استقامت ذیل دولت خود را متمرکز سازد:
– آبیاری زمین های بایر سراسر کشور و رشد و انکشاف زراعت میکانیزه رویدست گرفته شود.
– امتداد خط آهن از چین، تاجکستان، ترکمنستان، ازبکستان، ایران و پاکستان بداخل افغانستان و وصل و امتداد این خطوط به هم از طریق بنادر واخان، شیرخان بندر، کلفت، حیرتان، آقینه، تورغندی، سپین بولدک، تورخم و غیره صورت گیرد.
– استخراج معادن آهن، نفت، گاز، احجار کریمه، ذغال سنگ و غیره در اولویت قرار گیرد.
هرگاه دولت جدید یک تیم پاک نفس، باتقوا، خدا پرست و وطندوست تشکیل نموده همین سه بخش را انکشاف دهد، سایر معضلات چون بیکاری، نبود سرپناه، صحت و غیره به زودی در یک افغانستان خود کفا حل خواهد شد، اما مهم اینست که اصلاحات از بالا صورت گیرد و در استقامت های ذیل انجام شود:
1- موتر فقط برای وزراء، معینان، والی ها، قوماندان های ولایات و رؤسای عمومی آنهم یک عراده موتر متوسط الحال اختصاص داده شود، حالات جنگی از این امر مستثنا باشد.
2- دارایی تمام مسوولین از رییس جمهور تا همۀ رجال برجسته ثبت شود.
3- کدرها در پُست ها بر اساس کفایت و شایستگی برگزیده شوند.
4- فرهنگ مجازات و مکافات حاکم گردد.
5- کدرهای جوان بکار گماشته شوند.
با این مؤجز و مسایلی از همین سلسله میتوان حداقل عطش مردم را در اصلاح امور برآورده ساخت. مردم قبل از همه به امنیت، صلح، دوستی و احیای فضای برادری و همکاری میان شهروندان ضرورت دارند که در شرایط اقتصاد نوین و تأمین صلح و ثبات دسترسی به آن مقدور میباشد.Ÿ

از ولگردی تا دیکتاتوری 2

اکتبر 22, 2014

شماره ( 197) چهارشنبه 30 میزان 1393 / 22 اکتوبر 2014

untitled
نویسنده : ویلیام شایرر
ترجمه : کاوه دهگان
آدولف هیتلر، ساعت شش و نیم بعد ازظهر روز بیستم اپریل سال 1889 در مسافر خانه محقر((گاستهوف زوم پومر)) واقع در شهر ((براناو)) اتریش بدنیا آمد. این شهر کنار مرز ایالت ((باواریا))آلمان قرار داشت . آدولف ، پسر سوم زن سوم یک کارمند دون پایه اداره گمرک اتریش بود . پدر هیتلر تاسی و نه سالگی نام خانوادگی مادر روستا زاده خود یعنی ((شیکل گروبر)) را داشت و با همین نام خانوادگی شناخته میشد. از میان بازیهای فراوان و عجیب سرنوشت که در حیات پیشوای آینده آلمان تاثیر کرد، هیچیک شگفت تر از این بازی غیر ارادی نبود که او به آن نام فامیلی مسخره معروف نشد و از چنگ آن رهید.
پدر بزرگ آدولف که اسم خود را «هیدلر» تلفظ میکرد، یک آسیابان دوره گرد بود. او بسال 1837 در جریان دوره گردیهای خویش از یک دختر دهاتی بنام «ماریا آناشیکل گروبر» پسری نامشروع پیدا کرده بود- پنج سال بعد پدر بزرگ هیتلر با این دختر ازدواج کرد. بنا بدلایلی که هنوز معلوم نشده است، «هیدلر» پس از ازدواج، پسر خود را فرزند مشروع خویش معرفی نکرد و بهمین سبب پسر با نام «آلوئیس» و اسم خانوادگی مادرش «شیکل گروبر» بزرگ شد. «آنا» در سال 1847 فوت کرد و «هیدلر» دوره گردیهای خود را از سر گرفت.
سی سال بعد، یعنی در هشتاد و چهار سالگی، دوباره سر و کلۀ هیدلر (پدر بزرگ هیتلر) پیدا شد و آن وقت بود که وی در یکی از محاضر اسناد رسمی شهر «وایترا» اتریش حاضر شد تا رسماً بگوید که پدر ( آلویس سیکیل گروبر) سی ونه ساله است. پس از این واقعه (آلویس) پدرهیتلر نام خانوادگی هیدلر را برخود گذاشت و (د) آن را تبدیل به (ت) کرد وبه اسم (آلویس هیتلر) شتاخته شد.
مادر آدولف نیز از طرف مادر، از خانوادۀ هیتلر بود. (مادر بزرگ مادری آدولف، این اسم را «هوتلر» تلفظ میکرد) چون «آلوئیس» نوه عموی زوجۀ خود محسوب میشد، در سال 1885 که میخواست ازدواج کند، مجبور شد اجازه نامۀ مخصوصی برای این کار بگیرد. در اینوقت «آلوئیس» 48 سال و زوجۀ او 25 سال داشت. چنین پیداست که مادر آدولف زن بسیار مهربان و خوش قلبی بوده و به شوهر و مخصوصاً به بچه های خود علاقۀ فراوان داشته است.
پدر هیتلر، پیش از آنکه با مادر او ازدواج کند، دو زن دیگر گرفته بود، ولی هر دوی آنها مرده بودند و ظاهراً همین موضوع سبب شده بود که «آلوئیس» خشن و تندخو شود. زمانی که آدولف بدنیا آمد، «آلوئیس» رفته رفته به مردی خشن و سختگیر و لجوج و بدخلق و عصبی مزاج و خودرأی، بدل شده بود. پسرش همین خصوصیات را کسب کرد و در نتیجه، قبل از آنکه آدولف به سن بلوغ رسد، بین پدر و پسر مبارۀ پیگیر و سرسختانه ای در گرفت. در همین مبارزۀ تند بود که آدولف جوان، برای نخستین بار، اردۀ نیرومند و تزلزل ناپذیرد خود را نشان داد؛ اراده ای که او را تا آن حد پیش برد و به دوره قدرت رسانید.Ÿ
بقیه در آینده

شهریار

اکتبر 22, 2014

شماره ( 197) چهارشنبه 30 میزان 1393 / 22 اکتوبر 2014

نام مکیاولی در ادبیات سیاسی افغانستان از دهۀ چهل تا کنون بر سر زبانهاست. سیاستمداران افغانستان در مراحل مختلف همدیگر را به مکیاولیست بودن به مفهوم منفی در موارد خدعه، نیرنگ، چال و فریب کاری سیاسی متهم نموده اند و مکیاولیسم را در محافل سیاسی افغانستان به عنوان یک شیوۀ برخورد و راه و رسم فریب و خدعه و نیرنگ میدانند، اما در بسیاری موارد سیاستمداران این مفهوم را بدون شناخت از مکیاولی و مطالعۀ آثارش فقط با شنیدن از زبان دیگران بکار میبرند. اینکه مکیاولی چه نظریاتی داشت؟ چگونه به عضویت دارالشورا رسید؟ و افکار و نظریات او چیست؟ در شرایط کنونی کمتر کسی از آن معلومات دارد، با توجه به همین مهم کتاب شهریار مکیاولی را از این شماره پا به پای نشرات ارمغان به خوانندگان منتشر میکنیم تا دیده شود که راه رسیدن به مقام شهریاری از نظر مکیاولی از چه مراحلی میگذرد و اینکه نظریات مربوط به شیوه رسیدن به آن قلۀ مؤفقیت تا چه حد معقول است آنرا به نتیجه گیری خوانندگان در اخیر کتاب میگذاریم. در صورت امکان پس از پایان شهریار کتاب «دیسکورسی» را که در واقع دستور و اندرزی برای حکومتداری از نظر مکیاولی میباشد نیز در همین سلسله منتشر خواهیم کرد.
( ارمغان ملی)
***
نویسنده : نیکلا مکیاولی
ترجمه : محمود محمود
فصل اول
در باب سلطنت های مختلف و طرز تحصیل آنها که چگونه به تصرف در آمده اند
بشر در تمام ادوار زندگانیش به واسطه ایجاد دول یا حکومتها اداره شده و فعلا نیز اداره می شود. این حکومت ها یا جمهوری بوده یا سلطنتی ، سلطنتی هم یا ارثی است که از زمان های پیش به وسیله یک سلسله سلاطین ارثا به اولاد آنها رسیده است یا جدیدا به شکل سلطنت در آمده اند. این سلطنت های جدید نیز با تماما تازه تشکیل شده است مانند دولت میلان در تحت پادشاهی فرانسکو اسفورزا و یا ممالکی هستند که به مملکت ارثی یک پادشاه پس از تصرف ضمیمه شده اند مانند مملکت ناپل به قلمرو پادشاه اسپانیول ممالکی که با این ترتیب به تصرف در آمده باشند قبلا یا تحت فرمانروایی یک پادشاه اداره می شده یا اینکه یک مملکت آزاد بوده از خود استقلال داشته است.
آن کسی که اینها را متصرف می شود یا به زور قشون خود متصرف شده است یا به کمک قشون دیگری . یا به وسیله بخت مساعد و پیش آمد مناسب بوده است یا به وسیله تهور و جسارت شخصی.
فصل دوم
در باب ممالکی که سلطنت آنها ارثا به شهریاران آنها رسیده است
در باب ممالک جمهوری در اینجا بحث نخواهیم نمود چونکه در محل دیگر در آن موضوع مفصلا بحث شده است در این جا فقط مملکتی که در تحت فرمانروایی پادشاهان است صحبت خواهد شد حال که مقصود ما معلوم گردید شروع به تحقیقات می کنیم که این ممالک چگونه اداره شده ونگاهداری آنها چگونه خواهد بود.
در اینجا گوییم سلطنت های ارثی که سکنه آنها به حکومت خانواده های سلسله سلاطین شان عادت نموده اند بهتر و سهلتر اداره می شوند تا ایالات و ممالک دیگر که جدیدا به تصرف در آمده اند فقط چیری که باید در اینجا رعایت شود این است که پادشاه عصر از آداب و رسوم سلسسله سلاطین اجدادی خود خارج نشود و اگر قضایای دیگری غیر از مسایل عادی و جاری پیش بیاید می بایست به مقتضای عصر و موقع با آنها عمل نمود بنابر این یک شهریار متوسط الحال که سلطنت ارثاً به او رسیده است به سهولت می تواند حکمرانی خود را محفوط نگاهدارد مگر در مواقع بروز حوادث فوق العاده که رفع آن از قوه آن شهریار خارج باشد و منجر به خلع او از سلطنت گردد دراین صورت بااینکه سلطنت از دست او خارج شده است باز می تواند اگر در میان ملت محبوب باشد آن را به دست آورد در صورتی که پیش آمد سوئی برای غاصب آن مملک رخ بدهد. ما نمونه این حادثه را در ایطالیا داریم اگر نفوذ و اقتدار دوک فرارا به مرور زمان در قلمرو خود ثابت و محکم نشده بود هرگز نمی توانست در مقابل حملات سال 1484 وینسی ها مقاومت کند و همچنین در سال 1510 نمی توانست در مقابل پاپ جولیوس پافشاری کند زیرا شهریاری که ارثا سلطنت به او رسیده است کمتر اتفاق می افتد موجبات انزجاری رعایای خود را فراهم آورد و یا سبب اذیت آنها گردد. چنین پادشاهی باید بیشتر محبوب ملت خود باشد و اگر خطاهای فاحشی ازوی سر نزند و ملت از او روگردان نشوند بی شبهه در میان ملت خود مقبول و محبوب خواهد شد به علاوه سابقه قدمت سلطنت و مداومت طولانی حکمروایی او می تواند اسباب و علل هر بدبختی را از بین ببرد.Ÿ
بقیه در آینده

دنبال‌کردن

هر نوشتهٔ تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.