بایگانیِ دستهٔ ‘سیاسی’

اگر انتخابات به دور دوم برود!

آوریل 16, 2014

pen-and-paper-clip-art22-53
شماره 171/ چهارشنبه 27 حمل 1393/ 16 اپریل 2014
اعلان مقدماتی نتایج ده فیصد از چند ولایت تب سیاسی را که در آستانه ختم انتخابات توسط کاندیدان بالا رفته بود تا حدودی پایین آورد.
یک کاندیدا فکر میکند برنده است و کاندیدای دومی فکر میکند 90 فیصد بازی هنوز باقیمانده و از جانبی بر ملا شدن موارد زیادی از تقلب این امکان را به وجود می آورد که هر لحظه نتیجه دستخوش تغیر شود.
در حال حاضر همه کاندیدان از تقلب سخن میگویند و هر کس خود را بری ذمه و سایرین را در تقلب دخیل تصور میکند که در چنین شرایط بهتر است اولاً:
خوش بود گر محک تجربه آید به میان
و در ثانی: بالاخره باید مترصد بود و دید که کدام کاندیدا با آرای بلند به پیروزی میرسد، چون موفقیت با آرای در مدار 50 فیصد آنهم در شرایط عدم رضایت سایر کاندیدان به نتایج انتخابات، احتمالاً باعث بحران بزرگی خواهد شد و ماه ها در بگو و مگو و اتهام زنی ها سپری خواهد گردید. از جانبی این ائتلاف هایی که شایعه آن در این روزها بر سر زبانهاست نه تنها حلال مشکلات نیست بلکه باعث بروز مشکلات بزرگی نیز خواهد شد.
در شرایط کنونی تیم و حزبی با برنامه واحد نظیر آنچه در سایر کشورها مثلاً در انتخابات هند عرض اندام نمود وجود ندارد و حتا همین اتحادهای موجود کاندیدان نیز در صورت پیروزی هر یک مشکلات زیادی خواهند داشت و با این حال آوردن این کاندیدان به دور یک اداره شرکت سهامی قدرت وضعیت غیر قابل پیشبینی را در کشور ایجاد خواهد کرد.
تیم حاکم که اصولاً باید از صحنه برود نه تنها صحنه را ترک نمیکند بلکه خواهان بدنه بزرگی از حکومت آینده میباشد که با این حال کاندیدان موجود نه با آن اتحاد ها به پیروزی میرسند و نه در مخالفت با سایر کاندیدانی که نیروهای نا مرئی عقب جبهه از آنها حمایت میکند. اینکه یک حزب با چندین کاندیدا به اصطلاح تار مانده و کهنه روشنفکران و شبه روشنفکران معامله گر با همه کاندیدان در معامله میباشند مفهومش آنست که با هر کس استند ولی با هیچکس نیستند، بنابران منافع ملی حکم میکند هر گاه کاندیدایی بتواند با آرای بلند به موفقیت برسد سایر کاندیدان در اصول مشروعیت پروسه را بپذیرند و گروهی که به قدرت میرسد توانایی حفظ قدرت را با رضایت گروههای کنار رفته داشته وضعیتی را ایجاد کند که در حالیکه گروههای ناراضی صدای اعتراض شان را بلند میکنند در اصول کلی مشروعیت نظام را بپذیرند. نبوغ و خبره گی و مدیریت کاندیدای پیروز در همین جمله خلاصه میشود.Ÿ

جامعه مدنی لرزان دموکراسی بی خاصیت در قبال دارد

آوریل 16, 2014

شماره 171/ چهارشنبه 27 حمل 1393/ 16 اپریل 2014
10171824_610331085725302_1929561924_n
تتبع و نگارش: محمد داود سیاووش
توانمندی دموکراسی سالم به قول بروس گیلی در گرو جامعه مدنی نیرومند میباشد. بنظر این نویسنده تجربه سالهای اخیر نشان داده که تدویر انتخابات به تنهایی متضمن حکومتداری دموکراتیک نیست و برندگان انتخابات با پذیرفتن قوانین بازی رفتن به جامعه دموکراتیک باید استاندارد های حکومتداری خوب را بپذیرند و با این حال از نظر این پژوهشگر جامعه مدنی و دموکراسی با هم ارتباط متقابل دارند.
نمونه های خوب ایفای نقش نیرومند صدای جامعه مدنی را در چهار دوره انتخابات اندونیزیا و کشورهای اتیوپی، گرجستان، اوکراین، کرواسی و صربستان (از نظر این نویسنده) میتوان مشخص نمود، که با ایفای نقش نهادهای مدنی در اندونیزیا در سالهای 1999-2001-2004 و 2009 دستآوردهای دموکراتیک در این کشور چشمگیر بوده، رتبۀ این کشور در درجه بندی سیاسی و مدنی از درجۀ شش در سال 1997 به 5.2 در سال 2009 ارتقا یافت. در حالیکه سوزا مدیر اجرایی مرکز مطالعات راهبردی بین المللی جاکارتا دموکراسی تازۀ آنکشور را هنوز بسیار آسیب پذیر قلمداد میکرد و بزرگترین خطر، رویارویی با فرایند عکس آنرا وانمود میکرد نُه سال بعد جامعه مدنی اندونیزیا اعلام کرد این مأموریت را نیز به انجام رسانده است.
لازم به تذکر است که لازمۀ دموکراسی سالم تنها برگزاری انتخابات نیست، به همین جهت سایر تلاش ها نیز در این زمینه در امر کمک به دموکراسی ضروری میباشد که حمایت از جامعه مدنی و تقویت فرایندهای قانونی را در بر میگیرد. اما جنبه های انتخاباتی و غیر انتخاباتی دموکراسی نیز با همدیگر پیوند دارند که موجودیت یکی بدون دیگری نا ممکن بوده بطور همزمان شکل میگیرند.
جامعه مدنی زنده که از سوی مطبوعات آزاد و سایر سازمان های مستقل حمایت شود نه تنها پشتیبان نتایج انتخابات است، بلکه در قالب پاسخگو بودن دولت شفافیت و رعایت قوانین از اتفاقات بعد از انتخابات نیز حمایت میکند.
به نوشته بروس گیلی در اتیوپی فرایند های برخاسته از عمق جامعه برای تحکیم دموکراسی شکل گرفت و در این کشور انتخابات ملی رقابتی در سال 2005 به کمک سازمان های جامعه مدنی اتیوپی برگزار شد. رژیم تلاش کرد که از کنار انتخابات رد شود، اما سازمان های جامعه مدنی در جبهه مشترک گردهم آمده رژیم را مجبور به پذیرش نتایج انتخابات کردند.
تمرکز جامعه مدنی در روند پس از انتخابات
از نظر پژوهشگران پس از برگزاری انتخابات آزاد و عادلانه جامعه مدنی باید به سوی فعالیت های کمتر هیجان انگیز تمرکز نموده در زمینه های حکومتداری خوب فعالیت های خود را بسیج کند.
جامعه مدنی در این مرحله باید به الغای قوانین ظالمانه، افشای فساد و تضمین حضور همه گروه ها و صاحبان منافع و اندیشه ها در صحنه متمرکز شود. جامعه مدنی باید بکوشد در این مرحله دولت را وادار به پاسخگویی نموده اطمینان حاصل کند که مقامات کشور قواعد بازی را رعایت میکنند. جامعه مدنی باید تلاش کند در این مرحله قدرت با توافق حفظ شود نه با اجبار. جامعه مدنی باید دولت را تحت فشار قرار دهد تا به حقوق اقلیت ها احترام بگذارد و حزب و گروه بر سر اقتدار منافع ملی را بر منافع حزب و گروه و قوم و تبار خود رجحان دهند.
بدون رعایت این قواعد انتخابات به تنهایی موجد دموکراسی بوده نمیتواند. به نوشته بروس گیلی در کتاب موسوم به «از انتخابات تا دموکراسی» عواملی به عنوان تضمین کننده پاسخگویی در سیاست گزاری نامبرده شده و نتیجه گیری شده که تنها جامعه مدنی سر زنده توانایی تحکیم دموکراسی را دارد.
خطر فقدان جامعه مدنی یا موجودیت جامعه مدنی ضعیف کدامهاست؟
به نوشته بروس گیلی در سالهای اخیر نمونه هایی از کشورها نیز بوده اند که بدون موجودیت جامعه مدنی فعال انتخابات برگزار کرده اند. از نظر این نویسنده کشورهایی که انتخابات نیمه رقابتی برگزار کرده و دارای جوامع مدنی ضعیف و یا توسعه نیافته استند دموکراسی را در آنها به القابی چون «دموکراسی بی خاصیت»، «دموکراسی کنترل شده»، «دموکراسی غیر لیبرال» و یا «خودکامه گی رقابتی» مینامند که در آنها انقلابهای دموکراتیک به شکست روبرو شده و نمونه های آنرا میتوان در بلاروس 2005 و قرغیزستان 2008 مشاهده نمود و یا در کشورهای چون مالیزیا، روسیه و کامبودیا نمونه هایی وجود دارند که وقتی فعالان جامعه مدنی در این کشور ها برای جنبش انتخابات آزاد به پا می خیزند، کسی از آنها پشتیبانی نمیکند و در شرایط موجودیت جامعه مدنی ضعیف و متزلزل خودکامه گان خود را منتخب مینامند.
تجربه ونزویلا نشان داد که بعضاً حتا جامعه مدنی زنده و خود جوش نیز نمیتواند لیبرال دموکراسی 1990 را حفظ کند، بنابران برای حمایت از دموکراسی به فشار های بین المللی و فشارهای نهادهای دولتی مانند قوه قضائیه، هیئت انتخابات و نخبگان سیاسی نیاز می افتد.
وضعیت جامعه مدنی در افغانستان در شرایط انتخابات
جامعه مدنی افغانستان را وضعیت سازماندهی و کار سالهای پس از 2001 به چند دسته تقسیم نمود:
یکی مأموران مدنی که فقط در خصوص مسایل تخنیکی تدابیر و سازماندهی محافل مدنی-فرهنگی مصروف بوده، در امور مالی، لوژستیکی و بعضاً تدویر سیمینار ها و ورکشاپ ها از نظر امکانات مادی کمک میکنند و همه هم و غم شان یافتن فند و نوشتن پروپوزل و نوشتن گزارش آن در فورمه های معینه میباشد.
دوم صداهای مدنی جدا از این تشکیلات اداری که بنابر عدم امکانات و وسایل صدایشان در هیاهوی طرفداران فند و وند نابود میشود.
گروه سوم کسانی اند که در جوار قدرتمندان و ثروتمندان و کاندیدان صف کشیده به پیشانی شان نام گروه های مدنی را نوشته و در هر نوع شرایط تلاش میکنند با استفاده از نام جامعه مدنی وضعیت را به نفع افراد و اشخاص قدرتمند و ثروتمند شکل دهند.
در شرایط کنونی با آنکه در هر گوشه و کنار شهر دفاتری به نام های گوناگون مدنی وجود دارد، اما از این نهادها هیچ صدای مؤثری در مهار کردن و جلوگیری از تقلب و جعل کاری در پروسه های انتخابات شنیده نمیشود و با این حال خطر آن وجود دارد که با نقش ضعیف و سمبولیکی که این نهادها دارند و با تقلب و زد و بندها و معاملات و مداخلاتی که حکومت بخاطر ساختن ائتلاف ها و اتحادها میان کاندیدان انجام میدهد، بازهم در افغانستان سرنوشت دموکراسی را چند فرد به کام خود رقم زنند و با سازماندهی یک دموکراسی بی خاصیت کنترل شده و با خودکامه گی رقابتی بر کشور حاکم گردند.
شرایط کنونی حکم میکند که نهادهای مدنی از سبک کار پشت میز بر آمده از حالت رکود و انفعال بیدار شوند و در این پروسۀ سراسری ملی دست بدست هم داده انتخابات را از خطر سقوط به دامان بحران عقبگرد نجات دهند.Ÿ

تبعات پیروزی در دور اول و دوم کاندیدان

آوریل 9, 2014

شماره(170) چهارشنبه 20 حمل 1393 / 9 اپریل 2014

pen-and-paper-clip-art22-5
صاحبنظران به این باورند که هرگاه کاندیدایی در دور اول به پیروزی برسد با توجه به فیصدی اندکی که از پنجاه به بالا دارد مشکلات زیادی را در آینده خواهد داشت، اما اگر انتخابات به دور دوم رفت شاید اتحادهای جدیدی میان کاندیدان و معاونانشان صورت گیرد که بیلانس توازن ترکیب صف آرایی را دستخوش دگرگونی های جدی سازد؛ در اینصورت تیم های کاندیدانی که از لیست افتاده اند با توجه به سلیقه و طریقه و سمپتی و انتی پتی های قبلی جذب دو کاندیدای در صحنه خواهند شد، که در آنصورت کاندیدای پیروز با آرای بلندتر و قابل اتکاء وارد صحنۀ دولتداری خواهد شد.
حساسیت لحظۀ جاری حکم میکند که حتماً کاندیدایی باید با آرای بلند به قدرت برسد، اما اگر حتا این کاندیدای دارای آرای بلند نیز تحت سیطرۀ نفوذ تیم حاکم باشد با توجه به مهندسی هایی که در ساختار نظام خواهند نمود دو خطر افغانستان را تهدید میکند: یکی خطر سناریوی پوتین-مدویدف و دیگری خطر جنگ های رییس جمهور و صدر اعظم که با صف آرایی از ارگ و چارآسیاب بار اول صورت گرفت و با این حال در صورت سناریوی پوتین-مدویدف حکومت توتالیتر سالها بر شانۀ ملت سنگینی خواهد کرد و در صورت دوم جنگ قدرت صدر اعظم و رییس جمهور در شرایطی که جامعه جهانی نیز در افغانستان حضور فعال نداشته باشد افغانستان را به مناطق تحت نفوذ همسایه های حامی جناح های درگیر مبدل خواهد ساخت.
مصلحت لحظۀ کنونی آنست که یک تیم جدا از نفوذ /تیم حاکم موجود، با آرای بلند و با ترکیب کیفی که ظرفیت ها و پوتانسیل رهبری کشور را داشته و با جهان و همسایه ها زبان مشترک پیدا کند به قدرت برسد.Ÿ

اشتراک میلیون ها افغان در انتخابات یا پاسخ دندان شکن به مخالفان

آوریل 9, 2014

شماره(170) چهارشنبه 20 حمل 1393 / 9 اپریل 2014

بیش از هفت میلیون زن ومرد وپیر و جوان در انتخابات ریاست جمهوری وشورا های ولا یتی شرکت کردند وتهدید های مخالفان صلح وامنیت را به چالش کشیدند.

election

چند توصیه به کاندیدان

آوریل 9, 2014

شماره(170) چهارشنبه 20 حمل 1393 / 9 اپریل 2014

مكن تكيه بر لشكر بي عدد
كه شايد ز نصرت نيابي مدد
مكن تكيه بر ملك و جاه و حشم
كه پيش از تو بودست و بعد از تو هم
مكن بد كه بد بيني از يار نيك
نمي رويد از تخم بد بار نيك
مكن تكيه برملك و فرماندهي
كه نا گه چو فرمان رسد جان دهي
بسا پادشـــاهان سلـــطان نشـــان
بسـا پهــــلوانان كشــــور ســـتان
بسا تنـــد گــــردان لشـــكر شكن
بســـا شيــــر مـــردان شمشيرزن
بســا ماهـــــرويان شمشــــاد قد
بسا نازنيــنان خورشيــــد خد
بسا خــــوبرويان نــــو خـــواسته
بســـا نــــو عــــروسان آراسته
بســـا نامـــدار و بســا كامگار
بســا ســـروقـــد و بســـــا گلعذار
كه كــردند پيـــــراهن عمر چاك
كشيدند ســــر درگريبان خاك
چنان خرمن عمر شان شد به باد
كه هر گز كسي زان نشاني نداد
منه دل برين كاخ خرم هوا
كه مي بار داز آسما نش بلا
منه دل برين منزل خامشان
كه دروي نبيني دلي شاد مان
منه دل برين كهنه ديرخراب
كه خالي نباشد ز رنج و عذاب
ثباتي ندارد جهان اي پسر
به غفلت مبر عمر روزي به سر
منه دل بر ين دير نا پا يد ار
زسعدي همين يك سخن ياد دار

فرهنگ انتخابات را فراگیریم

آوریل 9, 2014

شماره(170) چهارشنبه 20 حمل 1393 / 9 اپریل 2014
carton

تتبع ونگارش : محمد داود سیاووش
تدویر موفقانه انتخابات فی نفسه مشت کوبنده بر دهان همۀ کسانی بود که به جامعه جهانی و در حلقات گفتگوهای سیاسی شان کشور را بیگانه با مردمسالاری، جامعه مدنی، رعایت حقوق بشر و آزادی بیان وانمود کرده از حق شهروندی احاد جامعه منکر بودند.
انتخابات مظهر اشتیاق شعور مدنی مردم در اشتراک به حیات سیاسی شان بود، اما این تائید کلی و اصولی نمیتواند پرده بر روی ده ها مورد تخطی، تقلب، سهل انگاری و جعل کاری بیاندازد که در مسایل اساسی چون کمبود برگۀ رأی در مرکز و ولایات، رأی دادن افراد زیر سن در ولایت ننگرهار و سایر محلات، عدم تأمین امنیت موترهای حامل صندوق های رأی از کندز و داخل شدن علنی بعضی افراد در داخل سایت های رأی دهی با تشویق مردم به رأی دادن به کاندید مشخص صورت گرفت.
به هر حال اشتراک در حدود هفت میلیون از شهروندان در این پروسه یکی از موفقیت ها به شمار می آید.
چرا خلاف انتظار، مردم با شور و شوق به پای صندوق های رأی رفتند؟
از نظر بعضی آگاهان سیاسی دلیل عمدۀ اشتراک فعال مردم در پروسۀ انتخابات به عوامل ذیل بستگی داشت:
یکی آنکه با توجه به بن بستی که میان صدر حاکمیت و جامعه جهانی به وجود آمده بود، مردم حتا کم سواد و بیسواد افغانستان به خوبی درک میکردند که با وضعیت موجود کشور بطرف نابودی در حرکت است و با این حال هیچ راهی جز تدویر انتخابات برای برون رفت از آن وضعیت وجود نداشت.
دومین علتی که مردم را به پای صندوق های رأی کشاند طولانی شدن دوران کار تیمی بود که از سال 2001 تا کنون به اشکال و تحت عناوین مختلف ادارات مؤقت، انتقالی و انتخابی در وجود حد اکثر چند صد چهره بر کشور حکمراندند. حتا در یک بررسی آفاقی اگر 600 میلیارد دالر کمک جامعه جهانی به 34 ولایت اختصاص می یافت اکنون افغانستان یکی از پیشرفته ترین کشورهای منطقه میبود، در حالیکه بر عکس افغانستان از نظر اقتصادی وابسته به کشورهای همسایه شد، از نظر اکمالات دفاعی وابسته به جهان ماند و با عدم تحقق حکومتداری خوب، نام افغانستان در صدر جدول کشورهای ناکام، فاسد و آلوده به قاچاق در جهان قرار گرفت.
قابل یادآوریست که این دید انتقادی با توجه به ظرفیت ها و فرصت های بزرگی میباشد که در این چهارده سال در افغانستان مساعد بود و رسانه ها و گروههای فشار بر دولت همواره بخاطر عدم استفاده مؤثر از آن انگشت انتقاد بطرف دولت دراز میکردند، ورنه آزادی بیانی که طی این چهارده سال در افغانستان در چوکات قانون اساسی مرعی الاجرا شد در طول تاریخ افغانستان سابقه ندارد، چنانکه در نتیجه همین حوصله مندی سیاسی اکنون نسلی به عنوان نقد کنندۀ اجراآت دولت از نسل جوان سر بلند نموده است.
باید گفت که در این چهارده سال هیچکس بخاطر انتقاد از رییس جمهور مورد تهدید، تخویف و آزار قرار نگرفته اما ای کاش این فرهنگ یک قدم پایین تر کابینه، والی ها، قوماندان ها و تابوها را نیز در بر میگرفت.
افغانستان در شرایط پس از انتخابات کنونی
با توجه به پیشداوری ها، نه منو نه منو گفتن ها و تعین بعضی چوکات ها و خطوط قرمز شرایط قبلی برای قبولی نتیجۀ انتخابات، در حالیکه در شرایط فعلی رول جامعه جهانی در انتخابات کمرنگ است، هرگاه لجاجت ها به همین منوال ادامه یابد، کشور به بحران خواهد رفت.
سازندگان و گردانندگان امور انتخابات و رهبری دولت باید بدانند که:
با توجه به اینکه انتخابات مردمی رقابتی است، تنها اجازه دادن به حق رأی کافی نیست، مقررات و نحوۀ برگزاری انتخابات باید عادلانه باشد و از طرف دیگر آزادی تشکیل اجتماعات و ابراز مخالفت ها به معنای سلطه اوباشان و یا ایجاد خشونت نباید صورت گیرد.
یکی از هیجانات بزرگ حکومت مردمسالار را کارشناسان در طول تاریخ از جانب گروههای کنار رفته میدانند، اما انتخابات مردم قطعی است، این انتخابات رهبری دولت را برای مدت زمان معین مشخص میکند. هنگامیکه انتخابات به پایان رسید آنانیکه بازنده اند قضاوت رأی دهندگان را میپذیرند. صرفنظر از اینکه چه گروهی برنده شود، دو طرف باید توافق کنند که در حل مسایل مشترک جامعه با همدیگر همکاری داشته باشند. گروهی که کنار میرود، این گروه نه با سیاست مشخص دولت بلکه به مشروعیت اساسی مردمسالاری باید وفادار بماند، زیرا انتخابات نبردی برای بقا نیست، بلکه رقابتی برای خدمت به مردم میباشد. روش انتخابات هرچه باشد اما روند باید عادلانه باشد و در این راستا آزادی کامل رأی دهندگان و نامزدهای انتخاباتی باید تضمین شود. روش بیطرفانه برای تضمین سری بودن آراء، علنی بودن شمارش آراء و در صورت ضرورت روش هایی برای شمارش مجدد آراء و حل مناقشات پیرامون انتخابات اتخاذ گردد.
کشمکش و اتفاق نظر کاندیدان
به گفتۀ لاری دیاموند تضاد عمده میان کشمکش و اتفاق نظر وجود دارد. مردمسالاری از جهات مختلف چیزی نیست جز مجموعه یی از قوانین که برای کنترل و مهار اختلافات وضع شده است، در همین حال این اختلافات باید با درون مرزی های معین مهار شوند و در نتیجه به سازش، اتفاق نظر و سایر توافق هایی منجر شوند که تمامی طرفین درگیر مشروعیت آنرا بپذیرند. حکومت مردمسالار هم به کشمکش و هم به اتفاق نظر نیاز دارد. تأکید بیش از حد بر یکطرف این معامله تمام تعهدات را به مخاطره می اندازد. اگر گروهها مردمسالاری را تربیونی برای ابراز خواسته هایشان نیابد جامعه از درون می پاشد و اگر دولت برای رسیدن به اتفاق نظر فشار بیش از حد وارد کند و صدای مردم را در گلو خفه سازد جامعه از بالا خورد میشود.
برای حل معادلۀ کشمکش-اتفاق نظر راه حل ساده وجود ندارد. مردمسالاری ماشین نیست که به خودی خود و هنگامیکه به آن دستور داده شود حرکت کند. از نظر کارشناسان یک جامعه مردمسالاری به تعهد شهروندانی که اجتناب ناپذیری کشمکش های روشنفکرانه و سیاسی را همراه با نیاز شکیبایی میپذیرند احتیاج دارد. از این منظر درک این نکته اهمیت دارد که بسیاری از کشمکش ها در یک جامعه مردمسالار کشمکش میان «حق» و «باطل» نیست، بلکه کشمکش میان استنباط های مختلف از حقوق مردمی و اولویت های اجتماعی است.
در راستای تحقق همین اهداف جامعه به نوعی آموزش فرهنگ مردمسالاری ضرورت دارد که در این سلسله خانواده ها، مکاتب و موسسات تحصیلات عالی رول اساسی دارند. انتخابات جنگ مرگ و زندگی نه، بلکه رقابت الترناتیف های خدمت به جامعه میباشد، بنابران در پایان یک انتخابات عادلانه هیچکس بازنده نیست.
روزهای بعد از انتخابات نشان میدهد که در بعضی محلات، خانواده ها و موسسات آموزشی به نحوی روحیۀ نفرت از یک کاندیدا و الفت به کاندیدای دیگر بیش از حد تلقین میشود، که این کار خیلی خطرناک است.
بخاطر جلوگیری از بحران احتمالی اولاً کاندیداها باید به طرفدارانشان بفهمانند که هیچ کاندیدا دشمنش نیست و حتا در صورت پیروزی طرف مقابل میتواند مانند یک شهروند با او دوست باشد و در ثانی هر کاندیدا باید به طرفدارانش بفهماند که ناکامی در انتخابات به مفهوم حذف ابدی آن گروه نیست، بنابران آن کاندیدا میتواند برای دورۀ بعدی آمادگی خوبتر و بهتر اشتراک در انتخابات را بگیرد.
شنیدن این صداها که ما حتماً پیروز استیم، به دور دوم نمیرویم و یا نتیجه را با فلان شرایط میپذیریم و رقیب ما تقلب است مردم را نگران ساخته. یک سیاستمدار دور اندیش و مدبر هیجانات را تا حدی باید میان طرفدارانش اجازه دهد که شیرازه و اساس نردبانی که با ارزشهای آن میخواهد به قلۀ رهبری صعود کند نابود نشود.Ÿ

ابهام در سیاست داخلی وخارجی تا هفته آخر عمر حکومت ادامه داشت

مارس 30, 2014

شماره(169) یکشنبه /10 حمل 1393 /30 مارچ 2014
pen-and-paper-clip-art22-53

با وجود بکار برد واژه های ثقیل جامعه مدنی، آزادی بیان، مردمسالاری، تفکیک واضح قوای ثلاثه و کلمات گزاف و پر طمطراق مدرنیته و پست مدرن و امثالهم که توسط گروگان گیران چوکی های دولتی از ادارۀ مؤقت تا کنون هوار کشیده شد به نظر میرسد که از تشکیل اداره مؤقت تا کنون که هفتۀ آخر عمر حکومت از نظر قانونی میباشد سیاست واضحی که در عرصه داخلی و خارجی نظام بر مبنای آن حرکت کند، وجود نداشت که نمونه های برجستۀ آنرا در هفته های اخیرکار حکومت در موارد ذیل میتوان بر شمرد:
1- اشغال کریمیه توسط روسیه که با عکس العمل شدید جامعه جهانی همراه بود در ملاقات رییس جمهور کرزی با سناتوران امریکایی بطور شگفت انگیز تائید شد و کریمیه بخشی از خاک روسیه خوانده شد در حالیکه در رأی گیری مجمع عمومی سازمان ملل در این رابطه که جدایی کریمیه از اوکراین و الحاق این شبه جزیره به روسیه را محکوم کرد، رأی افغانستان به این مسأله ممتنع بود.
2- در رابطه به امضای موافقتنامه امنیتی در حالیکه معاهده ستراتیژیک با امریکا قبلاً امضا شده و این سند جزئی از آن میباشد و همزمان جرگه مشورتی را که رییس جمهور خودش دعوت کرده بود به امضای این سند رأی موافق داد و حتا به اعتراف خود رییس جمهور کشورهای همسایه نیز به این مسأله رأی موافق داشتند، به دلیل نا معلوم امضای این سند به تأخیر افتاد.
3- در تجلیل از روز جهانی نوروز حسن روحانی رییس جمهور ایران از مصطبه ارگ به دولت افغانستان حمله نموده از اشغال صحبت نمود و به قول خودش این گردهمایی اجتماعی-فرهنگی را پیوند سیاسی داد، اما جواب رهبری افغانستان به این حمله صمٌ بکمٌ بود و کسیکه 13 سال در جویی که روحانی از آن صحبت میکند در صدر نظام قرار داشت اصلاً خیال به ابرو نیاورد که این نادیده گرفتن مشروعیت زمامداری وی به مفهوم خط بطلان کشیدن بر زعامت و دورۀ کارش میباشد.
4- رییس جمهور پاکستان حسین ممنون در لباس شخصی و با کلماتی بسیار نرم چنان در تجلیل از نوروز صحبت کرد که گویا در طول این حداقل سیزده سال در میان دو کشور آب از آب تکان نخورده باشد، در حالیکه در روز اول سال نو و به ارتباط حمله به هوتل سرینا شورای امنیت ملی با نشر اعلامیه یی حمله بر هوتل سرینا را کار آی اس آی خواند. رهبران افغانستان در حالیکه سخنگوی وزارت خارجه پاکستان این اظهارات را به شدت رد نمود هیچگونه واکنشی به سخنان حسین ممنون نشان ندادند.
5- حکومت افغانستان با تعریف نکردن دوست و دشمن زندانیان بگرام را رها نموده حتا زندان بگرام را فابریکه طالب سازی خواند و در این روزها یکی از کاندیدان از غرب برگشته نیز در کندهار سرباد شده رهایی زندانیان بگرام را دستآورد خودش خواند، در حالیکه این آقای کاندیدا و تیم حاکم موجود توضیح نمیدهند که در جنگی که در دفاع از دفتر، منزل، سفر و حضر ایشان نیروهای مسلح به صفت محافظ شان و حافظ سرحدات با دشمن انجام میدهند کی حق به جانب است؟
6- گزارشاتی در رسانه ها به نشر میرسد که گویا تیم حاکم که اکنون ضعیف تر از گذشته شده در صورت احتمال پیوستن طالبان به این تیم انتخابات را به تعویق انداخته، حالت فوق العاده اعلان نماید و قانون اساسی را تغیر داده تا سالهای نا معلوم تحت عنوان شرایط نا مساعد امنیتی به کارش ادامه دهد که در این رابطه معلوم نیست جامعه جهانی با کدام فورمول با آن تیم کار خواهد نمود.
7- عدم تدویر جشن نوروز در پغمان بزرگترین ضربه به اتوریتۀ رهبری تیم حاکم در حوزۀ کشورهای جشن نوروز بود که باز هم به ابهام سیاست تیم حاکم ارتباط میگیرد چون به همگان معلومست که کار اعمار قصر تجلیل از نوروز در پغمان به قول مسوولان اعمار کاخ به پایه اکمال رسیده، اما به دلایل امنیتی این جشن در پغمان برگزار نشد، در این حال بازهم سوالی مطرح میگردد که چگونه نیروی سیصد و پنجاه هزار نفری نمیتواند امنیت یک ولسوالی را در پغمان تأمین کند؟
8- به دلیل ابهام در گزارشات نیروهای امنیتی حتا کمیسیون مستقل انتخابات قرار است تا نشر این سطور موضع خود را در رابطه به حوزه های خیالی رأی ابراز نماید و بازهم سوالی مطرح میگردد که چرا چنین ابهامات در آستانۀ تدویر انتخابات به وجود می آید؟
به همگان معلومست که با توجه به فرصت کمی که برای تیم حاکم مانده، طرح راهکار و حتا ملامت کردن این تیم چندان ضروری نیست و بهتر است این مسایل در کارنامه تاریخی این تیم به قید تحریر آید، اما یک مسأله برای همگان آشکار است که وقتی با یک ابراز نظر احساساتی سرنوشت خریداری ده ها چرخبال برای افغانستان و دریافت میلیارد ها کمک زیر سوال میرود معلومست که تیم حاکم میخواهد در راه تیم آینده خار بکارد و نقب بزند.
آنچه در پایان میتوان به تیم حاکم گفت اینست که از حوصله مندی تان تشکر، چون سخت ترین انتقادات را با سعه صدر شنیدید، ولی خداوند از شما سخت پرسان کند که به هیچ پیشنهاد معقول عمل نکردید.Ÿ

اشغال کریمیه دنیا را تکان داد

مارس 30, 2014

شماره(169) یکشنبه /10 حمل 1393 /30 مارچ 2014

140306161319-obama-putin-horizontal-gallery

g8
هنگامی که اجلاس سران تشکیل می شود، رسانه ها معمولا در استفاده از اصطلاحات نقطه عطف و بدعت تازه، برای توصیف این نشست ها اغراق می کنند. ولی در مورد اجلاس سران گروه ۷ در لاهه، نمی توان از کلمات دیگری استفاده کرد.
حوادث اوکراین، برداشت غرب نسبت به روسیه را شدیدا تغییر داده و تصور هر گونه برگشت سریع به حالت گذشته بسیار مشکل است.
باراک اوباما، رئیس جمهوری آمریکا هنگام ورود به هلند برای شرکت در اجلاس سران گروه هفت گفت آمریکا و اتحادیه اروپا در اعمال تحریم هایی که «پیامدهای حائز اهمیتی برای اقتصاد روسیه» خواهد داشت متحد هستند.
مایکل مک فاول، سفیر سابق آمریکا در مسکو نوشته است آقای پوتین «رویارویی با غرب را انتخاب کرده ……. (و) مبنای استراتژیک تازه ای گذاشته.»
کارل بیلت، وزیر خارجه سوئد نیز در توییتر خود اضافه کرده از آنجا که رئیس جمهوری روسیه بر مبنای»ایده های به شدت محافظه کارانه» کار می کند، برداشت نومیدکننده آقای مک فاول، در حقیقت تاکیدی است بر مشکل موجود.
هنگامی که کسانی که مسوول خوبی روابط شرق و غرب هستند یک چنین اظهار نظری می کنند می توان دریافت که تلاش های آنان به نتیجه نرسیده است.
از این رو باید پرسید آیا این یک جنگ سرد دوم است یا یک تغییر مسیر در دنیای سیاست؟
پاسخ به این پرسش تا حد زیادی به اقدامات روسیه در چند روز آینده بستگی خواهد داشت: اشغال بخش شرقی اوکراین احتمالا موجب یک جنگ تجارتی تمام عیار خواهد شد، ولی تحکیم کنترل کریمه توسط روسیه با ادامه حمایت پنهانی از گروه های شبه نظامی روس در دونتسک یا خارکوف، سیاستمداران غربی را با بلاتکلیفی دشوارتر و حساس تری مواجه خواهد کرد.
جو تنش آلود
اما از آنجا که کرملین نه تنها بعید به نظر می رسد موضع خود را در قبال کریمه تغییر دهد، بلکه اکنون احتمال مداخله اش در حمایت از روس های مولداوی یا جمهوری های بالتیک (اعضای ناتو) بعید نیست، کاملا مشهود است که جو تازه تنش آلود نه تنها به سرعت به آرامش تبدیل نخواهد شد بلکه ممکن است به مراتب بدتر شود.
تا کنون تصور عمومی وابستگی اروپا به تجارت با روسیه، سبب شده بود که بسیاری فکر کنند تحریم کامل یا یک تغییر سیاست واقعی، محتمل نخواهد بود.
اما کسانی که یک چنین نظری دارند ممکن است سطح توافق رهبران اروپایی ( تا کنون به طور خصوصی) برای اتخاذ تدابیر سخت تر در قبال روسیه و قوی بودن احساس گناه آنان از این که در طی سال های گذشته موثرتر اقدام نکرده اند را دست کم گرفته باشند.
«تدابیر هدفمند» آمریکا و اتحادیه اروپا تا کنون صرفا برای تنبیه شماری از دوستان آقای پوتین و متحدان سیاسی او بوده است. سومین بخش تحریم ها که هفته گذشته رهبران اتحادیه اروپا به طور اصولی در مورد آن توافق کردند، شرکت های معینی را هدف قرار داده و یک جنگ تجارتی واقعی را شروع می کند.
علاوه بر این، کمیسیون اروپا هفته گذشته قول داد که در جهت کاهش وابستگی انرژی به روسیه کار کند. و در همین زمینه تامین انرژی است که رهبران اروپایی از این که در گذشته ناچار شده اند تسلیم درخواست های آقای پوتین شده و وضعیت موجود را حفظ کنند، خود را نمی بخشند.
قطع تحویل گاز روسیه به اروپا در سال ۲۰۰۶ و جنگ گرجستان در ۲۰۰۸ اتفاقاتی بود که سبب شد قول هایی در زمینه کاهش وابستگی انرژی به روسیه داده شود.
ولی در آن موقع، عده ای گرجستان را در تحریک ارتش روسیه مقصر می دانستند و با توجه به شکوفایی اقتصادی کشورهای موسوم به بریک (برزیل، روسیه، هند، چین) می خواستند هر چه زودتر اوضاع به حال عادی بازگردد.
موضع خانم مرکل
کاهش بیشتر واردات گاز از روسیه، کمک به اوکراین برای تعقیب این سیاست و توافق بر سر پیش دستی در اتخاذ تدابیر بیشتر علیه روسیه ، اکنون به صورت یک موضوع جدی در آمده است.
همانطور که نخست وزیر سوئد به تلویزیون بی بی سی گفت جنگ تجارتی به روسیه بیشتر لطمه می زند تا به اتحادیه اروپا.
تنها ۷ درصد کل صادرات اتحادیه اروپا وارد بازارهای روسیه می شود در حالی که ۲۱ درصد تجارت خارجی روسیه با اتحادیه اروپاست.
هیچ کس بیشتر از خانم مرکل، صدراعظم آلمان نمی خواهد یک بار دیگر وادار به تسلیم در برابر درخواست های روسیه شود. در حالی که این موضوع حقیقت دارد که روابط بازرگانی در محاسبات خانم مرکل اهمیت قابل توجهی دارد، در روزهای اخیر موضع سیاسی او به طور محسوسی انعطاف ناپذیرتر شده است.
این که سیاست جدید خانم مرکل حتی بدون اقدامات نظامی بیشتر روسیه علیه اوکراین یا مولداوی، تا چه حد پیش خواهد رفت هنوز روشن نیست.
چنانچه نقشه اتحادیه اروپا برای کاهش وابستگی به انرژی روسیه ثمربخش باشد، احتمال دارد که رشد اخیر بازرگانی در پشت پرده آهنین سابق، به رکود اقتصادی تبدیل شود.
رهبران گروه هفت در سرسراهای برلایمونت، مقر کمیسیون اروپا و نیز در ناتو، بحث های دیگری نیز خواهند داشت از جمله این که گفتمان ها و تعامل دیپلماتیک با روسیه که قبلا برنامه ریزی شده بود اکنون تا چه حد زیان خواهد داشت. همچنین در باره نحوه تقویت مشارکت با اوکراین و نیز لزوم بررسی سیاست کاهش هزینه های دفاعی اروپا گفتگو خواهد شد.
پاسخ برخی از این پرسش ها در حال روشن تر شدن است. اجلاس سران در سوچی منتفی شده است، ممکن است اقدامات بیشتری علیه یاران ولادیمیر پوتین صورت گیرد و افزایش استقرار نیروهای ناتو در جمهوری های بالتیک حفظ خواهد شد.
ولی آینده بسیاری مسائل روشن نیست از جمله این که آیا اقدامات نظامی بیشتر روسیه ممکن است به تحریمات کامل منتهی شود و به جای کاهش نیروهای آمریکایی در اروپا، به تعداد این نیروها اضافه شده و یک عصر جدید یخبندان دیپلماتیک شروع شود.Ÿ
مارک اربن

ارتقای درجه ولایات هلمند،کنر،پکتیکا،میدان وردک در هفته اخیر کار رییس جمهور انگیزه انتخاباتی دارد

مارس 30, 2014

شماره(169) یکشنبه /10 حمل 1393 /30 مارچ 2014

رسانه ها گزارش دادند که رییس جمهور کرزی ولایت هلمند را از درجه دو به درجه اول و ولایات پکتیکا، کنر و میدان وردک را از درجه سه به درجه دو ارتقا داده است.
از نظر کارشناسان تقرر، تبدل، ایزاد و کاهش در تشکیلات و ادارات دولتی در هفته های اخیر کار رییس جمهور از نظر اصولی ضرور به نظر نمیرسد چون میتوان با این تغیرات بیلانس توجه مردم را در کمپاین های انتخاباتی به نفع این یا آن کاندیدا تغیر داد. هر چند این تصمیم رییس جمهور باید به تصویب شورای ملی برسد اما از نظر بسیاری مردم این تغیرات به خاطر اهداف خاص انتخاباتی صورت گرفته که نباید انجام میشد.Ÿ

شما شهروند درجه چندم استید؟

مارس 23, 2014

شماره (168) یکشنبه 3 حمل 1393 / 23 مارچ 2014

pen-and-paper-clip-art22-53

در شرایطی که از روی آدم خربوزه می برند، به رنگ روز لباس می پوشند و به نرخ روز نان می خورند، حد اکثر ده نفر به صفت شهروندان درجه اول سرنوشت کشور را بدست دارند.
این ده نفر از شهروندان درجه دوم که فعالان پر و پا قرص گرویده به چوکی، مقام، پول، ثروت و قدرت اند به صفت وسایل و اسباب تحکیم موقعیت سیاسی، اجتماعی و اقتصادی شان استفاده میکنند و به وسیلۀ آنان با شهروندان درجه سوم که در میان جامعه نفوذ دارند ارتباط برقرار میکنند.
تا این مرحله به قوت تطمیع، معامله، تسامح، تساهل، تخویف، تهدید و انواع مختلف حیل ارتباط به پیش میرود، اما از شهروند درجه سوم به پایین موضوع فرق میکند و در آن کته گوری اجتماع که شهروندان درجه چهارم خوانده میشوند از تیوری روانی ازدحام و شیوه های سمپاشی تولید هیجانات قومی، مذهبی، گروهی، سیاسی و تولید اختلافات و تشنجات استفاده میشود.
شهروندان درجه چهارم با ارقام و اعداد حسابی مورد معامله و حتا در شرایط انتخابات مورد خرید و فروش قرار گرفته و با به رخ کشیدن انبوه و گروه های هزاران نفری آنان شهروندان درجه دوم و سوم از شهروندان درجه اول امتیازات مادی و معنوی میگیرند.
به عوض شهروند درجه چهارم فکر میشود، به عوض شهروند درجه چهارم تصمیم گرفته میشود، از نام شهروند درجه چهارم حرف زده میشود و از هیجانات قومی، سیاسی، مذهبی و اجتماعی شهروند درجه چهارم به حیث یک حربه استفاده میشود.
حلقات رهبری تشکیلات احزاب سیاسی راست و چپ دیروز که در شرایط کنونی در میان صفوف شان در سازمان ها و تنظیم های مربوطه نفوذ و اعتبار چندانی ندارند به مدد این دمانستراسیون های کذایی و به رُخ کشیدن گروههای چک چکی به میدان ها از نام آنان تجارت میکنند که حتا بعضاً مأموران مدنی نیز با این روند کاذب به نحوی همآهنگ میباشند.
چه باید کرد؟
هیچ راه دیگری وجود ندارد به غیر از آنکه شهروند درجه چهارم به نحوی به آن درجه از رشد شعور مدنی ارتقا نماید که پول و پلو همگان را بخورد اما رأی خود را مطابق حکم وجدانش بدهد، شهروند درجه چهارم باید به هیچ تاجر سیاسی، قومی و مذهبی ظاهراً نه نگوید، اما مطابق خواست هیچ تاجر سیاسی، قومی و مذهبی نیز کار نکرده هنگام دادن رأی فقط در محدوده مخفی حکم وجدان و حاضر دانستن خدا تصمیم بگیرد.
سوالات زیادی وجود دارد که در شرایط دشوار و کوتاۀ تا رسیدن به روز انتخابات بی پاسخ میمانند:
1- وقتی حکومت مداخله خود را در کارزار انتخابات پنهان نمیکند چگونه میتوان از تدویر یک انتخابات شفاف صحبت نمود؟
2- اگر به قول مدعیان بیست میلیون کارت رأی و هژده میلیون برگۀ رأی دهی توزیع شده باشد در حالیکه تعداد رأی دهندگان حد اکثر دوازده میلیون تخمین میشود، آیا از تقلب میتوان جلوگیری کرد؟
3- با توجه به شک و تردید های کمیسیون انتخابات در زمینۀ تأمین امنیت حوزه های رأی دهی، کی خواهد توانست از تقلب پُر شدن صندوق های رأی در ساحات نا امن جلوگیری کند؟
در چنین شرایط خطرناک سیاسی لازمست شورای امنیت سازمان ملل آمادگی لازم را داشته باشد که در صورت انحراف مسیر انتخابات توانایی به جای خود نشاندن متخلفین و اعادۀ وضعیت را داشته باشد، سرنوشت صندوق های رأی سرنوشت کشور میباشد و باید جهان در زمینه شفافیت حوزه های رأی دهی و مصئونیت صندوق های رأی شماری بی تفاوت نماند.Ÿ

دنبال‌کردن

هر نوشتهٔ تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.