ستیژ شهروندان

نوامبر 8, 2009 at 8:42 ق.ظ | In آزادی بیان | Leave a Comment

 

ریگروان

شماره 56 یکشنبه17عقرب 1388/8نوامبر2009

 

در ستیژ شهروندان این شماره کسی حاضر نبود چیزی بگوید از یکی پرسیدم: چرا حرف نمی زنی؟ گفت:«چرا از چه گپ بزنم یکی در چوکی نشسته و دیگه میگوید غیر قانونی نشسته اگر طرفداری این را کنم صبا وقتی او دیگه پیروز شد جوابشه چه بتم؟ و اگر طرفداری او را کنم زور این را ندارم.»

همین موضوع باعث شد شخصی که پهلویش نشسته بود به گفتار بیاید. آن شخص در کمر گپ در آمده گفت:«حالی خودشان که جور نمی آیند بروند همین دعوای شان را در محکمه بین المللی حل کنند.»

نفر سومی گفت:«ندیدی که سر منشی خودش آمد و پشتیبانی خود ره از صاحب چوکی اعلان کرد»

نفر چهارمی که معلوم می شد به رادیو گوش داده  گفت:«مگم او گپ های او دگه ره خو خوب متوجه شدی که به ای بیادر ششماه وخت داد دیگیشه نمیگویم.»

نفر اول گفت:«بگو دیگیشام که بفامیم چرا نمیگویی؟»

شخصی که تا آن لحظه خاموش بود گفت:«دیگیش ایس که صاف و پوست کنده میگو اگه تا ششماه گپ ما ره نگرفتی میبراییم.»

شخص دیگری که پهلوی شان نشسته بود گفت:«او بیادر نشوه که همی راه جوری باشه ششماه بعد هر کس نخود گفته بره خانه خود و ما و شما عاصی بانیم و دوزخ جنگ های داخلی.»

شخصی که تا آن لحظه فقط یکبار با اشاره سر وارد موضوع شده بود به سخن آمده گفت:«بیشکت اس، اصل گپه تو گفتی هر کس هر سو خواهد رفت و ما غریبا خواهد ماندیم و کیبل.» Ÿ

آیا انتخابات معادل دموکراسی است؟

جولای 18, 2009 at 4:17 ق.ظ | In آزادی بیان | Leave a Comment

شماره 48/سه شنبه 16 سرطان 1388/7 جولای 2009

لوسی ویلیامسون

ایران تازه ترین کشوری است که انتخابات آن، جهت ارزیابی میزان تطابق با اصول دموکراسی زیر ذره بین جهانیان قرار گرفت؛ اما با توجه به بار معنایی دموکراسی در عرصه جهانی با چه ملاک و معیاری می توان آنرا سنجید.
گاهی اوقات تشخیص دموکراسی بسیار آسان است. مثل انتخابات ریاست جمهوری سال گذشته آمریکا که مردم آمریکا فرد مورد نظر خود را برگزیدند. باراک اوباما در سخنرانی پس از پیروزی، به قدرت دموکراسی در آمریکا اشاره کرد و گفت: “اگر هنوز کسی تردید دارد که آمریکا جایی است که همه چیز در آن ممکن است، که مطمئن نیست رویای بنیانگذاران [کشور] ما در عصر حاضر هنوز زنده است و یا قدرت دموکراسی ما را زیر سوال میبرد، امشب پاسخ خود راگرفت.”
بیست سال پیش در نقطه دیگری هم دموکراسی، خود را نمایان کرد؛ زمانی که دیوار برلین که توسط دولت بصورت حائل دموکراسی ساخته شده بود بدست مردم ویران شد.
دانیل ارچی بوگی که دارای کرسی علوم سیاسی کالج بربک در لندن و نویسنده کتاب “توسعه جهانی دموکراسی” است می گوید که تعیین ارزشهای دموکراتیک پس از سال 1989 اهمیت بیشتری پیدا کرد: “امروزه دموکراسی با مشروعیت سیاسی یکسان در نظر گرفته می شود، به این معنا که اگر شما ادعا می کنید که یک رهبر مشروع سیاسی هستید باید الزاما دموکرات باشید. کلمه دموکراسی که از زبان یونان باستان گرفته شده است، هنوز هم در بسیاری کشورها با نظامهای متفاوت، از سوئد گرفته تا ایران و فلسطین و آفریقای جنوبی معنی می شود. بنا براین باید به تفاوت دموکراسی دربین نظام های مختلف جهان پی برد.”
این فکر خوبی است اما چگونه می توان دموکراسی را سنجید؟ آیا می توان انتخابات را محک آزمایش دموکراسی قرارداد؟
جین گران که قبلا در وزارت خارجه آمریکا مسئول مطالعه و سنجش دموکراسی بوده و حال در یک موسسه عمران جهانی کار می کند می گوید آنچه پس از انتخابات روی میدهد محک آزمایش واقعی دموکراسی است.
او میگوید: “بعضی اوقات بعد از انتخابات برای مثال در ونزوئلا هوگو چاوز کنتر ل رسانه ها را بیشتر کرده ومخالفان خود را به زندان می اندازد. بنا براین آزادیهای مدنی حاکم برنهادهای ونزوئلا به بیراهه رفته و ارزشهای دموکراتیک در این کشور هرروزه بیشتر کاهش پیدا میکند.”
پس نمی توان تنها انتخابات را ملاک قرارداد. اما تمام معیارهای دموکراتیک دیگر از جمله حقوق بشر، آزادی بیان و نهادهای دولتی را هم نمی توان به سادگی در هرکشوری مورد ارزیابی قرارداد؛ زیرا بدست آوردن اطلاعات در این زمینه ها از بعضی کشورها آسان نیست.
اکثر سازمانهایی که در حال حاضر به سنجش  در جهان می پردازند در آمریکا واقع شده اند و این نگاه به  در جهان اززاویه تنگی صورت میگیرد. به گفته ارچی بوگی زمان صدور یک نمونه واحد دموکراسی به دیگر نقاط جهان به پایان رسیده است .
او میگوید:”ما باید در این مورد ابتکارو نرمش پذیری بیشتری از خود نشان بدهیم. در اکثرالگوهایی که برای سنجش دموکراسی بکار میرود حقوق اقتصادی و اجتماعی نادیده گرفته شده است و این بیشتر منعکس کننده نقطه نظرهای امریکاست تا کشورهای اروپائی که به حقوق اقتصادی و اجتماعی اهمیت میدهند .”
از آمریکا اغلب تصویر “قهرمان دموکراسی جهان” ترسیم می شود و رهبران این کشور از دموکراسی زیاد سخن بزبان می آورند.در واقع با قبول و شناسایی آمریکا و اتحادیه اروپاست که مهر دموکراتیک بودن بر پیشانی کشورها زده می شود.
اما به گفته فیلیس بنیس از موسسه مطالعات سیاست گذاری در واشنگتن، باید نظام سیاسی متفاوت کشورها، ویژگی های تاریخی و میزان مشارکت مردم راهم در نظر گرفت. فیلیس بنیس می افزاید:”آمریکا قوی ترین و مقتدرترین کشورجهان بشمارمی آید و تعیین کننده شرایط انتخابات دموکراتیک است. اما آمریکا بیشتر برنده انتخابات و نه پروسه آزادانه و منصفانه انتخابات را ملاک قرارمیدهد.”
“نمونه آن، انتخابات سال 2006 در سرزمین های فلسطینیان بود که آزادانه و منصفانه در نظر گرفته شد. اما مشکل آمریکا پیروزی حماس بود و درنتیجه به کلی مشروعیت انتخابات حماس نادیده گرفته شد.”
جین گران مقام پیشین وزارت خارجه آمریکا اذعان دارد که انتخابات فلسطینیان منصفانه و آزادنه برگزار شد. اما به گفته او برقراری ارتباط با رهبری حماس مشکل آفرین بود زیرا این سازمان حاضر به محکوم کردن خشونت نیست و از سوی آمریکا یک سازمان تروریستی بشمار می آید.
این موضوع برتعهد آمریکا به دموکراسی تغییری بوجود نیاورد بلکه در محاسبات این کشور و چگونگی برقراری ارتباط با دولت تازه مشکل آفرین بود.”
ولی دانیل آرچی بوگی از کالج بربک معتقد است که تصمیمات مربوط به سیاست خارجی هرکشوری باید منعکس کننده موضع دموکراتیک آن باشد . بگفته او درحال حاضر فقط به آن چه در داخل کشورها میگذرد اهمیت داده می شود .حال آنکه اعمال و اقداماتی که کشورها درخارج از مرزهای خود انجام میدهند را هم باید در نظر گرفت.
برای ایجاد دموکراسی به سالها مبارزه برای احقاق حقوق مدنی وبرای مثال آزادی بیان و رسانه ها نیاز است . بعبارت دیگر دموکراسی ها باید بتوانند اشتباهات خود را تصحیح کنند.

میرحسین موسوی

ارمغان زیر نظر تیز بین خوانندگان!

ژوئن 19, 2009 at 1:38 ب.ظ | In آزادی بیان | Leave a Comment

شماره 47/پنجشنبه 28 جوزا 1388/18 جون 2009

ارمغان ملی در آستانه پنجمین سال نشرات خویش که روز 28 جوزا 1388 وارد آن شد یک سلسله پرسش ها را در رابطه به محتوی نشراتی از خوانندگان مطرح نمود که خوشبختانه عده از خوانندگان در ارائه پاسخ ها سهم فعال گرفته و نظریات شانرا ابراز داشتند. هیئت تحریر تصمیم گرفت ضمن ابراز تشکر از این خوانندگان محترم پاسخ های شانرا با فشرده نظریات برخی دیگر از خوانندگان به بهانه پنجمین سالگرد به نشر رسانیده در فعالیت نشراتی خویش جنبه های عملی آنرا مد نظر گیرد.
- از مجموع اشتراک کنندگان در این نظر خواهی در برابر این سوال که کدام مطالب ارمغان ملی را می پسندید (7) تن پاسخ داده اند که همه را (2) تن مسایل فرهنگی، (3) تن مسایل سیاسی، (1) تن مسایل تاریخی، (1) تن مسایل تحقیقی و (1) تن معرفی شخصیت ها را پسندیده اند.
- در پاسخ به این سوال که کدام مطالب ارمغان ملی را نمیپسندید (14) تن پاسخ داده اندکه همه مطالب را می پسندند و (1) تن نوشته که نشر اخبار در ارمغان ملی ضرور نیست.
- در پاسخ به اینکه چه مطالب در نشریه ارمغان ملی باید اضافه شود (2) تن مسایل سپورتی، (1) تن مسایل تحلیلی، (1) تن مسایل اسلامی، (1) تن مطالب پشتو، (1) تن مطالب برای جوانان، (1) تن انتقاد از کارکرد های دولت، (1) تن مسایل ملی و (2) تن مسایل فرهنگی را قابل افزودن به نشرات ارمغان ملی دانسته اند.
- در پاسخ به این سوال که کدام مطالب از نشریه ارمغان ملی باید حذف شود (14) تن هیچ مطلب را قابل حذف نمیدانند و (1) تن اخبار را میخواهد از نشریه ارمغان حذف شود.
- به همین ترتیب (15) تن عناوین ارمغان ملی را جذاب خوانده اند، (13) تن تیتر ها را متناسب به موضوع دانسته، (2) تن خواهان بهتر شدن تناسب تیتر ها با مطالب شده، (14) تن دیزاین صفحات را پسندیده، (2) تن خواهان بزرگ شدن فونت خط ارمغان ملی شده، (3) تن ارمغان ملی را نشریه متوسط و (11) تن آنرا نشریه بلند خوانده اند، (14) تن کیفیت عکس های ارمغان ملی را پسندیده و (1) تن خواهان بهبود کیفیت عکس ها شده، (14) تن کارتون ها را پسندیده و (15) تن زبان نوشتاری ارمغان ملی را روان و ساده خوانده اند و بالاخره (1) تن ارمغان ملی را نشریه جانب دار و (11) تن نشریه ملی، بیطرف و آزاد ارزیابی نموده اند.

احمد کاووس سیاووش

همکار پیشتاز و ممتاز ارمغان ملی

Kawoos siawash

هنگامیکه تصمیم هیئت تحریر بر آن شد که احمد کاووس سیاووش حروف نگاری و صفحه آرایی ارمغان ملی را به عهده بگیرد، یکی از اعضای فعال هیئت تحریر آن وقت ارمغان ملی اظهار داشت که کاووس جان حتماً این وظیفه را به عهده بگیرد، اگر یک یا دو شماره اشتباه هم شد در شماره های بعدی شاید مهارت لازم را حاصل کند و به این ترتیب مشکلات ارمغان ملی از لحاظ دیزاین و کمپوز برای همیش حل خواهد شد.
در آن روز ها مشکلات به حدی بود که شماره های اول اکثراً پر از اغلاط از چاپ می بر آمد و چه بسی اوقات که تا نا وقت های شب در مطابع سرگردان رفت و آمد میبودیم.
شماره (16) را وقتی کاووس دیزاین نمود با تشویش آنرا به مطبعه بردیم اما بر خلاف مطبعه آنرا با رضایت قبول کرد و از آنروز تا شماره (47) ارمغان ملی را این جوان کمپوز و دیزاین مینماید.
احمد کاووس سیاووش کتابچه یادداشتی دارد که بعد از چاپ هر شماره اشتباهات را در آن یادداشت نموده از تکرار آن در شماره های بعدی جلوگیری میکند. برعلاوه کمپوز و دیزاین ارمغان ملی، یک وبلاگ به نام ارمغان اطفال ایجاد نموده و یک صفحه در نشریه ارمغان ملی به این عنوان دارد و اخیراً مسوولیت وبلاگ و وب سایت ارمغان ملی را نیز به عهده گرفته است. در صنف هشتم شمس لندن اکادمی درس میخواند در حالیکه بعضی مضامین شان به انگلیسی میباشد اول نمره صنف خود نیز است.
با توجه به همین تلاش و پشت کار هیئت تحریر به این نتیجه رسید که در پنجمین سالگرد ارمغان ملی احمد کاووس سیاووش را به صفت همکار ممتاز و پیشتاز خویش معرفی نماید. از خداوند بزرگ مؤفقیت های مزید برایش آرزومینمائیم.Ÿ
                                         هیئت تحریر

پنجمین سالگرد ارمغان ملی مبارک!

ژوئن 19, 2009 at 7:30 ق.ظ | In آزادی بیان | Leave a Comment

شماره 47/پنجشنبه 28 جوزا 1388/18 جون 2009
عبدالشکور نوان معاون روزنامه ملی انیس
من از شمار خوانندگان دایمی و پیگیر ارمغان ملی میباشم. پیشنهاد من برای بهبود ارمغان ملی اینست که اگر حجم مطلبها و موضوعهای فرهنگی زیاد شود، بهتر است. دیگر این که اگر در مورد رعایت دستور زبان و روش املایی و انشایی توجه شود نشریه ارمغان ملی را خواندنی تر و دلچسپتر میسازد.
حفیظ الله کارمند روزنامه ملی انیس
به نظر من نشریه ارمغان ملی غیر وابسته است، مطالب آن بیانگر حقایق امروزی جامعه می باشد فقط در قسمت دیزاین صفحه ها، انتخاب و گزینش جای عکس در صفحه ها کمی توجه گردد.
محقق راحله (میرزایی) عضو انستیتوت تاریخ و اتنوگرافی
ارمغان ملی را یک نشریه علمی، فرهنگی و تاریخی در سطح کشور یافتم و مطالب آن دلچسپ، آموزنده و تربیتی میباشد و بنده یکی از علاقمندان این نشریه میباشم به آرزوی مؤفقیت های هر چه بیشتر این نشریه غیر دولتی.
معاون سر محقق شاه محمد میهن ورد عضو انستیتوت تاریخ و اتنوگرافی
ارمغان ملی در شگوفائی مطبوعات آزاد در کشور قدم های نخستین را برداشته امید این را با مناعت و استواری طی نماید و تقاضا ها و خواستهای مردم به گوش مسوولین امور رسانیده شود در ادای این وظیفه ملی موفقیت شان را خواهانم.
معاون سر محقق محمد اسلم افضلی
نشریه ارمغان ملی منعکس کننده خواستهای مردم و منتقد نا بسامانیهای جامعه است که دارای دید وسیع سیاسی، اجتماعی و بدون ماجرا جویی میباشد، انعطاف پذیری آن در برابر مسایل هم مفید و به نفع جامعه است.
عبدالصابر جنبش رییس انستیتوت تاریخ و اتنوگرافی
این نشریه با در نظرداشت همه محدودیت هایی که دامنگیر آن می باشد، خیلی قابل استفاده و در خط السیر ملی حرکت نموده و در بیداری هموطنان ما گام های ارزشمندی را بر داشته است.
انجنیر عبدالحمید مناتی
به نظر این جانب نشریه بیطرف، غیر وابسته و منعکس کننده آرمان های ملت و این مرز بوم بوده، می تواند آرمان های مردم را بصورت واقعی به خوانندگان برساند. در مورد تنوع مطالب، در صورتیکه جلب توجه نویسندگان را بیشتر با خود داشته باشد و مضامین مختلف و مطالب بیشتر در آن به نشر برسد کیفیت و دلچسپی آن افزوده میگردد، منظورم این است تا بصورت یکنواخت در مورد یک موضوع مثلاً موسیقی نباید تمام نشریه را احتوا کند. چون ارمغان ملی یک نشریه ملی است اضافه تر باید بالای مضامین روز تبصره بعمل آید.
محمد عبدالله ضیایی معاون مطبعه ضیایی
باید در هر شماره مطالب پشتو نوشته شود و یک صفحه برای جوانان ترتیب شود و یک صفحه برای اسلام ترتیب گردد.
سید اسماعیل کارمند تدویر و مراقبت مکروریانها و محصل سال پنجم پوهنحی ژورنالیزم پوهنتون کابل
ویژه نامه های شما واقعاً یک استثنا بوده در تاریخ افغانستان، مخصوصاً ویژه نامه حضرت مولانا که حتی نایاب شد. همه ویژه نامه ها و تحلیل های که از اوضاع سیاسی داده شد و به وقت و زمانش قابل ستایش است. جمع آوری البوم های هنری مخصوصاً برای من و دیگر ژورنالیستان خیلی جالب بود که بسیاری از هنرمندان کشور را صرف به نام شنیده بودیم اما با توجه شما عکس شان را هم دیدیم واقعاً جالب بود امیدوارم به تحلیل اوضاع سیاسی- نظامی بیشتر و بیشتر بپردازید.
احمد سیر «ایزدیار» متعلم صنف دوازدهم لیسه استقلال
ارمغان ملی یگانه نشریه ایست که با داشتن کارمندان مجرب و با تجربه در زمان کم خود را در بین مردم محبوب ساخت. من شخصاً نشریه ارمغان ملی را مطالعه میکنم، همه مطالب آن جالب و خواندنی است ولی من مطالب سیاسی و اجتماعی آنرا می پسندم. ارمغان ملی از لحاظ کیفیت جای خاص خود را در افغانستان در میان دیگر نشریات دارد.
عبدالرووف امینی استاد زبان و ادبیات لیسه استقلال
به نظر بنده ارمغان ملی باید در سال 1388 به هفته نامه در سال بعد به روزنامه و آهسته آهسته به یک بنیاد فرهنگی تعویض شود. از نبود و دیر آمدن ارمغان ملی به بازار به انسان ناراحتی دست میدهد.
محمد سالم «ایزدیار» متعلم صنف دوازدهم لیسه استقلال
ارمغان ملی نشریه ایست که مطالب عالی را به نشر میرساند و همیشه به فکر اینست که چطور بتواند صدا و افکار مردم را به مقامات دولت برساند تا تطبیق شود.
زکیه مناتی آموزگار
من که مجال خواندن تمام شماره های «ارمغان ملی» را پیدا نکرده ام، اما از مطالعه چند شماره آن دانستم که شما در این راستا بسیار زحمت می کشید. من میدانم تهیه یک مقاله یا خبر و گزارش به چه اندازه مشکل است. از ورای کلمه ها و جمله ها سنگینی موضوعات آنرا احساس کردم. اینکه شما در راه ارتقای سطح دانش مردم کشور خود در تلاش هستید در خور ستایش است امیدوارم پیروز و کامگار باشید.
عنایت الله عزیزی
ارمغان ملی پیام آور صلح، عمران وطن و آگاهی تمامی اقشار جامعه افغانی است. امیدوارم که نشر دو هفته نامه به هفته نامه و روزنامه تبدیل شود و اگر در صورت وجوه پولی رنگه چاپ شود بهتر خواهد بود.Ÿ

موسی رادمنش سینماگر:

ژوئن 19, 2009 at 7:22 ق.ظ | In آزادی بیان | Leave a Comment

شماره 47/پنجشنبه 28 جوزا 1388/18 جون 2009musa

قبل از همه پنجمین سالگرد دوهفته نامه ارمغان ملی را به دست اندرکاران آن تبریک میگویم
زمانیکه ارمغان ملی بدسترسم قرار میگیرد، فکر میکنم باری به کاروان نور و اندیشه راه پیمایی میکنم و لحظاتی که چشمانم از مطالب بچاپ رسیده آن سیر میکند، لحظات لذت بخش و آرامش دهنده ایست که ارمغان ملی به ارمغان آورده و از چشم انداز خود به رویداد ها، بحث ها، طرح هایی که حاکی از درد و رنج، نیاز و آرزوهای اقشار مختلف جامعه بزبان و بیان روشن میباشد باعث ترقی، غرور، وقار و رهنمایی در رسیدن به شهر نور میگردد.
واقعاً این حرکت خود بیانیست که رسانه آسانترین راه اشاعه فرهنگ و بزرگترین وسیله بیداری توده هاست. ارمغان ملی، در حیات خود، نشریه ایکه تقلب نداشته شباهتی به دیگر رسانه ها ندارد، از دیگر رسانه ها تغذیه نمیشود، وابسته بخود و افکار همکاران عزیز شان در راه خدمتگذاران بمردم، تنویر اذهان و تقویه فرهنگ و جامعه ماست. بالاخره من هر باریکه ارمغان ملی اقبال چاپ میابد و بدسترسم قرار میگیرد، مشتاقانه به خلوت رفته، عینکم را به چشم میگذارم، آرام و با اشتیاق کامل به خوانش مطالبی که چه نیکو و شفاف مطرح شده، میپردازم و از آن در می یابم، می آموزم و لذت میبرم.
به تفکر وطندوستان و تکیه به سرود شاعر:
ای سنگ و صخره ام
ای آب و خاک من
مهرت همیشه باد
در قلب پاک من
از خداوند بزرگ، موفقیت مزید و شایان به جناب دوست خردمند و فاضل محمد داود سیاووش که چنین ابتکار را در قطار دیگر رسانه ها به همدستی یما پرویز سیاووش، بابک سیاووش و هیأت تحریر شان داشته میخواهم و آرزومندم روز تا روز صفحات ارمغان ملی با تلاش و افکار زرین شان، زیبایی و ابتکار عالی و پر تجلی داشته باشد.Ÿ

یک انتقاد من اینست

ژوئن 19, 2009 at 7:13 ق.ظ | In آزادی بیان | Leave a Comment

شماره 47/پنجشنبه 28 جوزا 1388/18 جون 2009

پوهنوال عبدالرسول سعید استاد پوهنحی ژورنالیزم پوهنتون کابل
به اثر مطالعه یک شماره جریده وزین ارمغان ملی چنین پیشنهادات را دارم: در قسمت اول صدر تاریخ باید کل صفحه را احتوا کند و در گوشه راست یا چپ میتواند یک خبر مهم گنجانیده شود. سر مقاله در صفحه اول تا ستون اول یا دوم میباشد. از نظر چیدن حروف در بعضی جا ها بسیار برجسته و کلان چیده شده و در بعضی جا های دیگر خواندن را دشوار میسازد(حروف کوچک است) پایینترین فونت که انتخاب میشود (باید) 12 باشد. در صفحه دوم که زیر عنوان نامه یک ترکاری فروش به کاندیدان ریاست جمهوری است فکر میکنم که اول شناخته میشود که از طرف ترکاری فروش نیست، اگر یک نویسنده در لباس ترکاری فروش چنین نامه هایی را نوشته میکند، میتواند با چندین ترکاری فروش در تماس شود گپ های آنها را طی سوالاتی گرفته بعداً میتواند مؤثر و احساسی آنرا نوشته کند. البته با در نظر داشت فهم و دقت (ترکاری فروش) در حالیکه در این نامه واژه های ثقیل، سیاسی و حتی بیگانه را مشاهده میکنم که از توان و طاقت بک ترکاری فروش بسیار بالا است. بسیار عام فهم و بسیار ساده و ابتدایی باید باشد.
در قسمت پایین میبینم که عنوان «قوت تروریزم در افغانستان از ضعف دولت است» زده شده این عنوان یک ستون اول را اشغال کرده در حالیکه عنوان همیشه بالای متن قرار میگیرد باید هیچ عنوان در پهلوی متن قرار نگیرد… در قسمت دیگر که اوباما در تلاش نزدیکی به اعراب، استناد شده به آژانس های خبر رسانی CNNوBBCبسیار خوب به چاپ رسیده. عنوان «زن! سیاست و دموکراسی» هم بسیار خوب است. هم چنان در مطلب «زنان در روند دموکراسی»، عکس بسیار برجسته است. عکس باید هم وضاحت داشته باشد و چهره واقعی را انعکاس بدهد اما زیر این عنوان ما زنی را نمی بینیم تصویر از پولیس است و از چند تای دیگر است در حالیکه تصویر با متن باید همخوانی داشته باشد. صفحه دیگر مربوط به جوانان و نمایشگاه عکس است اگر در باره این عکس ها توضیحات داده میشد بسیار خوب میبود، اگر عکس ها رنگه میبود باز هم (خوبتر) میبود. (مطلب) ولی حجازی پاپ ستار موسیقی افغانستان، معرفی هنرمند جوان که پر طرفدار است و بسیار زیاد خوب است که چنین چیز ها را برای جوانان باید داشته باشد. در صفحه ششم دو اشتباه است یکی در (مطلب) «ستیژ شهروندان» که ستیژ کلمه خارجی است کوشش کنیم که معادل آنرا پیدا کنیم (بعضی ها) آنرا تربیون هم میگویند که تربیون فرانسوی و ستیژ کلمه انگلیسی است اگر به عوض آنها بگوییم «میز خطابه» بسیار زیاد خوب است. «کاندید بیتی ها» بهتر بود که در یک صفحه مربوط به طنز و یا شوخی ها چاپ شود. مطلب دیگری که بسیار آموزشی است «ایدز بلای قرن» میباشد. مطلب خوبی است منتها حروف بسیار میده چیده شده هم چنان حروف (مطلب) افغان ماشومان بسیار ریزه است. (مطلب) غزلیات مولانا مطلب خوب است اما عنوان گذاری باید طوری مراعات شود که عنوان در قسمت بالای صفحه کلان تر میباشد و آهسته آهسته خورد تر شده میرود صفحه هفتم خلاف آن مراعات شده… عنوان بقیه (مطلب) «نهاد های مدنی» عنوان کلان گرفته شده، هم چنان در قسمت پایین صفحه عنوان های بسیار برجسته را مشاهده میکنم که خلاف عنوان گذاری است، تسلسل، خوردی و کلانی از قسمت بالای صفحه به پایین باید مراعات شود.
در مطلب کابل! شهر دود و زباله ها، یک تصویری است کلان که بسیار زیاد خوب است. معلومات خروجی باید در قسمت پایین صفحه دو الی سه ستون را در قسمت راست و یا چپ اشغال نماید. یک انتقاد من اینست که با خواندن (ارمغان ملی) انسان نمیتواند بفهمد که این هفته نامه است، دو هفته نامه است یا روزنامه نشر میشود همیشه باید نوشته شود که این روزنامه است، هفته نامه است، دو هفته نامه است یا گاهنامه است زیرا مطبوعات و روزنامه نگاری باید همیشه موقوت گفته شود یعنی زمان نشر آن دوره یی یا پرپودیکل باید باشد.Ÿ

پيغام

ژوئن 19, 2009 at 6:59 ق.ظ | In آزادی بیان | Leave a Comment

شماره 47/پنجشنبه 28 جوزا 1388/18 جون 2009rafi
په افغانستان کې چې د (2001) کال په پاى کې د بن د پرېکړې له مخې کوم حکومت جوړ شو او نړيوال ملاتړيې وشو د نورو چارو تر څنګ په ور ته جوړ شوي پروګرام کې د بيان د آزادۍ د تأمين او تضمين دنده هم ورسپارل شوې وه او دې حکومت د خپل کار له پيل سره د بيان آزادي او د رسنيو آزادي هم اعلان کړه او د رسنيو قانون جوړ شو چي ور سره جوخت په سو ونو چاپي مهالنۍ خپرونې لکه ورځپانې، جريدې او مجلې خپرې شوي، په لسها ؤ راډيويي دستګاوې فعالې شوې او تر يوه درجن زيات تلويزيونونه جوړ شول.
د چاپي خپرونو شمېره په همهغه لومړي سر کې تر درى سوه عنوانه خپرونو ورسيده او اوس هم د چاپي خپرونو شميره همدومره ده، خو هغه خپرونې چې پرون خپرې شوې دې نن يې زيات شمير نشته او وخت په وخت  له خپرېدو پاتې شوې دي. خو دا عمومي شميره هغو خپرونو بشپړو کړې چې وخت په وخت خپرې شوې او په دې اتو کلونو کې وار په وار رامنځ ته شوې دي. په تېرو اتو کلونو کې را منځ ته شوې چاپي خپرونې راز- راز ډولونه، راز- راز فکرونه، راز- راز لاملونه او راز- راز موخې او هدفونه لري، ډېرې يې داسې دي چى يوازې يوه دوې ګڼې خپرې شوې، ځينې يې داسې هم شته چې ورکړى شوى پيسې يې نغدې کړې نوريې د ويش او توزيع هڅه نه ده شوې، د زياتويې هدف او موخه له تمويلوونکو منابعو سره تړلې او چې د هغوى هدف تر سره شوى بيايې خو له بنده شوې ده. په دې اوږده لړکې لږ داسې خپرونې شته چې ملي هدف تر شا لري او ديوې هيلې او آرمان له پاره خپره شوې او چلوونکو يې د خپلو اولادونو د روزۍ پيسې پرې نکولې دي. «ارمغان ملي» يوه له هغو خپرونو څخه ده چې دا پنځه کاله خپرونې کوي او لکه له نامه نه يې چې ښکاري د يوه ملي هدف او موخې په لاره کې خپريږي او د ملي تنوير لاره روښانوي. پر دي خپرونه ډېر داسې وختونه هم راغلي چې دپيسو نه درلود له امله يې د چاپ موقع نه ده موندلې خو د عزم او ارادې غړي يې سست شوي نه دي او له ځند سره- سره يې خنډونه له منځه وړي او نشر په واټ کې يې خپل ګامونه ايښي دي.ارمغان ملي توانيدلى چې په پنځو کلونو ايله بيله (46) ګڼې خپرې کړې خو په هره ګڼه کې يې هڅه کړې چې د خپل ملي فرهنګ، ملي ارزښتونو او ملي غوښتنو يوه لړۍپسې وغځوي او په خپله هره ګڼه کي ملي لاره وساتي او وپالي. دا د محترم داود سياووش او دده د ملګرو همت دى چې په دې بحراني حالت کې چې فکرونه خرڅيږي او اخبارونه خرڅيږي او د نړيوال آزاد بازار هر ډول مغازې پرانيستل شوې، دى ملي لاره ساتي او خپله خپرونه د «ملي سوغات» په توګه خپروي، زه مبارکي ورکوم، برى يې غواړم او دعا کوم چي ارمغان ملي په خپل صراط المستقيم روان اوسي او ز موږ د اتل خوځپل شوي ملت د حق غوښتلو غږ همداسې رسا او لوړ وساتي.Ÿ
په همداسې هيله
څېړندوى حبيب الله رفيع  د افغانستان د علومو اکاډمۍ مشاور

در آستانه انتخابات ریاست جمهوری

می 13, 2009 at 10:10 ق.ظ | In آزادی بیان, سیاسی | Leave a Comment

شماره 44 سه شنبه 22 ثور سال1388/12می2009
قانون رسانه ها را به تاق نسیان گذاشتند
کوه بچه
پنج سال بگو مگو و وقت کشی ها پیرامون قانون رسانه ها به پایان رسید، تجربه نشان داده، نیرو های سیاسی تا روزی که به قدرت نرسیده اند دموکرات ترین دموکرات ها، اصلاح طلب ترین اصلاح طلبان و مردمسالار ترین مردمسالاران میباشند، اما از روز تکیه زدن به چوکی با آن طلسم جادویی چنان می چسپند که گویی آن قدرت و چوکی ارث بلامنازع شان باشد. در همین راستا از روز اول اداره مؤقت هر قدر به طرف زمان حال حرکت کنیم چنبره و سیطره قدرت را محکم تر و وعده ها و تعهدات روز اول به آزادی بیان را فراموش شده تر می یابیم. آنروز های اول چنان معلوم میشد که گویی برای افغانستان یک عصر طلایی آغاز یافته و پیام آوران عصر دموکراسی حاکم بر سرنوشت کشور گردیده اند، اما با پایان اداره مؤقت عده زیادی از آن نشریه ها و فضا و حال و هوای دموکراسی از نفس افتادند و فضا به تدریج سرد شد. در پایان دوره انتقالی وقتی کشور دارای قانون اساسی، رییس جمهور منتخب و یک تیم به ظاهر طرفدار دموکراسی شد در این حال قانون رسانه ها چندمین مرحله از سیر نزولی خود را با تجدید نظر ها پیمود.
وقتی قانون رسانه ها با حد اقل توقعات جامعه مدنی از پارلمان تصویب شد، به عوض توشیح دوباره به پارلمان مسترد گردید و با تصویب مجدد که در واقع بدون توشیح از نظر آزادی بیانقانون اساسی نافذ شمرده میشد به تاق نسیان گذاشته شد.
این بی اعتنایی به قانون در پارلمان مورد بحث قرار گرفت. با آنکه صف طرفداران آزادی بیان قوی و صدای شان نیرومند تر بود اما در روز دوم به طور دراماتیک ومرموز همه چیز بر هم خورد و برخی وکلایی که تا یکروز قبل طرفداران انفاذ آن قانون بودند روز بعد تغییر رأی دادند و از تصمیم روز قبل شان پشیمان شدند که تاریخ این روز ها را به یاد خواهد داشت. در شرایط کنونی رییس جمهور آن قانون را توشیح نمیکند، وزیر فرهنگ مفردات آزادی بیان را ناشی از فشار خارجی ها میداند، قانون در جریده رسمی تا تحریر این نوشته به نشر نرسیده و بار دیگر به گوشه فراموشی سپرده میشود.
جالب آنست که اگر قانون رسانه ها وارداتی باشد این حرف ها را باید کسی بگوید که از قدرت نظام موجود به دور و یا بر ضد آن باشد. کسی که معاش خود را از جامعه جهانی میگیرد، کسی که امنیتش را جامعه جهانی میگیرد، کسی که بر کرسئ تکیه زده که در اطرافش نیروهای بین المللی مسلح ایستاده اند. این ذوات به کدام روی از فشار جامعه جهانی حرف میزنند. مگر دولت موجود خلاف اراده جامعه جهانی به وجود آمده، در این حال وضعیت معکوس شده شاید دفاع از قانون رسانه ها به دوش افرادی بیافتد که اصلاً در دولت پستی و مقامی ندارند و این حادثه عیناً مانند تبلیغات رادیو های غربی در افغانستان میباشد که بر علیه غرب جنگ روانی را دامن میزنند. در حالیکه مردم خاموش اند رادیوهای این کشور را از بام تا شام بر علیه نیرو های خارجی تبلیغات مینمایند و در ختم اگر کسی از میان مردم تحت تأثیر آن تبلیغات عکس العملی نشان داد کارش زار است.
آقایان!
اگر واقعاً به گفته های تان صادق هستید لطفاً به عوض این بازی های معمولی که جداً توسط مردم قابل درک اند از چوکی هایی که آنرا تحت فشار خارجی ها فکر میکنید استعفای تان را بنویسید و اگر حاضر به چنین اقدامی نیستید بگذارید در سایه نظامی که به کمک جامعه جهانی شما صاحب موتر، چوکی، پول، ثروت و… شده اید مردم حداقل امکان فریاد کشیدن را داشته باشند.
ببری مال مسلمان و چو مالت ببرند
داد و فریاد بر آری که مسلمانی نیست
بیایید با شهامت اعتراف کنیم که آزادی بیان فقط در انتقاد از بی کفایتی، فساد اداری، زورگویی و اعراض و علایم ضعف و ناتوانی ادارة که شمایان بر سکان آن را به دست دارید گناه است ور نه کدام عقل سلیم قبول میکند که تو در موتر خارجی و با حمایت خارجی بر مردم حکومت میکنی آن معقول است و شخصی که فقط به بی کفایتی تان انتقاد میکند کار وارداتی و نا معقول است. زمان این بگو مگو ها به پایان رسیده و از طول عمر حکومت موجود چند ماه بیش نمانده و این سخنان هم راه به جای نخواهند برد، اما یک مسأله را باید مد نظر داشته باشیم و آن اینکه به خود و مردم صادق باشیم، وزیر و وکیلی که از فشار های خارجی سخن میگوید لطفاً قبل از هر جای دیگر به اطراف خود نظر کند که امنیت خودش را در آن چوکی کی گرفته و با این حال حد اقل انصاف را باید رعایت کنیم. مردم طوطی نیستند که هرکی هرچی گفت آنرا تکرار کنند! لحن ملایم نماینده یونسکو در تجلیل تشریفاتی از روز آزادی بیان در کابل نشان میدهد که احتمالاً جامعه جهانی نیز آزادی بیان را قربان مصلحت های فوری نماید چون نماینده یونسکو سخنان سال قبل سخنگوی دفتر نمایندگی سازمان ملل را فراموش کرده و در یک عرف تشریفاتی میخواهد آزادی بیان را رعایت کند اما مردم سخنان سالهای قبل آنان را به یاد دارند! آنچه مسلم است اینکه آزادی بیان تحفه کسی نیست که آنرا پس بگیرد.

اگر رییس جمهور، وزراء، سفرا، وکلا و والیان ولایات در نشرات آزاد اشتراک نمایند چه واقع خواهد شد؟

می 12, 2009 at 12:33 ب.ظ | In آزادی بیان | Leave a Comment

Picture 010شماره 44 سه شنبه 22 ثور 1388 خورشیدی/ 12 می 2009

ریگروان

اینکه یک شماره نشریه آنهم نشریه بی پشتوانه و شخصی با چه مشکلاتی به نشر میرسد؟ مطالب آن چگونه تهیه میشود؟ و تا مرحله چاپ چه دشواری هایی را از سر میگذراند؟ ظاهراً به هیچکس پوشیده نیست و اینکه آن شماره مفت چاپ نمیشود آنهم به کسی کتمان نیست. اما اینکه هر کس با به دست آوردن آن شماره فقط با یک لبخند و تشکر میخواهد ادای دین کند برای ناشر و دست اندرکار رسانه نیز کمتر از نیش گژدم نیست. واقعیت اینست که از رهبر تا فرد عادی مملکت واقعاً از صمیم قلب هنوز به این فرهنگ نرسیده اند که به عوض یک لبخند بی نمک با در یافت آن شماره یک سکه پنج افغانیگی را به طرف مقابل بپردازد. بعضی ها دلیلش را در ناچیز بودن پول قیمت نشریه میدانند ولی حتی اگر به فرض محال چنین هم باشد ذوات محترم میتوانند به عوض سکه پنج افغانیگی بانکنوت پنجاه افغانیگی را به خاطر حفظ شأن شان خراجات کنند. بعضاً شنیده میشود که این نشریه ها را دولتمردان از دست فروشان روی بازار آنهم به قیمت گزاف به دست می آورند. سوالی مطرح میشود که چه عامل و حایلی میان رسانه های چاپی آزاد و این بزرگان وجود دارد که باید آنرا از دست دوم بگیرند؟ در حالیکه نشریه های آزاد به دلیل نشر حقایق خارج سانسور میتوانند وسیله نیرومند رسیدن صدای حقیقت به این مسوولان باشند هرگاه آنان به نکات ذیل توجه نمایند از یکطرف بنیه مالی مطبوعات آزاد تقویه میگردد و از سوی دیگر فرهنگ روزنامه و جریده خوانی میان قشر تحصیل یافته ترویج خواهد یافت:

-1 دفاتر ریاست جمهوری، وزارت خانه ها، پارلمان، ستره محکمه و سایر نهاد های مستقل در سطح وزارت در هر یک از این نشریه ها ده الی پانزده شماره  اشتراک نمایند.

از اینکه رسیدن و رسانیدن نشرات به آن مقامات از نظر امنیتی دشوار میباشد در چوکات وزارت مخابرات یک شعبه را مؤظف سازند که رسانه ها به آن تحویل داده شود و از آن طریق به مقامات و مراجع برسد.

-2  شرکت های بزرگ، بانک ها، هوتل های بزرگ و مهمانخانه ها به خاطر ترویج فرهنگ روزنامه و جریده خوانی در هر نشریه پنج الی ده شماره  اشتراک نمایند تا مهمانان و اولیای امور بانک ها و شرکت ها از جریانات روز با خبر باشند. در این زمینه شاید استدلالی وجود داشته باشد که از طریق تلویزیون ها و رادیو ها آنان از اخبار روز با خبر میشوند ولی باید به یاد داشته باشند که همه جریانات کشور در اخبار گنجانیده نمیشود و مسایل قابل بحث و تحلیل زیادی در رسانه های چاپی انعکاس می یابد.

-3 به منظور انعکاس جریانات کشور به نمایندگی های افغانستان وزارت امور خارجه باید در نشرات آزاد به تعداد نمایندگی های افغانستان در خارج اشتراک نموده این نشریه ها را به آنان برساند تا نمایندگی ها از حوادث و رویدادهای انعکاس یافته در نشرات چاپی بی خبر نمانند، شاید در این زمینه استدلالی شود که نمایندگی ها میتوانند از طریق انترنت از نشرات داخلی اطلاع حاصل نمایند ولی آنان باید اطلاع داشته باشد که همه نشریه ها سایت انترنتی ندارند.

-4 وزارت خارجه این امکان را میسر سازد که سفارت های خارجی در افغانستان در نشریه های آزاد اشتراک نمایند.

به همین ترتیب تدابیر دیگری منجمله اعانه ها و غیره اگر سازماندهی گردد شاید زمینه خود کفائی برای نشریه های آزاد به وجود آید.

هر گاه یک هزار نسخه چاپی یک نشریه از این طریقه به نشر برسد ممکنست یک نشریه یی که دارای تیراژ (1500) نسخه باشد طی چند سال از این طریق حد اقل به سطح به قول معروف «گل چاه و سر چاه» خود کفائی برسد.

احتمالاً مشکل اصلی در این رابطه  زبان آزاد نشریه هاست که بعضاً مانند نیش گژدم به نظر مسوولان می آید، ولی حتی در همین حال نیز مسوولان آن نوشته انتقادی مدیر طلوع افغان را به آدرس وزیر خارجه محمود بیگ خان طرزی به یاد بیاورند که وقتی مدیر تحریراتش خواست جواب شدید اللحن به مدیر طلوع افغان بنویسد وزیر خارجه محمود بیگ خان طرزی با رد نظر مدیر تحریرات گفت:«برای من این چوکی و این مقام در برابر مسلک من که ژورنالیزم است به اندازه یک توت هم ارزش ندارد. من هم مانند مدیر طلوع افغان یک روزنامه نگار هستم و هیچگاه به خود اجازه نمیدهم که در برابر (کولیک) خود اینطور بنویسم.» به هر حال در حالیکه اکثر گردانندگان نظام حاکم ریشه و سوابق کارشان را به شکلی از اشکال به مطبوعات پیوند میدهند در شرایطی که دموکراسی و آزادی بیان شعار اصلی نظام میباشد هر گاه انتقادی به مزاجشان موافق نبود با سعه صدر و حوصله فراخ آن را از طریق سخنگوی خود با نشریه ها در میان گذاشته به قناعت همدیگر بپردازند و با خشم گرفتن بر انتقاد کننده در پی مجازات نشوند.

مراکز آماری هنوز در انحصار دولت است

سپتامبر 28, 2008 at 2:43 ب.ظ | In آزادی بیان | Leave a Comment

کوه بچه               

شماره 37/یکشنبه 7 میزان 1387 مطابق 28 سپتامبر 2008

در ماده (50) قانون اساسی افغانستان آمده که:«اتباع افغانستان حق دسترسی به اطلاعات از ادارات در حدود احکام قانون را دارا میباشند.» و در قانون رسانه ها در رابطه به آزادی فکر و بیان گفته شده که:«طلب، حصول و انتقال معلومات، اطلاعات و نظریات در حدود احکام قانون بدون مداخله از طرف مسوولین دولتی شامل این حق است.» و در جای دیگر آن قانون آمده: «هر شخص حق دارد معلومات را طلب و دریافت نماید، دولت بنابر تقاضای اتباع کشور معلوماتی را که مطالبه میشود به دسترس آنان قرار میدهد…» متکی بر مقررات فوق ژورنالیستان حق دارند در مواردی که ایجاب نماید از ادارات دولتی معلومات و اطلاعات لازم را مطالبه نمایند. اما در عمل این احکام قانون در بسیاری از ادارات دولتی نقض شده به بهانه های گوناگون از ارائه معلومات به ژورنالیستان مسوولان طفره میروند. در این حال مسأله یی مطرح میشود که با ناقضین قانون که خود مسوولین بلند پایه ادارات دولت میباشند چه باید کرد؟ و از طرف دیگر اگر در باره در محافل شخصی با یک معلم ویا متخصص تألیف و ترجمه وزارت معارف بنشینید ساعت ها در باره به طور مثال وضعیت چاپ کتب درسی مکاتب نقایص در کتب موجود درسی و اینکه چرا در دوبی چاپ شد، چرا کاغذ کیفیت عالی ندارد، چرا برخی صفحات از چاپ بر آمده… صحبت مینماید ولی اگر از همین استاد بخواهید در باره نقایص موجود در کتب درسی معارف با یک صحبت کند بنابر ترس از اداره حاضر نیست در این باره ابراز نظر کند.

در این حال چند مسأله قابل بحث است:

اگر این استاد بنابر مشغولیت وظیفوی حق ندارد در باره نقایص در کتب درسی ابراز نظر کند (این حق شاید در مواردی به وزارت معارف محفوظ باشد که موصوف به صفت نماینده وزارت صحبت مینماید) در غیر آن به صفت شهروند مملکت حق دارد با استفاده از مواد (24) و (34) قانون اساسی نظریات خود را ابراز نماید که فعلاً این احکام قانون اساسی در بسیاری از ادارات دولتی به هدایت مقامات مسوول به حالت تعلیق قرار دارد و اجراء نمیشود وهرگاه  کسی از آن استفاده کند با عواقب وخیم مجازات مواجه خواهد شد.

وقتی ژورنالیست به اداره دولتی به خاطر کسب معلومات و اطلاعات مراجعه میکند ظاهراٌ به دلایل اسرار اداری و غیره این معلومات و اطلاعات به دسترسش قرار نمیگیرد که این موضوع نیز نقض صریح ماده (50) قانون اساسی میباشد.

بنابران ایجاب مینماید که اولاً مراکز آماری معلوماتی و اطلاعاتی از کنترول دولت خارج شود و یک مرکز معلومات و اطلاعات غیر دولتی ایجاد گردد که ژورنالیستان به آسانی به آن دسترسی داشته باشند و ثانیاً از طرف رییس جمهور اکیداًً هدایت داده شود که هیچ وزیر و مقام مسوول حق ندارد به بهانه انتصاب یک کارمند دولت به یک اداره وی را از حق آزادی بیان که متکی بر مواد (24) و (34) قانون اساسی به وی داده شده محروم سازد. اتباع افغانستان حق دارند با استفاده از حقوق شهروندی در باره مسایل اقتصادی، اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و غیره ابراز نظر نموده افکار، نظریات، پیشنهادات و انتقادات شانرا مطرح سازند. خارج ادارۀ رسمی شخص میتواند نظریات خود را آزادانه در همچو موارد ابراز نماید البته نه به عنوان نماینده اداره مربوطه بلکه به عنوان تبعه افغانستان. هر گاه این حق را از مردم بگیرند قانون به تار عنکبوتی میماند که فقط به روی کاغذ وجود داشته و در مورد ضعفا قابل تطبیق است و بس.Ÿ

برگه‌ی بعد »

وبلاگ روی وردپرس.کام. | Theme: Pool by Borja Fernandez.
Entries and comments feeds.