تأثیر گذاری نقد و روال سینمای افغانی

نوامبر 8, 2009 at 9:55 ق.ظ | In سینما و تئاتر | Leave a Comment

موسی رادمنش

 شماره 56 یکشنبه17عقرب 1388/8نوامبر2009

سینمای افغانی با پیشینه تاریخی خویش که از فلم (عشق و دوستی و مانند عقاب) آغاز گردید و با فلم (روزگاران) نخستین تولید ریاست افغانفلم به راه افتاد و در زمان کوتاه گام به گام مؤسسات، پرودکشن های انفرادی ایجاد و با تولیدات فلم های داستانی هنری و فلم های مستند (داکومنتری) در نوار های سینمایی 75 ملی متری، 35 ملی متری و 16 ملی متری رنگین و سیاه و سپید، نوار تلویزیونی با ساختار های متنوع از سینماگران پر تلاش و صاحب آزمون بهتر از بینش سینمایی در سطح ملی و بین المللی رخ باز کرده و افتخارات را تا اواخر دهه شصت به کشور به ارمغان آورده بودند. سینمای افغانی همچو دیگر پدیده های علمی و فرهنگی به مثابه یک پدیدۀ مثبت و تأثیر گذار روی روان تماشاگران از انعکاس سلسله واقعیت ها در چوکات داستان فلم، اندیشه های انسانی سازنده افراد و جامعه تلقی میشد، گر چه در آن زمان از سوی دولتمردان و مسوولین مورد حمایت، پشتیبانی و ارزش مندی قرار میگرفت، ولی بنابر وقوع حوادث و بحران، صدمه شدید دید و مدتی از روند تکامل بازماند و حتی این پدیدۀ عالی و انسانی (سینما و موسیقی) را حرام دانستند و از حرکت باز داشتند. همانگونه که هر شب تاریک روز روشن در قبال دارد، روزگاران تلخ و بحرانی نیز رخت بر بست و صفحه جدید جهت آرامش فکر و تلاش بوجود آمد، کشور بسوی آبادانی، نوسازی و پیشرفت در عرصه های مختلف ره گشایی نمود که در این روند، سینمای افغانی با یک موج نو و استفاده از سیر تکنالوژی راه خود را دو باره، با مساعی سینماگران پیشرو و آگاه و جوانان مستعد دنبال نمود که تا این دم ما در ساختار های فلم بلند و کوتاه هنری، مستند (داکومنتری) از سینماگران مجرب خویش(مردان، زنان) دست آورد هایی در سطح ملی و بین المللی داریم که عدۀ شان شامل مسابقه در فستیوال های داخلی و بیرونی سهم گرفته و امتیازات و افتخارات را نیز از آن خود نموده اند. اما ما وجود این گام های استوار و مؤفقیت آمیز، بعضی از ساخته های فلمسازان ما دارای کاستی ها، نواقص تخنیکی و محتوایی میباشد که نیاز مبرم به راه اندازی نقد و بررسی ها محسوس میشود. در حالیکه در گذشته ها آثاری از مؤلفان عرصه های مختلف علمی، هنری، فرهنگی ما نیز در بته نقد قرار میگرفت و از آن، مؤلفان و علاقمندان رشته ها بهره میگرفتند، نظریات مفید و سودمند منتقدان را پذیرفته و در آثار بعدی در نظر گرفته تطبیق مینمودند. در حال حاضر نقد و بررسی روی فلم های هنری (داستانی) و فلم های مستند (داکومنتری) همانطوریکه اصول نقد بر محور ارزیابی، بررسی، تحلیل و تجزیه، زیبا و زشت، انالایز ((Analyzeاثر می چرخد، تا سره را از ناسره منتقد جدا کرده عیوب و یا محاسن اثر را بر شمارد و صمیمانه و واقعبینانه مؤلف یا صاحب اثر را به سمت معین رهنمایی کند. روی این هدف و منظور سینمای افغانی جهت رشد و بالنده گی، پیشرفت و تکامل برتر خویش نیاز مبرم به نقد و بررسی دارد و کارگردانان (فلمسازان)، پرودیوسران، نویسندگان فلمنامه، بازیگران (هنرپیشه ها)، صدا گذاران، چهره پردازان، تدوین گران، خلاصه تصویر برداران ما همه و همۀ دست اندرکاران سینمای افغانی، نقد را بپذیرند و به راه اندازی نقد و بررسی که صورت میگیرد بپیوندند و آنرا مخلصانه دنبال کنند. این جاست که تأثیر گذاری نقد و بررسی روی فلم های افغانی رواج پیدا میکند و اهمیت آن بلند تر و قویتر میگردد، فلمسازان ما آرام، آرام متوجه میشوند که فردا فلم شان و یا اثر شان در بته آزمایش و نقد قرار میگیرد، سعی میورزند تا محتاط باشند و بر اثر خود از نخستین روز اقدام به کار بُرد تصویر در فلم، فنی و مسلکی فکر کنند نه ذوقی و آماتوری بلکه همین موازین را در نظر داشته دریابند تا روی موازین کار و بینش فلمسازی در ساختار های خود عمیقاً بیاندیشند تا اثر شان عاری از عیوب بوده محاسن را به همراه داشته باشند. همچنان رونق یابی محافل نقد و نظر روی فلم های افغانی ما را به جاده فرهنگ پذیرش و تأمل میکشاند و از جانبی سخن ما را با بیان روشن به گوش مسوولین امور نیز میرساند تا آثار فلمی ما ارزش و اهمیت فراوان کسب نماید. بخش آینده این بحث روی چگونگی نقد بر سینما میچرخد.Ÿ ادامه دارد

کیدمن از هالیوود انتقادکرد

اکتبر 31, 2009 at 7:59 ق.ظ | In سینما و تئاتر | Leave a Comment

شماره 55/شنبه 9 عقرب 1388/31 اکتوبر2009

nicole-kidman-stop-women-celebfa-com

nicole-kidman-stop-women-celebfa-com-7

nicole-kidman-stop-women-celebfa-com-6

نیکول کیدمن هنرپیشه سینما، از نگاه ابزاری هالیوود به زنان انتقاد کرد. واحد مرکزی خبر به نقل از راشاتودی گزارش داد: نیکول کیدمن که هنرپیشه استرالیایی هالیوود و سفیر صلح سازمان ملل متحد است با حضور در کمیته ویژه کنگره آمریکا گفت: هالیوود زنان را به عنوان کالای کم ارزش و ضعیف جنسی نمایش میدهد و باعث ترویج خشونت علیه آنها میشود. کمیته ویژه کنگره آمریکا مسوول رسیدگی به بدرفتاری با زنان و سوء استفاده از آنها در کشورهای دیگر تشکیل شده است. این هنرپیشه معروف استرالیایی همچنین خواستار کمک بیشتر آمریکا به صندوق حمایت از زنان سازمان ملل متحد شد.Ÿ

پوهنی ننداری چه وقت به فعالیت آغاز نمود؟

اکتبر 22, 2009 at 4:50 ب.ظ | In سینما و تئاتر | Leave a Comment

شماره 54/پنجشنبه 30 میزان 1388/22 اکتوبر 2009

با آنکه به نوشته صفحه (47) کتاب تیاتر در افغانستان پوهنی ننداری در سال 1322 خورشیدی به فعالیت آغاز نموده و از یک عده هنرپیشه ها و درامه نویسان نیز در آن کتاب نام برده شده اما در ادامه همین موضوع خانم طوبی احسان مطلبی را در رابطه به آغاز فعالیت پوهنی ننداری ارسال نموده که به توجه خوانندگان میرسد:

پوهنی ننداری طی سال های 45-1346 بریاست مطبوعات وقت تحت ریاست محترم آقای سهیل ایجاد گردید. نخستین کورس آرت دراماتیک به طور رسمی به سرپرستی محترم محمد علی رونق درامه نویس و دایرکتر دایر گردید که از اهمیت خاص هنرپروری به حساب می رود. پروسۀ ایجاد تعلیمات کورس مذکور مدت شش ماه آموزش و پرورش را در بر داشت که برای بلند بردن سطح شناسایی و آماده ساختن ذهنی به طور مسلکی مد نظر گرفته شده بود. در این کورس مضامین مثل تاریخ، ادبیات، روانشناسی(روحیات)، اساسات موسیقی غربی و ضمناً آموختن و نواختن دروس موسیقی و پیانو تدریس میشد. قابل یادآوریست که این پروسه در آشنایی و شناخت فرهنگ و هنر اروپایی و مزج و خلط فرهنگ شرقی سوژه جدید بشمار می رفت که بیانگر راه رشد فرهنگ و ادب در افغانستان گردید. بناءً این کورس طی مدت شش ماه در صنوف لیسه استقلال که بنام کول استقلال یاد میگردید و توسط استادان مجرب و تحصیل یافته تدریس میگردید فارغان ورزیده و کار آگاه را تقدیم جامعه نمودند. استادانی که در این کورس تدریس می کردند عبارت بودند از محترم ضیاء قاری زاده، محترم روان فرهادی در بخش های ادبیات و تاریخ، محترم فرخ افندی، محترم محمد علی رونق در بخش های روانشناسی(روحیات) و اساسات موسیقی غربی و دروس موسیقی و پیانو و ضمناً محترم محمد علی رونق در بخش اکتنگ تدریس مینمود که در عرصه های هنر های زیبا در فرانسه تعلیم دیده بود. قابل یادآوریست که محترم رونق در این دوره ستیژ پوهنی ننداری را که هنوز آماده برگذاری نمایشات تیاتری نبود به صورت عصری تر و فنی تر ترمیم نمود. این تعمیر قبلاً مربوط مکتب استقلال یا کول استقلال بود که با سعی و تلاش فرهنگیان کشور از شکل فرسوده آن که بعضاً نمایش فلم ها در آن اجرا می شد به مطبوعات متعلق گردید و از آن به بعد ممثلین در آن جا به مشق و تمرین آغاز کردند. باید یاد آور گردید که اولین فارغان کورس مذکور عبارت بودند از محترم مشعل هنریار، محترم آقای حریف، محترم آقای ظاهر صدیقی، محترم اسدالله بدعت(نوپیدا)، محترم اسود سیامر، محترم بیسد، محترم پیکر و عده دیگری که جمعاً به 20 نفر می رسیدند. بعد از فراغت شش ماهه اعضای این گروپ اولین نمایش تیاتری را در معرض تماشا قرار دادند که آقای ضیا قاری زاده ریاست پوهنی ننداری را به عهده داشت. اولین نمایش از طریق اداره پوهنی ننداری که بنام درامه (اِسکرپن) بود به اساس داستان عشقی که نویسنده آن مولیر فرانسوی بود و ترجمه آنرا محترم آقای رونق نوشته بودند در صحنه پوهنی ننداری اجرا نمودند که به استقبال گرم فرهنگ دوستان و هم میهنان قرار گرفت که نخستین نمایش تیاتر در کشور به طور فنی و مسلکی محسوس می گردد. ممثلین که نقش عمده را در این نمایشنامه داشتند عبارت بودند از مشعل هنریار، که به نام «اوکتف» رول مرکزی (بچه داستان) را به عهده داشت و اسدالله بدعت که رول (دختر) را بازی می کرد بنام «سِلوستر» و همچنان خدمه یا نوکر که بنام «نسرین زاده» بود نقش آفرینی می نمودند. ممثلین که ملبس با لباس فرانسوی و مکیاژ اروپایی بودند توسط محترم آقای حریف مکیاژ می گردید. قابل یاد آوریست که از آن روز به بعد راه اندازی این کورس، سلسله هنر تیاتر گسترش یافت و درامه های متعدد دیگر نیز به نمایش کشیده شد که هنر و هنرسالاری را به پرورش گرفت. در اثنای نخستین نمایش افتتاحیه در صحنه پوهنی ننداری، جمع کثیری از اراکین دولت و میهمانان خارجی نیز حضور داشتند که به استقبال گرم و فراوان مواجه گردید. باید متذکر گردید که محترم اسدالله بدعت که در نمایشنامه فوق اشاره گردید رول بازیگر زن را به عهده داشت و بسیار خوب درخشید، امروز در شهر کابل منطقه کارته چار بود و باش داشته و با استفاده از گفته ها و چشم دیدهای محترم اسدالله بدعت در تهیه مضمون فوق پرداخته شده. محترم اسدالله بدعت که در بستر مریضی قرار دارد در باره کارکردهای هنر تیاتر چنین ابراز نظر می کند:«با استفاده از موقع مناسب و اظهار امتنان باید یاد آور شوم که با تأسف امروز کشور ما در اثر شرایط سخت و ناگوار سیاسی دهه های متعدد به رکود فرهنگی و هنر مواجه گردیده، آن داشته های هنری، ادبی و اخلاقی را که گرایش به سوی جامعه روشن تری بوده، با بی تفاوتی و سهل انگاری از دست داده ایم و در راه رشد و توسعه آن هیچ اقدامی صورت نگرفته است. امیدوارم آن داشته های مادی و معنوی کشور را که به باد فراموشی سپرده شده یک بار دیگر زنده ساخته و یادی نیکو از بازمانده های آن صورت گیرد خالی از مفاد نخواهد بود.» با اظهار تشکر و حرمت از نشریه ارمغان ملی. Ÿ

نخستین کانون های تیاتر در افغانستان

اکتبر 13, 2009 at 12:59 ب.ظ | In سینما و تئاتر | Leave a Comment

شماره 53/21 میزان 1388/13 اکتوبر 2009

نگارش: محمد داود سیاووش

استادان تیاتر

پژوهشگران از قول استاد ضیاء قاری زاده مینویسند اولین درامه که در پای تپه پغمان به روی سن آمد نمایشنامه «فتح اندلس» بوده که از کتاب مشهوری به همین نام و بر پایه کارنامه های «طارق بن زیاد» نوشته شده بود.

در این درامه اشخاص سرشناس دولتی چون سرور گویا اعتمادی، علی محمد خان و قاری دوست محمد (پدر استاد ضیاء قاری زاده) نقش داشتند.

در این درامه قوای جنگنده اسلام همینکه به خاک فرانسه پیاده میشوند کشتی حامل قوای خود را به آتش می کشند و همه به یکصدا میگویند: یا در اینجا کشته میشویم و یا این کشور زیبا را تسخیر میکنیم.

مقارن همین سالها فعالیت های تیاتری در کشور به شکل ابتدایی جریان داشته که برخی آنان قرار ذیل اند:

- جبار نقاش یا رنگمال در دروازه لاهوری کابل نمایشات کمیدی را از افسانه های شاهان قدیم به نمایش میگذاشت.

- نمایشنامه «جاوا» که شاید از ترجمه های محمود طرزی باشد در سال (1301) در جشن سالگرد استقلال افغانستان در سراج العمارت جلال آباد به نمایش گذاشته شد.

- گروپ نمایشی دیگری به سرپرستی علی افندی در سال (1302) یک سلسله نمایشات را در سینمای پغمان راه اندازی نمودند که شامل درامه های حاکم و سقوط اندلس و از ترجمه های سردار سلطان احمد خان شیرزوی بود که در آن مأمورین وزارت معارف و دربار نقش داشتند.

- در سال (1303) درامه مادر وطن نوشته غلام حضرت کوشان در تیاتر پغمان نمایش داده شد که اولین بار جوانی به نام محمد کاظم هاشمی در نقش زن ظاهر شد.

- نمایشنامه ازدواج اجباری اثر «مولیر» در سال (1306) در قصر ستور وزارت خارجه به نمایش گذاشته شد.

- در همین سالها یک تعداد درامه های کمیدی و تراژیدی در سینما بهار، سینما کابل و جاهای دیگر به نمایش گذاشته شد که مشهورترین آنها درامه های شاهان افغان، پسر نازدانه، فتح تل و پسری که به اروپا میرود نام دارد.

- به نوشته خان آقا سرور در دوره امیر حبیب الله کلکانی شیرجان وزیر دربار وقت امر اجرای درامه فتح اندلس را گرفته این درامه یکبار دیگر در جشن استقلال (1308) در قصر ستور نمایش داده شد.

خان آقا سرور با اتکا به شماره (82) جریده زرنگار مینویسد که در نمایشات آنزمان اکثراً چهره های سرشناس مانند علی محمد خان، فیض محمد خان ذکریا وزیر معارف، محمد کبیر لودین وزیر فواید عامه، سید عبدالله وزیر عدلیه، حافظ کهگدای، محمد سرور گویا، ضیاء همایون، محمد حسین ضیایی، احمد شاه، عبدالجبار رسام، محمد آصف مایل، محمد سرور صبا، عبدالاحد، میرزا عبدالله طویل، محمد قاسم، غلام حسن، عبدالروف رشیدی، غلام سخی خانه سامان، قاری دوست محمد، لالا محمد سعید، محمد سعید بدخشی و دیگران که اکثراً از چهره های سیاسی، فرهنگی، آموزشی و ملی بودند نقش آفرینی می کردند و یا یکی از امور تیاتر را پیش می بردند که موقف اجتماعی آنان در جامعه و موجودیت ایشان در رونق تیاتر آن زمان رول به سزایی داشت و از اثر همکاری آنان تیاتر نو پا در جامعه راه باز نموده و درامه هایی چون: «وظیفه اولاد وطن چیست؟» و «متخصص سالون» که جنبه آموزشی داشتند در لیسه غازی نمایش داده شدند.

- تیاتر هرات به کوشش استاد صلاح الدین سلجوقی در سال (1300) در ولایت هرات اساس گذاشته شد.

- درامه معروف ندای طلبه معارف نوشته غلام محی الدین انیس نخستین درامه بود که قبل از آغاز کار پوهنی ننداری در جشن استقلال در کابل به اشتراک هنرپیشه گان هراتی نمایش داده شد.

تیاتر پوهنی ننداری:

تیاتر پوهنی ننداری در سال (1322) به فعالیت آغاز نمود که در آن به نوشته خان آقا سرور هنرپیشه گانی چون استاد برشنا، استاد رشید لطیفی، عبدالرحمن بینا، غلام علی امید، استاد رشید جلیا، استاد بیسد، اکبر نادم، غلام عمر شاکر، لطیف نشاط ملک خیل، بهره، ذره، استاد رفیق صادق، وزیر محمد نگهت، اسدالله آرام، خلیل قاری زاده و دیگران نقش داشتند.

به نوشته آقای سرور درامه نویسان مشهور این دوره استاد برشنا، استاد رشید لطیفی، اکبر پامیر، استاد بیسد، علی احمد نعیمی، غلام علی امید، عثمان صدقی، غرغشت، استاد خلیلی، یوسف کهزاد، احمد علی کهزاد، سید مقدس نگاه، عبدالرحمن پژواک، غلام حضرت کوشان، روان فرهادی، یوسف آیینه و دیگران بودند.

نمایشات سرکس:

به نوشته خان آقا سرور نمایشات سرکس در افغانستان اولین بار توسط شخصی به نام «استاد مرزاق بخاری» (که پس از حمله روس ها بر بخارا به افغانستان مهاجر شده بود) وارد کشور گردید و به مردم معرفی شد که پس از وفات استاد مرزاق بخاری توسط شاگرد شان «ایشان سید شاه حسین» این نمایشات ادامه یافت.

تیاتر روحی روزنه:

این تیاتر که به نام صحنه بلدیه نزد مردم شهرت داشت در عقب خندق حمام مندوی و در جاده مندوی آن زمان ساخته شد، چندی بعد نام این تیاتر را به شهری ننداری و سپس کابل ننداری تغییر دادند. این تیاتر که به نوشته آقای سرور ادامه دهنده روش تمثیلی پوهنی ننداری بود در آن نویسندگان جدیدی چون مهدی دعاگوی، سید مقدس نگاه و مترجمین چون موسی نهمت و مصطفی لطیفی نیز پیوستند. در این تیاتر علاوه بر دست اندرکاران پوهنی ننداری هنرپیشه گانی چون نظیف مروت، سردار محمد ایمن، ربانی آرام، سخی افشار، حسین وداع، مصطفی دیدار، حمید جلیا، پولاد، فیض محمد شاهد، ببرک وسا، اکبر روشن، یاسین نهان، غفار گداز نیز همکاری داشتند و اولین هنرپیشه اناث به قول خان آقا سرور به نام نجیبه دینا در این دوره روی صحنه ظاهر شد.

مرستون ننداری:

به نوشته خان آقا سرور این تیاتر به ابتکار استاد رشید لطیفی در چوکات مرستون دایر گردید که نمایشات آن امید بخش و تحرک آور و تفریحی بوده. نویسنده آن استاد رشید لطیفی و هنرپیشه گان آن خوشدل صافی، استاد رفیق صادق و دیگران بودند.

سینمای ناشر در کندز:

با ورود نخستین هنرپیشه گان از مرکز به ولایات سینمای ناشر به نوشته خان آقا سرور یکی از نامدار ترین تیاتر های ولایات کشور را پایه گذاری نمود که هنرپیشه گانی چون ف.عبادی و سایره اعظم از آن طریق به کابل آمدند.

تیاتر مکاتب:

به نوشته خان آقا سرور عده از هنرپیشه گان دوره گرد که تیاتر های ولایات را فعال ساختند در مکاتب ولایات ننگرهار، کندهار، غزنی و غیره نیز نمایشات تیاتری اجرا می کردند که در این گروپ ها مهدی دعاگوی، سید میر احمد شاه زیبا پرست، حسین هدی، عبدالرحمن مانی عضویت داشتند. عظیم فائز پس از بازگشت از دوره گردی ولایات درامه مکتب بی بی مهرو را فعال ساخت، خان آقا سرور مینویسد که خودش و اکبر روشن از همین ستیژ مکاتب کار در تیاتر را آغاز کرده اند.

تیاتر پروان:

تیاتر پروان به نوشته خان آقا سرور به همکاری عبدالله هاشمی، انور اسیر و دیگران در لیسه نعمان به فعالیت آغاز نمود که طور مسلسل هر دو هفته یک درامه در صحن لیسه نمایش داده میشد. غلام معصوم اخلاص در کتاب تیاتر در افغانستان مدعی است که تیاتر پروان به نام تیاتر جوانان در سال (1346) خورشیدی توسط موصوف اساس گذشته شده است. در تیاتر پروان اسحق صمیمی، لطیف مصدق، غلام محمد معلم، در محمد معلم، قاضی عبدالرحمن، محمد امین آذر، بسم الله پیمان، امان الله امانی، حفیظ الله و دیگران فعالیت داشتند.

تیاتر جوانان در پروان شش درامه را به نمایش گذاشت که درامه جنگ افغان و انگلیس مشهورترین آن میباشد.

تیاتر پلخمری:

به گفته غلام ربانی بغلانی اواخر سال (1337) خورشیدی عظیم فائز با چند تن از همکاران شان به پلخمری آمده برای نخستین بار درامه های کمیدی و انتباهی را در سینمای پلخمری نمایش دادند. در این نمایشات علاوه بر گروپ همکاران عظیم فائز دو تن از جوانان از پلخمری به نام های فرهادی و جمال الدین نیز با آنها هم بازی بودند.

تیاتر زینب ننداری:

به نوشته خان آقا سرور در دوره تصدی صالحه فاروق اعتمادی به عنوان دومین رییسه موسسه نسوان و به پاس خدمات رییس اسبق آن موسسه خانم زینب عنایت سراج سینمای موسسه نسوان به نام زینب ننداری مسمی گردیده و نمایشات تیاتری به طور منظم در برنامه های آن سینما علاوه گردید. استاد فضل احمد نینواز در امور موسیقی، سید مقدس نگاه به صفت نویسنده، دایرکتر، هنرپیشه و رسام با زینب ننداری همکاری داشتند و همکاران اناث چون نوریه، حبیبه، ساجده نگاه، صوفیه نعیم، نسرین نعیم در زینب ننداری نقش آفرینی میکردند و اکبر روشن نیز به عنوان همکار دایمی در آن تیاتر عضویت داشت.

تیاتر لشکری:

خان آقا سرور مینویسد: در سال37-1338یدی زمانیکه جنرال محمد نذیر مسوول کلوپ عسکری بود به همکاری وزیر محمد نگهت که برادر نا تنی شان بود در تالار این کلوپ نمایشات تیاتری آغاز یافت. اکثر هنرپیشه گان این تیاتر را عساکر واسطه دار تشکیل میداد ولی از میان این تیاتر بعداً هنرپیشه گانی چون عزیزالله هدف، حیات الله دیوه وال، شریفه بیرقیار، پراناتهه، علی مشتری، نجیب الله هدف، رحمت الله، فتاح روشنگر، رابعه مستمندی، خان آقا سرور، ابراهیم دلزاده و دیگران تبارز کردند.

مؤسسه هنری تیاتر:

به نوشته سرور: فیض محمد خیر زاده مؤسسه هنری تیاتر را در جاده نادر پشتون تأسیس نمود که در آن هنرمندانی چون یحیی شور انگیز، ظاهر هویدا، رحیم جهانی، فضل احمد، حیات الله خروش، ستار جفایی، احسان اتیل، محمد احراری، ملیحه احراری، میاگل احمدی، زرغونه آرام و دیگران شامل شدند یک استاد امریکایی به نام فریمن و استاد فرخ افندی در آن تیاتر تدریس مینمودند.

تیاتر کودک:

خان آقا سرور مینویسد که در دهه چهل خورشیدی سردار محمد ایمن درامه «بزک چینی» برای اطفال را که خودش نوشته و ماسکهای حیوانات را خودش ساخته بود به اشتراک پسرش بلال روی صحنه آورد ولی همکاران دولتی با وی یاری نکردند بالاخره در برنامه قطی عطار به گردانندگی ظاهر هویدا در کرکتر شیرآغا فریدون توانست درامه «بزک چینی» را برای اطفال ابتدا از طریق رادیو و سپس در ستیژ زینب ننداری به نمایش بگذارد. این درامه در چهار پرده و سه دیکور مختلف با اشتراک (23) هنرمند در (32) تایم نمایش داده شد.

پس از آنکه مجید غیاثی از بورس تحصیلی سه ماهه تاجکستان در رشته تیاتر گُدی به وطن بازگشت به نوشته خان آقا سرور توانست دو الی سه نمایش تیاتر گُدی را در کابل اجراء کند.

هر چند به نوشته خان آقای سرور قبل بر این دوبار نمایشاتی برای اطفال توسط ذلیخا نورانی و لیزا افضلی اجرا شده بود ولی سهم سردار محمد ایمن در اساس گذاری تیاتر اطفال قابل توجه میباشد.

پس از درامه «بزک چینی» درامه های «خاله قانغوزک» و «هفت باغ در جنگل» با ماسکهای حیوانات در زینب ننداری به نمایش گذاشته شد.

تیاتر مرکز فرهنگی امریکا:

به نوشته خان آقا سرور: ستار جفائی هنگامیکه در مرکز فرهنگی امریکا کار مینمود توانست با توافق آمر آن مرکز و به همکاری سید مقدس نگاه، سرور زمان، فاطمه فضیلت، نجیبه نادی، پروین صنعتگر، مصطفی هاشمی، استاد رفیق صادق، ذلیخا نگاه و نیتاکرجی تیاتری را در آن مرکز فعال سازد. اولین درامه این تیاتر «قصه باغ وحش» نام داشت که از انگلیسی توسط صالح محمد خیر زاده ترجمه شده بود و پس از آن طی هفت سال فعالیت این تیاتر درامه هایی چون پر جیره نوشته سید مقدس نگاه، جفت عجیب و افسون ترجمه عبدالحق واله وغیره به نمایش گذاشته شد. گفته میشودکه در این مرکز فرهنگی کورس آموزشی برای محصلین پوهنتون تدویر یافته بود که در هر دوره ششماهه از پنج تا پانزده محصل را در رابطه به تیوری و کارهای عملی تیاتر آموزش میدادند.

تیاتر مرکز فرهنگی فرانسه:

به نوشته خان آقا سرور: پس از آنکه احمد شاه علم از کار در ریاست ثقاقت و هنر استعفا داد در تیاتری که در لیسه استقلال توسط فرانسوی ها تأسیس شده بود به صفت دایرکتر به کار آغاز نموده و کارهای ارزشمنددرامه ازدواج اجباری اثر مولیر، سؤ تفاهم اثر کامو وغیره را به همکاری فریده انوری، محبوبه رسول، پروین صنعتگر، عبدالله شادان، سیمین شادان، داود فارانی، عزیز الله هدف، میمونه غزال، حیات خروش، شریف حارث، استاد رفیق صادق و دیگران به نمایش گذاشت.

افغان ننداری:

خان آقا سرور مینویسد: پس از آنکه موسی شفیق صدراعظم نمایشنامه «کچری قروت» را که در آن مزیده سرور، حبیبه عسکر و سید مقدس نگاه نقشهای اول را داشتند در کابل ننداری مشاهده کرد. پروژه مؤسسه جدیدی به نام افغان ننداری را منظور کرد تا در آن نمایشات تیاتری وغیر تیاتری زیر یک سقف به فعالیت بیایند. به نوشته سرور گروه آماتور رادیو به رهبری ظاهر هویدا نیز به این دیپارتمنت مربوط شد که با وجود سه برنامه ماهانه در رادیو باید روزانه در افغان ننداری حضور میداشتند و درامه های «کچری قروت»، «خشو» و «هر که اول برد خانه نبورد» در آن به نمایش گذاشته شد.

جشنواره های گویته انستیتوت:

گویته انستیتوت پس از اداره مؤقت با تدویر جشنواره های تیاتری تلاش ورزیده تا چراغ تیاتر کشور را روشن نگهدارد. در این جشنواره ها از مرکز و ولایات جوانان دعوت می شوند و پارچه های شان به نمایش گذاشته می شود، تا کنون شش جشنواره تیاتری در افغانستان توسط گویته انستیتوت و مؤسسات همکار تدویر یافته که در این روز ها آخرین جشنواره آن راه اندازی شد.

اینها جستاره هایی از سرگذشت پر از شکست تیاتر بود، اکنون تیاتر افغانستان در وضعیتی قرار دارد که مهد تربیت و کانون پرورش هنر پیشه گان یعنی کابل ننداری هنوز در خاکستر جنگ نشسته، در باغ عمومی پغمان اصلاً از نمایشات تیاتر نمیتوان حرفی بمیان آورد. تیاتر های پوهنی ننداری، لشکری، تیاتر بلدیه، تیاتر گُدی، تیاتر کودک، مؤسسه هنری تیاتر و غیره به تاریخ سپرده شده اند و بزرگان کشور نشستن در برنامه های تیاتری را نوعی عار می دانند.Ÿ

ششمین جشنواره ملی تیاتر در افغانستان

اکتبر 13, 2009 at 12:54 ب.ظ | In اخبار مهم, سینما و تئاتر | Leave a Comment

شماره 53/21 میزان 1388/13 اکتوبر 2009

DSCN3306از تاریخ11-16 میزان سال روان ششمین جشنواره ملی تیاتر افغانستان به اشتراک جوانان ولایات و شهر کابل از طرف گویته انستیتوت و به اشتراک مرکز فرهنگی فرانسه، برتش کنسل، دیپارتمنت تیاتر پوهنحی هنر ها و سایر نهاد های دست اندرکار فرهنگ و همکاری وزارت های تحصیلات عالی، اطلاعات و فرهنگ و پوهنتون کابل راه اندازی گردید و هنرمندان کشورهمسسایه تاجکستان نیز در آن هنرنمائی کردند. در این جشنواره (32) اثر از (13) ولایت توسط کمیته پذیرش انتخاب گردیده در تالار های لیسه استقلال، پوهنحی هنر ها، بنیاد فرهنگ و جامعه مدنی و غیره به نمایش گذاشته شد.
در این فستیوال نمایشنامه های بوی جوی مولیان نوشتۀ شاهپور صداقت، تغییر چهره نوشتۀ اسدالله تاج زی، چنگیز خان نوشتۀ محمد حسین احمدی، مرگ دیگری نوشتۀ فریدون فکوری، زندان نوشتۀ قادر فرخ، رؤیای حقیقت نوشتۀ ذکی فاضل، یک شاخه گل نوشتۀ سیروس همتی، دهقان نوشتۀ آتیلا نوری، آخرین لبخند نوشتۀ عبدالله بدر، آتیه ماه نوشتۀ محمد سلیم اسیر، رؤیای آسمانی نوشتۀ ویلیام شکسپیر، مکبث نوشتۀ ویلیام شکسپیر، ورکه لار نوشتۀ غوث خیبری، اونه آمد نوشتۀ هاشم آصفی، تنویر نوشتۀ فضل احمد احدی، صلصال و شهمامه نوشتۀ عبدالحکیم هاشمی، زندگی در مرگ نوشتۀ وکیل نیکبین، چشمان بردار قیامتی نوشتۀ نور تبروف از ولایات کابل، پروان، هرات، کندهار، تخار، سرپل، ننگرهار، بلخ و کشور تاجکستان به نمایش گذاشته شد. در ختم فستیوال با رعایت کتگوری اکتوران، نویسندگان و کارگردانان مورد تقدیر و تشویق قرار گرفتند، در فستیوال بخشی نیز به تحت عنوان اجرای برنامه های تشویقی مد نظر گرفته شده بود.
در لابلای برنامه های این فستیوال ورکشاپ هایی توسط توماس هکیلمن و ریتاش توک از کشور آلمان در باره تخنیک های تمثیل، نور محمد تبروف از کشور تاجکستان در باره نمایشنامه نویسی و ممنون مقصودی در باره تمثیل، نیز به هنرپیشه گان تیاتر تدویر یافت. Ÿ

شکوه های هنرپیشه های تیاتر

اکتبر 13, 2009 at 12:49 ب.ظ | In سینما و تئاتر | Leave a Comment

شماره 53/21 میزان 1388/13 اکتوبر 2009

DSCN3294

رحمت الله خوستى د خوست ولايت د خوستى فلم د سينماتوگرافي مسوول:
په تياتر کې هلته (په خوست کى) هر ډول مشکلات دى، ځاى نه لرو، ستيژ نه لرو، لباس نه لرو، دولتى معاشات نه لرو، مونږ چه څه ددى دمه ودرولي دى په خپله شخصى پيسو باندې مونږه دغه کار کوو. دلته هم چه راغلى يو مونږه لوړ پورى چارواکى ندى خبر او مونږه نه بى خبره دي چى مونږ څه بايد وکړو، حال دا چى دوى بايد ز مونږ سره کمک کړى واى، د موتر، د تيل، د ترانسپورت دلته راتګ کوم مشکل وى. ز تيره يک شنبه راغلى يم دلته دا چه زه په دى فستيوال کې ګدون وکړم ما سره تقريباً(10)کسه ممثلين دى د(10)کسو ته ما (٥) ورځي په هوتل کې شخصي له جيبه مې ډوډى ورکړيده، اتاق مى هم ورته نيولى ده، خوراک مى هم ورکړى تر څو چى په دى فستيوال کى زه وکولاى شم ښه وځليږم او مقام تر لاسه کړم.

 

—————————————————-

DSCN3290

شیر محمد مرادی سرتیم تیاتر ولایت بغلان:
مشکل اساسی ما اینست که فعلاً در ولایت ما به شکل تشویقی از طرف مقامات ولایت و از طرف خود پوهنحی هنرها  کمک بودیجه یی که ما بتوانیم بواسطۀ آن چند نفر را دور خود جمع نماییم کمک نشده و ما فعلاً اگر علاقمندی داریم اینها از پول شخصی خود ما است که ما کار خود را به وقت میکنیم چون عشق و علاقمندی به این هنر داریم کار خود را رها میکنیم و از پول شخصی خود مصرف میکنیم که تا در این فستیوال ها اشتراک میکنیم، نظر من اینست که باید از طرف دولت برای تیاتر یک بودیجه مشخصی داده شود و چند نفر اعضایی که در همین رشته بسیار علاقمندی دارند برای اینها یک کمک مالی شود تا اینها کار شخصی خود را رها کنند و به کار هنری ادامه دهند تا این هنر زنده شود.

 

 

———————————————————–

DSCN3303

سمیه حسن زاده عضو  تیاتر ولایت هرات:
در تیاتری که خودمان اجراء کردیم سالون درست حسابی نداشتیم که بتوانیم درست اجرا کنیم، امکانات خیلی کم داشتیم، هزینه کم داشتیم برای گرفتن لباس و همه چیز هایی که لازم داشته، مشکلات ما همین ها بود که بالاخره با اینها جور آمدیم، پیشنهاد برای بهبود وضع اینست که یک خورده برای هنرمندان برسند، کمی از اینها پشتیبانی کنند، مثلاً موسساتی که در توانشان است خرچ اینها را بدهند، ما همینسال لباس که میخواستیم خیلی تنوع لباس زیاد داشتیم ولی به خاطر بودیجه یی که نداشتیم نتوانستیم.

 

 

 

————————————————

DSCN3298

ناصر مسوول تخنیکی تیاتر آفتاب:
تیاتر آفتاب 14 نمایش در پاریس داشتند از تاریخ 7 سپتمبر تا 13 سپتمبر در پاریس نمایش دادند و بعداً از تاریخ 21 تا 27 سپتمبر در شهر لیون و چندین ولایت های فرانسه، البته نمایش آنها تحت نام «سوژوغله» یا (در آن روزیکه) عنوان داشت که داستان زندگی شخصی خودشان بود، که بسیار مورد تشویق تماشاچیان در پاریس و لیون قرار گرفت، اینها روز جمعه به کابل می آیند و این نمایش را میخواهند در کابل هم اجرا نمایند. مشکلات ما در بخش سانسور میباشد که برای پاریس مثلاً دو نیم ساعت است و برای کابل امکان دارد یک ساعت و پنجاه دقیقه باشد. این سانسور ها توسط دایرکتر ما صورت میگیرد، بخاطر بهبود وضع تیاتر پیشنهاد من اینست که کمی توجه در عرصه تیاتر و سینما صورت بگیرد البته همین گروپی که فعلاً در پاریس هستند و به کابل در آینده نزدیک می آیند فعلاً دولت ما خبر ندارد که یک گروپی از افغانستان در فرانسه رفته و نمایش به نام افغانستان میدهد. مقامات دولتی آنقدر بالای این مسأله هیچ… سفیر افغانستان یکبار دعوت ما را کرد، مثلاً آنها روز جمعه کابل می آیند حد اقل خواهش ما از دولت اینست که یکبار به استقبال اینها بروند چونکه به نام افغانستان حد اقل سی نمایش دادند که نمایش های داستان افغانستان بود، داستان جنگ بود، داستان طالبان بود، که تمام داستان ها از سوی خود اکتور های ما نوشته شد و فرانسوی ها آنرا دایرکت کردند.

———————————————

DSCN3301

عبدالحکیم هاشمی رییس کانون هنری-فرهنگی سیمرغ فلم ولایت هرات:
در تیاتر سلسال و شهمامه من نویسنده بودم که کارگردانی اش به عهده خانم منیره هاشمی بود، برای بهبود وضع تیاتر در ولایت هرات و مشکلاتی که وجود دارد ما باید عرض بکنیم که چیزی که است مشکلات است، یعنی ما چه از لحاظ معنوی و چه از لحاظ مادی در عرصه تمثیل واقعاً نه تنها در ولایت هرات بلکه در بسیاری از ولایات افغانستان مشکل داریم، از لحاظ مادی که امکانات به اندازه کافی متأسفانه وجود ندارد، بودیجه برای حمایت وجود ندارد، افراد متخصص دارای تحصیلات اکادمیک که باید این رشته را به نحو احسن اجرا بکند هم متأسفانه وجود ندارد، این را ما میتوانیم در بخش مادی خدمت شما ارائه بکنیم و در بخش معنوی، متأسفانه علی رغم تمام کوشش هایی که صورت گرفته که تیاتر مجدداً در افغانستان احیا شود ولی ما هنوز نتوانستیم که هنر تیاتر را برای مردم به وجه احسن تفسیر بکنیم، مردم ما هنوز هم که هنوز است تیاتر را منحیث یک زبان اصیل و یک زبان زیبا برای بیان درد ها و مشکلات و همچنین رسم و رسوم و عنعنات و خصوصاً مسایل فرهنگی نمیشناسد، هنوز هم ما نتوانسته ایم مردم را به پای نمایش اجراء تیاتر بکشانیم.

تیاتر خیابانی در هند

اکتبر 13, 2009 at 12:40 ب.ظ | In سینما و تئاتر | Leave a Comment

شماره 53/21 میزان 1388/13 اکتوبر 2009

مینو میرشاهولد: تیاتر خیابانی یکی از ابزارهای سنتی ارتباط جمعی در هندوستان است. در این کشور از تیاتر خیابانی به منظور گسترش پیامهای اجتماعی- سیاسی و برقراری ارتباط با عوام استفاده میشود.
در باب خواستگاه زمانی پیدایش تیاتر خیابانی در هند تقارنی میان منابع تاریخی به چشم نمیخورد. پیدایش تیاتر خیابانی در هند بنا بر برخی منابع، به اواسط قرن نوزدهم برمیگردد. گرچه مدرک مسندی در این باره در دست نیست اما در جایی گفته شده که تیاتر خیابانی در دهه 40 قرن بیست در هند شکل گرفته. در جای دیگری نیز آمده که تیاتر هند به این دلیل به خیابان کشیده شد که نباید در قصرهای مهاراجه ها(لقب شاهزادگان هندی) به نمایش در میآمد تا عواطف محلی جریحه دار نشود. این گونه نمایشی در پنجاب “راهس” (Rahs) خوانده میشد. در “اوتار پرادش” ( Uttar Pradesh استانی در شمال هند) تیاتر خیابانی را “نائو تانکی”(Nautanki) و در بنگال با نام “جاترا(Jatrai)”میشناختند.
در سالهای اخیر از این شیوه برای انتشار پیامهای اجتماعی و سیاسی و ایجاد آگاهی در میان توده ها نسبت به بحرانها استفاده شده است. امروزه این گونه نمایش را در غیرمنتظره ترین شرایط میتوان یافت؛ پشت جعبه میوه در بازار، طی قدم زدنهای عصرانه، در ایستگاه سرویس یا شاید در خیابانی مقابل دفتر کارتان، گروهی نمایش کوتاه یا میانبردهای را برای هر آنکس که بخواهد بایستد و نگاه کند، اجرا میکنند. باید دانست که آنان تنها افراد نوع دوستی نیستند که برای دیگران تولید سرگرمی میکنند، تیاتر خیابانی برای آنان ابزاری برای دست یابی به همه اقشار از تمامی طبقات اجتماعی، ایجاد آگاهی نسبت به اتفاقات اطرافشان و دعوت کردن از مردم برای تغییر آن چیزی است که به نظرشان درد مزمن اجتماع به نظر میرسد. اینان فعالان تیاتر خیابانی هستند.
تیاتر خیابانی موقعیتی است که در آن مخاطب با آمادگی کامل برای دیدن یک نمایش نیامده و مردم ممکن است خیلی وقت برای تماشا کردن نداشته باشند. این محدودیتها پارامترهای یک نمایش را تعیین میکنند. این نمایشها کوتاه هستنند. بده بستانها نزدیک، مستقیم، و به منظور موثرتر بودن، معمولا با صدای بلند و غلو شده تر از زندگی عادی صورت میگیرند. متن و حرکات همواره مهم و معمولا خنده دار هستند تا هر قشر مخاطبی را جذب کنند. اشعار مملو از جذبه های عامه پسند و آهنگ صداها ملتمسانه است. طراحی حرکات نمایش از نمایشنامه ای به نمایشنامه دیگری فرق میکند. از آنجایی که هیچ ابزار صحنه ای مورد استفاده قرار نمیگیرد، نمایش باید تا حد ممکن ارزان و منقول باشد. همان طور که نمایشنامه نویس مطرحی چون بادال سیرکار(Badl Sircar)اشاره میکند: “ابزار اصلی این مبادله پیکر انسانی است. قابلیت بدن انسان، توانایی فرد برای بلند کردن صدایش آنچنان که چهار هزار تماشاچی بدون میکروفون صدایش را بشنوند، باید مورد شناسایی قرار گیرد.”
“بادال سیکار” با ترسیم نیاز به توسعه این شیوه ارتباط که گاه در هند با عنوان تیاتر سوم(third theater)خواانده میشود، دو شیوه موجود را تحلیل میکند: “تیاتر شهری مصنوعی و عاریه گرفته شده از انگلیس که در فرهنگ و ارزشهای غربی ریشه دارد و تیاتر سنتی روستایی. به رغم محبوبیت بی نظیر تیاتر فولکلور در محیط های روستایی، موضوعات و ارزشهایی که تیاتر در آنجا به آنها میپردازد رشد نایافته باقی ماندهاند، در حالی که تیاتر شهری میتواند منجر به گسترش موضوعات و ارزشهای پیشرفته به یک مخاطب پیچیده تر شود که در مقابل تیاتر روستایی، در بهترین حالت تنها به صورت ذهنی مهییج شده، اما نمیتواند یا نمیخواهد بر اساس دستورالعملهای آن رفتار نماید.” بنابراین نیاز به یک ابزار ارتباطی سوم که ناقض مرزهای صحنه و ورودیهایی باشد که برای آنها باید تکت پرداخت، گسترش مییابد.
به هر حال صحیح نیست که ادعا کنیم تیاتر خیابانی شیوه ارتباطی جدیدی است. البته موضوع و سبک بیان آن جدید است؛ اما مارگیری، رقصاندن میمون و خرس در خیابان و همچنین حرکات موزون و آکروباتیک بازیگران حرفهای در بازار مکاره، همگی گونه هایی از تیاتر خیابانی محسوب میشوند. اما اگر هدف اولیه اجرا کسب پول از راه نمایش باشد، آنگاه این یک برخورد حرفه ای محسوب میشود.
تیاتر خیابانی به غیر از گسترش تحول اجتماعی، میتواند به عنوان یک سلاح سیاسی نیز در انتخابات مورد استفاده قرار گرفته یا برای انتقال یک ایدئولوژی به کار گرفته شود. همچنین این نوع تیاتر توانسته با موفقیت با انتشار اخبار دنیای علم، به عنوان وسیله ای برای انتقال دانش علمی به برخی توده ها عمل کند. امروزه زنان در هند به یکی از موضوعات مهم تیاتر خیابانی تبدیل شده اند. در سال 1980 یک مورد تجاوز جنسی به تولید انبوهی نمایش خیابانی منجر شد که خواستار قوانین محکمتر علیه این پدیده شوم بودند.
اوم سوآها (Om Swaha) یک نوع نمایش خیابانی است که به مشکلات تدارک جهیزیه، که در هند برای خانواده ها به شکل بغرنجی در میآید و گاه به مرگ میانجامد، میپردازد. نمایشهای مختلفی نیز درباره زندگی زنان در هندوستان وجود دارد و برخی از آنها به مسئله استقلال طلبی دختر، نیاز او به ازدواج و توان او برای آنکه به تنهایی به یک زندگی هدفمند شکل بخشد، اشاره دارند. آثاری نیز درباره ساز و کار تجارت سیاه و احتکار وجود دارند. بعضی نمایشها درباره به کارگیری قدرت برای تحت فشار قرار دادن مردم هستند، برخی نیز به درگیرهای طبقات اجتماعی هند، یا بهداشت و سلامتی اشاره میکنند. همچنین تیاتر خیابانی به عنوان ابزاری برای تشویق سوادآموزی در میان روستاییان نیز به کار میرود.
اما آیا این نمایشها واقعا تغییری ایجاد میکنند؟ بنا به نظر”فیصل الکاذی” که در دانشگاه جامیا میلیا (واقع در دهلی نو) نمایش خیابانی تدریس میکند، “اگر ارتباط موثری رخ داده باشد باید پس از آن تغییر محسوسی مشاهده کرد. آنچه اهمیت دارد آن است که نمایش مردم را به فکر کردن وابدارد. این نمایش را انسانهای زیادی از گروههای سنی مختلف میبینند که پس از آن در مورد موضوع آن بحث میکنند. خود همین بحث کردن درباره موضوع نمایش یک تاثیر است.” الکاذی تجربه جالبی از سفر با سرویس دی تی سی (شرکت حمل و نقل دهلی)DTC (Delhi Transport Corporation) را به یاد میآورد. او از شنیدن آواز یک مسافر که کلمات اشعار یکی از نمایشنامه های خیابانی او را – که بر اساس نغمات یک فیلم سراییده شده بودند- زیرلب زمزمه می کرده، شگفت زده میشود و میگوید: “این نشان میدهد که دست کم در سطح ناخودآگاه پیام نمایش منتقل شده بود.” وی ادعا میکند که بسیاری از گروه های تیاتری اعضایی در میان تماشاچیان دارند که به میان بازیگران میآیند تا درباره نمایشی که دیده اند، بحث کنند.
اما بادال سیکار و گروهش دسترنج تلاش خستگی ناپذیرشان را به گونه دیگری دریافت میدارند. آنان حین سفر در روستاهای بنگال به میان تماشاچیان میروند و از آنان می خواهند تا در هر شرایط آب و هوایی به تماشای اثرشان بنشینند. او شبی را به یاد میآورد که در میان بارش شدید باران اجرا میکردند و در همین حال حدود 3000 تماشاچی به مدت 3 ساعت با تماشای نمایش آنان به وجد آمده بودند، عاقبت وقتی که باران تمام می شود، بادال سیکار به اجرا فیصله داده و از تماشاچیان میخواهد که بروند. این که آنان آنقدر علاقه مند بودند که به رغم باران دوست داشتند به تماشای نمایش بنشینند نشان میدهد که پیام اثر منتقل شده است.
از آنجایی که سازمانهایی هستند که داوطلبانه در روستاها کار میکنند و لاجرم میباید که با مردم در ارتباط باشند، بادال سیکار و گروهش کارگاه های آموزشی برای تعلیم ساز و کار تیاتر خیابانی ترتیب میدهند.
هنگام صحبت درباره تیاتر خیابانی هند لازم است که به صفدر هاشمی نیز اشاره کرد. او که اساسا بازیگر تیاتر صحنه ای بود، به تیاتر خیابانی روی میآورد و از آن به عنوان یک هدف برای ایجاد آگاهی سیاسی و اجتماعی استفاده میکند. پیام او حین اجرا در شهر قاضی آباد (نزدیک دهلی) قطعا تاثیر خود را گذاشته چرا که او و گروهش مورد حمله قرار می گیرند و صفدر هاشمی روز بعد بر اثر شدت جراحات وارده از پای در میآید. 
در دهه 40 و 50 حبیب تنویر و اوتپال دوت (Utpal Dutt) از تیاتر خیابانی به عنوان یک میانجی استفاده میکردند. حرکت آنان در دهه 70 ادامه یافت و اکنون دامنه این جنبش به سراسر کشور گسترده شده است. اکنون در حدود 50 گروه در کشور وجود دارند که عمدتا در شهرها و حواشی بلافصلشان فعالیت میکنند.
بازیگران تیاتر خیابانی اساسا معلمان و دانشجویانی هستند که دغدغه ایجاد تحولات اجتماعی دارند. پرداختن آنان به این فعالیت به سودای سود پالی یا کسب شهرت اساسا بیمعنی است، چرا که مدت زمانی که این گونه از تیاتر برای آماده سازی میخواهد، قابل توجه است و همه عصرها و هفته ها صرف تمرین یا اجرا میشوند. بدال سیکار در جایی توضیح می دهد که به دلیل داشتن یک جلسه تمرین مهم که باید در آن شرکت میکرد، نتوانسته در مهمانی عروسی پسرش شرکت کند و توضیح می دهد : “اما پسرم این را درک می کرد. ما از طبقه اجتماعیمان جدا شده ایم، اما اجرای نمایش برای خودمان به یک جور اعتیاد تبدیل شده است.” نمایشها در فصل خشک –نوامبر تا اپریل- به مرحله هیجانآوری میرسند. بعد از یک روز کامل کاری، اجرای نمایش خیابانی نیاز به یک از جان گذشتکی تمام و کمال دارد تا به مقصود برسد.
آماده سازی نمایش یک کار گروهی است. هر عضو باید کاملا با موضوع اثری که اجرا میشود، موافق باشد. معمولا نمایشنامه خیابانی در همان حال که اجرا شکل می گیرد، نوشته می شود. مسلما گروههای مختلف             اهداف متفاوتی را دنبال میکنند. به عنوان مثال گروه                                            “جانا ناتیا مانچه”)Jana Natya Manch( در دهلی نمایشهایی با موضوعات جدید اجرا می کند. این باعث می شود که نمایش به سریعترین شکل ممکن تولید شود تا بی ارتباط با موضوع مطروحه نباشد. اما گروه بادال سیکار موضوعاتی را انتخاب میکنند که برای دوره طولانیتری جذابیت دارند و به همین دلیل زمانی بین شش ماه تا یکسال برای آماده سازی اثر وقت دارند.
در هند برای جذب تماشاچی ابتدا یک آواز “دی هولاک” (dholak) یا کرال خوانده میشود تا مردم جذب شده و هنگامی که جمعیت به اندازه کافی گردهم آمدند، نمایش در یک فضای دایره ای شکل با تماشاچیان حلقه زده در اطرافش، اجرا میشود. گروه هم سرایان با صدای بلند نمایشنامه را میخوانند یا آواز سر میدهند. گاه یک شخص روایت می کند و بازیگران میم اجرا میکنند. اصولا در نمایش خیابانی هیچ گریمی استفاده نمیشود، مگر این که نمایش اساسا به شیوه میم اجرا شود که در این صورت، چهره را با رنگ سفید پوشانده و چشمها به شکل اغراق آمیزی سیاه میشوند تا حالات چهره غلوآمیز جلوه کنند. در صورتی که تماشاچی خیلی زیاد بوده و یک شخص به تنهایی مجبور به حرف زدن باشد، یک میکروفون هم مورد استفاده قرار میگیرد. بازیگران لباسهای متمایز از هم ندارند، ممکن است که همه آنان یک ردای سیاه به تن کنند، اما این مسئله بستگی به موضوع نمایش دارد. این گونه نمایش هیچ جایی برای بازی ظریف ندارد. حرکات باید خیلی اغراق شده باشند.
تیاتر خیابانی به مثابه یک کانال ارتباطی عمیقا در جامعه هندوستان ریشه دوانده و شیوه های مدرن صرفا در موضوعات نمایش متفاوت هستند. گروههای تیاتر خیابانی جامعه را به همان صورت که هست تحلیل و آینده آنرا تصویر میکنند و بعد سعی میکنند تا این دیدگاه را تسری بخشند.
صفدر هاشمی در جایی گفته”اگر تیاتر خیابانی در هند بنیادی داشته باشد، همانا بنیاد آن اعتقادات ضدامپریالیستی مردمش است که طی جنبش آزادی بخششان شکل گرفت، در حالیکه در جاهای دیگر دنیا این تیاتر، تقلای مردم برای تبیین یک چهارچوب اجتماعی و اقتصادی است.”
در واقع تیاتر خیابانی هند به عنوان گونه ای هنری گسترش یافت تا احساسات مردم کوچه و بازار را به تصویر بکشد که متعاقبا به رشد گونه جدید نمایشی منجر شد که بعدها ذیل عناوین”تیاتر توسط مردم و تیاتر برای مردم” دسته بندی می شد. مردم معمولی، زندگی روزمره، مشکلات و مسائل توده ها به تیاتر خیابانی هند ابعاد تازه ای بخشیده و به ایجاد ژانری با نام “ناتیا(Natya)” جر شده است. به رغم نظر علاقمندان به هنر و نمایندگان تیاتر هند، که تیاتر خیابانی را با جنبش استقلال طلبی مردم هند همراه و آن را ابزار هنری موثری در تصویر کردن شرایط اجتماعی-سیاسی و اقتصادی هند پس از استقلال می دانند، اما صاحب نظران همچنان بر این عقیده اند که تیاتر خیابانی به عنوان ابزار بیان عوام از روزگاران باستان و گذشته های خیلی دور با این سرزمین عجین بوده است. حضور “سودرادهارا” در تیاتر عروسکی هند و حتی همان حضور راوی در تیاتر فولکلور این کشور، موید این ادعاست.
در هر جا و تقریبا در همه جا در هند امروز، تیاتر خیابانی به ابزاری مهم برای بیان تبدیل شده، سفری که خیلی پیشترها با رویاهای صفدر هاشمی آغاز شد، امروز شکل راستینی یافته که سبک ناتیا هندی را با غرور به اهتزار در آورده است.Ÿ
                                                           انترنت

مشکلات تیاتر افغانستان چه وقت حل خواهد شد؟

اکتبر 13, 2009 at 12:36 ب.ظ | In سینما و تئاتر | Leave a Comment

اخیراً از طرف گویته انستیتوت ششمین جشنوارۀ ملی تیاتر در کشور گشایش یافت بخاطر معلومات بیشتر خوانندگان در زمینه گفتگویی داریم با محترم ابراهیم هوتک مسوول کلتوری گویته انستیتوت که توجه تان را به آن جلب میکنیم:

DSCN3277

ارمغان:گویته انستیتوت در تدویر جشنواره چه نقش داشته و در کدام عرصه ها چه کار هایی انجام داده است؟
هوتک: در حقیقت یکی از بخش های کاری گویته انستیتوت در بخش فرهنگی بخش تیاتر است، ما از سالهای متمادی، از آغاز کار گویته انستیتوت به این سو کوشش کردیم فرهنگ تیاتر افغانستان را دوباره کمک رسانیده باشیم و در عرصه احیای مجدد آن رول داشته باشیم، روی همین ضرورت و طرحی که وجود داشت یک سلسله برنامه های کاری روی دست گرفته شد که از جمله آن کارهای مشخص یکی ایجاد فرهنگ برگزاری فستیوال ها است که شما می دانید که فستیوال ها همیشه در روند پیشبرد فرهنگی هر بخش هنری رول بسیار عمده دارد بالخصوص تیاتر، از اینکه در کشور ما فرهنگ تدویر جشنواره وجود نداشته روی همین دلیل شش سال قبل همین مسأله طرح ریزی شد همین برنامه با همکاری نهاد های فرهنگی کشور ما افغانستان که از جمله وزارت اطلاعات و فرهنگ و مرکز هنرهای دراماتیک افغانستان پوهنحی هنرهای زیبای پوهنتون کابل و تیاتر ملی افغانستان و سایر نهاد های دیگری که نام های شان زیاد است همین طور یک طرح ریزی صورت گرفت و ما توانستیم نخستین فستیوال ملی تیاتر افغانستان را شش سال قبل برگزار کنیم و بعد از ختم این جشنواره مسوولین و نهاد های فرهنگی و اشخاصی که در این روند شریک بودند تعهد سپردند که همه ساله این کار را انجام بدهند و یک تداوم کاری را اینجا داشته باشند که خوش بختانه همینطور هم شد، هر سال ما توانستیم حد اقل یک جشنواره ملی تیاتر افغانستان را داشته باشیم که گویته انستیتوت در ایجاد همین ابتکار در طرح، در نو آوری کارهای فستیوال و بالاخره در بخش تمویل مالی این جشنواره فکر می کنم رول بسیار عمده داشته با سایر دوستان یکجا. ما امسال خوشبختانه شاهد برگزاری ششمین جشنواره ملی در کابل هستیم که در حدود (32) نمایشنامه در جریان هفته به نمایش گذاشته می شود و نمایشات مختلفی وجود دارد و ما شاهد آغاز خوب جشنواره جشنواره بودیم، انشاالله که پایان خوبی هم خواهیم داشت.
ارمغان: در گذشته ها تیاتر از بالا تشویق شده مثلاً در زمان امان الله خان خودش اشتراک می کرده، فیض محمد خان ذکریا اشتراک می کرده، استاد صلاح الدین سلجوقی اشتراک می کرده، ولی شما از پایین کار را شروع کار کردید چه فکر می کنید که کار مفید اینست که از بالا مثلاً بزرگ ها اشتراک بکنند و این را تشویق کنند چنانکه گفته میشود که حتی در تمثیل هم این شخصیت های بزرگ و وزیر ها اشتراک می کردند یا به نظر شما همین سیستم کار مفید است؟
هوتک: من فکر می کنم به هر حالت و بالخصوص هنر تیاتر باید مردمی باشد و مردمی هم هست و دولتمدارها هم مردم است اول در سایر جوامع بشری یکی از نیاز های انسانی همین است که هنر را ببینند و از آن لذت ببرند و از او خاطر وزیر ها و رؤسای دولت هم منحیث بیننده های عادی در یک تالار از تیاتر تماشا می کنند، از موسیقی لذت می برند، از سینما لذت می برند و متأسفانه در کشور ما فعلاً همینطور یک حالت وجود ندارد، دولتمدارهای ما زیاد فکر می کنیم مصروف کشمکش های سیاسی، اجتماعی، نظامی خود هستند توجه بسیار کمی به هنر کشور در مجموع بالخصوص هنر تیاتر صورت می گیرد با وجودی که بسیار خرسند هستیم که رییس صاحب جمهور در پیام خود به مناسبت افتتاح جشنواره ششم بسیار حرف های واضح داشت به آدرس وزارت اطلاعات و فرهنگ و وظیفه سپردند تا جائیکه در ذهن من هست که در این راستا قدم جدی بردارند و تیاتر افغانستان را کمک بکند، ولی حالات آنچنان نیست به این دلیل فکر می کنم آغاز کار به هر حالت که باشد از پایین از ابتدا و از پایه باشد خوب است. به گفته شما ما آغاز کردیم اما چیزیکه مربوط وظیفه دولتمدار ها می شود این است که به نظر من آنها زمینه سازی بکنند حد اقل اگر هر روز با تیاتر سر و کار نداشته باشند ولی به تیاتر هر روز زمینه سازی بکنند که اجرا شود به هنر هر روز زمینه سازی بکنند که اجرا شوداز آنجمله میتواند آدم مثال های خوبی بگیرد ایجاد همچو گروه های هنری، ایجاد مراکز فرهنگی در ولایات مختلف کشور حتی به سطح مکاتبی که آنها کم و بیش در موقفی قرار دارند که بتوانند تیاتر مکتبی را ایجاد بکنند و بالخصوص در سطح کشور داشتن ستیژ های مناسب که بسیار ضرورت است . به خاطر تیاتر من فکر می کنم به جز از یگانه مرجع اکادمی پوهنحی هنر های زیبا و دیپارتمنت تیاتر، هیچ مرجع دیگری وجود ندارد که جوان های بسیار علاقمند در این راستا را تربیه بکند و این یک کمبودی است که ما نمی توانیم آن را جبران بکنیم که اگر همین حال توجه به این سخن نشود. همچنان عدم موجودیت سیستم لوژیستکی به خاطر اجراء تیاتر که از جمله ستیژ های مناسب است وجود ندارد به هر حالت چیزیکه می خواستم بگویم اینست که یک پیوندی از پایان تا بالا و از بالا تا پایان پیوند زنجیری وجود داشته باشد که تا بتواند که مابین این روند زنجیری تیاتر نمو بکند و اجراء شود و موقف خود را در اجتماع پیدا بکند در غیر از آن یک فاصله بسیار زیاد بین تیاتر که بسیاری مردمی است و بین دولتی که کمی از مردم دور است وجود دارد.
ارمغان: شرایط طوری آمده که هنرمند تیاتر به خاطر امرار معاش در پناه یک حزب یا گروه سیاسی پنهان میشود چه  فکر می کنید اگر شرایطی به وجود بیاید که حد اقل ده نفر داشته باشیم که حیات شان از نظر اقتصادی تضمین شود و آنان خود را وقف تیاتر کنند آیا چند سال بعد راهیان راه شکسپیر، مولیر، تنسی ویلیامز و برشت را نخواهیم داشت؟
هوتک: مشکلی را که شما به آن اشاره کردید و ما شاهد آن هستیم اینست که هنرمند ما هنوز گرسنه است تا که هنرمند ما سیر نشود یا هنرمند حد اقل توان این را نداشته باشد در اجتماع ما که در برابر اجرای خود، در برابر ارزش خود یک لقمه نانی را به دست بیاورد یعنی هنرمند از طریق اجرای هنر خود و فامیل خود را نتواند سیر کند نمی تواند هنر هم اجرا بکند، چیزی که همین حال ما می بینیم بیشترین هنرمندهای ما عوض اینکه وقت بسیار ارزشمند خود را، انرژی بسیار خلاق خود را، استعداد بسیار بلند خود را وقف هنر تیاتر بکند آنها می روند به یکی از ادارات شخصی ریکلام و اشتهار جور می کنند که خدای نا خواسته تا جایی خود را هم مسخره می سازند و هنر خود را هم مسخره می سازند و این ناشی از مجبوریت شان است که مجبوریت مادی است در اجتماع که سرشان تحمیل شده و هنر نمی تواند او را مرفوع بسازد مثلاً دست به همچو کارهای غیر هنری می زنند که صدمه هویت هنری خود را می بینند، من شاهد یک سلسله فعالیت های بسیار عجیب و غریب در راستای برگزاری انتخابات ریاست جمهوری بودم که شما هم متوجه شدید، تعداد زیادی از گروه های تیاتری خورد و ریزه و اشخاص هنرمند ما به خاطر اهداف گروه های حزبی، پارچه های تمثیلی را اجرا کردند هنر در خدمت سیاست قرار گرفته و جالب اینست که سیاستمداران و مسوولین متوجه شدند که از این ظرفیت استفاده بکنند ولی متأسفانه صرف به یک هدف کوتاه برای یک مدت کوتاه و برای یک هدف نسبتاً شخصی خود، چه خوب می شد که اگر همین ظرفیت هنر ما به خاطر آگاهی مردم عامه ما به خاطر حل مشکلات اجتماعی به خاطر بلند بردن سطح مدنی اجتماع ما به خاطر ایجاد یک جامعه در افغانستان  استفده میشد ما همگی در این موافق هستیم که راه حل افغانستان راه حل سیاسی است راه حل نظامی نیست باید در راه هنری، فرهنگی قدم برداریم و یک قدم پیش برویم و هنر باید اینجا رول خود را داشته باشد در مدنی ساختن اجتماع ما و در آگاهی دادن ذهنیت های ملی ولی متأسفانه به این توجه صورت نمی گیرد ولی متیقن هستیم که هنرمند مؤقف خود را در اجتماع پیدا میکنند، هنر هم میتواند که رول مهم در اجتماع داشته باشد.
ارمغان: مشکلات تان در این جشنواره چه بود؟
هوتک: مشکلات زیاد داریم تصمیم داریم که در ختم جشنواره حد اقل در یک فاصله کمی که با فستیوال داشتیم یک ارزیابی بهتر بکنیم فعلاً ما یقیناً مشکلاتی که در اجتماع ما وجود دارد و در فستیوال های ما همیشه انعکاس کرده که آن کمبودی ستیژ های مناسب، تالار های مناسب است، ما جای بود و باش برای میهمان های خود نداریم، مشکلات لوژستیکی وجود دارد، ولی با وجود این هم فکر می کنم همین فرصت است که اگر با وجود مشکلات از فرصت را استفاده نکنیم هیچ چیزی صورت نمی گیرد. با درک همین مشکلات با مقابل شدن به همین مشکلات به این نتیجه رسیده ایم که باز هم غنیمت است و شکر گزار باید باشیم در این شرایط پیچیده افغانستان، در این شرایط بحرانی افغانستان ما که باز هم تیاتر زنده است و فعالیت می کند با وصف همه مشکلاتی که وجود دارد.Ÿ

لحظه یی در دیپارتمنت تیاتر

اکتبر 13, 2009 at 12:31 ب.ظ | In سینما و تئاتر | Leave a Comment

شماره 53/21 میزان 1388/13 اکتوبر 2009

DSCN3286

ارمغان:جناب استاد محترم لطفاً خود را معرفی نموده بفرمایید که تیاتر چطور در افغانستان آمده از باستان تا به حال و چه مشکلاتی سر راهش بوده؟
حسین زاده: این جانب پوهندوی محمد عظیم حسین زاده آمر دیپارتمنت تیاتر و مرکز هنرهای دراماتیک پوهنحی تیاتر پوهنتون کابل، خود هنر تیاتر هنر بسیار باستانی کهن است که در یونان باستان به وجود آمد، از پیدایش بیشریت به وجود آمد، زمانیکه انسان ها صحبت کرده نمی توانستند و در آن زمان با حرکات و سکنات اهداف خود را یکی به دیگری می رساندند خودش یک نوع تمثیل بود اما پروسه اصلی از این در یونان باستان که آثار بسیار پر ارزش نوشته کرده اند به یادگار مانده وجود آمد و در افغانستان اگر ما به تاریخ افغانستان ببینیم افغانستان یک مرکز فرهنگی جهان بوده هیچ امکان ندارد که در این جا تیاتر وجود نداشته  بوده باشد. آثار بسیار دیده شده اما تحقیق ویژۀ خاصی سر تیاتر صورت نگرفته به آن خاطر ما گفته نمیتوانیم تاریخ معاصر افغانستان را از زمان آن سده ها، شروع می کنند که سادو ها در مناطق پر ازدحام شهر مردم را به دور خود جمع می کردند و این ها داستان های اسلامی را و موضوع های ساعت تیری را و قصه های اسلام را، از آثار کلاسیک چیزهایی را می خواندند، از شاهنامه میخواندند و اینها به شکل خواندن عادی نبود، به شکل تمثیل گونه که این ها مثلاً خودشان در نقش زن آواز زن را می کشیدند، در نقش مرد آواز مرد را می کشیدند، گاهی قهرمان مثبت می شدند، گاهی قهرمان منفی می شدند، که تماشاچیان را به دور خود جمع می کردند.
ارمغان: در کدام دورۀ تاریخ افغانستان؟
حسین زاده: در قرن پیشتر، بالاخره آهسته آهسته در سال های (1280) یا (1285) در همین سال کسی به نام جبار رنگمال که در اصل نقاش بود در آن وقت، کلمه نقاش در افغانستان آنقدر رایج نبود، این آدم در درازه لاهوری یکتعداد هنرمندان را جمع کرد و تیاتر را داخل تالار آورد.
ارمغان: آنها چطور آموزش دیدند؟
حسین زاده: پیشتر به شما گفتم که هنر تیاتر ریشه بسیار قدیم دارد و ریشه بسیار اساسی دارد در دنیا موقف اساسی را داشته و دارد و او خودش یک نقاش بود، تحصیل کرده بود، خواه مخواه معلومات داشت، روی همین انگیزه به شما می گویم در زمان امان الله خان و بعد از استقلال افغانستان تیاتر در مکاتب رشد کرد و تیاتر در بین مردم چیز فهم جامعه پیدا شد مثلاً در آن زمان نمایشنامه هایی بازی می شد، هیچکس شان مردم عادی نبودند، یا بیسواد نبودند و مسوولین بلند رتبه دولتی بودند و معلم های مکاتب بودند، متعلم مکتب بودند، ما و شما خوب می فهمیم که در آن زمان سطح دانش چقدر بلند بود نسبت به امروز همین مردم ها تیاتر را آوردند به شکل رسمی به وجود آمد و در سال (1301) برای اولین بار تهداب یک تالار سینما تیاتر در افغانستان گذاشته شد، در زمان غازی امان الله خان در سال (1302) افتتاح گردید که در آن هم نمایشنامه های، حماسی و نمایشاتی که همان وقت ضرورت داشت جامعه ما افغانستان نمایش داده میشد و یکی انگیزه هایش من فکر میکنم چرا مثلاً به بخش های تیاتر توجه جدی شد، خود تیاتر مفهوم عادی اش بگویم تیاتر را معلم جامعه می گویند، تیاتر هنر زنده ایست که در آن هفت هنر شامل است، به آن خاطر حرکت که در روی ستیژ می شود او تکرار پذیر نیست و به همین علت است که تأثیرات تیاتر بالای بیننده بسیار مؤثر می باشد و از همین علت به خاطر  روشن ساختن ذهن مردم توسط تمثیل و نمایش تیاتر در آن زمان بسیار زیاد ضرورت بود و در این مورد توجه شد و بالاخره در سال (1322) به نام صحنه تمثیل (پوهنی ننداری) در جوار لیسه استقلال تیاتر افتتاح شد که تیاتر رسمی دولتی و آهسته آهسته این تیاتر های دیگر به وجود آمد مثل تیاتر شهری ننداری، تیاتر زنان در میرمن تولنه بالاخره شد و در سال (1336) تا (1340) این زمان اوج تیاتر بود و هنرمندان تیاتر هنرمندان عادی نبودند، اشخاصی بودند که کل شان در این رشته تحصیل کردند، در خارج از کشور و در داخل کشور با یک فهم و دانش آمدند یعنی تیاتر افغانستان یک زمانی در منطقه بهترین تیاتر بود.
ارمغان: چهره های برجسته این دوره کی ها بود؟
حسین زاده: استاد قیوم بیسد بود که زنده هستند شکر، رشید لطیفی بود، رشید جلیا بود، علی رونق بود، فضل احمد فضلی بود، مرحوم پلار صاحب بودند، این کسان بودند.
ارمغان: در دوره امان الله خان کی ها بودند؟
حسین زاده: در آن زمان از افراد مشخصی نام گرفته نشده، اما نمایشات توسط معلم های مکاتب نوشته می شد، رهبری می شد، توسط متعلم ها تمثیل می شد و بعضی اوقات خود معلم ها هم اجراآت می کردند در نمایش و حتی بعضی از مقام های بلند رتبه دولت در این نمایشات سهم داشتند و به این شکل تیاتر پیش آمد، مؤسسین همین اشخاصی که نام بردم بودند و بعد از آن کارگردان های خارجی آمدند.
ارمغان:کدام خانم ها در آن وقت در تیاتر کار میکردند؟
حسین زاده: از خانم ها زهرا، عذرا، ذلیخا نورانی، لطیفه سراج بود، این کسانی بودند که در تالار میرمن تولنی وقت سینمای زینب نمایشات اجرا می نمودند، بعداً این نمایشات روزهای جمعه در تالار باغ زنانه که اصلاً به زنان بود و توسط خود خانم ها اجراء میشد. تنها کارگردانی آن را سید مقدس نگاه به عهده داشت کورس های دراماتیک ایجاد شد، که توسط شمس قیام، مهربان نظروف و هنرمندان تاجکی بودند که در آن وقت آمدند سیستم ها را آوردند و تیاتر را به شکل حرفه ای ساختند و کسانیکه در کورس های دراماتیک درس خواندند یکتعداد اینها خارج رفتند مثل داکتر صاحب نعیم فرحان، حمید جلیا تعداد زیادی بودند یکتعداد آن فعلاً هم هستند و حاصل همان کورس ها بود که هنرمندان بزرگی شدند نه تنها در افغانستان بلکه در خارج از کشور در آسیای میانه، در روسیه، در آلمان سفرهایی داشتند، نمایشات اجراء می کردند.
ارمغان: نمایشنامه کی ها را از خارج می گرفتند؟
حسین زاده: یکی از خوبی هایی که بود در آن وقت تیاتر ما یک ویژگی خاصی داشت چون خود هنر نویسندگی در افغانستان، ادبیات دراماتیک واقعاً یک بخش بسیار اساسی، عمده و پیچیده است در ادبیات، ما تا به امروز هم به این فقدان مواجه هستیم معمولاً نمایشنامه های نویسنده های بزرگ مولیر، شکسپیر، مثل گوگول از این آثار ترجمه می شد و اجرا می شد حتی تیاتر پشتو داشتیم، در قسمت تیاتر پشتو مرحوم جان محمد پلار و فضل احمد فضلی واقعاً خدمات بسیار زیاد کردند، انکشاف پیدا کرد و بعضی اوقات نمایشنامه ها از زبان دری به پشتو ترجمه می شد و از زبان های دیگر به هر دو زبان های ما ترجمه می شد.
ارمغان: در دهه 30 و 40 وضعیت تیاتر چطور بود؟
حسین زاده: خوب همین روند انکشاف پیدا کرده از زمان 36 حرکت کرد و سال های اوجش بوده از سال (1322) تیاتر ها وجود داشته اما یک چیزی در آن وقت بود که تیاتر بیشتر در شهر کابل و هرات بوده و آهسته آهسته به قندهار و ننگرهار نشأت پیدا کرد، به مزار شریف. البته آنقدر رشد که در خود کابل داشت در ولایات ما کمتر داشت به صورت خلاصه اگر بگوییم این وضعیت بود که در دهه 50 و 60 حرکت کرده زمانیکه شرایط سیاسی نظامی افغانستان به بحران کشیده شد در آن وقت تیاتر هایی هم وجود داشت، اما او اشخاص، او علاقمندانیکه با یک عشق و محبت، با یک شوق تحصیل کرده بودند مهاجر شدند به کشور های خارج و تیاتر پس دوباره از حالت اصلی پس افتاد.
ارمغان: دوره سقوط و افول تیاتر را در کدام سالها شما می بینید؟
حسین زاده: در سالهای 66، 67، 68 هم خوب بود، سالهای 70 تیاتر سقوط کرد بعد از 71 کابل ننداری سوخت هنرمندان به صورت کل مهاجر شدند و کس بیچاره که اینجا مانده امکانات نداشت.
ارمغان: در این دوره کدام پارچه نمایشنامه هم کار شده یا نه؟
حسین زاده: در آن زمان در کابل ننداری نمایشات خورد و کوچکی داشته از سال 71 که کابل ننداری در گرفت دیگر نمایشات وجود نداشت میشود که از مسوولین بپرسید شاید یک تعداد هنرمندان بودند بیچاره و بی دست و پا که رفته نمی توانستند شاید به یک شکلی در یک جای نمایش اجرا کرده باشد اما جایی که باز مانده بود که تیاتر اجرا می کردند نمایشات می داشت، دیپارتمنت دانشکده هنر های زیبا دانشگاه بود که در هیچ زمانی این بسته نشد، به فضل خدا اگر تیاتر بزرگ نداشته اجراآت خورد و کوچکی از دانشجویان داشتیم.
ارمغان: بعد از اداره مؤقت چه کار ها صورت گرفته؟
حسین زاده: بعد از اداده مؤقت یکی از مسوولیت های دیپارتمنت این بود که چون در همین رشته در همین مسلک تحصیل کرده بودند، استاد های جوان و این ها خواستند، که تیاتر دو باره احیاء گردد و به همکاری وزارت محترم اطلاعات و فرهنگ و دیگر نهادها مثل بنیاد فرهنگ و جامعه مدنی و هنرمندان سابقه دار آهسته آهسته از مهاجرت بر می گشتند، ما طرح فستیوال به منظور احیاء مجدد راه اندازی کردیم که این طرح خوشبختانه از طرف گویته انستیتوت پذیرفته شد، آنها همکاری زیاد کردند، در پوهنحی هنرهای زیبا که قبلاً تعمیر ما بود، یک بخش ویرانش را آنها آباد کردند، تالاری جور کردند، برای میهمان های فستیوال جای جور کردند و اولین فستیوال را در سال (1383) دایر کردیم، نمایش در مدت 8 روز در روی ستیژ داشتیم و اکثر ولایت های ما دوباره در حرکت افتادند، هنرمند ها جمع شدند گردهم در همین 5 سالی که ما می بینیم آهسته آهسته در تمام ولایات افغانستان نشأت کرده.
ارمغان: ما طوریکه دیدیم در افتتاح فستیوال مسوولین بلند پایه دولتی اشتراک نداشتند شما علت را در چه می بینید، چرا اینها دل سرد هستند؟
حسین زاده: من فکر می کنم مسوولین دولتی در افتتاح معین صاحب تدریسی وزارت تحصیلات عالی بودند پیام کرزی صاحب را خواندند.
ارمغان: اما در روز اول در کنفرانس حضور نداشتند؟
حسین زاده: کنفرانس را ما به محصلین ترتیب نه کرده بودیم و میدیا را دعوت کرده بودیم به خاطریکه باید میدیا زیادتر می آمد اما با تأسف و با تأسف که میدیا بسیار کم آمده بودند اما در روز افتتاح مسوولین دولتی بودند.
ارمغان: فعلاً شما هیچ مشکل در تیاتر ندارید همینکه یک بخش تان در فاکولته اقتصاد است، یک بخش دیگر تان در اداره پولیس است این را شما چه فکر می کنید؟
حسین زاده: این مشکل پوهنحی هنر هاست نه از تیاتر در مجموع پرابلم پوهنحی هنر هاست، مشکلی است که مشکلات در سطح پوهنتون بوده بخاطر بازسازی به پوهنحی هنر ها تعمیر نو جور می کنند، یک تعمیر با استندرد های جهانی میسازند که همین شاید یکماه یا بیست روز بعد افتتاح شود ما تعمیر قبلی را زیر ترمیم گرفتیم به خاطر همین شاید در ظرف 3 یا 4 ماه تکمیل شود و این مشکل مشخص از تیاتر نیست.
ارمغان: شما به خاطر بهبود تیاتر چه پیشنهاد به مقامات دارید؟
حسین زاده: ما فکر می کنیم یکی از خوبی ها همین است که مثلاً یکی در سال اول بود و یکی هم امسال همین فستیوال در جامعه چه در دولت چه در میدیا ارزش خود را پیدا کرد و علتش این بود که ما می بینیم که اکثر اخبار، جراید و میدیا بالای فستیوال صحبت دارند و بحث هایی دارند در پهلوی این ها خود دولت هم در این توجه کرده، من یقین دارم و پیام کرزی صاحب هم که قرائت شد قوی ترین پیام بود وعده های کمک به کابل تیاتر، تیاتر ملی افغانستان داد.
ارمغان: تیاتر کابل ننداری در طول این سال بازسازی نه شده شما این را مشکل نمی بینید؟
حسین زاده: این کلان ترین مشکل است.
ارمغان: پول های جهان به بازسازی آمد چه شد این پول ها؟
حسین زاده: این خود کلان مشکل است، می شود که این را مسوولین خود کابل تیاتر باید بگوید که علت در چه بوده باشد و معمولاً در چند سال که بوده همین دونر ها آنطور یک کمک بزرگی در بخش فرهنگی فکر می کنم نکرده باشد.
ارمغان: پولهای زیاد آمده، سی و چند میلیارد دالر در افغانستان مصرف هم شده و تا حال کابل تیاتر به صفت کانون پرورش تیاتر در افغانستان خرابه مانده این را شما چگونه ارزیابی می کنید؟
حسین زاده: من نمی فهمم علت و انگیزه اصلی این چه باشد، این سوال ها مطرح می شود که در این راستا فکر می کنیم وزارت اطلاعات و فرهنگ هم توجه داشته خوب به یاد دارم زمانیکه وزیر صاحب اطلاعات و فرهنگ در شروع اداره مؤقت، در آن زمان به خاطر اعمار مجدد این تعمیر یک نمایشنامه را اجرا کردند، هم از مهمان های خارجی دعوت کرده بودند و یکی از اهدافش این بود که همین رام میهمانان انعکاس بدهند به کشور های خود تا که این تعمیر جور شود و بعد از آن من خبر دارم که چند مسوول خود تیاتر و وزارت اطلاعات و فرهنگ تقاضانامه ها و پیشنهادات زیاد داشتند، اما آن تعمیر قسمی تخریب شده که شاید مصارف از او یک تعمیر نو در پهلویش جور شود خوب تر است، همانقدر مصرف گزاف دارد شاید همان مصرف را کشور های دونر نتوانستند داده که نشده.
ارمغان: پیشنهاد های مشخص شما به خاطر بهبود کارتان چیست؟
حسین زاده: من سه پیشنهاد داشتم به عرصه هنر تیاتر، به شما هم گفته بودم، حالی هم می گویم، اول توجه بسیار خاصی به هنر  و به هنرمندان تیاتر شود، در مجموع خود هنر یکی از پایه های اساسی بازسازی محسوب می شود که از طریق هنر اذهان مردم روشن شود و سهم بگیرند به بازسازی کشور توجه کنند نقش هنر بسیار خوب است خصوصاً در جامعۀ که بیسواد است. من پیشنهاداتی داشتم به وزارت اطلاعات و فرهنگ که از همین هنرمندهای 18 ولایات که سالانه در فستیوال می آیند خوب ترین هایش را جذب کنند به تیاتر ملی کابل و تیاتر های دولتی در ولایات. پیشنهاد دوم این بود که باید در چوکات تمام ریاست های فرهنگ ولایات در تشکیلات شان بخش تیاتر اضافه شود و دیگری می خواهم تالار کابل تیاتر و سالون های تیاتری در کابل ایجاد شود. شهر کابل شهر کابل پیش نیست و یک نفری که از وزیر اکبرخان تا کابل تیاتر به دیدن یک نمایشنامه بیاید با پرابلم ترانسپورتی، امکانات وقت ضایع شدن، وقت مواجه است اما مثلاً اگر او نمایشنامه بیاید در ساحه چهلستون ببیند، در خیرخانه ببینید یک گروپ می آید، اجرا می کند به مردم مشکل نیست و این گپی است که در تمام دنیا هم رایج است، این موضوع را من پیشنهاد کردم و بازهم پیشنهاد می کنم به خود وزارت اطلاعات و فرهنگ و  من یقین دارم که انشاالله بعد از فستیوال توجه زیاد خواهد شد.کمی تیاتر باید علمی شود از شیوه آماتوریش براید امسال فارغ ها زیاد داشتیم و فراغت زیاد داریم، سالانه خوشبختانه به شما گفته می توانم که در این بخش فعالیت هایی که دیپارتمنت کرده در مدت از اداره مؤقت تا حال 9 نفر این ها را توانستیم در کدر علمی پوهنتون جذب کنیم 10-12 نفر این در تیاتر ملی جذب شده، در تلویزیون جذب شده، در افغانفلم جذب شده، باید به خاطر رشد دیپارتمنت توجه جدی شود و چند وقت پیش طرح داده بودم که برای ساختن یک پوهنحی تیاتر فعلاً دیپارتمنت کفایت نمی کند و پییشنهاد ما قبول هم شده وزیر صاحب تحصیلات مرا دید و گفت که بسیار خوب طرح است با تأسف که این کار صورت نگرفت و یک سلسله مشکلاتی به وجود آمد که باید توجه جدی شود نه تنها وزارت اطلاعات و فرهنگ بلکه وزارت تحصیلات عالی هم مسوولیت کلان دارد، وزارت معارف باید مسایل هنری را در نصاب تعلیمی بیاورد که بخش بسیار اساسی است.Ÿ

تیاتر گُدی بازسازی میشود

اکتبر 13, 2009 at 12:26 ب.ظ | In سینما و تئاتر | Leave a Comment

شماره 53/21 میزان 1388/13 اکتوبر 2009

در آستانه ششمین جشنواره ملی تیاتر استاد ویلند دیاگوجنسکی به افغانستان آمده به تیاتر گُدی پرواز آموزش های فنی و مسلکی داد که در نتیجۀ آن تیاتر گُدی پرواز درخشش چشمگیری در جشنواره داشت، توجه خوانندگان عزیز را به مصاحبه با استاد ویلند دیاگوجنسکی جلب میکنیم:

DSCN3289

ارمغان: لطفاً خود را معرفی نموده در باره کارهایی که در ارتباط تیاتر گُدی انجام داده اید معلومات دهید؟
دیاگوجنسکی: نام من ویلند دیاگوجنسکی است، من از شهر برلین جرمنی هستم، من استاد در اکادمی نمایشات هستم، مخصوصاً در بخش تیاتر گُدی و اولین بار در سال (2007) که به شهر کابل-افغانستان آمدم، ما یک ورکشاپ را راه اندازی کردیم و بعد از آن ورکشاپ، شاگردان تنها بر اساس راهنمایی های بازی پاپت بازی می کردند، بعداً من در سال (2008) بازگشت کردم، شاگردان را ملاقات کردیم و ما گروپ تیاتر گُدی را تأسیس کردیم، همین دلیل بودن دوباره ما در اینجاست و من خوشحالم که میتوانم اینجا بمانم و شاگردان را ببینم و به جامعه افغانستان مخصوصاً اطفال و همچنان شاگردان کمک کنم و حالا امیدوارم وقتی برگشت کنم همین گروپ تیاتر گُدی که به نام پرواز است بسیاری از کارهای خوب را در خود شهر کابل و خارج از شهر انجام دهند، من میخواهم که با کمک کوچک خود یک دستاورد خوبی به این نوع تیاتر داشته باشم چون تیاتر گُدی بسیار برای افغانستان و مخصوصاً اطفال مهم است و اینها آینده افغانستان هستند.
ارمغان: در ارتباط تیاتر گُدی بسیار کم کار شده و در گذشته هم کم کار شده بود حالا که شما هم در ابتدای کار هستید جاذبۀ تیاترگدی را در بین اطفال و خانواده ها چگونه یافتید؟
دیاگوجنسکی: هفته گذشته ما یک دیدار داشتیم در مکتب با شاگردان صنوف دوازدهم و یازدهم، خوب نه اطفال اینها جوانان هستند، جوانان افغان و پشتون در خوشحال خان، رحمان بابا، وقتیکه هنرمندان بالای ستیژ رفتند من از حاضرین که در حدود 400 پسر جوان بودند پرسیدم که کی تیاتر را میداند؟ کی نمایشات تیاتری را تماشا کرده؟ در حدود 400 جوان همه گفتند که بلی ما تیاتر را دیده ایم، خوب البته که این یک پدیده جدید است در افغانستان، ولی همچنان این یک رسم کهن در افغانستان است، من میدانم 50 سال پیش اینها یک نوع بازی تیاتری داشته اند از هندوستان، گُدی تنها یک نوع ماده است برای بینندگان یک دلچسپی بزرگیست ویا هم یک نوع سرگرمی، مواد غیر حیه مانند یک توتۀ چوپ میتواندگپ بزند، حرکت کند، پس بینندگان به آن می خندند از این طریق ما میتوانیم بسیاری از پیام ها را بدهیم، ما میتوانیم سرگرمی را برای اطفال ایجاد کنیم، من فکر میکنم که این بسیار برای اطفال جامعه افغانی مهم است و این میتواند که سرگرمی هایی را برایشان ایجاد کند و پیامی را در ارتباط زندگی شان برایشان انتقال بدهد، در مورد ابتکار توسط گُدی ها من فکر میکنم این یک راه بسیار مهم برای تیاتر افغانستان است.
ارمغان: شما در ارتباط کارتان برای انکشاف بیشتر چه طرح ها و چه برنامه هایی را پیشنهاد میکنید که بهبود پیدا کند خصوصاً شما وقتی که تشریف می برید؟
دیاگوجنسکی: من نمیدانم وقتیکه من دوباره به جرمنی بروم چگونه هنرپیشه های تیاتر گُدی کار خواهند کرد، در هفته های آینده من بعضی اوقات فکر میکنم که اینها در همینجا در کابل به کسی ضرورت دارند که آنها را تدریس نموده برایشان مشوره بدهد. من امیدوارم که این سنگی را که گذاشته ایم بیشتر و بیشتر مؤفق و تأثیر گذار برای بینندگان و برای خودشان بسازند ولی من نمیدانم.

DSCN3281
ارمغان: به خاطر ترویج فرهنگ تماشای تیاتر گُدی اگر این نمایشنامه ها از طریق تلویزیون های شخصی در مقابل پول به نمایش گذاشته شود نظر شما چیست؟

دیاگوجنسکی: تلویزیون، تلویزیون است، تیاتر همیشه زنده است، همچنان وقتیکه که هنرپیشه ها نزد اطفال نقش اجرا می کنند بطور زنده است و اطفال خورد و بزرگ آنرا حس میکنند، تلویزیون، تلویزیون است، البته که تلویزیون بسیار فواید خوبی را برای هنرپیشه ها دارد، تلویزیون بسیار تالار های بزرگی نسبت به تیاتر ها دارند، ولی من فکر میکنم که اینها میتوانند به مکاتب، ناحیه ها، همه جاهای کابل و خارج از شهر بروند و با خود تیاتر واقعی گُدی را منتقل سازند. در بالای ستیژ به صورت مستقیم، خوب در تلویزیون آنها نمیدانند که این یک فلم است یا یک تیاتر است، اطفال نمیدانند که تیاتر چیست. من فکر میکنم که اینها باید مستقیماً در ستیژها و تالار های تیاتر و  محیط آزاد بروند.
ارمغان: این را من به خاطری مطرح کردم که در افغانستان تالار هایی برای نمایشات تیاتری وجود ندارد از یک طرف و از طرف دیگر فرهنگ و کلتور دیدن نمایش تیاتر بسیار کم است ما اول باید برای مردم چیزی را بدهیم و بعداً از آنها توقع کنیم. اگر این کار نمیشود یک پیشنهاد مشخص، مثلاً اگر در هر ناحیه ما یک تالار تیاتری داشته باشیم، نظر شما چیست؟
دیاگوجنسکی: بلی این در جرمنی در40یا50سال قبل ثابت شده که تیاتر را برای تلویزیون ها آماده می کردند و حاضرین می گفتند که ما چرا در تیاتر ها برویم ما آن را در تلویزیون های خود داریم، شما میدانید که این راهیست که مردم به تیاتر ها و یا در محلات مشخص بروند، ما بسیاری از محلات را داریم ما میتوانیم که در هوای آزاد یک تیاتر را بسازیم البته مشکلاتی هستند، مثل تالار های بزرگ و غیره ولی به هر حال دیدگاه من برای تیاتر اینست که اینها همیشه میتوانند در نقاط مختلف بازی کنند و اطفال با عکس العمل مستقیم شان به آنها میگویند«اوه نی، شما اشخاص بدی هستید» آنها یک عکس العمل مستقیم از ستیژ میگیرند، در تلویزیون هیچ این نیست. اینست دلیلی که من میخواهم از مردم افغانستان تا به تیاتر ها بروند و به جاهایی که پارچه های تیاتر را ببینند.
ارمغان: فکر نمیکنید که این زمان کار داشته باشد؟
دیاگوجنسکی: البته همه چیز زمان می خواهد این یک چیز جدید ولی مهم است.
ارمغان: گفتنی شما برای اطفال به عنوان یک معلم تیاتر گُدی چیست، از آنها چه توقع دارید؟
دیاگوجنسکی: اطفال مختلف نیستند که بعضی شان تیاتر برای شان دلچسپ باشد و برای بعضی شان نه، نه تیاتر برای همه است و من امیدوارم که اطفال این را دوست داشته باشند که آنها البته دوستش دارند و به همین خاطر من امیدوار هستم که گروپ تیاتری پرواز را بسیاری از تماشاگران، جوانان، پیران، فامیل ها، اطفال و پدران و مادران شان ببینند، من امیدوارم که آنها تیاتر گُدی را مستقیماً از ستیژ، در افغانستان ببینند.
ارمغان: بخاطر انکشاف تیاتر برای وزارت معارف، وزارت اطلاعات و کلتور و مسوولین دولتی چه گفتنی دارید ؟
دیاگوجنسکی: سال گذشته با افتتاح نخستین فستیوال تیاتری ملی افغانی، وزیر معارف گفت که ما باید این فرهنگ را برای اطفال خود بیاوریم و من گفتم که شروع کنید و این را انجام بدهید هر روز، هر ساعت، ما بسیار هنرپیشه های خوب جوان را داریم در تیاتر گُدی پرواز و البته اینها مجبور هستند که به مکاتب بروند آنها مجبور هستند که بازی کنند و خورد تا بزرگ افغانها را در این راه تعلیم بدهند.Ÿ

برگه‌ی بعد »

وبلاگ روی وردپرس.کام. | Theme: Pool by Borja Fernandez.
Entries and comments feeds.