زوال عصر دموکراسی در افغانستان
نوامبر 8, 2009 at 10:50 ق.ظ | In Uncategorized | Leave a Comment
نوشته: محمد داود سیاووش
شماره 56 یکشنبه17عقرب 1388/8نوامبر2009
بدون حب و بغض نسبت به دو کاندید و فقط از زاویه واقعبینی سیاسی اگر تشویش و نگرانی های قصر سفید رادرآستانه انتخابات ریاست جمهوری از به قدرت رسیدن حامد کرزی مد نظر گیریم، یا رجز خوانی های کرزی را بر علیه ایالات متحده، اعلام نگرانی قصر سفیدرا از حضور مارشال فهیم در حکومت کرزی و آمدن جنرال دوستم به افغانستان، مصاحبه کرزی را با آژانس های خبری مبنی بر اینکه دست نشانده نیست، اتهامات رسانه های ایالات متحده را علیه برادر کرزی، شکوه و شکایتهای ایالات متحده را از از موضوع فساد اداری و قاچاق مواد مخدردرافغانستان ، استعفای گالبریت، ماجرای هولبروک را با کرزی در قصر ریاست جمهوری، اظهارات جیمی کارتر را در رابطه به دزدی آرای انتخابات، اظهارات علنی وزرای کابینه را بر ضد کشور های غربی، ماجراهای جنگ زرگری وعصبانیت های کرزی را در انتقاد از بمباران های هوایی، اظهارات کرزی را در رابطه به انتقال طالبان توسط طیارات به شمال، رد تقلبات انتخاباتی رادرروز های بعدی با وجود قبول آن درروز اول توسط کرزی و غیره را کنار هم بگذاریم به این نتیجه میرسیم که بازی کمیدی که به نام دموکراسی در افغانستان از هشت سال به اینسو به نمایش گذاشته شده بود به پایان رسیده و پرده نمایش به روی بینندگان بسته میشود که با این کار جامعه جهانی مانند گذشته باز هم در افغانستان مرتکب اشتباه میشود. چون با تلقینی که توسط دولتمردان به غرب صورت گرفته آنان فکر میکنند مردم افغانستان گویا از حوادث جهان بی خبر، از دموکراسی بیزار و غرق در خرافات بوده اصلاً از حیات مدنی متنفر هستند. در حالیکه قضیه بر عکس آنست. تجربه نشان داد که در گذشته ها با معامله با عبدالرحمن خان فابریکه، مکتب و ترقیاتی را که در دوره امیر شیر علی خان اساس گذاشته شده بود نا دیده گرفته حکومتی را با رأی و اراده یک فرد مستبد در افغانستان قبول کردند. در دوره امان الله خان با کنار آمدن با محافظه کاران تمام ترقیات و انکشافات را نا بود کردند. در دوره صدارت داود خان با قبول نه شدن شرایط غرب از طرف افغانستان، پاکستان را به صفت متحد برگزیده و افغانستان را به شوروی رها کردند. در دوره دموکراسی با کودتای داود خان غرب مهر خموشی بر لب گذاشته به غیر از اشاره و استشاره ترغیبی پاکستان حرکت دیگری نشان نداد. پس از حمله شوروی بر افغانستان رییس جمهور کارتر افغانستان را به صفت یکی از اقمار شوروی قبول کرد. بعد از سقوط حکومت نجیب غرب و مخصوصاً ایالات متحده مجاهدین را در طوفان جنگ های داخلی رها کرد. در دوره طالبان تا قبل از یازده سپتمبر غرب با امارت طالبی و مداخله پاکستان مخالفت نشان نمیداد و فقط پس از 11 سپتمبر آنهم به خاطر فرو ریختن آسمان خراش های نیویارک بود که ایالات متحده از خواب بیدار شده بر طالبان در افغانستان حمله کرد. حالا زمان نشان میدهد که اگر به عوض بوش کدام رییس جمهور دیگر میبود شاید همان اقدام هم صورت نمیگرفت.
پس از 11 سپتمبر و تشکیل اداره مؤقت باز هم غرب و مخصوصاً ایالات متحده با نهاد ها نه، بلکه با چهره ها کار نمود، آقای کرزی را در حالیکه حزب یا گروهی در عقب خود نداشت در کنفرانس بن برگزیدند. شاه که کرزی از طرفدارانش فکر میشد به تدریج در برابر کرزی فراموش شد و سیاست کنار گذاشتن این جهادی و نوازش آن نا راضی به شکل معامله عملی شد، عده زیادی از مجاهدین به نام جنگ سالار و توپک سالار و غیره به دهان مطبوعات داده شد و از دولت اخراج شدند و در عوض مسایل قومی و زبانی تا حد اعظمی دامن زده شد و از آن بهره برداری های افزاری به خاطر تحکیم قدرت صورت گرفت.
در کنفرانس های بن، توکیو، لندن و غیره مبالغ هنگفتی به خاطر تحکیم مردمسالاری و آزادی بیان داده شد اما این پول ها طوری به مصرف رسیدند که اکنون سلاح دست و وسیله تحکیم قدرتمندان شده. خارجی ها با چشمان پت به افغانستان آمدند و هر کی دست هر کی را به آنان داد آنرا پذیرفتند. حتی در همان روز هاییکه بازار آزادی بیان و اصلاح طلبی و محافظه کاری گرم بود از زبان کسانیکه روزگاری خود را اصلاح طلب و طرفدار آزادی بیان و امثالهم میدانستند شنیده میشد که باید همه چیز سیاه و سفید دیده نشود و رنگ ما بینی هم وجود دارد و مسأله اصلاح طلبی و محافظه کاری در دوره های اداره مؤقت و انتقالی زیر تأثیر معاملات و مذاکرات اصلاً مطرح نبود و از مهابت به قول معروف «شیر شاه، شیر و بز آب را به هم میخورد» با این حال اصلاً به نظریات جدا از خواسته های چند تن (که حتی خود شان معنی گپ های شان را نمی فهمیدند) توجه نشد که این واقعاً جفا کاری به حال مردم بود: اگر کشور های همسایه را مد نظر گیریم در پاکستان پیپلز پارتی و مسلم لیگ حد اقل میتوانند دو نگرش متفاوت اما مثبت در رابطه به مسایل کشوری را ارائه نمایند و یا در ایران با آنکه همه از خط جمهوری اسلامی پیروی مینمایند اما نظریات متفاوتی را در زمینه های حیات کشوری ارائه میکنند چنانچه مبارزه جناح محافظه کار و اصلاح طلب آن تا جایی پیشرفت که اکنون سرنوشت حکومت را زیر سوال میبرد. ولی در افغانستان وضعیت طوری بود که اولاً با تطمیع و نوازش و کرنش مجال از جا جنبیدن به کسی داده نه شد و در ثانی مغز های متفکری که بتوانند نظریات جدا از هم اما در مطابقت با قانون ارائه کنند به دلیل مصروف ساختن عده در چوکی های دولتی و تشریفات رسمی به وجود نیامد. به احزاب، گروه ها، سازمان و نهاد های مدنئ اجازه فعالیت داده شد که فقط در شرایط تکیه بر نظام حاکم مجال تنفس را داشتند و از طرفی در مقابل عده با زور و پول طوری مصروف نگهداشته شدند که بقای شان را در ادامه خود کامه گی و فساد و قاچاق در کشور ببیند.
در حالیکه از یکطرف کار با اشخاص به مراتب آسان تر از کار با افکار و نظریات نو بود و از طرفی جامعه متفکر و روشنفکر افغانستان نیز با توجه به ضربه های روحی و آسیب های بزرگی که در سالهای جنگ خورده بود و با توجه به شکستی که دیدگاه های ایدیولوژیک در جهان به آن رو به رو شده بود نتوانست به پا ایستاده شود و اصلاً حس اعتماد میان روشنفکران وجود نداشت در همین حال انتخابات اول ریاست جمهوری صورت گرفت. در آن انتخابات 18 کاندید پا به عرصه گذاشتند و به خاطر تمثیل دموکراسی حرف هایی گفتند، اما به همه گان معلوم بود که برنده کی خواهد شد چون در آن زمان همه به این می اندیشیدند که یک چهره جدیدی که حزب نداشته و از پشتیبانی گروه های مسلح برخوردار نباشد شاید در صراط المستقیم منافع ملی بهتر حرکت کند و از طرفی چون جنگ چار آسیاب با ارگ را در دوره قبلی همه گان به یاد داشتند که صدر اعظم با راکت به ارگ ریاست جمهوری و میدان هوایی فیر مینمود به طور طبیعی این احساس میان نخبه گان فکری پیدا شده بود که مبادا در فردای تسجیل یک حکومت صدارتی تجربه تلخ جنگ چار آسیاب و ارگ تکرار شود، بنابران به نظام صدارتی رأی دادند و با وجود تقلباتی که صورت گرفته بود آقای قانونی به گفته خودش تبریکی به آقای کرزی را چون جام زهر سر کشید و فریاد های او را در شکوه از تقلب کاری کسی نشنید. اما سالهای پس از حکومت انتخابی نشان داد که با گذشت هر روز کشور از صفر به طرف منفی در حال حرکت بوده ساحه حاکمیت دولتی از سپین بولدک به دروازه های پایتخت محدود شد. طالبان از یک نیروی فراری به یک قدرت دارای مانور تا جوار قصر رییس جمهور و دارای امکانات شبکه انترنتی و صحنه های فلمبرداری و پخش حتی اعلامیه ها و مقررات مبدل شدند. هیچ رهبر برجسته طالبان و القاعده به دام نیرو های بین المللی نیافتاد. قاچاق و کشت مواد مخدر از صفر فیصد به بیش از 90 فیصد رسید. افغانستان یکی از چند کشور غرق در فساد اداری جهان خوانده شد. اختلافات شدیدی میان قوای اجرائیه و مقننه در گرفت و اکثریت وکلای پارلمان در تفاهم و توجیه اقدامات قوه اجرائیه قرار گرفتند. چند وزیر بدون نظر پارلمان در چوکی های شان ابقا شدند. وزیری به نام وزیر ارشد در کابینه می نشست که از هیچ مرجع رأی اعتماد نگرفته بود. نشرات آزاد روز به روز راه سقوط را پیموده تعداد شان انگشت شمار شد. مسایل زبانی خصوصاً در موسسات تحصیلات عالی و مکاتب به شدت دامن زده شد. کدام فابریکه بزرگی که حد اقل ده هزار نفر در آن کار کند احداث نشد. معادن استخراج نشد. بند های بزرگ آب گردان ساخته نشد و بر عکس برق از خارج به افغانستان خریداری شد. معاشات بر اساس عاید و مصرف دولت عیار نشد. ظرفیت نهاد های تحصیلی در جذب فارغ التحصیلان پایین ماند. محصول برق بر مأمورین پایین رتبه و دارای عاید کم بالا رفت. گندم در یک کشور زراعتی از خارج وارد میشود. محصولات انگور، انار، سیب و غیره به خاطر مشکلات عدم صدور در کشور گندیده شد واردات نظر به صادرات افزایش یافت. از آزادی بیان به عنوان وسیله کوبیدن حریفان سیاسی استفاده شد و مجال برای دگر اندیشی و ظهور اپوزیسیون داده نشد. افرادی که میتوانستند بیرق اپوزیسیون را بلند کنند به شکلی از اشکال مصروف نگهداشته شدند و در این حال انتخابات دور دوم ریاست جمهوری تدویر یافت. تقلب گسترده در این انتخابات کار را به باز بینی کمیسیون شکایات انتخاباتی کشاند و در فرجام با پایین افتادن رأی کاندیدان از پنجاه فیصد انتخابات وارد دور دوم شد، اما در دور دوم با ادعای یک کاندید بر کمیسیون انتخابات و رد آن توسط رییس جمهور و نرفتن کاندید مذکور به انتخابات دور دوم کمیسیونی که باید تحت تحقیق قرار میگرفت کاندید مقابل را برنده انتخابات نمود که با به رسمیت شناختن این انتخابات توسط ایالات متحده و کشور های غربی که این درامه دموکراسی را به روی مردم افغانستان کشوده بودند پرده دموکراسی برای همیش به رخ مردم بسته شد و دومین دموکراسی نا کام ماند. اکنون فقط با خموش ساختن امواج اف ام رادیو و صدور یک فرمان به خاطر لغو رسانه های خصوصی و چند اشاره و استشاره عدالت غیر رسمی و خموش ساختن تیلفون های همراه و انترنت طی یکروز میتوانند افغانستان را به عصر تاریک اندیش انتقال دهند.
غرب بالاخره کرزی را در وضعیتی قرار داد که نتواند مانند سال 2004 هر چه دلش خواست بگوید و از جانبی رییس جمهوری یافت که در میان مخالفان نظر به مؤافقان محبوبیت بیشتر دارد و با این حال به آسانی اوباما میتواند باری را که از اداره بوش به شانه اش سنگینی میکند در ازای یک لویه جرگه فرمایشی که کرزی طی صد روز وعده تدویر آنرا داده و چند فرمان تهدید کننده آزادی های مدنی به آسانی به زمین بگذارد و با این حال صفحۀ آزادی های مدنی و دموکراسی در غبار آلود شدن چهرۀ رهبران نا بود می شوند.
مظاهر عظمت باستانی بگرام یا کاپیسا
نوامبر 8, 2009 at 9:59 ق.ظ | In تاریخی | Leave a Comment
قسمت آخر
تتبع و نگارش: محمد داود سیاووش
شماره 56 یکشنبه17عقرب 1388/8نوامبر2009
گلبهار
استاد کهزاد در باره گلبهار مینویسد:«این دهکده زیبا در داخل (سه راه) دره پنجشیر، کوهستان و نجراب با رودخانه های خروشان شتل و پنجشیر یکی از تفریحگاه های بدیع و عالی پایتخت افغانستان است. گلبهار در ناحیه شمالی خود محلی دارد به نام شیخان خیل (که حالا به نام شیرخانخیل یاد میشود) دشت شیخان خیل که حالا عمارت فابریکه (نساجی گلبهار) در آن احداث شده، در حوالی چهارصد سال قبل با داشتن انواع گلهای خود رو و طبیعی، مخصوصاً گلهای لاله شهرت به سزا داشت.»سنجن که به طرف شرق دشت شیرخانخیل قرار دارد از آن منطقه نیز آثار تاریخی به دست آمده است. ظهیرالدین محمد بابر در «تزک» خود که خاطره های شخصی اوست از شیخان خیل به نام دشت شیخان یاد کرده. به نوشته استاد کهزاد در کتاب (پادشاه نامه) که محتوی وقایع عصر شاه جهان پادشاه مغولی میباشد مرقوم است: وقتی که علیمردان خان به قصد تسخیر بدخشان از کابل حرکت میکرد به او گفتند که عساکر زیاد از دره هندوکش عبور کرده نمیتوانند لذا او با ده هزار سوار از راه پروان و آهنگران و سالنگ و دوشاخ گذشته به خنجان واصل گشت و در مراجعت از اندراب از سراب و کوتل (خاواک) گذشته به شپن و از آنجا به رخه حاکم نشین پنجشیر آمد و از آنجا به گلبهار مواصلت کرد.»
استاد کهزاد مینویسد:«این مفکوره در اثر گردشی که هفته گذشته به پروان و گلبهار و پنجشیرکردم به من ثابت شد که اسکندر از این دو طریق متذکره استفاده کرده و جبل السراج و اسکندریه پروان همان طور که 23 قرن قبل از میلاد دروازه جنوبی هندوکش بود بار دیگر با باز شدن سرک جدید سالنگ بزرگترین موقعیت تاریخی را مجدداً احراز میکند.»
خلاصه اینکه:
بگرام یا کاپیسا از عظمت تاریخی برخوردار بوده به نوشته استاد کهزاد از 150 قبل از میلاد تا 475 میلادی به مدت 625 سال پایتخت کشور بوده و نام های کی پن، کی پیش، بگرام، ویگرام، بالکهه گرام و غیره بر آن اطلاق شده که به مفهوم پایتخت، شهر نجبا، قریه راهب ها، قریه بخت و غیره استباط میشد.کاپیسا یا بگرام قدیم راه بزرگ تجارتی بوده مدخل بزرگترین دره های هندوکوه از پنجشیر، خاواک، شتل و غوربند در آن باز میشود، کاروان های هند و قافله های اراکوزی از طرف شرق و جنوب و غرب مال التجاره پار دریای اکسوس و آسیای مرکزی از راه (بکتر) یا (فو.هو.لو) یعنی بلخ و (هو) یعنی کندز و سایر شهر های باختر و تخارستان از طرف شمال در آن رد و بدل میشد.
بنابران باید مسوولان مملکت توجه نموده در حفظ میراث های تاریخی و احیای عظمت تاریخی این منطقه پلان هایی را رویدست گیرند.
جنگهاچگونه به شمال کشیده می شوند؟
اکتبر 31, 2009 at 8:05 ق.ظ | In Uncategorized | Leave a Commentشنبه 9 عقرب 1388/31 اکتوبر2009
کوه بچه
در حالیکه حملات شدید قوای پاکستان بر مواضع طالبان در وزیرستان ظاهراً با جدیت آغاز گردیده و همزمان انفجارات و حملات انتحاری در اسلام آباد، پیشاور و سایر مناطق پاکستان پنجصد کشته بجا گذاشته، راه اکمالاتی ناتو از طریق پاکستان مورد حملات قرار میگیرد، همزمان در شمال افغانستان که یگانه راه اکمالاتی نیروهای ناتو میباشد وضع امنیتی رو به وخامت گذاشته در بغلان، کندز، بخش هایی از بلخ، جوزجان، سرپل و فاریاب از وقوع جنگ ها و حوادث گزارش داده میشود، مردم از اینکه جنگ ها به طور مرموز به شمال کشانیده میشوند در تشویش اند، تایمز گزارش داده که در ولایت کندز طالبان با موتر های شان ترانه خوان گشت و گذار مینمایند و در بخش هایی از آن ولایت قوانین طالبی در معرض اجرا گذاشته شده.
چندی قبل تلویزیون بی بی سی تصاویری را به نشر رساند که در آن تسلیمی سلاح افراد دولتی به طالبان در ولایت بغلان نمایش داده میشد، با این حال طاهر یولداش فرمانده ارشد جنگجویان مخالف دولت ازبکستان که با القاعده ارتباط نزدیک داشت در شمال افغانستان کشته میشود و همزمان در نوار مرز با تاجکستان و در خاک آن کشور اوضاع به وخامت میگراید.
در منطقه اویغور های چین شورش ها صورت میگیرد، چند افسر بلند پایه ایران توسط افراد ریگی در نوار مرز آن کشور با پاکستان به قتل میرسد.
انکشافات فوق نشان دهنده نوعی حالت فوق العاده در منطقه میباشد که همزمان با آن اختلافات جدی در رابطه به تقلبات انتخاباتی میان نیرو های داخلی دولت افغانستان بروز نموده، با این حل کارشناسان چند سوال را مطرح مینمایند:
یکی آنکه با توجه به این مسأله که قرارگاه های نیرومند طالبان طی کمتر از یکماه در سراسر کشور با فعالیت طیاراتB52برچیده شد طالبان چگونه اینقدر با جرئت میتوانند در کندز گشت و گذار نمایند؟
مردم سوال مینمایند در حالیکه راه اکمالاتی ناتو از جنوب معروض به خطر گردیده هر گاه در شمال نیز مسدود شود قوای بین المللی در افغانستان مشکل اکمالاتی شان را از کدام طریق حل مینمایند؟
با این حال اگر وخامت مناسبات هند و پاکستان را در رابطه به بم گذاری جوار سفارت هند در کابل و مسایل کشمیر از جانب دیگر مد نظر گیریم و همزمان مطالبۀ ایران را از پاکستان مبنی بر تسلیم نمودن ریگی و مسدود شدن راه اکمالاتی ناتو را از طریق پاکستان ملاحظه نماییم دیده میشودکه با کنار هم گذاشتن اینهمه حوادث منطقه آبستن یک تغییر جدی میباشد.
چالش های دور دوم انتخابات
اکتبر 22, 2009 at 5:59 ب.ظ | In سیاسی | Leave a Commentشماره 54/پنجشنبه 30 میزان 1388/22 اکتوبر 2009
بالاخره پس از بن بست طولانی مشکل انتخابات افغانستان ظاهراً راه حل پیدا نموده افکار عامه به سوی دور دوم انتخابات سوق یافت. ناظرین سیاسی میگویند بحران تقلب انتخاباتی توجه کسانیرا که به نحوی مخالف حضور جامعه جهانی میباشند به این نکته جلب میکند که اگر مداخله بین المللی و قوای جهانی در افغانستان نمیبود در پایان اعلام نتایج انتخابات و کله شخی های یک طرف و نپذیرفتن طرف دیگر آیا شهر کابل بار دیگر به حمام خون مبدل نمیشد و آیا جنگ کوچه به کوچه در شهر کابل راه نمی افتاد. تجربه نشان داد که هنوز در تمرین دموکراسی بزرگان کشور مشکل دارند و حقیقت های تلخ را چون دوای تلخ و با پیشانی ترش به گلو میبرند. ورود برنارد کوشنر وزیر خارجه فرانسه و جان کری رییس کمیته مجلس سنای ایالات متحده به افغانستان و فشار جامعه جهانی به کابل با اعمال فشار بر طرفین باعث پذیرفتن نتایج کار کمیسیون شکایات شد ور نه اظهارات ستاد انتخاباتی نامزدی که در صدر جدول قرار داشت شاید انتخابات افغانستان را به تشنج می کشاند. در حال حاضر که آقای کرزی نتایج انتخابات را در مطابقت با قانون و بر حق دانسته و آنرا پذیرفته اما ها و چرا هایی که پس از آن از طرف سخنگوی ایشان ابراز میشود هنوز برای ناظرین سیاسی قابل درک نیست. کارشناسان در شرایط کنونی چند مسأله را قابل بحث میدانند: اول: آنکه با کسانیکه بیش از یک ملیون رأی را تقلب کردند چه معامله قانونی صورت خواهد گرفت؟ آنکه با کسانیکه بیش از یک ملیون رأی را تقلب کردند چه معامله قانونی صورت خواهد گرفت؟ دوم: ادعاهای کاندیدان مبنی بر جانبدار بودن کمیسیون مستقل انتخابات در دور دوم چگونه حل خواهد شد؟ سوم: در شرایطی که اوضاع جوی اجازه ندهد انتخابات چگونه صورت خواهد گرفت؟ چهارم: چه میکانیزمی برای تدویر یک انتخابات شفاف در دور دوم وجود دارد؟ با این حال از نظر کارشناسان چند مسأله را باید مدنظر داشت: – هر گاه انتخابات دور دوم طی پانزده روز دایر گردد باید در ساختارهای تدویر کننده انتخابات تغییرات اساسی به وجود آید. – اگر به دلایل سردی هوا امکان تدویر دور دوم انتخابات در شرایط کنونی مقدور نباشد یک اداره مؤقت که در آن از رؤسا تا وزرا و معینان و والیان هیچ یک کاندید نباشند تشکیل گردد و آمادگی ها را به دور دوم انتخابات سازمان دهند. – اگر در چوکات حکومت موجود انتخابات بر گذار میشود باید بخش اجرایی حکومت جدا از تأثیرات صدر قدرت تشکیل شود. – به خاطر جلوگیری از وخامت اوضاع امنیتی یک مرکز فعال سوق و اداره جدید نظامی تشکیل شود که در کوردیناسیون با قوای بین المللی کنترول مسایل امنیتی را به دست گیرد.
سخن روز
سپتامبر 28, 2009 at 12:11 ب.ظ | In Uncategorized | Leave a Commentشماره 52 دوشنبه 6 میزان 1386 /28 سپتامبر 2009
مردم در این روز 6 میزان که باری روز بستن دهان مردم، شکستن رسانه ها و نابودی آزادی های مدنی به آن نام داده اند با دقت به نتایج کار کمیسیون شکایات انتخاباتی می اندیشند و از اظهار آمادگی مشروط آقای کرزی به پذیرش نتایج انتخابات و مغلق خواندن پروسه رسیدگی به شکایات توسط آقای دکتر عبدالله در تشویش بوده هشدار بان کی مون سرمنشی سازمان ملل مبنی بر امکان خشونت های پس از اعلام نتایج انتخابات را جدی میگیرند، ولی در همین حال چشم ها و گوش های همگان به سخنان گرانت کیپن رییس کمیسیون شکایات متوجه میباشد که با تجارب تخصصی که در این زمینه از سایر کشور ها دارند چگونه سره را از ناسره و اصلی را از تقلبی در میان بیش از سه هزار مرکز از هم جدا خواهند ساخت.
انقطاب های سیاسی جامعه افغانی طوری شکل گرفته که با روحیه مثبت منفی در حال حاضر به سخنان همدیگر حمله میکنند و یگانه راه حل آنست تا کمیسیونی که از حمایت بین المللی برخوردار است از موضع بیطرفانه حرف آخر را ابلاغ نماید.
مردم در فرایند این انتخابات دو راه را مشاهده میکنند یکی به سوی صلح، دموکراسی، ترقی اجتماعی، آزادی بیان، آزادی های مدنی و وحدت و یکپارچه گی ملی که با اعلام نتایج انتخابات شفاف به دست می آید و دیگری بسوی استبداد، عقبگرایی و رفتن بطرف یک اداره قرون وسطائی که پیامد تقلب خواهد بود. اما همگان به این نکته توجه دارند که اگر قبل از انتخابات با رفتن به پای صندق رأی صلاحیت تعین زعیم را داشتند بعد از انتخابات هر گاه تقلب بر مردم قبولانده شود از نام اکثریت شرایط دشواری بر آنان تحمیل خواهد شد که به جزء تابعیت هیچ چاره یی نخواهند داشت. از همین جاست که تقاضای احاد ملت از کمیسیون شکایات آنست که نتایج شفاف و غیر تقلبی را به سمع آنان برساند.
کمیسیون مستقل انتخابات!
ژوئن 6, 2009 at 12:14 ب.ظ | In Uncategorized | Leave a Commentشماره 46/شنبه 16 جوزا 1388/6 جون 2009
امتیاز بخشی بانک ها، شرکت ها، مؤسسات و دفاتر بین المللی در دادن اعلانات به برخی رسانه ها و محروم گذاشتن سایرین شفافیت انتخابات ریاست جمهوری را زیر سوال میبرد.
وبلاگ روی وردپرس.کام. | Theme: Pool by Borja Fernandez.
Entries and comments feeds.

