بایگانیِ ژوئن 2008

ژوئن 30, 2008

ششمین طعنه جهانی

برای ششمین سال متواتر افغانستان در صدر جدول بزرگترین تولید کننده مواد مخدر جهان قرار گرفت و با (17) فیصد افزایش در تولید بار دیگر ناکامی ستراتیژی مبارزه با مواد مخدر جهان را در افغانستان نشان داد.

در این سال ارقام وحشتناک دیگری چون ارتقای رقم معتادان به یک و نیم میلیون نفر در افغانستان و خبر تکان دهنده دریافت یکصد میلیون دالر عاید توسط طالبان از مدرک وضع مالیات بر حاصلات کوکنار و افزایش چهل فیصد حملات بر مواضع دولت و ائتلاف در گزارشات علاوه گردید. اکنون جهان و دولت افغانستان به یک نتیجه گیری باید رسیده باشند و آن اینکه جبهة که از مالیات بر عایدات منفی میتواند توازن دخل و خرچ خود را اکمال کند چالش بزرگی در برابر نیروهای ائتلاف و دولت افغانستان خواهد بود بنابران به مسایل ذیل باید توجه شود:

1-    ماشین جنگی مبتنی بر مواد مخدر شکست ستراتیژی مبارزه با مواد مخدر را در افغانستان ثابت میسازد.

2-  با فورمول های موجود نباید جهان خود را فریب دهد و اکنون در رأس مثلث میانمار، لائوس با زاویه یی مقابل است که نظر به هر ضلع دیگر از نظر درجه کشت، تولید، قاچاق و ترافیک مواد مخدر بزرگتر میباشد.

3-  بالاخره با این فرضیه موقف جامعه جهانی روشن شود که اگر فردا محوریت اقتصاد افغانستان را کوکنار تشکیل دهد با کدام اصول و معیار جامعه جهانی با این اقتصاد زبان مشترک خواهد داشت.

4-  ضرورت عاجل احساس میشود که در یک کنفرانس معتبر جهانی مسأله رشد مواد مخدر در افغانستان مطرح بحث قرار گرفته راه حل ها در سطح ملی، منطقوی و بین المللی برای این پرابلم جستجو شود در غیر آن مثلث سیاهی در حال تشکیل است که مرکز مافیا را به منطقه انتقال داده هر گونه فعل و انفعال سیاسی را در این منطقه از آسیا به نفع خود شکل خواهد داد.—

مافیای تریاک کشور را می بلعد

ژوئن 30, 2008

محمد داود سیاووش

کای ایدی نماینده خاص سازمان ملل در افغانستان به جواب این سوال خبرنگار روزنامه فرانکفورته الگماینه سایتونگ که: آیامی توان به درستی افغانستان را یک سرزمین مواد مخدر نامید؟… گفت:«ما نمی توانیم اجازه دهیم که کشت خشخاش به سطحی باقی بماند که امروز قرار دارد… اما من از سه عنصر برای حل این معضله یاد میکنم: نظام پولیس و قضا باید تقویت گردند، حکومت باید در موقعیتی قرار گیرد که بتواند در سطح ولایات و ولسوالی ها عمل کند و در امور کشاورزی باید از بدیل ها در برابر کشت خشخاش به صورت بهتری حمایت گردد.» این اظهارات در حالی صورت میگیرد که به گفته رسانه ها اعضای حزب دموکرات در کانگرس ایالات متحده طی نامه ئی به رییس جمهور بوش نوشته اند که با ادامه روند جاری در افغانستان به زودی این کشور به عنوان اولین دولت متکی بر مواد مخدر در جهان مبدل خواهد شد, سناتوران امریکایی در این نامه از سیاست ضعیف دولت افغانستان به نحوی یاد آوری نموده اند, در حالیکه دولت افغانستان از ایجاد تا کنون بار ها بر مبارزه با این پدیده تأکید نموده ولی زرع کوکنار و تولید مواد مخدر همزمان با آن قوس صعودی در کشورداشته است. کارشناسان دلیل این تناقض را در برخورد مصلحتی دولت با پدیده مواد مخدر، سر به مهر گذاشتن لیست کارمندان عالیرتبه دولتی شامل در تولید و قاچاق مواد مخدردر افغانستان، تغییرات پیهم در پالیسی مبارزه با مواد مخدر، عقب مانی از ارایه بدیل مناسب به دهاقین و تبلیغات نمایشی مبارزه با مواد مخدر میدانند.این سوال تا کنون لاینحل است که در جنوب کشور چه نوع جنگ در جریان است، سازمان ملل به صراحت میگوید که در سال (2007) طالبان از    مدرک کشت و تجارت مواد مخدر صد میلیون دالر عاید نموده اند و انتونیو ماریا کوستا گفت که این پول از ناحیه وضع مالیات ده درصدی بر کشاورزان افغانی در مناطق تحت کنترول طالبان به دست آمده، منابع سازمان ملل تخمین میزنند که سال گذشته تولید مواد مخدر در افغانستان بالغ یه یک میلیارد دالر بوده و ماریا کوستا میگوید که: طالبان از فعالیت هایی چون محاقطت از لابراتوار ها و محافظت از محموله های مواد مخدر در امتداد مرز پول بیشتری به دست آورده اند اما با این حال در رسانه ها اظهار بی اطلاعی میشود که چه کسی یا کسانی مسوول قاچاق و تجارت مواد مخدر است، مقامات دولتی، سیاستمداران یا طالبان؟!       

کشف بزرگترین محموله مواد مخدر جهان در افغانستان نشان داد که مسأله بزرگتر از آنست که تصور میشود چون باکشف این ذخیره (260) تنی چرس در کندهار که ارزش آن به بیش از (400) میلیون دالر میرسد افغانستان ریکارد جهانی را از کلمبیا که در آن محموله (81) تنی کوکائین یافت شده بود ربود. اعلام این خبر را یک روز قبل از کنفرانس پاریس نیز صاحبنظر تصادفی نمیدانند. صاحبنظران این صعود سرسام آورتولید مواد مخدر را در کشور در حالیکه به گفته مقامات دولت (21) ولایت از کشت کوکنار پاکسازی شده اند سوال بر انگیز میدانند، سوال اصلی اینست که این مواد مخدر در کجا تولید و قاچاق میشود؟ در جائیکه بیشترین نیرو های بین المللی حضور دارند و ادارات ضعیف و سازشکاردولتی مستقراند!

یک نهاد نظارتی وابسته به سازمان ملل میگوید: اکنون افغانستان (93) درصد مواد مخدر جهان را تولید میکند، انجمن بین المللی کنترول مواد مخدر در گزارش سالانه خود از ادامه افزایش تولید مواد مخدر در افغانستان ابراز نگرانی کرده در بخشی از این گزارش (به قول رسانه ها) آمده که در حال حاضر مواد خام کیمیاوی برای تولید هیروئین در افغانستان به مقدار کافی پیدا میشود, بر اساس این گزارش مقدار زیاد این مواد از کشور های همسایه به خصوص پاکستان و ایران وارد افغانستان میشود.

کرستینا اوگز نماینده اداره مبارزه با مواد مخدر و جرایم سازمان ملل در کابل میگوید : باید با آن دسته از مقامات دولتی افغان که در قاچاق مواد مخدر  دست دارند برخورد جدی صورت گیرد, در بخش دیگری از این گزارش گفته شده که افغانستان در چند سال اخیر به مرکز بزرگ تولید چرس نیز مبدل شده است اما دولت افغانستان در برابر انتشار این گزارش واکنش تند نشان داده آن را رد نمود زلمی افضلی سخنگوی وزارت مبارزه با مواد مخدر به بی بی سی گفت که: یافته های این گزارش را به شدت رد می کند. اما وزیر مبارزه با مواد مخدر  تائید میکند که شمار معتادان به مواد مخدر به گونه یی سابقه افزایش یافته و به رقم یک و نیم میلیون نفر معتاد در کشور میرسد.

علاوه بر موارد فوق این مسأله نیز قابل بحث میباشد که چرا ادعای جنرال امین الله امرخیل فرمانده پولیس میدان هوایی کابل مبنی بر وجود یک شبکه بزرگ مافیایی در افغانستان و این ادعای موصوف که این شبکه مانند یک دولت در افغانستان کار میکند با کنار گذاشتن وی خاموش گردید، چنرال امرخیل ادعا کرده بود که: «شواهد نشان میدهد که افراد بازداشت شد،ه به جرم قاچاق مواد مخدر در میدان هوایی کابل در سه سال گذشته به افغانستان رفت و آمد داشته اند.»

جنرال امرخیل گفته بود: «افرادی که به اتهام قاچاق مواد مخدر در فرودگاه کابل با مدارک بازداشت شده بود ساعاتی پس از بازداشت از طرف قوه قضائیه آزاد شدند» اخیراً علی احمد جلالی وزیر داخله پیشین بار دیگر تکرار کرد که در زمان تصدی وی در وزارت داخله  لیستی از مأمورین بلند پایه دولتی متهم به دست داشتن شان در قاچاق مواد مخدر در مقامات عالی دولتی وجود داشت.

قبلاً انتونیو ماریا کوستا به صراحت گفته بود: «من باور دارم که ادعای اینکه ما (حکومت) از ظرفیت کافی برخوردار نیستیم یک بهانه است، من این ادعا را که ما شواهد کافی در دست نداریم نیز نمی توانم قبول کنم، شواهد زیادی موجود است.» در ماده هفتم قانون اساسی افغانستان آمده که: دولت از هر نوع اعمال تروریستی زرع و قاچاق مواد مخدر… جلوگیری میکند اما خلاف این ماده قانون اساسی به شورای سنلس اجازه داده شد دفاتری در شهر های مختلف افغانستان ایجاد نموده گزارشی را تهیه کند که باید کشت کوکنار در افغانستان قانونی شود و صدا هایی در پارلمان نیز همصدا با آن شنیده شد که حتی ماده قانون اساسی باید تغییر داده شود که نمایانگر مشکلات داخلی در این رابطه میباشد.  با توجه به موارد فوق رسانه ها از ناکامی دولت بریتانیا در رهبری مبارزه با مواد مخدر قبلاً گزارش داده بودند و مقامات امریکایی نیز به شکست مبارزه با مواد مخدر هشدار دادند که نامه سناتوران دموکرات تازه ترین موارد از این مسأله میباشد. شورای امنیت در اجلاس اخیر خویش با توجه به نگرانی از افزایش کشت، تولید و قاچاق مواد مخدر در افغانستان از کشور های عضو خواست در مبارزه با این مسأله تلاش و همکاری بیشتر نمایند. اما اصل مسأله آنست که قاچاق و کشت مواد مخدر را نمیتوان با صدور قطعنامه ها، تدویر سیمینار ها و تهیه گزارشات روی کاغذ قطع نمود. در این جا به چند مسأله باید توجه شود:

1-   باید دید که اراده سیاسی، ملی و بین المللی تا چه اندازه برای مبارزه با مواد مخدر وجود دارد, سرباز ناتو به خاطر تأمین امنیت در پوسته نشسته زمین مقابلش کوکنار کشت میشود و او به آن کاری ندارد از حاصل همین زمین راکت خریداری میشود و پوسته آن سرباز با آن هدف قرار میگیرد, حتی تا یک لحظه قبل از حمله, سرباز به این فکر است که وظیفه او نیست در مزارع کوکنار مزاحمت کند؟!

2-   دولت افغانستان باید این ابهام را حل کند که چگونه در کشوری که بیش از (90) فیصد مواد مخدر جهان را تولید میکند اسناد شمولیت حتی یک کارمند بلندرتبه را در زمینه در دست ندارد. این تابو ها کیستند باید شکسته شوند، در غیر آن با دستگیری و محاکمه دریور و جوالی که مواد مخدر را به موترها بار میکنند تا روز حشر این ماجرا ادامه خواهد داشت و حل نخواهد شد.

3-   جامعه جهانی باید به این شایعات  جواب بدهد که آیا واقعاً در قاچاق مواد مخدر خارجی ها دست دارند و به کمک آنان این مواد از بالای زمین دهقان تا شهرهای بزرگ جهان میرسد یا نه؟ اگر چنین شبکه ها وجود داشته باشد باید افشا شوند.

4-   تعریف دقیق از جنگ های جنوب صورت گیرد که آیا این جنگ در اصل جنگ تریاک است یا جنگ بنیادگران و یا جنگ القاعده با دولت و ناتو باید در باره منابع اکمالات پشت جبهه در جنوب فکر کند که این پول از کجا می آید و چراچشمه آن را نمی خشکاند؟

5-   با توجه به اراضی کوهسار تاکتیک های چریکی در مقابل جبهه ای ناتوو موجودیت عاید سرشار مواد مخدر به خاطر اکمال جبهات جنوب کشور به کام اژدهای مواد مخدر فرد خواهد رفت.

6-  این سوال را باید جامعه جهانی جواب دهد که شصت هزار نیروی جهانی با تخنیک عالی محاربوی فقط در چند ولایت محدود جنوب با تاکتیک موش و پشک تا چه وقت بازی خواهد کرد مبادا آنان را بوی مواد مخدر سرگیچ نموده باشد.

7-   معلوم نیست به چه دلیل وظایف نیرو های بین المللی در عرصه های مبارزه با مواد مخدر و مبارزه با تروریزم از هم جدا میشوند، تا وقتیکه این مسأله وجود داشته باشد جنگ نیز ادامه خواهد داشت.

8-   در حالیکه مشکل تریاک در چند ولایت محدود باقیمانده باید نیرو های ائتلاف و ناتو در شرایط امنیتی طوری مداخله نمایند که دولت بتواند از سطح ولایت تا علاقه داری و قریه واحد های اداری را در آن ولایات فعال ساخته از مردم در تحکیم صلح کمک بگیرد.—

افغانستان و معمای تولید «93» درصدی تریاک جهان

ژوئن 30, 2008

بکتاش سیاووش

با سقوط حکمروایی طالبان در افغانستان، جامعه جهانی و دولت جدید در این کشور به طور جدی متعهد شدند که همه تلاش و کوشش خود را برای مبارزه با مواد مخدر به کارگیرند. در گام نخست، کشت خشخاش در این کشور رسمآ غیر قانونی اعلام شد. سپس نهادی بنام «اداره مبارزه با مواد مخدر» برای هدایت سیاستهای دولت در این زمینه ایجاد گردید، که هدف آن ریشه کن کردن (٧٠) درصد کشت تریاک تا سال ٢٠٠۸ (١٣۸٧) و صد در صد آن تا (٢٠١٣) (١٣٩٢) عنوان شد. نتایج اولیه این تلاشها تا حدودی امیدوارکننده بود.

کاهشی که دستاورد بزرگ برای کار مبارزه با مواد مخدر پس از آغاز فعالیت در این مورد بود.

اما با تبدیل شدن»اداره مبارزه با مواد مخدر» به «وزارت مبارزه با مواد مخدرجمهوری اسلامی افغانستان»، این موفقیت مؤقتی و شکننده تر گردید و برای سالهای بعدی نتایج معکوسی را در پی داشت. چراکه افغانستان در ٢٠٠٦ (١٣۸۵) با افزایش (٦٠) در صدی کشت مواد مخدر نسبت به سال پیش از آن، شاهد رشد سرسام آور این مواد بود. درعین حال افزایش تولید هروئین به جای تولید تریاک در سال ٢٠٠٦ (١٣۸۵)، تحول دیگری بود که حکایت از پیشرفت مافیای مواد مخدر در افغانستان داشت.

بدین ترتیب افزایش کشت مواد مخدر در این کشور قوس صعودی خود را پیموده، و افغانستان در سال گذشته (٩٣) درصد از تریاک دنیا را تولید و به بازارهای جهان عرضه کرده است. طبق گزارش سازمان ملل متحد مجموعه تریاک کشت شده در افغانستان به (۸٢٠٠) تن افزایش داشته است، که دو برابر تقاضای تریاک در جهان می باشد. این در حالیست که کشت خشخاش نیروهای مبارزه با هراس افگنی در این کشور در کنار مزارع مشغول مبارزه اند نهادی بنام وزارت مبارزه با مواد مخدر عملاً مسوول محو این کشتزارهاست. همچنین درین سال یکصدونود وسه هزار هکتار زمین در این کشور تحت کشت مواد مخدر قرار داشته، که این میزان تنها در قرن نوزدهم در چین سابقه دارد و از آن زمان تا اکنون درهیچ جای جهان دیده نشده است.

افزایش این مواد در افغانستان نشان از آن دارد که سیاستهای مربوط به مبارزه با مواد مخدر و مافیای آن، در این کشور توأم با موفقیتی پایدار نبوده است. این ناکامی را می توان به عوامل گوناگونی مرتبط دانست، که شاید بتوان آنها را در چهارچوب زیرجمع بندی کرد:

گنگ ماندن جایگاه مواد مخدر در اولویتهای سیاسی :

«آقای آرین» مشاور ارشد وزارت مبارزه با مواد مخدر جمهوری اسلامی افغانستان افزایش كشت خشخاش و مواد مخدر در این کشور را، عدم کارآیی این وزارتخانه دانست که به دست افراد غیرحرفه ی مدیریت می شود. ورنه وجود تشکیلاتی به عنوان وزارت مبارزه با مواد مخدر که تنها مسوولیت طرح خط مشی را دارد، بیهوده است.»

در عین حال تا کنون دولت افغانستان، نیروهای غربی و حتی سازمانهای بین المللی، در مورد جایگاه سیاستهای مربوط به مبارزه با مواد مخدر در میان دیگر اولویتهای سیاسی این کشور تصمیم گیری قاطعی نداشته اند. به نظر می رسد دولت افغانستان و نیروهای خارجی مستقر درین کشور، مسأله امنیت و مبارزه با مواد مخدر را دو سوی یک سکه می دانند. آنها اذعان می دارند که اگر جامعه جهانی و دولت افغانستان گامهای جدی در برابر کشت،تولید و قاچاق مواد مخدر درین کشور بردارند، این اقدام سبب وخامت بیشتر اوضاع امنیتی درین کشور خواهد شد. این در حالیست که «جیمزجونز» یکی از فرماندهان ارشد ناتو با اعتراف به این مسأله که مواد مخدر و مسأله امنیتی در افغانستان دارای روابط تنگاتنگ هستند، این مواد را برای ثبات این کشور بزرگترین تهدید و حتی خطری جدی تر از طالبان و القاعده می داند.

سیاست و اقتصاد معتاد:

دست کم سه دهه جنگ در افغانستان و جو بی امنی و بی ثباتی حاصل از آن، سبب شد تا هیچ گونه مانع جدی بر سر راه کشت و قاچاق مواد مخدر وجود نداشته باشد. این کشت آرام آرام در برخی از نقاط کشور به عنوان بخشی از اقتصاد مردم برای تامین معیشت روزمره مطرح گردید. در این بین خشکسالی های متداوم علت شد، تا کشت و صدور خشخاش به یکی از ارکانهای مهم در آمد در افغانستان تبدیل شود. به طوری که براساس آمارهای سازمان ملل متحد نزدیک به دو میلیون تن که تقریبآ (٩) در صد جمعیت این کشور را تشکیل می دهند، به نحوی دست اندرکار این قضیه هستند.

در چنین وضعیتی نفوذ قاچاقچیان و فرماندهان محلی که عایدات آنها از این بابت است در سطوح بالای سیاسی، به امری کاملآ طبیعی تبدیل شده وآرام آرام سیاست کشور را نیز به مواد مخدر معتاد کرده است. گاه و نا گاه نیز از جانب رسانه های غربی شواهدی مبنی بر دست داشتن سیاستمداران این کشور در سطوح مختلف در کار کشت، تولید و قاچاق مواد مخدر به نشر می رسد.

ولی «حامد کرزی» رییس جمهوری اسلامی افغانستان قاچاق مواد مخدر را کار اتباع خارجی مستقر در افغانستان خوانده، و می گوید: «ما می پذیریم که تریاک در افغانستان کشت می شود، ولی قاچاقچیان تریاک این کشور به بازارهای جهانی، اکثرآ خارجی ها هستند.»

اما پژوهشگران عرصه مواد مخدر بدین باوراند که برای کشت خشخاش، تبدیلش به تریاک و تبدیل حدود (٦٠) در صد آن به هیرویین و مرفین، همچنین سایر فعالیت های جانبی نظیر حمل و نقل، فناوری و فروش در بازارهای داخلی افغانستان، به ازای هر هکتار کشت چهار نفر در تولید و چهار نفر در فعالیت های جانبی مشغول به کار می شوند. به این ترتیب برای تولید چهار هزار تن تریاک در زمینی به وسعت بیش از (٩٠) هزار هکتار، جمعیتی در حدود (٧٠٠) هزار نفر شاغل خواهند شد.

فقدان راهکار:

جامعه جهانی و سازمان ملل متحد در حالی فعالیت در راستای مبارزه با مواد مخدر در افغانستان را از الویتهای کاری خود می خوانند، که در عمل نسبت به ارایه یک راهکار مشخص قابل اجرا و پایدار درین مورد عقیم مانده اند.

البته از جانب دولت افغانستان و کشورهای همکار در زمینه مبارزه با کشت، تولید و قاچاق این مواد، از راهکارهای متفاوتی همچون کشت جایگزین، سمپاشی و نابودی مزارع خشخاش و خرید محصولات کشاورزان سخن به میان آمده است. اما در نهایت در مورد هیچ کدام از این راه ها، پیگیری و تداوم عملی صورت نگرفته است.

به عنوان نمونه سیاستهای تشویقی در مورد کشت جایگزین و وعده ها در باره کمک به زمین داران و بهبود سیستم آبیاری، برخی کشاورزان را به سوی کشت جایگزین ترغیب کرد. اما با گذشت زمان و تحقق نیافتن وعده های داده شده، همین کشاورزان بار دیگر به سوی کشت خشخاش روی آورده، و همانند زارعان یکی از ولایات شمالی افغانستان (بلخ) تهدید به بازگشت به کشت کوکنار کردند.

همچنان آقای آرین دلیل افزایش مواد مخدر درین کشور را هزینه ناچیز دولت در برابر قاچاقچیان این مواد خوانده، و می افزاید : «وزارت مبارزه با مواد مخدر برای کار مبارزه با این مواد، در یک سال (٦۸) میلیون افغانی از دولت دریافت می کند. از مجموع این درآمد، تنها سه میلیارد آن به داخل افغانستان به مصرف می رسد. از این مبلغ یک میلیارد برای زارعین و دو میلیارد برای قاچاقچیان داخلی است و بقیه پول بدست آمده از قاچاق مواد مخدر در افغانستان، به کشورهای خارجی سرازیر می شود.»

اما «آنتونیا ماریا کوستا» رییس بخش اجرایی «اداره مبارزه با مواد مخدر و جرایم سازمان ملل متحد»، علت اساسی افزایش كشت خشخاش را عدم كنترل و نظارت بین مرزهای افغانستان با کشورهای همسایه می داند. بنا به اظهارات وی، مواد مخدر تولید شده در این کشور با رسیدن به بازارهای اروپایی قیمت ده برابر پیدا می کند. در عین حال تنها زمینه رسیدن خشخاش افغانستان به بازارهای اروپایی، مرزهای این کشور می باشند که در آن کنترل مطلوب صورت نمی گیرد.—

تاریخچه پیدایش خشخاش

ژوئن 30, 2008

مسعود صدیقیان

کشت خشخاش و تولید تریاک در (3400) سال پیش از میلاد مسیح در کناره جنوبی منطقه بین‌النهرین آغاز شده است. در آن زمان سومریان خشخاش را گیاه لذت می‌شناختند. کشت گیاه لذت به دلیل رضایت مصرف کنندگان آن به سرعت در میان آسوریان و سپس بابلیان رواج یافت و سرانجام به مصر رسید.

(1300) سال پیش از میلاد مسیح جاده تجاری فروش تریاک که توسط فراعنه مصر از طریق فنیقیه و کرت ایجاد شده بود تریاک را به کناره‌ی دریای مدیترانه، یونان و سپس به اروپای فعلی رساند. گیاه خشخاش از ناحیه آسیای صغیر به یونان منتقل شده است. اگر چه در بعضی از منابع آمده است مجارها اولین ملتی هستند که با گیاه خشخاش آشنا شده‌اند ولی هومر شاعر نابینا و حماسه سرای یونانی (600) سال قبل از میلاد مسیح در آثار خود از گل خشخاش كه در باغهای شهر روم كشت می‌شد یاد می‌کند. سقراط  پایه گذار دارو سازی در سال (460) میلادی تریاک را داروئی معجزه‌گر که تمام بیماری‌ها را التیام می‌بخشد نمی‌داند اما مصرف آن را در بند آوردن خونریزی، بیماری‌های داخلی، بیماری‌های زنانه و واگیر دار توصیه می‌کند.

در سال (330) میلادی در هنگام حمله اسکندر تریاک به ایران و سپس به هندوستان رسید. ابوعلی سینا در سال (1020) مسیحی به شاگردان خود می‌آموخت که تریاک قوی‌ترین ماده بهت آور و مخدر جهان است. در سالهای (1300م) در زمان تفتیش عقاید از طرف کلیسا تریاک به مدت (2) سال از اروپا ناپدید شد زیرا کشیشان مسیحی اعتقاد داشتند هر چه که از شرق می‌آید با شیطان ارتباط دارد. در سالهای (1600م) ملکه الیزابت اول اجازه صدور تریاک از هند به انگلستان را صادر کرد و عملاً از سال (1637م) تجارت تریاک از انگلستان به چین شروع شد.

اسناد تاریخی و لوح‌های نقاشی کشف شده از یونان قدیم و مصر باستان حکایت از آن دارد که طبیبان از بوته خشخاش و بوته شاهدانه به عنوان گیاه داروئی استفاده می‌کردند. پلین دانشمند رومی اولین کسی بود که شیرة غلیظ خشخاش را به نام اوپیوم جهت استفاده علمی در داروهای مسکن عرضه کرد. اوپیوم از ریشه اوپوس به معنای شیره گرفته شده و در برخی موارد از آن به نام هیپون و یا افیون نیز نام برده شده است.

آنچه مسلم است در قرون قبل از میلاد کشت و استفاده از بوته‌های موادمخدر صرفاً جنبه داروئی داشت ولی کشورهای انگلیس  فرانسه و پرتگال در فاصله قرون (16) تا (18) میلادی از تریاک برای سلطه بر کشورهای ضعیف استفاده کردند. وقوع جنگ اول تریاک در مارچ (1839) میلادی و جنگ دوم تریاک در (1856) میلادی میان چین و انگلیس واقعیت غیرقابل انکاری در ترویج مواد مخدر است.

در فاصله سالهای (1620) تا (1670) استعمال مواد مخدر در میان نیروهای طرفدار راجپوت رواج یافت و پس از جنگ اول تریاک سربازان چینی مجبور به مصرف روزانه تریاک شدند و از سال (1637) به بعد تریاک به کالای عمده تجاری بین دو کشور تبدیل شد. در سال (1841) میلادی چین در جنگ دوم تریاک از انگلستان شکست خورد. دلیل جنگ تریاک این بود که انگلیسی‌ها می‌خواستند تریاک را به کشور چین وارد کرده و آن را بفروشند. چین با تصمیم انگلستان مخالفت کرد و سبب شد تا انگلستان به چین حمله کند. این جنگ دو سال طول کشید و سرانجام جنگ به سود انگلیسی‌ها خاتمه یافت. این شكست راه را برای نفوذ و سلطه انگلیس بر سرزمینهای شرقی هموار کرد و دوران استعمار بر اراضی وسیع چین آغاز شد. اما این دوران شروع مبارزات مردم چین علیه دولت انگلیس هم هست. مردم این كشور پهناور با تحریم تریاك سالها در مقابل دولت انگلیس ایستادگی كردند اما بعدها به موجب معاهده‌ای كه استعمارگران بر چینی‌ها تحمیل كردند آنان مجبور شدند پنج بندر مهم خود را برای تجارت تریاك به انگلیسی‌ها واگذار نمایند.

در سالهای اخیر تولید تریاک صورت دیگری به خود گرفته است. در سال (1992) قاچاقچیان مواد مخدر کلمبیا نوع مرغوب دیگری از هروئین را به آمریکا صادر کردند. منطقه مثلث طلایی واقع در جنوب شرقی آسیا در سال (1995) مرکز تولید مواد مخدر بود و مسیر جدید ورود آن به اروپا و آمریکا از برما، لائوس، کمبودیا و جنوب چین می‌‌گذشت. در سال (1999) تولید مواد مخدر به افغانستان انتقال یافت و 75 درصد از هروئین دنیا در افغانستان تولید شد.

کشت مواد مخدر در افغانستان سابقه طولانی دارد. کشت تریاک در زمان سلطان محمود غزنوی هم معمول بوده است و در برخی از مناطق بخصوص در شرق افغانستان از آن به شکل دارو برای تسکین درد و برای درمان بی‌خوابی استفاده می‌کردند. در ابتدای دهه (80) میلادی تخم گیاه خشخاش از طرف پاکستان وارد افغانستان شد و پس از کشت و تولید تریاک، شیره آن به کارخانه‌های تولید هروئین در داخل پاکستان برده شد. به این ترتیب افغانستان در سال (2006) توانست با کشت و برداشت (6100) تن تریاک (92) درصد تولید تریاک جهان را به خود اختصاص دهد. این مقدار تولید در سال (2007) به بیش از (15) درصد افزایش یافته و هم اکنون افغانستان 95 درصد هروئین دنیا را تامین می‌کند. با وجود آن که بر اساس قوانین افغانستان کشت خشخاش در آن کشور ممنوع است دولت این کشور اراده لازم را برای کنترل کشت خشخاش و جلوگیری از توسعه آن ندارد.

در ایران در زمان صفویه ابریشم کالای اصلی تجاری بود و بخش عمده درآمد پادشاهان صفوی از راه تجارت ابریشم به دست می‌آمد. پس از نفوذ سیاسی اروپائیان و بخصوص انگلیس و رواج تجارت خرید تریاک سبب می‌شود تا روستائیان به جای تولید ابریشم به طرف کشت تریاک کشیده شوند بطوری که در دوره قاجاریه تجارت ابریشم عملاً نقش چندانی ندارد، کالای تجاری عمده در ایران تریاک است و اکثر روستاهای ایران به کشت تریاک مشغول هستند. کشت خشخاش و تولید تریاک تا سال (1334) خورشیدی ادامه پیدا می‌کند و در این سال کشت آن در ایران ممنوع و مبارزه با آن به عنوان یک کالای مضر شروع می‌شود.

بررسی آماری نشان می‌دهد در سی سال گذشته میزان رشد اعتیاد در ایران سالانه (8) درصد و بیش از سه برابر رشد متوسط جمیعت در این سه دهه بوده است. طبق تحقیقاتی که وزارت بهداشت با همكاری سازمان ملل در سال (1382) انجام داده است بیش از سه میلیون و هفتصد هزار نفر در ایران مصرف‌كننده مواد افیونی از جمله تریاك، شیره، هروئین و به ‌ویژه مرفین بوده‌اند كه بیش از (3) میلیون نفر از آنان بیشتر از یك سال مواد مخدر مصرف می‌کردند و (2) میلیون و (547) هزار نفر به آن وابستگی شدید داشتند. در این گزارش آمده است که یك میلیون و (214) هزار نفر نیز آن را تفریحی و تفننی مورد استفاده قرار می‌دادند. شایع‌ترین مواد مصرفی در ایران شامل تریاك، هروئین و حشیش بود و افزایش شیوع استعمال مواد مخدر در زنان و كاهش میانگین سن شروع مصرف از دیگر یافته‌های تحقیق بود.

طبق گزارش سال (2005) سازمان ملل در مورد اعتیاد، ایران بالاترین تعداد معتادین به مواد مخدر در جهان را در اختیار دارد و بدون احتساب کودکان نزدیک به (3) درصد از جمعیت بالای پانزده سال مواد مخدر مصرف می‌کنند. در ایران حدود 500 هز دلال به کار مشغول هستند تا مواد مخدر به ارزش خیابانی (2) تا (3) میلیارد پوند را توزیع کنند.

هم اكنون در جهان (144) میلیون نفر كانابیس، (29) میلیون نفر آمفتامین، (14) میلیون نفر کوکائین و بیش از (13) میلیون نفر تریاک و هروئین مصرف می‌کنند. این آمار نشان دهنده افزایش مصرف محركهاى نوع آمفتامین و كاهش مصرف تریاک و مشتقات آن است. حشیش بیشترین نوع ماده مصرفى در دنیا است و معتادین به هروئین و کوکائین با بیشترین مشکل مواجه هستند. در ایران تریاک همچنان شایع‌ترین ماده مصرفى و کشیدن آن بیشترین روش مصرف بوده و (16) درصد از معتادین، مواد مخدر را از طریق تزریق مورد مصرف قرار می‌دهند. بر اساس تحقیقات انجام شده هروئین و حشیش بیشتر در مكانهاى عمومی، پاركها، خرابه‌ها، زیر پله‌ها، باجه‌هاى تلفن عمومی، حمام، تشناب و تریاک در محیط‌های خصوصی مصرف می‌شود.—

کوکنار بیتی ها

ژوئن 30, 2008

  فاخته

به کوکنار کشتن هرجا پنج و چار اس

گل کوکنار فریبا مثل مار اس

الهی کشت کوکنار در بگیره

که رنگ ما ز دستش زرد و زار اس

***

ز قاچاقبر دل ما تنگ گشته

زمینها جمله چرس و بنگ گشته

نمیکارد کسی گندم به توریک

به پلوان ها همه در جنگ گشته

***

ز بوی چرس و کوکنار در عذابم

جوانم لیک چون سرب مذابم

دلم از کار دنیا خسته گشته

ز قرضداری به هر جا  چون کذابم

***

الهی تخم تریاک در بگیره

که شوق زندگی از سر بگیره

دلم از کار دنیا خسته گشته

که از گندم زمینها بر بگیره

***

تو قاچاق میبری دزد و طراری

ز کوکنار نجس مانند ماری

ز هیروئین تو دنیا عذاب اس

از این کشور به آن کشور فراری

***

بیا جانا که تا گندم بکاریم

حشیش و چرس را یکسو گذاریم

بس اس این نام بد تا روز محشر

که قاچاقبر به هر ملک و دیاریم

***

بیا کوکنار نکاریم جان بیادر

ز کشتش شرمساریم جان بیادر

خورد مرغ و پلو  قاچاقبر از آن

ولی ما شرمساریم جان بیادر

****

به دنیا نام ما بد ساخته کوکنار

ز قاچاقش چه بد گپ ساخته کوکنار

بمیرد آنکه تخمش در زمین ریخت

زمان را بهر ما شب ساخته کوکنار

مردم میپرسند چرا؟ چرا؟ چرا؟

ژوئن 30, 2008

چرا چند قاچاقبر مواد مخدر محاکمه علنی نمیشوند؟

چرا معتادان مواد مخدر از مخروبه های شهر جمع آوری نمیشوند؟

چرا معتادان در شفاخانه ها سرگردان شده پس از یکماه حاضری دادن در لیست بستر گرفته میشوند؟

چرا با وجود سر و صدا ها لیست افراد بلند پایۀ شامل در قاچاق مواد مخدر افشأ نمیشود؟

چرا شصت هزار نیروی بین المللی در چند ولایت محدود جنوب جلو کشت کوکنار را گرفته نمیتوانند؟

چرا مبارزه با مواد مخدر از مبارزه با تروریزم از هم جدا ساخته میشود؟

چرا در بعضی ولایات مواد مخدر علنی در بازار به فروش میرسد و کسی از آن ممانعت نمیکند؟

چرا ناتو از مبارزه با مواد مخدر شانه خالی میکند؟

چرا کود کیمیاوی و گندم بذری در فصل کشت گندم به دهاقین ولایات کمک نمیشود؟

چرا مواد اولیه مورد ضرورت در ولایات از طریق مغازه های مواد استهلاکی ارزانتر از نرخ بازار به اختیار دهاقین قرار نمیگیرد؟

چرا چند وزیر, والی و قوماندان که کشت کوکنار را مهار کرده نمیتوانند به صفت کارمندان بی کفایت سبکدوش و محاکمه نمیشوند؟

چرا گندم و سایر حاصلات زراعتی دهاقین به قیمت بلند تر از نرخ بازار توسط دولت خریداری نمیشود تا آنان به کشت گندم و سایر حاصلات مشروع زراعتی تشویق شوند؟

چرا تخم نباتاتیکه بلند تر از کوکنار حاصل میدهند به اختیار دهاقین قرار نمیگیرند که آنرا به صفت نباتات بدیل بکارند؟

چرا به عوض دهاقین مسوولان استدلال میکنند که دهاقین مجبور اند کوکنار کشت کنند؟—

بر باد رفته گان

ژوئن 30, 2008

بابک

 اخیراً مقامات دولت اعلان کردند که شمار معتادان مواد مخدر به گونه بی سابقه یی در افغانستان بلند رفته  و به یک و نیم میلیون نفر در کشور میرسد که در تاریخ افغانستان بی سابقه میباشد. در جوار باغ وحش و در مخروبه خانه فرهنگ شوروی سابق صد ها جوان معتاد به این مصیبت به حالت فاجعه بار شب و روز شان را میگذرانند که حتی داخل شدن به جمع آنان به تنهایی با قبول ریسک صورت میگیرد، از حال زار این جوانان در مقامات کشور هیچکس خبر ندارد. توجه خوانندگان را به حرف یکی از این برباد رفته گان جلب میکنم:

 

 

نام من رمضان علی است در دوران های جنگ بیکار بودم با رفیق های ناشناس گشت و گذار میکردم سگرت میکشیدم نصوار میکشیدم چرس میکشیدم شراب می خوردم بعد از آن کم کم به تریاک آغشته شدم تریاک مرا نشئه نمیکرد یک روز یک دوست ما پودر میکشید یک دود پودر کشیدم مرا بسیار نشئه کرد و از آن به بعد به همین عمل آغشته شدم در تمام زندگی از پدر، مادر، فامیل، دوست و آشناها دور شدم حال در شفاخانه هر روز از ساعت (8-12) بجه یکماه حاضری میدهم تا مرا بستر کنند (شفاخانه زندگی نوین) در پل سرخ است. مرا صحیح دوا نمی دهند  دوائی را که به ما می آورند نصفش را هم برای ما نمی دهند در خانه هم رفته نمی توانم که پیش پدر و مادر آبرو ندارم از دوست، آشنا و قوم قرضدار هستم مه دو اولاد دارم خرچ اولادایمه پدر و برادرم میته.

 

از زندگی خوش نیستم آواره و محتاج هستم همه بطرف ما به چشم معتاد نگاه میکند از حکومت تقاضای من اینست کسانیرا که تریاک تولید میکنند باید از ریشه گم کند.—

افغانستان در سطح جهان مقام اول را دارد

ژوئن 30, 2008

( اما متأسفانه در کشت، توليد، قاچاق و ترافيک مواد مخدر)

راد مرد- اسکاری

  بنا بر گزارش دفتر موادمخدر سازمان ملل (UNODC)، تعداد مصرف كنندگان انواع موادمخدر در جهان رقمى حدود (185) ميليون نفر برآورد شده كه (% 3) جمعيت جهان را شامل مى شود و (7.4%) آن را سنين (15) تا (64) ساله تشكيل مى دهد.براساس ارزيابى هاى انجام شده، مشتقات شاهدانه بويژه ماريجوانا، عمده ترين ماده مصرفى در جهان است. مواد محرك از نوع (آمفتامين ها، متاآمفتامين ها و اكستسى) با مجموع (30) ميليون مصرف كننده، در رديف دوم قرار دارد.

مواد افيونى شامل هروئين، ترياك و مرفين با (15) ميليون و كوكائين با (13) ميليون مصرف كننده نيز در رديفهاى سوم و چهارم قرار دارند. همين برآوردها نشان مى دهد كه آينده بازار هروئين در جهان به وضعيت توليد در افغانستان متكى است و شواهد بر افزايش قابل توجه كشت خشخاش در افغانستان به عنوان محل توليد سه چهارم ترياك جهان، طى سنوات اخير، دلا لت دارد. اضافه مى نمايد كه سطح كشت جهانى خشخاش در سال (2003) با (% 6) كاهش، در مقايسه با سال قبل از آن به رقمى معادل (169) هزار هكتار بالغ گرديده است. در سال (2003) حدود (% 90) خشخاش جهان در سه كشور افغانستان، ميانمار و لائوس كشت شده است.

البته بدليل اقدامات انجام شده در راستاى معاش جايگزين براى دهقانان و امحاء مزارع و افزايش آگاهى توليد کنندگان خشخاش، شاهد كاهش كشت در ميانمار و لائوس و متأسفانه افزايش سطح ارا ضى زير كشت در افغانستان به ميزان (% 8) در مقايسه با سال قبل از آن بوده ايم.

با اين وجود از مجموع (169) هزار هكتار اراضى زير كشت خشخاش در سال (2003) ميلادى، در جهان (4765) تن ترياك توليد شده است. در حال حاضر بيش از (80) هزار هكتار از اراضى افغانستان زير كشت خشخاش است كه با توجه به شرايط آب و هوايى مناسب، از هر هكتار (45) كيلوگرام ترياك برداشت مى شود (اين موضوع در جنوب شرق آسيا معادل (13) كيلوگرم ترياك در هر هكتار مى باشد كه قابل توجه است).

افغانستان با توليد (3600) تن ترياك در سال، (2003) در حقيقت عرضه كننده ترياك جهان بوده است. شواهد نشان مى دهد كه توليد افغانستان تا مرز (8000) تن در سال خواهد رسيد. بگونه اى كه هيأت اعزامى سازمان ملل به اين كشور در ماههاى مارچ و اپريل، (2004) اين ادعا را مورد تاييد قرار داده است!

ارزيابى هاى سازمان ملل حكايت از آ ن دارد كه مبدأ اصلى حدود (% 90) ا ز مواد افيونى موجود در اروپا، افغانستان است و مسير بالكان هنوز به عنوان عمده ترين مسير ترانزيت هروئين از مبدأ افغانستان به مقصد اروپا محسوب مى شود. همچنين اغلب محموله هاى ترانزيتى از مبدأ افغانستان به آسياى ميانه را هروئين تشكيل مى دهد و اين در حاليست كه محموله هاى ترانزيتى از طريق ايران و پاكستان غالباً ترياك و مرفين است. ضمناً گزارشات واصله حكايت از وجود دهها آزمايشگاه خانگى توليد هروئين در شرق و شمال شرق افغانستان و در نزديكى مناطق مرزى دارد.

به گفته نماينده عالى سازمان ملل در افغانستان، با افزايش توليد ترياك در اين كشور و نابود شدن زيربناهاي اقتصادى افغانستان در طى ربع قرن اخير و بدليل بروز جنگهاى مختلف، حداقل (10) سال وقت لازم است تا صنايع توليد اين ماده مخدر در كشور افغانستان بطور كامل از بين برود. وي اضافه مى نمايد كه ارتباط باندهاى مافيايى، تروريسم بين المللى و وجود دستهاى پنهان، پيچيدگى موضوع را چندين برابر كرده و حجم گسترده تجارت و گردش مالى (1500) ميليارد دالر در سال و فعاليت بيش از (10) ميليون نفر در رابطه با قاچاق موادمخدر، مؤيد اين موضوع مى باشد. بايد گفت كه درآ مد نا شى از توليد مواد مخدر در افغانستان (ترياك و مشتقات آن) در سال (1999) ميلادى، (25) ميليارد دالر اعلام شده در حاليكه تنها (185) ميليون دالر آن به دهقانان افغانى رسيده ! يعنى كمتر از (% 1) و مابقى سود ناشى ا ز اين تجارت مرگ (بالغ بر %99) نصيب سوداگران، دلالان و باندهاى مخوف مافيايى شده است.

بعد از حوادث (11) سپتامبر، سقوط طالبان كشت خشخاش و توليد مواد مخدر شتاب فزاينده اى به خود گرفته و متأسفانه تحرك سريع باندهاى مافيايى، وضعيت نابسامان اقتصادى، بازگشت مهاجرين و مهمتر از همه فقدان حاكميت با ثبات و مقتدر در افغانستان، بر دامنه اين تهديد افزوده است. اداره مبارزه با مواد مخدر دريک اطلاعيه ديگر اعلام کرد ، تولید تریاک در افغانستان در سال (2004) در مقایسه با سال (2003) با (64) درصد افزایش به بیش از چهارهزار تن رسید .

اداره مبارزه با مواد مخدر سازمان ملل همچنین اعلام کرده است که میزان تولید هرویین در افغانستان در سال (2004)، بیش از (500) تن بوده و این در حالی است که تقاضای جهانی هرویین بین (300-400) تن است .

 بر اساس آمارهای سازمان ملل ، همه ساله بیش از یکصد هزار نفر در جهان بر اثر مصرف هرویین جان می بازند . افزایش تولید و قاچاق مواد مخدر در افغانستان در حالی صورت می گیرد که پس از سقوط طالبان و باحضور نیروهای خارجی و نهادهای بین المللی در این کشور انتظار میرفت تولید این پدیده شوم در افغانستان ریشه کن شود. اما در عمل نه تنها چنین نشد ، بلکه با افزایش عرضه مواد مخدر بویژه هرویین ، حتی بیش از تقاضای جهانی نیز ،روبرو هستیم . ناظران سیاسی ، یکی از دلایل اصلی افزایش مواد مخدر در افغانستان را حضور نیروهای خارجی و عملکرد آنان در این کشور می دانند .

زیرا دولت انگلستان که بعد از دخالت نظامی مشترک آمریکا و انگلیس درافغانستان مسئولیت مبارزه با مواد مخدر را برعهده گرفته است ، تاکنون اقدام جدی برای مبارزه با کشت خشخاش در این کشور انجام نداده است .از آنجا که کشورهای غربی مقصد اصلی جذب قاچاق مواد مخدر در افغانستان هستند ،گفته میشود مافیای موادمخدر در این کشورها با بهره گیری از توان بالای مالی خود درنهادهای قدرت نفوذ کرده و مبارزه جدی با مواد مخدر را با مانع روبرو کرده است .در هر حال ،مبارزه جدی با مواد مخدر در افغانستان نیازمند عزم ملی، همکاریهای فنی و مالی بین المللی است. . .

بااندوه زياد، ازيکطرف درکشورهنوزتفنگ وتفنگداروفرمانده وپاتکدارازحاکميت فراوان برخورداراست وازجانب ديگرعدم علاقه مندي براي نابودي اين ماده کشنده ازجانب قدرتمداران به نظرميرسد که اين مشکل خانمانسوزبه اين زودي حل نخواهد شد .

با وجود تلاش‌هايي كه براي توقف توليد ترياك در افغانستان در دست انجام است به‌نظر مي‌رسد اين مشكل روز به روز وخيم‌تر مي‌شود و اين درحالي است كه طالبان بيش از هر گروه ديگري از ادامه توليد و قاچاق مواد مخدر در افغانستان سود مي‌بردفساد، جنايت و اعتياد تنها بخشي از معضلاتي است كه توليد و قاچاق ترياك براي افغان‌ها به ارمغان آورده است .

فهرست مشكلاتي كه مواد مخدر براي افغانستان به‌وجود آورده به‌مراتب طولاني‌تر است در حالي كه طالبان بيشترين سهم را از درآمدهاي ناشي از توليد ترياك و قاچاق آن دارد. افغانستان همين اکنون (90) درصد ترياك دنيا را توليد مي‌كند و تلاش‌هاي صورت گرفته براي كاهش توليد اين ماده مخدر تاكنون هيچ ثمري نداشته است .به دنبال شكست سياست امحاء مزارع خشخاش احتمال تغيير استراتژي دولت‌هاي غربي براي كاهش توليد مواد مخدر در افغانستان بيش از هر زماني در گذشته قوت گرفته است . دولت‌هاي برلين، پاريس و روم به همراه سران ناتو در حال بررسي ايده‌اي هستند كه در صورت تصويب تحولي بنيادين در توليد مواد مخدر در افغانستان به‌وجود خواهد آورد .براساس طرحي كه از سوي اروپايي‌ها تدوين شده كشت خشخاش در افغانستان قانوني مي‌شود و امكان خريد محصول خشخاش كشاورزان افغان از سوي دولت افغانستان يا شركت‌هاي واسطه فراهم مي‌آيد.در اين چارچوب دهقانان قادر خواهند بود محصول خشخاش خود را با همان قيمتي كه قاچاقچيان مواد مخدر خريدار آن هستند به‌واسطه‌هاي رسمي بفروشند.در ادامه، اين خشخاش براي توليد دواهاي مسكن و ساير محصولات در اختيار شركت‌هاي دواسازي قرار مي‌گيرد .يكي از فرماندهان ارشد ناتو مي‌گويد: شيوه‌هاي متعارف براي نابودي مزارع خشخاش و كاهش كشت اين محصول ثمربخش نبوده است.وي مي‌افزايد: در صورت اجراي درست طرح قانونمند كردن توليد و تجارت خشخاش مي‌توان مانع از فروش خشخاش به گروه‌هاي غيرقانوني توليد و قاچاق مواد مخدر شد و از اين طريق توليد مواد مخدر را كاهش داد.نگاهي گذرا به آمار مربوط به توليد مواد مخدر در افغانستان مؤيد اين ديدگاه است. اداره مبارزه با جنايت و قاچاق مواد مخدر سازمان ملل متحد (UNODC) از رشد (49) درصدي توليد خشخاش در افغانستان طي سال (2006) ميلادي در قياس با سال قبل از آن و توليد حدود (6100) تن خشخاش در اين كشور خبر مي‌دهد. بخش اعظم درآمدهاي ناشي از توليد ترياك كه نزديك به سه ميليارد دالر در سال برآورد مي‌شود به طالبان مي‌رسد كه توانسته طي ماه‌هاي اخير كنترول اكثر مناطق جنوبي را از دست ناتو و نيروهاي دولتي خارج كند .بدتر آن‌كه بي‌ثباتي افغانستان مبارزه با توليد ترياك را بيش از هر زماني در گذشته دشوار كرده است. به اعتقاد سازمان ملل متحد بسياري از مقامات دولت در توليد و قاچاق مواد مخدر دست دارند. نيروهاي ائتلاف و دولت تا اين مقطع همه تلاش خود را بر نابودي مزارع خشخاشي كه محصول آنها براي توليد ترياك و هروئين مورد استفاده قرار مي‌گرفت و متقاعد كردن دهقانان فقير به برگزيدن محصولات جايگزين به‌جاي خشخاش متمركز كرده بودند. ايالات متحده از اين برنامه حمايت مي‌كند اما نتيجه عملي اين برنامه متمايل شدن دهقانان فقير به سوي طالبان بوده است .به اعتقاد آمريكايي‌ها قانونمند كردن كشت ترياك هم مخاطرات خاص خود را دارد . منتقدان اين طرح هشدار مي‌دهند مادامي كه برخي مقامات دولتي با گروه‌هاي بزرگ قاچاق مواد مخدر همكاري مي‌كنند قانونمند كردن كشت خشخاش تنها راه را براي اشاعه كشت اين محصول و توليد ترياك و هروئين بيشتر هموار مي‌كند و در عمل نتيجه ديگري نخواهد داشت. همچنان وزارت امور خارجه ايالات متحده با انتشار گزارش سالانه خود پيرامون توليد و عرضه مواد مخدر در عرصه جهاني از افزايش توليد ترياك در افغانستان طي سال (2006) ميلادي به سطحي بي‌سابقه در تاريخ اين كشور پرده برداشت .در اين گزارش تشديد روند قاچاق مواد مخدر از افغانستان به خاورميانه و اروپا و افزايش (25) درصدي توليد ترياك در افغانستان طي سال گذشته ميلادي مورد تأكيد قرار گرفته است. به اعتقاد واشنگتن بين افزايش بي‌سابقه توليد و قاچاق مواد مخدر و احياي تحركات  طالبان در افغانستان رابطه مستقيمي وجود دارد . ارزش ترياك توليد شده در افغانستان طي سال (2006) ميلادي حدود (1/3) ميليارد دالر تخمين زده ‌شده است . در اين گزارش از دولت كرزي، به‌دليل ناكامي در جلوگيري از كشت خشخاش، توليد ترياك و قاچاق مواد مخدر در اين كشور انتقاد شده است. افزايش توليد ترياك در افغانستان لاجرم ظرفيت و قابليت تبديل ترياك به هرويين و مرفين را افزايش داده و به تبع آن موجبات گسترش دامنه قاچاق پيش‌سازه‌ها به مقصد افغانستان  از مسيرهاي گوناگون در منطقه  را پديدار خواهد كرد .اگر نيروهاي غربي به واقع عزم و اراده جدي سياسي جهت برخورد با توليد و توزيع مواد مخدر در نقطه كانوني آن در افغانستان را داشته باشند مي‌توانند در شرايط جديد يعني در مرحله كنوني توليد مواد مخدر با سهولت به مراتب بيشتر به اين كار همت گمارند.

چيز عجيبي در بازار ترياك جهاني در جريان است كه شايد باعث ايجاد مشكل گردد. ترياك يك متاع است  گرچه يك كالاي غير قانوني مي باشد.

 اما بايد قانون اقتصادي عرضه و تقاضا برآن تطبيق شود. تقاضاي جهاني سالانه براي ترياك به (4500) تن مي رسد.  سال گذشته تنها در افغانستان (6100) تن ترياك توليد شد. توليد ترياك تنها در  كشور (30) درصد بيشتر از تقاضاي جهاني براي آن مي باشد. از نگاه نظري قيمت هيرويين بايد سقوط كند، اما در عمل اين كار صورت نگرفته است. راز اين كار در كجا نهفته است؟

آيا ترياك، قانون عرضه و تقاضا را ناديده مي گيرد؟ اما در گذشته ها چنين  چيزي نبود. در سال (2001) قيمت ترياك وقتي چند برابر قيمت سال (2000) شد كه طالبان توليد ترياك را در مناطق تحت كنترول شان ممنوع ساختند. پس چرا با افزايش توليد در سال گذشته قيمت ترياك در بازار سقوط نکرد؟

تخمين هاي اوليه نشان مي دهد كه كشت خشخاش امسال نيز افزايش خواهد يافت و اين كار مي تواند انگيزه خوبي براي فروش ترياك ايجاد کند. اما قيمت ها از ثبات برخوردار اند. قيمت ترياك در محل هاي توليد در حال كاهش است، اما كاهش آن چشمگير نمي باشد. هر كيلو ترياك در سال (2006) به (125) دالر به فروش مي رسيد در حاليكه يك سال قبل برآن قيمت هر كيلو ترياك 150 دالر بود. قيمت ها در مناطق مختلف ازهم متفاوت است، زيرا اين كشور از نگاه تجارت نيز ناهمگون است. اما به صورت كل كاهش در قيمت ترياك، با درنظرداشت (50) درصد افزايش در سال (2006) بسيار اندك است.

قيمت هيرويين در بازار هاي غربي نيز ثابت است، در حاليكه هيرويين خالص تر مي شود. اين  نشانه اي است  بر موجوديت مقدار قابل ملاحظه موادمخدر.

آيا دهقان ها ترياك را ذخيره مي كنند؟ اين كار محتمل نيست. برخلاف كوكائين، ترياک عمر طولاني دارد و مي تواند به حيث يك متاع و يك پشتوانه دارايي ذخيره شود.

اما چرا دهقان هايي كه به سختي امرار معاش مي كنند بالاي ذخيره يك مليارد دالري نشسته و ازآن استفاده مي كنند در حاليكه عقل سليم حكم مي كند كه قيمت ها مي تواند به آساني سقوط كند؟

يك نظر اين است كه ممكن بازار هاي ديگري براي فروش ايجاد شده باشد كه ما از آن اطلاع نداريم و شايد اين بازار ها درآسيا باشند. اگر بازار هاي جديد 1500 تن ترياک را جذب مي كردند، واقعات دستگيري قاچاقبران موادمخدر و استفاده بيش از حد آن افزايش مي يافت، تااكنون چنين چيزي به مشاهده نرسيده است. پس ترياك در كجاست؟ به نظر من يك توضيح ناخوشايند وجود دارد كه نشان مي دهد چرا قيمت ترياك پايين نيامده است؛ قاچاقبران بزرگ به ذخيره نمودن آن پرداخته اند. قاچاقبران موادمخدر رابطه خاصي با گروه هاي شورشي و تروريستي مانند طالبان و القاعده دارند. بي ثباتي به كشت خشخاش فرصت مي دهد. ترياك حمايت را مي تواند بخرد و پول آن به مصرف خريد سلاح برسد.  اين كار محيطي را به وجود مي آورد كه دست اندركاران بزرگ موادمخدر با شورشي ها و القاعده مي توانند آزادانه به كار خود ادامه دهند. ترياك مانند چسپي است كه رابطه ميان گروه ها را تأمين مي كند، اگر قيمت ها پايين بيايد اين گروه ها ازهمه بيشتر متضرر مي شوند. به نظر من قاچاقبران بزرگ به ذخيره نمودن ترياك به حيث يك مانع در برابر كاهش قيمت آن و وسيله اي براي تمويل جنگ در افغانستان و جاهاي ديگر اقدام نموده اند.
به خاطر اينكه نيروهاي ناتو از اين نگران اند كه با پشتيباني از عمليات تخريب كشتزار ها دشمني دهقانان را جلب خواهند کرد، و به دليل اينكه دولت افغانستان با دواپاشي بر مزارع خشخاش مخالف است، دستگيري قاچاقبران بزرگ شايد يگانه راه به صرفه به خاطر ايجاد اخلال در بازار خريد و فروش ترياك باشد.
قدم درست ديگر تهيه فهرستي از قاچاقبران عمده موادمخدر افغانستان است. اين جنايتكاران بايد توسط پوليس بين المللي دستگير شده، دارايي هاي شان ضبط شده، گشت و گذار شان ممنوع شود و در حالاتي كه ممكن باشد براي محاكمه به كشور هاي خارجي تحويل داده شوند. كار بيشتري به خاطر محو ترياك و تخريب انبارها و لابراتوار هاي توليد هيرويين صورت بگيرد.

اين کار چندان آسان نيست. اما دستگيري در محل توليد، آسان تر از تلاش براي دستگيري محموله هايي است كه به واحد هاي كوچكي تقسيم شده و در مناطق كوهستاني و دشت ها پراگنده مي شوند. همسايه هاي افغانستان يا در تجارت موادمخدر دست دارند و يا خود از آن متضرر مي شوند و به همين خاطر آنها بايد بخشي از يك راه حل باشند. آنها مي توانند با تبادله اطلاعات و حفاظت از سرحدات خود باعث دستگيري مقدار بيشتر ترياك شوند. در حال حاضر كمتر از يك چهارم هيرويين جهان كشف و ضبط مي شود و در مقايسه با آن نيمي از كوكائين توليد شده در سطح جهان دستگير مي شود. اما اگر توليدات اضافي رديابي شده و نابود شود و اگر فعاليت هاي تطبيق قانون بهبود يابد، دستگيري محموله هاي موادمخدر به تنهايي نمي تواند مشكل توليد ترياك افغانستان را حل نمايد. تلاش بيشتر به خاطر تشويق دهاقين به فاصله گرفتن از توليد ترياك صورت بگيرد واين كار با فراهم آوري بديل وسيله امرار زندگي براي آنها عملي شده مي تواند. از همه مهمتر اينكه كشور هاي مصرف كننده، بايد در جهت سركوب اعتياد در كشور هاي شان اقدامات جدي انجام دهند. اگر تقاضا براي هيرويين كم مي بود، بازار ترياك كساد مي گرديد. — 

ريچارد بيسکات:زمونږ هڅي د بيا رغونى چارى او د ترياکو کښتونو له منځه وړل ناکامه سوی دى

ژوئن 30, 2008

د افغانستان د زراعتى چارو متخصص ريچارد بيسکات چه په افغانستان کى او په خاصه توګه په هلمند کي کار کړى ليکى:

زمونږ هڅي د بيا رغونى چارى او د ترياکو کښتونو له منځه وړل ناکامه شوى دى، ځکه پخوانى سازمانونو اجنسيو او بهرنيو هيوادونو، افغان دولتى مرکز دغه راز دولتى چارواکو هم دغه توان ونه موند چه ولسى خلک ددى کښت د نه کرلو خلکوته راضى کړي. داکار له سيمه ييزو ادارى سره د نږدي اړيکو لرى کيداى سواى. د هلمند والى ګلاب منګل چه له دريو تيرو کالو څخه ددى ولايت څلورم والى دى وايى څلور کاله مخکى په دى برخه کى يو برى ليدل کيداى خو هغه وخت مونږ پر خلکو په خاصه توګه د هلمند مرکزي سيمو پر خلکو باور نکړ او بى ارتباط پروژي، بد بختانه د رهبرى نښتوالى او د بيګناه خلکو وژل زيات سول، د مقالى ليکوال ليکى د ترياکو کښت ته مخه خلاص سو چه لويه وجهه يى در رهبرى نښتوالي او بي تاثيره پروګرامونه و او په دي توګه وسله واله طالبانو ته هم د بيا را ګرځيد و لاره اواره سو چى په سيمه کى يى هم پراخه سوه.

پر دى تر څنګ سيمه ييزه اداره هم ناراضه سوه چه دى ادارى هم د مخدره موادو قاچاق ته مخه کړه، ادارى فساد زيات سو چه دى کار مايوسى زياته کړه. د مخدره موادو د کښت مخنيوى وخت غواړى، چارواکى هم ندى توانيدلى چه په موثره توګه اجراات وکى او دبديل ژوند د پاره پلان نه ليدل کيږى، د کوکنار مخنيوى، د پنبى د نرخ د زياتيدو، د بيارغونى په زياتيدو او د اصلاح سويو تخمونو په ويښلو سره کيږى.

د هلمند اوسيدونکو هم نه غواړي چه دغه بتى کرى، هغوى ورته د شيطانى بتى په سترګه ګورى. دوى پوهيږى چه زيات افغانان ددوى د خپل خپلوانو په شمول په دى توګه په نښه اخته کيږى خو په دى ولايت کي مزدورى ارزانه او د نورو بوتو بيه يى تيتى دى چه د خلکو ضرورتونو نشى پوره کولاىچه دى کار امن هم خراب کړيدى. ريچارد بيسکارت وايى: يواځى سيمه ييز خلک کولاى شى چه سيمى ته امن راوړى، دا په فشار او د نورو ځواکونو په راتلو سره نه کيږى، دا د خلکو په خاصه توګه په کروندګرو په هغو هڅو پورى اړه لرى چه څه کولاى سى.

ولسى خلک پخپله امن تينګولاى سى نه بهرنى ځواکونه. د ترياکو د مخنيوى د پاره بايد يو منظم پروګرام موجود وى، د هغه مارکيت دى ختم سى.

ليکوال د وړانديز په توګه ځنى تکوته هم اشاره کوى چه د کوکنارو کښت کمولاى سى. مثلاًد بيارغونى د کارونو زياتوالى، له کروندګرو سره مستقيمه خبرى، د مصروفيتونو او کار او بار برابرول، نورو زراعتى پيدا واروته مناسب بازار پيدا کول او د کوکنار د منځولو د کمپاين د موظفينو روزل.

ليکوال وايى له تيرو شپږو کلونو راهيسى ددى ولايت په څو ولسواليو کى د کوکنارو د له منځه وړلو کمپاين عملى کيږى مګر د تير کال په څير هر وخت په ناکامي څخه مخ کيږى، چه مارجه او ناد على ولسواليو ښه مثالونه دى.

ليکوال وايى د پوځى کارونو او پرمختيايى کارونو ترمنځ بايد فرق وسى، خو تر اوس مهال دا کار کروندګر انديښمن کړيدى .

د مقالى ليکوال ليکلۍ دى د کوکنارو د له منځه وړلو په خاطر بايد د هلمند والى او د هغه کارى ګروپ د کروندګر، قومى مشرانو او نور با نفوذ شخصيتونو سره خبري اتري وکي دا خبرى اترى بايد د اختر شکل و نلرى.— 

حیوانات در ننگرهار به مواد مخدر معتاد شده اند

ژوئن 30, 2008

شماری از حیوانات خانگی در ولسوالی شینوار ولایت ننگرهار به مواد مخدر معتاد شده اند .

به گفته اهالی این ولسوالی، حیوانات انان زمانی به مواد مخدر معتاد شدند که در هنگام چریدن ، معمولا از آبهای آلوده نزدیک کارگاههای تولید هروئین استفاده می کردند .
یکی از مالداران شینوار گفته است که بز و گوسفند های وی به دلیل نوشیدن آبهای آلوده به مواد مخدر ، روزانه مدت زیادی می خوابند.
به گزارش سایت خبری iribnews یکی از مسئولان مرکز درمانی معتادان به مواد مخدر در ولایت ننگرهار نیز ضمن تایید این موضوع هشدار داد ، استفاده از گوشت حیواناتی که ابهای آلوده به مواد مخدر را مصرف کرده اند ، عواقب وخیمی دارد . این نخستین بار است که گزارشهایی از معتاد شدن حیوانات در افغانستان به مواد مخدر منتشر می شود—.

صدای افغان