سیمای جهانی

شماره 49/سه شنبه 30 سرطان 1388/21 جولای 2009

دکتر بهمن نامور مطلق

3

هانری کربن در آثاری چون «دربارۀ اسلام ایرانی» و «وجه خدا، وجه انسان»چندین بار از اشعار مولانا استفاده میکند. او در کتاب وجه خدا، وجه انسان هنگامی که در مورد طبیعت سخن میگوید، توضیح میدهد که هر بخشی از طبیعت بخشی از دنیای معنوی ما را بر می انگیزد. مثنوی گاه یکی از منابع مهم برای شاهد مثال های کربن به کار گرفته میشود. بطور مثال هنگامی که از جبرئیل درونی سخن می گوید، اضافه میکند:«متوجه می شویم که چرا نزد بسیاری از عارفان از رومی تا میرداماد بشارت جبرئیل به مریم همچون بشارتی به هر عارف تلقی شده است.» در این خصوص کربن قسمتی از این شعر را ترجمه میکند و در کتابش می آورد که اصل آن در مثنوی چنین است:
دید مریم صورتی بس جان فزاmawlana
جان فزایی، دل ربایی در خلا
پیش او بر رست از روی زمین
چون مه و خورشید آن روح الامین
از زمین بر رست خوبی بی نقاب
آنچنان کز شرق روید آفتاب
لرزه بر اعضای مریم اوفتاد
کاو برهنه بود و ترسید از فساد…
مریما بنگر که نقش مشکلم
هم هلالم هم خیالم در دلم
چون خیالی در دلت آمد نشست
هر کجا که میگریزی با تو است
جز خیال عارضی و باطلی
کاو بود چون صبح کاذب آفلی
من چو صبح صادقم از نور رب
که نگردد گرد روزم هیچ شب
تو همی گیری پناه از من بحق
من نگاریدۀ پناهم در سبق
آن پناهم من که مخلصهات بود
تو اعوذ آری و من خود آن اعوذ
ذکر و یاد آوری این شعر از سوی کربن بیانگر اشتیاق و علاقۀ وی بدان بود. او در کتاب در بارۀ اسلام ایرانی نیز بخش مهمی از این شعر را می آورد و از آن به عنوان اشعاری عالی یاد میکنند.
ژامبه
ژامبه یکی از فیلسوفان و شرق شناسان معاصر است که تأثیر بسیاری از هانری کربن پذیرفته است. از تفاوت های کربن و ژامبه در مورد مولانا این است که ژامبه بیشتر از کربن به مولانا توجه دارد، زیرا با ترجمه دیوان شمس، کتاب مستقلی را به مولانا اختصاص می دهد که برای یک فیلسوف کاری بسیار مهم است. همچنین میتوان اضافه کرد که کربن توجه خود را معطوف مثنوی می کند، در صورتیکه ژامبه به دیوان شمس نظر دارد. او گزیدۀ دیوان شمس را ترجمه و چاپ کرده است. ژامبه نیز همچون کربن، فلسفه را به عرفان نزدیک می کند و برای شناخت حقیقت هر یک را مکمل دیگری تلقی میکند. به همین دلیل ژامبه در مقدمۀ گزیدۀ دیوان شمس بر عشق تأکید می ورزد. به نظر ژامبه عشق راه رسیدن به حقیقت است و بر همین اساس است که شاعر و عارف نیز همچون فیلسوف میتواند به شناخت حقیقت نایل شود و شعر یکی از روش های شناخت هستی است. ژامبه پیوسته میان روزبهان و مولانا ارتباط برقرار می کند و اهمیتی را که این دو و سایر عرفای بزرگ در برخی از جنبه های تغزلی و عرفانی اروپا داشته اند، یاد آور می شود. او جایگاه زن و عشق زمینی و ارتباطش با عشق ربانی و آسمانی را که بر اثر همین تأثیر است برای نخستین بار در غرب مطرح می کند.
الیاده
الیاده، پژوهشگر بزرگ تاریخ ادیان نیز مولانا را فراموش نکرده است. او که از بزرگترین پژوهشگران تاریخ ادیان است، کوشش نموده تا جایگاه مولانا را در بستر تاریخ دین اسلام مورد تحقیق و بررسی قرار دهد. الیاده در کتاب تاریخ اعتقادات و باور های مذهبی بخشی از یک فصل را تحت عنوان «جلال الدین رومی: موسیقی، شعر و رقص های قدسی» به مولانا اختصاص داده است. الیاده در این بررسی نسبتاً کوتاه و شتابزده به مطالعه زندگی، عقاید، شعر و هنر مولانا می پردازد. او در مورد مولانا میگوید:«یکی از بزرگترین عارفان و شاید بزرگترین شاعر مذهبی اسلام است». الیاده همچنین بر اصالت دیدگاه های مولانا تأکید می ورزد و می گوید:«با وجود برخی تأثیرات نو افلاطونی، الهیات او پیچیده و در عین حال شخصی، سنتی و شجاعانه است.» سپس الیاده به فرقۀ مولویه وسماع آنان اشاره میکند و تأثیرات مولانا را بر این فرقه که تا امروز ادامه داشته و در غرب با نام «درویش های گردان» مشهور هستند، مورد تأکید قرار میدهد. نگاه الیاده به مولانا نگاهی گذراست. توجه زیاد الیاده به تاریخ گرایی موجب شده است که همین نگاه نیز سطحی و توصیفی باقی بماند و به عمق اندیشه های مولانا نپردازد.Ÿ
    بقیه در آینده

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s