بایگانیِ اوت 2009

آیا معجون نا متجانس اتحاد شکل خواهدگرفت؟

اوت 27, 2009

نوشته: محمد داود سیاووش

تجربه به کرات ثابت نموده و تاریخ گواه است که ضعیف ترین اتحاد متجانس در سیاست افغانستان به مقایسه ساختار های عظیم نظامی سیاسی نا متجانس قویتر عمل نموده است.
اینکه گروه های سیاسی نظامی طی سی سال مقابل همدیگر ایستادند نتیجه نوعی تجانس داخلی شان بود. از روزیکه گروه هایی در وجود احزاب چپی، طرفداران سردار نعیم خان، گروه های راستگرا و غیره در جمهوری داود خان نفوذ نمودند این ساختار پر قدرت در برابر چند هزار نفر به زانو در آمد، حزب دموکراتیک خلق در نتیجه اختلافات داخلی قدرت سیاسی خود را از دست داد، مجاهدین در نتیجه قرار گرفتن مقابل هم در داخل مجبور به ترک کابل شدند، پس از یازده سپتمبر وقتی عناصر با دیدگاه های متعصب، معتدل، چپ، راست، بنیادگرا، تکنوکرات و غیره در ادارات مؤقت، انتقالی و انتخابی به شکل معامله وارد صحنه سیاسی شدند ناظرین سیاسی از دور مشاهده میکردند که در داخل دستگاه دولت «هر کس برای مطلب خود دلبری میکرد» و از فرصت به دست آمده به خاطر تقویه جناح خود و تضعیف حریفان سیاسی شان استفاده مینمودند. نتیجه آن شد که به خاطر انتی پتی و سمپتی های داخل دستگاه و افتادن به جان هم آنها، از کمک های جامعه جهانی به نفع کشور استفاده نه شد، فساد اداری به اوجش رسید، افغانستان به بزرگترین مرکز تولید و قاچاق مواد مخدر جهان مبدل شد… آنچه در دومین دور انتخابات ریاست جمهوری اتفاق می افتد متأسفانه همان سناریوی ناکام گذشته میباشد که احتمالاً کشور را از وضعیت دردناک موجود چندین پله پایین تر خواهد انداخت. در برنامه یی که ملا محمد عمر آخوند برادر خوانده میشود و به خاطر وارد نمودن حزب اسلامی حکمتیار و طالبان تدابیری مد نظر گرفته میشود جنرال دوستم، محقق و مارشال فهیم نیز عضویت دارند و در سوی دیگر دسترخوان اسماعیل خان نشسته است. این برنامه تلاش دارد داکتر عبدالله، عطا محمد نور، اشرف غنی و دیگران را نیز شامل معامله سازد و ممکنست با دموکرات ها، تکنوکرات ها و غیره معاملات پشت پرده جریان داشته باشد تا آنان با آقایان سیاف، محسنی و سایرین دور یک میز بنشینند.
با توجه به اینکه در افغانستان همه چیز ممکن است، بعید نیست که این چهره ها دور یک میز بنشینند. ولی جای تأسف آنست که برنامه ها چگونه قربانی منافع کوتاه مدت میشوند.
چرا سیاستمداران افغانستان اینقدر با فرهنگ سیاسی نا آشنا هستند و از یاد میبرند که شکست در یک انتخابات دموکراتیک (در صورتیکه تقلب نباشد) شکست در همه چیز نیست. آنکه امروز در یک انتخابات می بازد نباید سر خورده و مأیوس به گوشه انزوا برود و یا در کرسی معامله تکیه بزند بلکه باید از همین حالا به صفت اپوزیسیون فعال و با برنامه ، بخاطر رسیدن به قدرت سیاسی در مرحله بعدی تلاش نماید، کرسی های تحقیق، تتبع و ریسرچ بخاطر بررسی اشتباهات حکومت بر سر اقتدار ایجاد نماید، ده ها محقق و فعال خویش را بخاطر طرح برنامۀ جامع در عرصه های اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و فرهنگی بگمارد و پنج سال بعد با چندین هزار صفحه برنامه تشریحی و صد ها طرح الترناتیفی وارد کارزار و میدان مبارزه رسیدن به قدرت گردد، در آنصورت سلاح بکار نیست و فقط طرح و برنامه خودش در معیار ملی و بین المللی طرفداران و دوستان خود را جمع میکند.
از گذشته مهارت رهبری آقای کرزی در همین بود که نگذاشت این حلقات سیاسی جدا از او به فکر آینده نظام شوند و دایم آنان را به شکلی از اشکال تطمیع نموده به اطراف خود مشغول نگهداشت که در نتیجه آن احزاب مؤثریت شان را در جامعه از دست داده جایشان را به معامله گران قدرت شخصی دادند.
حالا وقت آن رسیده که جامعه جهانی اجازه دهد این طفل هشت ساله سیاست افغانستان برای دوره بعدی به پا ایستاده و به خاطر رسیدن به این مأمول خودش در جادۀ زندگی سیاسی روان شده و از شانه معاملات بی مفهوم پایین بیاید. حالا مردم را از تشکیل مجلس وزرایی که در آن از راست افراطی تا چپ افراطی کنار هم نشسته بالای سرنوشت کشور تصمیم بگیرند خنده میگیرد. آخر چرا این انسانهای شیفته قدرت سیاسی نمیتوانند باری یک طرح کوچک هر چند ناقص را از ذهن خودشان با تفاوت از همدیگر ارایه نمایند.
اگر سه یا چهار طرح برای بازسازی و عمران و انکشاف کشور از پنجسال قبل وجود میداشت اکنون مردم در پای صندوق های رأی اینهمه سر گردان و کلافه نمیشدند، مردم در این روز ها با دقت انکشافات اوضاع کشور را پس از انتخابات دنبال نموده از ملاقات ریچارد هالبروک با والی بلخ، رفتن رییس امنیت ملی به مزار شریف، تقاضا از رمضان بشردوست برای اشتراک در حکومت و تلاش های پنهانی برای جلب حمایت اشرف غنی احمد زی، پروفیسور ربانی و دکتور عبدالله در حکومت آینده آقای کرزی به پیش فرض هایی میرسند که گویا باز هم تجربه ناکام یک اداره مؤقت نا متجانس که در آن برنامه ها نه، بلکه معاملات حاکم باشد در جریان است. جامعه جهانی باید این مسأله را مد نظر داشته باشد که اگر به روال کنونی تا صد سال آینده هم در افغانستان معاملات ادامه یابد آن آرایش دو گانه یا چندگانه دموکراسی که در کشور های غربی جریان دارد به وجود نخواهد آمد. اکنون زمان آن فرا رسیده که به عوض چهره ها به برنامه ها توجه شود که در آن عناصر سیاسی با تمایلات گوناگون زمینه تبارز داشته و اتحاد ها و اختلافات شان بر مبنای برنامه ها و اصول باشد.
آخر تا چه وقت به عوض این سیاستمداران دور از افکار سیاسی دیگران فکر کنند و آنان چون اعضای تیم ترانه و یا اطفال غریب در زمستان گفته هایی را که اصلاً معنی آنرا نمیدانند تکرار کنند.
آخر تا به کی و چرا؟

ای کاندیدانی که میخواهید بر بلند ترین چوکی قدرت کشور تکیه بزنید!

اوت 18, 2009

arton89شماره 50/دوشنبه 26 اسد 1388/17 اگست 2009
آیا خبر دارید که در پایتخت کشور، شهر ساعت هفت و نیم شام به خواب میرود.
آیا خبر دارید که پایتخت کشورتان به بازار اموال استهلاکی کشور های همسایه مبدل شده.
آیا خبر دارید که تخم مرغ کشورتان از هندوستان، ناک از چین، قیماق از پاکستان، تربوز از ازبکستان، مربا از ایران، آرد از قزاقستان و روغن خوراک مردم تان از کشور های عربی می آید.
آیا خبر دارید که در کشورتان از سه هزار افغانی ماهانه تا چند لک دالر تفاوت معاشات سالانه میان کارمندان وجود دارد.
آیا خبر دارید که گراف مکتب سوختن در مقایسه به مکتب ساختن در کشورتان بلند است.
آیا خبر دارید که در نیمی از کشور پول افغانی چلند ندارد و کلدار و ریال پول رایج ولایات سرحدی میباشد.
آیا خبر دارید که حاصل میلیارد ها دالر کمک های جامعه جهانی فقط بلند منزل ها و موتر های آخرین مودل بوده فابریکات بزرگی چون نساجی گلبهار، پلخمری، جبل السراج، جنگلک، بگرامی و غیره یا به خاک افتاده و یا در حالت نزع میباشند.
آیا خبر دارید که جنگلات تان هر روز به خارج قاچاق میشود.
آیا خبر دارید که آب دریا های تان به خارج میریزد و دشت های تان بکر و بایر و لامزرع میباشد.
آیا خبر دارید که افغانستان بزرگترین تولید کننده مواد مخدر در جهان است.
آیا خبر دارید که افغانستان در شمار پنج کشور غرق در فساد جهان است.
با این حال صادقانه بگویید که هدف تان از اینهمه جانفشانی و گلو پاره کردن چیست؟ دست یافتن به سرمایه و سود و ثروت و قدرت یا خدمت به مردم؟
اگر هدف تان قدرت و ثروت و سرمایه و سود باشد ای کاش آنرا صادقانه در سر لوحه برنامه تان مینوشتید که هم برنامه تان را به خاطر صداقت تان می بوسیدم و هم دست تان را و اگر هدف تان خدمت باشد باید از خوانش این سطور کمرتان زیر بار مسوولیت همین لحظه پایین شده و مو بر اندام تان راست شده باشد. یکبار به اطراف تان ببینید که نشاید رجاله ها و دلقک شما را نیز از راه ببرند و ملامتی ابدی بدرقه همیشه راه تان شود.
مولانا میگوید دار تنها آن نیست که کسی را بر آن می آویزند بلکه دار همین منصب بلند نیز است که بعضی را خداوند با نعمت خود با آن به عذاب میکشد. کاش از شما کسی می بود که ثقلت این بار عظیم را درک کرد و این شعر حافظ را میخواند:
آسمان بار امانت نتوانست کشید
قرعۀ فال بنام من دیوانه زدند Ÿ

انتظارات افراطی و تفریطی از انتخابات

اوت 18, 2009

شماره 50/دوشنبه 26 اسد 1388/17 اگست 2009
درکشوری چون افغانستان که روند آزادی های مدنی وحقوق سیاسی واجتماعی مردم هنوز روال طبیعی خودرا نیافته وگروه ها ،احزاب و جناح های مختلف با اتکا به پوتانسیل نظامی ،مالی و اتنیکی می خواهند در هرنوع معادله ومعامله خودرا تعویض ناپذیر و یا الترناتیف یگانه فکرکنند، مردم باید به یک مساله توجه داشته باشند که این نهادهای سیاسی و به ظاهرمدنی دایم از نام آنان حرف میزنند و به اصطلاح خود رابه شکلی از اشکال طاووس علیین شده آنان می دانند. بنابران به چند نکته ملتفت باشند:
یکی آنکه تصمیم نهایی رادرپای صندوق های رای آنان می گیرند نه کسانی که درتلویزیون ها،رادیوها و رسانه ها گوش افلاک را با سرو صداهای شان کرکرده اند.
دوم آنکه مردم نباید چنان فکر کنند که فقط با تدویر انتخابات و گفتن کلمه دموکراسی همه کارها رو به راه شده به صورت خلق الساعه رفاه،سعادت،خوشبختی ،ترقی،حکومت قانون و سایر خواسته ها را آنان به دست آورده به اصطلاح با گر گفتن دهن شان شیرین خواهد شد.
اگرچنین توقع بلند پروازانه وجود داشته باشد که هیچ شهروند دست از دست خطا نکند و همه چیز فقط با گفتن کلمه دموکراسی و انتخابات به سراغش بیاید این انتظار خیلی بالا و غیر واقعی می باشد که ممکنست در فردا مردم از دموکراسی و انتخابات ماٌیوس شوند.entekhabat-3
بر عکس در همچو حالات مردم باید دست به کار شوند و حقی را که قانون برای شان داده در پرتو تلاشی که قانون آنرا حمایت می کند به دست بیاورند.
سوم آنکه در جهت مخالف این انتظارات بالا مردم نباید باز هم دست زیر آلاشه نشسته چنین فکر کنند که رفتار غیر عادلانه در انتخابات ، روش غیر قانونی زمامداران و استبداد و فشار برآنان گویا یک چیز بسیار طبیعی می باشد و با این تصور باطل خود را به یک جریان به ظاهر دموکراتیک ولی در عمل استبدادی بسپارند.
برخلاف مردم باید بیدار باشند و در موارد سرنوشت سازی چون انتخابات از اعمال زمامداران و مسوولان امور جداً مراقبت نموده در برابر هر نوع زورگویی، روش غیر قانونی و فشار عکس العمل متناسب نشان بدهند.
در هر دوبعد این مساله مردم مایوس خواهند شد اولا درحالیکه انتظارات جادویی از نام دیموکراسی داشته باشد دوم در حالیکه هرنوع حرکت دموکراتیک را گویا ترفندی از دستگاه قانون شکن واستبدادی دانسته به آن علاقه نگیرند. در بعد سوم نیروهایی که از نام مردم وارد صحنه شده به مبارزات انتخاباتی میپردازند این جرئت اخلاقی راباید داشته باشند که بپذیرند اگر من انتخابات نشدم (در صورتیکه انتخابات شفاف باشد) نتیجه غیر دموکراتیک نیست دراین حال اگر کسی برخلاف این ماٌمول خود را مظهر دموکراسی وانتخاب خودرا ملاک انتخاب دمو کراتیک میداند لاغیر، در واقع دکتاتوری میباشد که لحاف دموکراسی را به سر کرده است. نیرو های ظاهراٌ سیاسی موجود باید این جسارت را داشته باشند که قبول کنند شکست دریک نظام دموکراتیک بازهم پیروزی میباشد. چون قبول پیروزی طرف مقابل دریک جریان قانونی شرافتمندانه تراز به چالش کشیدن آن است. مدعیان پیروزی در انتخابات باید بدانند که شکست درانتخابات به مفهوم شکست درهمه چیزنیست واین فرهنگ عالی سیاسی را باید فرا گیرند که باشکست دراین مرحله ممکنست با رعایت قانون در دوره بعدی از پله کان قانون به قدرت راه خواهندیافت. بعضا مدعیان رسیدن به قدرت به خاطر پیروزی شان ادعا های بلند پروازانه چون (خواست ملت) را مطرح نموده با تولید هیجانات میخواهند کار زا ر انتخاباتی شان را گرم سازند. کارشناسان چنین هیاهو ی انتخاباتی را فقط به خاطر جلب حمایت زود گذر مردم میدانند درغیر آن پژوهشگران ملت را متشکل از افراد ، خانواده ها ،قبایل،انجمن های مذهبی،شهر ها، مناطق وگروه های قو می میدانند که اصولاٌ مانند یک شخص نمیتوانند افکار خود را درکلیه مسایل به یک نکته متمرکز ساخته مانند ماشین یکسان فکر کنند. یک ملت میتواند نظریات متفاوت وگوناگون در باره مسائل سرنوشت ساز کشوری داشته باشد والزاماً همه آنان باهم توافق نخواهند داشت. هر نیروی سیاسی که در ساختار دولت پا فشاری بر یکسان سازی ملت داشته باشد ملت را درمقابل خود خواهد یافت. آزادی های مورد حمایت قانون برای کشوری که در آن اقوام وملیت های مختلف زندگی میکنند از اهمیت خاص برخوردار است. اگر فضا باز وشفاف نباشد واقلیت های قومی احساس نمایند که درانتخابات هرگز پیروز نخواهند شد، ممکنست از جریان دموکراسی منحرف شده راه های دیگری را جستجو کنند. در حالیکه درقرن بیست ویک یک سیاهپوست میتواند رئیس جمهور بزرگترین قدرت جهان شود، اگر اقلیت های قومی درکشوری چون افغانستان خودرا ما دام العمر به دلیل اقلیت بودن از قدرت محروم احساس کنند ممکنست روال زندگی سیاسی چندان دموکراتیک نبوده حتا تدویر انتخابات ضرورنباشد. کارشناسان مینویسند : درعصر حاضر مردم باید از سیاستمداری که ادعا میکند که تنها یک خواست ملی وجود دارد وآن اینکه او تنها صدای مشروع آنست برحذر باشند ،زیرا خواست ملی تنها با ارجاع به یک شخص و یا رهبر خاص نه، بلکه با قانون اساسی وچترمحافظتش از منافع ملی دروحدت ملی قابل ارجاع میباشد. کارشناسان هشدار میدهند که در یک جامعه کثیر الاقوام نباید دموکراسی به حربه ظلم یک تبار اجتماعی برعلیه تبار دیگر مبدل شود، وهرگاه از دموکراسی استفاده افزاری صورت گیرد این امکان وجود دارد که بابر گشت صفحه سیاسی این مساله به انتقام جویی ها بیا نجامد که اصلا باروح دموکراسی سازگار نیست. دراسلام ودموکراسی انسانها براساس برتری های قومی نه ، بلکه براساس شایسته گی وتقوای شان در راٌس امور گماشته میشوند .سیاستمداران فرصت طلب ومستبد ممکن است بخواهند بعضی کالا ها بین حامیان آنها توزیع شود که دراین حال حکومت ممکنست به وسیله غارت تنزل باید. گروهی که یک روز پیروز میشود و سایرین را چپاول میکند ممکنست فردا شکست بخورد وهمه آنچه کسب کرده رااز دست بدهد که به این ترتیب همه در دراز مدت می بازند. در حالیکه حکومت مشروع ودموکراتیک باید بامحدود کردن اعمال دولت به قید عدالت ودر نظر نگرفتن سیاست های دولت به عنوان وسیله برای پا داش دادن به حامیان سیاسی و تنبیه نیروهای مخالف شرایط موفقیت رابرای همه ایجاد نماید. Ÿ

امريکا افغان ماموريت ته جورجي پوځيان روزي

اوت 18, 2009

شماره 50/دوشنبه 26 اسد 1388/17 اگست 2009
ټاکل شوې ده چې د امريکا د سمندري ځواکونو يوه ډله سرتېري ګرجستان ته ورسېږي .
دغه سمندري سرتېري به يو شمېر جورجي سرتېري وروزوي چې نژدې دوه اوونۍ وروسته به افغانستان ته له ايساف ځواکونو سره په ماموريت وګمارل شي .
په تبليسي کې د امريکا سفارت اعلان کړی، چې د امريکا سمندري ځواکونه به افغانستان ته تلونکي جرجي سرتېري وروزي چې هلته له مېشتو ايساف ځواکونو سره اوږه په اوږه خپل ماموريت پيل کړي .
جورجيا هم افغانستان ته د خپلو سرتېرو پر لېږلو خوښي ښوولې ده او ويلي دي چې سرتېري يې د افغانستان د امنيت او ټيکاو په راوستو کې حياتي برخه لري .
د امريکا سفارت دا هم ويلي چې د جورجي سرتېرو د روزنې لپاره يې جورجيا ته د تمرين لپاره هېڅ وسله نه ده ورکړې او نه يې هم د روزونکو امريکايي سرتېرو شمېر ښوولی دی .
د امريکا د دفاع وزارت وياند برايمن وايټمن تېره ورځ ويلي وو چې د امريکايي سرتېرو له ٦٠ تر ٧٠ روزونکي سرتېري به د جورجيا نژدې ٧٥٠ سرتېري وروزي .
خو د ګرجستان د دفاع وزارت سلاکار ګيلا بيګواشويلي ويلي چې هېواد به يې په راتلونکې نومبر مياشت کې افغانستان ته ١٧٠ سرتېري ولېږي، او په فرانسه کې له روزنې وروسته به نور سرتېري هم دغه هېواد ته واستوي .
تېر کال هم د امريکايي روزونکو له خوا يو شمېر روزل شوي سرتېري عراق ته له تلو هغه مهال منع شول، چې ګرجستان له روسيې سره په جګړه کېووت .
د ٢٠٠٣کال له اګست مياشتې راهيسې ګرجستان عراق ته دوه زره سرتېري استولي، خو له روسيې سره د جګړې په بهانه يې له عراقه خپل پوځيان وويستل . Ÿ
بی بی سی
——————————————————————
چارواکي: د ټاکنو پرمهال به پرچا بريد نه کوو
افغان امنيتي چارواکي وايي چې د ټاکنو په ورځ به دفاعي حالت غوره کړي او د مخالفانو پر اهدافو به بريدونه نه کوي .
چارواکو له طالبانو هم وغوښتل، چې د ټاکنو او د خلکو د رايو د درناوي په موخه ورته کار وکړي او د هغوى په وينا په خلکو له بريد کولو ډډه وکړي .
چارواکو يو ځل بيا ژمنه وکړه چې هڅه به وکړي ټاکنې په آرامه فضا کې وشي او د هر راز گډوډۍ مخه ونيسي .
په افغانستان کې ټاکنو ته يوازې څو ورځې پاتې، خو نا امنۍ د پلازمېنې کابل په گډون ددغه هيواد بېلابېلې برخې گواښي .
افغان چارواکو پر داسې مهال د ټاکنو په ورځ پر مخالفانو د بريدونو نه کولو خبره کړې چې طالبانو له وړاندې ويلي، هڅه به وکړي د ټاکنو پروسه ناکامه او خلک په کې له گډونه منع کړي .
د افغانستان د ملي دفاع وزير رحيم وردګ چې د کورنيو چارو له وزير او د ملي امنيت له عمومي مشر سره په يوه گډه خبري غونډه کې خبرې کولې وويل، د ټاکنو ورځ بايد په جگړه ځپلي افغانستان کې د خلکو لپاره د سولې يوه ورځ وي .
هغه په دې توگه ژمنه وکړه چې افغان ځواکونه به د ټاکنو په ورځ يوازې له ځانه دفاع کوي او پر چا به بريد نه کوي :
» د افغانستان امنيتي ارگانونو ته حکم شوى چې د ټاکنو په ورځ دې له هر ډول يرغليزو عملياتو ډډه وکړي او يوازې دې له ځان او خلکو نه د دفاع په موخه وسله پورته کړي . زموږ ټوله هڅه به داوي چې خلک په سوله ييزه او مصئونه فضا کې خپلې رايې وکاروي .
موږ له دښمنانو چې له موږ سره په جگړه بوخت دي هم تمه لرو چې پر خپلو هيوادوالو له بريدونو او د هغوى له وژلو ډډه وکړي او د خپل پلرني ټاټوبي له ړنگولو لاس واخلي. هغوى دې په ټاکنو کې برخه واخلي او يادې لږ تر لږه د ټاکنو له گډوډولو ډډه وکړي .»
د ملي دفاع وزير زياته کړه چې له تېرو دريو مياشتو راهيسې يې د ټاکنو د امنيت خونديتوب او د مخالفانو د کمزوري کولو لپاره بېلابېل عمليات کړي او په دې توگه يې د ټاکنو د ورځې د امنيت ډاډمنتيا ته پاملرنه کړې ده .
د نوموړي په وينا همدا اوس د راى ورکولو سيمو ته ٧٥ په سلو کې ځواکونه استول شوي او ډېر ژر به دغه شمېره بشپړه شي .
په افغانستان کې د ولسمشرۍ او ولايتي شوراگانو د ټاکنو په نژدې کېدو ددغه هيواد په پلازمېنه او بېلابېلو سيمو کې امنيتي اندېښنې هم ډېرې شوي .
په کابل کې د ناټو ځواکونو قوماندانۍ مخې ته د شنبې ورځې ځانمرگي بريد چې په کې اووه تنه ووژل شول او نژدې ٩٠ نور ټپيان شول دغه اندېښنې لا ډېرې کړي، خو افغان چارواکي وايي چې هېڅ داسې کومه پېښه به ونه شي چې ټاکنې زيانمنې او په کې د خلکو د گډون مخه ونيسي .
د افغانستان د کورنيو چارو وزير حنيف اتمر وويل، په ټول هيواد کې د نظم ساتلو لپاره بشپړ ځواک موجود دى او هيڅوک به هم ونکړاى شي ټاکنې تخريب کړي .
» له تېرو شپږو مياشتو ډېره موده کې دا لومړى ترهگريز بريد و چې په کابل ښار کې وشو. دا په تېرو اتو کلونو کې د ترهگريزو بريدونو د تر ټولو ټيټې ممکنه کچې ښکارندويي هم کوي .
په تېرو له شپږو مياشتو ډېره موده کې يوازې په کابل کې ٦٢ دغه شان ترهگريز بريدونه شنډ شوي او يايې هم مخه نيول شوې ده.»
ښاغلي اتمر زياته کړه چې ډاډ لري په ټاکنو کې به په پراخه کچه خلک گډون کوي او د خپلې خوښې کانديد ته به رايه ورکوي.Ÿ
بی بی سی
———————————————————————–
ميرکل: پر کابل باندي بريد پر ديموکراسۍ باندي بريد بللی
لومړۍ وزیري ميرمن انګيلا ميرکل په کابل کي دشمالي اطلس ددفاعي تړون ناتود قرارګاه په مخکي بريد چي عواقب يی ډير شديد وو په افغانستان کي په ديمو کراسۍ باندي د ترهګرو ګوزار بللی اوغندلی يې دی. مير کل په ټينګار سره ويلي دي چي المان او دهغه ملګري به په راتلونکي کي هم د بيا رغوني په مسايلوکي د افغانستان ملاتړ وکړي. د ملګرو ملتونو سرمنشي بان کي مون د افغانستان د جمهوري رياست له ټاکنو څخه 5 ورځي پخوا په اصطلاح ددي« ړانده زور زياتي» له امله ناکراري څرګنده کړې ده. يو ځانمرګي ګوذار کونکي د شنبې په ورځ د کابل د ډيپلوماټانو په ناحيه کي چي سخته ساتنه يي کيږي، لږ ترلږه ۷ کسه افغاني ملکي وګړي له ځانه سره وژلي دي. څه ناڅه 100 کسه نور پدي پيښه کي ژوبل شويدي. سوء قصد کونکي ځان په موټرکي چي 500 کيلوګرامه چاودونکي مواد پکي باروو په هواالوزولي دي. د زور لارو طالبانو د وينا له مخي چي ددي ګوذار مسوليت يي په غاړه اخيستي دي، ددوي هدف دامريکا سفارت وو چي هغه ځاي ته نژدي پروت دی.Ÿ
دویچه وله

آیا زور آزمائی انتخابات به دور دوم نخواهد رفت؟

اوت 18, 2009

شماره 50/دوشنبه 26 اسد 1388/17 اگست 2009
گلیوم اسوشیتس و رسانه ها
درنظرخواهيهايي که صورت گرفته است، هيچ يک ازکانديداتورهاي رياست جمهوري تا اکنون ازحمايت اکثريت مطلق راي دهندگان برخوردار نيست. هرگاه طرز ديد مردم تا روز انتخابات ادامه يابد، فکرمي شود که کار به دور دوم انتخابات بکشد.
هيچ يک ازکانديداتورها اکثريت مطلق راي دهندگان را با خود ندارند
درآخرين نظر پرسي نمونه وار که توسط يک موسسه امريکايي به نام » گليويوم اسوشيتس» بين روزهاي 8-17 ماه جولاي در34 ولايت افغانستان صورت گرفته است، ديده مي شود که حامد کرزي رئيس جمهور افغانستان و کانديداتور يک دور ديگر براي رياست جمهوري افغانستان فقط از حمايت 36% راي دهندگان برخوردار است. داکترعبدالله عبدالله وزيرخارجه پيشين ورقيب عمده کرزي مي تواند 20 % آرا را به خود اختصاص بدهد. همينطور داکتر رمضان بشردوست وزير سابق پلان و داکتراشرف غني وزيرپيشين ماليه افغانستان به ترتيب 7% و 3% آرا را به دست مي آورند.
بقيه 37 کانديداتور ديگر فقط مي توانند جمعاً مي توانند 13 % آرا را به خود اختصاص بدهند.
ازجمله 3566 نفر که مورد پرسش قرار گرفته اند. 20% آنها يا تصميم نگرفته بودند ويا اينکه نمي خواستند پرسشها را جواب بدهند.
اين نظرپرسي که بصورت مستقل به اجرا درآمده است، توسط ايالات متحده امريکا تمويل شده است. براي معلوم کردن نظر مردم درمورد کانديدا ها با آنها روبه رو گفتگو صورت گرفته است. همچنان اوراق راي دهي که براي اين انتخابات ترتيب شده اند، به دست آنها داده شده وازايشان تقاضا شده است که بگويند چه کسي را انتخاب مي کنند. دراين نظرپرسي نمونه همه ولايات مدنظربوده، ديدگاه هاي مردم شهر وده وهمچنان جمعيت مناطق مختلف رعايت شده است.touka-neyestani3
نتيجه نهايي که ازاين همه پرسي بدست مي آيد اين است که احتمالاً رئيس جمهور افغانستان در دور اول انتخابات برگزيده شده نمي تواند وضرورت به دور دوم انتخابات مي باشد.
از تاسيس افغانستان معاصر تااکنون يک بار وآنهم پنج سال پيش يک رئيس جمهور انتخاب شده است . درقانون اساسي افغانستان آمده است ، درصورتي که کانديداهاي رياست جمهوري در دور اول نتوانداکثريت مطلق آرا يعني بيش از 50% آرا را به دست آورند، انتخابات به دور دوم کشانده مي شود. ازآنجايي که درافغانستان هيچگاه انتخاب يک رئيس جمهور به دور دوم کشانده نشانده است، ومردم دراين زمينه تجربه اي ندارند، بهتراست تا درمورد دور دوم انتخابات معلومات لازم را داشت تا به هنگام انتخاب رئيس جمهور جديد ، بتوان با آگاهي تصميم گرفت.
دور دوم انتخابات رياست جمهوري درقانون اساسي افغانستان:
درماده 61 قانون اساسي جمهوري اسلامي افغانستان درمورد انتخاب رئيس جمهور چنين آمده است:
«رئيس جمهور با کسب اکثريت بيش از پنجاه في صد آراي راي دهندگان از طريق رأي گيري آزاد، عمومي، سري و مستقيم انتخاب مي گردد.
وظيفه رئيس جمهور در اول جوزاي سال پنجم بعد از انتخابات پايان مي يابد.
انتخابات به منظور تعيين رئيس جمهور جديد در خلا ل مدت سي الي شصت روز قبل از پايان کار رئيس جمهور برگزار ميگردد.
هرگاه در دور اول هيچ يک از کانديدان نتواند اکثريت بيش از پنجاه في صد آرا را به دست آورد، انتخابات براي دور دوم در ظرف دو هفته از تاريخ اعلام نتايج انتخابات برگزار مي گردد و در اين دور تنها دو نفر از کانديداني که بيشترين آرا را در دور اول به دست آورده اند، شرکت مي نمايند.
در دور دوم انتخابات، کانديدي که اکثريت آرا را کسب کند، رئيس جمهور شناخته مي شود.
هرگاه يکي از کانديدان رياست جمهوري در جريان دور اول يا دوم راي گيري و يا بعد از انتخابات و قبل از اعلام نتايج انتخابات وفات نمايد، انتخابات مجدد مطابق به احکام قانون برگزار ميگردد.»
دور دوم انتخابات چرا به راه مي افتد:
درافغانستان 107 حزب سياسي راجسترشده وجود دارد. درانتخابات رياست جمهوري تنها 7 حزب کانديدا داشته اند. بنابراين افکارسياسي وحزبي درانتخاب رئيس جمهور آينده نقش اساسي ندارد. قدرت سياسي ونظامي، نفوذ قومي وقدرت مالي سه عامل اساسي اند که سرنوشت انتخابات را رقم خواهند زد.
دوراول انتخابات را » راي دهي مسابقوي» مي گويند. در دور اول انتخابات مي تواند تعداد زياد افراد شرکت کنند. اما در دوردوم انتخابات رياست جمهوري درافغانستان ، که آنهم مسابقوي مي باشد، فقط دو تن ازکانديداتورهاي دور اول که بلندين ترين آرا را گرفته باشند، شرکت کرده مي توانند. به طورمثال هرگاه فرض کنيم که نتايج نهايي انتخابات رياست جمهوري افغانستان به روز 29 ام اسد، همان نتايجي باشد که درنظرخواهي نمونه وار ديروز (11 آگست ) انتشاريافته است ، يعني آقاي کرزي با کسب 36% آرا و آقاي داکترعبدالله عبدالله با بدست آوردن 20 % آرا نسبت به سايرکانديداها پيشي گرفته اند. اما چون هيچ يک ازاين دو کانديداتور نتوانسته است اکثريت مطلق يعني بالاتر از 50% آراي راي دهندگان را به دست آورند، ناگزيربايد در دور دوم انتخابات شرکت کنند. مطابق به اين مثال فرضي براساس حکم ماده 61 قانون اساسي افغانستان ازجمله همه کانديداتوران ديگر، در دوردوم تنها آقاي کرزي وآقاي داکترعبدالله خواهند توانست باهم ديگر مسابقه بکنند. دور دوم براي آنست تا کانديداتوران اضافي حذف شوند وراي دهندگان تصميم بگيرند تا بين دونامزد عمده کدام را انتخاب بکنند.
کانديداتورها از کوتاه مدت و دراز مدت در دور اول ودور دوم انتخابات چه به دست آورده مي توانند:
در دور اول انتخابات ، کانديداها فرصت مي داشته باشند تا برنامه ها ، وعده ها، وشخصيتهاي شان را براي مردم معرفي کنند وتوجه میليونها انسان را بخود جلب کنند. اين اهداف کوتاه مدت براي آن است تا بتوانند درمقام کانديداهاي عمده قرار گيرند. درهمين دوره ممکن است، توافقاتي بين کانديداها به وجود آيد تا به نفع يک کانديداي معين که اقبال بيشتري دارد، ازکانديداتوري شان منصرف شوند. اين سازشها درصورتي که احزاب سياسي فعال وهدفمندي درجامعه وجود داشته باشند، دربسياري موارد مي توانند با آوردن تعديلات و توافقات ديگر دربرنامه کانديداي مورد حمايت، برمجموع نتايج انتخابات دور اول تاثيربگذارد.
دربسياري موارد وبخصوص درجامعه اي که داراي احزاب سياسي موثرنباشد، هرگاه يک کانديداتور به نفع کاندايداتور ديگر کنار رود، کساني که به او وفادار بودند، شايد به نفع يک کانديداي ديگر راي بدهند. بنابراين حدسيات درمورد نتايج انتخابات هميشه با پيش بينيهايي که خود کانديداها مي داشته باشند يکي بوده نمي تواند.
در دور دوم انتخابات درافغانستان تنها دو کانديداتوري که بيشترين آراي مردم را برده باشند، مي توانند درمسابقه انتخاباتي شرکت کنند. دربرخي کشورهاي ديگرچندين کانديداتور که يک درصد معين آرا مثلاً بالاتر از 13% را پوره کرده باشند مي توانند در دور دوم انتخابات شرکت کنند.
درانتخابات دور دوم با کم ساختن تعداد کانديدا ها کوشش مي شود تا از ضايع شدن آراي مردم جلوگيري شود وانتخاب آنها را تنها برمحوردو کانديدا متمرکزسازند.
دربسياري موارد ائتلافهاي انتخاباتي در دور دوم مي تواند، نتايج انتخابات را تغيير دهد. مثلاً در انتخابات رياست جمهوري سال 2002 درفرانسه، هريک ژاک شيراک ازجناح گليستها و ليونل ژوسپان ازحزب سوسياليست فرانسه در رسانه ها ادعاي پيروزي مي کردند. دراين ميان يک کانديداي مناقشه انگيز دست راستي به نام ژان ماري لوپن، هم وجود داشت. ازقضا نتايج دور اول انتخابات چنين بود:
ژاک شيراک 19.88%
ژان ماري لوپن 16.86%
ليونل ژوسپان 16.18 %
دراينجا ديده مي شود که ژان ماري لوپن کانديداي دست راستي ، آراي اندک بيشتري را نسبت به ليونل ژوسپان کانديداي سوسياليست به دست آورد. چون هيچ يک ازاين سه کانديدا در دور اول نتوانستند اکثريت مطلق يعني بالاتر از 50% را به دست آورند، انتخابات به دور دوم کشانده شد.
در دور دوم انتخابات ژاک شيراک وليونل ژوسپان انتخابات مشترکي را به راه انداختند. براثراين مبارزه مشترک نتايج دور دوم ازاين قرار بود:
ژاک شيراک 82.21%
ژان ماري لوپن 17.79%
دردنياي معاصر آراي هرفرد برنتايج انتخابات تاثيرگذاراست. احزاب سياسي ريشه دار درجوامعي که درآنجا دموکراسي جا افتاده است ، ازاقشار معين اجتماعي نمايندگي مي کنند وتقريباً يک درصد معين آراي ثابت را با خود مي داشته باشند.

آرا درانتخابات از دوخصلت برخورد است: يکي تعداد وديگري وزنه .وزنه آرا مربوط به تعداد آن نيست و هنگامي مطرح مي شود که برنتايج سياسي موثرتمام شود. مثلاً اگر در يک انتخابات چهارگروه شرکت کرده باشند وتعداد آراي آنها چنين باشد:
گروه الف 47 %
گروه ب 4%
گروه ج 37%
گروه د 12 %
دراينجا ديده مي شود که (گروه الف) و(گروه ج) بيشترين آرا را دارند ودو رقيب سازش ناپذيراند، اما ( گروه د) نمي خواهد با (گروه الف) ائتلاف کند، لاکن (گروه ب ) مي خواهد با( گروه الف) ائتلاف کند. درصورت ائتلاف (گروه الف) و (گروه ب) ، اکثريت مطلق نصيب (گروه الف) مي شود. دراينجا ديده مي شود آراي (گروه ب) که 4% مي باشد، نسبت به آراي (گروه د) که 12% مي باشد، هرچند ازلحاظ عددي کم است، اما ازنگاه وزنه اش زياد است، زيرا مي تواند کانديدا ي (گروه الف) را اکثريت مطلق برخوردار بسازد.Ÿ

نشست فعالان جامه مدنی و وکیلان پارلمان در مورد قانون احوال شخصیه اهل تشیع

اوت 18, 2009

شماره 50/دوشنبه 26 اسد 1388/17 اگست 2009
روز 16 اگست سال روان میلادی نشستی غیر رسمی به اشتراک وکلای پارلمان، فعالان جامعه مدنی، روشنفکران و نمایندگان دفاترdedوGTZدر بنیاد فرهنگ و جامعه مدنی به خاطر بحث بر قانون احوال شخصیه اهل تشیع که اخیراً توسط رییس جمهور کرزی توشیح گردیده دایر شد.
در آغاز آقای یان روگه رییس موسسه خدمات انکشافی آلمان صحبت نمود. در این گردهمایی اشتراک کنندگان پیرامون این مسأله که آیا قانون احوال شخصیه اهل تشیع اکنون نافذ شمرده میشود یا نه، قابل تطبیق است یا نه؟ آیا پارلمان بعد از توشیح این قانون در جریان بوده یا نه؟ و اینکه محتوای این قانون با قانون جنجال بر انگیز قبلی چه تفاوت دارد به تفصیل بحث نمودند.
میر احمد جوینده عضو پارلمان گفت:«در حالیکه در قانون تعدیل آمد باید دوباره به پارلمان میرفت اما برخلاف قانون در جریده رسمی به نشر رسیده»، کبیر رنجبر عضو دیگر پارلمان گفت:«وقتی قانون احوال شخصیه اهل تشیع در ولسی جرگه مطرح شده خلاف مقررات مواد قانون قرائت نشد، ما مخالفت کردیم بر آن اساس رأی گیری شد که باید قانون به ستره محکمه برود ولی بر خلاف قانون به مشرانو جرگه فرستاده شد، از مشرانو جرگه هم گذشت و رییس جمهور آنرا امضاء کرد. وقتی اعتراض بلند شد رییس جمهور عقب نشینی کرده به وزیر عدلیه وظیفه داد در قانون اصلاحات بیاورد، اصلاحات آمد، قانون توشیح شد، در جریده رسمی به نشر رسید و نافذ شد آیا این قانون نافذ است؟ از نظر من نافذ نیست زیرا در 22 اسد که قانون توشیح شده کار پارلمان جریان داشت و اینکه به پارلمان فرستاه نشده خلاف قانون است.»
بعد به تفصیل روی متن قانون جدید و تفاوت های آن با متن قبلی صحبت شد در قانون جدید از 253 ماده قانون قبلی با اصلاحات وزارت عدلیه به 236 ماده کاهش یافت.
بعداً عزیز رفیع رییس شبکه جامعه مدنی صحبت نموده گفت:«موادی که ملاحظه بر آنها در قانون وجود داشت با اصلاحات حذف شد و انفاذ این قانون یک پیروزی است.» ضیا مبلغ سخن ران دیگر این نشست از مواردی صحبت نمود که قانون احوال شخصیه، باید مانند کشور مصر میان اهل تشیع و تسنن به شکل واحد و قابل قبول پیروان هر دو مذهب تدوین شود.
در این نشست به برخی موارد قانون جدید انتقاد شد و اشتراک کنندگان خواهان تعدیل و اصلاح آن شدند. در اخیر داکتر عالمه عضو برجسته و فعال جامعه مدنی از مباحثات این نشست نتیجه گیری نموده گفت:«دو مسأله قابل بحث میباشد یکی آنکه نمایندگان پارلمان بخاطر عدم رعایت پروسیجر رسمی تصویب و توشیح این قانون بر آن اعتراض دارند که باید در جلسات پارلمان توسط وکلای معترض پیگیری شود و دوم آنکه نهادهای جامعه مدنی بخاطر تغییر چهار مادۀ مورد نزاع موجود در قانون از طرق مختلف تلاش نمایند.»
این نتیجه گیری مورد تائید وکلای پارلمان، فعالان جامعه مدنی و اشتراک کنندگان نشست قرار گرفت.Ÿ

زبان الکن کاندیدان

اوت 18, 2009

شماره 50/دوشنبه 26 اسد 1388/17 اگست 2009
کوه بچه
در حالیکه از دروازه یک سیستم مبتنی بر مردمسالاری و از زاویۀ آزادی های مدنی چهل و یک تن امکان آن را یافتند که بطور کاملاً افراطی و تفریطی با برنامه و بی برنامه خود را کاندید بزرگترین مقام رهبری کشور نمایند. در پهلوی آنکه برنامه های آنان هنوز مشخص، جذاب و رهگشا نمی نماید این کاندیدان وقتی بر مصطبه و تربیون سخنرانی ها بالا می روند و یا از عقب میز های مدور تلویزیون ها اهداف شان را بیان می نمایند در بخش دفاع از آزادی بیان، حقوق بشر، تساوی حقوق زن و مرد، تقویه نهاد های مدنی و فرهنگی ودفاع ازحقوق اطفال وبهبود شرایط زندگی آنان زبان، شان الکن می شود و در نوشتن رنگ قلم شان خشک می گردد.
آنان از یاد می برند که فقط از برکت و مزایای همین چوکات نظام مردمسالاری است که ذوق و شوق رسیدن به مقام ریاست جمهوری در سطوح مختلف بالا گرفته و از چپ تا راست و از افراطی تا تفریطی در این راه توانسته اند قد علم کنند.
کاندیدان در سخنرانی های شان همه چشم به سوی طالبان دوخته به نوعی با نجوا و ندبه و زاری میخواهند به شکلی از اشکال با آنان ارتباط داشته باشند در حالیکه طالبان ظاهراً با هیچ یک علناً سر نمی جنبانند.
در اینجا چند مسأله قابل مکث است:
1- در حالیکه طرف مقابل نفس نظام موجود را با حضور جامعه جهانی نمی پذیرد این کاندیدان نظام موجود چگونه از چوکات دموکراسی به آنان چشم امید دوخته اند.
2- هرگاه یکی از این کاندیدان به مقام ریاست جمهوری برسد با توجه به خموشی که در رابطه به ارزش های مدنی، دموکراسی، آزادی بیان، تساوی حقوق زن و مرد و مسایل فرهنگی وهنری اختیار نموده آیا این ارزش هارا قربانی یک اداره مصلحتی استبدادی نخواهد کرد؟
بسیاری ها می پرسند در حالیکه صلح خواسته همه مردم افغانستان است و هیچ کس طرفدار جنگ نیست هر گاه مفاهیم ارزش های مدنی و آزادی بیان قربانی یک صلح منفی شود پیامد آن برای مردم افغانستان چه خواهد بود؟ و اصلاً چه کسی این حق را دارد که از میان بیست و پنج میلیون نفوس افغانستان به خواست چند ده هزار نفر مسلح حقوق بیست چهار میلیون و چند صد هزار نفر رادر عرصۀ هنر، فرهنگ، آزادی بیان و حقوق اجتماعی و مدنی زیر پا گذارد؟ Ÿ

ارمغان جوانان

اوت 18, 2009

به بهانه روز جوانان
شماره 50/دوشنبه 26 اسد 1388/17 اگست 2009
چالش های فراراه جوانان
بابک سیاووش
روز 12اگست برابر است با روز جهانی جوانان که ما به بهانه این روز به بررسی وضعیت فعلی مشکلات جوانان افغانستان میپردازیم. قسمیکه آشکار است جوانان افغانستان نسل پس از جنگ هستند که بعد از رژیم طالبان به آزادی دست یافته و دوباره به زندگی عادی برگشته اند . پس از رژیم طالبان رفتن به مکتب ودانشگاه به خاطر فراگیری درس وتعلیم برای دختران جوان افغانستان که دررژیم طالبان از این حق خود محروم بودند یک دست آورد است . ولی اگر به مشکلات جوانان پس از طالبان توجه شود جوانان افغانستان اکنون نیز با ده ها مشکل دست وپنجه نرم می کنند. بیسوادی , فقر ,نبودن وظیفه, معتاد شدن به موادمخدر,ازدواج ها اجباری, مهاجرت به کشور های همسایه به خاطر کار, نبود سالون های مطالعه , نبود سالون های ورزشی, نبود محل تفریحگاه از جمله مشکلاتی هستند که جوانان افغانستان را همیشه رنج میدهند. در اکثریت ولایات افغانستان جوانان بنابر مشکلات مختلف چون نبود امنیت، تهدید های مخالفان دولت، آتش زدن مکاتب از طرف مخالفان از آموزش وپرورش باز مانده اند. مشکلات جوانان تحصیل یافته نیز کم نیست. هر ساله به تعداد جوانان کانکورزده اضافه میشود. حتی فارغ التحصیلان دانشگاهها نیز امیدی به آینده خود در زمینه کاریابی ندارند، زمانیکه سند فراغت را به دست میاورند به شغل های شخصی روی میاورند و جوانان همیشه از دولت نا امید میباشند. همچنان فقررا نیزاز مشکلات عمده جوانان میتوان نام برد در یک خانواده که آنها را فقر تهدید می کند تحصیل فرزندان آن خانواده برای شان مهم نیست، اکثریت این جوانان کار ندارند و بیکاری سبب کار های ناشایسته جوانان نیز می شود چنانکه اکثریت جوانا ن از بیکاری معتاد به مواد مخدر می شوند ازواج های اجباری نیز از مشکلاتی است که اکثریت دوشیزه های جوان دچار آن هستند واین مشکلات اکثراً در ولایات افغانستان اتفاق می افتد. مسأله دیگر مهاجرت جوانان افغانستان به کشور های همسایه به خاطر یافتن اشتغال وکار میباشد. نبود سالون های مطالعه برای جوانان که نیاز هر چه بیشتربه آن دارند و به خاطر یافتن معلومات آفاقی به آن ضرورت دارند. همچنان نبود سالون های ورزشی برای جوانان افغانستان نیز از جمله پرابلم های بزرگ میباشد با آنکه جوانان افغانستان در شرایط کنونی بدون دسترسی به آن به موفقیت هایی دست یافت اند واز مسابقات جهانی مدال هایی به دست آورده اند که میتوان منحیث یک موفقیت بزرگ جوانان افغانستان از آن نام برد. نبود محل تفریح برای جوانان متاسفانه یکی از پرابلم های دیگر میباشد که در شرایط کنونی نه پارک مجهز و نه کدام محل مناسب برای تفر یح جوان وجود دارد. جوانان افغانستان بخاطر حل این همه مشکلاتی که فرا راه شان قرار دارد امیدوارند در کشور نظام سیاسی قوام بگیردکه به خواسته های معقول شان پاسخ مثبت داده گره از مشکلات شان بگشاید.Ÿ
———————————————————————————-
بیرق ما
ذکیه مناتی
افراشته باد بیرق افغانستان ما ملی نشان ما
با عز و افتخار و شرف در جهان ما ملی نشان ما

رنگ سیاه و سرخ و سبز آن مجلل در مجمع ملل
نقش گندم و محراب و منبر از آن ما ملی نشان ما

ما ملت آزاده با بیرق آشنا از دورۀ یما
اجداد ما، کیان ما، پیشدادیان ما ملی نشان ما

بیرق نماد هستی ما ملت غیور از دوره های دور
بر شانه پامیر لوای شهان ما ملی نشان ما

سرباز و سلحشوریم، دادخواه و کینه توز همچو پلنگ یوز
دشمن به یاد آورد از کاویان ما ملی نشان ما

مایان همه سرباز و علمدار کشوریم بر دوش می بریم
این رایت بلند کهن آریان ما ملی نشان ما

یارب در اهتزاز بود جندۀ افغان تا گردش زمان
سپاریم این ودیعه به نسل جوان ما ملی نشان ما

ارمغان اطفال

اوت 18, 2009

بازی اتلک توته تلک
شماره 50/دوشنبه 26 اصد 1388/17 اگست 2009
بازی اتلک توته تلک از بازی های طفلانه میباشد که از سالیان دراز میان اطفال معمول است، در این شماره خواستیم همین سرگرمی را معرفی نماییم:
ابتدا اطفال دور هم نشسته دستانشان را به روی زمین میگذارند و یک طفل که ترانه «اتلک توته تلک» را یاد داشته میباشد، با خوانش این ترانه انگشتان دیگر همبازیان و خودش را می شمارد، وقتی ترانه بالای هر انگشت ختم شد، آن طفل همان انگشت خود را قات می کند، این ترانه تا وقتی ادامه می یابد که انگشتان همه اطفال قات شود و در آخر بازی انگشت هر طفل که قات نشده باقی ماند همان طفل بازنده محسوب میشود.
ترانه اتلک توته تلک
اتلک توته تلک
پنجه بشی نان شکر
شکرک در باغ بود
پایکش پر داغ بود

بابه، بابه
اسپاره کجا بستی
ده جای، جای گندم

بابه، بابه
بزاره کجا بوردی
ده کرد، کرد شالی
بابه، بابه دیوالی
بابه، بابه دیوالی

بابه، بابه
بزاره کجا بوردی
ده کرد، کرد شفتل
بابه، بابه تمبل
بابه، بابه تمبل

اتلک توته تلک
پنجه بشی نان شکر
شکرک در باغ بود
پایکش پر داغ بود

DSCN3183

سیمای جهانی مولانا

اوت 18, 2009

شماره 50/دوشنبه 26 اسد 1388/17 اگست 2009
4
4- موسیقی و سماع
راندوم
موسیقی و نظر های مولانا و پیروانش در این خصوص توجه بسیاری از علاقمندان به فرهنگ را جلب کرده است. یکی از این افراد میشل راندوم است. راندوم، نویسنده و فیلسوف فرانسوی دارای ده ها کتاب و فلم است و از چهره های برجستۀ تحقیقات بین المللی محسوب می شود. او در مورد هنر شهودی، هنرهای سنتی و رزمی، مولانابه ویژه در شرق، تحقیقات گسترده ای انجام داده است و به همین دلیل توجه خاصی به سماع و مسائل مربوط به آن دارد. وی در مورد مولانا چند کتاب دارد که از میان آنها میتوان به مولانا، صوفیسم و رقص و رومی، شناخت و اسرار اشاره کرد. راندوم کتاب دوم را به «خانوادۀ بزرگ عاشقان رومی» هدیه میکند. وی بیش از همه به موضوع سماع مولویه پرداخته است و در کتاب مولانا، صوفیسم و رقص به تفصیل، موضوع را مورد مطالعه قرار می دهد.
5- ادبیات
باز هم در جام، برقصان و برقصان! ستارگانی زیبا!
باز هم جرعه ای، رنگ گلگون، ز یاقوت فروزان!
باز هم جرعه ای! که از گرد و غبار بزداید، رنگ حقیقت
باز هم میِ ناب! تا بنوشیم و بنوشیم، نور و زیبایی!
باز هم میِ ناب! باز هم میِ ناب! که بر انگیزد
هر چه روان است، در کهکشان ها، از شوق وشهوت!
بارِس
به جرأت میتوان گفت که در میان نویسندگان فرانسوی مولانا بیش از همه بر بارِس تأثیر گذارده است. چگونگی و میزان شناخت بارِس از مولانا از چندین جهت قابل توجه است. شاید کمتر نویسندۀ اروپایی و به ویژه فرانسوی تا این حد در مورد مولانا تحقیق میدانی کرده باشد. سفر بارِس در سال 1914م به آسیای صغیر و قونیه این امکان را به او داد تا بتواند از نزدیک محافل درویشان و پیروان مولانا را درک کند و با بزرگان آنها گفتگو و مباحثه کند. به همین دلیل نوع شناخت بارِس که تا حدی از همین گفتگو ها متأثر است، بیش از اینکه متوجه ادبیات و شعر مولانا باشد، متوجه عرفان عملی، موسیقی و سماع او شد، زیرا شناخت این درویشان نسبت به ادبیات و شعر مولانا اندک بود و به همین دلیل تنها به بخش عرفانی و هنری آن می پرداختند. به غیر از این موضوع (یعنی شناخت ناقص بزرگان صوفیه از ادبیات مولانا) آنها به دلیل تعصب ترکی، از گفتگو در مورد اشعار فارسی مولانا، خودداری می کردند.
رقص عارفانه درویشان و مریدان مولانای رومی منظره ای است که توجه نویسندگان مسافر فرانسوی را به ویژه از قرن نوزدهم به بعد به خود واداشته است. اما در میان آنها هیچ یک به بارِس به مولانا و سماع مولویه نپرداخته است. او در 17 جون 1914م به قونیه که محل زندگی مولانا و آرامگاه اوست، سفر کرد. در آنجا با همراهی در رقص آهنگین مولوی ها (درویش های مرید مولوی) به رؤیای خود تحقق بخشید. وی این موضوع را در آثار خود تحقیقی در کشور های شرقی و دفترچه هایم تشریح کرده است. او در دفترچه هایم مینویسد:
سفر من در قونیه این بود که حالت روحانی سه شاعر مذهبی در قونیه را ملاقات کردم، در رقص مقدس شرکت کردم، من از این طریقت ها آرزوی عزاداری را داشتم تا روح را زنده کنم. لحظات سختی که سرزمین های به خواب رفته دنیای باطن مان را بیدار می کنند.
بارِس که بسیار مجذوب اندیشه و زندگی مولانا شده بود، طی اقامت خود در قونیه از پژوهش و جمع آوری مطالب در مورد مولانا دست نکشید. او به ویژه نسبت به موضوع ملاقات شمس و مولانا حساس شده بود:«تفکر شمس الدین چه بود؟ جواب می رسد: روشن کردن اندیشۀ جلال الدین، همچون کبریتی که چراغ را روشن می کند. از سوی دیگر شمس الدین می گوید: من به لطف جلال الدین خود را شناختم.»
فعالیت و روح موسیقایی جلال الدین توجه بارِس را به شدت به خود جلب کرده بود. بارِس تکرار می کند:«او شاعر و موسیقی دان بود. سه تاری داشت که آن را به هشت تار تغییر داده بود، او زمان خود را به نواختن این موسیقی می گذراند که شمس الدین، که دل مشغولی دیگری نداشت، سر رسید.»
روش مولانا که پیوند هماهنگی میان روح و جسم بود، موریس بارِس را مجذوب خود کرده بود و او همۀ گفتگوهایی را که با درویش ها و مفسرین داشت، تعریف کرده است.
بارِس در یکی از مصاحبه های خود از زبان جلال الدین می گوید:«اگر من به بلخ بروم، مردم به شکل خاصی خواهند بود، اما در قونیه مردم مشغول موسیقی و بازی های متنوعی هستند. برای هدایت آنها به شناخت خدا، من مجبور بودم موسیقی، رقص و شعر را در… وارد کنم. راه های زیادی برای هدایت انسان به خدا وجود دارد، اما من این راه را برای سوق دادن آنها به شناخت خدا انتخاب کردم..»
بقیه در آینده