بایگانیِ سپتامبر 2009

سخن روز

سپتامبر 28, 2009

شماره 52 دوشنبه 6 میزان 1386 /28 سپتامبر 2009

arton89مردم در این روز 6 میزان که باری روز بستن دهان مردم، شکستن رسانه ها و نابودی آزادی های مدنی به آن نام داده اند با دقت به نتایج کار کمیسیون شکایات انتخاباتی می اندیشند و از اظهار آمادگی مشروط آقای کرزی به پذیرش نتایج انتخابات و مغلق خواندن پروسه رسیدگی به شکایات توسط آقای دکتر عبدالله در تشویش بوده هشدار بان کی مون سرمنشی سازمان ملل مبنی بر امکان خشونت های پس از اعلام نتایج انتخابات را جدی میگیرند،  ولی در همین حال چشم ها و گوش های همگان به سخنان گرانت کیپن رییس کمیسیون شکایات متوجه میباشد که با تجارب تخصصی که در این زمینه از سایر کشور ها دارند چگونه سره را از ناسره و اصلی را از تقلبی در میان بیش از سه هزار مرکز از هم جدا خواهند ساخت.
انقطاب های سیاسی جامعه افغانی طوری شکل گرفته که  با روحیه مثبت منفی در حال حاضر به سخنان همدیگر حمله میکنند و یگانه راه حل آنست تا کمیسیونی که از حمایت بین المللی برخوردار است از موضع بیطرفانه حرف آخر را ابلاغ نماید.
مردم در فرایند این انتخابات دو راه را مشاهده میکنند یکی به سوی صلح، دموکراسی، ترقی اجتماعی، آزادی بیان، آزادی های مدنی و وحدت و یکپارچه گی ملی که با اعلام نتایج انتخابات شفاف به دست می آید و دیگری بسوی استبداد، عقبگرایی و رفتن بطرف یک اداره قرون وسطائی که پیامد تقلب خواهد بود. اما همگان به این نکته توجه دارند که اگر قبل از انتخابات با رفتن به پای صندق رأی صلاحیت تعین زعیم را داشتند بعد از انتخابات هر گاه تقلب بر مردم قبولانده شود از نام اکثریت شرایط دشواری بر آنان تحمیل خواهد شد که به جزء تابعیت هیچ چاره یی نخواهند داشت. از همین جاست که تقاضای احاد ملت از کمیسیون شکایات آنست که نتایج شفاف و غیر تقلبی را به سمع آنان برساند.Ÿ

Advertisements

ارزیابی ترسناکی که قصر سفید را کلافه کرده!

سپتامبر 28, 2009

شماره 52 دوشنبه 6 میزان 1386 /28 سپتامبر 2009

نوشته: محمد داود سیاووشکلافه

در حالیکه مطابق نظر خواهی سی ان ان (54)درصد امریکاییان مخالف جنگ با طالبان و القاعده در افغانستان و (41) درصد آنان طرفدار جنگ اند و به قول مدیرCNNدر حالیکه سیاست افغانستان اوباما را جمهوری خواهان دوست دارند و دو سوم آنان از جنگ افغانستان حمایت میکنند اما سه چهارم دموکرات ها که آقای اوباما به آن حزب ارتباط دارد مخالف جنگ افغانستان میباشند، کارشناسان میگویند که وضعیت فوق اوباما را در موقعیت دشواری قرار داده است.
اداره اوباما قبل از طرح استراتیژی جدید کار تهیه حدود (50) شاخص برای افغانستان را رویدست گرفت که به موجب آن بتواند راه موفقیت در افغانستان را مجدداً تعریف کنند. تهیه این شاخص ها در حالی صورت گرفت که کانگرس که در آن دموکرات ها اکثریت را دارند در مورد هزینه جنگ دچار شک و تردید میباشد. اما بارک اوباما با وجود این همه اهداف استراتیژی جدید امریکا را در افغانستان طی سخنرانی در ایالت اریزونا چنین خلاصه نموده:
«راهبرد جدید ما برای افغانستان کاملاً روشن است  پیروزی به القاعده و متحدان افراطی آن» رییس جمهور با اشاره به منتقدان استراتیژی جدیدش اظهار داشت:
«ما نباید فراموش کنیم که جنگ در افغانستان را ما آغاز نکرده ایم، این جنگ بر ما تحمیل شده است که به تاریخ 11 سپتمبر ما را مورد حمله قرار داده بودند، عهد کرده اند که حملات خود را یکبار دیگر تکرار کنند، اگر طالبان را به حال خودشان بگذاریم، امکانات بیشتری برای القاعده فراهم خواهند کرد، القاعده از این امکانات استفاده خواهد کرد تا شهروندان بیشتر امریکایی را به قتل برساند، جنگیدن در مقابل چنین خطر ها نه تنها مهم است بلکه یک امر ضروری برای حفظ امنیت امریکایی ها نیز میباشد.»
اما جان برنان مشاور ارشد بارک اوباما در امور مبارزه با تروریزم میگوید ایالات متحده راهبرد خود را برای مقابله با تندروان تغییر داده است. آقای برنان میگوید که کشورش واژه های مانند «مبارزه با ترور» را از ادبیات سیاسی خود خارج میکند. آقای برنان گفت:«از این به بعد مردم جهان ایالات متحده را بخاطر آنچه که علیه آن مبارزه میکند نخواهند شناخت، بلکه آنچه امریکا در پی به دست آوردن آنست به مشخصه این کشور تبدیل خواهد شد.»
جان برنان در این سخن رانی به مواردی چون تلاش اوباما برای نزدیکی با جهان اسلام و کنار گذاشتن روش های بازجویی مانند القای حس خفگی با متهمان جنگ با تروریزم خبر داد.
در بحبوحه این ابراز نظرها اداره اوباما جنرال مک کریستل را مؤظف ساخت تا با ارزیابی واقعی از وضع جنگ در افغانستان طرح ها و پیشنهادات خود را مطرح سازد.
نظریات جنرال مک کریستل:
جنرال مک کریستل از موضع قوماندان ارشد ایالات متحده و ناتو بعد از یک بررسی فوری و سری از وضع جنگ افغانستان هشدار داد که او نیاز به عساکر بیشتر دارد و واضحاً خواست در صورتیکه قوای اضافی فراهم نشود در این جنگ هشت ساله ایالات متحده و ناتو ناکام خواهند شد.
واشنگتن پست که یک نقل این بررسی را به دست آورده از آن نقل قول میکند که کوتاهی به خاطر بدست آوردن ابتکار و برگشتاندن قوای شورش گرا طی 12 ماه آینده، تا زمانیکه قوای امنیتی افغان قابلیت بیشتر به دست آورد، نتایج خطرناکی را در بر خواهد داشت و شکست آن نا ممکن خواهد بود.
واشنگتن پست نوشت که این ارزیابی به تاریخ (30) اگست به رابرت گیتس وزیر دفاع ایالات متحده فرستاده شده و رییس جمهور اوباما و تیم امنیت ملی آن را بررسی میکنند. جنرال مک کریستل در این یادداشت پنج صفحه ئی خود نوشته که وضع جدی بوده ولی موفقیت امکان پذیر میباشد. او مکرراً ذکر نموده که بدون قوای اضافی و اجرای فوری یک استراتیژی درست احتمال شکست موجود خواهد بود. جنرال مک کریستل اضافه نموده که حکومت فاسد افغانستان و قوای بین المللی با تاکتیک های مختلف به مخاطره قرار گرفته اند که در نتیجه مردم عادی را در حاشیه قرار داده است.
موصوف در مورد طالبان جزئیات بیشتری را فراهم ساخته میگوید:
طالبان دشمن قوی و مغلق بوده که از شایعه پراگنی جدید استفاده نموده و بخاطر استخدام اعضا در زندانها نفوذ دارد.
واشنگتن پست نوشته که ارزیابی مک کریستل یکی از چند گزارشی میباشد که تحت بررسی قصر سفید قرار دارد.  طرح او میتواند باعث تشدید مباحثه ملی قانونگذاران دموکرات شود که نمیخواهند قوای بیشتری به افغانستان اعزام نمایند.
واشنگتن پست از ارزیابی مک کریستل نقل قول نموده که از دو هزار و پنجصد تا چهارده هزار زندانی در مراکز اصلاح مردم را در افغانستان القاعده و طالبان تشکیل میدهد که صد ها تن اسلام گرا های متعهد با مجرمین عادی یکجا شده و آنها را نیز افراطی میسازند.
مک کریستل تسریع و توسعه قوای امنیتی افغان را پیشنهاد نموده میخواهد افزایش اردوی ملی از (92) هزار به (134) هزار به عوض دسمبر (2011) تا اکتوبر (2010) تکمیل شود و در مجموع اردوی ملی (240) هزار و پولیس ملی به (160) هزار نفر برسد.
مک کریستل سه گروه شورشی را معرفی نموده که اولین آن شورای کویته به رهبری ملا عمر میباشد، گروه دوم شبکه حقانی و گروه سوم حزب اسلامی حکمتیار است. در گزارش مک کریستل آمده: در حالیکه شورش گرائی افغانی میباشد آنها واضحاً از جانب پاکستان حمایت میشوند، رهبران عمده گروه های شورشی افغان در پاکستان مستقر بوده و با القاعده و گروه های شورشی مرتبط اند و گزارش شده که توسط بعضی از عناصر طالبان حمایت میشوند. القاعده و حرکات افراطی دیگر در پاکستان مستقر بوده، جنگجویان خارجی، انتحار کنندگان، مساعدت های تخنیکی، انگیزه های ایدئولوژیک، تمرینات و حمایه مالی را به افغانستان فراهم مینمایند.
موضعگیری سناتوران امریکایی:
سناتوران دموکرات جین شیهن، ریان فانستاین و سناتور جمهوریخواه سوزان کالیز تأکید دارند که امریکا نباید پیش از تقویت ارتش و پولیس افغانستان نیروی بیشتر به این کشور اعزام کند. سناتور دموکرات کارل لوین رئیس کمیته نیروهای مجلس سنا اخیراً از بارک اوباما خواست که به جای اعزام سربازان بیشتر، روند آموزش نیروهای ارتش و پولیس افغانستان را تسریع کند، سناتور کانیستاین رییس کمیته اطلاعات مجلس سنا در مصاحبه با شبکهCNNاظهار داشت که استراتیژی دولت اوباما در قبال افغانستان به اندازه کافی روشن نیست، موصوف به صراحت گفته که امریکا نخواهد توانست از افغانستان کشوری دموکرات بسازد، به گفته این سناتور کنگره باید بداند که نیروهای امریکایی تا چه مدت در افغانستان باقی خواهند ماند. در حالیکه محافظه کاران از جمله سناتورانی چون جان مکین از بارک اوباما خواسته اند که حضور نظامی امریکا در افغانستان را تقویت کند و تسلیم فشار های اعضای حزب دموکرات نشود.
کمیته روابط خارجی مجلس سنای ایالات متحده به سلسله مجالس استماعیه در مورد جنگ افغانستان دومین جلسه را دایر نمود که این بار امکان شکست را تحت بررسی قرار داد. سناتور دموکرات جان کری رییس کمیته امور خارجی مجلس سنای امریکا این مجلس را با در نظر داشت انعکاس شکست ایالات متحده در افغانستان افتتاح نموده گفت:«اولویت عمده ما در اینجا آنست تا اطمینان حاصل نماییم که افغانستان پاکستان را بی ثبات ننماید، در حالیکه ما در مورد طرق موفقیت در افغانستان مباحثه میکنیم باید تمام تصامیم خود را با در نظرداشت اثر آن بر متحدین ما در اسلام آباد مورد ارزیابی قرار دهیم.»
سفیر سابق امریکا در عراق و پاکستان در این مجلس گفت:«تفوق تندروان در افغانستان به عقیده من شدیداً منجر به بی ثباتی در پاکستان خواهد شد.» در این جلسه تعداد زیادی از سناتوران جاه طلبی های ترویج ثبات و امنیت در افغانستان را که آغاز توسط جورج بوش شده و حال توسط اوباما تعقیب میشود مورد سوال قرار دادند. سناتور فاین گولد گفت:«ایالات متحده باید متوجه هدف اولیه خود که القاعده است باشد.» جان کرادک جنرال متقاعد اردوی امریکا میگوید:«عقیده من حمایت از مردم میباشد، استقرار یک چتر امنیتی در اطراف ولسوالی ها، قریه جات و شهر ها تا سرمایه گذاری، انکشاف و منابع کاری ایجاد شود و زمانیکه مردم این منابع را دریافت نمودند شورشیان را به زور اخراج خواهند کرد.»
خالد حسینی نویسنده افغان امریکایی به سناتوران در این جلسه گفت:«اکثریت مردم افغانستان خواهان موجودیت ایالات متحده و دیگر کشور های عضو ناتو در کشور شان میباشند زیرا هراس دارند که در صورت غیابت عساکر امریکایی و دیگر عساکر خارجی وضع بد تر خواهد شد و این به دلیل آنست که آنان درک میکنند که نهاد ها و نیرو های امنیتی افغان به اندازه کافی قوی نیستند تا کشور و مردم را برای یک زندگی عادی و یا موجودیت یک کشور نیمه عادی اطمینان دهند.» سناتور کری در این جلسه گفت:«بر عکس عراق افغانستان یک پروژه بازسازی نیست بلکه اعمار کشوریست که از فقیر ترین و پر فشار ترین کشور های جهان میباشد و ایالات متحده باید اهداف ثابتی را تعین نموده و در مورد چگونگی آنچه که آماده انجام میباشد شفاف باشد.»
کارلیفن سناتور دموکرات میپرسد:«آیا نا معلومی های مرتبط به انتخابات افغانستان و طرح جذب دو باره طالبان به زندگی عادی درخواست مک کریستل را تغییر میدهد یا نه؟»
مخالفت های سناتوران امریکائی با اعزام نیروهای بیشتر در حالی ابراز میگردد که بارک اوباما سرگرم مطالعه طرح جنرال مک کریستل بوده و اظهار داشته که در ارسال نیرو عجله نخواهد کرد.
موضع مسوولان دولت ایالات متحده:
هیلاری کلینتون وزیر خارجه ایالات متحده در ارتباط به اظهارات جنرال مک کریستل گفت: حکومت ایالات متحده اوضاع افغانستان را بدون کدام پیشداوری ایدیولوژیکی، ارزیابی میکند.، کلینتون در مصاحبه با پی بی اس گفت:«من فقط میتوانم به شما بگویم که ارزیابی های دیگری از کارشناسان و تحلیلگران نظامی مخالف این نظر میباشد.» کلینتون افزود:«ما باید واقعاً چشمان مان را در این مورد باز کنیم. آنچه که من از آن خشنودم اینست که ما با کدام پیشداوری ایدیولوژیک برخورد نمیکنیم.»
در برخی رسانه ها گفته شده که در حال حاضر سه نظر در ایالات متحده وجود دارد، یکی طرح جنرال مک کریستل که خواهان افزایش قوا در افغانستان میباشد، دوم نظر جو بایدن معاون رییس جمهور که میخواهد اهداف در افغانستان و پاکستان از دور و احتمالاً توسط طیارات بی پیلوت مورد حمله قرار گیرد و سوم نظریات وسطی که خانم هیلاری کلینتون آنرا مطرح میسازد اما واقعیت آنست که بالاخره حرف آخر را رییس جمهور اوباما باید بزند و تصمیم نهائی را او ابلاغ کند.
رییس جمهور اوباما مجبور است تحت تأثیر تقلب های انتخاباتی و افت سیمای دولت افغانستان از نظر جامعه جهانی و فشار های داخلی تصمیم نهائی را در آیندۀ نه چندان دور به عنوان الترناتیف قابل تطبیق هر دو حزب و دولت امریکا اعلام نماید.
انعکاس طرح مک کریستل در رسانه ها:
اریک سمیت خبرنگار نیویارک تایمز در رابطه به بررسی ستراتیژی ایالات متحده در افغانستان مینویسد:«رییس جمهور اوباما میتواند بررسی ترسناک جنرال ارشد نظامی ایالات متحده را به دو شکل ارزیابی کند:
اول- منحیث بررسی بی پرده و محرک که به خاطر معکوس ساختن دست آوردهای شورشیان خواهان قوای اضافی گردیده است و یا اینکه منحیث ناکامی عملیات ناتو به رهبری ایالات متحده و حکومت فاسد کابل که با شورش گرای خطرناک و رو به افزایش مواجه میباشند.»
نویسنده این گزارش می افزاید:«آقای اوباما با وضع در حال بد تر شدن افغانستان و مخالفت رو به افزایش دموکرات ها علیه جنگ افغانستان در ایالات متحده رو به رو میباشد و از سوی دیگر به خاطر تصویب اصلاح سیستم خدمات صحی نیاز به طرفداری حلقات سیاسی دارد که آنها با مأموریت افغانستان با هم اختلاف نظر دارند ولی در عین زمان او نمیتواند تقاضای جنرال مک کریستل نیز نا دیده بگیرد.»
نیویارک تایمز می افزاید:«قصر سفید توقع دارد تقاضای جنرال مک کریستل تنها برای قوای امریکایی نبوده بلکه از کشور های اروپایی نیز تقاضا کند تا عساکر بیشتر بفرستد.»
روزنامه وال ستریت ژورنال در رابطه به تقاضای جنرال امریکایی برای اعزام عساکر بیشتر به افغانستان و به تعویق انداختن آن توسط وزارت دفاع ایالات متحده نوشته:«یک مأمور ارشد وزارت دفاع ایالات متحده خواسته است تا تقاضای عسکر بیشتر به تعویق انداخته شود تا امریکا جنگ به رهبری ایالات متحده را بررسی نماید.» یک مأمور نظامی که نخواسته نامش افشأ شود به این روزنامه گفته است، گزارش چندین طریقه را پیشنهاد می کند، یک پیشنهاد افزایش در حدود (40) هزار عسکر امریکایی میباشد که تعداد عساکر امریکایی را برای اولین بار به بیشتر از (100) هزار تن افزایش میدهد.
به نوشته این روزنامه تأخیر در تصمیم بارک اوباما در اعزام عساکر اضافی به افغانستان مورد انتقاد جمهوریخواهان مجلس قرار گرفته است.
روزنامه می افزاید زمانیکه بررسی ها تکمیل شوند مأمورین ارشد میخواهند معلوم نمایند که پلان مک کریستل منطقی است یا نه و طوری به نظر میرسد که وی کامیاب باشد.
ظاهر طنین نماینده افغانستان در سازمان ملل در رابطه به اعزام سربازان اضافی به افغانستان گفت:«نگرانی های کلیدی مردم افغانستان این است که آیا این عساکر امنیت را بر قرار نموده و شورشیان را شکست داده خواهند توانست یا نه؟» موصوف افزود:«تا جائیکه اهداف بر آورده شود آنها در مورد تعداد عساکر خارجی در کشور و تعمیل کدام ستراتیژی نگران نمی باشند.» در همین حال سخنگوی وزارت دفاع ایالات متحده میگوید:«قوماندان ارشد نیروهای امریکایی و ناتو در افغانستان در حالی درخواست رسمی خویش را مبنی بر اعزام نیروه های بیشتر به افغانستان به مقامات واشنگتن تقدیم نموده که در پای آن دو مقام برجسته نظامی ایالات متحده جنرال پتریوس رییس قوماندانی مرکزی ایالات متحده و مایک مولن رییس ستاد کل نیروهای مشترک ایالات متحده نیز امضاء تائید گذاشته اند.
برخورد سرد اروپا با طرح کریستل:
در پی اظهارات وزیر دفاع ایتالیا اینا سیولا روسا که گفت: در حال حاضر هیچ برنامه یی برای افزایش نیروه های ایتالیایی در افغانستان ندارد. بریتانیا نیز دیگر آن شور و شوق زمان تونی بلیر را از دست داده و به شکل کجدار و مریز با ایالات متحده برخورد میکند، با آنکه هر دو کاندید انتخابات در آلمان از حضور سربازان آنکشور دفاع میکنند اما از اعزام سربازان شان به مناطق جنوب ابا میورزد که با این حال مشکلات جنگ با وجود افزایش نیروهای ایالات متحده در افغانستان کماکان ادامه خواهد داشت. سردی اروپا با ایالات متحده در رابطه به مسأله افغانستان به جایی رسیده که حتی اسامه بن لادن اروپاییان را به جدا کردن راه شان از ایالات متحده تشویق مینماید.
جامعه جهانی چه کند؟:
در حال حاضر جامعه جهانی باید با تجدید نظر بر تاکتیک و استراتیژی خود  در افغانستان به چند نکته توجه کند:
– صف مخالفان اصلی را از مردم عادی در هر نوع فعالیت محاربوی جدا ساخته با تغییر تاکتیک نگذارند از مردم به صفت سپر انسانی مخالفان استفاده نمایند.
– با کمک های بشری و بازسازی زمینه نزدیکی به مردم را مساعد سازند.
– کوردیناسیون قوی بین نیروهای بین المللی ایجاد شود و هر نوع ممانعت در فعالیت های مشترک رفع شود.
– همآهنگی جدی با نیرو های مسلح افغانستان در هر نوع فعالیت تأمین گردد.
-جلو جنگ روانی شدیدی که علیه غربی ها مخصوصاً ایالات متحده در افغانستان جریان دارد گرفته شود هر چند این جنگ به طور کاملاً عجیب توسط خود رسانه های غربی به زبانهای افغانستان دامن زده میشود و متحدین افغانی غرب تظاهر به مخالفت با غربیها میکنند. Ÿ

چرا کرسی رییس جمهور در خانه ملل خالی ماند؟

سپتامبر 28, 2009

un_buildingشماره 52 دوشنبه 6 میزان 1386 /28 سپتامبر 2009

کوه بچه

در حالیکه اجلاس سران دول عفو سازمان ملل فرصت خوبی برای بیان اهداف و تشریح مشکلات و جلب توجه جهان به پرابلم ها و مشکلات کشور ها بوده زعمای همه کشور ها تلاش مینمایند حرف های ناشنیده و درد های ناگفته شان را از این تربیون جهانی به گوش زعما و رهبران جهان برسانند، عدم اشتراک هیأت افغانستان در سطح رییس جمهور در آن اجلاس، از بسیاری جهات برای افغانستان زیان بخش بود. صدای افغانستان بلند نه شد، درد های کشور از زبان شخص اول مملکت به گوش جهانیان نرسید، ملاقات ها و تبادل افکار میان رهبران افغانستان و جهان که شاید در حالت عادی ماه ها طول میکشید در یک لحظه حساس تاریخی انجام نشد، جلب همکاری و نشست های تفاهمی با دوستان افغانستان صورت نگرفت، مداخلات خارجی و دلایل ادامه جنگ در افغانستان به گوش جهانیان نرسید، همکاری های اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و غیره جهان به افغانستان جلب نه شد.    
کارشناسان عدم اشتراک رییس جمهور افغانستان را در این اجلاس به مفهوم محروم ماندن افغانستان از یک چانس تاریخی ارزیابی مینمایند. هر چند رییس جمهور آنرا کم اهمیت جلو داد، در حالیکه کشور های جهان تلاش مینمایند به چنین تالاری حد اقل به صفت مستمع راه یابند کرسی رییس جمهور افغانستان به دلایل نا معلوم در کنار سایر کشور ها خالی میماند.
ناظرین سیاسی میگویند احتمالاً رییس جمهور افغانستان به دلیل کنار ماندن از سوالاتی که در رابطه به تقلب در انتخابات از ایشان صورت میگرفت در این اجلاس اشتراک نکردند که این دلیل چندان موجیه نیست، چون اگر در آن اجلاس از این سوالات طفره رویم، در برابر افکار عامه جهان و سیاست های بعدی چه جواب داده خواهد شد؟
به هر حال اشتراک رییس جمهور در چنین اجلاس شاید اگر از بعضی جهات فشار سیاسی را بر شانه شان ازدیاد می بخشید از جهاتی هم برای افاده هویت افغانستان اهمیت تاریخی و بزرگی داشت که متأسفانه از آن کشور محروم ماند. Ÿ

«شیوه حکومت داری خوب» یعنی چه؟

سپتامبر 28, 2009

شماره 52 دوشنبه 6 میزان 1386 /28 سپتامبر 2009

شیفر

فساد اداري، سوء استفاده از قدرت، تخطي ها از حقوق بشر در کشور هاي به اصطلاح رو به رشد در دستور روز قرار دارند. کمک هاي انکشافي غرب در واقع به بسياري از ديکتاتور هاي اين کشور ها کمک کرده است تا قدرت شان را تحکيم کنند.
حکومت ايالات متحد ه امريکا گفته است که بايد به اين امر پايان داد و بر «شيوه حکومت داري خوب» تکيه کرد. اما «شيوه حکومت داري خوب» تنها به عنوان يک طرح؟ نه، اين تنها کافي نيست. 
جاي سوال نيست: پيشرفت و رشد اساساً وابسته به اين است که آيا نخبگان سياسي جامعه داراي تصميم و قاطعيت در اين جهت هستند يا نه و اينکه فقدان اراده سياسي، مانع رشد و پيشرفت است. و جاي سوال نيست که دموکراسي و سهم گيري در امور سياسي مويد آن است تا انسان هاي زيادي در جامعه از فوايد رشد و انکشاف بهره مند شوند.
 مسلم است که اين نيز جاي سوال نيست: اگر شيوه خوب حکومت داري در کشور هاي فقير و رو به انکشاف وجود مي داشت، در آن صورت از ميليارد ها دالر کمک هاي انکشافي که در پنج دهه اخير به اين کشور ها سرازير شده اند، مطمئناً انسان هاي زيادي از آن ها بهره مند مي شدند.
 از طرف ديگر کاربرد مفهوم «شيوه حکومت داري خوب» گنگ و  سوال برانگيز است. زيرا اين مفهوم اکثراً به عنوان پوشش، توجيه و زينت بخشي مورد سوء استفاده قرار مي گيرد.  و نيز اين مفهوم مشروط به پيدايش و رشد آن است: چون اين مفهوم اصلاً بعد از پايان جنگ سرد به وجود آمد. بعد از سال 1989 پشتوانه حمايت سياسي و مالي به وسيله شرق و غرب براي کشور هاي فقير و رو به رشد از ميان رفت.  حکومت هاي کشور هاي به اصطلاح رو به رشد، بعد از آن مجبور شدند تا خويشتن را با جامه عروسي ديگر بيارايند تا نگاه دولت هاي پول دهنده را به خود جلب کنند ومورد پسند آن ها واقع شوند. يکي از اين وسايل زينت بخش، به نام «شيوه خوب حکومت داري» ياد مي شود.
در واقع جاي انتقاد اين نيست که معناي اين مفهوم چيست: تقسيم قوا، يک پارلمان قابل و کارا، سهم گيري دموکرايتک مردم. اما آن چه قابل انتقاد است، اين است که چگونه معيار «شيوه خوب حکومت داري» مورد سوء استفاده قرار مي گيرد تا به اين وسيله اذهان را از واقعيت هاي تلخ با جنبه هاي منفي آن منحرف ساخت. چنين پنداشته مي شود که براي حدود 58 کشور، از ويتنام گرفته تا اتوپي، بايد معيار هاي «شيوه خوب حکومت داري» صدق کند. اما البته ما از اين امر فاصله زيادي داريم، اگر به واقعيت سياسي و اجتماعي اين کشور ها نگاهي بیافگنيم: مثلاً نظام سياسي اتوپي، سريلانکا، يمن و رواندا، همه به عنوان «شيوه خوب حکومت داري» تلقي مي شود، باوجود آن که در اين کشور ها قسماً حقوق بنیادي زيرپا مي شوند و شيوه هاي حکومت داري قدرتگرا و فاقد سهم گيري در امور سياسي، بر اين کشور ها حاکم است.
 ما چه بسياراز تقلب در انتخابات، کودتا ها و يا تغيير قانون اساسي درچنين کشور ها  مي شنويم. نه بگذاريد روشن بگوييم: اين همه با دموکراسي و «شيوه خوب حکومت داري» ربطي ندارند. اين را نيز بايد گفت که مثلاً در سنيگال، رييس جمهور آن آمادگي مي گيرد تا مقامش را به فرزندش به ميراث دهد؛ و يا در  اتوپي که در آن جا، اپوزيسيون فاقد يک دفتر است.
گذشته از آن هردو جانب، کشور پول دهنده و پول گيرنده، برداشت يکسان از اين مفهوم ناروشن ندارند – و در رابطه «شيوه خوب حکومت داري» غالباً مي توان گفت که از اين مفهوم مي توان به راحتي صرف نظر کرد. «شيوه خوب حکومت داري» مفهومي است که ديده ها را در برابر واقعيت مکدر مي کند و در نهايت موجب مي شود تا ميزان و معيار هاي گوناگون را در مورد  آن به کار برد:  مثلاً  چنانچه  در کینيا زنان را به عنوان جادو گر به آتش مي سوزانند، در تانزانيا، انسان هاي را که با بيماري مادر زاد به نام «البينوز» به دنيا مي آيند، مي کشند، پس بايد اين همه را به همان نام درست آن ياد کرد، يعني توهين به انسان ها و رفتار قرون وسطاي تاريک. در مورد اين کشور ها عنوان «شيوه خوب حکومت داري» را به کار بردن، در حقيقت به مسخره گرفتن انسان ها در آن جا ها است  و اين امر نيز موجب نابودي اعتماد نسبت به غرب مي شود.
 به اين دليل کشور هاي کمک کننده در اروپا بايد با ديد انتقادي وضعيت را مورد بررسي قرار بدهند: شيوه حکومت داري، دموکراسي و سهم گيري سياسي قابل معامله نيستند. بايد با موجه جلوه دادن ها و زيب و زينت دادن ها پايان داد: اگر کسي مفهومي چون «شيوه خوب حکومت داري» به کار  مي برد، پس بايد صادقانه آن را به کار برد.–

اورزلا ناله بانوی 84 ساله آلمانی که از26 سال در خدمت معارف افغانستان میباشد

سپتامبر 28, 2009

شماره 52 دوشنبه 6 میزان 1386 /28 سپتامبر 2009

0,,4645339_1,00

اورزلا ناله، بانوی 84 ساله 25 سال پيش از امروز براي احياي تعليم وتربيت اطفال و نوجوانان افغانستان کارش را آغاز کرد. او اکنون به گرفتن نشان عالي خدمت ازدولت آلمان مفتخرشده است.
خانم اورزلا ناله، برعلاوه مدال خدمت دولت آلمان ، مدالها وجوايز ديگري را نيز به دست آورده است هورتس کوهلر ، رئيس جمهور آلمان فدرال مکاتب او را»سرزمين افکار وانديشه» خوانده است. اورزلا ناله در روزگارجنگ ومکتب سوزي با ايجاد » انجمن حمايت ازمکاتب در افغانستان » حامي بزرگ تعليم وتربيت نوباوگان افغانستان بوده است .
ناديه فضل خبرنگار راديودويچه وله با خانم ناله که درتربیت هزاران پسر ودخترافغان نقش حياتي داشته است ، گفت وشنودي انجام داده که آن را  تقدیم خوانندگان میکنیم:

دويچه وله: خانم ناله با سلام به شما وامتنان ازاينکه فرصت داديد لحظاتي با هم باشيم.شما به روز جمعه وشنبه بيست وپنجمين سالروز اتحاديه اي راکه شما بنيان گزار آن هستيد تجليل نموديد  ،بهرصورت در طول اين 25 سال حتمأ برداشت هايي از مردم وجوانان افغانستان داشته ايد.اگرممکن باشد يکي دو تا از برداشت هايتان را درآغاز بگوييد.
اورزلا ناله: مهمترين برداشت من اينست که در افغانستان مهمتر از تعليم وتربيت هيچ کاري نيست. زيرا وقتيکه به جوانانيکه نزدما  با علاقمندي ودلچسپي به مکتب ميروند فکرمي کنم ،به آنهاييکه مکتب عالي را با ما تمام کردند واکنون به دانشگاه ميرودند فکر ميکنم،اين احساس بمن دست ميدهد که ما در اين مقطع  چيزي را بنام دموکراسي در افغانستان ميسازيم.
جوانانيکه خواندن نوشتن را ياد ميگيرند وميتوانند حساب کنند ، بنويسند و مستقلانه فکر مي کنند، ميتوانند براي يک نسل ديگر زير بناي جامعه باشند.
ما در ادامه کارهاي ما ودر حال حاضر 35 هزار شاگرد داريم که يک بر سه حصه آن دختران اند و اين نتيجه ادامه 25 سال کار است که در حقيقت از 26 سال پيش آغاز کرده ايم. يعني اينکه من در ماه مارچ سال 1983 در يکي از اردوگاه هاي پناهنده گان در پشاور رفته بودم واز همان هنگام به کار آغاز کردم وتا اکنون هزاران طفل از جانب ما آموزش ديده اند ويک رشته را آموخته اند.
برداشت ديگر من اين است که  روز تا روز اين احساس در من بيشتر ميشود که من جزئي از مردم افغانستان هستم ، زيرا در هرديدارم با عالمي از محبت وشادماني با من برخورد ميشود ومرا پذيرايي ميکنند. مردم بمن «مادر» ميگويند واطفال آنان مرا «مادر بزرگ» خطاب ميکنند.
خود من هم خانواده بزرگي دارم ومادر پنج فرزندهستم وسيزده نواسه و دو کواسه دارم ولي خانواده بزرگ افغاني من همچنان جزء از خانواده ي من هستند.
دويچه وله: خانم ناله،  شما اکنون 84 سال داريد و26 سال عمر تان را در کمک به اطفال وجوانان افغانستان گذشتانده ايد چه چيزي سبب شد که شما چنين کاري نماييد؟
اورزلا ناله: وقتي آدم يکبار آغاز کند ديگر نميتواند چنين کاري را رها نمايد. من آنزمان به عنوان يک سياح يا جهانگرد به پاکستان رفته بودم ودختر ما شرق شناس است وهمچنان با يک افغان ازدواج کرده است، يعني ما در خانواده هم افغان داريم.
دخترم آنزمان مرا به پاکستان دعوت نمود تا بدانم که چرا به شرق شناسي رو آورده است.
ازآنجايي که او دخترم بود با عشقش نسبت به افغانستان؛ ما هم به نزديک مرز هاي افغانستان رفتيم. در آنجا با يک مکتب دخترانه آشنا شدم که خيلي مشکل داشتند. دو معلم جواني بودند که مکتبي بنيان گذاري کرده بودند وشاگرداني ازاردوگاه پناهندگان در کچه گلي در پشاور به آنجا براي درس خواندن مي آمدند.آنها خيلي مشکل داشتند وپول نداشتند.ديدن اين وضعيت خيلي بر من تأثير گذاشت.من در آ ن هنگام خودم نيز معلم بودم وشاگردان اين مکتب آنچنان بمن تأثير گذاشتند که من از همان مکتب سه بار ديدن نمودم. من از اتحاديه امداد بشري امريکايي کمک خواستم. سال 1983 بود ، وقتيکه سيلابي از مهاجرين به پاکستان سرازير ميشدند.اين اتحاديه بمن گفت که ما هم پولي نداريم وپول ما براي خيمه ها وکمک هاي اوليه در نظر گرفته شده است. ما ميتوانيم ادويه به اينها بياوريم ولي پولي براي تعليم وتربيت نداريم. اين بود شمه يی از اينکه چگونه داخل اين ماجرا شدم.من به عنوان جهانگرد به پاکستان رفتم وبا يک مکتب دختران در چنگک خود به خانه برگشتم.
دويچه وله: خانم ناله، چه تفاوت هايي ميان جوانان آنزمان که در اردوگاه هاي پناهند گان در پاکستان با آنها آشنا شديد وجوانان امروز افغانستان که يک نوع اميدواري یی را با خود حمل ميکنند، مي بينيد؟ميان هردونسل امروز وديروز چه تفاوت هايي ميبينيد؟
اورزلاناله: بلي؛ آنزمان اطفاليکه پيش ما ميامدند اطفالي بودند که در اردوگاه هاي زندگي ميکردند، خيلي کم دل بودند ، هيچ امکاني نداشتند وآنها در اتاقهاي بسيار تنگ وکوچکي زندگي ميکردند.
آنزمان اطفالي را در مکتب با خود داشتيم که در اول هيچ نميدانستند که مکتب اصلاً چه معني دارد. اما اگر امروز را دقت کنیم. ما يک مرکز تعليمي در اندخوي داريم.در اين مرکز شاگرد هاي دختر وپسري که شاگرد هاي صنف هاي ده ، يازده ودوازده اند، ميخواهند به دانشگاه بروند وخودرا آماده ميسازند براي کانکور داخل شدن در دانشگاه.
واکنون وقتي اين جوانان را مي بينم در اين جوانان آنقدر خود آگاهي را احساس ميکنم وآنقدر فهم را در اينها ميبينم که اصلأ نميشود اينها را با اطفالي که آنزمان کاملاً کم جرأت وفقير بودند مقايسه کرد.
اطفالي را که آنزمان در صنوف اول ما شامل شده بودند، اگر امروز با اين شاگردان مقايسه کنيم اصلأ نميشود مقايسه نمودزيرا نسل ديگري در حال  رشد است.اينها بمن ميگويند که خانم نيلي با ما به زبان انگليسي گپ بزن ، ما ميخواهيم نشان بدهيم که چقدر خوب انگليسي حرف ميزنيم.اين وضعيت در يک کلام عاليست.
دويچه وله: خانم ناله!  به مردم خودتان در افغانستان که همين حال صداي تانرا ميشنوند گفتني يي داريد؟
اورزلا ناله: بلي. ميخواهم به همه بسيار صميمانه سلام بگويم. اگر در افغانستان صداي مراهمين حالا  ميشنويد ميخواهم بگويم که من افغانستان را دوست دارم ومسووليتي را که گرفته ام دوست دارم وتا زمانيکه بتوانم براي افغانستان همچنان کار ميکنم.Ÿ

د نړۍ مشران د ملگرو ملتونو په عمومي غونډه کې

سپتامبر 28, 2009

شماره 52 دوشنبه 6 میزان 1386 /28 سپتامبر 2009

دنړۍ مشرانو د چارشنبی په ورځ په ملگرو ملتونو کی دعمومی غونډی په ترڅ کی دکورنیواونړیوالو مسایلوپه باب خبری وکړلی او خپلی اندیښنی یی څرگندی کړلی.
د امریکا جمهوررئیس براک اوباما د چارشنبی په ورځ دملگرو ملتونو په عمومی غونډه کی وینا وکړله او دامریکا دخارجی پالیسی په برخه کی یی خپل تصور په خپله هراړخیزه وینا کی وړاندی کړ.
ښاغلی اوباما د ملتونو ترمنځ د گډی همکاری دیوی نوی دوری د پیللپاره غږ وکړ.هغه وویل چی امریکا په یوازی ځان دنړۍ ستونزی نشی حل کولی. هغه نور ملتونه دیته وهڅول چی په دغه بهیر کی د خپلی برخیمسولیتونو ته اوږه ورکړی. براک اوباما په دی باب داسی وویل :
اشتباه ونکړئ، دایوازی دامریکا مسوولیت ندی. هغوکسانو چی امریکا په دی ملامتوله چی په دینا کی په تنهایی باندی اقدام کوی؛ هغوی اوس نشی کولی چی کرار کینی او دیته انتظآر وکړی چی امریکا ورته دنړۍ ستونزی په یوازی ځان حل کړی. موږ په عمل اونظر کی له نړۍ سره دیوه نوی اومشترک دور اوپړاود پیل خواهش کړیدی.اواوس زموږ ټولو لپاره هغه وخت رارسیدلی دی چی خپل مسوولیتونه د نړیوالو ستونزو په مقابل کی دیوه نړیوال ځواب اواقدام لپاره سره شریک کړو.
هغه وویل چی امریکا به خپل ټول عسکر له عراق نه د ٢٠١١ کال تر پای پوری راوباسی. د افغانستان اوپاکستان ملاتړ تهبه ددی لپاره ادامه ورکړو چی له ترهگری سره جگړه وکړی. موږ به په منځنی ختیځ کی دسولی لپاره کاروکړو او همدارنگه به داټومی بم نه خلاصی اوازادی نړی لپاره هم کار وکړو.
په براک اوباما پسی سمدلاسه د لیبیا مشر معمر قذافی خبری وکړلی. که څه هم هغه دتیرو ۴٠ کلونو راهیسی د لیبیا مشر دی خو دادهغه اول ځل و چی دملگرو ملتونو عمومی غونډی ته یی وینا کوله. هغه یونیم ساعت وینا وکړله. ښاغلی قذافی په خپله وینا کی په یو لړ پراخه مسایلوباندی بحث وکړ. خو هروخت په منظم ډول نه و. هغه له ځان سره دملگرو ملتونو یو منشور درلود او په دغه موسسه کی یید بی عدالتی او نابرابری په بابښه په تونده لهجه انتقاد وکړ. خو هغه دافریقا لپاره دملگرو ملتونودامنیت په شوری کی دایمی چوکۍهم وغوښتله.هغه په یوه پخوانی استعماری هیواد باندی غږ وکړ چی افریقایی هیوادونو ته$7.77 تریلیونه خساره ورکړی.  ښاغلی قذافی له طآلبانو نه دفاع وکړله، او د خنزیرانو د والگی په باب یی هم خپل نظر څرگند کړ. قذافی په دی باب داسی وویل:
کیدلی شی چی دخنزیرانو د والگی ویروس دهغو ویروسونو له جملی نه وی چی په یوه لابراتوار کی جوړ شوی وی او له کنترول نه وتلی وی ځکه چی په اوله کی به هغه د نظامی مقاصدو لپاره دوسلی په توگه استعمالیده. دروسیی جمهوررئیس میډویډیوف د جمهوررئیس براک اوباما دهغی پریکړی هرکلی وکړ چی د بش د وخت د توغندیو د نصبولو له پلان نه تیرشو. دا توغندی د یوه دفاعی سپر په توگه په ختیځه اوروپا کی نصبیدل. د چین جمهوررئیس هو جنتاو خبرداری ورکړ چی نړۍ لا تراوسه پوری هم د اقتصادی شخړو تراغیزو لاندی ده او داقتصاد د بیا رغیدو مسله لا روښانه نده. د فرانسی جمهوررئیس په نړیوالو مالی نظامونو کی د پراخ بدلون غوښتنه وکړله.دامریکا پر جمهوررئیس براک اوباماسر بیره دملگرو متلونو دامنیت شوری څلور نور و دایمی غړیو هیوادونو مشرانو وینا وکړله.
د برتانیی صدر اعظم گورډن براون چی پوځ یی په دی نیژدی وخت کی په افغانستان کی ډیر تلفات لیدلی دی خپل تعهد یی ددغه هیواد په هکله بیا تکرار کړ.براون وویل: زه په دی عقیده یم چی خوندی افغانستان دخوندی نړۍ مانا لری. خو موږ یو به هم مصون اوخوندی ونه اوسو چی که موږ له دی هیواد نه مخ بلی خواته واړوو. او یا زموږ له گډ ماموریت او عزم نه تیرشو. ناټو او ملگری یی له استرالیا نه نیولی تر جاپان پوری اونور هیوادونه پکارده چی د خپلی ستراتیژی د عملی کولولپاره په نویو لارو چارو موافقه وکړی. او زه په دی عقیده یم چی د افغانستان پوځ، خلکو ، او پولیسو ته افغانی بڼه ورکول او دافغانانو نقش زیاتول به ددی سبب شی چی د خپل امنیت دغټی برخی مسوولیت په غاړه واخلی. پردی سر بیره د برازیل ، چلی، ار جنتاین او یوراگوی مشرانو هم خپلی ویناوی وکړلی. په ماښام کی د ایران جمهوررئیس محمود آحمدی نژاد ددین او بشریت په باب یوه اوږده وینا وکړله . هغه په دی برخه کی هم خپل نظر څرگند کړ چی ددنیا ستونزه څه ده په دی کی هغه سرمایه داری او صهیونیزم او لیبرالیزم دنړۍ لپاره تر ټولو غټی ستونزی وبللی.د هغه وینا مهمه وه خو هغه د خپل هیواد د جنجالی اټومی پروگرام یادونه ونکړه.Ÿ
                                                                                                                                                             صدای امریکا

—————————–——————–

امريکا: نجيب ځاځی په پاکستان کې روزل شوی

پر ښاغلي نجيب الله ځاځي په امريکا کي دبمونو چولو د دسيسې تور لګېدلی دی.
دنيويارک دمحکمو په بيان کې پرښاغلي ځاځي باندې دنورو په مرسته د لويو چاودونو د دسيسو جوړولو تورونه راغلي دي.
چارواکي ادعا کوي چې تېره اونۍ ښاغلي ځاځي حکومت ته په خپل بيان کې رښتيا نه وه ويلي ځکه د چارواکو په قول دښاغلي ځاځي په کمپيوټر کې دبمونو جوړولو ليکلې لارښوونې په لاس ورغلې دي.
ښاغلی ځاځی او پلار يې تېره اونۍ امريکايي چارواکو د کولراډو د ايالت د ډنوار په ښار کې ونيول.
همدارنګه دنيويارک په ښار کې ديومسجد ملا احمد افضلي هم چې ويل کېږي چارواکو ته يې رښتيا نه دي ويلي زنداني شوی دی.
خو دا درې سره کسان پر دوی لګېدلي تورونه بې ځايه بولي.
دچارواکو په قول د روانې ميلادي مياشتې په سر کې د امريکا څارګرې ادارې دنيويارک دښار دکوينز په سيمه کې دچاودېدونکو موادو د لټولو په موخه درې سرايونه ولټول چې دپلټلو په ترڅ کې جيبي ټلېفونونه او بکسونه په لاس ورغلل.
چارواکي وايي ګومان کوي چې د يو کس له خوا دتګ او راتګ پر وسايلو دبريد نيت موجود و.
د امريکا لوی څارنوال ايريک هولډر هم ويلي چې دپېښېدونکي ګواښ دسيسه يې شنډه کړې ده.
چارواکي وايي چې يوازې دبمونو جوړولو لار ښوونې يې دښاغلي دځاځي په کور کې ميندلې خو په خپله بمونه په لاس نه دي ورغلي.
چارواکو پر ښاغلي ځاځي باندې په پاکستان کې د وسلو د زده کړې اوهمدارنګه په اينټرنټ کې د دغه ډول معلوماتو د لټولو تور لګولی دی .
ويل کېږي چې ښاغلي ځاځي دکولراډو په ايالت کې موټر کرايه کړی اود نيويارک دښار دمنهاټن سيمي ته په هغه ورځ راغلی چې په راتلونکې ورځ دنيويارک دبريدونو دنهم تلين مراسم پکې کېدونکي ول.
دچارواکو په وينا ښاغلي ځاځي په نيويارک دقهوې پلورلو سوداګريزې معاملې هم درلودې.
څلور ويشت کلن نجيب الله ځاځی چې په هوايي ډګر کې يې د موټروانۍ دنده سرته رسوله په ترهګرۍ کې دښکېلتيا اوله القاعدې سره دتړاو تور په ټينګه ردوي .
دی په افغانستان کې د روسانو ديرغل په زمانه کې زوکړی په اووه کلنۍ کې پاکستان ته کډه شوی او په(1999) زېږدي کال کې امريکا ته کوچېدلی دی.
د ده د وکيل په وينا نوموړي په2007 او اتم کلونو کې پاکستان ته سفرونه کړي دي.Ÿ
   بی بی سی

——————————————-

ډېر ژر به دټاکنو وروستۍ پايلې اعلان شي

دافغانستان د ټا کنو کمېسيون وايي يوه اونۍ وروسته به معلومه کړي چې د تېرې مياشتې ټاکنې دوهم پړاو ته غزېږي اوکه په لومړي پړاو کې ددغه هېواد لپاره نوى ولسمشر غوره کېږي .
د ټاکنو دکمېسيون د دارالانشا مشر داود علي نجفي له بي بي سي سره په خبرو کې وويل چې له شنبې وروسته به د لس په سلو کې شکمنو رايو نمونوي شمېرنه پيل کړ.
نوموړي وويل دا هغه رايې دي چې د ټاکنو دشکايتونو د اورېدو کمېسيون يې له گڼو جنجالونو او د درغليو په اړه د ادعاوو او اسنادو له وړاندې کولو وروسته د بيا شمېرنې لارښونه کړې وه:
دواړه کمېسيونونه يوې موافقې ته رسېدلي چې دغه شمېرنه به په راتلونکې اونۍ کې پيل شي ، د ټاکنو او دټاکنو د شکايتونو کمېسيونو پخپل منځ کې ډېرې غونډې وکړې خو نن دې پرېکړې ته ورسېدل چې څنګه دا عمليه شروع شي .
دکمېسيونونو تر منځ هېڅ ستونزه نشته ، په يوه اونۍ کې به دغه عمليه پيل او بشپړه شي.))
ښاغلى نجفي د شکايتونو داورېدو له کمېسيونه غواړي چې د رايو په اړه شوي شکايتونه ژر تر ژره و ارزوي چې که ټاکنې احتمالا دده په خبره دويم پړاو ته و غزېږي نو د ژمي او يخنۍ له را رسېدو وړاندې بيا تر سره شي: ( د ټاکنو دکمېسيون له لوري ټول کار خلاص شوی دی او زموږ غوښتنه داده چې د ټاکنو د شکايتونو کمېسيون ژر تر ژره شکايتونه وارزوي او خپل نهايي نتايج اعلان کړي ، دا يوه خبره شته چې په دريو اونيو کې دننه که ټاکنې بيا ونه شي نو بيا هوا سړېږي ، او ټاکنې به سختې وي . د شکايتونو کمېسيون هڅه کوي چې ژر تر ژره شکايتونه و ارزوي .))
ښاغلی نجفي وايي چې دوى به په راتلونکې اونۍ کې بلاخره هغو جنجالونو ته د پاى ټکى کېږدي چې په ټاکنو کې د درغليو د شتون په اړه کېږي .
په تېرو څو اونيو کې په مسلسله توگه د رايو ورکولو په ورځ د پراخو درغليو د شتون په اړه په زرگونو شکايتونه وشول چې په دې لړ کې د اروپايي څارونکو ډ لې په رپوټ کې تر يو نيم ميليون پورې رايې شکمنې وبلل شوې .
دغې خبرې دافغانستان په ټاکنو کې د د رغليو د شته والي په اړه اندېښنې لا جدي کړې او د بېلا بېلو غاړو لخوا غوښتنه وشوه چې د شکايتونو سمه ارزونه دې وشي او تر هغه وروسته دې د ټاکنو وروستۍ پايلې اعلان شي .
د ټاکنو د شکايتونو کمېسيون وويل چې دغه کار به يې مياشتې وخت واخلي او د ټاکنو له کمېسيون سره يې دا اندېښنه را پورته کړه چې که احيانا ټاکنې دويم پړاو ته غزېږي، چې په راتلونکې مياشت کې بايد پاى ته ورسېږي.Ÿ
                                       بی بی سی

مظاهر عظمت باستانی بگرام یا کاپیسا

سپتامبر 28, 2009

شماره 52 دوشنبه 6 میزان 1386 /28 سپتامبر 2009

تتبع و نگارش: محمد داود سیاووش

وقتی بگرام میگوییم باید در نظر داشت که منظور از محدوده جغرافیائی ولسوالی بگرام موجوده نیست بلکه هدف ما از بگرام محدوده جغرافیائی میباشد که پایتخت سه امپراطوری کوشانی، موریا و یونانی بوده پادشاهان بزرگی چون کنیشکای کبیر، آشوکا، هرمایوس و دیگران در آن حکومت کرده اند، تا آنجا که به معرفی آثار تاریخی موجود این محل ارتباط میگیرد علی العجاله به آبدات، استوپه ها و مظاهری اکتفاء میکنیم که حد اقل در وادی شمالی و کابل زمین از دوره کوشانی، یونانی و موریا به جا مانده است.
-1 سکندریه قفقاز:
محققان می نویسند که اسکندریه قفقاز یکی از قلعه های جنگی میباشد که به دستور اسکندر مقدونی در جبل السراج کنونی و دم دهانه سالنگ بنا یافته بود. اینکه چرا این قلعه جنگی را به نام اسکندریه قفقاز یاد میکنند مورخین به این باور اند که با برداشتی که یونانی ها از کوه های قفقاز داشتند با رسیدن به دهانه سالنگ و دیدن قله های سربه فلک کشیده هندوکش به این اشتباه رفتند که گویا به دامنه های کوه های قفقاز رسیده اند و برای مبالغه در پیشروی اسکندر به سوی شرق و خارق العاده نشان دادن عملیات شان این نام را بالایش گذاشتند. در حالیکه نام اصلی محلی که اکنون اسکندریه قفقاز در آن واقع گردیده پروان بود که اسم پروان از «پروانتا» که به صورت اسم کوهی در «اوستا» از آن یاد شده اخذ گردیده است.
اسکندر مقدونی وقتی به بگرام رسید بعد از توقف در برج عبدالله فعلی به اعمار اسکندریه در جبل السراج کنونی یا پروان آنروز در دم دروازه سالنگ پرداخت و با عجله در طی دو الی سه ماه کار اعمار آن به همکاری مردم محل به پایه اکمال رسید، زیرا زمستان سختی در پیشرو بود. وقتی بهار شد اسکندر برای مقابله با «سیوس» که در باختر اعلان پادشاهی کرده بود عازم صفحات شمال شد ولی از ترس اینکه مبادا مردم حوزه کاپیسا و کابل در غیابش عکس العملی نشان دهند عده از سپاهیان خود را در اسکندریه قفقاز گذاشت.
از اصل آبادی های اسکندریه قفقاز در جبل السراج اکنون اثری نمانده ولی از مسکوماتی که در قرن (19) میلادی از آنجا پیدا شده معلوم میشود که در آنجا کانون بزرگی از یونانی ها بوده است.
-2 معبد (سریکه ویهارا) یا معبد (شالوکیا) یا معبد (شترک):
به قول باستانشناسان در سه کیلومتری شرق خرابه های بگرام کوه بچه قرار دارد که مردم محل آن را به نام کوه پهلوان یاد میکنند. در اطراف این کوه به روی دامنه ها و پوزه ها بقایای (7-8) معبد بودایی دیده میشود و چنین به نظر میرسد که این کوه در دوره بودایی شکل تقدسی داشته. در میان معابد مذکور یکی از آنان معروف میباشد که در نقطه موسوم به شترک واقع شده و مشرف به دریای پنجشیر و ولسوالی کوهستان قرار دارد. این معبد در زمان بودایی ها به نام (معبد شالوکیا) یا (معبد سریکه ویهارا) شهرت داشته و شهرت آن یکی به دلیل عظمت بوده و دیگری به دلیل استقرار یرغمل های چینائی که در اثر فتوحات کنیشکا از میان شهزاده گان چینی سینکیانگ گرفته شده بود. زایر چینی هیوان سنگ در مورد این معبد نوشته که: به فاصله (3-4) لی به طرف شرق پایتخت در پای دامنه شمالی کوه معبد بزرگی است (300) راهب در آن بود و باش دارند و پیرو طریقه راه کوچک نجات میباشند، در کتاب دیگری که به نام (حیات هیوان تسنگ) شهرت دارد همین معبد به نام معبد (شالوکیا) یاد شده آنچه زایر چینی در باره معبد (شالوکیا) گفته به قول استاد کهزاد یکایک به معبد (شترک) مطابقت دارد. کلمه (شالوکیا) را برخی محققین به صورت (شارکه) و برخی دیگر آن را (ساریکه) میخوانند. کلمه (ساریکه) از نظر مؤرخین به حقیقت نزدیکتر است زیرا (سریکه) کلمۀ میباشد که در مورد چین اطلاق میشد (سریکه) به چین و چینی تعبیر شده میتواند و مقصد از (سریکه ویهارا) معبد چینی است زیرا (ویهار) و (بهار) معابد بودائی را میگفتند.  در منابع هندی و چینی تذکر رفته که شهنشاه یونان (کنیشکا) هنگام فتوحات در نواحی کاشغر یرغمل های گرفته که در میان آنان یک شهزاده چینی به نام (شن پان) بوده و این شهزاده از طرف پادشاه چینی کاشغر طور یرغمل به کنیشکا داده شده، که کنیشکا آنان را در جوار پایتخت باستانی خود در بگرام در همین نقطه که معبد (شالوکیا) خوانده میشود مستقر ساخته است.
-3 منار چکری:
منار چکری با آنکه در کابل امروزی واقع شده ولی در دوه کنیشکا مربوط بگرام میباشد که به دلیل کوشانی بودن این بنا و وابستگی آن آن به عصر کنیشکا قابل یادآوری میباشد.
این منار که در ماه مارچ (1998) به خاک افتاد یکی از معما های حل نا شده بزرگ باستانی گفته اند، منار چکری یکی از برجسته ترین بنا های جهان باستان به شمار می رود. در باره شکل، اندازه و طرز معماری آن در کتاب منار چکری به تفصیل سخن گفته شده که ضرورتی به تکرار آن در اینجا وجود ندارد و فقط همینقدر یاد آور میشویم که منار چکری و یک عده استوپه هایی که در اطراف کوه منار مذکور در (یخ دره)، (سیخدره)، (سه توپان) و غیره افتاده قابل بحث و بررسی میباشند چون استاد کهزاد منار چکری را به دوره آشوکا نسبت داده در حالیکه کریس.م.دوزیخ آن را به دوره کنیشکا مربوط میداند.
-4خمزرگر
در جنوب شرق گلبهار خمزرگر واقع شده که مربوط ولسوالی کوهستان میباشد و در شرق و شمال این محل تاریخی کوه های سنجن و درنامه قرار دارد. به اساس یادداشت های استاد کهزاد آثار و هیکل های بودائی از «سنجن» و «خمزرگر» به دست آمده طوریکه از «سنجن» دو هیکل بزرگ سنگی یکی به ارتفاع یک متر و ده سانتی بودا را در حالی نشان میداده که آتش از شانه هایش و آب از کف پا هایش جاری بوده و از این مجسمه به قول استاد کهزاد قبلاً در سال (1926) یک نمونه زیبا از «پیتاوه» نیز کشف گردیده است. مجسمه دومی که از سنجن یافت شده مجسمه نشسته (بودلس اتوا) میباشد.
در دامنه کوه هایی که از کهنه ده تا خمزرگر افتاده دامنه های که رخ به طرف «شترگرام» و «خمزرگر» میباشند شواهد تاریخی و بقایای خرابه ها و استوپه ها وجود دارد.
در نقطه به نام «رامو» که فکر میشود نام اصلی آن موری باشد متصل آن زیارنی گفته شده به نام «بی بی سبز» که احتمالاً منظور زیارت خواجه سبز پوش باشد در پوزه های مرتفع بقایای یک استوپه بودایی وجود دارد و استاد کهزاد آن را «استوپه رامو» خوانده که به عقیده نگارنده موری منظور باشد. به قول استاد کهزاد در دامنه کوه مجسمه های شیر های سنگی دو سه جا افتاده بوده که وجود آن ها بر موجودیت آبده های بزرگ در این محل گواهی میدهد زیرا در معماری دوره بگرام یا کاپیسا این شهر ها معمولاً در دو طرف زمینه های معابد نصب می شد به فاصله تقریباً یک کیلومتر به طرف جنوب شرق استوپه «رامو» روی پوزه های کوه شواهد استوپه های دیگری ملاحظه میشود که یکی آنرا «استوپه بهمن» و دیگری را «تخت توپ» میخوانند، قسمت فوقانی تخت توپ در زمان امیر حبیب الله هموار گردیده است.
کوهی که سه استوپه (رامو)، (بهمن) و (تخت توپ) در پوزه آن قرار دارد به صورت نیم دایره میدانی را احاطه نموده که امروز بقایای چندین معبد در آن دیده میشود و خرابه های یکی از معابد مذکور نظر به دیگران برجسته تر است.
وجه تسمیه شترگرام میرساند که در این محل نه تنها معابد بلکه قصبه یا شهری آباد بوده است.Ÿ
                                 بقیه در آینده

اطفال در روز های عید مصروف چه کارهایی بودند؟

سپتامبر 28, 2009

شماره 52 دوشنبه 6 میزان 1386 /28 سپتامبر 2009

نوشته: احمد کاووس سیاووش

DSCN3246در ایام مسعود عید اطفال در کوچه ها، بازار ها، خانه های دوستان، خانه های خویشاوندان و غیره جاها دیده میشدند.
در این روز اطفال خود را مزین با لباس های جدید کرده بودند و اکثر آنان خوش و خندان معلوم میشدند.
ولی با کمال تأسف که در روز های عید سعید فطر اسباب بازی جنگی مثل تفنگچه و غیره در دست اطفال دیده میشد که با مرمی های مصنوعی آن به سوی یکدیگر شلیک می کردند که این خود باعث متشنج ساختن روان و فکر اطفال میگردد.
ما اطفال مانند همیشه از شما مسوولان و بزرگان خواهش میکنیم که از وارد کردن چنین اسباب و وسایل بازی جداً جلوگیری نمایید تا ما بتوانیم در فضای صلح و آرامش زندگی نماییم، ما نمیخواهیم که ایام متبرکی چون عید سعید فطر را با فضای جنگ و نا آرامی بگذرانیم.
ما از والدین اطفالی که به اولاد شان تفنگ و تفنگچه پلاستیکی میخرند تقاضا مینماییم تا وسایل صلح آمیز را برای اطفال شان بخرند،چون دیگر ما از جنگ خسته شده ایم.
از مسوولان و بزرگان تقاضا داریم که برای اطفال میدان های مصئون بازی، پارکهای سرسبز و مناطق خوش آب و هوا در اطراف بلاک ها، مناطق رهایشی، دامنه کوه ها، اطراف دریای کابل و غیره جاها بسازند تا اطفال بتوانند در هوای پاک و محیط نظیف گشت و گذار نمایند.–

لالایی عیدانه برای اطفال

سپتامبر 28, 2009

شماره 52 دوشنبه 6 میزان 1386 /28 سپتامبر 2009

پدر جان عید فطر آمد صفا کن
به ماعیدی بتی قدری وفا کن
بخر کالای نو از بهر مایان
خوشی و خوشگلی در هر کجا کن
***
الهی بابه جان پولدار باشه
به عیدا دلبر و دلدار باشه
بخرد بهر ما سودای عیدی
به سفره خوردنی بسیار باشه
***
بیامد عید کالای نو بپوشیم
خوش و خندان به هر جا خوش خروشیم
پدر جان را بگوییم عید مبارک
به مادر جان چو جان در جان بجوشیم
محمد داود سیاووش
عید سعید فطر، سال 1388

سیمای جهانی مولانا

سپتامبر 28, 2009

شماره 52 دوشنبه 6 میزان 1386 /28 سپتامبر 2009

دکتر بهمن نامور مطلق

6

مولانا و ژید
در آثار ژید هیچ جا از مولوی، شاعر صوفی بزرگ، نام برده نشده است، اما شاید مولانا یکی از شناخته شده ترین شاعران نزد ژید محسوب می شود، زیرا ژید برای ارتباط شرق و به ویژه برای آشنایی با فرهنگ آنجا به آسیای صغیر سفر می کند. یکی از مناطقی که ژید بسیار مایل بود از آن دیدن کند، قونیه بود که در آن دوران بسیار معروف بود. علت اصلی شهرت قونیه وجود میراث سلجوقیان و مقبرۀ مولانا و برنامه های پیروان او؛ درویشان و به ویژه سماع آنها بود. ژید در روزنامۀ خویش با عنوانی که هوگو نیز پیش تر از آن در اشعارش استفاده می کرد یعنی «راه ترکی»، به احساسات خود نسبت به قونیۀ پیش از سفر اشاره می کند و می گوید:«پیش از سخن از قونیه، می بایستی بگویم تا چه اندازه خیال پردازی ام نسبت به این شهر گسترده شده بود.» اما ژید که در جستجوی شرقی بود که در خیال پردازی خویش و با توجه به داستانهای شرقی تصویر سازی کرده بود، از دیدن وضعیت شهر های آسیای صغیر در آن روزگار مأیوس گردید. این مسأله موجب شد که نویسنده فرانسوی برای خراب نکردن بیشتر تصاویر زیبای ذهنی خویش سفرش را کوتاه کرده و ادامه ندهد.
چنانکه گفته شد، ژید هیچ گاه از مولانا سخن نمی گوید، ولی در شهر مولانا اقامت میکند و به توصیف وضعیت مردمان آن می پردازد و ظاهراً آیین ها و مراسم درویشان آن شهر برایش خوشایند نبود. او در جستجوی دوران پُربار و طلایی سلجوقی و آثار بدیع معماری آن و مردمان ادیب و اصیل آن بود، دورانی که قونیه و شهر های دیگر مدت ها پیش از آن دور شده بودند.
در تمام گسترۀ در نوردیدۀ کشور، به سختی در این طرف یا آن طرف تعدادی لباسها یا چهره هایی مشاهده می شد که از نگاه کردنشان لذتی حاصل میگردید؛ تعدادی زیگان یا کرد یا البانی که معلوم نبود به اثر کدامین حادثه بدانجا کشیده شده بودند.
بنابراین ژید در جستجوی جغرافیای شهری و انسانی دوران طلایی قونیه که در خاطرات ادبی رومانتیسم باقی مانده بود، به این شهر سفر کرد. او در انتظار شهری با گنبدهای آسمانی و مردمانی با هنر بود. او میخواست از نزدیک منشأ و خاستگاه مولویه را مشاهده کند، اما آنچه مشاهده کرد، برایش مأیوس کننده بود. به همین دلیل خاطرۀ خوشی برایش به جا نماند. اما مشاهدۀ آثارش و شباهت های برخی نکته های او با برخی از اشعار معروف مولانا می تواند تأییدی بر شناخت او از آثار مولانا باشد. ما در این قسمت با تأثیر از حسن هنرمندی مقایسه ای گذرا به برخی از این نمونه ها می کنیم:mawlana.
«چشمه ها بیشتر در جایی خواهند جوشید که هوس ما بطلبد، به خود آموختم که عطش برخورداری از لذت که در برابر هر لذت پدید می آید، بایستی بی درنگ بر تمتع از آن پیشی جسته باشد.»
آب کم جو تشنگی آور به دست
تا بجوشد آبت از بالا و پست
جذب آبست این عطش در جان ما
ما از آنِ او و او هم زان ما
((مولوی)
نشانی دیگری از مولوی در دفتر چهارم مائده های زمینی دیده می شود:«استدلال آدمیان را به جایی نمی رساند و در برابر هر استدلال، استدلال مخالفی می تواند عرض وجود کند.» حال این سخن را با شعر معروف مولانا در مورد استدلال می توان مقایسه کرد:
پای استدلالیان چوبین بود
پای چوبین سخت بی تمکین بود
سخن آخر: تداوم
در آخر می توان گفت که تأثیر مولانا بر نویسندگان بزرگ دنیا به ویژه فرانسه به گذشته محدود نمی شود بلکه تا امروز ادامه دارد. برای مثال میتوان به بزرگترین نویسندۀ زنده زبان فرانسه یعنی لوکله زیو اشاره کرد. او یکی از فعال ترین و پُر کارترین نویسندگان نیمۀ دوم قرن بیستم است. همچنین گونه های حضور مولانا در فرانسه بسیار بیشتر از آن بود که در چنین مقالۀ مختصری مطرح شود. به طور مثال، خوشنویسی اشعار مولانا با ترجمه فرانسوی آن یکی از اشکال رایج حضور مولانا در این کشور است.
این استقبال از آثار مولانا در دنیا مشکل بد فهمی آثار او را نیز پدید آورده است. بر ادیبان نقادان و مولانا شناسان است که در معرفی آثار و اندیشه های شخصیت مولانا بکوشند و در عین حال، از کج اندیشی ها و بد فهمی ها نیز در این زمینه جلوگیری شود.
سخن را با آخرین عبارت مقدمۀ ترجمه مثنوی به زبان فرانسه در سال 1990م، به پایان می رسانم:
اما به علاوۀ احساسات ناب و درخشان در زمینه های هنوز ناشناخته، آن چیزی که اهمیت دارد، پیام جهانی و عشقی است که موجب می شود مثنوی اثری محسوب شود که درخشش بی نظیرش در جهان اسلام همچنان پایدار بماند و باور کنید غرب را نیز از درخشش روشن خواهد کرد.–