بایگانیِ ژانویه 2010

دستآورد کنفرانس لندن چه بود؟

ژانویه 29, 2010

محمد داود سیاووش
در حالیکه برخی طالبان با پخش ابلاغیه نشست کنفرانس لندن را بی فایده خواندند و حزب اسلامی به رهبری حکمتیار با آن مخالفت ورزیده،ایران در کنفرانس اشتراک نکرد،موقف پاکستان در زمینه واضح نیست،ایالات متحده پذیرش طالبان را مشروط به گذاشتن سلاح به زمین و اطاعت از قانون می داند. نهاد های مدنی این اتحاد را به شرط پذیرش ارزش های مدنی و آزادی بیان توسط طالبان می پذیرند.
همزمان گوردن براون صدراعظم کشور میزبان با توافق به طرح موضوع طالبان در اجلاس لندن خواهان در هم شکستن ماشین جنگی طالبان شد، واز طرفی از مجموع مبلغ یک میلیارد دالر که وزیر مالیه افغانستان برای پذیرش طالبان از جامعه جهانی مطالبه نموده بود،فقط وعده 140 میلیون دالر آنهم به شکل «وعده سر خرمن» به دولت افغانستان داده شد .
معلوم نیست دستاورد این اجلاس چه بود؟ وچرا آنهمه به کنفرانس لندن دلبسته بودند؟ مشکل افغانستان مدام این بوده که بزرگان کشور تا وقتیکه در چوکی قرار دارند به قضایا از بالا نگاه می کنندو به عنوان مشوره از کسانی چیز هایی را می شنوند که با واقعیت موجود منطبق نمی باشد.
داوود خان از سردار حیدر رسولی تا آخرین لحظه که سررسولی در نتیجه تصادم تکسی در راه فرار به فرقه قرغه زخمی شد میپرسد در کشور چه واقع شده ؟ سردار حیدر رسولی پاسخ میداد که خیر و خیریت است.
داکتر نجیب در حالیکه شمال افغانستان از دستش رفته ودر منزل پایین دفترش هر روزجر و بحث های اعضای دفتر سیاسی برعلیه او جریان داشت از مصالحه و آشتی… سخن میگفت.
به همین سان اکنون در حالیکه اکثر اعضای شورا از متن موضوع مذاکره با طالبان اظهار برخبری میکند،تایید وزرای کابینه در قید تصمیم پارلمان مانده ،جهان برسر مساله رسیدن به راه حل دیدگاه واحد ندارد ، مساله شامل ساختن طالبان در دولت مطرح می شود ،در حالیکه نه ظاهرا پول مصارف آن وجود دارد و نه روحیه پذیرش سراسری . از نظر بعضی کارشناسان صفوف طالبان حق دارند مانند سایر احزاب چون حزب اسلامی ، جمعیت اسلامی ،خلق،پرچم ، شعله جاوید و غیره احزاب خورد و بزرگ با قبول ارزش های قانون اساسی و گذاشتن سلاح تازمان رسیدن موقع عدالت انتفالی وارد حیات مدنی شوند اما عجالتآ این مفکوره مانند تخیلات دوره داکتر نجیب و خوش باوری های دوره داوود خان مطرح میشود.
اگر رهبری موجود با نزدیک شدن به هر جناح ، طرف مقابل آنرا از دست بدهد ،بازهم به مشکلی چون شرایط موجود اما به شکل جدید مواجه خواهد بود.
بعضی کارشناسان چنان می اندیشند که اگر جدا از دست انداختن به دامان کشور های عربی و پاکستان آقای کرزی والیان ،ولسوالان و مسوولان مردم دار را به محلات توظیف نماید که آنان به عوض مصروفیت به پرکردن جیب خود به فکر پرکردن شکم گرسنه مردم و نوازش رعیت باشند ، شاید افراد بی خبر از دنیا و فیها صفوف طالبان که فقط از روی مجبوریت گرسنه گی و یا خطر کشته شدن به دست دشمنان محلی ، سلاح برداشته اند ، به طور مسالمت آمیز و تدریجی اما بی سرو صدا به صفوف دولت بپیوندند. در حالیکه از سروصدا وغوغای کنونی شاید رهبران آشتی ناپذیر طالبان بیشتر سود ببرند تا صفوف خسته از جنگ ومتمایل به آشتی آنان. مضحک است اگر کسی فکر کند رهبران دسته اول طالبان را میتوان با پول خرید ومضحک تر از آن اینکه بازهم اگر کسی فکر کند که آنان در حالیکه قدرت مانور را دارند به دولت تسلیم شوند.
اگر در ولایات کندهار،ارزگان ،هلمند و سایرمناطق جنوب تشکیلات زون ها دوباره فعال شود و یک تعداد کدرهای محلی به عوض زیستن در قصر های دوبی و کابل و سایر شهرهای لوکس به آن محلات رفته با مردم از نزدیک زانوبه زانو نشسته به مشکلات آنان گوش دهند ، شاید نتایج آن از اینهمه سرو صدا های موجود به مراتب بهتر و بیشتر باشد. در حال حاضر با سیاست ضعیف دولت طالبان خود را به صفت یک طرف در سطح بین المللی مطرح کردند.
تجربه سالهای جنگ نشان دادکه جنگ افغانستان نه از روی کتاب حل میشود ،نه با احساسات و نه از طریق تبلیغات، فقط و فقط خود مردم و زبان مشترک با صفوف خسته از جنگ آنها می تواندمساله را حل نماید و به جنگ نقطه پایان دهد لاغیر. .
اینکه ما در میان خود جور نمی آییم و گله از همسایه ها می کنیم شاید زیاد معقول نباشد.

Advertisements

قطعنامه گردهمایی مدافعان آزادی بیان، رسانه های آزاد و فعالان جامعه مدنی در رابطه به شیوه برخورد نیروهای امنیتی با ژورنالیستان

ژانویه 27, 2010

مؤرخ: 7 دلو 1388 مطابق 27 جنوری 2010
از اینکه ژورنالیستان بر اساس مواد 24 و 34 قانون اساسی افغانستان حق دارند مردم را از طریق گفتار، نوشتار، تصویر و سایر وسایل و ذرایع در جریان حوادث، وقایع و رویداد های کشور قرار داده به آنان اطلاعات مؤثق و دقیق را انتقال دهند.
با توجه به اینکه بر طبق احکام ماده 50 قانون اساسی ژورنالیستان حق دسترسی به اطلاعات از ادارات دولتی را در حدود حکم قانون داشته و از این حق تا اندازه که حقوق دیگران و امنیت عامه را مختل نسازد برخوردار اند بنابران ما اشتراک کنندگان گردهمایی حاضر با انتقاد از برخورد مسوولان امور با ژورنالیستان در حادثه حمله دهشت افگنان بر فروشگاه بزرگ افغان موارد ذیل را به اکثریت آراء تصویب مینماییم:
1- نیروهای امنیتی و مقامات مسوول کشور باید در هنگام اجرای وظیفه شریفانه اطلاع رسانی ژورنالیستان با ایشان برخورد مدنی داشته از تهدید، تخویف، فشار و آزار بر آنان خودداری نمایند.
2- آزادی بیان حق قانونی مردم افغانستان بوده این حق را مردم به بهای قبول قربانی های بیشمار در نتیجه مبارزات طولانی شان به دست آورده اند، بنابران از اشتراک کنندگان کنفرانس لندن اعم از جامعه جهانی و دولتمردان افغانستان تقاضا داریم به این حق احترام گذاشته آنرا قربانی مصلحت های زود گذر شان نسازند.
3- صندوق حمایت از ژورنالیستان که به فراموشی سپرده شده باید دوباره فعال گردد و به ژورنالیستانی که در اثنای وظیفه متضرر میشوند مساعدت به موقع از آن طریق صورت گیرد.
4- از آنجاییکه ژورنالیستان با قلم، مایک و کمره در هر نوع شرایط با قبول قربانی شب و روز در تلاش خدمت به مردم میباشند، به منظور حفظ آرامش روحی شان یک قصبه رهایشی با استفاده از کمک های جامعه جهانی ساخته شود تا فامیل های ژورنالیستان از آواره گی و خانه به دوشی نجات یافته آرامش لازم روحی برای کارشان مساعد گردد.
5- ما مدافعاان آزای بیان، رسانه های آزاد و فعالان جامعه مدنی از همه ژورنالیستان محترم تقاضا داریم در کار مسلکی شان اخلاق ژورنالیستیک و آیین نامه جهانی ژورنالیستان را مد نظر داشته باشند و در هر نوع شرایط حقیقت، توازن، انصاف و بیطرفی را در کار از یاد نبرده در ارائه گزارشات شان از موارد اتهام، بهتان، توهین، هتک حرمت، افتراء و سایر خطوط قرمز اخلاقی ژورنالیستان تجاوز نکنند.
6- مقامات دولتی از اظهارات مخالف با روحیه قانون اساسی و در مخالفت با آزادی بیان احتراز نموده در هر نوع شرایط احکام قانون اساسی را بر احساسات شخصی شان مقدم شمرده، به موازات احکام واضح قانون با ژورنالیستان برخورد سالم و اصولی داشته باشند.
7- رسانه های ملی و بین المللی که امکان پولی بزرگ دارند باید ژورنالیستان را بیمه کنند.
8- ادارات دولتی معلومات، احصائیه ها و ارقام مورد نیاز ژورنالیستان را مطابق احکام قانون به اختیار آنان قرار داده و مشکل تراشی و مخالفت در این زمینه ننمایند.
9- از مخالفان دولت نیز خواهشمندیم تا با ژورنالیستان برخورد مدنی داشته باشند.

مقامات و مسوولان مملکت! با ژورنالیستان برخورد مدنی داشته باشید

ژانویه 27, 2010

محمد داود سیاووش
مبارکست به نام تو افتتاح کلام
تبارک اسمک یا ذوالجلال و الاکرام
اگر قبول داریم که در یک نظام مردمسالار زیست مینماییم و دولتمردان اراده ملت را رعایت و احترام میکنند پس باید قبول داشته باشیم که جامعه مدنی، رسانه های آزاد و آزادی بیان از مؤلفه های نخستین یک نظام مردمسالار بوده و در چنان نظامی رسانه ها و مطبوعات آزاد نباید زیر نظر حکومت ها کار نمایند. در یک تشکیلات مردمسالار دولت مسوول اعمال خودش میباشد و مردم که این چوکات اداره را انتخاب نموده اند حق دارند بدانند که در زیر سقف تالار های مجلل و عقب در های بسته حاکمان و متولیان امور به نمایندگی از آنان چه ها میگویند؟ چه تصامیمی میگیرند؟ و چه حوادثی در جریانست؟
یگانه چینل و کانالی که مردم میتوانند از آن طریق به این معلومات لازم و ضروری دست یابند رسانه هاست. در چنین نظام ها علی الاصول نه قیچی سانسور و دیکته وجود دارد و نه شرطی برای بررسی صلاحیت و نه اجباری برای فعالیت، چون رسانه ها مطابق امر خداوند(ج) که بندگانش را با «اقرأ» به خواندن و با «قل» به گفتن حقیقت امر فرموده است فعالیت مینمایند. فقط در همین حالست که مطبوعات و رسانه ها به صفت ستون چهارم ساختار دولت قد بر افراشته با شدید ترین انتقادات سالم و صریح ترین طرح ها و پیشنهادات سازنده آرزو های مردم را در میان طوفان حوادث به صراط المستقیم پیروزی رهنمایی مینمایند، در جوامع که آزادی بیان و مطبوعات و رسانه های آزاد نهادینه شده زمانی گزارش تحقیقی یک خبرنگار رییس جمهوری چون ریچارد نیکسون را از اریکه قدرت پایین می اندازد و گاهی افشاگری ژورنالیستان از حوادثی چون اسرار زندان بد نام ابو غریب درد سر بزرگی برای اداره بوش میسازد.
از صدای نهاد های مدنی و رسانه های آزاد جهان دولتمردان نظام های مردمسالار میلرزند و زمامداران به خاطر فرستادن فقط چند سرباز به افغانستان تا سرحد تقلا و زاری با مردم شان خم میشوند.
و اما در جامعه افغانستان!
متأسفانه کسانی حتی در دستگاه دولت افغانستان پیدا میشوند که آزادی بیان را وارداتی قلمداد نموده با آن مخالفت میورزند. این دوستان باید به تاریخ مراجعه نمایند و از اوراق آن بخوانند که افغانستان در دوره امیر حبیب الله مطبعه شخصی «عنایت» را داشت، در دوره شاه امان الله مطابع شخصی کاظمی، رفیق و انیس و نشریه های انیس، نسیم سحر و نوروز را داشت و در نظامنامه اساسی و نظامنامه مطبوعات این دوره حق افراد ملت برای تأسیس نشرات آزاد به رسمیت شناخته شده بود.
این افراد باید ملتفت شده باشند که افغانستان تجارب مطبوعات آزاد را در دوره های شاه محمود خان صدراعظم و دهه دموکراسی پشت سر گذاشته و این حق را با قربانی فرزندانش در اوراق قوانین افغانستان نوشته است.
حتی در دوره هایی که آزادی بیان به مفهوم امروزی مطرح نبود مولانا، حافظ، ابوعبید زاکانی، سعدی، سنایی و سایر بزرگان ادب و فرهنگ آزادی بیان را در اشکال متناسب به زمان در برابر زمامداران، زورگویان و مستبدین مطرح کرده و فکاهیات آب دار دیوان های برخی از بزرگان حاوی نیشخند ها به ریش مستبدین زمان بوده است.
پس از تشکیل اداره مؤقت و حضور جامعه جهانی در افغانستان آزادی بیان به صفت یکی از مؤلفه های اصلی نظام شناخته شده جامعه افغانی بعد از یک دوره رکود، خمود و جمود بار دیگر به تحرک آمده توفانی از افکار و اندیشه های مردم از طریق رسانه های آزاد در فضای کشور پیچید. میگویند اصلاح طلب ترین نیرو ها پس از به قدرت رسیدن محافظه کار میشوند و به پیروی از همین مسأله با توجه به حرکتی که در افکار جامعه به وجود آمد و با توجه به بیداری شعور سیاسی مردم که از هر طرف حکومت را زیر باران انتقاد گرفتند به تدریج تیمی که از مهد دموکراسی بر سر اقتدار آمده بود حوصله اش را از دست داده از موضع اولی خود عقب نشینی کرده راه سنگ اندازی و مزاحمت به رسانه های آزاد را در پیش گرفت و با وضع تعذیرات در قانون رسانه ها کار به جایی رسید که اگر در مرحلۀ اول وزیر فرهنگ توصیه مینمود که قبل از اخذ جوازنامه نشریه ها باید به چاپ برسند در پایان آزادی بیان گپ مفت خوانده شد. اما در همین حال همه رسانه ها مقاومت کرده و از موضع شان عقب نه نشستند که پایمردی تلویزیون طلوع و سایر رسانه های چاپی، تصویری و شنیداری در این زمینه قابل تحسین و ستایش میباشد.
ژورنالیستان و نهاد های مدنی افغانستان این هشدار فرانسس وندرل را در آن روز ها به یاد دارند که با توجه به فشار ها بر آزادی بیان در کشور گفته بود:«افغانستان متفکر بزرگ جهان، جلال الدین محمد بلخی را هشت قرن قبل به دنیا عرضه کرد، نوشته هایی که از مولانا به میراث مانده آزادی بیان را مجسم میسازد ولی امروز در زادگاه مولانا صدا هایی شنیده میشود که آزادی بیان را با فرهنگ افغانی بیگانه میخوانند، این صدا ها میراث مولانا و مردم افغانستان را کوچک میشمارند و به آن تحقیر میکنند، تصوری که این صدا ها از افغانها ارائه میکند اینست که گویا افغان ها آماده نیستند یا حق ندارند اطلاع به دست آورند و نظریات خود را آزادانه ابراز کنند، دکتاتور ها در نقاط مختلف دنیا نیز عین حرف ها را گفته اند ولی امروز بعد از سقوط آنها در کشور هایی که تحت فرمان آنها بود رسانه های پویا و آزاد به وجود آمده اند.»
متأسفانه در شرایط فعلی ژورنالیستان افغانستان در وضعیتی قرار دارند که هنوز دسترسی شان به معلومات از ادارات دولتی میسر نیست و خلاف مواد 24 و 34 قانون اساسی ژورنالیستان مورد توهین، تهدید، تحقیر، فشار و حتی لت و کوب قرار گرفته زندانی میشوند و قانون رسانه ها هنوز گم است. به گزارش دفتر حمایت از رسانه های آزاد در سال 2009 جمعاً 85 واقعه شامل قتل، زخمی شدن، لت و کوب، زندانی شدن و تهدید ژورنالیستان صورت گرفته و جالب اینکه از مجموع این واقعات 57 واقعه از طریق دولت، 11 مورد از طریق طالبان و 17 قضیه از سوی افراد ناشناس بر ژورنالیستان صورت گرفته است که در این حال بار فشار دولت به طور کاملاً باور نکردنی و عجیب بیشتر از طالبان بر ژورنالیستان میباشد. در واقعه اخیر حمله دهشت افگنان بر فروشگاه بزرگ افغان در حالیکه نیروهای امنیتی و ژورنالیستان هر دو مطابق احکام قانون اساسی یکی در تأمین امنیت و دیگری در اطلاع رسانی دقیق به مردم در خط مقدم قرار داشتند با کمال تأسف رامین ژورنالیست تلویزیون یک زخمی و ناهید نظری ژورنالیست دیگر آن تلویزیون مورد تهدید قرار گرفت، ریحان و حامد ژورنالیستان تلویزیون آیینه زخمی و تهدید شدند، میرزایی ژورنالیست تلویزیون آریانا زندانی شد و یک خبرنگار تلویزیون طلوع برای چند دقیقه تحت توقیف قرار گرفت. به همین ترتیب گفته میشود که ژورنالیستان تلویزیون پرس و الجزیره نیز زخمی و تهدید شده اند، مهمتر از همه اینکه وقتی به برنامه زنده «صد روز نخست» تلویزیون طلوع سخنگوی رییس جمهور تماس میگیرد به جواب این سوال که از نظر ایشان وقایع بعدی دشوار تر از حادثه حمله بر فروشگاه که رییس جمهور به آن اشاره نمودند چیست؟، جواب میدهد که برنامه «صد روز نخست»، در این حال موی بر اندام هر ژورنالیست و فعال جامعه مدنی راست میشود که «توبه فرمایان چرا خود توبه کمتر میکنند» و اگر این حرف ها واقعاً توجیه اصلی حرف های رییس جمهور باشد کشور به کدام طرف در حرکت است؟ بنابر همین دلیل است که امروز فعالان جامعه مدنی، مدافعان آزادی بیان و گردانندگان رسانه های آزاد جمع شده اند تا این سوال را در برابر نظام مطرح سازند که اگر واقعاً مسأله از این قرار باشد چه باید کرد؟ و چه تدابیر عملی را در برابر این مشکل میتوان اتخاذ نمود؟
در این روز ها که افکار عامه جهان و افغانستان به طرف کنفرانس لندن معطوف میباشد، مدافعان آزادی بیان میخواهند این سوال را در برابر هیئت افغانستان در لندن قرار دهند که مصالحه به چه بهایی صورت میگیرد؟ در حالیکه در پیوستن مخالفان به دولت از دروازه قانون اساسی و قبول زندگی مدنی مشکلی وجود ندارد، مدافعان آزادی بیان و رسانه های آزاد میخواهند این سوال را مطرح سازند که: اگر این مصالحه به قیمت قربانی شدن ارزش های جامعه مدنی و آزادی بیان صورت گیرد، تکلیف فعالان جامعه مدنی و آزادی بیان در آینده چه خواهد بود؟

پیشنهادات و مطالبات کمپاین 50% زنان افغانستان به کنفرانس بین المللی افغانستان درلندن افغانستان 16 جنوری 2010

ژانویه 23, 2010


همه ما افغانستان را می شناسیم. همه ما نیک می دانیم که در طول سالیان بسیار چه بر سر زنان این سرزمین زیر نام طالبان، جنگ، آواره گی و خشونت آمده است. از گذشته سخن نمی گوییم چرا که امروز موسم دیگری است و ما زنان افغانستان دیگر نمی خواهیم به هیچ بهانه ای حقوق اولیه و انسانی خویش را از دست بدهیم. ما دیگر نمی خواهیم حق انتخاب سرنوشتمان را به دیگری واگذاریم.

در طی دومین انتخابات ریاست جمهوری افغانستان ما زنان در کمپاین 50% مطالبات و خواسته های خود را به طور واضح و شفاف به اطلاع جامعه و کاندیداهای ریاست جمهوری رساندیم. امروز به نمایندگان دولت افغانستان و جامعه بین المللی شرکت کننده در کنفرانس لندن که به وضعیت افغانستان می اندیشند و در صدد یافتن راه حل هایی برای آن هستند اعلام می داریم که ما زنان توقع داریم که به تعهدات خود در برابر شهروندان زن این کشور پایبند بوده و عزم راستین خود را برای پرداختن به این خواسته ها نشان دهند.

کمپاین 50% زنان افغانستان در سال 1388 (2009) و با شرکت 70 تن از فعالان اجتماعی و مدنی و حمایت سازمان های مختلف از جمله بنیاد آرمان شهر، اتحادیه سراسری زنان افغانستان و کمیته مشارکت سیاسی زنان افغانستان گردهم آمد و تا کنون از حمایت و همصدایی بیش از 10000 زن و مرد آگاه و راسخ در مناطق مختلف کشور بهره برده است. ما به عنوان نمایندگان نیمی از جمعیت کشور مطالبات زیر را اعلام می داریم:

از دولت افغانستان

1- هر نوع مذاکره غیر شفاف با مخالفان مسلح دولت که در آنها ذره ای از حقوق انسانی ما که سالهای بسیار و در مواجهه با خطرات بزرگ برای به دست اوردن آنها مبارزه کرده ایم، نادیده گرفته شود از حمایت ما زنان برخوردار نخواهد بود.

2- رشد و توسعه همه جانبه کشور بدون مشارکت زنان، تحقق نخواهد یافت. مشارکت سیاسی زنان در مقامات تصمیم گیری از سطوح محلی تا ملی، منطقه ای و بین الملی در همه عرصه ها باید به معنای تمام کلمه و نه سمبلیک و با استفاده از تمام توانمندیها، استعدادها و شایستگی های زنان صورت بگیرد.

3- بیسوادی یکی از بزرگترین موانع پیشرفت و به ثمر رسیدن فعالیت ها در زمینه توسعه پایدار و بهبود اوضاع اجتماعی و اقتصادی شهروندان این کشور و مانع مشارکت فعال انان در زندگی سیاسی است. لذا از دولت می خواهیم که اعلان بسیج عمومی مبارزه با بی سوادی را با اختصاص بودجه های مکفی و استفاده بهینه از ظرفیت انسانی کشور در صدر اولویت های خویش برای 5 سال آینده قرار داده و به ارتقا کمیت و کیفیت مراکز آموزشی برای جامعه و علی الخصوص دختران و زنان همت گمارد.

4- تهيه و تدوين برنامه ملي با همكاري جامعه مدني براي ايجاد كميسيون هاي حقيقت ياب و دادخواهي در سطح كشور و برنامه ريزي براي دادخواهي از قربانيان (پرداخت غرامت و به رسميت شناختن صدمات وارده بر قربانيان)

5- ايجاد كميسيون ملي با صلاحیت و خوشنام با قدرت اجرايي در راستاي پياده كردن برنامه ملی عدالت انتقالي و عملي شدن برنامه دولت براي صلح، آشتي و عدالت در افغانستان

6- لازمه تامین امنیت اجتماعی و اقتصادی جامعه و پرهیز و رفع خشونت علیه زنان، تامین امنیت حقوقی و قانونی زنان و تلاش در جهت رفع قوانین تبعیض آمیز وتقویت قوه قضاییه عادل است.

7- جنگ ها، مهاجرت ها و بلایای طبیعی باعث به جاماندن میلیونها کودک بی سرپرست و زن بیوه در این سرزمین شده است که خود سرپرستی خانواده خود را بر عهده دارند. تلاش در جهت ایجاد فرصت های اشتغال و همیاری برای زنان سرپرست خانوار و معلولین و معیوبین باید در صدر برنامه های اقتصادی و اجتماعی دولت قرار بگیرد.

8- سلامت مادر، تضمین کننده سلامت کودک و جامعه است. باید اقدامات ویژه ای به منظور بهبود دسترسی مادران به امکانات صحی و بهداشتی انجام شود.

از جامعه بین المللی و شرکت کننده گان در کنفرانس بین المللی

1- عدم حمایت از مذاکرات غیرشفاف با نیروهای مسلح و جنگجو که بیم آن می رود حقوق انسانی زنان دوباره به مسلخ کشانیده شود.

2- مسئولیت پذیری و پایبندی به فوانین بین الملی نظامی و جلوگیری از کشتار افراد غیر نظامی که بیشترین قربانی را از میان زنان و کودکان می گیرد و ایجاد شفافیت در مورد چارچوب قانونی عملیات نیروهای ائتلاف

3- جامعه بین المللی باید دوباره به اجرای کامل برنامه عمل دولت براي صلح، آشتي و عدالت متعهد شود، از جمله اقدام هماهنگ برای معنادار و مثمر ثمرکردن بورد مشورتی به عمل آورد.

4- تشخیص وجود ارتباط بین معافیت از پیگرد قانونی و نقض پیوسته حقوق بشر، که کوشش برای کاهش فقر و دست یافتن به توسعه عادلانه و پایدار اجتماعی و اقتصادی و ایجاد فضای آزاد سیاسی را تضعیف می کند.

5- حمایت از ایجاد تغییرات بنیادین در بهبود زندگی زنان از طریق به وجود آوردن زمینه های اشتغال، خودکفایی و استقلال اقتصادی آنان.

6- تاکید و حمایت از طرح های مبارزه با بیسوادی.

7- حمایت از برنامه ها و طرح های حساس به جندر.

8- رشد و توسعه افغانستان با در نظر داشت عدالت اجتماعی، تامین حقوق بشر و دموکراسی امکان پذیر خواهد بود. فلذا ما جامعه بین المللی را به حمایت همه جانبه از حقوق زنان در تمامی عرصه ها فرا می خوانیم.

یک تقاضای عاجل از صدر مملکت

ژانویه 22, 2010

نوشته: محمد داود سیاووش

به همگان معلوم است که فرهنگ مجموعه هستی مادی و معنوی یک ملت را تشکیل میدهد و بااین حال اگر «بناهای آباد گردد خراب» دوباره آباد  خواهند شد اما  شکست فرهنگ معنوی یک کشور جبران نا پذیر میباشد. در شهر کابل که هر روز قصری در جوار قصری و بلند منزلی در جوار بلند منزلی اکثراً با شرایط غیر معیاری، زورگویانه و بسیاری خلاف نقشه قد بلند نموده سیمای شهر را بد نما میسازند متأسفانه دست طما ع و حریص زورگویان زر پرست اینک تا گلوی فرهنگ کشور رسیده عزیزی بانک به حریم کتابخانه عامه با زور پول تعرض کرده و چنان نشان میدهد که گویا امر و احکام مقامات کشور را درزمینه دارد مساله تا آن جا وحشتناک شده که به ادعای رییس کتابخانه در نتیجه فروریختن دیوار کتابخانه عدۀ از کتابها نیز در میان آوار به موتر زباله کش انداخته شده و توسط بانک مربوطه به محل نا معلوم برده شده است.

معلوم نیست با شنیدن این  خبر وضعیت مزاجی رهبران و بزرگان کشور چگونه خواهد شد؟ آخر ببینید در کجای دنیا یک بانک اینچنین با پول بر کتاب حمله میکند؟ مقامات وزارت فرهنگ باید به طور عاجل این خبر وحشتناک را به مراجع بالا رسانده امر لغو فرمانی را که اجازه غصب ساحه کتابخانه را به عزیزی بانک میدهد بگیرند در غیر آن مسوولیت تاریخی این حادثه ابدالدهر به دوش رهبری موجود خواهد بود.

به بانکداران و پولداران میگوییم آقایان اگر به کتابخانه عامه تعمیر نمیسازید، اگر به کتابخانه عامه کتاب خریداری نمیکنید از شما هیچ گله یی نداریم … اما به لحاظ خدا و به نام تاریخ و فرهنگ وطن این لکۀ ننگ را به جان نخرید و ملامتی ابدی را در صفحات تاریخ نبرید که به خاطر بزرگ ساختن کیسه پول تان کتابخانه را ویران میکنید، بیایید در اینجا مرثیه کارو را در حفاظت از کتابهایش بخوانید:

«پس از مرگ من…
پس از مرگ من از اینکه سنگی را بر جسد من تحمیل میکنید، نا راحت نباشید. من سالها، روی سنگها خوابیده ام؛ هیچ مانعی ندارد که سالی چند هم، یک سنگ روی من بخوابد…
اما خواهش میکنم از سنگ گور من خواهش کنید که تابوت مرا نا راحت نکند چرا که تابوت من عصاره سرگشته جلد کتابهای بال و پر شکسته من است…»

بانکداران محترم خواندید؟ خواندید؟ امر دهندگان محترم خواندید؟ خواندید؟ حالا خود فکر کنید که ما در کجا قرار داریم و کی هستیم؟

مگذارید خانۀ آثار مولانا جلال الدین محمد بلخی، سنایی، رحمان بابا، عطار، حمید مومند، حافظ، سعدی، البیرونی، ابن سینا، شیخ بیتنی، فردوسی، خواجه عبدالله انصاری، امیر علیشیر نوایی و سایر بزرگان ادب و فرهنگ اینچنین نابود شود!

تبعات حمله بر فروشگاه بزرگ افغان در مقیاس ملی و بین المللی

ژانویه 18, 2010

نوشته: محمد داود سیاووش
کارشناسان به این باور اند که حمله بر فروشگاه بزرگ افغان و تعمیرات همجوار آن که طالبان مسوولیت آنرا به دوش گرفته اند همزمان با مراسم تحلیف و در آستانه کنفرانس لندن قبل از همه اهمیت سمبولیک دارد. این حمله از یکطرف همزمان با برپایی مراسم موعود تحلیف وزرای جدید کابینه که پس از دو دورۀ پر تشنج پارلمان و رد اکثریت کاندیدان صورت میگرفت به مفهوم اخلا ل مراسم تحلیف ومانور به پایین نشان دادن قدرت احضارات نیرو های امنیتی تعبیر میشود و از طرفی وقوع این حمله در آستانه کنفرانس لندن ( که گفته میشود موضوع کلیدی آن جلب عدۀ از طالبان به مصالحه میباشد) به مفهوم اظهار موجودیت طالبان فهمیده میشود که به این وسیله از یکطرف برخی طالبان جدایی خط شان را از مصالحه جویان نشان میدهند و از جانبی برای آنعده افراد شان که به شکلی از اشکال وارد مذاکره و پیوستن به دولت شده اند(اگر واقعاً شده باشند) برجستگی کمایی مینمایند.
وقوع دومین حادثه در چارراهی پشتونستان و جوار قصر رییس جمهور نزد آگاهان سیاسی سوالات زیادی را ایجاد نموده است، وهمگان میپرسند که آن سخنان دولتمردان که مدعی بودند توانایی دفاع مستقلانه از شهر کابل را دارند چه شد؟
برخی صاحبنظران به این باور اند در کشوریکه قوای مسلح آن DDR میشود، در کشوریکه تانکیست هایش ترکاری فروشی میکنند، در کشوری که پیلوت هایش در بگو مگو ها و مباحثات شورا و یا تجارت مصروف اند، در کشوری که تحصیل یافته های ارکان حربش در گوشه های انزوا نشسته و یا در کار های فرعی مصروف اند چنین اتفاقات اجتناب نا پذیر اند.
عدۀ از کارشناسان این سوالات را مطرح مینمایند:
1-چگونه آن موتر های زره که در شاهراه کابل-کندهار نا پدید شدند از دروازه های شهر تاچند قدمی ارگ رسیدند؟ آنها سوزن نبودند که از نظر پنهان شوند.
2-چگونه و با کدام وسایل مخالفان قدرت چنین مانور ها را با وجود اینهمه نیرو دارند؟
3-به کدام اساس ، در حالیکه نیروی طرف مقابل تا دروازه ارگ قدرت مانور دارد پیشنهاد پیوستن به نظام به آنها صورت میگیرد؟
از مجموع این همه سوالات یک نتیجه به دست می آید که هیچ چیز با ضد خود به هدف نمیرسد و از مجموع اتحاد اضداد در سطح ملی و بین المللی پیامدی غیر از این متصور نیست.
حادثه اخیر نشان داد که دولت باید در ارزیابی نیروها واوضاع تجدید نظر کند وبا پوتانسیل واقعی وارد صحنه شود مردم میگویند: صلح گدایی نمیشود!

اسم با مسمای کابینه پیشنهادی به پارلمان چیست!

ژانویه 10, 2010

نوشته: محمد داود سیاووش
در باره لیست کابینه پیشنهادی آقای کرزی به پارلمان که در آن چند عضو حزب اسلامی، چند عضو جمعیت اسلامی، چند هوادار آقای خلیلی، چند هوادار آقای مارشال فهیم، چند کدر تحصیل یافته از غرب، یک یا چند کدر دولت قبل از مجاهدین و… کنار هم به پارلمان معرفی شده اند تحلیلگران با دشواری پیشبینی مواجه اند.
در حالیکه در جانب مقابل، متحدین قبلی آقای کرزی چون انورالحق احدی، اسماعیل خان، جنرال دوستم، حاجی محمد محقق، سپنتا و دیگران که در پیروزی و رأی آوردنش سهم فعال داشتند کنار گذاشته شده اند و احتمالاً بی کار هم نخواهند نشست، تحلیلگران از این تشویش دارند که اگر فردا فرضاً بقیه این وزراء از پارلمان رأی اعتماد بگیرند با چنین ترکیب معجون مرکب چگونه در کنار هم خواهند نشست و کدام برنامه را رو به کدام طرف عملی خواهند کرد.
جای تعجب آنست که چرا هنوز زعامت افغانستان از بردن نام حکومت ائتلافی وحشت دارد؟ در حالیکه رؤسای احزاب ، نمایندگان احزاب وهواداران آنها به طور فعال در ترکیب کابینه شمولیت دارند. مشکل افغانستان از گذشته آن بوده که دیده را نا دیده و شنیده را نا شنیده گرفته اند و با اسم های بی مسما بازی شده است.
کودتای نظامی را انقلاب سوسیالیستی خواندند، راکت پراگنی های مقابل هم را جواز اسلامی دادند، ادارۀ قرون وسطایی را امارت اسلامی نامیدند، هشت سال معامله گری را مردمسالاری نامیدند و اینک ائتلاف خصوصی را مشارکت ملی می نامند، در حالیکه مردم افغانستان را حوادث و رویداد های سیاسی طوری با شعور و دارای شم بلند سیاسی ساخته که پشت تمام قضایا را اکنون از ترکاری فروش تا جوالی اینکشور بیش از هر وقت دیگر میداند و به قول معروف «خاک خشک هیچوقت به دیوار نمی چسپد» بهتر آن میبود که اولاً هر چیز به اسم خودش مسما میشد و در ثانی شوقی های چوکی حداقل این جرئت اخلاقی را میداشتند که به خاطر ارزش های فکری شان در یک ترکیب نا متجانس که غیر از ملامتی آینده چیزی برایشان به ارمغان نمی آورد اشتراک نمی کردند و یا کسانیکه از اتحاد ها رانده شده اند حد اقل باید این شهامت اخلاقی را داشته باشند که از طریق مبارزه صلح آمیز، یک اپوزیسیون نیرومند برای فردا بسازند و از معامله، مسامحه و مصالحه زود گذر، مقطعی و شخصی درآینده صرف نظر کنند و به یاد داشته باشند که مردم میگویند:«هر چیز خام شد پخته میشود ولی آدم وقتی خام شد هیچ وقت پخته نخواهد شد».

درس هایی که از رد (17) وزیر در پارلمان باید گرفت

ژانویه 3, 2010

نوشته: محمد داود سیاووش

به هر صورت رد کاندید وزرای آقای کرزی توسط پارلمان چند درس تاریخی را به پارلمان، حکومت و مردم در جهت تفکیک واضح صلاحیت های قوای ثلاثه آموخت و پارلمان را متوجه صلاحیت و قدرتش ساخت.

یکی آنکه پارلمان متوجه شد که اگر بخواهد میتواند به طور یک قوای مستقل خارج کنترول حکومت تصامیم سرنوشت ساز بگیرد.

دوم آنکه گروه ها، احزاب و فرقه های سیاسی آموختند که نباید به وعده های قبل از انتخابات کاندیدان زیاد دل بسته کنند و هر نوع وعده و وعید روز های انتخابات فقط تا دروازه پارلمان اعتبار دارد و تصمیم نهایی در پارلمان گرفته میشود لا غیر.

سوم آنکه رییس جمهور متوجه شد که در یک نظام مبتنی بر اصول دموکراسی اگر به آزادی پارلمان واقعاً احترام گذاشته شود جای خود محوری و انحصار طلبی در قدرت وجود ندارد.

چهارم آنکه مردم افغانستان متوجه شدند که اگر دموکراسی در افغانستان نهادینه شود قدرت سیاسی از انحصار اشخاص، گروه ها و دیکتاتور ها خارج شده به مردم تعلق میگیرد. بنابران در انتخاب نمایندگان در آینده باید محتاط باشند.

تا آنجا که به رد 17 کاندید وزیر ارتباط میگیرد این مسأله میتواند تمرین کوچکی از مظاهر دموکراسی در جامعه افغانستان قلمداد شود که اگر به طور تصنعی و دراماتیزه شده نباشد وزیر کاسه  نیم کاسه نباشد در آینده نظام سیاسی را در مسیر اصولی آن قرار میدهد، ولی عده یی به این باور اند، از اینکه آقای کرزی نمیتوانست وعده های داده شده به طرفدارانش را مستقیماً رد کند فضا را طوری آورد که بالاخره پارلمان دست آنان را از گریبان رییس جمهور رها سازد. اما تا آنجا که به پیامد های این عملکرد پارلمان ارتباط میگیرد به هر صورت مستقیم و یا غیر مستقیم اشارات واضحی در جهت بیداری پارلمان، حکومت و مردم در آینده خواهد داشت.