بایگانیِ مه 2010

در بهای مصرف 160 میلیون دالر چه به دست خواهد آمد؟

مه 31, 2010

 

سایت آریایی به نقل از روزنامه 8 صبح خبر داد که مصارف جرگه مشورتی صلح 160 میلیون دالر بر آورده شده است، با خواندن و شنیدن این رقم درشت بسیاری مردم شهر دست به دندان گزیدند، مردم در شهر از همدیگر میپرسیدند: در کشوری که حتی در پایتخت آن آب آشامیدن کمتر وجود دارد، کار نیست، فساد اداری بیداد میکند، خدمات صحی و ترانسپورتی مردم در وضعیت دردناک قرار دارد و بد تر از آن محصلان از ماه ها به اینطرف به بهانه چنین گردهمایی از تحصیل باز مانده اند ، دستآورد این گردهمایی 160 ملیون دالری چه خواهد بود؟ بسیاری ها در شهر کابل میگویند اگر از این 160 ملیون دالر 160 پروژه کوچک در34 ولایت، برای هر ولایت چهار پروژه ساخته میشد و در هر پروژه حد اقل 100 نفر کار مینمود 16000 خانواده در سراسر کشور از مشکلات اقتصادی نجات می یافت و حد اقل احتیاجات زندگی شان تا حدودی مرفوع می شد. به هر حال دیده شود از میان گروه های ملا عمر، حکمتیار و حقانی کدام یک به این جرگه نزدیک خواهد شد، طوریکه کارشناسان پیشبینی میکنند با دور ماندن گروپ حقانی احتمالاً مشکلات کماکان باقی خواهد ماند. دیده شود که گردانندگان جرگه طوری که در مصاحبه های شان متذکر شده اند در اوضاع پیچیده کنونی چه تعریفی در بدل 160 ملیون دالر به مخالفان مسلح خواهند داد؟ جرگه مشورتی در شرایطی دایر میشود که قانون اساسی افغانستان و جامعه جهانی خطوط قرمز و دروازه مشخصی را برای داخل شدن مخالفان به حیات مدنی و اجتماعی نشان میدهند و از طرفی مشکلات حکومت در داخل با متحدین سیاسی ، پارلمان و جامعه جهانی کمتر از فشار مخالفان مسلح نیست

اجندای جرگه مشورتی چیست؟

مه 30, 2010

محمد داود سیاووش

در حالیکه در اصول هیچکس با جرگه و تفاهم مخالف نیست اما در این روز ها مخفی ماندن اجندای جرگه مشورتی صلح نزد مردم نگرانی و دلهره ایجاد نموده است.

لویه جرگه که از تدویر آن رییس جمهور کرزی طی صد روز اول کارش در آغاز مراسم تحلیف وعده میداد بالاخره از لویه جرگه به جرگه مشورتی صلح تغییر نام داد که در آستانه تدویرآن سازماندگان این جرگه با چالش های بزرگی مواجه اند و حتی اجندای آنرا منتشر نمیسازند، در آستانه جرگه مشورتی وضعیت طوری آمده که پارلمان به دلیل اینکه رییس جمهور وزرای باقیمانده را به خاطر اخذ رأی اعتماد معرفی نمیکند در اعتصاب به سر می برد.

معاون دوم رییس جمهور به دلیل تعلل حکومت در حل معضله کوچیها و مردم بهسود و دایمیرداد به عنوان (غیر نماینده حکومت) و (غیر فرستاده رییس جمهور) و فقط از نام معاون رییس جمهور به بهسود رفته و تهدید نموده که تا کوچیها از منطقه عقب نشینی نکنند و مردم محل عودت نکنند جبران خساره شان پرداخته نشود به کابل بر نخواهد گشت.
عده از وکلای اهل تشیع به رسم اعتراض در آنچه بی توجهی حکومت در حل قضیه کوچیها و مردم بهسود و دایمیرداد خوانده میشود چند روز تحصن کرده و بالاخره گردهمایی های بزرگی را در غرب کابل سازماندهی کردند. در آ خرین گزارشات ایالات متحده در حالیکه تدویر جرگه را کار افغانها میداند بدون سرکوب رهبران آنها به نتایج آن چندان امیدوار نیست . طالبان به رهبری مولانا فضل الله  برگ متال  نورستان را اشغال نموده اند و جبهه مخالف حکومت به رهبری داکتر عبدالله تدویر این جرگه را بی نتیجه میداند، نهاد های مدنی از اینکه اجندای جرگه مشخص نیست و اینکه مبادا با تدویر آن اجندای خلاف منافع ملی را نیروهای عقب گرا مطرح ساخته دستآوردهای آزادی بیان، تساوی حقوق زن و مرد و ارزش های قانون اساسی را زیر سوال ببرند در تشویش اند. اما فاروق وردک مرد شماره یک تدویر این جرگه با همکارانش با شور و هیجان به نتایج آن خوشبین و کاملاً سر حال به نظر میرسد. در میدان های سپورتی پولتخنیک که روزگاری حد اقل چند ورزشکار امکان ورزش را داشت حالا خیمه های سمبولیکی به مصرف شاید چند ملیون دالر تحت این نام ساخته شده که گویا افغانها در زیر خیمه خوبتر گپ های همدیگر را می شنوند ، در حالیکه به بهای این نشست ها عملاً در دانشگاه پولتخنیک دروس متوقف است و جای میدان های ورزشی را مراسم بگو مگو های پر مصرف  گرفته است.

مشکل افغانستان دایم در آن بوده که چند نفر به جای ملت برای دنیا سخن گفته و خارجی ها نیز با عدم شناخت از جامعه افغانی سخنان آنان را به صفت حقایق قبول کرده اند . معلوم نیست کی به خارجیها در لویه جرگه اضطراری فهماند که مشکل افغانستان فقط زیر خیمه حل میشود تا آنها با مصارف گزاف یکی از میدان های ورزشی را چنان چهره مضحک بدهند و دروس یک دانشگاه را در رویداد های لویه جرگه اضطراری، لویه جرگه قانون اساسی و غیره به کرات متوقف سازند. به هر حال آنچه قابل بحث میباشد اینست که تصامیم این جرگه تا چه حد میتواند مشکل افغانستان را حل کند؟ پاکستان با دستگیری ملا برادر و طالبان متمایل به مذاکراه با حکومت زور پنجه خود را به جامعه جهانی نشان داد. ایران در حالیکه با نقش ایالات متحده در افغانستان مخالف است اما در عین حال از برسر اقتدار آمدن یک حکومت طالبی در افغانستان میترسد، روسیه  در مخالفت با جرگه و در مخالفت با ایالات متحده و پاکستان قرار دارد. چین که در هر نوع معامله خواهان به دست آوردن نقش اقتصادی چون قرار داد مس عینک میباشد به این مسأله از زاویه خاص نگاه میکنند. بریتانیا با سرگوشی هایی که با پاکستان دارد به نحوی در راه حل  از طریق پاکستان خود را ذینفع میداند .اما بازنده اصلی در این معامله ایالات متحده میباشد زیرا از یکطرف در جنگی که بیش از 300 ملیارد دالر مصرف مادی و یکهزار نفر قربانی  داده در داخل کشور موج تبلیغات ضد امریکایی از طرف متحدین داخلی خودش در جریان است و در مقیاس بین المللی سایر کشور ها از اینکه چهره مرکزی موفقیت و سقوط این جنگ ایالات متحده را میدانند به نحوی خود را در موقعیت جدا از آن به حساب می آورند تا در فردا جای پایی در افغانستان داشته باشند.

هرگاه اجندای این جرگه طوری که تبلیغ میشود به طور دراماتیک در مجلس تعین شود  ،خطر آن وجود دارد که اولین صدا ها بر ضد ایالات متحده از آن به گوش برسد . کارشناسان میگویند امریکا باید با روحیه به قول معروف (قمار را وقتی باختی حریف را از دست مده) در شرایط موجود کار نموده نبض آقای کرزی و اشتراک کنندگان هم فکر او را در دست داشته باشد. زیرا در غیر آن صورت هر گاه صدای بنیادگرایان در این جرگه قوی باشد که احتمالاً قوی هم خواهد بود شاید تلافی مسایلی که در آن جرگه مطرح میشود برای غرب ومخصوصا ایالات متحده دشوار خواهد بود.

هر چندواشنگتن (به قول مأمورین اداره اوباما) بر رییس جمهور کرزی در اثنای سفرش به ایالات متحده فشار آورد تا نیات خود را در رابطه به جرگه مشورتی روشن سازد اما معلوم نیست که آقای کرزی مقصد اصلی خود را از تدویر این جرگه به سران کاخ سفید واضح ساخته یا نه، در حالیکه مأمورین ارشد ایالات متحده به وضاحت اظهار میدارند که این جرگه مانند ابتکار صلح دایتون نخواهد بود و چراغ قرمزی را در این جاده روشن نموده اند که شامل دست برداشتن از خشونت طالبان با احترام به قانون اساسی و شناختن حقوق زنان در پیوستن به دولت می باشد.

هنوز معلوم نیست تیمی که به اطراف آقای کرزی حلقه زده و او را در تطبیق این اجندای نا معلوم تشویق میکند چه برنامه یی دارند.

کارشناسان میگویند احتمالاً جرگه مشورتی چون نمایشنامه «هیاهو برسر هیچ» شکسپیر پایان خواهد یافت ، چون در گذشته جرگه امن منطقوی نیز با چنین سر وصدا و شور و هلهله دایر شد که حتی پرویز مشرف به اساس فشار قصر سفید در آن اشتراک نمود اما از فردای ختم آن تا کنون هیچ تأثیری از آن در افغانستان مشاهده نمیشود. در این جرگه  در حالیکه مراسم تحلیف رییس جمهور را چندی قبل انفجارات مخالفان در فروشگاه بزرگ افغان لرزاند آقای وردک به خاطر پیدا کردن تعریف برای مخالفان مسلح سرگردان خواهد ماند!

رهنمودهای کمپاین 50% زنان به جرگه مشورتی صلح

مه 30, 2010

«ما همواره به صلح اندیشیده ایم»
پایان بخشیدن به جنگها و پی ریزی صلح پایدار مستلزم مذاکره میان افراد عادل در یک روند شفاف و معتبر مردمی در افغانستان میباشد که باید با توجه دایم و مرکزی به حقوق و مشارکت زنان در تمام تصمیم گیریها و سیاستگذاریهای بزرگ صورت بگیرد. این امر جوهر و شالوده مشترک مطالبات گروههای مختلف زنان و مردان آگاه در این برهه از زمان است. ما زنان به این باوریم که تحقق صلح پایدار در گرو مشارکت همه جانبه تمامی شهروندان کشور است و نیک می دانیم که بدون ریشه یابی دلایل تخاصم و جنگ نمی توان به این مهم(صلح) دست یافت. برهمگان نیز آشکار است که مشارکت مساوی و کیفی زنان در مذاکرات صلح به عنوان میانجی و گفتگو کننده پیش شرط تحقق صلح، دستیابی به جامعه ای سالم، انسانی، متوازن و عاری از خشونت، فقر و بی عدالتی است.
زنان و فعالان کمپاین 50% که از زمان انتخابات ریاست جمهوری در سال 2009 آغاز به کار کرده اند، در آستانه برگزاری جرگه مشورتی صلح از سوی دولت، توجه اشتراک کننده گان در این جرگه، دولت، حامیان بین المللی آن و فعالان مدنی و زنان را به موارد زیر جلب می نمایند:
خواست های ما از اشتراک کننده گان در جرگه مشورتی صلح
• از تمامی اشتراک کنندگان در جرگه مشورتی صلح می خواهیم که به قانون اساسی جمهوری اسلامی افغانستان به عنوان بالاترین سند قانونی این کشور و مجموعه دستاوردهای 9 سال گذشته دولت افغانستان و جامعه مدنی پایبند باشند.
• از تمامی اشتراک کننده گان در جرگه مشورتی صلح می خواهیم مکانیزمها و چهارچوب های روشن و دموکراتیک را برای دستیابی به صلح پایدار و عادلانه در کشور که تضمین کننده امنیت، پرهیز از خشونتهای تروریستی، ترویج حسابدهی و حفظ حقوق اساسی زنان، مردان و کودکان این سرزمین باشد، ارائه نمایند.
• ازتمامی اشتراک کننده گان میطلبیم تا به مذاکرات غیرشفاف با نیروهای مسلح و جنگجو که بیم آن می رود حقوق انسانی زنان را دوباره پایمال سازند، نه بگویند، در غیر آن با عدم حمایت از هر نوع مذاکره غیر شفاف با مخالفان مسلح دولت که در آن ذره ای از حقوق انسانی ما که سالهای بسیار در مواجهه با خطرات بزرگ برای به دست اوردن آنها مبارزه کرده ایم، عکس العمل نشان خواهیم داد.
• از تمامی اشتراک کننده گان میطلبیم تافرایندها و مکانیزم های تحقیق و بررسی برای جلوگیری از حضور و نفوذ ناقضین و متهمین به جنایت های ضد بشری و جنگی در پست های مهم حکومتی، پارلمان، قوه قضاییه و سایر نهادهای ملی و محلی انتخابی را تشدید بخشیده و نیز تلاش شان را در جهت برکناری آنها از مناصب فعلی تقویت نمایند.
• با تاکید بر اهمیت اتخاذ یک رویکرد منسجم برای پرداختن به چالش ها در افغانستان و با تایید انکه پیشرفت پایدار در عرصه امنیت، حاکمیت قانون، حکومتداری، فرهنگ حقوق بشر و توسعه پایدار با هم پیوند داشته و همدیگر را تقویت می نمایند، از اشتراک کننده گان در جرگه می خواهیم که راهکارهای اندیشمندانه و خردمندانه ای را در جهت بهبود حکومتداری و حاکمیت قانون به شمول عدالت انتقالی و مبارزه با فساد در سطوح محلی و ملی ارائه نمایند.

خواست های ما از دولت جمهوری اسلامی افغانستان
• از دولت جمهوری اسلامی افغانستان می خواهیم به تمام تعهدات ملی و بین المللی خود، به خصوص قانون اساسی، کنوانسیون رفع تمام اشکال تبعیض نسبت به زنان (سیدا )، که حقوق زنان در زمینه های سیاسی، اجتماعی، مدنی، اقتصادی و فرهنگی را حمایت و ترویج می کند و در تابستان 1980 امضا و در بهار 2003 به طور کامل به تصویب دولت افغانستان رسیده است و سایر پیمانها و توافقنامه های بین المللی در زمینه حقوق زنان و رفع تبعیض از زنان و نیز قطعنامه 1325 ملل متحد، متعهد و راسخ باشد.
• از دولت جمهوری اسلامی افغانستان می خواهیم تا برنامه های عملی و دستورالعمل های ویژه ای را برای مشارکت واقعی و سهم گیری زنان در پروسه ایجاد صلح ارائه نماید.
• از دولت افغانستان می خواهیم تهيه و تدوين برنامه ملي ایجاد كميسيون هاي حقيقت ياب و دادخواهي را با همکاری نهادهای جامعه مدنی در سطح كشور و برنامه ريزي براي دادخواهي از قربانيان (پرداخت غرامت و به رسميت شناختن صدمات وارده بر قربانيان) را در صدر اولویت های خود قرار دهد.
• دولت افعانستان به عنوان حامی و نماینده مردم می بایست از کشتار افراد غیر نظامی به وسیله نیروهای بین المللی نظامی در خاک کشور جلوگیری کرده آنها را مسئولیت پذیر و پایبند به قوانین بین الملی نظامی بسازد.

مطالبات ما از حامیان بین المللی جرگه مشورتی صلح
• از جامیان بین المللی جرگه مشورتی صلح میخواهیم که مسئولیت پذیری و پایبندی شان را به فوانین بین الملی نظامی و جلوگیری از کشتار افراد غیر نظامی که بیشترین قربانی را از میان زنان و کودکان می گیرد، ارتقا بخشیده ودر رابطه به ایجاد شفافیت در مورد چارچوب قانونی عملیات نیروهای ائتلاف تلاش نمایند.
• از جامه بین الملی می خواهیم که مشوق و حامی پروسه عدالت انتقالی به عنوان یکی از مکانیزم های اساسی تامین عدالت و صلح بوده و بر اجرای کامل برنامهء عمل صلح، مصالحه وعدالت توسط دولت تاکید نماید.

مطالبات ما از فعالان و مدافعان حقوق زن
• از فعالان و مدافعان حقوق زن اشتراک کننده در جرگه مشورتی صلح می خواهیم تا با اتخاذ رویکردهای همسو، هماهنگ و مشترک در تمام مراحل کاری جرگه، صدای همه زنان افغانستان باشند و با آگاهی و هوشمندی گام بردارند.
• از فعالان و مدافعان حقوق زن اشتراک کننده در جرگه مشورتی صلح می خواهیم تا هوشیاری شان را در راستای تشخیص وجود ارتباط بین معافیت از پیگرد قانونی و نقض پیوسته حقوق بشر، که کوشش برای پایان دادن به تبعیض جنسیتی، و دست یافتن به عدالت اجتماعی و ایجاد فضای آزاد سیاسی را تضعیف می کند، حفظ نمایند.

هواپیمای سه صد و پنجاه هزار دالری که بیست یا چهل ملیون دالر بیمه شده!

مه 27, 2010

شاید در هیچ گوشه جهان چنین اتفاقی نیفتاده باشد که شی را سه صد و پنجاه افغانی بخرند و کسی آنرا بیست یا چهل هزار افغانی بیمه کند ولی در افغانستان که هر چیز ممکنست شرکت پامیر این اعجاز را به منصه اجرا گذاشته که هواپیمایی را که سه صد و پنجاه هزار دالر قیمت دارد بیست ملیون و به قولی چهل ملیون دالر در یک شرکت انگلیسی بیمه کند و معلوم نیست که این عمل از تر دستی کارکنان شرکت پامیر است یا از کودنی شرکت انگلیسی؟ به هر حال اصل مسأله اینست که شرکت پامیر با این ارقام چه میخواهد بگوید؟
جای تعجب آنست که تمام فعالیت شرکت پامیر در ارائه اسناد بهای خون انسان خلاصه میشود. شرکت پامیر اولاً در ارائه مبلغ بیمه هواپیمای سقوط کرده با ارقام بازی میکند و در ثانی چرا از این گزارش نمیدهد که این هواپیما در کدام سال ساخته شده، چقدر پرواز نموده و علت سقوط آن چیست؟ مردم میپرسند اگر این قاعده معمول شود که با سقوط هر هواپیمای کهنه که قیمت آن سه صد و پنجاه هزار دالر باشد پس از سقوط حد اقل بیست ملیون دالر از شرکت های بیمه به دست آید، در اینصورت سقوط هواپیما ها شاید گرم ترین بازار معاملات سود آور شرکت ها باشد.

چرا اخبار به نفع کوکنار کاران؟

مه 22, 2010

نوشته: محمد داود سیاووش

چند روز قبل رسانه ها خبر دادند که برخی مراجع بین المللی از اینکه مزارع کوکنار مناطق جنوب را آفت زده به تشویش اند و جالب اینکه، ایشان گویا از پایین افتادن حاصلات کوکنار در سال روان و بلند رفتن قیمت کوکنار در بازار ابراز نگرانی نموده اند و اینک رسانه ها خبر میدهند که در ولایت هلمند شاگردان مکاتب به خاطر مشکلات اقتصادی و فقر در جمع آوری حاصلات کوکنار سهم میگیرند، معلوم نیست مراجعی که این اخبار را به نشر میرسانند و با ابراز نگرانی دایه مهربان تر از مادر برای کوکنار کاران میشوند این اظهارات را آگاهانه مینمایند و یا بنابر عدم شناخت از شرایط افغانستان؟

مردم میگویند آنکه از آفت مزارع کوکنار غمگین میشود پس باید به کشت آن خوش باشد و آنکه متعلم مکتب را به خاطر فقر اقتصادی در کار مزارع کوکنار برائت میدهد پس حتماً سایر شاگردان را غیر مستقیم تشویق مینماید که به خاطر بدست آوردن پول از هر طریق غیر قانونی عمل نمایند. مردم میپرسند در کدام مکتب سیاسی، اجتماعی و مدنی مجاز است  شخصی که فقیر است به خاطر پولدار شدن از راه های غیر قانونی اقدام کند آنهم متعلم مکتب. مردم میپرسند آیا گردانندگان موجود چرخ سیاسی و رسانه های افغانستان با پخش این اخبار مردم را به اعمال غیر قانونی تشویق نمیکنند؟ و یا کشت کوکنار را به شکل غیر مستقیم تأیید نمی نمایند؟

آرشیف ملی افغانستان تا هنوز سیستم تهویه ندارد

مه 21, 2010

پوهنیار سخی منیر

رییس آرشیف ملی افغانستان

مواد آرشیفی، اسناد و مدارکی برای معرفی ملت ها میباشد، این سند ها و مدرک ها در واقع نمایانگر هویت تاریخی و فرهنگی یک ملت است، لهذا عطف توجه بیشتر و فراوانتر برای جمع آوری و مواظبت از اثر ها در همه کشور های جهان صورت گرفته و در طی قرن های اخیر در بسیاری از کشورهای جهان  اهتمام، مواظبت و سرمایه گذاری هنگفت ایجاد کرده (با استفاده) از تکنالوژی جدید به شیوه های مؤثر حفاظت و نگهداری می شوند.

کشور ما افغانستان که بالذات یک موزیم غیر قابل انتقال است، از دوره های قبل التاریخ،آثار تاریخی و اسلامی و اسناد آرشیفی به دست آمده است. باید نوشت، گرچه در دوره قبل از استرداد استقلال کشور این آثار و داشته های تاریخی پراگنده بود و کدام توجه به آنها صورت نمی گرفت، اما در نخستین گام، بعد از استرداد استقلال افغانستان به داشته های باستانی عطف توجه صورت گرفت و اقدام به ایجاد به این خانه های ملی گردید.

در سال 1298 خورشیدی یک گردهمایی در قصر  باغ بالا برگزار شده بود، در آن مسوولان بلند پایه دولت دعوت شده بودند، هر فردی از اشتراک کنندگان از منزل های شان آثار آرشیفی را با خود آورده بودند که در همانجا در قصر باغ بالابه نام «عجایب خانه» اطاقی به آن اختصاص یافت که یک تعداد قرآنکریم، نسخه های خطی و کتابهای کمیاب قدیمی در آن جمع آوری گردیده بود.

در روز های اخیر صدارت موسی شفیق نظریه به وجود آمد،مبنی بر اینکه باید سند ها و مدرک ها که در موزیم ملی، مواد آرشیفی اند، جدا محلی بنام آرشیف ملی افغانستان برای شان به وجود آید، شخصاً آقای موسی شفیق در این راستا برنامه هایی تنظیم کرد ولی کودتای 26 سرطان این فرصت را از وی گرفت. بعداً در دوره جمهوریت آرشیف از موزیم مجزا شد. در سال 1352 هـ.ش کتابخانه اثر های خطی در منزل پنجم وزارت اطلاعات و کلتور عرض اندام کرد که بعد تعمیر فعلی آرشیف ملی برای نگهداری این اثر ها وقف و ترمیم گردید، در سال 1356 خورشیدی آرشیف ملی کشور در آن جابجا گردیده و تمامی اثر های آرشیفی در آن حفظ شد.

خوشبختانه در اثر جنگ های خونین 30 ساله آرشیف ملی محفوظ باقی ماند و این سرمایه بزرگ ملت به یاری خداوند بزرگ و همت اعضای مخلص آرشیف ملی از بربادی نجات داده شد.

اکنون تلاش ها برای احیای مجدد، مدرن سازی، تجدید قانون و مقرره این خانه ملی کشور و جمع آوری اثر های جدید و سلایت سازی و دیجیتل کردن همه اثر ها به منظور بقا و حفاظت دایمی آن و استفاده علاقمندان، محققان، مشاهدان به صورت جدی جریان دارد.

آرشیف ها در طول تاریخ، منحیث گنجینه هایی از ذخیره های معنوی کشور ها از نقش و اهمیت خاص برخوردارند و ذخیره های معنوی هم  زاده تفکر و نمایانگر استعداد های ذاتی، فطری و نسبی انسانها است که در حقیقت سرمایه عمر و زندگی خویش را در راه کسب علم و دانش و روحیه خدمت به بشر ثبت کرده اند. این گنجینه های معنوی معرفت، فرهنگ، رسوم و عنعنه های مردم میباشند، به همین اساس پایه های فرهنگی جامعه را استحکام می بخشد. بسیاری از جامعه های بشری با توجه به نقش و اهمیت داشته ها و مواریث فرهنگی، خود را از داشتن موزیم ها و آرشیف های مملو از گنجینه های فرهنگی نا گزیر یافته در گرد آوری ودر حفظ سند ها و مدرک های تاریخی مساعی فراوان به خرج داده اند. حلقه های علمی جهان نیز، در پرتو رشد و گسترش علم باستان شناسی، یک تعداد اسناد را از مدنیت های قدیم به دست آورد ه اند که نشانه یی از موجودیت فرهنگ آرشیف و آرشیف دوستی در دوره های مختلف تاریخ و ما قبل از تاریخ جوامع بشری می باشد.

آرشیف ملی افغانستان، با وجود مشکل ها و محدودیت های کاری، خدمات ارزشمندی را در جمع آوری نسخ خطی و اسناد تاریخی کشور ما انجام داده و زمینه را برای فعالیت های بیشتر آنانیکه می خواهند کار های تحقیقی و پژوهشی نمایند، مساعد ساخته است.

در حال حاضر اسناد آرشیفی کشور به صورت جداگانه قسماً در آرشیف ملی افغانستان در کابل، برخی آن در آرشیف ارگ ریاست جمهوری همچنان در آرشیف وزارت خارجه و سایر وزارت خانه ها و بعضاً هم در آرشیف های ولایت های هرات، غزنی، کاپیسا، دایکندی، لغمان، بغلان، میدان وردک، سر پل، نگهداری می شود. مسوولان آرشیف ملی مصمم اند تا اصل یا کاپی از کلیه اسناد و داشته های قابل آرشیف دفتر ها، مخزن های ارگ ریاست جمهوری، وزارت خانه ها، تأسیسات مربوط به کلیه نهاد های ملی و فرهنگی کشور را، پس از ( استیذان مقامهای مربوط) به آرشیف ملی انتقال داده به این ترتیب به غنای تاریخی و فرهنگی آن بیفزاید. داشته های آرشیف ملی کشور، به حیث یک بخش از تاریخ و فرهنگ افغانستان و جهان به شمار رفته به توجه، حفاظت و تقویت دایمی  مسوولان ملی و بین المللی نیاز مبرم دارد.

به همین خاطر، مسوولان و دست اندرکاران آرشیف ملی افغانستان از تمام وطندوستان، شخصیت های ملی، فرهنگی و جامعه جهانی احتراماً می خواهد که با بذل همکاری های مالی، مادی و معنوی خویش به غنا و تقویه این موسسه فرهنگی بیفزایند تا تاریخ واقعی کشور در فروغ مایه های آن، در منطقه و جهان روشن و مستند گردد.

آرشیف ملی کشور دارای بخش نسخ خطی، اسناد تاریخی، میکروفلم، بورد مسلکی، لابراتوار، کتابخانه چاپی، فهرست نگاری، کارت، کتلاک و غیره میباشد.

در بخش نسخ خطی بیش از 700 نسخ خطی حفظ و نگهداری میشود.

اثر های خطی، علاوه از مزایای دیگر، از سه جهت حایز اهمیت میباشند:

–          از نظر قدامت تاریخی

–          از نگاه هنر میناتوری

–          از لحاظ نسخه هاییکه کتابت  آن به خط مؤلف صورت گرفته است

از هنر های ظریف آرشیف ملی افغانستان، یکی هم هنر خطاطی است که یک تعداد زیاد نسخ این کتابخانه به خط استادان هنر خطاطی مانند سلطان محمد خندان و شاگردش قاسم شاه، میر محمد علی، میر عماد الدین حسینی و غیره که از خوش نویسان نستعلیق نویس هرات بود با خطاطان قرون متاخر مانند عبدالرحمن، شیخ محمد رضا خراسانی، میرزا محمد یعقوب خان کابلی، عطا محمد خان (پسرش) میرزا فتح محمد خان از خطاطان دوره  سلطنت امیر عبدالرحمن خان و امیر حبیب الله خان بوده به خط ده ها خطاطان چیره دست و بهترین قلم بدستان دیگر کتابت شده است.

کتاب ها و نسخه های تعبیه شده در مخزن نسخ خطی، اکثراً شامل موضوع های حکمت، فلسفه، عقاید، کلام، تفسیر، حدیث، فقه، تصوف، درود ها، مناجات، تعویزات، طلسمات، تاریخ، جغرافیا، اخلاق، اندرز ها، فزیک، کیمیا، حساب، ادبیات منظوم و منثور، ورزش، تعلیمات نظامی، حقوق، سیاست، طب یونانی، حکایت ها، افسانه ها… که حدود هفتاد و پنج در صد کتاب های قلمی بخش نسخ خطی آرشیف ملی کشور مصور و منقش اند.

قدیمترین نسخه که در مخزن  وجود دارد عبارت از بخشهای از قرآن کریم که منسوب به حضرت عثمان (رض) به خط  حضرت علی (ک) و به خط   امام حسین و امام حسن میباشد  که این نسخه ها به خط متداول کوفی قرن سوم و چهارم به روی پوست های آهو نگارش یافته اند. برخی نسخه های کمیاب کم نظیر دیگر عبارت اند از:

سراج القلوب، … السانی من القاموس المحیط فی اللغه العربیه، کیمیای سعادت، روح الارواح، خمسه نظامی گنجوی، دیوان حافظ، فعل الخطاب، مثنویات امیر علی شیر نوایی، مخزن الانشا، انوار سهیلی، شاهنامه فردوسی، افسانه های حماسی، هفت اورنگ، مخزن الاسرار، لیلی و مجنون، خسرو شیرین، هفت پیکر، … کتاب بی نقطه بیدل، کلیات بیدل، …، دیوان رحمن بابا، جلد شعر کتاب  سراج التواریخ… میباشد.

اکثر نسخ خطی توسط کارمندان فنی و مسلکی در آرشیف ملی به اساس موضوع، اسم کتاب و اسم مؤلف به شکل الفبای طبقه بندی و سجل گردیده است.

اما امسال در نظر است تمامی اثر ها که در مخزن های آرشیف ملی وجود دارد از نظر فهرست نگاری باز نگری شود و یکبار دیگر به صورت معیاری، دقیق و منظم پروسه فهرست نگاری در آرشیف ملی افغانستان عملی گردد.

سال 1388 یکی از سالهای پر فعالیت برای آرشیف ملی بود زیرا درین سال توانستیم این کار ها انجام بدهیم:

–          تشخیص نسخ و اسناد سالم و نا سالم

–          مهر گذاری بر تمامی اثر ها که در آرشیف ملی وجود دارد

–          احیای حقوق و امتیازات کادری کارمندان آرشیف ملی

–          تجهیز و انتظام سالون با اثر ها و داشته هایی که در خط اول ارزشی قرار دارند

–          گسترش سالون ها از نظر کمیت به پنج سالون

–          چاپ بروشر رنگه برای اولین بار در تاریخ ایجاد آرشیف ملی

–          باز کردن ویب سایت به خاطر در روشنایی قرار گرفتن علاقمندان آرشیف ملی افغانستان با تحول ها و تغییر ها و دستآورد های آن

قابل یاد آوریست که در مخزن اسناد تاریخی، حدود 50000 قطعه اسناد واجد اهمیت تاریخی حفظ و نگهداری میشود که مشتمل بر البوم عکسها، تصویر ها، آثار نقاشی و رسامی واجد ارزش تاریخی و ملی ،کلکسیون های روزنامه ها، جریده ها، مجله ها، سالنامه ها، کتابهای اهدا شده، فرمان ها، تملیک خط، قباله های شرعی، معاهده ها، محضر، اعلامیه ها، ابلاغیه ها، اشتهار های دولتی، مسکوکات و بانکنوت ها، مهر ها که قبلاً از آن استفاده می شد، تکت های پستی، مکتوب های رسمی تاریخی، نامه های خصوصی اشخاص، دفتر ها و اوراق یادداشتهای تحقیقی، بیعت نامه ها، شکایت نامه های عمومی، مقاوله ها، شجره های انساب، فهرست ها و نام نویسی های اموال و رسامی های خانوادگی، قطعه های خطاطی، رسم و میناتور، حواله ها، رسید ها و فراغت نامه ها، شهادت نامه ها و تصدیق نامه های علمی، نظام نامه ها، اصول نامه ها، تعلیم نامه ها، دستور العمل هایی که تاریخ انفاذ آن ها لا اقل مربوط به یکی از تشکیل های پیش از امروز است، نقشه های جغرافیای تاریخی.

چرا، نمایشگاه سراسری آرشیف ملی تدویر یافت؟

طی یک سال است که نه تنها نسخه ها و اسناد از عده یی کتاب فروشان توسط کمیسیون خریداری شده است بلکه اهدای اسناد و اثر های با ارزش، نسبت به هشت سال گذشته به وسیله فرهنگ دوستان افغان زیاد شده است، همچنان بعد از یک وقفه طولانی در تعداد مشاهدان، بازدید کنندگان، محققان داخلی و خارجی به آرشیف ملی، بیست و پنج فیصد افزود به عمل آمده است.

مراجعه محصلان و متعلمان و سایر کته گوری های جامعه به این کانون ملی، تاریخی و فرهنگی کشور، بیشتر شده است، شورای عالی آرشیف ملی ایجاد شده، کانون و موزه ها در حال باز نگری میباشند و توسعه و انکشاف این نهاد ملی، فرهنگی در سطح پایتخت با تکمیل پروژه تعمیراتی الحاقیه آرشیف ملی، گام دیگری است که در تاریخ آرشیف ملی افغانستان، قدم های استثنایی بشمار میروند.

به همین منظور نمایشگاه به تاریخ 26 ثور برای اولین بار در نسخ خطی تریس و اسناد تاریخی در همایش با شکوه راه اندازی گردید که دلیل های موجه آن اینست:

–          محققان و دانشمندان از آن نسخ خطی و اسناد تاریخی که تا حال آگاهی نداشتند و در آرشیف ملی افغانستان است، معلومات حاصل نمایند.

–          پژوهشگران و مشاهده کنندگان، بدانند که آرشیف ملی افغانستان یک خانه ملی با اثر های با ارزش میباشد که در منطقه بی نظیر است و رسماً در دید، اعضای شورای وزیران، رییسان و اعضای اتاق های شورای ملی، فرهنگیان، سفیران خارجی مقیم پایتخت، مسوولان و اعضای نهاد های فرهنگی و مدنی قرار گرفت.

–          تدویر نمایشگاه در 26 ثور نشان داد که عطش فرهنگ پروری و فرهنگ دوستی، بسیاری از شهروندان افغانستان سطح بلند خود را دارد و کارمندان آرشیف ملی به خاطر خدمتگذاری همیشه در اجرای خدمت همراه آنان می باشند، در آینده در نظر است اثر های آرشیف ملی به وسیله نمایشگاه ها در ولایت ها و خارج از کشور به نمایش گذاشته شود.

با در نظر داشت همه نکته های که تحریر شد، عمده ترین نیازمندیهای آرشیف ملی افغانستان عبارت اند از:

–          تجهیز و منتاژ یک لابراتوار با وسایل عصری و معیاری

–          کمبود پرسونل مسلکی و امکانهای مالی برای استخدام پرسونل ماهر و مسلکی به شکل قرار دادی

–          جلب امکانهای بیشتر برای آموزش مسلکی کارمندان آرشیف ملی افغانستان

–          سیستم سازی جدید و مدرن بخشهای این نهاد، به خصوص در مخزن ها و سالون های اسناد تاریخی و نسخ خطی

–          جدید سازی و تزئینن سالون ها

–          ترجمه و تشریح و توضیح نسخ با ارزش از زبان های عربی، ترکی، اردو و…

–          منتاژ یک تهویه مدرن در آرشیف ملی به خاطر جلوگیری از آسیب پذیری آثار که هم اکنون 1051 اثر های کانون در حالت بسیار بد قرار دارند

–          برای انتظام نوین نسخ و اسناد با ارزش تاریخی و فرهنگی آرشیف ملی، سیستم الماری ها، شاپ ها… به شکل مدرن و معیاری در آورده شود

–          سلایت سازی تمام داشته های آرشیف ملی

–          ایجاد یک انستیتوت آموزشی مواریث ملی در سطح افغانستان که فعالیت تدریسی آن شامل بخش های موزیم، آرشیف ملی، آبدات تاریخی، باستان شناسی باشد

–          تشویق افراد و اشخاصی که دارای نسخ و اسناد با ارزش در خانه های خود هستند یعنی آرشیف های شخصی دارند، جمع آوری نسخ آنها به دور آرشیف ملی و تبادل همکاری اسنادی و نسخ با ارزش با آنها و ترغیب علاقمندان در به وجود آوردن آرشیف های شخصی در بسیاری نقاط افغانستان

–          و بالاخره رفع ضروریات مبرم، اساسی و اولویت های آرشیف ملی از طریق باز کردن پروژه ها و مساعدت کمک های نهاد های بین المللی فرهنگی مانند یونسکو، اسیسکو و غیره.

مسوولان مملکت!

مه 21, 2010

لطفاً در قضیه کوچیها و مردم محل گره دست را به دندان باز نکنید

اخبار تکان دهنده از درگیری مردمان مناطق  بهسود ، دایمیرداد وغیره با کوچیها تشویش و نگرانی همه مردم افغانستان را بر انگیخته است. از گذشته در کشور چنان معمول است که مسوولان مملکت تا وقتی یک موضوع به حد بحران نرسد به حل آن نمیپردازند. هرگاه این حادثه انکشاف کند مسوولیت آنرا کسانی دارند که در همچو حالات غفلت نموده به حل به موقع آن نمیپردازند.

در جنگ ارزش ها کی پیروز خواهد شد؟

مه 21, 2010

مردم از اینکه کی بر اریکه قدرت تکیه میزند و کی از مسند فرمانروایی پایین می افتد تشویش ندارند و با رفتن کسی گریان و با آمدن کسی خندان نمیشوند و اصلاً در گیر و دار های قدرت به فکر این نیستند که در مقامات کی ها قرار دارند و چی ها میکنند؟ تشویش مردم در بازار معاملات سیاسی کنونی آنست که آیا لبهای شان بار دیگر دوخته نخواهند شد؟ آیا چشمهای شان بار دیگر بسته نخواهند شد؟ و آیا در گوشهای شان بار دیگر پخته گذاشته نخواهند شد؟

در حال حاضر وضعیت طوری آمده که اگر مردم هیچ چیز نداشته باشد حد اقل مجال جیغ زدن تا قصر سلطان را دارند که بگویند:

الا تا به غفلت نخسپی که نوم

حرام است بر چشم سالار قوم

و یا اگر پارچه بافته شده در وطن را به بر نمی کشند حد اقل کسی نیست که بگوید لباس کهنه و ارزان لیلامی را مپوش و اندازه ریش و شف دستارت چقدر باشد.

آگاهان سیاسی میگویند مردم در شرایط کنونی اندازه طول و عرض و ضخامت جامعه مدنی، دموکراسی، مردمسالاری و… را فقط از اجازه یافتن اطفال شان برای رفتن به مکتب و حد اقل خواب بدون دغدغه از گرفتن و بستن و آویختن دستگاه حاکم میدانند.

مردم به خوبی درک میکنند که الگوهای جوامع مدرن را نمیتوان در افغانستان کورکورانه تطبیق نمود و تجربه کافی از اصدار فرمانهای 5-6-7 و 8 دارند، اما آگاهان به این باور اند که نباید طرح به اصطلاح ایجابات شرایط بهانه یی  باشد برای پشت پا زدن به ارزش های قبول شده مدنی مردم که اکنون در سیمای معتدل دین و جامعه مدنی و به دور از افراط و تفریط در پناه آن در آرامش  بسر میبرند و با این حال از  تحمیل و تحقق کورکورانه سلیقه و طریقه  اشخاص و افرادی که خود را معیار خوب و بد میدانند وحشت دارند. در برخی محافل اجتماعی و مدنی مردم میگویند برای آنانیکه فامیل های شان در شرایط آسایش در اروپا و امریکا زیست مینمایند و چند سالی را با آرایش دموکراسی و مردمسالاری حکم رانده اند شاید مهم نباشد اگر چند سال دیگر را نیز با قدیفه و عمامه و دستاد بر چوکی ها بلمند زیرا در نهایت اگر شرایط را نا گوار یافتند با خرید یک تکت آریانا کشور را به قصد دوبی ترک خواهند گفت، اما آنچه قابل تشویش و نگرانی میباشد آنست که: در چنان شرایطی که کشور در لبه پرتگاه قرار بگیرد سرنوشت مردم بیکار، بیمار، آواره و بیچاره که در آسمان ها ستاره و در زمین خدا بته نداشته و اصلاً به آن سیاست بازی ها فکر نمیکردند چگونه خواهد شد؟

نگرانی عمده مردم آنست که  آزادی های مدنی، ارزش های قانون اساسی و موازین و کود های دموکراتیکی که طی سالهای اخیر در کشور به وجود آمده نابود نشوند.

متأسفانه با وجود پیشرفت های معین طی سالهای اخیر ، کشور به نحوی در یک اتموسفیر کاذب نگهداشته شده. برقی که از خارج وارد می شود با پایین نمودن یک سوچ خاموش میشود. رسانه های صوتی با خاموش ساختن موج FM از بین میروند، رسانه های تصویری با چند رجز خوانی آنچنانی به عوض برنامه های اجتماعی، تربیتی و تفریحی صدای غرش طوفان را پخش خواهند کرد ، تیلفون های همراه با چپه شدن چند پایه افغان بیسیم، روشن و اتصالات خاموش میشوند و رسانه های چاپی با یک تبر سانسور از ریشه قطع میشوند . برخی صاحبنظران به این باور اند که از روز تشکیل اداره مؤقت کار برای بر انداختن فعالیت های مدنی به طور کاملاً آگاهانه از درون نظام آغاز یافت.

بالا بردن میکانیکی کمیت رسانه های چاپی بدون توجه به ریزرف ها و به هدر دادن میلیون ها دالر به کسانی که اصلاً یک روز در رسانه کار نکرده بودند حاصلش اینست که در فردای نبود فند هر کس پی کار خود رفته اکنون به جز چند رسانه محدود سایرین  در صراط المستقیم دیروزی زندگی شان راه افتاده اند ، در ارگانهای مربوط به رسانه های صوتی و تصویری داخلی و خارجی کسانی حرف آخر را می زدند و تا اکنون میزنند که بعضاً به وضاحت اظهار میدارند که به خاطر اخذ معاش کار مینمایند نه به خاطر آزادی بیان. از نام نهاد های مدنی بعضاً صدای مخالف ارزش های مدنی بلند میشود و در دستگاه حاکم آنانی که خود را شامپیون های نظام مردمسالار وانمود میکردند پس از تناول قیماق های دموکراسی راه گریز به غرب را در پیش گرفته اند، عده از این آقا یان در حالیکه با فامیل هایشان در لندن، پاریس، واشنگتن و برلین زندگی میکنند از رادیو های غربی به مردم افغانستان از بدی های دموکراسی و جامعه مدنی  موعظه میکنند  . نجیب  وقتی خواست راه خود را عوض کنداز قصر ریاست جمهوری به زندان افتاد و حزب حاکم وقتی خواست قدرت را نیمی به شمال و نیمی به جنوب تسلیم کند در آخرین لحظات فرمانده شمال در چاریکار برای شان گفت که باید تأسیسات و تشکیلات سیاسی و نظامی قبلی منحل شود و فرمانده غضبناک جنوب اصلاً چیزی به نام بقایای رژیم را نپذیرفت. الحال که در صدر حاکمیت کسی نمی خواهد فرمانده جنگ با مخالفان باشد و از کشته شدن چند مخالف در بمباران هوایی به مراتب بیشتر از تلفات نیرو های دولتی و ملکی عملیات انتحاری  شهر کابل تأثر نشان میدهد، چند نگرانی نزد مردم ایجاد شده:

یکی آنکه وقتی از نفس نظام به طرف مقابل دلسوزی وجود دارد پس در صف نظام چه کسی به طرفداری از آن بجنگد؟

دوم آنکه هنگامیکه مصالحه به هر قیمت و به هر شرط مطرح باشد این اکت و حرکت به مفهوم تسلیمی به طرف مقابل است یا عکس آن.

سوم سرنوشت ارزش های مدنی، نهاد های مدنی، رسانه های آزاد و مسایلی چون حقوق زنان، حقوق بشر و غیره چگونه خواهد شد؟

به نظر میرسد دولت افغانستان به دنبال حوادث حرکت میکند و در حال حاضر هیچ برنامه و پروگرامی برای آینده ندارد اقدامات دولت تدافعی بوده اکثراً به رد  اتهاماتی چون فساد، قاچاق مواد مخدر و کم کاری و بی کفایتی روز مره اداره دولت  در دفاع از خود خلاصه میشود. ناظرین سیاسی میگویند هنگامیکه جامعه جهانی به افغانستان آمد به نظر میرسید که به زودی افغانستان به یکی از کشور های الگو از نظر سطح رفاه عامه، نهادینه شدن دموکراسی و آزادی های مدنی و مردمسالاری مبدل خواهد شد ولی با گذشت هر روز پای نظام در مشکلات فرو تر رفته کار به جایی کشیده که اکنون صف متحدین از هم پاشیده، مخالفین از نیرو های متواری به گروپ های دارای قدرت مانور تا نزدیکی قصر ریاست جمهوری و دروازه قرار گاه مرکزی بگرام رسیدند و در مقابل به خاطر دو دله بودن رهبران روحیه مردم هر روز نظر به روز قبل پایینتر آمده نوعی حالت سر در گمی سیاسی در کشور مستولی شده است. قشر روشنفکر به لابی های گردانندگان حوادث روزمره مبدل شده و تعریف نا مشخص از دوست و دشمن دست و دل نیروهای مسلح را سرد ساخته است.

کارشناسان میگویند افغانستان به دلیل فقدان راهکار مشخص و پراگندگی و اختلافات قوای حاکم در یکی از لحظات خاص تاریخ قرار دارد.

گرم و سردهای زودگذر روابط کابل و واشنگتن!

مه 14, 2010

نوشته: محمد داود سیاووش
فضای سیاسی میان کابل و واشنگتن پس از انتقاد های مکرر واشنگتن از رییس جمهور کرزی هنگامی بیش از پیش به وخامت گرایید که به قول رسانه ها (از زبان جیمز جونز مشاور امنیتی رییس جمهور ایالات متحده)، بارک اوباما هنگام سفر ناگهانی به کابل به آقای کرزی تفهیم نمود که در دور دوم ریاست جمهوری اش باید مسایل معینی را به اجرا در آورد که تا حال در آن اهمال شده است. واکنش شدید آقای کرزی پس از این سفر با متهم ساختن خارجی ها در تقلب انتخابات، قصر سفید را متقاعد ساخت که از انتقاد مستقیم به آقای کرزی عقب نشینی نماید. مطابق پیشبینی فلیپ براون از انستیتوت تحقیقات بروکلین، واشنگتن هنگام سفر رییس جمهور کرزی به ایالات متحده تشریفات صمیمانه یی را در پیش گرفت. موضوع اصلی سفر آقای کرزی به واشنگتن را از کنفرانس تیلفونی ویگلاس لیوت مشاور اوباما برای افغانستان و پاکستان به وضاحت میتوان درک کرد، موصوف می گوید:«حکومت ایالات متحده میخواهد با کرزی در مورد کنفرانس صلح با سران قبایل مذاکره کند… ما میخواهیم بدانیم که او (کرزی) چه قواعدی برای کنفرانس مطرح کرده است و چه چیزی را میخواهد از این کنفرانس بدست بیاورد و به ویژه اینکه چگونه ما میتوانیم از آن حمایت کنیم.»کارشناسان میگویند مقارن این سفر مسایلی چون جرگه صلح، انتخابات پارلمانی و عملیات نظامی علیه شورشیان در افغانستان مطرح بود و این سوال قبل از همه بحث بر انگیز بود که در رابطه با طالبان از دو شیوه در هم کوبیدن ماشین جنگی و یا متوقف کردن خشونت و جنگ ، کدام یک بر گزیده شود. از نظر کارشناسان یکی از نکات اصلی استراتیژی اوباما اینست که از نیمه دوم سال 2011 باید خروج نیروهای امریکایی از افغانستان آغاز شود. بعضی کارشناسان دولت افغانستان معتقد اند که راه عملی شدن این هدف تدویر جرگه صلح و گفتگو با طالبان میباشد. این در حالیست که طالبان حاضر به ترک جنگ بدون امتیازگیری نیستند و این امتیاز دادن از نظر بسیاری ها سوال بر انگیز است. یکی از سوالات آنست که آیا دادن امتیاز به طالبان سبب تقویت آنان و بلند رفتن گراف توقعات شان در آینده نخواهد شد؟ سوال دیگر آنست که آیا با امتیاز دادن به طالبان، متحدین فعلی آقای کرزی برای یافتن شیوه های مماثل امتیاز گیری تشویق نخواهند شد؟ و سوال مهمتر از همه اینکه در این امتیاز دادن آیا آزادی های مدنی مردم، حقوق بشر، قانون اساسی، حقوق زنان و سایر ارزش هایی که طی چند سال اخیر به وجود آمده پا مال نخواهند شد؟
آنچه وضعیت را بیشتر بغرنج میسازد ادعاهای مبنی بر اختلاف نظر میان مامورین ارشد ایالات متحده در افغانستان میباشد. به گزارش رسانه ها ادعاهایی وجود دارد که حتی میان کارل ایکنبری سفیر ایالات متحده و جنرال مک کریستل در برخی موارد اتحاد نظر وجود ندارد. در همین حال به گزارش اسوشیتد پرس رییس جمهور کرزی با پیش نویسی برای آشتی با طالبان وارد واشنگتن شد که در آن طرح هایی چون حذف نام آن ها از فهرست تحریم های بین المللی و غیره مطرح شده بود و گفته میشود که دولت افغانستان ماه ها روی این طرح کار نموده برای اجرای آن یکصد و بیست و سه ملیون یورو اعتبار پیشبینی نموده است. در چنین حالت وقتی آقای کرزی به واشنگتن وارد شد و به هدایت اوباما مورد استقبال گرم مقامات ایالات متحده قرار گرفت سوالات زیادی تحت تأثیر این تشریفات بی جواب ماند، در حالیکه اعلامیه مشترک در ختم ملاقات سران دو کشورتا تهیه این نوشته به نشر نرسیده و از امضای سند استراتیژیکی که ادعا میشد خبری نیست در کنفرانس خبری مشترک مسایلی مطرح شد که تشویش و نگرانی های صاحبنظران را چند برابر افزایش می بخشد. در این کنفرانس رییس جمهور ایالات متحده به صراحت و اما به نرمی یاد آور شد که اختلاف نظر با آقای کرزی وجود دارد. در رابطه به اینکه با چه شرایطی طالبان وارد حیات سیاسی شوند اوباما به صراحت گفت که به شرط قبول قانون اساسی، رعایت حقوق بشر… در حالیکه آقای کرزی به چنین موارد اشاره نکرده به بریدن شان از القاعده و مخالفت نکردن شان با ایالات متحده و سایر کشور ها اشاره نمود. آنچه سوال بر انگیز ماند اینکه با وجود سر و صدا های بین المللی و اظهارات چند روز قبل سناتوران ایالات متحده در کابل آقای کرزی از فساد اداری به صفت یک مشکل مشخص در سخنانش نام نبرد. در حالیکه رابرت گیبس سخنگوی قصر سفید میگوید:«این ملاقات ها به منظور عملی نمودن اهداف مشخص در افغانستان به خصوص فشار وارد نمودن به آقای کرزی جهت از بین بردن فساد اداری در حکومتش میباشد.» واشنگتن اتهامات فساد اداری را در سطوح بالای حکومت افغانستان و تقلبات در انتخابات را که باعث پیروزی آقای کرزی گردید مورد انتقاد قرار میدهد. آنچه برای نهاد های مدنی ، روشنفکران وطرفداران حقوق زنان و فعالان حقوق بشر پرسش بر انگیز است اینکه چگونه خانم کلینتون عدم توافق درچنین موضوعات را سطحی از اعتماد میداند و آقای کرزی آنرا نشانه از روابط پخته و رسیده به حساب می آورد در حالیکه مردم کوچه و بازار افغانستان را این بگو مگو ها و کشمکش ها حیران ساخته است، مردم کابل میپرسند آیا واقعا این بازی ها جدی است یا شوخی؟

ازدست دادن متحدین ونرسیدن به مخالفین!

مه 5, 2010

نوشته: محمد داود سیاووش

ورود هیئت سناتوران ایالات متحده به کابل در آستانه سفر رییس جمهورکرزی به آنکشور نشان میدهد که واشنگتن تحولات سیاسی افغانستان را با دقت تحت نظر دارد. سوای تشریفات معمول ،اظهارات رییس کمیته امور خارجی سنای ایالات متحده در کنفرانس خبری مبنی بر اینکه «تا زمانی که مردم ایالات متحده مبارزه علیه فساد و سوء استفاده از قدرت دولتی در افغانستان را به چشم خود مشاهده نکنند بر ادامه کمک مستمر به افغانستان راضی نخواهند شد»و تاکید برآنکه گویا» این مسأله را آقای کرزی بهتر از هر افغان دیگر درک کرده میتواند» حدس و گمان های زیادی را در حلقات سیاسی، مدنی و اجتماعی افغانستان ایجاد کرده است. جدی تر از سخنان( برمن )اظهارات خانم (ایلینا روز) میباشد که در آن کنفرانس خبری گفت:«پولهای زیاد مالیه دهندگان ما در افغانستان سرازیر میگردد و مردم میخواهند بپرسند که آیا این سرمایه گذاری ها درست است؟ و هنوز در اولویت امریکا قرار دارد؟» این اظهارات که در جریان سفر هیئت شش عضوی مجلس سنای ایالات متحده تحت عنوان (سفر رسمی حقیقت یاب) مطرح شد با به تعویق افتادن استماع گزارشات وزرای دفاع، داخله و رییس امنیت دولتی در پارلمان تا ختم سفر رییس جمهور از ایالات متحده  و ادعای واشنگتن پُست مبنی بر اینکه همکاران دست اول رییس جمهور در رابطه به طرح مصالحه با طالبان مخالفت می ورزند و اینکه در عملیات کندهار تفاهم وجود ندارد نشان میدهند که اوضاع کشور در صحنه بین المللی در مرحله حساسی قرار گرفته است. کارشناسان به این باور اند که سیاست خارجی ایالات متحده مانند کشتی بزرگی میباشد که به دشواری روی خود را دور میدهد و اگر دور خورد باز گرداندن آن دشوار خواهد بود. در حالیکه رابطه کابل با واشنگتن تحت شعار کشتی های نرم هرروز نظر به روز قبل سرد تر میشود در طرف مقابل پاکستان صد ها میلیون دالر را به عنوان( حمایت از عملیات ائتلاف ) بدست آورده و واشنگتن را به خود متمایل ساخته است . کارشناسان میگویند این تغییر یکصد و هشتاد درجه یی که یک متحده استراتیژیک در نقطه مقابل قرار گرفته و حریف آن در حمایت از (عملیات ائتلاف) اخذ موقع نموده از ضعف سیاست خارجی افغانستان میباشد.

این مسأله باید روشن باشد که اگر اختلاف رهبری افغانستان با ایالات متحده یک نمایش بخاطر تقویه وجهه ملی آقای کرزی نباشد و واقعاً آقای کرزی در اختلاف با امریکا قرار گیرد شاید هیچکس از اطرافیان امروزش فردا در کناروی قرار نداشته باشند ،چون همگان میدانند در کشوری که از بند بوت تا طیاره را از خارج وارد میکند و از زمین و هوا امنیت آنرا نیرو های بین المللی گرفته، بریدن از این نیروهای به مفهوم تسلیم شدن به یکی از بازیگران ضعیف منطقوی خواهد بود که در آنصورت ارتباط با نیروهای بین المللی راهرکس بر آن ترجیح خواهد داد. همان گاندی که ناجی استقلال هند میباشد تا روزی که ایجاب میکرد با کشته شدن عساکر بریتانیا در هند اعتصاب غذایی مینمود و برای جنرال انگلیسی از چوب صندل پاپوش میبافت اما روزی که هند به پای خود ایستاد به عنوان ناجی هند در صف مقدم قرار گرفت. کارشناسان میگویند موفقیت رهبری افغانستان در آن نیست که از جامعه جها نی دور برود بلکه موفقیت در آن است که شرایط را طوری بیاورد که با استفاده از این نیرو ها  افغانستان با اقتصاد قوی به پا ایستاده شود و به قول معروف (هم لعل بدست آید و هم یار نرنجد) زمان می طلبد که رییس جمهور به مشاورین و اطرافیانش یکبار به دقت نظر کند و متوجه باشد که ایالات متحده در حال حاضر نه بدون آقای کرزی کار کرده میتواند و نه با او . در حالیکه کرزی را نسبت به هر کس دیگر ترجیح میدهد. آقای کرزی باید بداند که در وضعیت بغرنج فعلی مواجهه با ایالات متحده و غرب نه به نفع خودش میباشد، نه به نفع افغانستان و نه به نفع منطقه.بلکه  فقط و فقط از این جار و جنجال ها مخالفان افغانستان مفاد خواهند برد.