بایگانیِ ژوئن 2010

چه میکنیم و کجا میرویم؟

ژوئن 19, 2010

شماره 60 و 61/پنجشنبه 27 جوزای 1389/17 جون 2010
اگر آصف علی زرداری و مأمورین آی اس آی با طالبان زندانی ملاقات نموده و گرفتاری آنانرا ناشی از فشار ایالات متحده میخوانند.
اگر مأمورین آی اس آی در شورای کویته طالبان عضویت داردند.
اگر طالبان قدرت مانور تا داخل خیمه جرگه مشورتی صلح را پیدا کرده اند.
اگر امریکایی که قصد ترور اسامه را دارد توسط دولت پاکستان زندانی میشود.
اگر سیاست طوری شکل گرفته که کسانی در دولت خود را در پناه طالبان راحت تر احساس میکنند.
در چنین وضعیت سیاستمداران و دولتمردان افغان برای گفتن چه حرف هایی دارند؟ و کشور به کدام سو در حرکت است؟ ضرورت عاجل احساس میشود که به دور از این آرتیست بازی های مسخره سیاستمداران دلسوز چند خط الترناتیفی بخاطر اعاده صلح و ساختمان کشور مطرح سازند و در کشور به حالت روزمره گی موجود پایان داده شود. در سیاست افغانستان باید از بازی های روی پرده تا هسته های متفکر کدر های غیر قابل تعویض عرصه های امنیتی، زراعتی، بانکداری، برقی سازی، راه سازی و صنعتی فرق گذاشته شود. سیاستمداران می آیند و میروند ولی بانکدار کشور نباید با آمدن کسی بیاید و نباید با رفتن کسی برود، دولتمردان روزی هزار چهره به خود میگیرند ولی سیاستگذار زراعتی کشور باید براه خودش روان باشد نه پشت سر بازی های روزمره. کشور باید در پشت پرده یک تیم دلسوز کاری و سازنده به دور از هیاهوی تبلیغاتی سیاستمداران روزمره تشکیل کند که شیرازه نظام اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و نظامی را بدست داشته با آمدن کسی شادمان و با رفتن کسی گریان نشده در هر نوع شرایط منافع ملی، مصالح علیای کشور و خدا و وطن را حاضر و ناظر بر وظایف شان ببینند.Ÿ

Advertisements

جامعه جهانی و دولت استراتیژی واحد ندارند!

ژوئن 19, 2010

شماره 60 و 61/پنجشنبه 27 جوزای 1389/17 جون 2010
کوه بچه
اگر اظهارات دولتمردان جهان در رابطه به افغانستان را تعقیب کنیم سلسله اعوجاج و مسیر زیکزاکی ترسیم میشود که اصلاً هیچ تحلیلگر سیاسی در حال حاضر قادر به نتیجه گیری مشخص از آن نخواهد شد.
از اظهارات فاکس تا دکامرون از ارزیابی هیئت حقیقت یاب سناتوران ایالات متحده تا اظهار رضایت خانم کلینتون پس از مذاکرات رییس جمهور کرزی در واشنگتن از همکاری پاکستان در مبارزه با تروریزم تا زندانی شدن امریکایی که قصد ترور اسامه را در خاک پاکستان داشت توسط دولت پاکستان و تا ملاقات خصوصی زرداری و مأمورین بلند پایهISIبا طالبان زندانی در پاکستان و بر ملا شدن عضوبت مأمورینISIدر شورای کویته، از بحران کابینه هالند تا اظهارات رییس جمهور آلمان و استعفای وی در واقع سر نخ گم شده حوادثی می باشند که نمیتوان از آن به یک نتیجه واحد رسید. طالبان به حدی از این فرصت به نفع تحکیم موقعیت شان استفاده نموده اند که حتی طالبانی که در مهمانخانه های دولتی صبحانه مسکه و مربا و شب پلو و چلو و قابلی میخورند آنانی را که بالای خیمه لویه جرگه صلح حمله نموده اند و قصد از بین بردن رییس جمهور را داشتند نمک نا شناسانه قهرمان میخوانند و مقامات دولت نیز به طرف آنان لب سفید نموده به گیلاس چای صبحانه شان دود پتی و شیر چای میریزند و در عوض بخاطر خوشی خاطر شان مقامات امنیتی کشور را سبکدوش میکنند. این وضعیت مردم افغانستان را به تشویش ساخته و با این حال اکثر مردم راه را از چاه گم کرده اند، لازمیست تعریف دقیقی از وضعیت سیاسی نظامی کشور صورت گیرد و در آن استراتیژی جدید نظامی سیاسی افغانستان در عرصه ملی و بین المللی مشخص شود.Ÿ

ششمین سالروز ارمغان ملی به همکاران، علاقمندان و دوستان مبارکباد!

ژوئن 19, 2010

شماره 60 و 61/پنجشنبه 27 جوزای 1389/17 جون 2010

28 جوزا برای نویسندگان، همکاران، دست اندر کاران و گردانندگان ارمغان ملی روزیست که در آن، در پرتو یک دوره تاریخی معتقد به آزادی بیان این امکان میسر شدکه شهروندان درجه چهارم اجتماع از درون یک احساسات واقعی وطندوستانه پرده انقیاد را از لبان دوخته و تن های سوخته دور نموده، در یک فضای باز سیاسی احساسات و عواطف سر کوفته شان را بی پرده اما در چوکات اخلاق ژورنالیستیک به مردم بیان کنند. در این دوران شگفتن ها و رستن ها و تحرک و جستن ها که پس از یک دوره خمود و جمود و رکود سیاسی ناشی از استبداد سیستم های تک حزبی، توتالیتر و قرون وسطایی به وجود آمده بود نویسندگان و دست اندر کاران ارمغان ملی امکان آن را یافتند که به دور از قیچی سانسور و ساطور استبداد آنچه را به نفع جامعه، وطن و مردم میدانستند بگویند، بنویسند و فریاد بکشند.  با آنکه اکنون در ششمین سال نشرات ارمغان ملی از آن حال و هوا و شور و اشتیاق و نوا در میان سازندگان، گردانندگان و بنیانگذاران دیروزی آزادی بیان خبری نیست و بسیاری ها در اثنای حرکت به جلو محافظه کارانه عقب گرا شده اند، اما آنچه مسلم است اینکه: تحرک و دینامیزمی را که زمان در وجود آزادی بیان به مردم افغانستان و نسل جوان بخشید کماکان چون موج خروشان به پیش می رود و بر گشت ناپذیری این روند را نوید میدهد، اکنون در ششمین سال نشرات ارمغان ملی صدایی از دهلیز زمان به گوش میرسد که ژورنالیستان و قلم بدستان در صف دفاع از آزادی بیان بیش از پیش متحد شوید و این دستآورد ارزشمند را به رکن چهارم ساختار نظام سیاسی افغانستان مبدل سازید!

پوهنیار سخی منیر، رییس آرشیف ملی
ارمغان ملی نشریۀ که زنده می ماند
ششمین سال گشت، نشریه ارمغان ملی را، به مدیر مسوولش، آقای داود سیاووش، که یکی از شخصیت های قلم به دست، تحلیلگر نترس و نویسنده، ژورنالیست توانمند و ریالیست کشور است، مبارکباد می گویم.
ارمغان ملی، در شمار همان رسانه های چاپی کشور، جایگاه خاص خود را دارد که می پذیرد آزادی بیان حق تسجیل شده مردم افغانستان می باشد و هیچگاه نگرانی خود را از این مسأله پنهان نکرده است، برخی ها میخواهند با نیرنگ آزادی رسانه ها را بگیرند و یا محدود سازند. از خلال نشرات آن،هویدا میگردد که این جریده باورمند به آزادی بیان، به عنوان یکی از حقوق اساسی انسان است، همچنان در نوشته ها و بحث های نشراتی قویش با استفاده از ژانر ژورنالیزم تحقیقی، این نکته را نه تنها در خورد خوانندگان و علاقمندان خود داده است که حکومت گران نیز از این روند به حیث وسیله مصلحت سیاسی و حکومتی استفاده می نمایند. از متن شماره های این نشریه در قالب تبصره ها، تفسیر ها و سایر ژانر های ژورنالیستیکی چنین بر می آیدکه راز ها را می خواهد بدرد و یا در واقع می خواهد سیاهی ها را بکاود و بر محور نگارش تحقیقی توأم با ابهام پرش هایی که پایانش را نمی تواند، قطعی و به خوانندگان خود بدهد… اما با باز کردن این ابهام ها که در گرفت و گفت آن، چیزی نهفته است  میخواهد از دید و دایره ژورنالیزم تحقیقی، پاسخی داشته باشد به راز های نگفته و رهروان خط نشراتی از وقایع و آنچه در افغانستان می گذرد، آگاهی دهد.
آرزومندی اینست که ارمغان ملی در ششمین سال نشراتی تحت خط ژورنالیزم تحقیقی و مستند در مسایل ملی، سیاسی، رویدادی، منطقوی، جهانی و تأثیرات آن بالای شهروندان کشور و هکذا هویدا ساختن چهره های فرهنگی، تاریخی، اجتماعی، که با استثنا این نشریه با همت بلند در یک پهنای وسیع از چند زاویه و بعد درین مورد نشرات مؤثر را انجام داده است، باز هم ادامه بدهد و در معرفی شخصیت هایی چون معرفی محمد آصف مایل، نقش نویسندگان بزرگ مانند رهنورد زریاب، داکتر اکرم عثمان، محی الدین انیس، سیمای جهانی مولانای بلخ، تیاتر، سینما، ژورنالیزم… پیشقدم باشد.
من میخواهم ارمغان ملی در سال های بعدی نشراتی خویش مثل چراغی و مشعلی تمام عیار بهتر از گذشته بدرخشد و هر گز نمیرد و نخواهد مرد، چون که در فاصله های مختلف نشرات خویش با وجود ضعف های مالی که دارد، نخواسته است پول ساز باشد و همیش در مورد آزادی بیان به عنوان یک اهرم فشار در برابر نا برابری های اجتماعی، سیاسی طرفدار نگرش متحدانه و ملی بوده است. میخواهم که منبعد هم چنین باشد. بناءً این نشریه با ارزش آرزومند یک خط قرمز درست برای دست اندرکاران عرصه رسانه ها ملی و مردمگرا بر خلاف آنانکه با جیب پولی خود سانسوری میکنند، میباشد، این خط در واقع همان بیان و پخته شدن مفهوم ژورنالیزم تحقیقی و مستند در افغانستان میباشد، که متأسفانه هنوز جای معین خود را با وجود تعدد فراوان رسانه در کشور باز نکرده است.
و بالاخره تمنا دارم در گرمای تفکر سازنده و باورمند مدیر مسوول ارمغان ملی آقای داود سیاووش در این داغترین زمان و روزگاران افغانستان با باور های انحرافی باز هم مبارزه کند و هم با نا باوری و همچنان مثل دیروز در پناه شجاعت بالاتر و احساس ملی، وطندوستی خود بنابر خط انسانیت و افغانیت در نبرد ظلمت از پا نیافتد و پیوست سرگردانی اقتصادی همیش چهره گشای ردیف بند نشریه های رسالتمند و دوستداشتنی کشور عزیز ما باشد.

تیمورحکیمیار، رییس کمیته اجرائیه بنیاد فرهنگ و جامعه مدنی
ارمغان ملی بمثابه ستاره یی درمطبوعات کشور – از آوان فعالیت های نشراتی خویش توانسته است روی نکات خیلی ارزنده و حساس تمرکز وجایگاهش را برای خوانند گانش تثبیت ودرخورتوجه هموطنان قرارگیرد که بگونه مثال میتوان ازویژه برنامه های هنری -فرهنگی  که درنشریه ارمغان ملی تبلوریافته  با افتخار یاددهانی  نموده  که همچو ابتکاری را نمیتوان در اکثر نشریه های کشور سراغ کرد.به وضاحت میتوان استتباط نمود که ارمغان ملی  با محتویات بلندش  عرصه های  هنری – فرهنگی -اجتماعی-سیاسی -و اقتصادی  را تحت پوشش قرار داده  ودرجهت آزادی بیان – حقوق زن و دموکراسی  نقش خودش را  ادأ  نموده است . به امید موفقیت های مزید ارمغان ملی سالگرد آنرا ازصمیم قلب برای تمامی دست اندرکارانش تبریک گفته موفقیت های بیشتر شان را تمنا می نمایم.

محقق محمد فاضل شریفی،عضو اکادمی علوم و مدیر مسوول مجله خراسان
نشریه وزین و پر محتوای ارمغان ملی را از نخستین شماره آن تا اکنون به گونه مستمر مطالعه نموده ام. ارمغان ملی همانگونه یی که از نام آن بر می آید ارمغانی است برای ملت افغانستان و تا جای معلوم در جمع نشریه های محدودی است که توانسته اند از جایگاه خوب و برازنده یی در میان مردم برخوردار باشند. سرمقاله، تحلیل ها، گزارشها و اندیشه هایی که در این نشریه ممتاز به نشر میرسند، همه و همه بازتابگر و انعکاس دهنده افکار عالی و تعالی بخشی اند که گردانندگان ارمغان ملی صاحب آن اند. ضمن اینکه سالگرد تأسیس این نشریه ملی و قابل تحسین را برای دست اندر کاران و خوانندگان آن تهنیت و تبریک عرض میدارم، عمر پر بار و پر افشانتری برای آن خواهانم.

محمد موسی رادمنش هنرپیشه و کارگردان سینما
ششمین سالروز درخشش ارمغان ملی را در آسمان مطبوعات کشور صمیمانه تبریک میگویم
ارمغان ملی، فرآوردهایی دارد، در طول حیاتش، اگر واقعبینانه درک کنیم، در مییابیم که جناب داود سیاووش مرد سخن و همت با افکار گران سنگ و گسترده اش بر بلندای اندیشه و تفکر سالم همراه با دستیارانش در هر شماره ارمغان ملی، فرآوردهای علمی، پژوهشی، تحقیقی، اجتماعی، هنری و فرهنگی را به علاقمندانش به ارمغان داشته است. مطالب هر کدام محتوایی، ارزشمند با در نظر داشت فکر و روان خوانندگان طرح ریخته شده و از خوانش آن برداشت هایی را میتوان حدس زد که از دید نشریه ها جلایش خود را داشته و دارد. این موفقیت ارمغان ملی است که از نخستین شماره آن از 28 جوزای 1384 الی شماره 59 که ششمین سال نشراتی را آغاز مینماید گام بگام با عمر کم خویش در میان دیگر نشریه ها از آن خود نموده است که مطالب آن تازه و بکر بوده، تکراری و کاپی و تقلید نبوده است. اما به هر پیمانه که پیش برود، توقعات بیشتر علاقمندانش را بهمراه داشته که گاه، گاهی ارمغان ملی توقف مییابد و باید از کاروان رویداد ها و نیاز ها عقب نماند، دسته بندی مطالب به ذوق اقشار جامعه اگر رده بندی و صفحه آرایی شود. تمنا برده میشود مطالب که اکثراً تصویری نقش یافته، خیلی گرایش های فکری را در پی داشته است. بعضاً مطالب فاقد ارقام، روز معین و اشخاص و عناصر که در جولانگاه مطالب ذکر برده شود، ارزشمندی خود را بالاتر و بر ذهنیت ها نیز نقش ماندگاری میداشته باشد. من از نام سینماگران و فلمسازان کشور که در مسیر رهنمودی شان شخصیت و آثار شان را به تشویق ارزشمندی میگیرد، سپاس میکنم و آرزومندم، ارمغان ملی، با ارمغان های تازه تر از دیروز گام های استوار تر در اقلیم مطبوعات بردارد و از انگار مترقی و سازنده دست اندرکاران شان به سوی درخشندگی حرکت نموده و علاقمندان خود را شاد سازند. بقول دانشمندی!
همراه شو عزیز
همراه شو ای عزیز
که این درد مشترک، هر گز جدا، جدا
درمان نمیشود.

 

خان آقا (آروین)، استاد دارالمعلمین سید جمال الدین افغان
وحدت ملی در ارمغان ملی
مطبوعات به مثابه روح و روان و مشعل نور افشان بر زوایای تار و تاریک، یک جامعه می باشد که با روشن شدن این گوشه های نا شناخته و تار ساحه و قلمرو زندگی حقیقی و ماندگار انسانی توسعه و گسترش می یابد و زندگی را زیبا و دلپذیر میسازد.
بلی! روشنی و روشنگری هدف اساسی مطبوعات با رسالت و با مسوولیت در دنیاست، مبداء و منشاء اهداف این مطبوعات بر خاسته از نیازمندیهای اجتماعی در محدوده نشراتی شان می باشد. خوشبختانه در کشور ما در کنار عدۀ از نشرات چاپی نوشتاری که منحیث نشرات با مسوولیت و متعهد که بالاتر از مرز و حد قوم، قبیله، رنگ، پوست و نژاد و زبان می اندیشند و افغانستان را ملت و هویت شخصی و در مجموع انسانیت را میراث نیاکان خود می دانند و خود را در جامعه انسانی جدا و بیگانه نمی پندارند ازین زمرۀ ناشر افکار، نشریه ارمغان ملی است که اسمش به اصطلاح معرف جسم و جانش (شکل و محتوایش) بوده؛ ملی بودن نه صرف بصورت اسمی و میان تهی بلکه آرمان ملی، آرمان حقیقی و واقعی اش را تشکیل داده و از بد و نشرات خود تا کنون از خط فکری، انسانی، اسلامی و ملی با آمدن هر گونه تغییرات و تحولات سیاسی و اجتماعی در کشور و منطقه عدول نکرده با مسوولیت، با رسالت و با تعهد انسانی پیشرفته است و انشاالله در آینده هم با محتوای غنامند تر از پیش، پیش خواهد رفت.. گذشته و حال نشان آینده است.
بلی! ملی اندیش بودن نیاز مبرم و اساسی کشور ماست نه یک شعار. کشور پاره، پارۀ ما از اثر موجودیت عقب مانی «خودی» و از اثر مداخلات پلنگ و نهنگ سخت بیمار بوده و در انتظار تیمار است. این ملی اندیشان و ملی یون اند که مداوای ما در بیمار شده میتوانند از جملۀ این فرزندان با ایمان و متعهد به مام عزیز (افغانستان) دست اندرکاران و همکاران قلمی نشریه ارمغان ملی اند که من از نام همۀ ملی اندیشان قلم بدست (منحیث کوچک شان) مؤفقیت و پیروزی بیشتر نشریه مذکور را در امر تأمین وحدت ملی، ارتقاء فرهنگ و ادب و هویت سرزمین ما خواهانم.

آقای نبی دهستانی :
در عالم مطبوعات کشور، ارمغان ملی ستارۀ درخشان است، این دو هفته نامه رسالت تاریخی خود را در تنویر اذهان مردم تا حدودی که امکانات اجازه میدهد، به شایسته گی ایفا میکند، تنوع فعالیتهای فرهنگی و اطلاع رسانی، دایره خوانندگان و علاقمندان آنرا وسعت می بخشد.
هر زمانی که شماره تازه ارمغان ملی به دستم میرسد، چندین ساعت مرا مشغول میدارد، در حالیکه بسا نشریه ها و رسانه های چاپی بیش از چند دقیقه توجه را نمیتواند به خود معطوف داشته باشد. مطالب دلچسپ و خواندنی ارمغان ملی ما حصل درایت، فهم و پشت کار گردانندگان آن است، از نظر من جمعی شخصیت دارای توانایی های علمی، مسلکی و علاقمند به کار و حرفۀ خود، امتیاز منحصر به فرد است که ارمغان ملی دارد.
داود سیاووش به حیث صاحب امتیاز و مدیر مسوول ارمغان ملی، شخصیت کثیر الابعاد فرهنگی، سیاسی و اجتماعی است که اساسات این دو هفته نامه را بر پایه استواری بنیاد گذاشته است.
 بکتاش سیاووش نو جوان متجسس، مهذب، دارای ابتکار و جرأت سالم کاری میباشد که در مؤفقیتهای نشریه نقش خود را با درایت انجام میدهد. همینسان نوجوانان دیگری است که دارای سطح عالی کلتوری و اخلاقی و معنویت بلند و قوی اند و بخشهای مختلف ارمغان ملی را خواندنی و زیبایی بخشیده اند.
برای این نشریه موفقیتهای درخشان و روز افزون آرزو میکنم، برای این مجموعۀ زحمتکش، پر کار و برخوردار از همه زیبایی های معنوی و جسمانی که همانند ایشان با کمال تأسف در جامعه ما نهایت کم است، توفیق خدمتگزاریهای بیشتر به ملت افغانستان را تمنا دارم.

سید اسمعیل«ملنگ»، ژورنالیست و مدیر محاسبه مکروریان اول
سالگرد نشریه وزین ارمغان ملی را به دست اندرکاران و تیم کاری این نشریه آزاد، مستقل و واقعاً غیر وابسته تبریک عرض میدارم.
ارمغان ملی گلی است در چمنستان مطبوعات افغانستان که از زمان جوانه زدن الی اکنون با مطالب خیلی ها غنی فرهنگی، علمی، ادبی و سیاسی و منحیث یک وسیله ارتباط همگانی در بیدار سازی اذهان عامه نقش فعال داشته و دارد.
وقتی شما یک شماره از ارمغان ملی را داشته باشید متیقنم الی خواندن تمام مطالب به زمین نخواهید گذاشت از تحلیل های سیاسی گرفته الی مصاحبه های ویژه، چاپ البوم های هنرمندان مشهور که حتی بعضی شان برایم واقعاً تازه بوده که این خود نشاندهنده تلاش های صادقانه و خستگی نا پذیر کارکنان محترم میباشد و از همه بهتر سلسله ویژه نامه های ادبی، فرهنگی ارمغان ملی خیلی جالب، پر معلومات و حتی در تاریخ مطبوعات افغانستان شاید نخستین بار و یا بینظیر بوده است. خوب به یاد دارم هنگامیکه ویژه نامه مولانای بلخ چاپ گردید در چند روز نخست نایاب گردیده و همه آرزو داشتند تا یک شماره آنرا داشته باشند که توجه دانشمند محترم مدیر صاحب مسوول را در زمینه خواهانیم.
با استفاده از فرصت آرزوی مؤفقیت های هر چه بیشتر و بهتر برای ارمغان ملی را دارم.

آقای وفا، روزنامه نگار
دو هفته نامه ارمغان ملی یکی از رسانه های بسیار عالی و ناب در عرصه نشر مطالب فرهنگی است که مطالب ادبی و عرفانی زینت بخش صفحات آن در پهلوی سایر مسایل میباشد.
یکی از خدمات بزرگ عرفانی همانا نشر اندیشه های بزرگ معنویت و انسانیت مولانا جلال الدین محمد است که اگر فراموش نشده باشد دو سال قبل در 24 صفحه در ابعاد مختلف مورد مطالعه قرار گرفته و به نشر رسیده است. علاوتاً دو هفته نامه ارمغان ملی روی مسایل داغ روز تماس گرفته منتقد نا بسامانی های موجود بوده و راه حل ها را نیز بصورت دقیق و همه جانبه پیشنهاد نموده است.
بناءً موجودیت، فعالیت و مطالعه همچو رسانه یی در قطار سایر رسانه های چاپی در بهبود وضع فرهنگی و اجتماعی کشور که علاقمند بهتر شدن وضعیت موجود کشور اند نهایت مفید و مؤثر دانسته به دست اندرکاران این نشریه توفیق مزید آرزو مینمایم و همچنان 6 سال فعالیت این نشریه را که خدمات شایانی در عرصه فرهنگی و ادبی نموده است تبریک عرض میدارم.

احمد شاکر ضربی، روزنامه نگار
نه تنها نشریه ارمغان ملی را دوست دارم، بلکه تمام روزنامه ها، گاهنامه ها، جراید و… را، چون نوشتن را دوست دارم ولی با وصف تمام علاقه یی که به این حرفه دارم گاهی هم از اثر با علاقه گی و یا بی علاقه گی خوانندگان، دلتنگ میشوم. اگر چه روزنامه نگاری از پیشینه دوری در افغانستان برخوردار است. اما در این سالهای اخیر ما شاهد نشر موجی از روزنامه ها و نشریه های چاپی در گستره های گوناگون بوده ایم که اغلب آنها از نظر کیفیت موضوعی، حد اقل برای خوانندگان متوسط قانع کننده نیستند و همچنان مطالب ادبی و فرهنگی در بعضی از این نشریه ها به قدری غریب است که حتا با دید دقت هم نمی توان پاره یی از گزارش فرهنگی و یا موضوع ادبی را سراغ کرد. مگر ارمغان ملی یگانه برازندگی و ارزشمندی را به نظر من دارد. اینست که به نشر و پخش مطالب فرهنگی، ادبی و همچنان مطالب ارزنده یی از ادیبان و شاعرن می پردازد و بدون شک یکی از هفته نامه های متعهد و مطرح در میان رسانه های نوشتاری در کشور است که دلیل مطرح بودن این نشریه همانا توجه به آیین های نوشتاری است، با وجود عمر اندکی خود، توانسته در قلب خوانندگانش جا باز کند و دلیل آن اینست که به ارزش های اطلاع رسانی و هدفمند توجه میکند.
مسلماً همین دلایلی است که ارمغان ملی، علاقمندان زیادی در بین جامعه مدنی، اهل خرد، دانشجویان و قلم بدستان دارد و شاید هم این علاقمندی ها از بابت بازتاب مطالب فرهنگی و ادبی باشد که امروز ضرورت بیشتر احساس میشود. اما به باور من اگر ارمغان ملی میخواهد در سطح کشور در سطر جدول بماند، طوریکه هم به نظر من است، تلاش کند که همین رویکرد و برنامه های بی طرفانه را حفظ کند چه در سیاست های ملی و چه در سیاست های کشوری و همچنان در پهلوی دیگر موضوعات به پخش و نشر خبر های بین المللی هم اقدام نماید، چرا که امروز سرنوشت و مسایل سیاسی کشور ما به مسایل سیاسی و بین المللی هم وابسته است و در پهلوی آن چون از یک طرف بیکاری و هزاران مشکل دیگر دامنگیر نسل جوان ما است و هر روز جوانان ما را به طرف فرهنگ اعتیاد می کشد، جا دارد که به نشر گزارش ورزشی بپردازیم تا جوانان ما از یک سو علاقمند به ورزش شوند و از سوی دیگر بتوانیم که سد راه جوانان، به اعتیاد شویم، چون نشریه های چاپی که به مسایل سیاسی بیشتر توجه می کنند به این اندیشه نیستند که جامعه ما تنها جامعه سیاسی نیست بلکه ارتباط پیدا می کند به مسایل فرهنگی، اقتصادی و ورزشی و از جانب دیگر بهتر است که ارمغان ملی یک مقدار تیراژ خود را بالا ببرد تا تمام مردم کشور بتوانند از مطالب آموزنده و ناب آن استفاده کنند.
در اخیر سالگرد نشریه ارمغان ملی را برای مسوولان و دست اندرکاران این رسانه و سایر روزنامه نگاران و قلم بدستان تبریک و تهنیت می گویم.Ÿ

شش سال در خدمت ارمغان ملی

ژوئن 19, 2010

شماره 60 و 61/پنجشنبه 27 جوزای 1389/17 جون 2010

28 جوزا مصادف است به ششمین سالروز آغاز نشرات ارمغان ملی. در این روز یک تصادف عجیبی میان آغاز نشریه و تولد یکی از همکاران آن بابک سیاووش خبرنگار، عکاس و مسوول توزیع ارمغان ملی وجود دارد. بابک سیاووش نیز در همین روز متولد گردیده و بنابران برای ارمغان ملی در این روز دو جشن مطرح است، جشنی از سالروز تولد ارمغان ملی و جشنی دیگر از سالروز تولد یکی از همکاران فعال آن. روزی که نخستین شماره ارمغان ملی را به مطبعه بخاطر چاپ بردیم، بابک اولین کسی بود که در کنار ما ایستاده و از جریان چاپ ارمغان نظارت میکرد. وقتی ارمغان از چاپ بر آمد حوالی بعد از ظهر روز 28 جوزا بود. بابک در حالیکه دریشی یک دست و نکتایی به بر کرده بود ارمغان را از بالای ماشین بغل نموده به موتر تکسی برد و در حالیکه موتر در حرکت بود آنرا قات نموده به رسانه ها و غرفه های روزنامه ها و جراید توزیع میکرد. وقتی کار توزیع به پایان رسید چهره بابک از فرط کار و تلاش سرخ شده بود. از دیدن نخستین شماره ارمغان تمام همکاران به وجد آمده بودند تعدادی از دوستان و عزیزان با تماس های تیلفونی نشر نخستین شماره ارمغان را تبریک میگفتند ولی صاحب امتیاز و مدیر مسوول واقعاً پس از نشر نخستین شماره ارمغان در تعجب بود که شماره دوم آنرا چگونه و با کدام امکانات به نشر برساند. چراغ های سبزی از هر طرف روشن شد که در بهای از دست دادن خط ارمغان نشر آن را حمایت مالی کنند ولی ما که تصمیم خود را تحت عنوان «خط ارمغان ملی» مبنی بر دفاع از آزادی بیان، دموکراسی، مردمسالاری، جامعه مدنی، تساوی حقوق زن و مرد، تشویق مردم به حیات ملکی و بازسازی و قطع جنگ گرفته بودیم بر مبنای «صبر کن کالصبر مفتاح الحرج» صبر کردیم و حوصله پیشه نمودیم و خط ارمغان را به هیچ نفروختیم تا آنکه دفترGTZکه تا آنروز حتی آدرس آنرا بلد نبودیم در چند شماره دست ارمغان را گرفت و بعد موسسهdedارمغان را از یک نشریه متوقف تا جایی دستگیری کرد که حالا وبسایت و وبلاگ های ذیل را دارد:
http://www.armaghan-e-melli.af
https://armaghanmille.wordpress.com
http://shekwaha.blogspot.com
http://armaghanjawanan.blogspot.com
http://armaghan-atfal.blogspot.com
حالا کار به جایی رسیده که شما کلمات پر لطف خوانندگان عزیز را در صفحه ویژه سالروز ارمغان می خوانید که با اغتنام فرصت از موسسهdedسپاسگزاری می کنیم، ولی دست اندرکاران ارمغان ملی با وجود این دستآورد ها و تشویق دوستان در ششمین سال آن تعهد می سپارند که این نشریه را تا سرحد یک نشریه سراسری ملی ارتقا بخشند و متعهد اند که کلیه موازین و معیار های آیین نامه روزنامه نگاران را در نظر داشته و در چوکات آن پیشنهادات، نظریات، طرح ها و انتقادات سالم و سازنده شان را به مراجع مسوول کشور برسانند و در این کار لحظه یی فرو گذاشت نکنند، همکاران هیئت تحریر ارمغان با توجه به کار و تلاش یک ساله بابک سیاووش که در گرما و سرما و در هر نوع شرایط در خدمت ارمغان ملی بوده وی را به صفت همکار پر کار سال ارمغان ملی معرفی مینمایند.Ÿ
  هیئت تحریر

کاميرون: برتانيا باید افغانستان کې مرګوني اوړي ته تياره شي

ژوئن 19, 2010

شماره 60 و 61/پنجشنبه 27 جوزای 1389/17 جون 2010

په پارلمان کې د وينا پرمهال ډېوېډ کاميرون وويل برتانوي پوځيان به له اړتيا پرته یوه ورځ هم په افغانستان کې نه پاتې کېږي، خو د هغوی راويستل به پر ځمکنیو شرايطو پورې اړه لري.
په واشنګټن، د ناټو په مرکز بروکسل او کابل کې چارواکي سياستوال ، قوماندانان او چارواکي ټول هغو اشارو ته ګوري، چې ايا د افغانستان په اړه د برتانيا د نوي حکومت تګلاره به تر پخوانۍ هغې توپير ولري او که نه.
په حقیقت کې اصلي تګلاره نه ده بدله شوې.
ښاغلي کامیرون پارلمان ته د خپلې وينا پرمهال د افغانستان په تړاو په ښکاره د افغانستان د تګلارې ملاتړ وکړ.
د برتانيا حکومت او په ناټو کې د هغه د ايتلافي ملګرو لپاره وخت تېرېږي او د خلکو او سیاستوالو د زغم او د ماموريت نه د هغوی د ملاتړ په اړه د هغوی اندېښنې مخ پر زياتېدو دي.Ÿ
                                   بی بی سی

—————————————————————————————

 د افغانستان د جگړې تر ټولو دروند بار د کوچنيانو پر اوږو دی

په تير يوه کال کي په هوايي بمباريو، ځانمرگو بريدونو او تر مځکي لاندي ماينونو له امله شاوخوا 1000 تنو کوچنيانو خپل ژوند د لاسه ورکړی دی…
 د پاملرني د نړيوالي ټولني د الماني او لوکسامبورګي څانګي مشر ډاکتر انتون مارک ميلر د افغاني کوچنيانو د وضعي په اړه د يو نوي رپوټ  د خپرېدو په اړه څرګنده کړې ده چي د افغانستان حکومت، د ملګرو ملتونو د امنيت شورا او د بشري حقونو نړيوالي ټولني بايدمسوليت په غاړه واخلي او د ماشومانو ساتنه مرکزي موضوع وګرځوي.
مارک ميلر ويلي دي چي، په 2009 کال کي شاوخوا 1000 کوچنيان په هوايي بمباريو، ځانمرگو بريدونو او تر مځکي لاندي ماينونو له امله خپل ژوند دلاسه ورکړی دی.
د پاملرني د نړيوالي ټولني غړي زندرا بولينګ هم دغه خبره کوي او وايي چي،په افغانستان کي د زده کړو پر ځايونوباندي ډير بريدونه سوي دي.
دغه راز هغه وايي چي، په زرهاوو ماشومان په زوره په زوره ودولو ته اړ ايستل سوي د جنسي تيريو، او په جګړو کي د هغوئ څخه د کاراخستلو قرباني شوي دي.
د وسلووالو جګړواو ماشومانو په اړه دملګرو ملتو د امنيت شورا د بحثونو په مناسبت  د جون  د مياشتي پر 16نېټه د يو رپوټ په ترڅ کي به په افغانستان کي د کوچنيانو ناوړه وضعي ته پام  واړول سي.
د واچ ليست اودپاملرني ټولني دغه رپوټ په دې دليل خپور کړی تر څو د امنيت شورا په دې اړه پور مالومات ولري.
د پاملرني د ټولني غړې مېرمن بولينګ وايي، چي په روان وخت کي د يو ماشوم د زېږېدو دپاره تر ټولو ناوړه ځای افغانستان دی، ځکه د هغې په خبره د هرو 4 کوچنيانو څخه يو يې تر 5 کلنۍ د مخه مري.
تير کال د نومبر په مياشت کي د پاملرني نړيوالي ټولني  د نړيوال بانک سره په ګډه يو رپوټ خپور کړی، چي تر ډزو لاندي زده کړه، او په افغانستان کي د زده کړي پر مرکزونوباندي بريدونه نوميده.
په هغه کي راغلي وه چي په 2008 کال کي پر ښونځيو باندي 670 ګوزارونه شوي دي.
د واچ ليست  او د پاملرني ټولني دغه 70 مخيزه رپوټ به ددوشنبې په ورځ په افغانستان اونيويارک کي خپور سي.Ÿ
    دویچه وله

—————————————————————————-

 په افغانستان کې نوي معدنونه کشف شوي

د امریکی یوی ورځپاڼی ویلی چی امریکایی جیولوجیستانو په افغانستان کی د یوه تریلیون ډالرو په ارزښت معادن کشف کړي دي.
په افغانستان کې چارواکي هیله لری چې دطبیعی زیرمو کشفیدل به په دغه جنگ ځپلی هیواد کې دافغانانو په اتحاد او دنیستی په لیری کولوکې مرسته وکړی چې ددغه جنجال یومهم دلیل گڼل کیږی.
یوې ډلې امریکائې جیالوجستانو په افغانستان کې طبعی زیرمی کشف کړیدی چې پدی کې سره زر، اوسپنه، مس، کوبالټ او لیتییوم شامل دی.
د نیویارک ټائمز ورځپاڼې ددوشنبی دورځی په گڼه کې ددغو طبعی زیرمو دکشفولو په باره کې رپو ټ خپور کړیدی.
دافغانستان دجمهوری ریاست نطاق وحید عمر پرون د دوشنبې په ورځ په کابل کې خبریالانو ته وویل، دامریکا دجیالوجی دچارو اداری دافغانستان دحکومت سره دقرار داد له مخی په هیواد کې دطبعی زیرمو دغه سروی کړیده . ښاغلې عمر وايي:
ددغې سروی نتیجه ښئ چې افغانستان دطبعی زیرمو ارزښت یوتریلیون ډالرو ته رسیږی چې زه فکرکوم دا ترټولونه ښه خبر دی چې موږ ئې دلته په افغانستان کې په ډیرو کلونو کې اورو.Ÿ
   صدای امریکا

زنگ مکتب-تابوت دو نمایشنامه تیاتری جداگانه

ژوئن 19, 2010

شماره 60 و 61/پنجشنبه 27 جوزای 1389/17 جون 2010

نویسنده: ا-ت
مرجع تولید: بنیاد فرهنگ و جامعه مدنی
زنگ مکتب اثریست انتقادی و طنزی، بیانگر فساد اداری و بیداری-رفتن بسوی آینده روشن بر مبنای ایجاد مکتب و گسترش سواد و آموزش در سطح قریه جات و پرورش فرزندان به زیور علم و معرفت. و تابوت اثریست که روی مناسبات ناپسند، برملا ساختن ازدواج های اجباری، فشار و خشونت و در هر گام ندامت که همانا پشیمانی سود ندارد.
این دو اثر در ولایات- ننگرهار و قندهار نخست توسط هنرمندان تیاتر- روی ستیژ پیاده شد و در محلات اقبال نمایش یافت.
بعداً با تفاهم و بهتر نمایاندن چنین آثار، آثار به نمایش تلویزیونی، پرداخت تصویری گردید. که کارگردانی نمایش تلویزیونی را آقای محمد موسی رادمنش سینما گر و کارگردان سینمای افغانستان، بدوش گرفت که طرف تأیید و استقبال هیأت بررسی واقع شد.
تصویر برداران:
یار محمد مروت
احمد شاه حکیمیار
غلام حیدر رادمنش
ادیت و تدوین:
فرشته سعدی
بشیر فیضی
درین دو اثر- تابوت و زنگ مکتب جوانان مستعد و هنرمند- از ولایت ننگرهار: محمد عباس صدیقی- کارگردان و هنرپیشه و هنرپیشه گان: فضل الرحمن، نواب نور، خان ولی عمری، نقیب الله شینواری، ملالی شیرزاد، گل پادشاه حیدری، احمد ضیا، محمد ناصر مزاری. و در ولایت قندهار: آقای جاوید احمد وطنیار- کارگردان
هنرپیشه گان: نادیه، ولی جان ابراهیمی، مرضیه، اجمل، حداد صافی،محمد شاه، میهن، بشارت الله.
بلی! این دو اثر، انتباهی، پیامی، کمیدی و تأثیر گذار بزودی، در صفحات تلویزیونی و مبایل شما، در ولایات کشور و محلات اقبال نمایش مییابد.
به آرزومندی آثاری که بتواند مایه افتخار و اسباب تنویر اذهان گردیده و به غنا فرهنگی و هنری کشور ما روز به روز بیافزاید.Ÿ

کدام صلح مدنی یا منفی؟

ژوئن 19, 2010

شماره 60 و 61/پنجشنبه 27 جوزای 1389/17 جون 2010

صلح مفهوم مجرد است که میتواند در حالات مختلف به اشکال مختلف مورد استعمال قرار گیرد. صلح از نظر یک دکتاتور آنست که در قلمروش هیچکس جرئت انتقاد و مخالفت با او را نداشته باشد. صلح از نظر یک بنیادگرا آنست که مردم به غیر از اجازه او حق هیچکاری را نداشته و در هر مورد از بورس نمودن دندان تا پوشیدن لباس و معاشرت اجتماعی مطابق نظریات او عمل نموده از اندازه ریش تا قطع نمودن بروت و گذاشتن موی سر مردم از او اجازه بگیرند.
به همینسان امنیت نیز مفهوم دوگانه دارد. امنیت در قلمرو یک دکتاتور به مفهوم مطیع و فرمانبردار بودن از قوانین حاکمی میباشد که به جای مردم فکر میکند و بر مردم حکم میراند. امنیت در زندان آنست که زندانیان قدرت شورش و قیام بر علیه قیودات را نداشته و مطابق قانون زندان عمل نمایند. اما صلح و امنیت از نظر جامعه مدنی مفهوم دیگری دارد، در یک جامعه مدنی وقتی امنیت حاکم میباشد که مظلوم صدای خود را بر علیه ظالم بلند نماید و تهدید نشود، در اجتماع مبتنی بر ارزش های مدنی وقتی صلح و امنیت برقرار میباشد که همه افراد ملت در برابر قانون حقوق مساوی داشته و قانون برای همه یکسان قابل تطبیق باشد.
در چنان اجتماعی صلح وامنیت به مفهوم آزادی بیان، داشتن حق شهروندی در اشتراک به حیات سیاسی، تساوی حقوق زن و مرد، حق کاندید شدن، کاندید کردن، تفکیک واضح قوای ثلاثه، نبودن تبعیض و امتیاز های قومی، زبانی، مذهبی، سمتی و گروهی، تطبیق یکسان پلان های اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و فرهنگی در سراسر کشور، رسانه های آزاد و امثالهم درک میشود که از مؤلفه های اولی یک نظام مبتنی بر اراده مردم و لازمه های اساسی صلح پایدار و امنیت مطمئن در جامعه میباشد.
 اگر تنها خوردن و نوشیدن و پوشیدن را معیار قرار دهیم در شوروی سابق این احتیاجات تقریباً حل شده بود ولی از اینکه به نظریات مردم و دگر اندیشان اهمیت داده نمی شد و معیار پیشرفت جامعه تانک های غول پیکر تصور میشد، حرف های نا گفته مردم و عقده های ملت های تحت فشار باعث انفجار و از هم پاشیدن شوروی شد.
اگر امنیت را به شکل ظاهری مد نظر گیریم در دوره طالبان امنیت ظاهری برقرار بود ولی از اینکه دهن و چشم و گوش و زبان مردم را بسته بودند جامعه در فردای سرنگونی شان یکباره برید و حتی فکاهیاتی چون دعا میکنم ملا شوی ده پژیرو بالا شوی و یا … به روز از دست طالب بچه گور هنوز در میان مردم زبانزد خاص و عام است.
پس از تشکیل اداره مؤقت معلوم نیست به چه دلیل تیمی که با ارزش های مدنی چندان موافق نبود در رأس اداره گماشته شد تا موازین دموکراسی و جامعه مدنی را در جامعه تحقق بخشد. این تیم اولاً تمام کمک های جامعه جهانی را به شکلی مصرف نمود که فقط جیب های خودشان پر شود و در عمل هیچ پلان مدنی تطبیق نشود و در ثانی با ناکام ساختن برنامه های دموکراسی و بی جواب ماندن توقعات مردم از حضور جامعه جهانی در عرصه های اقتصادی، اجتماعی، سیاسی، فرهنگی نوعی بدبینی را در مقابل غربی ها ترویج نمودند.
مردم در ابتدا فکر میکردند که با آمدن ایالات متحده و سایر کشور های غربی شاید آهنگ رشد اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و فرهنگی جامعه چندین بار افزایش یافته در دسترخوان و زندگی شان تغییری رو نما گردد ولی تیم بر سر اقتدار در حالیکه هیچ پروژه زیر بنایی را بخاطر رفع مشکل بیکاری و ارتقای سطح زندگی مردم ایجاد نکرد در مقابل فابریکات بزرگی چون نساجی گلبهار، پلخمری، بگرامی، قند بغلان و غیره را نیز طور لازم بازسازی نکرد.
ظاهراً کمک های جهان به بیش از 30 میلیارد دالر بالغ میشود در حالیکه مصارف نظامی و تلفات جانی در  این شمار محاسبه نمیشود در یک محاسبه آفاقی اگر همین پول میان نفوس افغانستان نقد توزیع میشد امروز مردم راه زندگی خود را پیدا نموده ممکن با تشکل های کوچک چندین فابریکه و مؤسسه بزرگ را تاجران ملی و سرمایه داران تازه به دوران رسیده میساختند. در حالیکه اکنون از نظر کارشناسان تمام امکانات کشور در دست چند بانک و شرکت و مافیای مواد مخدر قرار داده شده و کشور در شرایطی قرار دارد که چاق ها از فشار خون می میرند و لاغر ها از نبود خون، معلوم نیست مفهوم صلحی که در آینده وعده داده میشود به چه معنا خواهد بود و آیا در زندگی مدنی و دسترخوان مردم با آن کاهش به وجود خواهد آمد یا افزایش؟Ÿ

نگاهی به معامله گری های شبه روشنفکران

ژوئن 19, 2010

شماره 60 و 61/پنجشنبه 27 جوزای 1389/17 جون 2010

در شرایط کنونی وضعیت سیاسی و مدنی کشور را طوری ارباب قدرت شکل داده اند که بسیاری از شبه روشنفکران و کهنه روشنفکران شاغل در نهاد های مدنی، اجتماعی و سیاسی در گرو فند و وند و زد و بند های معامله گرایانه با ارباب زر و زور بوده اصلاً مقدسه و مبنا و معیار ارزشی برای شان وجود ندارد.
باری شبه روشنفکران به تقلید از دیگران کلاه های پیک به سر کردند و بروت های دبل گذاشتند، با ورق خوردن تاریخ ریش های شبه روشنفکران دراز تر از محتسبین شد و وقتی بار سوم صفحه ورق خورد جای قلم را در جیب چپ بسیاری کهنه روشنفکران و شبه روشنفکران قلم مسواک گرفت و با پیراهن و تنبان گیبی و واسکت های کلان چهره بدل کردند. با رویکار آمدن اداره مؤقت طالبان نکتایی پوش ظهور کردند و ادارات دموکراتیک و نهاد های مدنی، رسانه های آزاد ملی و بین المللی و منابع پولی را آنانی تصاحب کردند که اصلاً با ارزش هایی که نظام بر مبنای آن استوار بود موافق نبودند و بالاخره آن برنامه را طی هشت سال و اندی از پای انداخته ناکام ساختند.
اینک که تیم بر سر اقتدار از نیمه راه پشت به مردمسالاری، دموکراسی و ارزش های مدنی نموده بار دیگر همین شبه روشنفکران بخاطر حفظ وزارت، سفارت، ریاست و تصاحب وند و فند از طریق زد و بند راه معامله و مجامله با بنیادگرایان را گرفته میخواهند در چهارمین دور سیاست پوست اندازی و          میتامورفوز کنند.
در این حال کسانیکه تا دیروز درفش آزادی بیان، دموکراسی، مردمسالاری و جامعه مدنی را از برکت چتر حمایتی B52 و فند و وند جامعه جهانی قبول داشتند راه شان را میخواهند به شکلی از اشکال از این جریان جدا سازند، جای تأسف آنست که جامعه جهانی هیچ وقت با مردم واقعی افغانستان مقابل نشد و همواره از کسانی شنید که از برکت آموختن چند کلمه زبان انگلیسی و آشنایی با برنامه های ورد و اکسل در کمپیوتر و ایمیل در انترنت با آنان در تماس بودند.
جامعه جهانی اصلاً نمیداند که مردم افغانستان تنها آنهایی نیستند که در کوه ها بالا شده اند و آنانی نیستند که از برکت چند کلمه زبان انگلیسی با آنان در تماس اند، بلکه مردم افغانستان کسانی اند که دارای تخصص، تحصیل، تجربه و دانش متناسب به شرایط عقب مانده افغانستان بوده اکثراً در گوشه های انزوا با شرایط دشوار اقتصادی به سر میبرند و به مصارف بی جا و نا فهمی های جامعه جهانی که کلاه برداران داخلی آنان را غافلگیر کرده اند می خندند.
قشر تحصیل یافته و دارای سن وسال متوسط افغانستان از اینکه جهان را شبه روشنفکران و بنیادگرایان از دو سو کر و کور ساخته اند عمیقاً در تشویش اند. حالا که وقت خانه تکانی جهانی رسیده و جهان میخواهد به شکلی از اشکال بار افغانستان را از شانه اش پایین بگذارد آن فعالان و مدافعانی که طی هشت سال شیره کمک های جامعه جهانی را مکیده اند همه از خط دفاع از اصول دموکراسی و اساسات مدنی خود را کنار میکشند و دفاع از آزادی بیان، دموکراسی و مردمسالاری را به دوش کسانی گذاشته اند که در زمان حضور جامعه جهانی در افغانستان اصلاً در صحنه نبودند.
انتخابات ریاست جمهوری نشان داد که ایده آل و آرمان بهترین کدر های غرب دیده نیز آنست که کشور به دوره تاریک اندیشی بر گردد، اما به شرطی که خود او در رأس باشد و جهان نیز با این تصور واهی که گویا نمیتوان لکوموتیف تاریخ را به زور به پیش راند از روی ناچاری به ناز و بازار آنان سر تایید می جنباند، در حالیکه واقعیت طور دیگریست، جامعه افغانستان یک جامعه بسته و قرون وسطایی نیست و معرف سیمای افغانستان چند آدم تاریک اندیش انتحاری نیست. این ملت از خود فرهنگ، تاریخ و ارزش های مدنی داشته که نباید قربانی معاملات با شبه روشنفکران، کهنه روشنفکران و بنیادگرایان شود.
آهای شبه روشنفکران!
شما که در کرسی های وزارت، سفارت، ریاست و امر و هدایت نشسته اید جواب خدا و مردم خدا را چه میدهید که همه چیز را با منفعت کوتاه مدت تان قربانی میکنید. کجا شد آن احزاب که گلو پاره میکردند، کجا شد آن نهاد های مدنی که ادعا هایی داشتند، کجا شد آن مدافعین آزادی بیان که رسانه ها را رهبری میکردند، کجا شد آن سازمان های اجتماعی که مدافع شرایط دموکراسی بودند. نهاد مدنی که نمیتواند یا نمیخواهد در برابر تعدیل قانون انتخابات صدایش را بکشد، نهاد مدنی که نمیتواند یا نمیخواهد در مقابل اعدام افغانها در ممالک همجوار اعتراض کند، نهاد مدنی که نمیتواند یا نمیخواهد بخاطر از دست ندادن فند و وند با سازشکاری ها، معامله گری ها و عقب گرایی ها مبارزه کند پس ضرورت منطق وجودی چنین نهاد ها، احزاب و رسانه ها چیست؟
وقت آن رسیده که خط کهنه روشنفکران سازشکار و شبه روشنفکران معامله گر از روشنفکران مدافع واقعی آزادی بیان، دموکراسی، مردمسالاری و جامعه مدنی جدا گردد.Ÿ

در گرامیداشت از روز مادر

ژوئن 19, 2010

شماره 60 و 61/پنجشنبه 27 جوزای 1389/17 جون 2010

قلب مادر

داد معشوقه به عاشق پیغام
که کند مادر تو با من جنگ
 
مادر سنگ دلت تا زنده ست
شهد در کام من و توست شرنگ
 
نشوم یک دل و یک رنگ ترا
تا نسازی دل او از خون رنگ
 
گر تو خواهی به وصالم برسی
باید این ساعت بی خوف و درنگ
 
روی و سینه تنگش بدری
دل برون آری از آن سینه تنگ
 
گرم و خونین به منش باز آری
تا برد ز آینه قلبم زنگ
 
عاشق بی خرد ناهنجار
نه بل آن فاسق بی عصمت وننگ
 
حرمت مادری از یاد ببرد
خیره از باده و دیوانه ز بنگ
 
رفت و مادر افکند به خاک
سینه بدرید و دل آورد به چنگ
 
قصد سر منزل معشوق نمود
دل مادر به کفش چون نارنگ
 
از قضا خورد دم در به زمین
و اندکی سوده شد او را آرنگ
 
وان دل گرم که جان داشت هنوز
اوفتاد از کف آن بی فرهنگ
 
از زمین باز چو بر خاست نمود
پی برداشتن آن آهنگ
 
دید کز آن دل آغشته به خون
آید آهسته برون این آهنگ
 
آه دست پسرم یافت خراش
آخ پای پسرم خورد به سنگ

“ایرج میرزا»

تیاتر گدی زنده میشود!

ژوئن 19, 2010

شماره 60 و 61/پنجشنبه 27 جوزای 1389/17 جون 2010

بابک

تیاتر گدی پرواز در ماه جون سال روان میلادی یک سلسله نمایشات را در مکاتب ولسوالی قره باغ ولایت کابل راه اندازی نمود که در آن نمایشات تیاتری در پنج بخش تحت عناوین صحت، هویت، مشارکت، تعلیم و تربیه و محافظت اجرا شد.
طبق اظهار یکی از اعضای تیم تیاتر گدی از این نمایشات جمعاً بیش از 2 هزار طفل دیدن نمودند.
نمایشات تیاتر گدی با هنر نمایی محفوظ نجرابی، حبیب تگمیم، احمد نصیر فورمولی، اسحق هاشمی، فارم جان، ابراهیم خیل، هومان وسیه و زبیر شمس اجرا گردید. قابل یاد آوریست که این نمایشات به کارگردانی پروفیسور ویلاند دیاگوجنسکی هنرمند تیاتر گدی کشور آلمان روی صحنه آمد. یونیسف از این نمایشات حمایت مالی نموده و جای تمرینات شان را بنیاد فرهنگ و جامعه مدنی به اختیار هنرمندان قرار داده.Ÿ

——————————————————————————————–

دمی با یک هنرمند تیاتر گدی

گفتگو از بابک سیاووش

از چندی به این طرف تیم هنری گدی پرواز به حمایت گویته انستیوت در بنیاد فرهنگ وجامعه مدی مصروف تمرین نمایشنامه های تیاتری بودند که اخیرا نمایشات شان روی صحنه آمد. توجه خوانندگان را به مصاحبه با عبدالمحفوظ نجرابی یکتن ازاعضای این تیم جلب می کنم:
س- درقدم نخست خود را معرفی نموده ودر مورد فعالیت های تیم تیاتری تان معلومات دهید؟
ج- عبدالمحفوظ نجرابی هستم، فارغ التحصیل پوهنحی هنر های زیبا پوهنتون کابل، دیپارتمنت تیاتر وسینما وهمچنان عضو تیاتر گدی پرواز.فعالیت های ما ازسال 2007ادامه دارد تاحال ما به مکاتب نمایش دادیم یک سفر به هندوستان داشتیم به یک فستیوال بین المللی دعوت شدیم. از هشت کشور هنرمندان ازطرف (LSD)دعوت شده بود.
س- تاحال چند نمایشنامه اجرا کرده اید؟
ج- نمایش های زیادی اجرا کردیم زمانیکه محصل بودیم نمایش های ما به محصلین بود ، وقتی ازپوهنحی فارغ شدیم در تیم تیاتری ما یک نمایش نامه به نام خرگوش وخارپشت داریم که درچندین محل آن را نمایش دادیم ،در لیسه امانی ، لیسه جمهوریت ، عایشه درانی ونمایش دوم ما به نام بزک چینی است این نمایشنامه درولایت هرات نمایش داده شد ،دریک کودکستان به نام سمیه ، سه مکتب و پوهنتون هرات ، ودرکابل در 15 – 20 مکتب این نمایشنامه را اجراکردیم ، و یک نمایشنامه به نام نوروزی بود که در مراد خانی آن را نمایش دادیم که به مناسبت سال نو بود واز طرف فیروز کوه راه اندازی شده بود، یک نمایش دیگر که تقریبا کار هایش تمام است نمایشی است به نام چتلک تمام کار هایش تمام است فقط ما یک پروگرام داشتیم همراه با یونسیف که قرار داد کردیم، عنقریب این نمایش آغاز میشود که در 5 ولایت می باشد ودر کابل نیز نمایش داده خواهد شد.
س- در اجرای نمایشات وفعالیت های هنری تان کدام موسسات شمارا کمک می کند؟
ج- در فعالیت های هنری ما در قدم نخست گویته انستتیوت یا مرکز فرهنگی آلمان مارا کمک کرده مصارف این نمایشات را آنها میدهند ، درضمن بنیاد فرهنگ وجامعه مدنی اتاق را لطف کردند در خدمت ما گذاشتند ،پوهنتون کابل نیز با ما همکاری کرده است.
س- چی مشکل دارید؟
ج- مشکل زیاداست درقدم اول باید از هنرمند این تقاضا است که خلاقیت داشته باشد این درصورتی برآورده میشود که امکانات میسر باشد. خوب ما آن قدر تقاضای بلند نداریم مثل دیگر کشور ها که همه زمینه ها مساعد باشد . مشکلات زیاد است مثلا دولت همکاری نمی کند به هنر، خصوصا به تیاتر گدی، همچنان نبود جای، نبود بودجه کافی ، ترانسپورت وغیره .
س- توقع تان از دولت ، موسساتی که شمارا همکاری می کنند واز مردم چیست؟
ج- توقع ما درقدم نخست اینست که قسمی کمک کنند و به کسی کمک کنند که اهل هنر است ، هنر رامیتواند یک جای برساند هنر واقعی داشته باشد، هنری نه که از هر جا آمده باشد . امروز درافغانستان هنر خوش آیند نیست ، حتا ما در بعضی مکاتب میرویم میگوییم که یک نمایش داریم مدیر مکتب به چشم حقارت می بیند ، هنر را درک نکرده ، درک هنری ندارند و اگردارند هم بسیار کم . باز هم مشکلات است ، خوب خیر باشد توقع ما این است ، ما یک جای به نمایش میرویم باید مفهوم همین نمایشی را که عرضه می کنیم ، بفهمند که کار های که ما انجام میدهیم چیست ؟ پیام که ما دراین داریم چیست ؟ باید درک درست داشته باشند توقع ما اینست که تشویق کنند جوانان را تا بتوانند دست آورده های خوب تر وخوب تر داشته باشند ، هنرمند یک توقع دارد که تشویق خوب است.
س- درآینده چه برنامه های نمایشی دارید؟
ج- خوب آینده به خدا معلوم ماکوشش خود را می کنیم که از این کرده چون هرروز که میگذرد آدم یک تجربه نو پیدا می کند هنر چیزی است که خود هنرمند خلق می کند خلاق است وقتی که هر قدر دراجتماع باشد، از اجتماع برداشت میکند و آن را در هنر پیدا می کند وامیدواریم کارهای بهتر کنیم ودست آورد های خوب داشته باشیم ودر فستیوال ها شرکت کنیم.
س- تاحال درچند فستیوال شرکت کرده اید؟
ج- فستیوال های مختلف که در دوره اول اشتراک کردیم دردوره دوم هم درفستیوال افغانستان از سال دوم تا سال ششم اشتراک کردیم دست آورد هم داریم نمایش ها داریم که به حساب درجه گذاشته شده بود مقام اول را گرفتیم ، یک نمایش داشتیم به نام( که پو چی) یک فستیوال که درجنوری سال2010بود درهندوستان دعوت شدیم وچندین فستیوال دیگر را ارتباط داریم اما تاهنوز معلوم نیست فعلا در یک فستیوال خارجی شرکت کردیم ودیگر فستیوال های بوده که در داخل افغانستان شرکت کردیم.
درباره اینکه چه کمک های ازطرف بنیاد فرهنگ وجامعه مدنی به تیم نمایشات تیاتری صورت گرفته آقای تیمورشاه حکیمیار چنین گفت:
بنیاد فرهنگ وجامعه مدنی به اساس استراتیژی خود که دارد کوشش می کند که نهاد های فرهنگی منجمله گروپ های تیاتر را مورد حمایت قراردهد وخوشبختانه از چند سال آغاز شده ، بعد از تاسیس بنیاد نه تنها درمرکز بلکه درولایات هم این مساله بسیار رایج است ومابا حمایت از توزیع وسایل وامکانات وحتا لایت ها و وسایل همیشه همین نهاد های تیاتری را مورد حمایت قرار دادیم و زمینه سازی به این کردیم که آنها گروپ هایی را تشکیل بدهند وبه خاطر رشد وهمکاری شان اگر ستیژ نبوده ما این ها رابه گونه مبایل چاتر ها حمایت کردیم واین ها نمایشات خود را به گونه مبایل چاتر به قرا وقصبات اجرا کردند وما اکثر پروژه ها را مورد حمایت مالی قرارداده و اسباب ولوازمی برای شان دادیم که بعضی از آنهارا به فستیوال ها دعوت کردیم که زمینه ساز رشد کار های فرهنگی باشد وآن چه که ارتباط میگیرد به گروپی که شما سرآن صحبت کردید تیاتر اطفال یا گدی ، در بنیاد فرهنگ وجامعه مدنی ما شرایط را برایشان مساعد سا ختیم که به آنها اتاق بدهیم جای بدهیم واینها تقریبا از چندین ماه به این طرف تمرینات خود را ادامه میدهند یگانه مشکلی را که اکثر نهاد های تیاتر ما دارد موضوع جای مناسب برای شان است که خوشبختانه ما این جا را به اختیار شان قرار دادیم که تمرینات خود را اینجا می کنند والبته حمایت ما ازاین پروسه این بوده که ما جای را برای شان به گونه رایگان دادیم واز همین نهاد به گونه رایگان استفاده میکنند.Ÿ