بایگانیِ اکتبر 2010

با کی مذاکره صورت گیرد؟

اکتبر 24, 2010

نوشته : محمد داود سیاووش
اگر بپذیریم که ملا برادر و ملا کبیر به وساطت و حمایت ناتو به خاطر مذاکره به کابل انتقال داده شدند و در واقع آنان به استیذان ISI حاضر و قادر به چنین کاری شدند پس در این صورت سوالی پیدا میشود که این مذاکرات به عوض اسیران ISI چرا با شخص رییس ISI و اشفاق کیانی صورت نمیگیرد. کارشناسان میپرسند در صورتیکه هیئت های دولت افغانستان با شورای کویته مذاکره میکند و محل اقامت آنان را میداند پس شکوه و شکایت از کی دارد که لانه های دهشت افگنان را نابود کند.
در حال حاضر نزد بسیاری مردم افغانستان این سوال مطرح است که اگر طالبان را آقای کرزی برادران میداند پس نیروهای سرقوماندان اعلی قوای مسلح با کی می جنگند و اگر چنین استدلالی وجود دارد که راه القاعده از طالبان جداست سربازان اردوی ملی از مرمی که به طرف آنان شلیک میشود چگونه تشخیص خواهند داد که مرمی از سوی کی به سوی آنان فیر میشود و با این حال کسی که سرباز را می کشد برای او چه تفاوت میکند که طالب است یا القاعده.
ناظرین سیاسی به این باور اند که در وجود کمیسیون موجود و مذاکرات تحت حمایت ISI نتیجه یی به دست نخواهد آمد و با این حال افغانستان هر روز با اقدامات نا سنجیده دولت از جهان منزوی میشود. کارشناسان میگویند که افغانستان در وجود دامن زدن اختلافات روابط به غرب ودر وجود نزدیکی برخی مقامات افغان با مقامات ایران که اخیراً گزارشات آن در رسانئه های غربی بر سر زبانهاست هر گز به صلح دست نخواهد یافت و از سپردن عنان طالبان به پاکستان و ارتباط گرفتن از آن طریق برای دولت افغانستان دستآوردی عاید نخواهد شد.
این مسأله هنوز مطرح بحث است در حالیکه عربستان سعودی و پاکستان به صفت کشور هایی که طالبان را به رسمیت شناخته بودند در کنارشان برای وارد شدن به صحنه سیاست کشور تلاش میکنند و از طرفی ایران به قول رسانه های غربی در حاکمیت نفوذ کرده عکس العمل محافل اجتماعی، نهاد های مدنی، مدافعان حقوق بشر، حقوق زنان و طرفداران آزادی بیان و مردمسالاری در برابر طرح اصلاحی شورای علما برای رسانه ها که باز مانده دوره طالبان میباشد و سرو صداهایی پیرامون امکان تغییر قانون اساسی و گرفتن آزادی های مدنی مردم چه خواهد بود؟
در حال حاضر جهان ناظر آنست که رییس جمهور کرزی در برابر ارزشهای به دست آمده پس از اداره مؤقت تا کنون چگونه موضعگیری خواهد کرد و مردم افغانستان انتظار دارند که به هیچ قیمت این ارزش ها قربانی معاملات پشت پرده و مسامحه های صحنه سیاسی کشور نشود.
ضرورت است تا کنفرانس جهانی خارج  تلاش های کنونی در رابطه به افغانستان دایر گردیده در آن از کشور های همسایه، روسیه و کشور های عربی تعهد گرفته شود که در امور داخلی افغانستان مداخله نکنند، آنگاه افغانستان غیر نظامی اعلان گردیده تمام نیرو های مسلح آن منحل شود و فقط در چوکات بین المللی اداره تأمین صلح در افغانستان صورت گیرد، هیچ نیروی نظامی مسلح وجود نداشته باشد و ارکان قدرت از طریق انتخابات برگزیده شوند.

Advertisements

راه مأموران مدنی از فعالان مدنی جداست

اکتبر 16, 2010

نوشته : محمد داود سیاووش
در حالیکه حلقه بر آزادی های مدنی و آزادی بیان هر روز تنگتر میشود و قرار است علاوه بر قانون رسانه ها حتی طرح اصلاحی پالیسی نشرات نیز از طرف شورای علما و طرحی از طرف عصمت اللهی در شورای عالی رسانه ها مطرح شود و بر مبنای آن رسانه های آزاد هر چه بیشتر تحت فشار قرار گیرند،از عدم علاقمندی نهاد های مدنی به خاطر اتخاذ موضع واحد مدنی در دفاع از آزادی بیان و آزادی های مدنی چنان درک میشود که با مأمورین مدنی مواجه هستیم تا فعالان جامعه مدنی . مامورینی که به خاطر فند ووند وزد وبند… و گل روی دونر ها وعده ووعید کاخ ریاست جمهوری وترس کیبل سالاران نمیخواهند رنگی خلاف رنگ روز و نرخی خلاف میل متولیان داخلی و خارجی ودونر ها داشته باشند.
آزادی های مدنی و حق آزادی بیان چیزی نیست که چون خلق الساعه از هوا باریده باشد و یا تحفه غرب باشد. آنانی که سالها معاشات گزاف دالری آزادی بیان را گرفته و به قول معروف قیماق های نظام مردمسالاری را در سفر های خارجی و پروژه های … گرفته اند حداقل باید این جرات اخلاقی را در این مقطع زمانی داشته باشند که از جا بجنبند ورنه در برابر خدا و خلق خدا مسوول اند.
آنانیکه روزگاری با بروت های دبل و کلا های پیک استالینی جلوه میفروختند، آنانیکه پس از سقوط نجیب با پیراهن و تنبان های گیپی خود را به چشم مردم میزدند و آنانیکه پس از آمدن طالبان با ریش های دراز از عقب جبهه با آنان همکار بودند، آنانیکه پس از اداره موقت ریش ها را تراشیده در سیمای جنتیل مین باریشهای فرانسوی جلب توجه کردند وآنانیکه فامیل های شان در غرب ویا دردوبی زیست میکند اینک در عقب گرد سیاسی آقای کرزی میخواهند در کنار ملا برادر و ملا کبیر بار دیگر با فضای جدید میتامور فوز کنند و به بهای آن ارزشهای مدنی و ارزش های مواد 24 و 34 قانون اساسی را زیرپا گذارند .
آزادی بیان حق طبیعی انسانها و حقوق مدنی از اولین اساسات زندگی جامعه کنونی میباشد آنانیکه تا دیروز ا ز برکت اصطلاحات دموکراسی، مردمسالاری، حقوق بشر، آزادی بیان و امثالهم عشوه وکرشمه مدنی میکردند و اینک با چرخش عقربه به عقب مهر خاموشی بر لب گذاشته و گوشه انزوا اختیار مینمایند بدانند که جفای بزرگی به خود وکشور میکنند.
بیایند همه رسانه های واقعا آزاد، نهاد های مدنی و فعالان واقعی جامعه مدنی (نه مأمورین فند گیر ووندگیرمدنی) دست به دست هم داده صدای آزادی بیان را بلند کنیم.
بیایید به جهان بگوییم که اگرشما ها درمیدان های جنگ خسته شده اید به کدام حق حقوق مدنی مارا قربانی میکنید و باقیچی سانسور
زبان مارا میبرید

محیط زیستی که ما داریم

اکتبر 14, 2010

شماره 69/پنجشنبه 22 میزان 1389/14 اکتوبر 2010

ویژه محیط زیست

شهر چهار و نیم میلیونی کابل اکنون به یکی از آلوده ترین پایتخت های جهان از نظر محییط زیست معروف میباشد. شهری که در آن کانالیزاسیون شهری سراسری وجود ندارد، آب آشامیدنی صحی وجود ندارد، مناطق سبز برای تفریح شهروندان وجود ندارد، زباله ها در هر کوچه و خیابان به چشم میخورد. هوای شهر خصوصاً صبح و شام فوق العاده دودگین و آلوده میباشد، در سرک های حتی قیرریزی شده اطراف شاروالی کابل در روزهای آفتابی خاکباد ناشی از تردد موتر ها بیداد میکند، کوه های پایتخت خشک اند، جوی هایی که قرن ها قبل توسط زمامداران گورگانی و از جمله بابر کشیده شده بود اکثراً نابود شده، باغ های مشهور شهر منقرض گشته، در ساحات سبز منازل خود سر آباد شده، دریای کابل به منبع کثافت و زباله ها تبدیل شده در جوار مسجد پل خشتی غذای غیر صحی در شرایط گرد و خاک به روی سرک به مردم توزیع میشود، زباله ها از شهر به نواحی جوار محلات مسکونی مردم تخلیه میشود، از پلاستیک به وفرت در شهر به صفت وسایل گوناگون استفاده میشود، از درختان طور لازم وارسی نمیشود و پارک های شهر اکثر در برخی نواحی به حالت ویرانه قرار دارند، وسایط ترافیکی به مراتب بیشتر از ظرفیت سرک ها بوده و اکثراً غرازه میباشند و باعث راه بندان های شدید و خرابی هوای شهر میشود، صدای بیش از حد وسایط ترافیکی باعث آلودگی صوتی شهر میشود، محلات مناسب و هوای پاک برای تمرینات سپورتی در شهر وجود ندارد، مبرز های مناطق خیرخانه و غیره محلات اکثراً به روی کوچه ها باز شده و باعث تعفن و امراض میشود، سگ های ولگرد در برخی مناطق چون مکروریان ها به حدی میباشد که شب هنگام مردم از خانه های شان بیرون شده نمیتوانند. که این عوامل و فکتور های زیادی از این قبیل دست به دست هم داده زندگی در شهر کابل را برای شهروندان خفقان آور ساخته تعدادی از شهروندان به حساسیت های گوناگون دچار اند، عده یی نفس تنگی پیدا کرده اند، در زمستان مردم خصوصاً اطفال به امراض طروق تنفسی و در تابستان به امراض معده دچار اند و در چنین شرایط ناگوار محیط زیست مسوولان دست زیر الاشه نشسته و پولداران شهر بدون مد نظر گرفتن کانالیزاسیون و فضای سبز به بلند منزل سازی مصروف اند و مردم حیران اند مشکلات شان را با کی در میان بگذارند؟Ÿ

چرا مسوولان دست زیر الاشه نشسته اند؟

اکتبر 14, 2010

شماره 69/پنجشنبه 22 میزان 1389/14 اکتوبر 2010

اگر در یک روز بارانی از منزل بیرون شوید و آبهای دند روی سرک ها و لای و لوش سرک های اسفلت شهر را ببینید، اگر در یک روز آفتابی از جوار قصر ریاست جمهوری و شاروالی کابل پیاده گذر کنید و خاک و گرد ناشی از رفت و آمد موتر ها را در جوار لیسه استقلال تنفس کنید، اگر روزی به جوار مسجد پل خشتی رفته غذا های غیر صحی طبخ شده در روی جاده پر از کثافات و خرید و فروش برنج تولکی و تناول غذاهای غیر صحی را در آن محیط آلوده ببینید، اگر باری از طریق کوتل خیرخانه وارد شهر شوید و از بلندای کوتل دودی را که شهر را بلعیده مشاهده کنید، اگر زباله ها را در محله اشراف نشین وزیر اکبر خان و شیرپور و یا عقب تانک تیل پارک شهر نو در نزدیکی هوتل درجه اول صافی لندمارک و جاده لوکس طره بازخان ببینید، اگر به تپه های خشک و خاکی خیر خانه، کوه تلویزیون و کوه باغ بالا، منطقه جوار سیلو، دهمزنگ و کوه های شیردروازه و آسمایی و اطراف و اکناف آن ببینید، اگر زباله ها و کثافات دریای خشک کم آب کابل و بازی اطفال در آن را مشاهده کنید، اگر به ویرانه های باز مانده از جنگ منطقه جشن و مخروبه های چمن حضوری دقت کنید، اگر به پروژه خاک آلود و غبار آلود ارزان قیمت و الوخیل نگاه کنید، اگر به کوچه های تنگ و پر از کثافات خواجه بغرا بروید، اگر در راه بندان ترافیک ساعت های دود تنفس کنید، )شایعاتی وجود دارد که بعضی بلند منزل ها بدرفت شان را شبانه به سرک ها رها میکنند(… آنگاه ملتفت خواهید شد که ما در چه شرایط دشواری از نظر محیط زیست به سر میبریم و حاصل اینهمه هارت و پورت گزارشات روی کاغذ ارگان های مسوول چیست؟
ما عادت کرده ایم که ملامتی همه کار ها را به دوش شرایط جنگ بیاندازیم، عادت کرده ایم که با سر تکانی از وضعیت موجود خود را یک سر و گردن از دیگران بلند تر نشان بدهیم و در واقع خود را به این وسیله برائت داده از قبول مسوولیت ها شانه خالی کنیم ولی سوال اساسی آنست که در یک شهر چهار و نیم میلیونی که رقم نفوسش از چند صد هزار نفر به چهار و نیم میلیون رشد را نشان میدهد با سرک های تنگ و سیستم آب رسانی و کانالیزاسیون ناقص و با اعمارخانه های خود سر در مناطق سبز و ازدحام سرسام آور ترافیک و نبود شرایط کافی دوا، داکتر، غذا، آب و هوا میتوان دست زیر الاشه نشست و منتظر یک اقدام خلق الساعه شد.
در وضعیت موجود شهر کابل از نظر آب و هوا در مرحله فوق العاده بحرانی قرار دارد و با این حال ایجاب میکند که دولت، شهروندان و نهاد های مدنی از جا تکان خورده دست به دست هم بدهند و در کلیه ابعاد تدابیری را رویدست گیرند، برخی از این تدابیر قرار ذیل اند:
-1 مادران، پدران و اولیای اطفال بالای دسترخوان و در خانه به آنان از مزایای درخت، محیط پاک و نریختن زباله و کثافات به محیط و رعایت حفظ الصحه شخصی، اجتماعی و محیط زیست معلومات دهند.
-2 وزارت معارف پروگرام وسیع آگاهی از مزایای محیط زیست و ضرورت حفظ آنرا در کوریکولم مکاتب گنجانیده در مکاتب مانند سالهای قبل کمیته سرسبزی ایجاد شده مسابقات سرسبزی میان شاگردان در هر مکتب تدویر گردد.
-3 در کوریکولم همه فاکولته های پوهنتون ها موضوع محیط زیست حد اقل در سال اول شامل گردد.
-4 در نواحی مسابقات نهال شانی میان شهروندان تدویر گردد و در اخیر سال در سطح شهر کابل به بهترین فعالان محیط زیست جایزه های گوناگون داده شود.
-5 حکومت باید پلان آب رسانی و آماده سازی شرایط غرس نهال در کوه ها و تپه های کابل را رویدست گرفته شرایط غرس نهال را تا ماه حوت امسال آماده سازد.
-6 حکومت باید قوریه های بزرگ را در اطراف و اکناف مملکت ایجاد نموده در آن نهال ها را تربیه نموده به شهروندان در ماه حوت رایگان توزیع کند، این نهال ها باید مطابق شرایط هر محیط قوریه شوند.
-7 پارک های شهر تحت قیمومیت شرکت ها و بانک ها قرار داده شود تا از آن مواظبت نموده آنرا سرسبز سازند و میان موسسات قیم در ختم سال مسابقات سرسبزی دایر شود.
-8 دریای کابل به مظهری از زیبایی شهر با ایجاد بند های آبگردان در داخل شهر مبدل گردد و محلات زیست برای پرندگان و تفریحگاه های کشتی رانی های کوچک برای شهروندان ایجاد شود.
-9 در اطراف شهر و در دامنه های کوه ها جنگلات ایجاد شود تا از آن به حیث تفریحگاه و باد شکن استفاده شده هوای شهر را بهبود بخشد.
-10 دستگاه پروسس کثافات و زباله ها به شهر کابل تدارک شود و مواد فضله به اطراف محلات رهایشی تخلیه نشود.
-11 پلان منظم احداث پارک ها در نواحی شهر طرح و عملی شود.
-12 برای هر فابریکه دار و صاحبان بلند منزل و بانکها وظیفه داده شود اطراف دفاتر شان را سرسبز سازند.
با عملی شدن اقداماتی از این قبیل و با رایزنی و مشوره با متخصصین و دانشمندان ممکنست روزی شهر کابل از وضعیت دردناک کنونی از نظر محیط زیست نجات یافته و مردم لحظه یی تنفس راحت بکشند.Ÿ

هشدار سازمان ملل به کنسرنهای دنیا نسبت به تخریب محیط زیست

اکتبر 14, 2010

شماره 69/پنجشنبه 22 میزان 1389/14 اکتوبر 2010

 سازمان ملل متحد صنایع دنیا را به توجه هر چه بیشتر به حفظ محیط زیست و تنوع زیستی فرا خوانده است. این سازمان به شرکتهای جهان هشدار داده که در غیر این صورت با خطر زیانهای جدی روبرو خواهند شد.
به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز به نقل از دویچه وله ، سازمان ملل متحد ضمن انتقاد شدید از بی توجهی شرکتهای بررگ دنیا به ملاحظات زیست محیطی هشدار داد که اگر این روند ادامه یابد اینگونه شرکتها در دارزمدت به جای سودآوردی با زیان روبرو خواهند شد.
به گفته سازمان ملل، این گونه صنایع برای حفاظت خود در برابر زیانهای احتمالی چاره یی جز توجه بسیار جدیتر به حفظ محیط زیست ندارند.
سازمان ملل این هشدار را با تکیه بر نتایج یک بررسی جدید که در تاریخ سه شنبه، ۱۳ جولای(۲2 سرطان)، در کنفرانس بین المللی حفظ گونه ها و تنوع زیستی در لندن ارائه شده است انجام داده است.Ÿ
      دوکتوران بدون مرز

فکری برای سرسبزی

اکتبر 14, 2010

شماره 69/پنجشنبه 22 میزان 1389/14 اکتوبر 2010

پوهاند غلام نقشبند ناصری آمر دیپارتمنت جنگلات و منابع طبیعی فاکولته زراعت پوهنتون کابل که طی سی سال پیوسته در رابطه به محیط زیست و منابع طبیعی تدریس نموده اینک طرح هایش را در گفتگو با ارمغان ملی به خاطر بهبود محیط زیست شهر کابل  ارائه مینماید که توجه خوانندگان را به آن جلب میکنیم:

ارمغان: در شرایط موجوده شهر کابل از نظر محیط زیست در چه وضعیت قرار دارد؟
ناصری: محیط زیست کابل پیوسته و همواره به طرف خرابی و به طرف مشکلات میرود و دلیل اصلی این مشکلات اینست که اصلاً پلان شهری وجود ندارد، نفوس روز به روز در اینجا افزایش پیدا میکند و موضوع بسیار مهم اینکه اصلاً این شهر فاقد هر نوع فرشهای نباتی است، شهر کاملاً برهنه و از این کرده بزرگتر، تراکم وسایل نقلیه فوق العاده زیاد که اصلاً این شهر به این قدر وسایل نقلیه ساخته نشده این هم به مشکلات محیط زیستی شهر می افزاید. یک نکته مهم دیگری که میشود به آن اشاره کرد و از همه چیز کرده قابل توجه است اینست که کانالیزاسیون اصلاً در شهر کابل وجود ندارد، مردم از بدرفت های آزاد استفاده میکنند و سرازیر شدنش به طرف کوچه ها و بالاخره به اعماق زمین و حتی به دریای کابل مسایلی است که از پنجاه یا شصت سال همینطور ادامه دارد و از طرف هیچکس هر گز به آن توجهی صورت نگرفته، بناءً در یک کلمه باید عرض کرد که هوا ملوث، آب ملوث و محیط برهنة زیست ملوث، این ها که دست به دست هم میدهد، نه تنها اینکه زندگی و حیات انسان و بالاخره موجودات زنده را به اصطلاح تهدید میکند، بلکه میشود که آدم بگوید که ایکوسیستم طبیعی اصلاً در این شهر و ساحات اطراف آن آرام آرام رو به تخریب میرود و اینکه تخریب گردید شما باز آن وقت، خواهد درک کردید که یکی، دو و یا سه جزء بسیار مهم خدمات ایکوسیستمی از بین میرود و آنها که از بین رفت، معلوم دار فاجعه حوادث که او کُلش غیر مترقبه خواهد بود دامنگیر این شهر میشود، یک نکته را که من نباید فراموش بکنم این است که ازدیاد نفوس همراه با توسعه مساکن، مساکنی که اصلاً نباید در آنطور جا هایی که برای فضای سبز باید باشد ساخته شود، کمربندهای سبز باید در آنجا ساخته شود تا اینکه اقلاً کاربن دای اکساید را گیر کند،کاربن دای اکساید چیزیست که او اصلاً از طرف درخت جذب میشود، از طرف برگ سبز جذب میشود و به هر اندازه که درخت وجود نداشت به همان توازن این گاز میرود به طرف بالا و بالا رفتنش را شما میفهمید که گرمای سطح شهری را و بالاخره اطراف آن را فراهم می آورد و میتواند به مشکلات نه تنها شهری و محلی بلکه به مشکلات منطقوی هم بیافزاید. و اگر آدم تعمق بکند و بیشتر از این روی از این متمرکز شود مسایل فوق العاده زیاد دیگری هم وجود دارد که دست به دست هم میدهد و بالاخره محیط زیست را به وخامت میکشد.
ارمغان: چه اقداماتی باید شود که این وضع بد محیط زیست بهبود حاصل کند؟
ناصری: حرف بسیار عالی است، چون اگر همیش ما تنها مشکلات را قلمداد بکنیم و بالاخره نفهمیم که چه باید کرد، معضله به حال خود باقی میماند و همانطور که سالهای سال باقیمانده این هم ادامه خواهد یافت، من از لحاظ علمی میتوانم خدمت شما عرض بکنم که اطراف شهر خصوصاً کابل بسیار خوب از لحاظ موقعیت جغرافیاییش برای بهبود محیط زیست ساخته شده طبیعتاً، به این معنا که تمام دره هایی که در آنجا شهر کابل وجود دارد توسط کوه های بلند و کوچک و تپه ها و امثال آن احاطه شده، دریای خوبی هم به اصطلاح در مرکز این شهر جریان دارد، ولی همان قسمیکه من مشکلات را خدمت شما عرض کردم تکرار باید به آن در اینجا اشاره بکنم که دریای خشک و همچنان کوه های بلند، هر دوی از این میتواند به بسیار آسانی بدون مصارف بسیار گزاف سبز شود و دریای کابل پر آب شود، حالی من خدمت شما عرض بکنم در قسمت پر آبی دریای کابل، اگر از آن جایی که او سر چشمه گرفته به اصطلاح خوب تقویت شود این هم یکی از راه هایش است و راه دیگرش را که من دیدم و امکان این هم میسر است، دریای گلبهار و شتل و پنجشیر و این ها که به طرف پایین میرود و بالاخره مملکت را ترک میکند و میرود به جا های دیگر و آنجاها را سیراب میکنند تا چاریکار و قره باغ جوی کشیده شده، در آنجا از پیشش استفاده میشود، آبیاری صورت میگیرد و اگر یک پلان کوچک گرفته شود که همین راه به طرف قرغه و بالاخره به دریای کابل به اصطلاح مسیرش وصل شود من متیقن استم که چون آن آب، آب دایمی است و میتواند در دریا بیاید چون آب جاری میشود بناءً همه چیز هایی را که در آنجا وجود دارد همراه خود به طرف پایین میبرد، می آییم سر مسایل کوه ها، حالا بسیار زیاد تمرکز صورت میگیرد روی مسایل ساختن پارک و گلدان در لب سرک، این چیز های خوبست، زیباست، باید هم باشد، ولی اینکه محیط زیست را جور کند او هیچ وقت این کار را کرده نمیتواند، چرا ما میگوییم که جنگل یا درخت هر وقتی، زیرا آنقدر باید استقرار داشته باشد که یکی بالای دیگر خود اثر بگذارد و از طریق این اثرات برای بقای خود و برای بقای نسل های آینده خدمت بکند و از طریق این خدمت هوا و زمین را دگرگون بسازد، ما او را میگوییم جنگل و تأثیر آن را بالای محیط که این یک بحث بسیار کلانیست، کار ساده چیست؟ کار ساده اینست که ما دریابیم کدام نوع درختان میتواند در مقابل خشکی مقاومت فوق العاده زیاد داشته باشد، او را ما پیدا کرده ایم، به کثرت در همین شهر کابل یافت میشود، فقط انتقال آن به طرف قله ها و تپه ها و کوه ها این راه را برای سرسبزی کوه های شهر کابل آماده میسازد و خوب یک مقدار ضرور هم است که در بعضی جا ها چاه های عمیق حفر شود و توسط واتر پمپ ها آب به طرف بالا پمپ شود، به بسیار آسانی این میتواند قسمت اعظم درخت هایی را که در آنجا غرس میشود یک بار، دو بار یا چندین بار در سال آبیاری بکند و وقتی که یکدفعه استحکام گرفت ریشه های آن، به اطمینان من میتوانم خدمت شما عرض بکنم که به آبهای آبیاری هیچ دیگر ضرورت ندارد، تنها با همان مقدار بارندگی که از طرف زمستان و بهار در آنجا جاری میشود آن مقاومت را پیدا میکند و بالاخره در مقابل او یک ادپتیشن و توافق میکند و این (خوبی) دیگر هم دارد، مردم شهر کابل هم برای تفریح ضرورت دارند. فقط (با) یک سیم های هوایی نصب کردن، که این را سکتور خصوصی به بسیار آسانی انجام داده میتواند، فامیل ها در آن غرفه گکها سوار میشوند از پل باغ عمومی آنها را می بردارد در سر کوه آسمایی و شیر دروازه روز های جمعه را در آنجا دیگ و کاسه میکنند، کیف میبرند، تفریح میکنند عصر پس در همان غرفه گک که ده یا پانزده روپیه قیمت آن خواهد بود پس تا میشوند میروند طرف خانه و احساس میکنند که من والله واقعاً در یک شهر زندگی میکنم. این راه های برون رفتی است که همه میتوانیم به اصطلاح کابل را مقبول بسازیم، به مردم کابل فرصت این را بدهیم که لا اقل تفریح کنند، لا اقل زندگی کنند، موضوع بعدی بسیار مهم اینست که شاروالی کابل در جاهای معین شهرکها را ایجاد بکند و وقتی که امکانات این فراهم آمد که شاروالی بتواند زمین توزیع بکند باز مردم ضرورت ندارند که در کوه های بسیار بلند بروند و در آنجا خانه برای خود جور کنند که تنها همان آب بردن به خانه، غذا بردن به خانه، همین خودش در ذات خود بسیار مشکل است و او مجبور است همین کار را میکند. ما نمگوییم که پولیسی آن را منع بکند شما باید راهی را دریافت کنید که مردم هم همرایتان یکجا بپذیرد و به قیمت های بسیار پایین امکانات از این میسر باشد که برای خود یک خانه گک جور بکند، آنها خود به خود قسمت های بالا را اگر فعلاً دارد (ایلا) میدهد و بعد از این هیچ وقت کوشش نمیکند که یک کسی خود را به این فلاکت و بدبختی مواجه بسازد و برای اولاد خود به جایی خانه بسازد که امکاناتش نه به مکتب رفتنش است، نه آب در آنجا وجود دارد، نه سبزه وجود دارد، نه این، نه آن. این کار موضوع حکومتی است و آنها ممکن بهتر از ما بفهمند که به چه شکلی این کار ها را بکنند، موضوع مهم دیگری که من به آن میتوانستم اشاره بکنم این است که وارد کردن این قدر موتر، آیا همین را حکومت یا هر کسی که این را می آورد لازم می بینند، تنها و تنها در این مملکت موتر وارد میشود، این میتوانست فابریکه باشد این میتوانست یک چیز تولیدی باشد یک چیزی که از او تولید میتواند صورت بگیرد، این یک چیز مصرفی بوده و در عین زمان کیفیت و لوکسیت خود را هم از دست داده، بخاطر اینکه شما در یک موتر اگر در شهر سوار میشوید در این راه بندی ها و این تراکم و این رسوایی ها از آن کرده بسیار زیاد خوش تان می آید پیاده بروید تا همانجا ولو اگر دور هم است، بناءً من فکر میکنم که در این جا باید پلان هایی وجود داشته باشد که دولت نه تنها اینکه باید سر محیط زیست فکر بکند بلکه باید به اینکه هر کدام از این موتر های فوق العاده کهنه دارای ایکزاز بسیار عجیب و غریب دود فوق العاده بالا که در این دود ها تنها کاربن دای اکساید نیست فکر شود، این ها دود های عجیب و غریب نایتروجن دارند، این ها اکساید های سلفر دارند، این ها کاربن مونو اکساید دارند که هر کدامش که به طرف هوا بالا میرود در آنجا ترکیب های عجیب و غریب دیگری را همراه خود ضم میکند و بالاخره به چیزهایی منتج میشود که نه برای انسان قابل تحمل است و نه برای موجودات زنده دیگر. همینطور استفاده از چوب سوخت که این فرهنگ ما گشته شما ببینید که چوب یک ماده بسیار مهم بیولوژیکی است از آن هزاران چیزی میتواند جور شود مانند برق عایق مسایل عطریات، سلولوز، کاغذ و غیره که کلش را همین چوب فراهم می آورد، ولی ما آنرا در میدهیم، ما آنرا می سوزانیم، همین حالا حدود بیست و دو ملیون تن گاز اگر غلط نکرده باشم از طریق استفاده چوب سوخت به طرف هوا ما و شما میفرستیم، حالا این اگر بالاخره توسط گازاتی که کشور های صنعتی به طرف بالا میفرستند یک جا شود فاجعه بزرگی میشود، دنیا سرش فکر میکند ماورای بنفش نباید بیاید به طرف زمین و اتموسفیر، همینست که این یک کمک است برای تقویت انتشار گازات. بناءً این مسایلی است که از لحاظ اقتصادی هم شما تصور بکنید که همین موتر ها چقدر پول مصرف میکنند چقدر دیزل مصرف میکنند این سر اقتصاد ملی اقتصاد مملکت فشار فوق العاده زیاد اقتصادی است. حالا هر کس تقریباً یک موتر دارد، این را آدم شاید این طور فکر کند که ما شاید از لحاظ پیشرفت به درجه رسیده ایم ولی حرف اینست که ما اصلاً به اینقدر موتر ضرورت نداریم.
ارمغان: استاد محترم! به مسأله دریا ها تماس گرفتید، که باید دریاهای پنجشیر، شتل، سالنگ، غوربند و غیره بیایند در مسیر دریای کابل، ولی طوریکه دیده میشود وضعیت آب این دریا ها طوریست که در بعضی وقت ها آب خیزی دارند باز آب شان در ماه های میزان و عقرب و قوس بالاخره تا ماه حوت بسیار کم میشود که حتی در پایین دریا مردم از کم آبی به تکلیف میباشند نظر جناب عالی چیست که مثلاً اگر یک سیستمی به وجود بیاید که این آبها ذخیره شوند در غیر آن در داخل شهر هم مثلاً اگر این آب آمد و رفت بعد از آن در موقعی که مثلاً آب نیست چطور کنیم؟
ناصری: بسیار زیاد مردم در رابطه به مسایل آب کار میکنند آنها معلوم دار صد مرتبه از ما کرده در این مورد بهتر و خوب تر میدانند، من آن مثال را که آوردم اینطور مثال دادم که همین امکاناتش مطالعه شود چون من سروی را انجام نداده ام، من اینطور فکر کردم که از اینکه میتواند تا قره باغ بیاید حتماً شاید بتواند که تا اینجا هم بیاید. فرموده شما کاملاً درست است آب های دریا های ما ثابت نیست گاهی کم، گاهی زیاد و وابستگی به بارندگی دارد که اصلاً در طول سال، در طول روز، در طول فصل تغییر پذیر است، برای این یک منجمنت به کار است.
ارمغان: همین منجمنت چگونه باید باشد؟
ناصری: مقصد منجمنت اینست که باید آب ذخیره شود، آب باید در بند های بسیار بزرگ و خورد و ریزه تحفظ شود که آن آبهایی که در وقتیکه فوق العاده زیاد می آید در وقت زیادی در آن ذخیره گاه ها حفاظت شود و بعد از آن وقتی که بارندگی متوقف میشود در طول سال به همان مقدار که آن کاملاً تخلیه نشود آرام آرام به طرف جایی باید انتقال پیدا بکند که در آنجا تولیدات زراعتی، تولیدات منابع طبیعی، تولیدات حیوانی مطرح باشد. وقتی که ما و شما روی یک واتر شیپ منجمنت گپ میزنیم در واقعیت این همین مسأله را احتوا میکند که اصلاً آب ریزه های بسیار بزرگ، آب ریزه های کوچک و آب ریزه های خورد(ساخته شود) یعنی همین کوه هایی را که ما و شما داریم پیوست مثلاً در زمستان برف دارد، در بهار بسیار باران دارد یعنی اگر این را ما اینطور سمت بدهیم که بالاخره در یک جایی ذخیره شود و از آن جا به طرف جا هایی که در آنجا تولیدات زراعتی مطرح است رهنمایی شود، این دو حرف میشود، یکی آبی که شما خود تان لطف کرده به آن اشاره کردیدکه او در آن وقت می آید به بسیار سرعت تیر میشود از رفتنش جلوگیری شد و دو دیگر کاری شد که از آن به اصطلاح در طول سال بر تولید مسایل زراعتی و حیوانی و امثال آن استفاده شود، در اکثریت ممالکی که به خشکی مواجه استند بارندگی کمتر دارند آن ها شروع کرده اند برای تنظیم آبریزه ها و تنظیم آب ریزه ها، یک مبحث بسیار بزرگ است گپ بسیار کلان است من کاملاً متیقن استم مثلیکه قبلاً برایتان گفتم که ما انجنیر ها و متخصص ها و کسانی داریم که آنها در این رابطه آگاهی خیلی زیاد دارند در این رابطه میشود که از آن ها هم استفاده صورت بگیرید.
ارمغان: مردم ما از زمانه های دور حتی در تخت رستم در ذخیره آب مهارت خاصی به کار برده اند، با توجه به تجارب دیرینه شما هر گاه مسوولان از شما بخواهند که به حیث یک متخصص محیط زیست میکانیزمی در بهبود محیط زیست پیشنهاد کنید شما در زمینه چه پیشنهاد خواهید نمود؟
ناصری: من برای آنها و خدمت شما خواهد گفتم که بیایید از همین رسوس های حکومتی یک کمی به طرف چپ یا راست برویم به این معنا که حکومت باید فرصت تحصیلات را فراهم بیاورد، به حکومت امکانات این را بدهیم که ارزیابی بکند، ولی برای کار، برای منجمنت و بالاخره برای پلان و پروگرام مردم را کش کنیم، از مردم استفاده بکنیم، شما از تخت رستم حرف زدید، این حرف هایی بود که صد ها سال پیش، هزار ها سال پیش مردم به این توجه کرده بودند، ما در همین سده گذشته اصلاً عرف داشتیم فرهنگ داشتیم. اینجا مردم حشر میکردند، حالا کار حشری آرام آرام کاملاً از بین رفته است، در آن وقت یک صدا میکردید شما در مسجد و… که امروز ما حشر داریم از هر خانه عوض یک نفر دو نفر وجود داشت و با یک علاقمندی بیل، کلنگ وسایل و افزار کار و امثال از این را همراه خود میگرفتند وقتی فرا میرسید که پنجصد نفر، هزار نفر جمع میشدند، دو طرف سرک ها را نهال شانی می کردند. جا هایی را که لازم بود سبز میکردند، حوضی را که بود حفر میکردند مسایل اجتماعی دیگری که بود این ها را به دسته جمعی انجام میدادند. من متیقن استم که مردم شهر کابل علاقه دارند که آنها یک فضای سبز مقبول داشته باشند تا آنها از آن حظ ببرند و در آنجا تفریح کنند، در آنجا بگویند ما شهر مقبول داریم. من متیقن هستم که این معلوم دار کار کار دارد امروز بروید و صدا کنید مردم میگویند که من کاری را که میکنم باید در مقابلش یک چیزی بگیرم، همین چیزی گرفتن هم در داخل یک پروگرام که من خدمت شما عرض کردم که حکومت کار فسیلیتیشن را بگیرد، مردم دست و بازو را بر میزند همراه میشود مشروط به اینکه همین مردم بالاخره از این ریسورسی را که شما ایجاد میکنید استفاده بکند. وقتی که آدم فهمید که این ملکیت من است، این جای من است، این از مردم من است، بعد از آن باز علاقه پیدا میکنند برای دست دادن به هم، برای برادری کردن به هم، با هم نزدیک شدن، نه اینکه یکی دیگر خود را باید تیله بکنند، یکی دیگر خود را رد بکنند، یکی دیگر خود را به طرف سمت های منفی و امثال آن بکشانند، این یکی از راه هاست، استفاده از مردم این یک ستراتیژی ایست، اصولاً ستراتیژی بسیار مهم سرسبزی در مملکت که این را برده اند روش های اجتماعی میگویند. موضوع بعدی معلوم دار تخنیکی است. در قسمت تخنیک من خدمت شما عرض کردم که یادم می آید یک وقت لازم بود که به شهر کابل نهال توزیع شود و این نهال را باید به هر کس یا به هر توظیف شده بدهند که این را غرس بکند. مجلسی دایر شد و این ها با هم نشستند و بالاخره به این نتیجه رسیدند که این نهال ها را از خارج وارد میکنیم، اتفاقاً من را هم در همان از یک جایی کسی روان کرده بود، بالاخره کسی گفت که پوهاند صاحب هم آمده از این پرسان بکنیم که همینقدر نهالی را که ما از بیرون می آوریم (حتی از کشور های پاکستان و ایران و این ها مطرح بود و بسیار پیسه گزافی را یک مرجعی کمک کرده بود) چطور است که در این جا بنشانیم، من برایشان گفتم که دوست های محترم! اگر میله نوروز را شما تجلیل میکنید، این کار کار فرهنگیست کار شماست، گر چه که سرش مصرف میکنید من این را یک قدم خوب میدانم ولی ابراز نظر نمیکنم که چقدر مصرف بکنید او را شما میفهمید، آمدیم سر موضوع نهال من تنها برای شما میتوانم مشوره بدهم که نهالی را که از بیرون می آوریم چون اجدادش در این جا وجود نداشته بناءً بسیار کم ممکن است در اینجا توافق محیطی بکند.
من رأی نمیدهم مشوره هم نمیدهم. به شما مشوره میدهم که همین مقدار پیسه را بگیرید به وزارت زراعت بدهید، بگیرید به شاروالی بدهید یک مقدار زمین و اینطور گپ ها راه هم در اختیارشان بدهید در اطراف و ولایات روان بکنید که در حدود یکهزار قریه را احداث بکنند. دو سال بعد شما صد میلیون نهال دارید، چرا دو سال طاقت نکنیم که بعد از آن نهالی داریم که پدرش در همین مملکت بوده، در همین محل بوده، در همین خاک بوده، اجدادش هم در همین ملک بوده، این با تمام نا گواری های اقلیمی و محیطی جنیتیکلی از لحاظ وراثت توافق دارد. این در اینجا هیچ خطا نمیکند بابیش در همین راه رفته، این هم در همین راه میرود، بناءً به چه وجه او نهال را بخریم؟ همان کار را باید می کردند خوب من حرف خود را زدم از ما تنها نصیحت کردن است و بس، این که چقدر به آن عمل میشود یا نمیشود این اصلاً کار ما نیست. نهال هایی بسیار زیاد از پاکستان انتقال یافته بود آمد، اتفاقاً همین که شاندنش پانزده روز بعد کلش خشک شد به خاطر از این که اجداد او از این جا نبود، او نمیتوانست که در اینجا تحمل بکند، این هوای بسیار سرد زمستانی را، این هوای گرم تابستانی را، یک اقلیم بسیار عجیب و غریب داریم یک مقدار قوریه ها را ایجاد کردن، نهال را به یک سالگی و دو سالگی رساندن و در همانجا از توده های مردم استفاده کردن، به هر شیوه یی که امکان پذیر است تشویق کردن آن ها برای حفظ محیط خودشان، این چیزی بود که من در قسمت مسایل تخنیکی خدمت شما عرض کردم.
چیزیکه بسیار زیاد ارزش دارد موضوعات مربوط به آگاهی محیط زیستی است، درخت باید حفظ شود، باید از آن مراقبت صورت بگیرد، بالاخره تقویت شود که به جنگل عوض شود وقتیکه این کار صورت گرفت و درخت مادری در سر کوه خودش ایجاد شد، باز آدم را نمی گوید در اینجا دیگر هم نهال (بنشان)، او خودش ریشه میزند، او خودش از ریشه خود دیگر ها را ایجاد میکند، این را میگویند ایکو سیستم طبیعی. (درخت) میگوید در من دخالت نکو، من را نزن، مرا افگار نکو، مرا بگذار من خودم خود را تربیه میکنم، این را نباتات خودش برایت میگوید، یعنی در اول چون آنجا برهنه است در آنجا چیزی وجود ندارد انسان باید به کمک آن بشتابد، انسان آنجا که رفت تهداب را گذاشت بالاخره یک کتله از جنگل را ایجاد کرد، بعد از آن نه به کسی ضرورت است که آن را شاخه بری بکند، نه به کسی ضرورت است که به آن آب بدهد، او ریشه میزند، او آب را خودش فراهم میسازد، او امکانات این را برای شما هم فراهم می آورد که هزار ها لیتر آب را به طرف آسمان انتقال بدهد از طریق تبخیر با شیوه فزیکی و فزیولوژیکی خود و همان را با جبهات سرد در هوا (من این را در هوتل انترکانتیننتال هم گفتم) پس سرازیر میکند برای شما امکانات این را فراهم می آورد که بارندگی فصلی در طول سال ادامه پیدا بکند و این کار را جنگل و این کار را نباتات سبز به بسیار خوبی و سهولت میتواند انجام بدهد.
ارمغان: استاد محترم یک نکته اساسی را که شما فرمودید نقش مردم در پروسه سر سبزی میباشد اول باید به مردم آگاهی داده شود بعد توقع حفظ محیط زیست از افراد شود. نقش مکاتب، وزارت معارف، وزارت تحصیلات عالی را در این زمینه چگونه ارزیابی میکنید؟
ناصری: خدمت شما عرض بکنم که اگر مکتب در افغانستان کیفیتی را میداشت مثلیکه تمام کشور ها دارند یعنی خدمت شما این را باید بگویم که اطفال از همان طفولیت به طور دسته جمعی سرتاسری میتوانستند به مکتب بروند و در ما بین مکتب به عنوان یک مضمون محیط زیست وجود میداشت یا داشته باشد از همان طفولیت طفل به این عادت میگیرد که من محیط خود را چطور باید نگه بکنم و این کیفیت خانواده گی، کیفیت کوچه، بالاخره گذر، شهر و ولایت کُلش را احتوا میکند. یعنی ده سال تا پانزده سال لازم است که به شکل دسته جمعی تمام اینها ذهنیت پیدا بکنند که من در خانه به چه شکل همرای محیط خود معامله بکنم، او که فهمانده شود خانه میرود به بابه خود میگوید، به مادر خود میگوید، برای دیگران میگوید.
 چون این را ما گفتیم که تحصیل و درس دسته جمعیست که این موضوع در هر خانه داخل میشود. در ممالک انکشاف یافته ضرورت برای آگاهی عامه هیچ وجود ندارد، عامه آگاه است که من درختی را که در خانه دارم در حویلی خودم است حق از این را ندارم که این را قطع بکنم الی اینکه باید در مدیریت جنگل بروم و عریضه بکنم که این درخت خانه من را سایه کرده در خانه من سایه انداخته، من همین را قطع میکنم آیا تو اجازه میتی یا نمیتی، او آدم میرود با چکش و تبر و این و آن خود آن را خوب تک تک میکند، میبیند که این پوده و فرسوده و مریض و اینطور گپ ها نیست در صورتیکه سالم باشد اجازه داده نمیشود که این را قطع کند و آن آدم هم قطعش نمیکند ولو که آن را خودش میداند که سایه اش مرا تکلیف میدهد. این را خدمت شما عرض بکنم که فرهنگ محیط زیستی اصلاً یک فرهنگ همگانیست و در کشور ما و شما اصلاً به این التفات صورت نگرفته هیچکس اصلاً در این فکر نیست که اگر من مثلاً همین کاری را که در طبیعت انجام میدهم نهال را قطع میکنم، درخت را قطع میکنم سبزه را از بین میبرم، کثافات را در روی کوچه پاش میدهم، کاغذ و اینطور گپ ها را در جا های لازمش نمی برم، صابون را در ما بین چاه به اصطلاح می اندازم و هزار گپ دیگر، برایش کاملاً بی تفاوت است که مریض هم شد نمی داند که من از کجا مریض شدیم ولی این که از همان قسمت مکتب که شما به آن اشاره کردید اگر همینطور بالا برود همین مکتب خانواده را هم باز احتوا میکندکوچه را هم احتوا میکند و بالاخره شهر را هم احتوا میکند ولی در فرصت فعلی چون کل مردم به مکتب نمیرود، بسیار یک تعداد معین مردم میروند پیشنهاد من اینست که آگاهی عامه هم از طریق مطبوعات، هم از طریق تلویزیون، هم از طریق رادیو، هم از طریق مکاتب و جاهایی که میتواند به اصطلاح خوب نشر بکند، من فکر میکنم که یک چیز کاملاً ضروری است و این باید صورت بگیرد بعد از آن باز خود خانواده ها که تشویق شد که این یک ضرورت است شما ببینید در شهر کابل مردم بسیار عاقل استند، فقط یک دک دادن لازم است در خیرخانه رفته باشید در هر کوچه ببینید پیشروی هر خانه پنج، شش درخت است و هیچکس نگفته ولی او میفهمد که در خانه من و پیشروی خانه من یک نهالی وجود دارد همین چه وضعیت دارد این کار را هر کس می کند، ولی اگر شما از این طریقه ها آنها را تشویق کنید و از طریق درس و تدریس و آموزش و آگاهی تشویق بکنید معلوم دار او قدم خود را از خانواده و خانه بالاتر میگذارد بعد از آن شهر را هم خانه خود فکر میکند.
ارمغان: اگر در ساختار تشکیلاتی شاروالی ها بخش معاون محیط زیست ایجاد شود و اگر در کوریکولم مکاتب و پوهنتون ها یک مضمون تحت عنوان محیط زیست تدریس گردد نظر جنابعالی در زمینه چیست؟
ناصری: در هر ارگان اگر شما یک شعبه فعال محیط زیستی داشته باشید در بعضی موارد شاید اینطور فکر شود که این یک تشکیل اضافی است مصرف اضافی است، تولیدی نیست، ولی من میگویم که این هم تولیدی است هم محیط زیستی است و هم بهداشتی است، بناءً من حرف شما را کاملاً تقویت میکنم و این را سخت تائید میکنم که اگر در چوکات شاروالی به اصطلاح عوض از اینکه یک ریاست سرسبزی دارد همین ریاست به ریاست محیط زیست بدل شود و همین سرسبزی در چوکات آن بیاید، شما به مجردی که محیط زیست مطرح میکنید در آنجا یک جزء محیط زیست سرسبزی است. در مکاتب اگر در کوریکولم های درسی شان شامل شود آدم های مجرب و با تجربه در قسمت محیط زیست این مضامین را تدریس بکند عین حرف بیاید در پوهنتون ها این یک مضمون همگانی باشد حالی شما ببینید در پوهنتون کابل تنها فاکولته زراعت و فاکولته زمین شناسی سر محیط زیست بسیار زیاد متمرکز است حال آنکه ما بسیار فاکولته های دیگر داریم که همیشه سر و کار شان با محیط زیست است، ولی اینطور چیز خاصی را در قسمت محیط زیست ندارند اگر یک مضمون همگانی باشد و در این جا تدریس شود و از این جا آدم ها به اصطلاح فارغ شود بالاخره بروند به جامعه مصدر خدمت شوند، من متیقن استم که به زود ترین فرصت بسیاری حرف های ما که برایش توجه صورت نمیگیرد در آن وقت تحت توجه قرار خواهد گرفت و بالاخره آرام آرام انشاالله مملکت ما به طرف یک محیط زیست سالم که دارای ایکو سیستم های کاملاً طبیعی سالم باشد رهنمایی خواهد شد.Ÿ

شعری از والت ویتمن

اکتبر 14, 2010

تصویر پرندگان در شعر مولانا

اکتبر 14, 2010

شماره 69/پنجشنبه 22 میزان 1389/14 اکتوبر 2010

مثنوی معنوی: 2295-2291-1

شهروندان کابل دود تنفس میکنند

اکتبر 14, 2010

شماره 69/پنجشنبه 22 میزان 1389/14 اکتوبر 2010

فاخته

شاید برای آنانیکه سی سال قبل در کابل زیست مینمودند حتی باور نکردنی باشد اگر بنویسیم که در مکروریان های 2-3-4 ساعت شش صبح فضا به حدی دود آلود میباشد که برای انسان نوعی نفس تنگی دست میدهد، تصور اولی آنانیکه در سالهای اخیر کابل را ندیده اند از عوامل این مسأله احتمالاً این خواهد بود که ،چون مردم از مواد محروقاتی مانند چوب، ذغال، تیل و غیره استفاده مینمایند بنابران فضا را دود مکدر میسازد، نه خیر! در شهر ما ماشا الله اکنون برق به طور بی سابقه اضافه از مصرف وجود دارد و جالب تر از آن اینکه اگر از پل محمود خان به طرف بالا حصار ساعت 9 صبح نگاه کنید طبقه یی از دود را بالای منطقه جادۀ میوند میبینید و هر گاه ازطرف صبح از منزل ششم مکروریان چهار به استقامت میدان هوایی ببینید بالای قلعه وکیل همین چتر دود را که در بالای خانه های مردم است مشاهده میکنید. از استقامت کارتۀ سه و چهار وقتی به سوی کوه شیر دروازه حوالی صبح دیده شود در دامنه کوه در روز روشن دود خوابیده را میبینید و با این حال کسانی که از شمال کشور از طریق کوتل خیر خانه به شهر وارد میشوند، میگویند که از بلندی کوتل خیر خانه وقتی به شهر کابل دیده شود چنان به نظر می آید که گویا شهر در میان خاک و دود فرو رفته. هر کس با خوانش این مشکل شهر کابل ممکنست دفعتاً سوال نماید که آیا مسوولان مملکت از این پرابلم خبر ندارند؟ شاید باور نکردنی باشد اگر بنویسم که در روز شمارش آرای وزرای کاندید رییس مجلس نمایندگان از مؤظفین تقاضا نمود که هوا کش های پارلمان را فعال سازند تا هوای تالار تازه شود اما در جواب از طرف مؤظفین شنید که هوای شهر هم دود آلود است و این صدای رییس مجلس نمایندگان مستقیماً از طریق تلویزیون به سمع مردم افغانستان و جهان رسید، زیرا تلویزیون نشرات لایف داشت. چندی قبل از زبان مسوول اداره عریض و طویل محیط زیست میباشد شنیده شد که آن اداره برای بهبود محیط زیست پالیسی میسازد و وظایف اجرایی به دوش سایر ادارت است. مردم میگویند «وقتی حتی فضای تالار پارلمان را نیز اثرات دود شهر متأثر ساخته و وکلای پارلمان از آن آگاهی دارند و از جانبی اداره محیط زیست مصروف نوشتن پالیسی بوده و شاروال در مشکلات خود مصروف است این مشکل را به کی بگوییم و به کجا عرض کنیم» مردم در همین فضای خفقان آور شهر کابل نفس میکشند و ازدحام عجیبی از کسبه کاران، دست فروشان، کراچی کشان، سپندی ها، گدایان و لیلامی فروشان را در میان انبوهی از راه بندان ترافیک میبینید که با حالت خسته، لباس های مندرس و سر و وضع آشفته بخاطر پیدا نمودن یک لقمه روزی به اولادان شان زحمت میکشند. بسیاری از این شهروندان حتی یک تشناب عادی به خاطر شستشوی بدن شان ندارند و با حالت افسرده در میان خاک موتر ها هر روز دود و غباری را تنفس میکنند که پس از کش نمودن کراچی و کشیدن بار مجبوراً با عملیه شهیق و ذفیر به شش های خسته شان فرو میبرند.Ÿ

آیا باغ وحش توسعه خواهد یافت؟

اکتبر 14, 2010

شماره 69/پنجشنبه 22 میزان 1389/14 اکتوبر 2010

وفا

باغ وحش کابل پس از ویرانی های جنگ در حال بازسازی است و این بازسازی تا ماه عقرب تکمیل خواهد شد و مسوولان در صدد توسعه و انکشاف باغ وحش میباشند. در این رابطه با عزیز گل ثاقب مصاحبه  انجام شده که توجه خوانندگان گرامی را به آن معطوف میداریم:
پرسش: در باغ وحش کابل چی تعداد حیوان و پرنده از کدام انواع فعلاً وجود دارد؟
پاسخ: باغ وحش کابل بعد از آمدن اداره مؤقت به بازسازی آغاز کرد ما در داخل باغ وحش فعلاً 43 نوع حیوان و پرنده داریم که بیش از 280 بال میشود بر علاوه آن بعضی حیوانات و ماهی ها نیز در باغ وحش موجود است. باید بگویم در این اواخر شاروالی کابل یک اقدام خوبی را که شامل پروگرام ایکو نبود رویدست گرفت و آن اینکه از طریق دستگاه شاروالی کابل پیاده رو ها را سنگفرش و اطراف پیاده رو ها و بعضی از قفس هایی را که ایجاب میکرد سبزه و چم فرش کرد. ما به امید آن هستیم تا اینکه با افتتاح رسمی باغ وحش تمام کارهای لازم و ضروری را الی برج عقرب به پایان برسانیم به همین منظور کار بسیار عاجل از طریق شاروالی کابل همین اکنون در جریان است.
پرسش: در حفاظت از حیات حیوانات و پرنده های باغ وحش چه تدابیر دارید؟
پاسخ: هر نوع حیوان وحش از خود قفس جداگانه و پرستار جدگانه دارد، لذا غذا و آب شان بصورت منظم در وقت معین برایشان داده میشود، در صورت کدام مریضی کلینیک باغ وحش فعال است، پرستار مربوط عاجل داکتر مؤظف را اطلاع میدهد که حیوان یا غذا نخورده است یا مریض است، عاجل مؤظف کلینیک به تداوی میپردازد، در صورتیکه به معالجه حیوان به صورت درست رسیدگی نتواند از کلینیک وزارت زراعت طلب کمک مینماییم و اگر از توان آنها بالا باشد موسسات بین المللی را در جریان قرار میدهیم، به هر حال به تداوی حیوان وحش کابل توجه جدی صورت میگیرد.
پرسش: آیا افغانستان عضویت کمیته وحش بین المللی را دارد یا خیر؟
پاسخ: خوشبختانه افغانستان عضویت 2 موسسه وحش دنیا را دارد که یکی عضویت سازار که حیات وحش آسیای جنوبی و دیگری 2 ماه قبل ما عضویت باغ های وحش بین المللی را کسب کردیم البته عضویت در این نهاد ها برای حفظ و انکشاف وحش افغانستان بسیار ارزنده است زیرا از طریق آنان زمینه های تریننگ و آموزش کارمندان باغ وحش فراهم گردید و همچنان اشتراک در کنفرانس ها و سیمینار ها در این رابطه به تجارب پرسونل ما بیش از پیش می افزاید.
خوشبختانه در ماه نوامبر تعداد 5 تن از پرسونل مسلکی باغ وحش در کنفرانس وحش جنوب آسیا که در نیپال برگزار میگردد اشتراک فعال خواهند کرد این خود یک دست آورد بزرگ عضویت ما در نهاد های بین المللی میباشد.
پرسش: پرندگان مهاجر از کدام مسیر فضای افغانستان را می پیمایند و به کشور های دیگر میروند؟
پاسخ: البته ما با آن امکانات مجهز نیستیم تا بتوانیم سروی های بیرونی را در عرصه های مختلف حیوانات و پرندگان وحش آغاز کنیم. هر چند تا حدی سروی آن مربوط اداره محیط زیست میشود ولی گفته میتوانم کلنگ ها، قازها، قتان ها مهاجرت مینمایند و فضای کشور را عبور مینمایند و بعضا سبب انتقال ویروس ها میشوند که وزارت زراعت مسوولیت آنرا دارد.
پرسش: کدام نسل حیوانات و یا پرنده ها در کشور در حال انقراض است در صورت موجودیت انقراض تدابیر شما برای جلوگیری از آن چیست؟
پاسخ: بسیار پرنده ها نسل شان در حال انقراض است 48 نوع حیوان و پرنده در حال انقراض است اگر مشخص اسم ببرم به درازا میکشد. ولی اینقدر پیشنهاد مینمایم تمام هموطنان ما از شکار های خود سرانه که باعث انقراض میشود جلوگیری نمایند. در این راستا ارگان های مسوول فعال است که از ایشان ابراز سپاس میکنم 4 روز قبل 4 راس آهو را از پاکستان به شکل زنده غرض فروش به افغانستان انتقال داده بودند که اداره محیط زیست با همکاری پولیس فرد عامل را گرفتار و آهوان را به باغ وحش انتقال دادند که از ایشان ابراز تشکر میکنم البته این وظیفه همگانی است تا حیات وحش را حفاظت نمایند. قابل یاد آوری و افتخار است که موسسه حیات وحش افغانستان پرنده را که 162 سال قبل در هند نسل شان در حال انقراض بود در کوه های پامیر زیست میکند کشف کرد و با کشف حیات این پرنده تمام دنیا برای نهاد های ذیربط حفاظت وحش افغانستان تبریکی فرستادند این مایه افتخار کشور ما است.
پرسش: آیا مسوولین باغ وحش به خاطر انکشاف باغ وحش کدام برنامه رویدست دارند؟
پاسخ: یک پلان توسعوی باغ وحش بسیار جدی رویدست گرفته شده است که از پل گذرگاه الی پل آرتل یک دیوار احاطه اعمار میشود و دریایی که از آن مسیر میگذرد به داخل باغ وحش جریان خواهد داشت. این پلان توسط دیزاینران و انجنیران باغ وحش آسترالیایی سکیج شده و همین اکنون روی میز شاروال صاحب قرار دارد که روی آن کار میکند در این رابطه کشور های دوست نیز آمادگی همکاری مالی را وعده داده اند، البته این دیزاین به استندرد بین المللی در نظر گرفته شده است در حال حاضر توسعه ما الی پل آرتل است و در آینده این توسعه انکشاف داده میشود این از علاقمندی مفرط شاروالی کابل است که هر لحظه روی پلان آن کار میکند و در نظر است تا یک قسمت کوه توسعه یابد.
پرسش: به خاطر بهبود وضعیت باغ وحش از مسوولین و یا هموطنان توقع شما چیست؟
پاسخ: ما باید بگوییم تا حدود امکان مسوولین در قبال حیات وحش کار های لازم انجام داده اند اما آنچه مربوط به مردم شریف و علاقمندان باغ وحش است احترامانه خواهش و تقاضا مینمایم تا هنگام تماشای حیوانات از انداختن اشیای اضافی و آزار و اذیت وحش خود داری نمایند همچنان باعث مزاحمت خانواده های تماشاچی نشوند.Ÿ