بایگانیِ نوامبر 2010

مجلس از سه راه كداميك را انتخاب خواهد كرد؟

نوامبر 29, 2010

شماره 73/يكشنبه 7 قوس 1389/ 28 نومبر 2010
اگر از اين زاويه نگاه كنيم كه كشور در لحظه كنوني در زمينه هاي سياسي، نظامي، اقتصادي و اجتماعي به نحوي به بن بست رسيده و روزمره گي شيوه مسلط كار دستگاه دولت گرديده، از اين نقطه دومين مجلس چند راه در پيش دارد:
يكي آنكه وضعيت دردناككنوني به همين بگو مگو ها و معاملات سطح پايين حفظ شود كه در واقع محافظه كاري به نفع تيم بر سر اقتدار تعبير ميشود.
دوم شكست اين بن بست با تفكيك واضح قواي ثلاثه و حركت كشور به پيش با استقلاليت قواي مقننه در چوكات قانون كه اصلاح طلبي لحظه حاضر ميتواند نام بگيرد.
سوم عقب گرايي به دوره شكستن ارزش هاي مدني به دست آمده 9 سال اخير كه اداره قرون وسطايي تاريك انديش به آن ميتوان نام گذاشت.
مجلس نمايندگان يا ولسي جرگه كنوني با پشت سر گذاشتن همه مشكلات كنوني كه بايد از دريچه قانون حل گردند بايد حرفي براي گفتن به اين زمينه ها داشته باشد. كه با تدوير نخستين اجلاس و با توجه به تركيب نمايندگان مجلس سمتحركت قوه قانون گذار در اين زمينه ها مشخص خواهد شد كه آيا باز هم يك افزار محافظه كار دست حكومت خواهد بود و يا از دو راه عقب گشت و اصلاح طلبي كداميك را انتخاب خواهد كرد؟ قدر مسلم آنست كه چراغ جدال حق و باطل در رسيدن به صراط المستقيم، قانون و قانون شكني، مبارزه با فساد، رشوه، اختلاس، قاچاقبري، زورگويي و امثالهم در هر نوع شرايط و با هر نوع تركيب بايد در مجلس نمايندگان دوم روشن باشد.Ÿ

پشتاره جنگ به شانه امريكا ماند

نوامبر 29, 2010

شماره 73/يكشنبه 7 قوس 1389/ 28 نومبر 2010
ستاك
چنان به نظر ميرسد كه بالاخره رهبران ناتو در كنفرانس ليزبن هر يك به راه خود روان شدند و تفسير هاي جداگانه اي از توافقات در مورد افغانستان دارند.
ديويد كاميرون نخست وزير بريتانيا ميگويد «سربازان بريتانيا در افغانستان به اندازه كافي قرباني داده اند و در سال 2015 دوباره به وطن بر ميگردند» و تأكيد ميكند كه «اين ضرب الاجل محكمي است كه ما به آن عمل ميكنيم.»
زاپاتيرو نخست وزير اسپانيا ميگويد:«در حاليكه انتقال قدرت در زير فرماندهي افغانها بين سالهاي 2011 و 2014 كاملاً معقول است از ضرب الاجل بيرون كشيدن نيروهاي باقيمانده اسپانيايي از افغانستان نميتوان منصرف شد».
ستيفن هارپر نخست وزير كانادا كه قرار است كشورش وظايف جنگي را در افغانستان سال آينده متوقف سازد ميگويد «رييس جمهور حامد كرزي گفته است حمايت كانادا مشروط به مبارزه عليه فساد است.»
با اين اظهارات چنان به نظر ميرسد كه بالاخره بار اصلي جنگ به دوش ايالات متحده خواهد ماند و پشتيباني كشور هاي ناتو در حد اخلاقي و مادي صورت خواهد گرفت، چون ايالات متحده هشدار ميدهد كه هنوز جنگهاي سختي در پيش رو قرار دارند و بارك اوباما رييس جمهور ايالات متحده ميگويد: براي نخستين بار او اميدوار است كه سربازان امريكايي جنگيدن را در سال 2014 متوقف سازند و در حاليكه ناظرين سياسي هشدار ميدهند كه چنين امري يك هدف بلند پروازانه است برخي سناتوران جمهوري خواه جولاي 2011 را زمان مناسب براي شروع خارج ساختن نيرو هاي امريكايي از افغانستان نميدانند. وقتي از اوباما در مورد حضور نظامي كشورش در افغانستان پس از سال 2014 پرسيده شد گفت: وظيفه اصلي اش تأمين امنيت شهروندان امريكايي است و براي اين هدف «آنچه را ضروري باشد انجام خواهد داد».
رييس جمهور كرزي اخيراً در اظهارات تندش در يك روزنامه امريكايي خواستار قطع حملات هوايي نيرو هاي ويژه امريكايي شده بود و همچنان قطع فعاليت شركت هاي امنيتي خصوصي از ديگر مسايل مورد اختلاف كابل و واشنگتن بود.
اوباما در رابطه به تنش هاي اخير ميان كابل و واشنگتن گفت «رييس جمهور كرزي نگراني خود را در مورد شركت هاي امنيتي ابراز كرده است. فكر ميكنم اين نگراني به جا است. از طرف ديگر چيزي را كه در گذشته به او گفته ام و در نشست امروزي نيز تكرار كردم اين است كه من نميتوانم كمك كنندگان امريكايي را در جا هايي بفرستم كه امنيت شان تأمين نيست.»
اوباما گفت: ايالات متحده به نگراني هاي حكومت افغانستان توجه ميكند اما حامد كرزي نيز بايد نگراني هاي ايالات متحده امريكا را در مورد امنيت شهروندانش و پول ماليه دهندگاني كه در نتيجه فساد ضايع ميشوند در نظر داشته باشد.
كارشناسان ميگويند با توجه به اظهارات فوق دولت افغانستان بايد خود را براي كار مشترك با جامعه جهاني در ابعاد گوناگون آماده سازد و با اين حال دامن زدن به اختلافات موجود (كه در آن حتي نقش گماشته گان جعلي ملا اختر منصور توسط آي اس آي را نبايد ناديده گرفت) در واقع آب ريختن به آسياب دشمن ميباشد و از همينجاست كه روحيه و مورال طالبان بيشتر شده در اختلاف مخالفان شان خوشحالي نموده آنان را به استيضاح و مسخره ميگيرند. در حال حاضر لازمست به اين نكات توجه شود كه:
-1دولت كيست و مخالفان و متحدان دولت كيهاست؟
-2جنگ با كي و به خاطر چي؟
-3راه هاي قطع جنگ و تأمين صلح كدامهاست؟
-4هدف از تأمين صلح چيست و كدام صلح و به چه بهايي؟
در اينكه جامعه جهاني ابدالدهر در افغانستان نخواهد بود همگان متفق الرأي اند اما در اينكه ميكانيزم سپردن مسووليت به افغان ها با توجه به تركيب اجتماعي و قومي مغلق افغانستان و با توجه به شرايط حساس جيو پوليتيك كشور در منطقه چگونه بايد صورت گيرد در اين رابطه جامعه جهاني بايد مسأله را فراتر از اهداف كوتاه مدت كشيدن پاي شان از باطلاق افغانستان و دولت فراتر از فرار از فشار هاي جامعه جهاني ارزيابي كنند.Ÿ

طشت رسوايي مذاكره با طالبان از بام افتاد

نوامبر 29, 2010

شماره 73/يكشنبه 7 قوس 1389/ 28 نومبر 2010
از مدتها قبل گزارشاتي از تماس هاي مخفي با طالبان بر سر زبانها بود كه پارلمان و محافل مدني و اجتماعي افغانستان از سري بودن آن به تشويش بودند. بالاخره رسانه هاي غربي افشا نمودند كه گويا ملا برادر و ملا كبير، توسط طيارات ناتو به كابل انتقال يافته و با مقامات دولت ملاقات نموده اند. ولي در بدل آن بعداً افشا گرديد كه شخصي با نام جعلي ملا اختر منصور به صفت مرد شماره دوم طالبان توسط طيارات ناتو به ارگ رياست جمهوري انتقال يافته و در بدل دريافت مبلغ گزاف با رهبري افغانستان مذاكره نمود، در حاليكه ملا عمر هر نوع تماس با كابل را رد كرد. نيويارك تايمز نوشته كه شك و ترديد ها در مورد جعلي بودن مذاكره كننده زماني بيشتر شد كه مقامات افغاني براي بار سوم با او در كندهار مذاكره كردند. اين روزنامه نوشت: مردي كه از سالها پيش ملا منصور را مي شناخت به مقامهاي افغان گفت كه مرد پشت ميز شباهتي به ملا منصور ندارد. هرچند رييس جمهور كرزي به شدت گزارشات نيو يارك تايمز را رد نمود و از اين مذاكرات انكار كرد اما كارشناسان ميگويند تا نباشد چيزكي مردم نگويند چيز ها. ناظرين سياسي ميگويند احتمالاً فرد مورد نظر گماشته استخبارات آي اس آي باشد كه با يك بازي خطرناك پروژه ملاقات با طالبان را خنثي ساخت، درسي كه دولت افغانستان بايد از اين رسوايي بگيرد آنست كه:
-1هيچ مسأله ملي را رهبران از مردم پنهان نسازند.
-2بدون همكاري فعال جامعه جهاني و اركان ثلاثه دولت و جامعه مدني هيچ اقدام شخصي معامله گرانه در افغانستان به كرسي نمي نشيند.
آنچه مسلمست اينكه احتمالاً پاكستان با اين حركت به رهبري افغانستان و جهان نشان داد كه تا چه حد در مسايل افغانستان دست بالا دارد. رهبري افغانستان بايد اين اندرز را از ناكامي اين پروژه گرفته شد كه خوش باوري و تك روي در قضاياي بزرگ ملي به فاجعه ملي و رسوايي مي انجامد.
جالب آنست در حاليكه رييس جمهور كرزي وقوع اين مذاكرات را رد ميكند عمر داود زي رييس دفتر آقاي كرزي به رسانه هاي خبري گفته كه شخص مذكور به وساطت انگليس به ارگ رياست جمهوري آورده شده و با رييس جمهور ملاقات نموده است.Ÿ

پاليدن كابل در اوراق كتاب بهتر است يا در ديوار هاي تاريخي غلطيده كابل؟

نوامبر 29, 2010


شماره 73/يكشنبه 7 قوس 1389/ 28 نومبر 2010
كوه بچه
حتی برای افراد بی سواد و کم سواد دیدن دیوار های تاریخی کابل، بالا حصار، پل آرتل، قصر دارالامان، تاق ظفر و غیره یادآور عظمت تاریخی این شهر است و با این حال به عوض نشستن در زیر سقف تالار ها و تناول پلو و چلو و پالیدن نام کابل شاهان در کتاب ها، اگر دلسوزی وجود داشته باشد مسوولان باید دست و آستین بر زده همین دیوار های تاریخی را که در فاصله چند متری آن مردم خانه آباد کرده اند و گل و خشت آنرا نابود میکنند از بربادی نجات دهند و یا به پل آرتل نظر کنند که در چه حالت قرار دارد و مصرف یک شبه غذای این مجلس را به ترمیم آن مصرف کنند و یا آنطرف تر در پارک زرنگار مأمورین شاروالی را از تعمیر تاریخی که در آن دفتر ساخته اند از آن تعمیر تاریخی خارج سازند.
گردانندگان محترم کنفرانس کابل!
بیایید به عوض تکرار مکرر نوشته ها و تحقیقات استاد کهزاد دست و آستین بر زنیم و آثار تاریخی را که همگان به چشم سر میبینیم از بربادی نجات دهیم، گاهی در داستانی چند کارمند فرهنگی تصویر شده بودند که بخاطر تدویر یک نشست محلی را در یک منطقه کابل در ذهن خود ایجاد کرده و مبالغ گزاف حکومت را برباد داده بودند، که خدا کند ما و شما از آن جمله نباشیم؛ ترمیم پل آرتل که آنرا از والی تا جوالی و از کارگر تا رهبر میبیند و بازسازی قصر دارالامان هیچ نشست ، بگو و مگو و آوردن منطق و دلیلی ایجاب نمیکند. بیایید دست به کار شوید، به عوض پالیدن نام رتبیل شاه ،زنبیل شاه وزنبورک شاه در کتاب ها دیوارهای آنان را از بربادی نجات دهید!Ÿ

د افغانستان ماموریت، د برتانویانو عکس العمل

نوامبر 29, 2010

شماره 73/يكشنبه 7 قوس 1389/ 28 نومبر 2010
د افغانستان په ماموریت کې یوازي سږ کال ۱۰۰بریتانیوي عسکر وژل شوي دي دا په داسي حال کې ده چې تیره اونۍ د ناټو مشرانو د پرتګال په پایتخت لزبن کې پریکړه وکړه چې تر ۲۰۱۴کاله پوري به افغانانو ته ددغه ملک د امنیت مسولیت وروسپاري.
خو په بریتانیا کې مظاهره کونکو د افغانستان نه ددغه ملک د قواوو د فوري راوتلو غوښتنه کوله.
د ۵ زرو شاوخوا کسانو تیره اونۍ په لندن کې مظاهرې وکړې او د افغانستان نه یې د بریتانیې د قواوو د راوتلو غوښتنه وکړه.
د یادونې وړ ده چې پخوا هم په بریتانیا کې دغه راز مظاهرې کیدلې خو دغې مظاهرې ځکه توپیر درلود چې مشري یې د جو ګلینټن په غاړه وه چې د افغانستان په جګړه کې یې د سرتیري په توګه برخه اخیستې ده.
جو هغه ته ورکړل شوی میډال بیرته اړوندو چارواکو ته ورکړ او له دې امله چې افغانستان ته د دویم ځل دپاره نه ولاړ، ۹ میاشتې بند پر راوخت. دا چي هغه ولي د دې مظاهرې مشري کوي په دې باب داسي وايي:
دا یوځل بیا واضح بیلګه ده چې خلګو خپله غوصه او دوامداره مقاومت د افغانستان د ماموریت په باب څرګند کړ، دا جګړه په دې خاطر اوس هم ادامه پیدا کوي چې ځیني چارواکي خپل شهرت وساتي.
بریتانیا په افغانستان کې ۹۵۰۰ عسکره لري چې د آمریکا نه راورسته دویم ملک دی چې په افغنستان کې ډیرې قواووې لري، د جګړې د پیل راهیسي تر دغه ۳۴۷ بریتانوي عسکره په افغانستان کې وژل شوي دي چې له دې جمله نه ۱۰۰ یې یواځي سږکال په بیلابیلو پېښو کې په افغانستان کې وژل شوي. دغه تلفات د دې لامل ګرځیدلی چې خلګ پر حکومت باندي غږ وکړي چې د افغانستان نه بریتانیوي قواووې راوباسي.Ÿ
صداي امريكا

پاكستان بخشي از راه حل يا بخشي از مشكل جنگ افغانستان

نوامبر 29, 2010

شماره 73/يكشنبه 7 قوس 1389/ 28 نومبر 2010
تاك
در حالیکه جنرال حمید گل به بارک اوباما مشوره میدهد از افغانستان خارج شود و با طالبان مذاکره کند، یوسف رضا گیلانی راه اکمالات ناتو را در مخالفت با حمله ناتو به قرار گاه های دهشت افگنان در پاکستان مسدود میسازد و ایالات متحده و ناتو را تا سرحد معذرت خواستن تهدید میکند، در حالیکه پایگاه طالبان در کویته پاکستان وجود دارد و در پیشاور محلاتی وجود دارند که قوانین طالبی در کمپ های افغانهای مهاجر حاکم میباشد ، در حالیکه بینظیر بوتو به صراحت اعتراف نمود که طالبان زاده دست پاکستان میباشند ، در حالیکه در جنوب افغانستان پول افغانی را پاکستان از چلند انداخته و کلدار پول رایج پاکستان وریال ایران در مناطق جنوب در چلند است ، در حالیکه پیوند گروه حقانی با استخبارات پاکستان ورد زبان عام و خاص میباشد ، در حالیکه متحدین کرزی چون ملا برادر و امثالهم رسماً به خاطر ارتباط گرفتن با کابل در زندان پاکستان میباشند، یوسف رضا گیلانی پاکستان را به عوض بخشی ازمشکل و گره، بخشی از راه حل میخواند و واضح است که به این وسیله میخواهد به کرزی و ایالات متحده بفهماند که بدون دادن امتیاز به پاکستان هر نوع راه حل را پاکستان سبوتاژ خواهد کرد.
تشکیل شورای صلح مانند جلسه مشورتی نوشتن روی یخ و گذاشتن در آفتاب میباشد. آقای ربانی که حتی برای شبه طالبان داخل حکومت قابل قبول نیست ،چگونه با ملا عمر ارتباط خواهد گرفت . با این اقدام آقای کرزی خواست به قول خودش ارتباط غیر رسمی خود را با طالبان که شکل یک معامله شخصی را گرفته و برای بخش هایی از افغانستان به مفهوم تسلیم شدن و معامله با طالبان درک میشد رنگ دیپلوماتیک بدهد. این سوال هنوز در اذهان مردم مطرح است که آیا رییس جمهوربر حال در باره مسایل کشوری میتواند با یک گروه رابطه شخصی داشته باشد ؟ در حالیکه اصولا همه حرکات یک زمامدار درطول مدت زمامداریش رسمی بوده هیچگونه معامله شخصی در دوره زمامداری رسمی خود با کسی در امور کشوری نمیتواند داشته باشد. به هر حال آقای کرزی با توظیف آقای ربانی به ریاست شورای صلح آقای ربانی را از دو طرف با تیر مواجه ساخت. مخالفان و حتی دولتی های متمایل به طالبان ربانی را قبول ندارد و متحدین و پیروانش در شمال با این حرکت از وی جدا میشوند که به این ترتیب آقای ربانی در میدان سیاست تنها خواهد ماند.
فکتور دیگری که در این مذاکرات قابل بحث است اظهارات ریچار هولبروک میباشد که برخی ادعا ها را در این رابطه مبالغه آمیز وانمود کرده بار دیگر خطوط قرمز مصالحه با طالبان را به گذاشتن سلاح و قبولی قوانین دولت افغانستان مقید ساخته آنرا مشروط به رعایت منافع ایالات متحده گذاشته گذاشته است، کارشناسان میگویند در وضعیت کنونی پاکستان چنان درک میکند که ایالات متحده به هر صورت پایش را از افغانستان خواهد کشید و با این حال در چانه زنی های اسلام آباد و ریاض میخواهد برگه برنده را در دست متحدینش درمحافل برسر اقتدار آینده افغانستان ببیند و از طرفی با توجه به خصومت ایران با ایالات متحده و نقش احتمالی روسیه و هند در افغانستان نمیخواهد ایالات متحده را از کنارش دور ببیند و توقع پاکستان از از ایالات متحده آنست که نقش نایب و وکیل عنعنوی آن کشور را در فردای افغانستان داشته باشد. اما برعکس برگشت پرویز مشرف به صحنه سیاست پاکستان و ناکامی حکومت بر سر اقتدار آنکشوردر سیاست داخلی ومنطقوی نشان میدهد که اگر آصف علی زرداری نتواند نقش اعتدالی قابل قبول برای ایالات متحده را در منطقه بازی کند احتمالاً صحنه سیاسی در داخل پاکستان دگرگون خواهد شد.
کارشناسان این نگرانی را نیز مطرح میسازند که رهبری افغانستان از کارون جاری سیاسی جهان عقب مانده و با برگه های عقب گرا بازی میکند که در این حال صحنه سیاست افغانستان به راه رفتن با چوب بالای طناب که هر لحظه امکان لغزیدن آن وجود دارد شباهت پیداکرده است، اگرکرزی تمام شعار های ادارات مؤقت، انتقالی و انتخابی تا کنون را کنار گذاشته و کشوررا به شرایط اداره قرون وسطایی سوق دهد باز هم کشتی سیاسی افغانستان نمیتواند پشت به منافع غرب در منطقه حرکت کند وسیاست های دولات نمیتواند در تمام کشور یکسان عملی گردد. و از جانبی پاکستان با توجه به وضعیت فعلی جهان نمیتواند یک متحد استراتیژیک مطمئن غرب باشد چون دیگر شوروی سقوط نموده، هند شریک روسیه به مفهوم دیروز نمیتواند باشد و با چین نیز زبان مشترک پیدا کرده نمیتواند در این حال ایالات متحده احتمالاً تلاش خواهد کرد که توازن سیاسی را میان هند و پاکستان طوری برقرار سازد که به قول معرف «نه سیخ بسوزد و نه کباب» و در این سیاست محک موفقیت ایالات متحده در منطقه سیاست آنکشور در افغانستان خواهد بود. امریکا که تجارب گوناگون بین المللی را از پیشروی و عقب نشینی دارد این بار احتمالاً وزنه افغانستان را طوری از شانه اش به زمین خواهد گذاشت که نه پاکستان وارد صحنه شود و نه در افغانستان بار دیگر مرکز بنیاد گرایی شکل بگیرد وبا این حال یوسف رضا و پاکستان نمیتواند بخشی از راه حل به مفهوم امتیازگیری باشد.Ÿ

بيماري ملك عبدالله و سرنوشت نا معلوم سلطنت در سعودي

نوامبر 29, 2010

شماره 73/يكشنبه 7 قوس 1389/ 28 نومبر 2010
عربستان سعودي به شدت مي کوشد به متحدان اش اطمينان بدهد که از ناحيه مشکلات صحي فرمانرواي اين کشور که بالاتر از هشتاد سال سن دارد، هيچ خلاء قدرتي به وجود نمي آيد.
اين درحالي است که عربستان سعودي بزرگترين کشور صادر کننده نفت در جهان بوده و خطر بروز تنش هايي در مورد جانشيني شاه اين کشور وجود دارد. ملک عبدالله، پادشاه عربستان سعودي روز دو شنبه جهت تداوي به دليل لخته شدن خون و فتق فقرات اش عازم نيويارک شد.
شهزاده سلطان، وليعهد شاه اين کشور روز يکشنبه پس از دو ماه اقامت در مراکش و به دنبال حدود دو سال مشکلات صحي نامشخص، به رياض برگشت.
برعکس گذشته که در چنين مواردي بسيار با ابهام برخورد مي شد، اظهارات رسمي هفته گذشته در مورد وضع صحي شاه عربستان سعودي، بيانگر آرزومندي جهت اطمينان دادن به واشنگتن، متحد چندين دهه اين کشور است. اين اظهارات حاکي اند که خانواده حاکم در شرايط دشوار با همچو مسائل با متانت برخورد مي کند.
جمال خاشوجي، خبرنگار سرشناس عربستان سعودي که با شهزادگان روابط نزديک دارد، گفته است: «همه بايد بدانند که ما داراي چنان سيستمي مي باشيم که در اوضاع غيرمنتظره مسائل را حل کند. ما مي دانيم که شهزاده سلطان بيمار است و ما مي دانيم که شاه بيمار است».
او گفته است: «خلائي به وجود نخواهد آمد، چون شوراي بيعت همه مسائل را تشخيص کرده است. در اين جا سيستمي وجود دارد». اشاره او به آن وفاقي است که بايد در بين شهزادگان کليدي در مورد جانشين ملک عبدالله به وجود آيد.
هرچند عربستان سعودي يک پنجم ذخاير نفت خام را در کنترول دارد، سهم بزرگي از درآمد نفتي به دست مي آورد و متحد ايالات متحده امريکا است، اما پارلمان انتخابي و احزاب سياسي ندارد. پادشاه عربستان سعودي بين 86 تا 87 سال دارد و وليعهدش فقط چند سال از او کوچک تر مي باشد.
عربستان به مثابه محل اماکن مقدسه اسلامي و زادگاه اسامه بن لادن رهبر شبکه تروريستي القاعده، نقش کليديي در مبارزه جهاني عليه افراط گرايي اسلامي دارد.
ملک عبدالله روز دو شنبه برای تداوی عازم نیویارک شد. پس از حملات يازدهم سپتمبر سال 2001 در نيويارک و واشنگتن که عاملان آن عمدتا شهروندان سعودي بودند، اهميت اين اصلاحات افزايش يافت.
وضعيت نامعلوم
با اين حال، هنوز هم وضعيت صحي پادشاه و وليعهدش، و اين که بر سرنوشت سياست هاي ملک عبدالله چه خواهد آمد، روشن نيست. ديپلومات هاي غربي در رياض – که تحليل سياست و اقدام هاي شخصي در اين کشور اسلامي را به دليل محرمانه بودن شان، ازنگاه قوانين بازي حاکم با کرملين مقايسه مي کنند – مي گويند در اين زمينه چيزي نمي دانند.
هفته گذشته خبرگزاري دولتي عربستان سعودي گزارش داد که شهزاده مطاب کنترول گارد ملي را در دست مي گيرد. این خبر حاکي از آن است که شاه کنترول آن را رها کرده است.
مي يمني، يک تحليلگر عربستان سعودي مقيم لندن، گفته است: «جايگاه عربستان سعودي در رابطه با يمن، عراق، ايران و افغانستان، اکنون چنان مهم است که واشنگتن و همه غرب واقعاً به ثبات عربستان سعودي نياز دارند».
در حالي که رسانه هاي رسمي مي خواهند وحدت خانواده سلطنتي عربستان سعودي را به نمايش بگذارند، در ميان شهزادگان ارشد در مورد اين که چه کسي اداره کشور را به دست بگيرد و نیز ابقاي مقام ها براي پسران شاه، تشنج وجود دارد.
حکمرانان عربستان سعودي همه پسران سعود ابن عبدالعزيز بوده اند و اکنون 18 ميليون جمعيت عربستان سعودي مي خواهند شاهد آن باشند که تخت و تاج از دست پيران به يک نسل جوان تر منتقل شود.
ملک عبدالله سال گذشته شهزاده نايف، وزير داخله اين کشور را که برادر اندر نسبتاً جوانترش است و قريب 76 سال دارد، به حيث معاون دوم نخست وزير مقرر کرد تا نشان بدهد که در غياب شاه و وليعهد چه کسي قدرت را در آن کشور به دست گيرد.
نايف نفوذش را از صدور اعلاميه هاي اقتصادي به امور امنيتي گسترش داده و بسياري از وبسايت ها عکس هاي او را در کنار عکس هاي ملک عبدالله انتشار مي دهند.
ميراث هاي شخصي
به نظر مي رسد که نايف نسبت به اصلاحات اجتماعي و اقتصادي ملک عبدالله به شمول تلاش ها براي کاهش نفوذ دستگاه مذهبي تندرو آن کشور که قوانين سخت شرعي را تجويز مي کند، چندان علاقه مند نباشد.
شاه عربستان سعودي پس از ارتقا دادن مقام پسرش به روز يک شنبه دوران کار برخي از کليدي ترين حاميان اصلاحات ش را تمديد کرد. اين تصميم شاه شامل تقويت موضع شيخ عبدالغزيز الشيخ مفتي اعظم عربستان سعودي و عدل الجبير سفير آن کشور در واشنگتن نيز مي باشد.
تيودور کاراسيک، تحليلگر امور دفاعي و امنيتي در دبي سياست خارجي را عامل ديگر در انتخاب جانشيني نايف مي داند. او مي گويد: «برداشت من اين است که نايف در مورد ايران جدي تر است ، بنابر اين مي تواند اين منجر به تغيير سياست خارجي شود».
سيمون هندرسن، يک تحليلگر مقيم واشنگتن مي گويد برگشت شهزاده سلطان تنها مبين اين نيست که مي خواهد پادشاه شود، بلکه همچنان مي خواهد پس از آن که مقام مطاب ارتقا داده شد، موضع خانواده اش را تحکيم بخشد. خالد، پسر سلطان معاون وزير دفاع و محمد پسر سلطان معاون وزير داخله است.
هندرسن مي گويد: «شايد سلطان تا جايي زير فشار بوده باشد تا به کشور برگردد». تحليلگر نامبرده علاوه مي کند که به دست گرفتن رياست هفتگي کابينه توسط سلطان به روز دو شنبه، علامت تصميم او براي باقي ماندن در راس امور است.
معلوم نيست تا کجا سلطان خواهد توانست در غياب ملک عبدالله اداره امور را به دست گيرد. رسماً گفته مي شود که او به طور عادي کار مي کند اما ديپلومات ها مي گويند او در امورد دولتي کمتر فعال است، زيرا بيماري سرطان دارد.
پس از آن که ملک فهد بر اثر يک خونريزي مغزي ناتوان شده بود، عبدالله عملاً براي سال ها زمام امور را به دست داشت. خالد الدخيل، کارشناس سياسي عربستان سعودي در اين مورد مي گويد:» اين نخستين باري نيست که همچو حرکاتي اتفاق مي افتد». Ÿ
رويترز / رسول رحيم

پول هاي جامعه جهاني چه شد؟

نوامبر 29, 2010

شماره 73/يكشنبه 7 قوس 1389/ 28 نومبر 2010
دريايي
درحالت فوق العاده دردناک کنونی، مانند ازدحام بازار پل خشتی، در جامعه جهانی نیز عده یی از افغانها مصروف کلاه برداری و کیسه بری اند، این کلاه برداران با شناخت هایی که با موسسات و خارجی ها دارند دزدانه به دنبال افکار جدید میگردند. چون خود شان سترون بوده از خود فکر و ابتکاری ندارند، بنابران در تلاش اند افکار جدید دیگران را در عرصه های محیط زیست، صحت، تعلیم و تربیه، رسانه ها، اقتصادی، اجتماعی و غیره بدزدند و پروپوزل هایی از نام افرادیکه چنین توانایی ها را دارند تهیه نموده به موسسات بسپارند. موسسات بین المللی نیز از اینکه به غیر از چنین چینل ها و کانال ها کس دیگری را نمی شناسند و یا نمیخواهند بشناسند آن پروپوزل ها را منظور میکنند. در نتیجه بخشی از پول را پروپوزل دهنده تصاحب میکند، بخشی به مصارف نیم بند و غیر مؤثر در آن پروژه اختصاص می یابد و بخشی باز هم تحت عنوان مصارف اداری به مصرف میرسد که در نتیجه پروژه ها با شرایط (آفتابه خرچ لحیم) طوری عملی میشوند که هیچ اثر گذاری از آنها در جامعه مشاهده نمیشود و فقط اقدامات آنها به روی کاغذ میماند.
ضرورت است تا اولاً پروژه دهندگان شناسایی شوند، ثانیاً دست کمیشن کاران از پروژه قطع شود و در مرحله ثالث نتایج عملی این پروژه ها باید مورد ارزیابی قرار گیرد. باید سلسله این پول های جهانی که به نام افغانستان طی 9 سال مصرف شده از صف پروژه دهندگان تا تطبیق کنندگان مورد ارزیابی قرار گیرد. موسساتی که میلیون ها دالر را به نام های مختلف به مصرف رسانیده و اکنون هیچ گونه نتایج عملی ندارند باید پاسخ دهند. شاهدان عینی میگویند در پروژه های همبستگی ملی گاهی پول به نام یک پروژه حواله میشود ولی در بخش دیگر مصرف میشود و اسناد به نام اولی و بطور جعلی تهیه میگردد و این رهنمایی را نیز به گفته شاهدان عینی پروژه دهندگان به مردم محل مینمایند.
اگر هژده میلیارد دالری که اخیراً در بازسازی افغانستان مصرف آن افشا شد به بیست و پنج میلیون مردم افغانستان نقداً پرداخته میشد شاید مردم اکنون راه پیدا کردن یک لقمه روزی حلال را با استفاده از آن پیدا میکردند در حالیکه اکنون این پول ها در شهری به مصرف رسیده که تصاویر آن را در ذیل میبینید که یکی در چه شرایط دشواری در زیر خیمه و دیگری در چه عیش و نوش در بلند منزلی زندگی میکند، سوء استفاده از پول های کمک به این خیمه نشینان را میتوان جنایت قرن نامید.Ÿ

احمد رشيد: د کرزي په نظرياتو کې ژور بدلون راغلی

نوامبر 29, 2010


شماره 73/يكشنبه 7 قوس 1389/ 28 نومبر 2010
احمد رشيد: د کرزي په نظرياتو کې ژور بدلون راغلی
پاکستاني خبريال احمد رشيد له ولسمشر حامد کرزي سره تر دوه ساعته اوږدې ليدنې ورسته پخپلو څرګندونو کې ويلي چې د ښاغلي کرزي په نظر کې ژور بدلون راغلی دی .
ويل کېږي احمد رشيد له ولسمشر کرزي سره له تېرو 26 کالو را هيسې اړيکي لري.
احمد رشيد وايي ښاغلی کرزی اوس په دې باور لري چې لوېديځ او په تېره بيا امريکا نه په افغانستان کې د سولې د را وستو په برخه کې بريالۍ شوې او نه يې پاکستان اړيستی چې د طالبانو مشرانو ته خوندي پټنځايونه ور نه کړي.
هغه د ښاغلي کرزي له خولې وايي، امريکا د خپلو تېرو او اوسنيو ناکاميو پړه پر افغانانو ور اچوي او په دې کار سره تېروتنه کوي.
دغه راز پر افغان حکومت باندې د فساد د تورونو لګول هم د امريکا يوه تېروتنه ده.
له افغان ولسمشر سره تر دو ساعته خبرو ورسته دا راته په داګه شوه چې.
په افغانستان کې د امريکا د پوځي ستراتېژۍ او د راتلونکې تګلارې په اړه په ټوله کې د ولسمشر کرزي مفکوره بدله شوې ده.
حامد کرزی د ترهګري پر وړاندې جګړه کې د امريکا له تعريف سره موافق نه دی او د افغانستان په سويلي سيو کې د امريکايي پوځيانو له چال چلند څخه سخت ناراضه دی .
ښاغلی کرزی په دې اند دی چې د امريکا پاليسي د جسدونو د شمېرلو پر شاوخوا راچورلي.
هغه فکر کوي چي د افغانستان له ښارونو څخه پوځي پوستې جوړې شوې او افغانان پر دغه حالت بد ګمانه دي.
له ايران و پاکستان څخه د مرستې غوښتنه
ښاغلی کرزی په دې اند دی چې د پاکستان او ايران مرسته د ناټو سياسي متبادل کېدای شي، دغه راز د پاکستان او ايران له مرستې پرته نه يوازې جګړه پای ته نه رسي بلکې له طالبانو سره جوړ جاړی هم نه شي کېدای.
په تېرو شپږو مياشتو کې پاکستان او ايران داسې کوم مهم کار ندی کړی چې هغه ته په کتو وويل شي، له طالبانو سره يوه جوړ جاړي ته رسېدای شي خو بيا هم ښاغلی کرزی پاکستان او ايران ته د ناټو د سياسي متبادل په سترګه ګوري.
ما په تېر 26 کلونو کې د ښاغلي کرزي په نظرياتو کې دومره ډراماتيک بدلون نه دی ليدلی.
د حامد کرزي په نظرياتو کې د بدلون لامل ځينې مصلحتونه دي چې دی پرې ډېره تکيه کوي.
دغه راز ددغه بدلون يو بل لامل کېدای شي د ځينو لوېديزو هېوادونو په تړاو د هغه نهيلي ده چې دی په تېرو نهو کلونو کې ورسره مخامخ و.
حامد کرزي په تېرو نهو کلونو کې لومړی د امريکا او اوس د ناټو د پيغامونو له اورېدو څخه تر پوزې راغلی دی .
د امريکا پخواني ولسمشر پر افغانستان د بريد په لومړيو څلورو کلونو کې پر ټول افغانستان باندې د ښاغلی کرزي د واکمنۍ لپاره پوځ او امکانات برابر نه کړل او د اوسني ولسمشر پاليسې واضح نه ده.
ولسمشر کرزی غواړي د پخواني ولسمشر ډاکټر نجيب الله غوندې ګام واخلي خو له ده سره ټول هغه امکانات نشته چې له نجيب الله سره ول.
د افغانستان د خپلواکۍ خبره يوازې له طالبانو سره د جګړې تر پايته رسېدو ورسته شونې ده.
د امريکا ولسمشر بارک اوباما بيا کله کله افغانستان ته د نورو پوځي مرستو په ورکولو هوکړه کوي او کله هم له افغانستانه د وتلو مهالوېشونه اعلانوي.
په داسې يوه حالت کې افغانان د تذبذت ښکار دي.
ولسمشر کرزی په دې نه دی خبر چې په افغانستان کې د امريکا پاليسي څوک پر مخ بيايي؟ خو په پوځي برخه کې دا روښانه ده چې جنرال ډېويډ پيټرايس دغه مسوليت پر غاړه لري.
احمد رشيد وايي: (( په داسې يوه حالت کې چې په ټول افغانستان کې جګړه روانه ده او لوېديز پوځيان له افغانستانه د وتلو لاره لټوي، حامد کرزی غواړي داسې يو ولسمشر ښکاره شي چې د افغانستان خپلواکۍ ساتلای شي.))
کله چې روسان له افغانستانه ووتل، نو د کمونيسټ رژيم ولسمشر نجيب الله هم داسې يوه لاره غوره کړې وه.
خو ولسمشر کرزي د خپل اوسني دريځ له امله افغانان له يوه څپڅپانده حالت سره مخامخ کړي دي. د مسلې يو اړخ دا دی چې ښاغلی کرزی خپله د حکومت لومړی سړ او د هېواد ولسمشر دی او بل اړخ ته دی پخپله د اپوزيسيون رول هم ادا کوي.
نوموړی کله کله ان د طالبانو په مړينه خواشيني څرګنده وي او ددې پر خلاف کله کله خو د خپلو پوځيانو د مرګ يوه يادونه هم نه کوي.
دا د حامد کرزي يوه بل خام سوچ دی چې هغه د پاکستان او ايران د مرستو په زور غواړي د افغانستان حالت راکابو کړي، ځکه چې دواړه، پاکستان او ايران پخپله له ستونزمنو حالاتو سره مخامخ دي.
په افغانستان کې پر جګړه بوخت ناټو پوځيانو ته تر ټولو اړينه خبره دا ده چې په سړه سينه د خپلو تېرو نهه کلنو برياليتوبونو او ناکاميو جاج واخلي او دغه تجربې تحليل او تجزيه کړي ، دغه راز پر افغان ولسمشر باندې تورونه و نه تپي.
اوس دې ته اړتيا ده چې د افغانستان په اړه د ناټو او امريکا پاليسي رڼه شي او ښاغلی کرزی هم اړ دی چې د مصلحتونو په اړه لږ پام وکړي او د خپل سلاکارانو سلا مشورې ومني.
***
امريکا : د افغانستان جګړه به د القاعدې د پټنځايونو تر وېجاړېدو دوام وکړي
په کابل کې د امريکا سفير يو وارې بيا په ټينگار سره ويلي چې د طالبانو او القاعده پټنځايونه په پاکستان کې دي او په خبره يې تر هغه چې دغه مرکزونه ويجاړ شوي نه وي ، په افغانستان کې به جگړه پاى ته ونه رسېږي .
سفير کارل ايکن بيري وويل دوى په دې تړاو له پاکستاني چارواکو سره کار پيل کړى ، خو زياته يې کړه چې دغه موضوع لا هم پاکستاني چارواکو ته د يوه سوال په توگه په خپل ځاى پاتې ده.
په همدې مهال ښاغلي بېري د پرتگال د ليزبن د سرمشرېزې پرېکړې د افغانستان په گټه وبللې او د يوې لاس ته راوړنې په توگه يې يادې کړې.
په کابل کې د متحدو ايالتونو سفير له خبريالانو سره په خپلې وروستۍ غونډه کې يو ځلې بيا په افغانستان او سيمه کې د اورپکۍ پر وړاندې پر مبارزې ټينگار وکړ او ترهګري يې د افغانستان ، پاکستان او امريکا يو گډ دښمن ياد کړ.
د پاکستان دښمن د افغانستان او امريکا دښمن دى او د طالبانو د مشرانو او القاعدې پناه ځايونه په پاکستان کې دي. تر هغه چې دغه پټنځايونه له منځه نه وي تللي ، په افغانستان کې جگړه زموږ او ستاسو لا ډېرې قربانۍ ته اړتيا لري.
کارل اېکن بېري چې تازه له امريکا نه کابل ته را ستون شوی وويل د اورپکو اصلي ځالې په پاکستان کې دي او په خبره يې د له منځه وړلو لپاره یې هلي ځلي کړندۍ کړي دي.
ښاغلې بېري څرګنده کړه : (( د پاکستان دښمن د افغانستان او امريکا دښمن دى او د طالبانو د مشرانو او القاعدې پناه ځايونه په پاکستان کې دي. تر هغه چې دغه پټنځايونه له منځه نه وي تللي ، په افغانستان کې جگړه زموږ او ستاسو لا ډېرې قربانۍ ته اړتيا لري.))
ده وويل موږ هره ورځ په دې اړه فکر کوو ، موږ له پاکستان سره له مثبتو لارو د دغو پټنځايونو د ويجاړولو په تړاو کار کوو ، خو لا هم دغه موضوع پاکستاني ملگرو ته يو سوال دى او د دغو پټنځايونو له منځه وړل د پاکستان په سياسي ارادې پورې تړلي دي.
ښاغلي ايکن بيري په همدې حال کې د پرتگال په پلازمينه ليزبن کې د ناټو د سرمشريزې د پريکړو هر کلى وکړ او د افغانستان لپاره يې ښې لاس ته راوړنې وبللې .
نوموړي وويل د اوږد مهال لپاره د افغان امنيتي ځواکونو د روزنې په تړاو د ناټو پر ژمنو سربېره يو شمېر لويو او کوچنيو هېوادونو هم ورته ژمنې کړي دي.
ښاغلې اېکن بېري دغه راز وويل : (( د ليزبن په سرمشرېزه کې مو وليدل چې د برياليتوب لپاره د ناټو تړون گڼو کوچنيو او لويو هېوادونو ژمنې وکړې چې د افغان پوځ او پوليسو د روزنې لپاره به روزونکي استوي.))
د دې اوونۍ په سر کې د پرتگال پلازمېنه ليزبن د ناټو د ٢٨ غړو هېوادونو د سرمشرېزې کوربه و ، چې د اجنډا مهمې موضوعگانې يې تر ٢٠١٤ کاله افغان ځواکونو ته د واک سپارل او په پړاوويز ډول له دغه هيواده د بهرنيو ځواکونو وتل و.
د سرمشرېزې گډونوالو پر يادوو موضوعگانو هوکړه وکړه او ناټو د اوږد مهال لپاره د افغان امنيتي ځواکونو د روزنې او سمبالښت په تړاو له افغانستان سره يو تړون لاسليک کړ.
***
واشنگتن پوسټ: ‹افغانان ندي پوه چې امریکایان څه کوي›
د امریکا مشهورې ورځپانی واشنگټن پوست د نومبر د شلمې نیټی په گڼه کې لیکلي دي چې په افغانستان کې د امریکایانو ستر مشکل دا دی چی دوی تر اوسه افغانان په دی سم نه دې پوه کړي چې امریکایان څه دپاره افغانستان کې پراته دي.
واشنگټن پوسټ د پولسټر په نوم د یوې ادارې لخوا تیارې شوې سروې په اساس وایی چی په هلمند او قندهار کی سلو کی اتیا کسان په دې خبر دی چی کال ٢٠٠١ کی د ستمبر په یولسمه نیټه امریکا کی څه شوی وو.
واشنگټن پوسټ لیکی چی د سروې نه دا هم معلومیږی چی د افغانستان د پښتنو په اکثریتی سیمو کی خلک په دی قانع نه دی چی گنی امریکایان د طالبانو نه بهتره حالت راوستئ شی او دا گڼي چی امریکایان د دوی عنعنو ته درناوئ نه کوي او نه ورنه د خیر کومه تمه کیدای شی
ورځپانه واشنگټن پوسټ د جمهورریس حامد کرزي د هغې شکایت په باب هم لیکی چی وایی امریکایان باید خپل عملیات اصلاح کړی.
واشنگټن پوسټ لیکی چی دا خبر یوازی د جمهورریس کرزی د خولی خبره نه ده بلکې امریکایان باید ډیر په دقت سره ورته غوږ ونیسی او د زړه په غوږونو یې واوري چی افغانان غواړي چی خپله خاوره خپل او خپل اختیار ولري.
واشنگټن پوسټ لیکی چی ناټو په جنوبی برخو کی د زړونو او ذهنونو د گټلو کوم کمپاین چی پیل کړیدی هغه ښه دې خو کافی نه دی او پکار دې چی په خپل کارونو کی نور هم تغیرات راولی.
واشنټگن پوسټ د دغی سروې د مسولې نوراین میکډانلډ له قوله لیکی چی په سروی کی یو څه واقیعتونو په گوته شویدی. او دا به د خبریالانو او بلکی د امریکا سیاستمدارانو کار هم اسانه کړی. نوراین میکډانلډ چی په هلمند او قندهار کی یې پنځه کاله وخت تیر کړیدی ،هغه وایی چی:
دا سروې یې په تیر اکتوبر کی کړیده او دی نه وړاندی یې په جون میاشت کی هم داسې سروې کړې وه. او دواړو سروې گانو نه دا معلومه شوې چی تر اوسه افغانان د امریکایانو د راتگ په سبب نه پوهیږی او د پاتی کیدو په جواز یې هم قانع نه دي.
واشنگټن پوسټ ورځپانه د دغی سروې په اساس وایی چی سلو کی نیم فکر کوی چی وروستی پوځی عملیات بی ضرورته وو. سلو کی ٥٨ وایی چی د خارجیانو سره کار کولو ناروا دی. سلو کی ٥٥ وایی چی باید د دوی په سیمه کی د طالبانو په ضد عملیات ونشی. او سلو کی ٧٢ وایی چی خارجیان د دوی دود دستور ته درناوی نه کوی .
واشنگټن پوسټ زیاتوی چی جمهورریس اوباما تیر کال دسمبر کی د افغانستان دپاره د ستراتیژی د اعلانولو په وخت ویلی وو چی ایتلافی قواوی به طالبان د قندهار نه وباسی ، هلته به یو بامسولیت حکومت راولی او په خوا شا سیمو کی به بغاوتونه وځپي.
خو واشنگټن پوسټ بیا د دغی نوې سروې په اساس وایی چی ښاغلی اوباما چی د افغانستان د پاره کوم خوب لیدلی و هغه هغه شان تعبیر نه شو. سروې وایی چی سلو کی ٦٩ وایی چی ناټو د دوی د سر ساتنه نه کوی. ٥١ وایی چی د ناټو د عسکرو چلند ډیر ناسم دی. ٦٥ وایی چی د طالبانو نه زیات ملکی کسان د خارجیان په حملو کی وژل شویدی
واشنگټن پوسټ ورځپانه زیاتوی چی په هلمند او کندهار کی د افغان پوځ او پولیسو په باب خلک یو څه ښه فکر کوی. خو دومره هم نه چی هر څه ورته وسپارل شی.
د سروې له مخی سلو ٥٢ وایېی افغان پوځ سم کار کوی، ٣٩ بیا د پولیسو نه خوشاله برېښی. خو کله چی د ټول واک د سپارلو خبره مخی ته راشی نو سلو کی ٦١ وایی چی دا به سخت کار وي چی خارجیان ووځی او افغان پوځ هر څه کنټرول کړی شي.
واشنگټن پوسټ ورځپانه د دی سروې د یوې مهمی برخی په باب وایی چی سلو کی ٨١ افغانان په هلمند او قندهار کی فکر کوی چی القاعده به بیا سر راپورته کوی او واک به ترلاسه کوی. او ٧٢ وایی چی القاعده به بیا د افغانستان خاوره د غرب خلاف حملو دپاره استعماله کړی.
واشنگټن پوسټ د دغی سروې د تیارونکی نوراین میکډانلډ د قوله لیکی چی اوس هم ډیر څه کیدای شی او د هلمند او قندهار د خلکو ملاتړ ترلاسه کیدای شی. دوی په دی قانع کیدای شی چی طالبان که ډیر هم ښه شی خو دوی ته د بهتره ایندې تظیمن نه شی ورکولای. هغه مثال ورکوی که چرې ټولو منطقو کی برق ورسولې شی نو خلک به د خارجیانو او طالبانو د وخت په فرق پوه شی. چی خارجیان رڼا او طالبان تیاره راولی.
هغه بل وړاندیز دا کوی چی په دغو منطقو کی ډیر ځوانان د ولور د پیسو د نه لرلو په وجه مجرد گرځی او طالبانو سره یو ځای کیږی که چیرې امریکایان ورته د واده دپاره پیسې ورکړي نو دوی کیدای شي په خپل کور کې مصروف شي.
نوراین میکډانلډ وایی چی د ملکی کسانو د ژوند ساتنه او په ژوند کی بهتری راوستل باید د نړیوالو قواو د پلانونو د سر ټکی ووسی.Ÿ

جستاره هايي از تاريخ ادبيات جهان

نوامبر 29, 2010

شماره 73/يكشنبه 7 قوس 1389/ 28 نومبر 2010
تلخيص و نگارش: فاخته
5
ادبيات فرانسه در دوره رنسانس
به نوشته تاريخ ادبيات جهان: در قرن 16 دو نويسنده بزرگ در فرانسه ظاهر شدند، راپله در نيمه اول قرن و منتني در نيمه دوم قرن و در ميانه قرن بين اين دو شاعر و نويسنده گروه پلئياد ظهور كرد. انجمني كه خود را صرف اعتلا، تحليل و دفاع از زبان فرانسه نمود، پلئياد نامي بود كه هفت تن از شاعران جوان فرانسوي به گروه خود كه براي گسترش زبان فرانسه و پالايش آن تلاش ميكردند دادند، اين افراد عبارت بودند از پير دورنسار، ژو آلسيم دوبله، ژان دورا، آنتوان دوبائيف، پلتيه و ريمي بلو. اين گروه طي بيانيه يي ديدگاه خود را پيرامون محاكات و تقليد و به طور كلي پيروي از آثار كهن يونان و روم در جهت بارور ساختن زبان فرانسه منتشر كردند، دورا از شاعران اين گروه بود كه به تشريح نظر خود مبني بر خدمات ادبيات يوناني و رومي و لزوم محاكات و تقليد از آن براي نيرومند كردن زبان فرانسه پرداخت. گروه پلئياد عقيده داشتند كه تقليد نبايد از شاعران و نويسندگان معاصر باشد زيرا اين گونه تقليد موجب ركود زبان مي شود. در باره محاكات نظريه هاي گوناگون داده شده است اما نظر ارسطو بر افلاطون ترجيح داده شده است زيرا در نظر ارسطو محاكات در حقيقت نوعي باز آفريني است. يعني طبيعت را ديدن و از آن الگو برداري كردن. انسار در خلاصه هنر شاعري ياد آور ميشود كه (شاعر) بايد شعري بگويد كه قرن ها بعد هم قبول عام داشته باشد و نبايد براي پسند خاطر فلان حكمران زمان و يا چند نفر ادبا شعر بگويد. نويسندگان قرن 16 پيردونسار و مونتني بودند و سده هفدهم و هجدهم در اروپا عصر باروك ناميده ميشود. در فرانسه دوره گذار باروك به نام كلاسيسم است، مكتب كلاسيسم در فرانسه بر پايه تقليد از ادبيات قديم يونان و روم بود. به نوشته ده بزرگي اين مكتب اگر به مفهوم عام كلمه نظر كنيم يك مكتب فرانسوي است- نويسندگان نامدار اين دوره پير كورني، ژان راستين، ژان با پتست پوكلن يا مولير، ژان دلا فونتين بودند. نمايشنامه هاي مولير چون زنان فضول، مكتب شوهران، مكتب زنان، تارتوف دون ژوان، مردم گريز، طبيب اجباري، ژرژ دندان، خسيس، زنان دانشمند، مريض خيالي همپاي شهرت فراوان دشمنان فراواني از طبقات مختلف جامعه براي مولير كمايي كرد. از ژان دو لا فونتن داستان هاي منظوم فراواني به يادگار مانده اما فابل موجب شهرتش شد قهرمانان فابل غالباً حيواناتي هستند كه مثل انسان زندگي و فكر ميكنند. مفهوم اين قصه ها يا فابل ها ابتكاري نيست و تعدادي از آن ها در آثار پوكاچو ديده ميشود.Ÿ
بقيه در آينده