آب در کشور و ما تشنه لبان میگردیم

شماره 70/پنجشنبه 13 عقرب 1389/4 نوامبر 2010

استاد پوهاند دوکتور غلام جیلانی عارض از استادان مسلم جغرافیه با داشتن بیش از شصت جلد تألیفات در این رشته برنده جوایز ایکو و برگ از جرمنی میباشد که نظریات و پیشنهادات مفیدی به خاطر استفاده از آبهای افغانستان در بهبود محیط زیست دارند، توجه خوانندگان را به گفتگوی اختصاصی با ایشان جلب میکنیم:

ارمغان: وضعیت منابع آبی افغانستان در چی حالت قرار دارد؟

عارض: ما منابع آبی در افغانستان زیاد داریم افغانستان کشوریست سر آب، ما سلسله هندوکش و پامیر را با خود داریم، تمام دریاهای آسیای میانه که به طرف خلیج فارس میریزد، به طرف جهیل اورال میرود و به طرف بحر هند میرود تماماً آبهاییست که از کوه های شامخ هندوکش سرچشمه میگیرد، بطور مثال دریای آمو از جهیل چقمقین سرچشمه میگیرد که ساحه پامیر است و تقریباً 2500 کیلومتر طول دارد که 1200 کیلومتر آن در خاک افغانستان است، مع الوصف ما از آب های دریای آمو طور شاید و باید استفاده کرده نمیتوانیم، در حالیکه همسایه های ما در ساحات کشتی رانی، در ساحات تجارتی، در ساحات حمل و نقل، آبیاری و سرسبزی از آن به حد اعلی استفاده میکنند، اما مجال استفاده کردن را همین حالات موجوده برای افغانستان نداده که باید در این مورد توجه کامل صورت میگرفت، از طرف دیگر دریای آمو نه تنها که ما از آب آن استفاده زیاد نکردیم نه در بخش انرژی برقی نه در بخش آبیاری، نه در بخش سرسبزی، بلکه یک اندازه خاک های زراعتی ما را همه ساله از ساحه درقد تا ساحه خم آب می بلعد، من فکر میکنم که همه ساله 3 متر، 4 متر، 10 متر در بعضی جا ها در ساحه قرقین، شورتیپه و حیرتان خاک ما را می بلعد و دریا به طرف جنوب آمده میرود، همین قوسی که به طرف افغانستان متوجه است، تقریباً تمام خاک های افغانستان را بلعیده و امروز دریای آمو تقریباً در تماس با دهکده های شورتیپه و قرقین است اجداد و نیاکان گذشته این منطقه آنقدر ناتوان یا آنقدر فکر سطحی نداشتند که قریه های خود را در کنار دریا آباد میکردند، بلکه چهل کیلومتر، پنجاه کیلومتر این ها دور تر از دریا خانه آباد میکردند، من فکر میکنم که در حدود چندین کیلومتر خاک افغانستان در همین امتداد ساحه درقد تا خم آب به نفع همسایه شمال تمام شده، معاون مهم دیگر آمو دریای کوکچه است که از ساحات بدخشان منشأ میگیرد تا ساحه خود آی خانم کدام استفاده مثبتی از نگاه هایدوگرافی و از نقطه نظر برق آبی از آن نشده در حالیکه سرعت آب کوکچه بسیار زیاد است و میتوان حتی انرژی برق آبی را از آنجا به کشور های همسایه صادر کنیم، دریای هریرود که از نزدیکی های آب بخش کوه پغمان از ساحه اونی از نزدیکی های اونی منبع میگیرد دو شاخه آن تا ساحات مروه میرسد و مستقیماً از جنوب شهر هرات میگذرد، در اینجا به استثنای بند سلما دیگر کدام بند آبگردانی ما نداریم و از دریای هریرود استفاده زراعتی تا حدی صورت میگیرد اما از لحاظ تولید برق از این باز هم ما استفاده کرده نمیتوانیم و از قسمت های غرب هرات به یک فاصله محدودی سرحد افغانستان و ایران را هم تشکیل میدهد به ذوالفقار باز به طرف سرخس میرود اما پروتوکل استفاده آب هریرود را دولت ایران و دولت ترکمنستان می بندد، در حالیکه 95 فیصد ساحه آبی هریرود در خاک افغانستان است و ما از این کدام استفاده مثبتی کرده نمیتوانیم، دریای هلمند واقعاً ساحه ییست که افغانستان را شاداب و سرسبز کرده میتوانست به استثنای بند کجکی و پروژه بغرا و شمالان دیگر ما پروژه های زراعتی در آنجا نداریم که این هم در زمان های قبل صورت گرفته بود و در زمان موجوده انکشاف هم نکرده اما آب هلمند که به هامون سیستان میریزد در آنجا ایرانی ها چندین حوص های بزرگی که میلیون ها متر مکعب آب را فرا میگیرد حفر کرده اند، آب در آنجا ذخیره میشود و اینها به طرف زابل و به طرف دیگر جا ها و حتی به صادر کردن آب هلمند ما مبادرت کرده و خود نیمروز از این استفاده کرده نمیتواند، ما دشت ها و ریگستانهای زیادی در ساحه جنوب هلمند و کندهار داریم که اگر دولت توان این را میداشت که آبگردان ها اینجا میساخت یا به صورت مار پیچ دریای هلمند را تغییر مسیر میداد هم در اقلیم منطقه، هم در رطوبت منطقه و هم در سرسبزی منطقه و هم در جلوگیری از صحرایی شدن منطقه مؤثر می بود. ما در ساحه ریگستان صدیقی، دشت مارکو و در این ساحات اگر کمی آبیاری بکنیم این ساحات سرسبز شده میتواند در حالیکه مدنیت زرنج و مدنیت سیستان، اگر بزرگترین مدنیت آسیای میانه بود از برکت همین آب هلمند بود، اما حالا همان بند هایی که قبلاً اعمار شده بود مثل بند کمال خان بطور اعظمی مورد بهره بهرداری قرار نگرفته و همین جهیل گودزره زمانی قرار بود که از آب هلمند در آنجا آبریزه پیدا بکند آن ساحه هم سر سبز شود همان کار هم شده نتوانسته یعنی بیشتر به صحرایی شدن منطقه انجامیده. دیگر دریای ارغنداب و… و معاونین ارغستان استند از اینها هم ما به حد ابتدایی استفاده کرده میتوانیم که ساحه زراعتی قندهار و اطرافش را تشکیل داده اما بصورت فنی و تخنیکی و تکنولوژیکی به شکل بسیار متکاثف و متراکم از آب های خود استفاده کرده نتوانسته ایم. می آییم بالای حوزه کابل، حوزه کابل که دریای های بسیار زیادی دارد از ساحه اونی منشأ میگیرد. دریای پغمان، دریای…، دریای للندر، دریای لوگر دریای سالنگ، دریای پنجشیر، دریای غوربند این ها را شما ببینید که چقدر آب سرشار ما داریم که میرود به طرف درونته و ما به استثنای بند سروبی و بند ماهیپر و بند نغلو و درونته دیگر بند های آبگردان برای استفاده برقی و آبی از آنها نداریم، در حالیکه تنها حوزه آبی کابل میتوانست که صادر کننده بزرگ برق آبی در منطقه باشد. این ساحه هندوکش یک تحفه است برای افغانستان و دریاهایی که در اینجا جریان دارد تحفه بزرگیست برای افغانستان اما ما از آن استفاده کرده نمیتوانیم. دریا های دیگری که به طرف آب ایستاده غزنی میرود شما بند سلطان را ببینید که به عزمت امپراطوری غرنوی آغاز شد اما ما از آن استفاده کرده نمیتوانیم، آبریزی آن بهترین برق را تولید کرده میتواند (ویا) مثلاً بند جبل السراج، بند چک وردک(را ببینید).

 

 

ارمغان: شما به حیث یک دانشمند رشته بفرمایید که با این منابع آبی بزرگی که ما داریم

دولتمردان افغانستان چه کنند که محیط زیست افغانستان بهبود و کشور سرسبز شود و برق تولید شود، پپیشنهاد مشخص شما در این ارتباط چیست؟
عارض: پیشنهاد مشخص من اینست که دولتمردان افغانستان با دلسوزی کامل به خود و به وطن، با دلسوزی به مردم افغانستان و با دلسوزی به پیشتازی زراعتی که در این منطقه بود چون افغانستان یک کشور زراعتی بود مثلاً 18 نهر مزار شریف را که شما در نظر بگیرید، یا مدنیت تیموری های هرات را در حوزه هریرود در نظر بگیرید، یا مدنیت سیستان را در نظر بگیرید، یا بست را در نظر بگیرید، یا خود کابل را، کابل شاهان، بگرام و این ها را در نظر بگیرید. کل ساحاتی زراعتی بود که در اختیار شان بود و ساحات زراعتی شان را انکشاف میدادند. من در یک کتابی خوانده بودم که زمانی کابل شاهان در بالا حصار کابل زندگی میکردند در بگرام هم یک پایتخت دیگر آنها بود اینها همان سرکی را که مستقیماً از دروازه شرقی بالا حصار خارج شده به امتداد بی بی مهرو تا بگرام در میرفتند دو جانب سرک درخت های بسیار متراکم بود که آفتاب هیچ بالای سوار نظام آنها نمی افتاد از این نقطه نظر واقعاً با تغییر اقلیم، با بی پروایی های ایکو سیستم که در افغانستان است، با این بی پروایی ها ستراتیژی که افغانستان (فعلاً به آن مواجه است با گذشته قابل مقایسه نیست) مثلاً مدنیت زراعتی باختر ما و شما در آسیای میانه پیشگام و پیشتاز و شاخص عمومی همین منطقه بود اما امروز شما بروید ساحه حیرتان را ببینید ساحه خود مزار شریف را ببینید، ساحه بلخ را ببینید، از آب این ساحات از بلخ آب و این ها استفاده کرده نمیتوانند، دیگر پیشنهاد من اینست که با یک تکنولوژی معاصر با یک تدبیر و پلان بسیار مدبرانه باید آبگردان ها در مسیر دریا ها احداث شود و آب آن به نفع زراعت، به نفع سرسبزی، به نفع آبادی کشور به کار برده شود. ما اگر همین کمر همت را بسته بتوانیم که آبگردان های زیادی را در مسیر دریا های خود احداث کنیم باور کنید که، تنها صادرات برق آبی ما کفایت میکند که این کشور را به پای ایستاد کند ما باید از هر لیتر آب خود استفاده مثبت کرده بتوانیم در حالیکه برف ها ذوب میشود آب ها به جریان می افتد، تمامش میرود به طرف بحر هند، برف ها ذوب میشود آب هریرود میرود به طرف سرخس و ترکمنستان، آبهای هلمند ما به سیستان میرود ما از آبهای منطقه هیچ استفاده مثبت کرده نتوانسته ایم.

ارمغان: آیا سروی شده که در کجا ها امکان احداث بند وجود دارد و چند بند آبگردان ما میتوانیم احداث کنیم؟

عارض: در هر جای امکان دارد شما دره پنجشیر در همان ساحاتی که یک ذره دره فراخ میشود یک دانه بند آبگردان بسازید بزرگترین برق آبی برای شما میرسد قرار بود در ساحه کامه یک بند برق احداث شود و از آن استفاده شود اما بنابر جهات سیاسی آن را کس آباد نکرد و بند آبی هم به وجود نیامد، ما در مسیر دریای غوربند بسیار بند ها احداث کرده میتوانیم، در مسیر دریای للندر که بسیار یک دریای خورد است ما بند برق احداث کرده میتوانیم، ما در مسیر دریای لوگر احداث کرده میتوانیم، در الیشنگ، الینگار در قسمت های دریای کنر ما در دریای واخان، دریای پامیر، دریای کوکچه، در دریای کندز ما یک استفاده بسیار ابتدایی در حصه پلخمری از دریای کندز کردیم ما بسیار استفاده کرده میتوانیم. از دریای مرغاب ما استفاده کرده میتوانیم. از دریای هریرود به پیمانه زیاد ما برق آبی استفاده کرده میتوانیم. اما این آب ها اگر در نصف کشور های پیشرفته میبود یعنی کسانیکه با تکنالوژی و ساینس امروز آراسته است به دست آنها میبود شما میدیدید که هر کیلومتر مربع افغانستان یک جنراتور برق آبی میداشت و برق صادر میکرد.
ارمغان: در این مورد که اگر یک هیئت سروی جهانی با متخصصین و دانشمندانی مثل شما و مسوولین دولتی یک سروی عمومی میکردند و در تمام ساحات همزمان به عوض اینکه شعار بدهند کار ساختمان بند ها را رویدست میگرفتند چه نظر دارید، بهتر نبود گفته میشود تا کنون چهل میلیارد دالر مصرف شده؟
عارض: پیشنهاد من اینست که ما باید از حرف به عمل اقدام کنیم، ما بسیار حرافی کردیم، بسیار حرف زدیم، بسیار سخن گفتیم، شاید مردم فعلاً به حرف ما هیچ باور هم نکنند، در اینجا ما قوه مقننه داریم، قوه قضائیه داریم، قوه اجرائیه داریم این سه قوه ها دولت را تشکیل میدهد هر رکن از این قوا در این راستا که حرکت کند میتواند جلو یک فساد، جلو یک بی اداره گی جلو یک بی دانشی را بگیرد، ما وزارت های مسوول داریم این وزارت ها پرسونل های بسیار گزیده دارند، این پرسونل های آنها میتوانند که شاخص های عمومی پروژوی را ترتیب کنند، بسازند و از آن بهره برداری شود همین پول زیاد چهل میلیارد دالری که میگویند ما به افغانستان کمک کردیم غیر محسوس است، ما هیچ احساس کرده نمیتوانیم، تنها شاهراه ها یک کمی آباد شد و بلند منزل های شخصی در بعضی جا ها آباد شد، اما دیگر ما از آن کدام…در مکاتب ما یک چند مکتب افتتاح شد اما در اطراف در ولایات میبینید که مکاتب ما بنابر مداخله همسایه ها فلج هستند، از این نقطه نظر در جامعه جهانی نیاز به این است که یک سروی کنند که پول را در کجا میدهند و از این چطور بهره برداری میشود، از این چطور استفاده میشود، این ها پول را میدهند مثلاً در بخش های عمرانی، پول در بخش های عمرانی داده میشود از بعضی موسسات دونر این به دست یک نفر خارجی قرار میگیرد، خارجی به دست یک ترک میدهد، ترک به دست ایتالیایی میدهد، ایتالیایی به دست یک افغان میدهد در سه مرحله این پول دست به دست میشود، برای افغان وقتیکه میرسد افغان همانقدر میشود که همان دستمزد روز خود را بدست بیاورد، عاید اصلی را آورده نمیتواند همان پول در همانجای جا بجای مورد بهره برداری و معامله قرار میگیرد، حکومت ما و دولتمردان ما باید این تلاش را بکنند که پولی که از یکجای داده میشود از یک مرجع داده میشود آیا در بانک افغانستان این رسید یا نرسید، پولی که یک دونر میدهد باید در وزارت مالیه ثبت شود، داده شود و در بانک مرکزی ما در د افغانستان بانک جابجا شود پول به دست اشخاص اینطور دست به دست نشود، پروژه دست به دست نشود وقتیکه پروژه دست به دست شد معلوم دار از آن سوء استفاده و هر نوع بهره برداری هم صورت میگیرد همین چهل میلیارد دالر آیا در د افغانستان بانک رسیده من این را از شما می پرسم صاحب.

ارمغان: چند جهیل و آب های ایستاده داریم؟

عارض: جهیل ها و آب های ایستاده افغانستان هم در سرسبزی منطقه و هم در آب و هوای منطقه و هم در تولید رطوبت منطقه اثرات بسیار خاص خود را دارد مثلاً همین جهیل هایی  که در غرب افغانستان است جهیل زرکول است جهیل چقمقین است، آب ایستاده غزنی است، دیگر جهیل شیوا است جهیل های بند امیر است، آب های ایستاده بند امیر، در دره هاجر هم ما یک اندازه آب ایستاده داریم، این آب های ایستاده مراکز خوب توریستی شده میتوانست.

ارمغان: بفرمایید که این جهیل ها در چه حالت قرار دارند؟

عارض: فعلاً در حالت بسیار بد خود قرار دارند مثلاً جهیل هایی که در غرب افغانستان است مداخلات همسایه های ما هم در اینجا موجود است ما از آن استفاده کرده نمیتوانیم، ما از نمک آن استفاده شایانی کرده میتوانستیم میشد که با تبخیر دادن یا آب را تغییر مسیر دادن ما از سطح همان ساحه نمک بسیار عالی را استحصال میکردیم و بدست می آوردیم، دیگر آب ایستاده غزنی، آب ایستاده ناور این ها تماماً ساحاتیست که باعث سرسبزی منطقه شده میتواند، اما در اینجا از نقطه نظر ایکولوژی و از نظر استفاده محیط زیست استفاده اعظمی صورت گرفته نتوانسته، مثلاً در آب ایستاده غزنی بیش از 72 نوع پرنده بسیار نایابی وجود داشت که در همین جریان خشکسالی ها آن پرنده ها تقریباً آمده نتوانست و اگر آمد هم مورد شکار قرار گرفت و اگر آمد هم مورد بمباردمان راکت قرار گرفت، اینها آن ساحه را ترک دادند، دیگر در ساحه بند امیر آن شما می بینید ما از آنجا به شکل توریستی و به شکل ساحات آبیاری و همچنین برای ساحات سرسبزی منطقه استفاده اعظمی کرده میتوانستیم جهیل شیوا را به شما بگویم جهیل شیوا از نظر مطالعات جیولوژیکی و از نظر مطالعات آب منطقوی قابل بحث است آب شیرین دارد آب آن میشود که فیلتر شود در بوتل ها انداخته شود و به مردم انتقال داده شود مثلاً آب جهیل چقمقین آب شیرین است در موسم تابستان آب آن میشود که به سیستم همین بوتل های کریستالی که اینها دارند آب در آن انداخته شود حاجت تصفیه هم نیست آب شیرین و آب سرد است، بند امیر را دیدیم در همین ساحه ها میتواند که به نفع رطوبت منطقه و به نفع سرسبزی منطقه از این ها استفاده شود لیکن یک منجمنت خاص کار دارد این منجمنت دیگر از نقطه نظر آبزرویشن خاک از نقطه نظر حفاظت خاک این مرجع قرار داده میشود.

ارمغان: برای آنکه وضعیت این جهیل ها بهبود حاصل کند و حیات وحش در آنها اعاده شود چه اقداماتی باید صورت بگیرد؟

عارض: این دیگر وظیفه وزارت محترم زراعت و اداره محیط زیست است، نظر من اینست که اول یک سروی شود، تمام جهیل ها یک سروی شود، باز یک فند برای این تقاضا شود، یک کمیته بسیار با صلاحیت گماشته شود که پیشنهادات خود را به دولت ارائه کند و دست بکار شوند اگر ما هر قدر انتظار بکشیم دست بکار نشویم و انتظار دیگر ها را بکشیم دیگر ها برای ما کار نمیکنند تا خودمان کار نکنیم از اینرو همت خود افغان ها باید به کار انداخته شود.
بقیه در صفحه بعدی×

ارمغان: قبلاً در کابل ما یک شهری داشتیم با چند صد هزار نفوس حالا گفته میشود که چهار و نیم میلیون نفوس دارد و گفته میشود که در بعضی مناطق آبها ملوث شده شما چه نظر دارید آب کابل در چه حالت است؟

عارض: در زمان اول ماستر پلان شهری برای هفتاد و پنج هزار نفر بود در زمان نیمه حکومت ظاهر شاه در زمان اوایل حکومت داود خان در زمان ریاست جمهوری برای یک و نیم میلیون نفر این پیشبینی شد که حد اعظمی بوده اما اکنون این چهار و نیم بلکه پنج میلیون نفوس در اینجا زندگی میکند. شما ببینید که در دامان کوه ها حتی در قلب کوه ها در آسمایی در شیردروازه در تپه ها به صورت زور آباد خانه ها اعمار شده و مردم در آنجا زندگی میکنند. شهر کابل یک فرهنگ مختلط شهری نیمه شهری دهاتی و روستایی را دارد در این جا مردم هایی زندگی میکنند که دفعتاً از دهات آمده در دامنه های کوه زندگی میکنند این ها به سیستم معاشرت شهری کمتر آشنا هستند، زباله، کثافات اضافی تماماً در دامان کوه انبار میشود و در موقع باران و باد این فرو می ریزد که سبب خرابی محیط زیست همان مردمی که در پایینتر زندگی میکند میشود. مثلاً یک سیلی، یک بارشی که بیست روز پیش صورت گرفت شما باور کنید که تمام کثافات کوهها در دامان کوه در مسیر شهراه ها در همان قسمت های مسکونی که آن مطابق پلان شهری بود انبار شده بود که برای یکی دو روز همان بوی تعفن آن مردم را متأثر ساخته بود. دیگر در رابطه به آب که این مردم از آن استفاده کنند یعنی باور کنید که به شکل بسیار مضحکش من خدمت شما عرض کنم که در همان بخش کوه علی آباد یا در بخش های دیگری که ما ببینیم این مردم های که در آنجا مسکون شده ده پانزده خانه یک(خر)خریده توسط آن بوشکه های آب را این ها از پایان از نل ها پر میکنند و در کوه بالا میکنند، آیا شستشوی این ها، لباس شویی اینها، استحمام اینها، نظافت این ها به همان یک دو سه بوشکه آب تأمین شده میتواند، پخت و پز این ها تأمین شده میتواند البته که شده نمیتواند و این فشار بالای دیگر بالای مردم است. شما اگر یک روزی با یک کمره بروید در همین دامنه کوه های علی آباد وقتیکه آب نل می آید صد ها بوشکه آب ماندگی است که به بعضی آب میرسد به بعضی نمیرسد دختر های نیمه جوان، بچه های نیمه جوان و دیگر بچه ها با یک (خر) آنجا ایستاده و منتظر اند که بوشکه پر شود که او انتقال بدهد این بسیار یک حالت غیر فرهنگ شهری را ارائه میکند، از نظر احتیاج آب را میگیرند از همین دریای کابل، اگر گاه گاهی نظر انداخته باشید همین اکنون در این مردار زار های این دریا طفل ها آب بازی میکنند، لباس شویی میکنند، کثافات را می اندازند و ترکاری فروش ها ترکاری خود را آنجا می شویند، در همان آب کثیف، آیا این از نظر صحت به نظر شما چقدر معقول است، همین وزارت صحت عامه ما، وزارت شهرسازی ما، شاروالی کابل ما آیا در این مورد مکلفیت دارند که این ها را کنترول کنند یا نه؟ البته که همه مکلفیت دارند و آبی که فعلاً برای مردم شهر آماده است من فکر میکنم در ساحه دشت برچی، در ساحه کمپنی در ساحه خوشحال خان، در ریشخور و حتی ساحه خیر خانه آب کافی نیست، اگر آب است آب نمکی است، آب تحت الارضی را این ها میگیرند که این هم به صحت شان، هم به لباس شان، هم به استحمام شان، هم به جلد شان آنقدر اثرات مفید ندارد و مشکلات زیاد برای شان خلق میکند، دیگر این مکلفیت ریاست عمومی آب رسانی است مکلفیت شهرسازی است، مکلفیت شاروالی کابل است که به داد این مردم بیچاره برسند، این ها کانالیزاسیون ندارند آب از این ها، بدرفت اینها تماماً در روی سرک اینطرف و آنطرف انتشار پیدا میکند، سبب اذیت مردم میشود، شما از بعضی جا ها که تیر میشوید مجبور استید که دماغ تانرا بسته کنید، مثلاً بسیار دور نروید نزدیک به همین چهارراهی میرویس در کوته سنگی همان دو دانه بلند منزل است اما در پیش رویش یک عالم کثافات انبار شده، مردم تمام روز عبور و مرور میکند آنجا بغلش حمام است، آب حمام در جوی شهری آنجا میریزد همینطور هر جای همین مسأله است، در اینجا وظیفه شاروالی کابل است که این مسایل را از نزدیک ببیند، کنترول کند شما در حصه بارانه ببینید، در حصه چنداول ببینید، در حصه تخته پل ببینید، در حصه عقب شور بازار ببینید که این وضع زندگی مردم در چه حالت است.

ارمغان: در شهر چاه ها حفر شده و گفته میشود که در طبقات ارضی برمه چاه وقتی از یک حد معین پایین تر و بالاتر برود امکان دارد که باعث خراب شدن کیفیت آب شود نظر شما چیست؟

عارض: این کاملاً واقعیت دارد، چاه ها را بسیاری هم شهری های ما با عمق صد متر، یکصد و شصت متر، شصت متر حفر کرده اند این ها اول همین ساحه یی را که  برمه میکنند، نل آب را تیر میکنند در آن چاه عمیق، اول این محکم شده نمیتواند، این یک منفذ است برای آب تحت الارضی، وقتیکه این منفذ پیدا شد آب باران، آب کثافات مرداب های مردار، آب های تشناب ها، در اثر بارندگی و در اثنایی که زیاد رطوبت تولید میشود ته نشین میشود نفوذ میکند و اینجا چاه ها سیپتیک نیست، چاه های سیپتیک ما نداریم که جلوگیری از مکروب و غیره چیز ها کند و بسته باشد به صورت باز به تحت الارض نفوذ میکند و این طبقه که در آبهای تحت الارضی یک طبقه ایکو واتر است یک طبقه قابل نفوذ است، وقتی طبقه غیر قابل نفوذ یکدفعه نفوذ کرد در طبقه پایین آبهای تمام منطقه تحت الارضی را هم فاسد می سازد. از این نقطه نظر است که ما میبینیم که اکثراً امراض جلدی، گلو، مری و حتی بعضی امراض به شکل انتانی در اطفال فعلاً زیاد دیده میشود.  بعضی کس ها گلو های شان یک نوع آماس پیدا میکند، یک نوع جاغور پیدا میکند که آیودین ندارد کنترول آب وظیفه ریاست عمومی آب رسانی است. ببینند که کلورین از این چقدر است و آیودین دارد یا ندارد باید ظرفیت این آب ها را از نقطه نظر استفاده اینها مورد بحث قرار بدهند، در مجموع من عرض کنم که این تشناب ها اثرات بسیار منفی بالای آب های تحت الارضی دارد، من اینطور هم دیده ام که ما دو طبقه آب تحت الارضی داریم، یک طبقه آب تحت الارضی در عمق شصت متری یا هفتاد متری است، بعد از آن یک طبقه است که آن را زده اند، برمه کرده اند به طبقه دیگری رسیده اند، در طبقه دیگر آب پاکتر میباشد وقتیکه آب بالایی مردار زار ها از تشناب میرود به طبقه اول از طبقه اول به طبقه دوم و گاه گاه میشود که طبقه اولی که در عمق شصت متری قرار دارد اگر این چاه زده میشود پایین آب همین طبقه شصت متری در پایین تر میرود آب اکثر چاه ها خشک می شود، این به مردم زراعت پیشه مشکل خلق کرده و به مردم شهری هم مشکل خلق کرده، بنابران حفر چاه های عمیق را باید آب رسانی جداً کنترول کند، اگر کنترول نکند من فکر میکنم که آب های طبقه اول به دوم نفوذ میکند و اکثراً مردم از آب تحت الارضی بخش اول استفاده اعظمی کرده نمیتواند و چاه های سیپتیک را این ها باید در نظر بگیرند.

ارمغان: کابل پایتخت افغانستان است باید سیستم آب رسانی ما، سیستم محیط زیست ما، شرایط شهر نشینی ما معیاری باشد. با توجه به تجاربی که شما دارید برای شهر کابل چگونه سیستم آب رسانی را پیشنهاد میکنید؟

عارض: سیستم آب رسانی جدید به یک بودجه و به یک پلان گذاری خاصی ضرورت دارد و دیگر باید گفته شود که در این شهر کابل چقدر نفر باید زندگی کند، فعلاً اگر ما بخواهیم یا نخواهیم مردم جای خود را اشغال کرده اند، چهار و نیم پنج میلیون نفر در اینجا جا بجا است، حالا به آب رسانی من فکر میکنم که بودجه بسیار گزافی ضرورت است که آب را در قسمت های مرکزی کوهها انتقال بدهند، یا در دشت برچی و دیگر ساحات.

ارمغان: در کدام ساحات و چگونه؟

عارض: به صورت موضعی میتواند شده که از آب های تحت الارضی منطقه استفاده شود، مثلاً در قسمت کارته سخی و خوشحال خان و همین ساحه کارته سه آب های علاءالدین را استفاده بکنند، در قسمت دشت برچی یک چاه عمیق دیگر حفر کنند یک حوض آب رسانی داشته باشند که توسط نل به آن آب برسانند، در قسمت خیرخانه هم امکانات این است که اگر بتوانند که از سه، چهار جای ساحه سپین کلی آب بگیرند به دو طرف انتقال بدهند، چرا این آب موجوده واقعاً به همین ساحه خود خوشحال خان مینه و کارته سه و به ساحه حوزه 7 و به این ها کفایت نمیکنند. این جا آب زیاد ضرورت است واقعاً هر نفر باید اقلاً روزی بیست و چهار لیتر آب را مصرف کند، در حالیکه استفاده بیست و چهار لیتر آب به هیچ شهروند در همین شهر کابل مساعد نیست، مکلفیت آب رسانی، شهر سازی و شاروالی کابل در این راستا بسیار زیاد است که از کدام راه ها میتوانند این ها آب را مثلاً از قسمت های پروژه کانال پروان به مسیر کابل سوق بدهند… و آن را در شهر توزیع بکنند، اما فعلاً آبیکه در شهر کابل است برای شهر کابل به هیچ صورت قابل کفایت نیست.

ارمغان: در مورد پروژه پروان ما از ناصری صاحب هم پرسان کردیم آنها ابراز نظری نکردند و به محققین این را گذاشتند و گفتند که دانشمندان تحقیق کرده اند. در واقع دریا های شتل و سالنگ و پنجشیر طوریست که می آیند و همانطور میروند به طرف دریای کابل این دریا ها در ماه های حمل و ثور و جوزا آب دارند باز سرطان و اسد و تا سنبله آب کم میشود بالاخره در ماه میزان و عقرب و قوس و جدی و دلو اصلاً آب ندارند و در قسمت های پایین آب این ها در محمود راقی و عبدالله برج و غیره آب کم است، حتی از دریا چشمه ها بر آمده که مردم از آن استفاده میکنند. حالا اگر شما این آب را از طریق پروژه پروان انتقال بدهید به کابل اولاً اگر بند نباشد به این معناست که آب آمد و رفت و اگر بند احداث شود این بند ها در کجا احداث شوند؟

عارض: اگر آب را شما در مسیرش مستقل قرار بدهید و در جریان قرار بدهید فرموده شما آب می آید و به جریان می افتد و ختم می شود لیکن پیشنهاد من اینست که بعد از هر چند کیلومتر یک بند آبگردان باید وجود داشته باشد. این بند های آبگردان چی مفیدیت دارد اول اینکه به زراعت از آن استفاده شده میتواند دوم، اینکه آب های تحت الارضی ما را تقویه میکند حالا کدام مرجعی نیست که آبهای تحت الارضی ما را تقویه کند، بارندگی میشود، برف ذوب میشود و آب همینطور … در مسیر خود قرار میگیرد و از سرحدات کشور خارج میشود. یک سرمایه بسیار سرشار ما، را از دست میدهیم، وقتیکه آب را به شکل مار پیچ در مسیر قرار بدهند و یا اینکه بند و انهار را احداث کنند آب تحت الارضی تقویه میشود ما باید آب های تحت الارضی خود را تقویه کرده بتوانیم، ما باید همین سیستمی را که آبهای تحت الارضی دارد تقویه کنیم این ها (مسوولین) هیچ در فکرش نیستند.

ارمغان: در ارتباط اینکه ما بتوانیم باران را افزایش ببخشیم نظر تان چیست از آبها و اشجار چگونه استفاده کنیم که محیط طوری مرطوب شود که خود محیط به شکل تبخیر آب بدهد و آب را بگیرد؟

عارض: این مطلب ارتباط میگیرد به سرسبزی منطقه مثلاً ما در ساحات جنوب و جنوب شرق و جنوب غرب خود ما، ساحه مونسون داریم این جا جنگلات وقتیکه وجود داشته باشد تبخیر صورت میگیرد و همان مسیر باد های مرطوب در اینجا قرار میگیرد و خواهی نخواهی در همین مسیر ساحه خوست و ساحه سپین غر، ساحه الیشنگ و الینگار، ساحه کنر ها و نورستان بارندگی ها خود به خود صورت میگیرد و دیگر اگر ما همین جنگلات را بکاریم همین ساحه بارندگی ما افزایش یافته آب ما برای آب های زیر زمینی افزایش پیدا میکند وقتیکه ما جنگل نداشته باشیم ابر مرطوب می آید در ساحه که گرم است ابر ارتفاع میگیرد میگذرد از ساحه، اگر ساحه مرطوب باشد ساحه کمی سرد باشد ابر ارتفاع نمی گیرد سبب بارندگی در ساحه میشود، از این نکته نظر یکی از مطالعات ابر شناسی است که در جاهایی که شما در طیاره اگر تشریف برده باشید در بعضی جاها ابر ارتفاع دارد ارتفاع زیاد دارد در اینجا زیر یک شهر است حرارت دارد گرمی است یا یک صحراست، او حرارت میدهد لیکن ابری که زیاد ارتفاع ندارد همین در بالای کوه است در بالای جنگل است، در اینجا بارندگی شده میتواند. در کشور های پیشرفته سیلور آیدایت را توسط طیاره سر ابر می پاشند و باران های موسمی را در آنجا به وجود می آورند ما در امریکا یک بار دیدیم که در ساحه زراعتی هر زارع یک طیاره خورد دارد به مجردی که میدید ابر از یک طرفی آمد طیاره خود را پرواز میدهد یک ذره سیلور آیدایت را سرش می اندازد بارندگی را در این منطقه خلق میکند یعنی آنها ابر ها را مهار کرده اند ما آب را مهار کرده نمیتوانیم گپ در این جاست که این به تکنالوژی تعلق میگیرد.

ارمغان: استاد محترم شما به حیث دانشمندی که سالها در مورد مسایل مربوط به محیط زیست و جغرافیا تحقیق و تتبع کرده اید اگر قرار به این باشد که همین وزارت آبیاری ما یا شاروال ما یا یکی از مراجع از شما نظر بخواهند که شهر کابل را چگونه از آلودگی نجات بدهیم شما چه پیشنهاد مشخص دارید؟

عارض: من در رابطه به شهر کابل چندین کتاب نوشته ام و روی همین کتاب ها بود که به من ایکو هم یک جایزه بسیار بزرگ در سال 2009 دادند در اینجا مشاور بودن یا مشوره دادن باز هم ارتباط میگیرد به مسایل خوشبینی های مقامات اگر چه من پوهاند استم دکتورا دارم دو جایزه گرفته ام بیش از پنجاه، شصت اثر علمی دارم، این را مقامات میفهمند و کار شان…

ارمغان: عرض من این بود که با وجود همین تجارب بزرگی که دارید فرضاً برای یک لحظه فکر کنیم که شما را رییس جمهور بخواهد و بپرسید نظریات تان را بگویید که چه کنیم شما چه گفتنی دارید به شهر کابل؟

عارض: من در رابطه به شهر کابل، در رابطه به سرسبزیش، در رابطه به بهبود آبش، در رابطه با ساختمان ترافیکی، مثلاً همین اکنون در شهر کابل ما دو مسیر عبور و مرور از شرق به غرب کابل داریم یکی گذرگاه و یکی ساحه باغ بالا، شما ببینید که در این دو جاده ازدحام ترافیکی به حدی است که گاه گاه سبب ممانعت عبور و مرور افراد میشود و خودشان هم نمیتوانند در آنجا… و دیگر همین ایکزاز موتر سبب آلودگی محیط زیست ساحه میشود، پیشنهاد من در اینست که اینها از عقب باغ بابر از طریق شهدای صالحین آنجا یک جای پایین افتاده است یک سرک اعمار کنند، سرک گردنه سخی را باید اصلاح کنند، از اینجا عبور و مرور صورت بگیرد، از عقب پولیتخنیک آنجا یک جای مسیر یک معبر است آنجا هم میتواند شده که اینها یک راه رفت و آمد ترافیکی را احداث کنند و دیگر سرک های حلقوی را این ها باید تنظیم کنند که این موتر های باربری داخل شهر نشود سرای ها یا ایستگاه های آنها در مسیر سرک های حلقوی باشد داخل شهر نشود، من امروز صبح دیدم که یک تریلر بسیار کلان در میرویس میدان در قسمت غرب دواخانه نوروز افتیده بود، همین حالا بنابر عدم موجودیت راه های ترافیکی همین راه های کانکریت شده کارته مأمورین شاهراه های اصلی را تشکیل داده اند که اطفال ما خورد و کلان پیر و جوان در آنجا حتی در پیشروی خانه خود گشت و گذار کرده نمیتوانند، مراقبت های ترافیکی و پیشبینی های، بخش جاده های عراده جات باید درست پلان شود و این قابل حل است به شرطیکه همین سه چهار دروازه باز شود سه چهار معبری که باز شود به شهر کابل یک راحت کلی ازنقطه نظر ترافیک بار می آورد.Ÿ
بقیه در آینده

نظر شما در مورد این نوشته چیست؟

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی یکی از نمادها کلیک کنید:

نماد WordPress.com

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

درحال اتصال به %s