بایگانیِ ژانویه 2011

قانون سالاری باید به فرهنگ مردم مبدل شود

ژانویه 31, 2011

شماره 79/دوشنبه 11 دلو 1389/31 جنوری 2011

در یکی از کشور ها رییس جمهوری در روز رخصتی با لباس شخصی و موتر شخصی رانندگی میکرد؛ اتفاقاً از مقررات ترافیکی تخلف کرد و ترافیک جاده در حال نا شناسی پارچه جریمه را همراه با ورقه ابلاغ شش ماه محرومیت از دریوری برایش داد. رییس جمهور اولاً به بانک رفته پول جریمه را تحویل کرد و بعد مستقیماً راهی پارلمان شده، تدویر اجلاس فوق العاده را مطالبه کرد و تقاضا نمود جریان کار پارلمان مستقیماً از طریق تلویزیون به نشر برسد، رییس جمهور اولاً از تخلف ترافیکی که مرتکب شده بود معذرت خواست، بعد ورقه تحویلی پول جریمه را نشان داد و تعهد سپرد که شش ماه به دریوری مبادرت نخواهد ورزید؛ هر چند این مثال به شکل سمبولیک مطرح است اما هدف از نگارش آن اینست که ما در شرایط کنونی با داشتن این همه قوانین، که تعداد شان به چندین جلد میرسد چقدر به رعایت قانون در سلوک ما عادت کرده ایم.
مردم وقتی در اطاعت از یک نظام به سر میبرند که یا بترسند، یا بفهمند، اگر بترسند در آنصورت شکایتی از یک نظام دکتاتوری و توتالیتر وجود ندارد و اما اگر بفهمند و همزمان اعتراض کنند، در آنصورت باید رعایت قانون از فامیل و خانواده تا مکتب و محله و کشور و جهان باید در سلوک شان شامل باشد، که برای اداره چنان جامعه تار عنکبوتی ضرورت است نه زنجیر و زولانه.
بیایید در این دومین دوره کار پارلمان پس از اداره موقت، رعایت قانون را ملاک عمل خویش قرار داده، قانون سالاری را از فضای پارلمان تا قوای ثلاثه و زندگی عملی مردم مرعی الاجرا سازیم و هر یک از خود آغاز کنیم.Ÿ

آیا پارلمان مستقلی خواهیم داشت؟

ژانویه 31, 2011

شماره 79/دوشنبه 11 دلو 1389/31 جنوری 2011

محمد داود سیاووش

حکومت ها که از گذشته به نحوی از انحا مجلس قانونگذار را به طور مستقیم یا غیر مستقیم درافغانستان تحت نظر و کنترول داشتند، اینک در کشور قوه اجرائیه خود را با مجلس نمایندگان یا ولسی جرگه یی طرف میبیند که نه با ترکیب آن موافق بود و نه رییس جمهور میل افتتاح آن را داشت. سخنان احساساتی برخی مخالفان ولسی جرگه که حتی کلمات عجیب و غریبی در صورت افتتاح پارلمان از زبان شان بر آمد نشان میدهد که این مجلس در فضای کاملاً جدید عرض اندام نموده است. عدم معرفی اعضای انتصابی مجلس سنا در روز افتتاح پارلمان توسط رییس جمهور، زمینه سازی برای سر و صدا انداختن کاندیدان معترض، موضعگیری لوی سارنوالی، تشکیل محکمه ویژه، تصمیم در به تعویق انداختن مجلس که با مقاومت کمیسیون مستقل انتخابات، کمیسیون سمع شکایات و وکلا مواجه گردید و با تلاش جامعه جهانی راه حل برای افتتاح مجلس مساعد شد نشان میدهد که در صورت عدم افتتاح مجلس قلب سیاست در افغانستان از تپش می افتاد. خروج برخی سناتوران از مجلس افتتاح به بهانه نبودن چوکی، نشر خبر امکان تدویر کنفرانس مطبوعاتی احمد ولی کرزی و لغو آن، عدم اشتراک سفیر پاکستان در افتتاح مجلس نمایندگان، اشتراک نا وقت رییس جمهور به افتتاح مجلس همراه با اشاره وی به مداخله بیگانگان و سخنان رمز آلودی نظیر اینکه نگذاریم خواب های وحشتناک بیگانگان به واقعیت تبدیل شود. امکان دادن به تحصن کاندیدان معترض در داخل ارگ، در حالیکه حتی از دروازه های یک کیلومتری ارگ در حالت عادی امکان گذشتن وجود ندارد و حضور دکتر عبدالله در مراسم افتتاح مجلس نشان میدهد که جامعه و قوای ثلاثه آبستن یک تغییر کلی میباشند و نهاد های قانونگذار دیگر آن نهاد های صحه گذار قبلی نخواهند بود. رییس جمهور که در گذشته هر موضوع را در مخالفت با جامعه جهانی می کشاند و هر نوع صدای خود را از داخل با نهاد های مدنی و قوه مقننه  همآهنگ میکرد، اینک آن فرصت را از دست داده است و قبل از آنکه جامعه جهانی از وی سوالاتی را مطرح کند از درون  ،قوه مقننه میتواند حکومت را به پای میز استفسار بکشد. اگر فضای مجلس به طرف معاملات انفرادی تطمیع گرانه نرود امکان آن وجود دارد که این مجلس مسایل بزرگی چون تقلبات انتخابات ریاست جمهوری، قاچاق مواد مخدر، فساد اداری و غیره را مطرح نماید. اما در حال حاضر دو مشکل در برابر مجلس وجود دارد، یکی آنکه احزاب قدرتمند در درون مجلس نیستند و حتی افراد یک گروه در رسیدن به مقام به جان هم می افتند. و دوم اپوزیسیون به مفهوم واقعی آن عرض اندام نکرده و هر مخالفت حتی عادی هم به حیث یک حرکت اپوزیسیونی فکر میشود.
هر گاه نمایندگان بتوانند به روی مسایل اساسی  چون قانونگذاری و نظارت بر اجراآت قانون  تمرکز کنند احتمالاً قوه اجرائیه را به تابعیت از قانون خواهند کشید. اما هنوز وقت است چون در افغانستان مشکل بزرگ آنست که اختلافات بر مبنای ارزش ها نه ،بلکه بر مبنای خواسته های شخصی مطرح میشود، که با این حال چالش بزرگی در برابر مجلس قرار دارد، مجلس ها در افغانستان وکشور های دیگردرگذشته توانسته اند گام های بزرگی بردارند، چنانچه مجبور به استعفا سا ختن نور احمد اعتمادی در دهه دموکراسی، مجبور به فرار ساختن شاه توسط دکتر مصدق در ایران، آرایش مجلس فرانسه در برابر لویی شانزده و قضیه واترگیت در ایالات متحده اقدامات تاریخی ازاین قبیل میباشند اما اینکه مجلس کنونی با ترکیب فعلی چه اقداماتی را رویدست خواهد گرفت آن را زمان مشخص خواهد کرد.
 ولی قدر مسلم آنست که دوره معامله گری ها اگر به پایان نرسیده باشد، به حد اقل کاهش خواهد یافت و بالاخره در جامعه فضایی ایجاد خواهد شد که به بن بست کنونی پایان دهد.Ÿ

گرانقیمت ترین دفتر کار دنیا؛ بدون قلم، بدون کاغذ

ژانویه 30, 2011

شماره 79/دوشنبه 11 دلو 1389/31 جنوری 2011

بیل گیتس، بنیانگذار مایکروسافت که در سالهای 1995 تا 2007 میلادی ثروتمندترین مرد دنیا شناخته میشد و پس از آن در سال 2008 نام او در رتبه سوم فهرست رتبه بندی ثروتمندترین مردان دنیا قرار گرفت، مالک گرانقیمت ترین دفتر کار دنیا است.   اگر نگاهی به عکسهای دفتر کار بیل گیتس بیاندازید بیش از هر چیزی آکواریوم دفتر کار که بخشی از دیوار محل کار او را تشکیل میدهد توجه شما را به خود جلب خواهد کرد که مجموعه ای از ماهیها، کوسه ماهیها و نهنگهای بزرگ در آن در حال حرکت هستند.
به نوشته «جام جم» به نقل از مایکروسافت آفیس، بیل گیتس از جمله افرادی است که علاقه زیادی به طبیعت و بخصوص دریا دارد و از اینرو در قسمتی از محل کارش نیز فضایی را به این علاقه شخصی اش اختصاص داده است.
اما یکی از دیگر ویژگیهایی که در محل کار بیل گیتس به چشم میخورد این است که شما در دفتر کار او نشانی از کاغذ و خودکار نخواهید یافت چرا که او بر این باور است که ما انسانها امروزه در دنیایی زندگی میکنیم که مجموعه ای از ابزارهای دیجیتالی میتوانند پاسخگوی نیازهای ما باشند و بنابراین باید با کاغذ و خودکار که نمادی از دوران پیش از آغاز عصر دیجیتال هستند برای همیشه خداحافظی کنیم. او در محل کار خود برای انجام همه کارهایی که مسوولیت انجام آنها را به عهده دارد تنها از 3 نمایشگر استفاده میکند.
شاید برایتان جالب باشد بدانید که در مجموعه مایکروسافت ارسال ایمیل، جایگزین تماسهای تلفنی یا حتی برگزاری جلسات حضوری شده اند. بیل گیتس همه ساله یک هفته در سال را برای بررسی مقالات ارائه شده توسط کارکنان مایکروسافت اختصاص میدهد و جالب این که او همه این کارها را نیز بدون استفاده از هیچگونه کاغذ و خودکاری انجام میدهد. همه کارمندان مقالات خود را به صورت الکترونیک به دفتر بیل گیتس ارسال میکنند.
این مقالات در یک پوشه مخصوص جمع آوری میشود و در مدت این هفته که او خودش آن را هفته تفکر نامگذاری کرده است همه مقالات ارائه شده را میخواند و نظرات خود را درباره این مقالات به صورت الکترونیک ارسال میکند و جالب است بدانید که در مقایسه با گذشته این کار با دقت و سرعت بیشتری انجام خواهد شد و اظهارنظر بیل گیتس به صورت الکترونیک و همزمان برای فردی که نویسنده مقاله است ارسال خواهد شد. دنیای دیجیتال حتی روند برگزاری جلسات میان مدیران بخشهای مختلف مایکروسافت را نیز تحت تاثیر خود قرار داده است به گونه ای که در این سازمان ارتباط میان کارمندان و بخش مدیریت از طریق وبسایتی انجام میشود که حتی امکان بحث و تبادل نظر میان افراد را نیز فراهم میکند. بیش از 50 هزار کارمند در شرکت مایکروسافت مشغول به کار هستند و جالبتر این که ارتباط بین همه این افراد و همچنین انجام کارهای مختلف که هر یک از کارمندان انجام قسمتی از آنها را برعهده دارند به صورت دیجیتالی و از طریق فناوریهای نوین ارتباطی انجام خواهد شد.Ÿ
    انترنت

په لس ګونو زره مظاهره کونکي د مبارک د حکومت پای غواړي

ژانویه 30, 2011

په مصر کې نن د جمعې د لمانځه د ادا کولو نه وروسته په لس گونو زره خلک په قاهره او ېو شمېر نورو ښارونو کې سړکونو او لارو ته راووتل او د جمهور رئیس حسنی مبارک د٣٠ کلن حکومت د ختمولو غوښتنه یې وکړه.
امنېتی ځواکونو د قاهرې په مرکزي برخو کی د حکومت پرمخالفو مظاهره کوونکو باندې د ربړي مرمېو ډزې وکړې او اوښکې بهوونکې گاز ېې پرې استعمال کړ. پولیسو ډېر کوښښ کوه چې خلک تېت او پره کړي. د مخالفو گوندونو په زرگونو ملاتړ کوونکي نن په قاهره کې د مظاهرې لپاره راټول شوی وو .
وسله وال پولیس چې په لاریو کې سپاره وو او د اوبو پاېپونه ورسره ؤ د ښار په هغو سړکونو باندې مخامخ ودرېدل چې مظاهره کوونکي په کې راټول شوي وو. د اې پي خبري اژانس وایې چې پولیسو د مصر حکومت په یوه مخکښ مخالف محمد البراعدي باندې هم اوبه وشېندلې. Ÿ
صدای امریکا
————————————————————————
کانګرس: د اوباما په وینا کې د افغانستان په برخه کې الهام نه و
دغه ورځپاڼه د جنوری په 27 مه لېکي چې کانگرېس ته داوباما په کلنی وېنا کې دافغانستان په برخه کې تصور او الهام موجود نه و او د لېزبون د غونډی په برخه کې پکې ېادونه نه وه شوی.
دغه مقاله جېف ډرېسلر چې دافغانستان پوهنی ماهر اوِتحلېل گردی لېکلی ده.نوموړی د پاکستان اوافغانستان د امنېتی مساېلو په برخه کې څېړنی کوی.
ملت ته د جمهوررئېس دکلنی وېنا په ترڅ کې د جمهوررئېس په ترڅ کې په تېر نومبر کې، په لېزبون کې د ناټود غونډې ېادونه نه ښکارېدله.Ÿ
صدای امریکا

غم های آواره گان

ژانویه 30, 2011

شماره 79/دوشنبه 11 دلو 1389/31 جنوری 2011
مهاجرت به غرب نام کتابیست که نادرشاه نظری آنرا به مثابه چکیده یی از درد و رنج مهاجرین افغانستان در اروپا به رشته تحریر آورده که بخش هایی از آنرا به توجه خوانندگان میرسانیم:
مهاجرین بعد از وارد شدن شان به کشور های اروپائی به دلیل غیر قانونی بودن آنها از طریق گوناگون خود را به کشور های مورد نظر شان میرسانند، تعدادی نیز که پولهای شان را به مصرف رسانیده و قیمت تکت برای شان باقی نمانده به روش های جدید برای عبور از مرز و مسیر راه دست میزنند.
مثلاً آنها از اتریش به مقصد ایتالیا حرکت می نمایند، چون پول کافی و همینسان اسناد سفر ندارند از ترس پولیس خود را در قطار ها جابجا نموده و سعی می نمایند، بدون متوجه شدن پولیس های مرزی در مخفی گاه های قطار خود را پنهان کنند.
حسین یکی از مهاجرین افغانستانی که از کابل افغانستان است، مقیم اتریش و مهاجرین دیپورتی میباشد، گفت که او از کمپ شان که در نزدیکی مرز سلوانیا قرار داشت به مقصد «وین» آنجا را ترک گفته و در یکی از قطار ها، همراه رفیقش سوار شدند. وی گفت که به علت نداشتن پول تکت مجبور بودند در پیاده روی ترین مترصد پولیس و همچنان کارکنان چک کننده تکت باشند. او ادامه داد که در زمانیکه مسئولین چک کردن تکت می آمدن آنها خود را در زیر چوکیهای کابین مخفی می کردند و پس از اینکه مسئولین چک کردن تکت می رفتند آنها از زیر چوکی بیرون آمده و در راهرو ها قدم میزدند و مترصد اوضاع بودند. او میگفت که مادامیکه مسئولین چک کردن تکت می آمدند و آنها با عجله می دویدند و خود را مخفی میکردند، اینگونه حرکت آنها مایه تعجب مسافرین گردیده و هر کدام با دیده شک و تردید طرف آنها نگاه میکردند.
حسین میگفت که رفیقش در زیر چوکی یکی از کابین های قطار خوابیده بود که بعداً چند مسافر در آن کابین آمده و یکی از آنها بیک (ساک) خویش
را در زیر چوکی قرار میداد، اما چون رفیقش در زیر چوکی خوابیده بود، گنجایش آن نبود که بیک مسافر آنجا جا شود، وی افزود که او از پیاده روی ترین نظارت میکرد که مسافر بیکش را در زیر چوکی فشار میداد اما رفیقش با مهارت خاص بیک او را به طرف خود کشیده و جاسازی میکرد.
وی گفت که بعد از چند دقیقه مسافر میخواست چیزی از بیکش بیرون آورد زمانیکه خواست بیکش را بگیرد دست انداخت که به صورت رفیقش خورد، مسافر که زن جوانیست چیغ میزند و خود را به طرف همراهانش می اندازد، بعد از اینکه همراهانش نیز می بینند که شخصی در زیر چوکی خوابیده، آنها هم می ترسند و فریاد کنان کابین را ترک می گویند.
حسین گفت که به محض بیرون شدن زنان از کابین ترین او و رفیقش در یکی از کابین های دیگر که خالی بود و هر کدام در زیر صندلی می خوابند که بعد از چند دقیقه تصادفاً همان مسافرانی که از ترین کابین را ترک گفته و به مسئولین ترین شکایت کرده بودند می آیند و به چوکی ها می نشینند.
حسین ادامه داد که بعد از نیم ساعت یکی از دختران کوچک از چوکی مقابل آمده به چوکی که او در زیرش دراز کشیده می نشیند و در همین حال اعضای فامیلش نوازش کنان با او حرف می زنند. وی گفت که دختر کوچک یک بار پایش را به چوکی رها نموده گاز میداد و به سرعت آن طرف و اینطرف می آورد و چون جای نبود تا خود را از مقابل مسیر پای دخترک نجات دهد، بالاخره پای دخترک به دماغ حسین اصابت کرده و دخترک یک بار به زیر چوکی خم شده و او را دیده بود، بعد از مشاهده باز هم زنان با چیغ زدن و فریاد کشیدن شروع به فرار کرده بودند، وی گفت قبل از اینکه آنها همگی کابین را ترک گویند او و رفیقش از زیر چوکی ها بالا شده در حالیکه آنها نظاره گر این صحنه بودند، کابین را ترک گفتند.
اینگونه صحنه ها در کشور های اروپایی بسیار جالب و دور از انتظار است، چرا که بیننده از این تعجب دارد که نمیداند هدف مهاجرین از این کار
چیست؟
یکی از مهاجرین میگفت که او و رفقایش در یونان در یکی از محله ها متوجه شده بود که صاحب یکی از خانه ها در منزلش زندگی نمی نماید، بناءً آنها در حدود هشت نفر چند شبی را در منزل آن شخص که قفل را شکسته بودند می خوابیدند. وی گفت که بعد از سپری نمودن چند شب بالاخره باقی رفقایش نیز که در بیرون میخوابیدند از موضوع با خبر شده و از آنها خواسته بودند که همراه آنها در آن منزل بخوابند و آخرالامر بعد از یک هفته تعداد آنها به 20 نفر رسیده بود. وی افزود که یک شبی صاحب خانه با اعضای فامیلش از مسافرت آمده و دید که کی ها در آنجا خوابیده اند؛ بعد از مشاهده دروازه را بست و منزلش را ترک کرد. وی گفت که تعدادی از رفقایش بیدار بودند و آنهایی را که در خواب بودند نیز بیدار نموده خواسته بودند فرار نمایند. تا مبادا صاحب خانه با پولیس سر نرسد.
ایشان گفتند که پس از اینکه دروازه حیاط را باز نموده بودند صاحب خانه آنجا بوده و به آنها اطمینان داده بود که نترسند و در منزل راحت بخوابند. او گفت چون مردم یونان را مهاجرین خوب می شناختند به حرف شان اعتماد نموده و دو باره خوابیده بودند، اما فردایش پس از ساعت 9 صبح صاحب خانه به خانه آمده و با پوزش از آنها گفته بود که جای دیگری برای خوابیدن خود و اعضای فامیلش نداشته اند در غیر به این صورت اجازه میداد تا از منزلش استفاده نمایند!
عارف مهاجر افغانستانی فعلاً مقیم بلژیک میگفت که آنها از یک مرکز کلیسا که صبحانه را در آنجا می خوردند، با موتر به طرف شهر می آمدند، وی میگفت که در کلیسا تعداد مهاجر آن قدر بود که به زحمت در اوقات سوار شدن موتر میتوانستند موفق شوند، او گفت که مادامیکه در موتر سوار میشدند، بعد از چند دقیقه مسئول چک کننده تکت می آمد و از آنها تکت میخواست، یک نفر میگفت ندارد، دو نفر همینطور، سه و چهار نفر، بالاخره کل مسافرین که در موتر سوار بودند میگفتند که تکت ندارند. پول میخواست میگفتند ندارند و بالاخره از روی
اسنادی که کلیسای روم ایتالیا برای شان داده بود مسئول چک کننده تکت مشغول نوشتن نام مهاجرین می شد تا به اصطلاح طبق قانون ایتالیا جریمه گردند، آنهم نامی که آنها خودشان در کلیسا برای نان خوردن شان تعین نموده بودند که بیشتر نام ها را مهاجرین از روی شوخی از نام سبزیجات و غیره انتخاب نموده بودند.
همچنان یکی از مهاجرین دیگر در بلژیک میگفت که آنان در یونان بعد از اینکه چند هفته را در یکی از خانه های بدون صاحب به صورت قاچاقی می خوابیدند صاحب خانه به آنها هشدار داده بود که دیگر به خانه اش نخوابند، چون صاحب خانه روزانه که می آمد، می دید که تعداد زیادی از مهاجرین در منزل او خوابیده اند، یکروز ساعت 3 بعد از ظهر آمده بود، دروازه حویلی را کلاً توسط چوب و تخته به شکل دایمی مسدود کرده بود، این در حالی بود که در طبقه بالای آن خانه تعداد چهار نفر مهاجر خوابیده بودند و چون ترسیده بودند که صاحب خانه به پولیس زنگ نزدند خود را ساکت گرفته بودند و فکر میکردند که صاحب خانه کدام کار مربوط به ترمیم خانه را اجرا می نماید و صاحب خانه نیز فکر میکرد مهاجرین شب در آنجا برای خوابیدن می آیند و به همین لحاظ خبر نبود که در طبقه دوم چهار نفر حضور دارند مادامیکه آن چهار نفر خواستند بیرون بروند، دیدند که دروازه ها کلاً مسدود گردیده قسمیکه خارج شدن از آنجا غیر ممکن است، بالاخره آن چهار نفر به رفقای شان زنگ زده و از آنها خواسته بودند که دروازه را شکسته آنها را نجات بدهند، وقتی رفقای شان آمدند دیدند که دروازه بیرون نیز به صورت مطلق با تخته و میخ مسدود گردیده و امکان باز نمودن آن توسط آنها موجود نیست، بناءً به پولیس زنگ زده و موضوع را به اطلاع آن رساندند؛ پس از آنکه پولیس آمد و دید که دروازه کاملاً مسدود شده توسط جرثقیل آن چهار نفر را از منزل بیرون کشید، این در حالی بود که تمامی اهالی کوچه به محل و تقریباً بیش از 20 نفر پولیس در صحنه حضور یافته بود.Ÿ
بقیه در آینده

حاکمان بی کفایت افغانستان را به یک کشور مستهلک تبدیل کردند

ژانویه 30, 2011

شماره 79/دوشنبه 11 دلو 1389/31 جنوری 2011

ارغوان

حتی در مناسبات شخصی افراد اگر دو برادر دو قطعه زمین را از پدر به ارث برده، یکی آنرا کشت کند و دیگری لا مزرع گذاشته در فصل زمستان نزد برادرش برود و از او مواد غذایی بخواهد، در طلبیدن رنگش زرد خواهد بود.
هنگامی قوای بین المللی پس از یازده سپتمبر به افغانستان آمد، افغانهای مهاجر برگشته از ایران میگویند که ایرانی ها برایشان میگفتند باید حتماً به افغانستان بروید چون آنجا شاید پیشرفته ترین کشور منطقه شود. اما حالا که ده سال از آنروز میگذرد، با توقف چند تانکر تیل در مرز ایران، نرخ مواد نفتی در کابل سر به آسمان میزند و فغان مردم افغانستان به افلاک رسیده.
در یک کشور محاط به خشکه چون افغانستان که کانتینر های اموال تجارش در بندر کراچی متوقف مانده، تانکر های تیل در دروازه بندر با ایران ایستاده اند، مشکلات گمرکی برای تاجرانش در ترکمنستان تراشیده شده، هر گاه برای یک لحظه فرض کنیم که این همسایه ها بازی فوق را از روی عمد و به خاطر تحت فشار قرار دادن افغانستان انجام دهند، دیگر چه آبرویی برای مدیران امور اقتصاد کشور میماند که در کنار وزرای اقتصاد، تجارت، مالی و غیره امور اقتصادی آنان ایستاده شوند. این آقایان که فابریکات ویرانه را بازسازی نکردند، برق را از خارج وارد کردند، آب دریاهای افغانستان را به کشور های همسایه رها کردند و در مقابل کابل را به مارکیت نمایشگاه موتر های آخرین مودل و اموال لوکس کشور های خارجی مبدل کردند به ملت افغانستان چه جواب خواهند داد؟
در کشوری که سیب میدان وردک آن از نبود بازار ترش میکند، اما ناک از چین وارد میشود. در کشوری که شیر و ماست نجراب آن بازار ندارد، ولی قیماق، شیر، مسکه و پنیر از پاکستان و ایران وارد میشود. در کشوری که انگور شمالی و انار کندهار آن بازار ندارد و جوس و آب انگور و انار ایران و پاکستان را مردم مصرف میکنند.
این مسوولان مصروف چه کار هایی استند؟ وضعیت اقتصادی کنونی نشان میدهد که افغانستان نه دارای بازار آزاد شد و نه دارای سکتور دولتی، بلکه در مقابل کشوریست که مردمش فقط به فکر مصرف تولیدات کشور های همسایه میباشند. آهن در حاجیگک زیر خاک خفته ولی آهن چادر و آهن گادر از خارج وارد میشود، سمنت در جبل السراج و غوری و سایر جا ها وجود دارد اما سمنت از چرات و کوهات وارد میشود. در بازار های ما فقط عطر و پودر و وسایل آرایش فعلاً مصرف زیاد دارند، دریشی و مفلر و بو و شبوی ما از خارج می آید.
آقایان مسوولان مملکت!
افتخار حکومتداری شما و افتخار رعیت بودن ما در چنین شرایطی که دستان ما از صدر مملکت تا فرد عادی از آرنج قات نمیشود و چشم به سوی همسایه ها داریم چیست؟ یادتان باشد شما حکومتداری کشوری را به میراث برده اید، که باری در ماشین خانه آن توپ و تفنگ تولید میشد، شما وارث کشوری میباشید که باری تکه به خارج صادر میکرد، لطفاً به اطراف تان نظر بیاندازید، شما را به خدا ببینید، در دریاهای تان آب کافی وجود دارد، در کوه های تان معادن بزرگ خفته، نیروی کار کافی دارید، زمین حاصل خیز دارید، اما متأسفانه آنچه ندارید کفایت کاری و قدرت سازماندهی میباشد. شما به کسانی میمانید که در خانه شان همه مواد غذایی خام وجود دارد ولی آشپزی نیست که آنرا پخته کند و در چاشت روز از همسایه نان گدایی میکند.این دیگر مضحکست و باید به حال شما گریست.
کجا شد آن تیوریسن های اقتصاد بازار آزاد که کار ما را به اینجا کشیدند؟ کجا شد آن استادان اقتصاد که به ما درس هایی از پیشرفت و ترقی میدادند؟ کجا شد آن مشاورین اقتصادی که در دفتر های لوکس بر چوکی ها تکیه زدند؟ گاندی کرباس میپوشید و مقاومت آرام را از نخریدن امتعه انگلیس آغاز کرد. آیا از میان شما آقایان کسی پیدا خواهد شد که تصمیم بگیرد حد اقل متاع کشور های همسایه را خریداری نکند؟ آیا از میان شما کسی پیدا خواهد شد که تصمیم بگیرد در دفتر کار و منزلش از وسایل لوکس خارجی استفاده نکند؟ آیا از میان شما کسی پیدا خواهد شد که با بایسکل یا پای پیاده از منزل تا دفتر برود؟ آیا از میان شما کسی پیدا خواهد شد که دارایی های خارجی و منازل مسکونی دبی، واشنگتن، پاریس و لندن خود را فروخته پول آن را در کشور فابریکه بسازد؟ نه هرگزو ابداً نه .
بیایید آن قصه مشهور مکتب را بیاد بیاوریم و مانند فرزندان آن مادری کار کنیم که گفته بود:
نا برده رنج گنج میسر نمیشود
مزد آن گرفت جان برادر که کار کرد
شما که در ولایت سرپل بوی تیل تان در اطراف سرک مردم را به تکلیف کرده و از نبودن تیل در کشور تان گریه میکنید، وای به حالتان!Ÿ

شخصیت تان را تست کنید؛ کی هستید و چی هستید؟

ژانویه 30, 2011

شماره 79/دوشنبه 11 دلو 1389/31 جنوری 2011
به این تست شک نکنید. این آخرین و استانداردترین تست شخصیت شناسى است که این روزها در اروپا بین روانشناسان در جریان است. پاسخهایش هم اصلاً کار دشوارى نیست. کافى است کمى به خودتان رجوع کنید. یک کاغذ و قلم هم کنار دستتان باشد و جوابی را که انتخاب می کنید یادداشت کنید که بتوانید امتیازهایى که گرفته اید جمع بزنید.
حاضرید؟
پس شروع کنید:
1) چه موقع از روز بهترین و آرام ترین احساس را دارید؟
الف- صبح،
ب – عصر و غروب،
ج – شب
۲) معمولاً چگونه راه مى روید؟
الف- نسبتاً سریع، با قدم هاى بلند،
ب – نسبتاً سریع، با قدمهاى کوتاه ولى تند و پشت سر هم،
ج – آهسته تر، با سرى صاف روبرو،
د – آهسته و سربه زیر،
ه – خیلى آهسته
۳) وقتى با دیگران صحبت مى کنید؛
الف- مى ایستید و دست به سینه حرف مى زنید،
ب – دستها را در هم قلاب مى کنید،
ج – یک یا هر دو دست را در پهلو مى گذارید،
د – دست به شخصى که با او صحبت مى کنید، مى زنید،
و – با گوش خود بازى مى کنید، به چانه تان دست مى زنید یا موهایتان را صاف میکنید
۴) وقتى آرام هستید، چگونه مى نشینید؟
الف- زانوها خم و پاها تقریباً کنار هم،
ب – چهارزانو،
ج – پاى صاف و دراز به بیرون،
د – یک پا زیر دیگرى خم
۵) وقتى چیزى واقعاً براى شما جالب است، چگونه واکنش نشان مى دهید؟
الف- خنده اى بلند که نشان دهد چقدر موضوع جالب بوده،
ب – خنده، اما نه بلند،
ج – با پوزخند کوچک،
د – لبخند بزرگ،
ه – لبخند کوچک
۶) وقتى وارد یک میهمانى یا جمع مى شوید؛
الف- با صداى بلند سلام و حرکتى که همه متوجه شما شوند، وارد مى شوید
ب – با صداى آرامتر سلام مى کنید و سریع به دنبال شخصى که مى شناسید، مى گردید
ج – در حد امکان آرام وارد مى شوید، سعى مى کنید به نظر سایرین نیایید
۷) سخت مشغول کارى هستید، بر آن تمرکز دارید، اما ناگهان دلیلى یا شخصى آن را قطع مى کند؛
الف- از وقفه ایجاد شده راضى هستید و از آن استقبال مى کنید
ب – بسختى ناراحت مى شوید
ج – حالتى بینابین این ۲ حالت ایجاد مى شود
۸) کدامیک از مجموعه رنگ هاى زیر را بیشتر دوست دارید؟
الف- قرمز یا نارنجى
ب – سیاه
ج – زرد یا آبى کمرنگ
د – سبز
ه – آبى تیره یا ارغوانى
و – سفید
ز – قهوه اى، خاکسترى، بنفش
۹) وقتى در رختخواب هستید (در شب) در آخرین لحظات پیش از خواب، در چه حالتى دراز مى کشید؟
الف- به پشت
ب – روى شکم (دمر)
ج – به پهلو و کمى خم و دایره اى
د – سر بر روى یک دست
ه – سر زیر پتو یا ملافه…
۱۰) آیا شما غالباً خواب مى بینید که:
الف- از جایى مى افتید
ب – مشغول جنگ و دعوا هستید.
ج – به دنبال کسى یا چیزى هستید.
د – پرواز مى کنید یا در آب غوطه ورید.
ه – اصلاً خواب نمى بینید.
و – معمولاً خواب هاى خوش مى بینید
امتیازات:
سؤال اول:
الف(۲)، ب (۴)، ج (۶)
سؤال دوم:
الف (۶)، ب (۴)، ج (۷)، د (۲)، ه (۱)
سؤال سوم:
الف (۴)، ب (۲)، ج (۵)، د (۷)، ه (۶)
سؤال چهارم:
الف (۴)، ب (۶)، ج (۲)، د (۱)
سؤال پنجم:
الف (۶)، ب (۴)، ج (۳)، د (۵)، ه (۲ ا متیاز)
سؤال ششم:
الف (۶)، ب (۴)، ج (۲)
سؤال هفتم:
الف (۶)، ب (۲)، ج (۴)
سؤال هشتم:
الف (۶)، ب (۷)، ج (۵)، د (۴)، ه (۳) و (۲)، ز (۱)
سؤال نهم:
الف (۷)، ب (۶)، ج (۴)، د (۲)، ه (۱)
سؤال دهم:
الف (۴)، ب (۲)، ج (۳)، د (۵)، ه (۶)، و (۱)
خوب، امتیازهایتان را جمع زدید. عدد به دست آمده را با جدول مقابل مقایسه کنید و شخصیت خودتان را بشناسید.
نتیجه گیرى:
اگر شما بالاى ۶۰ است:
دیگران در ارتباط و رفتار با شما شدیداً مراقب و هوشیار هستند آنها شما را مغرور، خودمحور و بى نهایت سلطه جو مى دانند، گرچه شما را تحسین مى کنند و به ظاهر مى گویند«کاش من جاى تو بودم!!» اما معمولاً به شما اعتماد ندارند و نسبت به ایجاد رابطه اى عمیق و دوستانه بى میل و فرارى هستند.
اگر از ۵۱ تا ۶۰ دارید:
بدانید دوستان شما را تحریک پذیر مى دانند، بدون فکر عمل مى کنیدو سریع از موضوعات ناخوشایند برآشفته مى شوید ، علاقه مند به رهبرى جمع و تصمیم گیریهاى سریع دارید (هرچند اغلب درست از کار درنمى آیند!) دیگران شما را جسور و اهل مخاطره مى دانند. کسى که همه چیز را تجربه و امتحان مى کند، از ماجراجویى لذت مى برد و در مجموع به دلیل ایجاد شرایط و بستر
هیجانات توسط شما، از همراهى تان لذت مى برند.
گر از ۴۱ تا ۵۰ به دست آوردید:
به خود امیدوار باشید ، دیگران شما را بانشاط، سرزنده، سرگرم کننده و جالب و جذاب مى بینند. شما دائماً مرکز توجه جمع هستید و از تعادل رفتارى خوبى بهره مند هستید. فردى مهربان، ملاحظه کار و فهمیده به نظر مى رسید. قادر هستید به موقع باعث شادى و خوشى دوستانتان شوید و اسباب هلهله و خنده آنها را فراهم کنید و در همان شرایط و در صورت لزوم بهترین کمک بر اعضاى گروه هستید.
اگر ۳۱ تا ۴۰ نصیب شما شد:
بدانید در نظر سایرین معقول، هوشیار، دقیق ، ملاحظه کار و اهل عمل هستید. همه مى دانند شما باهوش و با استعداد هستید اما مهمتر از همه فروتن و متواضع هستید. به سرعت و سادگى با دیگران باب دوستى را باز نمى کنید. اما اگر با کسى دوست شوید صادق، باوفا و وظیفه شناس هستید. اما انتظار بازگشت این صداقت و صمیمیت از طرف دوستانتان را دارید گرچه سخت دوست مى شوید اما سخت تر دوستى ها را رها مى کنید.
از ۲۱ تا ۳۰ :
در نظر سایرین فردى زحمت کش هستید اما متأسفانه گاهى اوقات ایرادگیر هستید. شما بسیار بسیار محتاط و بى نهایت ملاحظه کار به نظر مى رسید. زحمتکشى که در کمال آرامش و با صرف زمان زیاد در جمع بار دیگران را بردوش مى کشد و بدون فکر و براساس تحریک لحظه اى و آنى هرگز نظر نمى دهد. دیگران مى دانند شما همیشه تمام جوانب کارها را مى سنجید و سپس تصمیم مى گیرید.
و اگر کمتر از ۲۱ داشتید:
دیگران شما را خجالتى، عصبى و آدمى شکاک و دودل مى دانند شخصى که همیشه سایرین به عوض او فکر مى کنند، برایش تصمیم مى گیرند و از او مراقبت مى کنند. کسى که اصلاً تمایل به درگیرشدن در کارهاى گروهى و ارتباط با افراد دیگر را ندارد.Ÿ

پیلوتی بدون دست

ژانویه 30, 2011

شماره 79/دوشنبه 11 دلو 1389/31 جنوری 2011

پیش از این از تلاش دختری بدون دست برای گرفتن گواهینامه خلبانی اخباری منتشر شده بود .سرانجام این دختر به نام جسیکا کاکس اهل منطقه تاکسون آمریکا که بدون دست است، موفق شد از انجمن هواپیمایی امریکا گواهینامه خلبانی خود را گرفته و عنوان بهترین خلبان زن بدون دست امریکا را به خود اختصاص دهد.به نوشته الیت را هم  این دختر 24 ساله قادر است نمایش های مختلف هوایی را به خوبی به اجرا بگذارد .بطوری که تماشاگران باور نخواهند کرد آنچه از قابلیت های یک خلبان ماهر دیده اند به این دختر بدون دست تعلق دارد.Ÿ

آله ضد خواب دریوران به بازار می آید

ژانویه 30, 2011

شماره 79/دوشنبه 11 دلو 1389/31 جنوری 2011

بر اساس مطالعات یک موسسه تحقیقاتی راه و حمل و نقل در سوئد، ۲۰ درصد تصادفات جادهای به دلیل خواب آلودگی راننده اتفاق میافتد. به همین دلیل یک شرکت دانمارکی دستگاهی ابداع کرده که با نصب آن بر روی داشبورد تیز رفتار از به خواب رفتن راننده جلوگیری میکند.
به گزارش ایسنا، مشکل اصلی تمام رانندگان خواب آلود این است نمیدانند چه زمان به اوج خواب آلودگی نزدیک میشوند.
دستگاه «آنتی اسلیپ پیلوت» با نظارت دقیق راننده و شرایط رانندگی وی، راننده را در زمان اوج خواب آلودگی آگاه میکند.برای استفاده از این دستگاه، راننده باید یک آزمایش کوتاه را برای تعیین مشخصات خطر خود انجام دهد. برای ذخیره اطلاعات باید دستگیره زیر دستگاه را چرخاند. با این روش چند راننده میتوانند از یک دستگاه آنتی اسلیپ استفاده کنند.
زیر دستگاه یک پایه چسبی آهن ربایی برای قرارگرفتن آن روی داشبورد وجود دارد.
با آغاز رانندگی، این دستگاه به طور متناوب وضعیت خواب آلودگی راننده را حساب کرده و به راننده نشان میدهد. این محاسبات، ۲۶ پارامتر مختلف از جمله مشخصات خطر راننده، میزان خستگی، ساعت و سرعت سنج را با هم ترکیب میکند.
این دستگاه از دوربین برای نظارت راننده استفاده نمیکند. هنگامی که مجموعه متغییرها نشانگر خواب آلودگی راننده باشد، نشانگرهای دیداری و شنیداری دستگاه به راننده اعلام میکند که باید استراحت کند. این استراحت باید حداقل ۱۰ دقیقه طول بکشد!Ÿ

کوتاه ترین داستان کوتاه را کی نوشته؟

ژانویه 30, 2011

شماره 79/دوشنبه 11 دلو 1389/31 جنوری 2011

 حتما تا حالا داستانهای کوتاه زیادی خوانده اید، اما آیا تاحالا فکر کرده اید که کوتاه ترین داستان کوتاه دنیا کدام است و نوشته ی کیست؟
کوتاه ترین داستان کوتاه جهان توسط ارنست همینگوی نوشته شده :
For Sale: Baby Shoes, Never Worn.
برای فروش: کفش بچه، هرگز پوشیده نشده .
گفته میشود ارنست همینگوی این داستان ۶ کلمه ای را برای شرکت در یک مسابقه ی داستان کوتاه نوشته است و برنده ی مسابقه نیز شده است. همچنین گفته میشود که وی این داستان کوتاه را در یک شرط بندی با یکی از دوستانش که ادعا کرده بود که با ۶ کلمه نمیتوان داستان نوشت، نوشته است.
کوتاه ترین داستان ترسناک دنیا نیز داستان زیر میباشد که نویسنده ی مشخصی ندارد !
The last man on earth is sitting alone in his room and all of a sudden a Knock on the door.
آخرین انسان زمین تنها در اتاقش نشسته بود که ناگهان در زدند.