بایگانیِ فوریه 2011

اتحاد مخالفین در پارلمان به کجا خواهد انجامید؟

فوریه 27, 2011

کوه بچه

بر عکس ناتوانی جکومت در اداره امور سیاسی و اقتصادی که حتی بودیجه سال قبل را نتوانست مصرف کند به نظر میرسد رییس جمهور در بر قراری معاملات و معادلات از صحنه کشیدن حریفان مهارت فوق العاده دارد.
آگاهان حتی کج بحثی های آقای کرزی را با جامعه جهانی بازی برای گریز از مسوولیت تاریخی وگرفتن سند برای آینده میدانند ورنه هیچ عقل سلیم حکم نمیکند رهبری با کشوری مخالفت کند که پایه اداره حکومتش به شانه آن قرار دارد.
در آخرین انکشافات سیاسی با بن بست انتخاب رییس مجلس نمایندگان یا ولسی جرگه، کرزی با یک حرکت ماهرانه دو حریف قدرتمند را همزمان از صحنه کشید. در یک بازی مغلق و از قبل تعریف نشده، طرفداران رییس جمهور در کنار یکی از کاندیدان و مخالفان آن در کنار کاندید دیگر قرار گرفته، آن دو متحد دیروز را طوری مقابل هم قرار دادند، که هر دو در بازی مات شدند و در شکل دیگر رأی ممتنع و آرای سفید در به جای خود نشاندن طرفین و ناکامی کاندیدان چهار دوره وسیعاً مورد استفاده قرار گرفت.
در مرحله اول صحنه مبارزه کاندیدان را حکومت به حد کافی گرم نمود و در حالیکه میان محمد یونس قانونی و یاران قبلی اش درز های پیدا شد که در مرحله اول موصوف از رسیدن به پله موفقیت باز ماند . در مرحله بعدی اظهارات احساساتی یکی از وکلا بخش دیگری از اقوام را از کنارش کشید و در پایان با اظهارات عجیب و غریب وکیلی بر علیه رییس کمیسیون مسأله شکل بن بست واقعی را اختیار کرد، که در این حال هر دو کاندید همه راه ها را بسته دیدند. هر چند استعفای آقای عثمانی و ادعا های وی در مجبور ساختن موصوف به ارسال موضوع مورد مناقشه به کمیسیون نظارت بر تطبیق قانون هنوز از طرف مدعی علیه بی جواب مانده، اما در این حال پایان کار طوری صورت گرفت که از نظر قومی پشتون ها و تاجک ها کنار رفتند و از نظر سیاسی اتحاد اسلامی، جمعیت اسلامی، شورای نظار و دعوت اسلامی جای شان را به حزب اسلامی در پارلمان خالی کردند.
با آنکه انتخاب رییس جدید ظاهراً به بحران پایان بخشید، اما آگاهان میگویند در صحنه آینده مجلس قدرت از صدر مجلس به صحن مجلس انتقال یافت، که رییس جدید مجلس از امکانات دوره محمد یونس قانونی، برخوردار نخواهد بود. در این حال اگر روال قضایا بر خلاف نظر نمایندگان جناح های قوی مجلس باشد، آنان میتوانند با استفاده از شیوه های عدم اشتراک و مخالفت جریان را خنثی سازند، این جناح ها حالا توان آن را دارند که با جمع آوری امضاء یک ثلث، استیضاح، استجواب، شامل نمودن مسایل به آجندا و غیره را در مجلس نمایندگان انجام دهند.
وضعیت نیرو ها را حکومت طوری در مجلس قرار داده که با انتخاب رییس جدید، اکثریتی در مجلس وجود ندارد و با این حال حکومت میتواند به آسانی با هر جناح از طریق طرفدارانش در پارلمان وارد معامله شده به اهداف خود برسد.
کنار رفتن آقای قانونی، احتمالاً هم رزمان دیروزی را که در کنارش قرار نداشتند متوجه ساخت، که به استثنای پایین آوردن رأی قانونی هیچکدام الترناتیفی او در مجلس شده نمیتوانند و با این حال احتمالاً آنها به اتحاد مجدد وناوقت دست خواهند زد. جناح مستقلی که به هیچ یک از سه جناح قبلی ارتباط ندارند و در اقلیت میباشند، اگر بخواهند در صحنه پارلمان زمینه تبارز داشته باشند، باید فراکسیونی تشکیل نموده به عوض شیوه های نهیلستی با پخش نظریات شان در مجلس و از طریق رسانه ها موضع شان را در مسایل مشخص سازند.
بازی های کنونی مجلس نمایندگان هر چند خسته کن و ملال آور بود، اما درس های بزرگی برای رفتن به جریان واقعی دموکراسی از آن میتوان گرفت، طرح توافقی کنونی در بهترین حالت فقط برای برون رفت از بن بست بود اما اینکه فردا در دادن رأی اعتماد به رییس ستره محکمه، لوی سارنوال، وزراء، مسأله بودیجه و مسایلی از این قبیل در فضای مجلس چه اتموسفیر و چه روانشناسی حاکم خواهد بود آن را زمان نشان خواهد داد.

بحث های داغ و بی نتیجه مجلس نمایندگان

فوریه 23, 2011

نوشته :محمدداود سیاووش
پس از چند دور انتخابات بی نتیجه، بعد از آنکه هیچیک از کاندیدان ریاست مجلس نمایندگان یا ولسی جرگه قادر به کسب پنجاه جمع یک آرأی مجلس نشدند کمیسیونی تحت ریاست حاجی محمد محقق موظف شد تا برای رفع بن بست طرحی را پیشنهاد نماید.
کمیسیون پس از یک هفته روز شنبه 4 حوت گزارش کارش را به مجلس ارائه نمود. حاجی محمد محقق رییس کمیسیون سه طرح را از نام کمیسیون مطرح نمود، یکی آنکه در ماده 8 اصول وظایف داخلی مجلس نمایندگان تعدیل بیاید، دوم آنکه موضوع بن بست انتخاب رییس مجلس به کمیسیون نظارت بر تطبیق قانون اساسی پیشنهاد شود و سوم آنکه با توافق قبلی یونس قانونی و عبدالرب رسول سیاف شخصی ثالث از ملیت ازبک به ریاست مجلس پیشنهاد شود. اما عبدالرب رسول سیاف از حاجی محمد محقق انتقاد کرد که فیصله های کمیسیون را در گزارش انعکاس نداده است.
محمد یونس قانونی پس از استماع گزارش یاد آور شد که با طرح اینکه کاندید سوم معرفی شود موافق است، اما تأکید کرد که باید هیچ یک از کاندیدان قبلی دردور جدید کاندید نباشند و یاد آور شد که در غیر اینصورت یک انچ از موضع، خود و همکارانش عقب نخواهند رفت.
نسیمه نیازی نماینده دیگر مجلس با انتقاد از حاجی محمد محقق به کوبیدن میخ به سر انسانها اشاره کرد که با عکس العمل شدید و دسته جمعی قوم هزاره روبرو گردید. حاجی محمد محقق، محمد اکبری و سایر وکلای قوم هزاره با عصبانیت تالار را ترک گفتند و مجلس به تشنج کشید.
کارشناسان میگویند با وجود مشکلات موجود، مجلس نمایندگان کنونی این فرصت را مساعد ساخته که هیچ یک از طرفین قدرت حذف طرف مقابل را نداشته باشد. محمد محقق با اشاره به نقش حکومت در بحران پارلمان به صراحت گفت اگر به کمیسیون موجود قناعت نمیشود، کمیسیونی مرکب از سه عضو نماینده حکومت و سه عضو نماینده یونس قانونی تشکیل شود تا بر کاندیدی جدید توافق کنند.
این اظهارات عکس العمل عبدالرب رسول سیاف را در پی داشت که گفت او و کسانی که بعد از وی از طرف ایشان حمایت شده نماینده حکومت نیستند و با آنکه قبلاً آقای کرزی از حمایت حکومت از عثمانی به صراحت یاد آوری نموده بود، عثمانی نیز از کاندید بودنش به صفت نماینده حکومت در مجلس انکار نموده آن را رد کرد.
در فضای خشونت حاکم وکیلی به ناهید فرید منشی مجلس حمله کرد و چند وکیل با تندی و خشونت با رییس مجلس برخورد نمودند.
وضعیت کنونی مجلس نشان میدهد که:
1- بحث ها بر محور های قومی جریان دارد.
2- هیچ یک از طرفین دیگری را حذف کرده نمیتواند.
3- هیچ یک از طرفین قادر به کسب پنجاه جمع یک آرأ در شرایط کنونی نمیباشند.
با این حال طرفداران حکومت در مجلس بیشتر عصبانیت نشان میدهند و وضعیت مجلس را از مسیر می کشند. تاخت و تاز لفظی به آدرس رییس مؤقت از طرف وکلای طرفدار حکومت، حمله بر ناهید فرید منشی مجلس و تحریم مجلس از طرف نمایندگان قوم هزاره نشان میدهد که سایه دو شخص بیشتر بر مجلس سایه افگنده است ودرتالار سه دسته وکلا حضور دارند یکدسته به طرفداری حکومت دسته دیگر به طرفداری یونس قانونی گروهی درجناح فیمابین هردو ویک دسته اقلیت خارج این سه گروه. مشکل مجلس آنست که هیچ یک از این گروه ها اکثریت پنجاه جمع یک را به دست آورده نمیتوانند و از جانبی برای اتحاد با همدیگر هم حاضر نمیشوند عده یی از این گروه های مطرح در نظر دارند رأی مستنکف یا ممتنع را از رأی گیری حذف کنند که یک عمل غیر دموکراتیک میباشد و گروه طرفداران حکومت به این باور اند که موضوع به ستره محکمه و کمیسیون نظارت بر تطبیق که هر دو به دست حکومت اند راجع شود تا به نفع آنان فیصله شود و گروهی که طرفدار تعدیل ماده هشت اصول وظایف داخلی میباشند میخواهند خلاف احکام قانون اساسی پنجاه جمع یک را در دور سوم نا دیده گرفته با اقتباس از مادۀ شصت و یک فصل رییس جمهور اکثریت ساده را در دور سوم مرعی الاجرا سازند که در این حال نیز با مادۀ یکصد و ششم فصل شورای ملی قانون اساسی در تضاد واقع میشود.
نمایندگان قوم هزاره اخطار داده اند، تا زمانیکه نسیمه نیازی رسماً معذرت نخواهد در جلسات اشتراک نخواهند کرد، که این یک بُعد جدید در بن بست مجلس میباشد.
از نظر کارشناسان حکومت باید اجازه دهد که مجلسی خارج کنترل قوۀ اجرائیه به کار آغاز کند. نانسی پلوسی از حزب دموکرات در کنگره امریکا با باختن اکثریت دموکرات ها از ریاست کنگره کنار رفت، ولی بارک اوباما در برابر حریفش ایستاده نشد. رییس جمهور آلمان بخاطر اظهاراتش در کندز مورد انتقاد شدید قرار گرفت، اما با چشمان اشکبار حاضر به استعفا شد و وضع را به بحران نکشید.
در وضعیت موجود اگر با حمایت حکومت کسانی مجلس کنونی را به ناکامی بکشند در واقع به تاریخ دموکراسی در افغانستان جفا میکنند.

تاریخ تکرار میشود

فوریه 20, 2011

نوشته : محمدداود سیاووش

نجیب در آخرین سال حکومتش به نحوی از متحد اصلی خودرا کنار کشیده درپی تامین ارتباط با مجاهدین شد. روس ها با توجه به آن وضعیت درسرک بین پلخمری وبغلان افسران قوای مسلح را بارعایت رتبه دربدل پول به مجاهدین میفروختندو یلتسن با درنظر داشت  تلاش  های نجیب مستقیماً با مجاهدین تماس گرفته ، با هیئت مجاهدین به رهبری برهان الدین ربانی درمسکو ملاقات نمود که درواقع با این کار دروازه تماس مجاهدین  را برای همیش به روی نجیب بست . کارشناسان درهمان زمان آغاز مذاکرات مجاهدین را با مسکو به مفهوم پایان طول عمر حکومت نجیب میدانستند

اینک چند سال بعد درافغانستان بار دیگر همان سناریو به شکل جدید تکرار میشود. آقای کرزی از متحدی که اورا به قدرت رسانده بریده  با مخالفین  نزدیک میشود ودر مقابل ایالات متحده مستقیماً با طالبان باب مذاکره را میکشاید که در این حال آقای کرزی دوشکست را همزمان متحمل میشود ، یکی آنکه طالبان درسطح جهانی موازی با دولت افغانستان به صفت یک طرف قضیه  مطرح میشوند که در واقع نقش کابل کمرنگ میشود ودوم آنکه در مقابله با طالبانی که درسطح جهان مطرح شده متحد دیروز درکنار آقای کرزی ایستاده نیست که  با این کار دوست از دست رفت وحریف به دست نیامد.

خودسوزی تونسی آتش به ذخایر احساسات مردمان شرقمیانه ، منطقه وآسیای میانه خواهد زد

فوریه 20, 2011

نوشته: محمد داود سیاووش

خود سوزی یک تونسی، جرقه در انبار احساسات مردم و آتشی در ذخایر طغیان هزاران عرب به خواب رفته زد و با سر نگونی بن علی و حسنی مبارک زبانه های این طغیان سراسر شبه قاره عرب را گرفت، قذافی پس از چهل سال حکمرانی یک تنه بر لیبیای خاموش در بنغازی شاهد آتش سوزی دستگاه رادیوی محلی توسط مردم بود ، خیابان های الجزایر پس از سالها سکوت شور و عصیان دوره «بن بلا» را از سر گرفت و مردم به عبدالعزیز و اضطرار برقرار کنندگان اخطار دادند. علی عبدالله صالح از هیبت عصیان مردم در یمن به لرزه آمد و زین العابدین بن علی در اندوه از دست دادن قدرت  جان سپرد. حسنی مبارک به دلیل آنکه در هژده روز تظاهرات مصر به عوض دوای معده غصه خورده بود در بستر بیماری افتاد ، ملک های عرب سعودی دست زیر الاشه میزبان حکمرانان فرار و برکنار شده جهان عرب بوده به سرنوشت خود می اندیشند. در اردن مردم از تسلط بانوی اول در حیات سیاسی به غضب آمده به جاده ها ریختند. حاکم بحرین با مرمی های رابری مردم را ترساند اما در خیابان های بحرین موج اعتراضات مردم فرو ننشست. کابینه فلسطینی ها به طور دسته جمعی استعفا داد و سیاستمداران اسرائیلی از اینکه چه کسی بر مسند قدرت مصر تکیه خواهد زد انگشت حیرت و تشویش به دندان گرفته خواهان نقشی در حیات شرق میانه آینده هستند. عراق که در آتش جنگ بوش پخته شده اینبار در طغیان دنیای عرب صدایش را در شکل مارش های خیابانی بلند کرد و شیخ های عشرت طلب خلیج از ترس سر نوشت خود و آینده سرمایه های شان به وحشت افتاده اند.

وضعیت عصیان و طغیان اعراب در شرق میانه و شاخ افریقا نشان میدهد که دوره حکومت های استبدادی، اضطراری، معامله گر و دروغگو در سراسر جهان به پایان رسیده دنیا آبستن یک تغییر بزرگ میباشد و مصر که در محراق معادلات استراتیژیک یک قرن اخیر اعراب قرار داشت اینک پایش در منجلاب بحران سیاسی طوری فرو رفته که حتی شیخ الاازهر هم نمیتواند طغیان مطالبات فاز دوم پس از حسنی مبارک را در میان مردم مهار کند و اخوان المسلمین حاضر شده حتی با تغییر نام و بدون مطالبه قدرت میتامورفوز سیاسی کند.

قدر مسلم آنست که در شرایط نوین جهانی ملت ها، مردمان و انسانهای کره زمین نمیخواهند مانند گله هایی زندگی کنند که چوپانی های عوامفریب بر آنها  تسلط داشته باشد ، مردم میخواهند از لوح مقدرات تاریخی و سیاسی شان نام زورگویان، معامله گران، مستبدین، قلدران، اوباشان، بدماشان و باندیستان  را پاک کنند.

مصرف رهبران کنونی شرق میانه ، منطقه وآسیای میانه به پایان رسیده و این رهبران اکسپایر شده باید جای شان را به نیرو های سیاسی جوان بدهند. در ایران مهدی کروبی و میر حسین موسوی میخواهند مهر سکوت را از لبان مردم دور کنند مردم را از شر زمامدارانی که با دنیا قصد جنگ دارند خلاص کنند.  ترکیه  با یک دست بیرق سیکولار و با دست دیگر بیرق پان اسلامیزم را به اهتزاز آورده میخواهد وارد صحنه سیاست جهان عرب گرددو رهبران مذهبی بر سر اقتدار ایران تلاش دارند از دروازه اختلافات شیعه و سنی جای پایی در کشور هایی چون بحرین پیدا کنند. اما آنچه قابل یاد  آوریست اینکه زمان تغییر نموده و مردم با سیاست های جدید میخواهند جهان آراسته شود.

برای بسیاری افغان های ناظر بر تحولات شرق میانه این سوال مطرح است در حالیکه تفکیک قوای ثلاثه در کشور جایش را به تسلط قوای اجرائیه بر قوای مقننه وقضایی  میسپارد،و قلب سیاست خارجی کشور با رویارویی رهبری با جهان از تپش افتاده و این سیاست تا آن حد کشوررا ضعیف ساخته که دست به شانه ممالکی چون کروشیا میگذارد. در این حال  اگر مردم بخواهند این طلسم را شکسته با کابوس ها و صحنه های هیپنوتیزم خدا حافظی کنند در فردا چه واقع خواهد شد؟

آنچه قابل درک است اینکه دیگر نمیتوان در برابر ارادۀ ملت ها  و مردمان با زور، معامله و دیماگوژی ایستاد. پاکستان تا دندان مسلح آبستن یک تغییر بزرگ است، تغییری که انفجارش شاید به مراتب خطرناک تر از مصر برای دولتمردان منطقه باشد و آسیای میانه با رهبران قدیم در دنیای جدید با فقر دست و پنجه نرم میکند و سیاستمدارانش بالای معادن طلا، آهن و تیل نشسته ملت های شان را به سوء تغذی و گرسنگی دچار کرده اند که دردراز مدت بایدشاهد تحولات بزرگی باشیم

حکومت پارلمان را تسخیر میکند

فوریه 5, 2011

محمد داود سیاووش
در نظام های مبتنی بر دموکراسی اصل تفکیک واضح قوای ثلاثه و استقلالیت آنها، عنصر اصلی نظام میباشد. در حالیکه در افغانستان وزراء نزد رییس جمهور مسوول اند و رییس جمهور عملاً استقلال قوه مقننه را با گماشتن افرادش در پارلمان نادیده میگیرد و همچنان بخش اعظم صلاحیت ها طوری از نظر قانون اساسی بدست رییس جمهور متمرکز گردیده که وکلای پارلمان در بهترین حالت به شکل انفرادی و سمبولیک به حیث صحه گذار به فرامین و هدایات رییس جمهور باید عمل کنند.
عدم توشیح تصویب پارلمان در مورد قانون رسانه ها و اصدار فرمان در مورد تدویر انتخابات، عدم اعتنای رییس جمهور به ندادن رأی اعتماد پارلمان به کابینه و حکمرانی وزرای سرپرست نشان میدهد که دست قوه اجرائیه در اداره کشور بلند بوده و پارلمان فقط در صورتی میتواند به حیات خود ادامه دهد که با اشاره و استشاره طرفداران رییس جمهور در مجلس تصمیم بگیرد. در غیر آن گلادیاتور های طرفدار حکومت و قلدران و بدماشان هوادار قوه اجرائیه، دهن وکلا را با مشت بسته میکنند، این فرهنگ با یک نظام مبتنی بر دموکراسی همخوانی ندارد و اگر اوضاع و احوال کشور به ترتیبی باشد که رییس پارلمان و طرفداران قوه اجرائیه هر چه بخواهند به میل حکومت انجام دهند در آنصورت نظر به وجود چنین نهاد نام نهاد، نبودش بهتر است و بهتر است کشور با فرمان شمشیر یک دکتاتور اداره شود نه با فورمول های به ظاهر دموکراتیک اما در اصل دکتاتوری.
آنچه در افغانستان اکنون میگذرد، میر غلام محمد غبار در جرگه پغمان آنرا از شاه امان الله پرسیده بود که اگر صدر اعظم عبدالقدوس خان و وزراء نزد شاه مسوول اند و شاه غیر مسوول و واجب الاحترام پس مشروطیت به چه معنا؟

اهرم قدرت درافغانستان

فوریه 2, 2011