بایگانیِ آوریل 2011

کابل باید از فرصت استفاده کند!

آوریل 30, 2011

 نوشته : داود سیاووش

در حالیکه اسلام آباد با تقاضای استعماری وبلند پروازانه یوسف رضاگیلانی از آقای کرزی میخواهد افغانستان را از صحنه سیاسی منطقه حذف کند عکس العمل مایک مولن در این زمینه مبنی براینکه (آی- اس – آی ) باگروه حقانی چرارابطه دارد واظهارات اخیرگروسمن که گفت :ایلات متحده پاکستان را ترغیب میکند تا در برخورد با تندروان از هیچگونه امکانی دریغ نکند وهمزمان بی رغبتی جنرال کیانی در قبال تقرر جنرال پتریوس به صفت رییس (سی -آی – ای) فرصت طلایی را در برابر دولتمردان کابل قرار میدهد که به عوض سیاست های مریض تعریف نا شده از این لحظ تاریخی برای یافتن زبان مشترک به نفع تامین صلح در کشور استفاده کند. دراین لحظه حساس دولتمردان افغان باید از نقاط مشترکی چون انتقاد ازرابطه ( آی- اس – آی ) باگروه حقانی ، برچیدن پایگاه های دهشت افگنان وفعالیت طیارات بی پیلوت بر قرارگاه های دهشت افگنان باایالات متحده زبان مشترک پیداکند. کارشناسان میگویند اهداف بلند پروازانه پاکستان چون بریدن از ایالات متحده وپیوستن به چین آنهم با حذف افغانستان از صحنه سیاست منطقه برای آن کشور خیلی گران تمام خواهد شد. در تغیرات عاجلی که در کدر رهبری نظامی و سیاسی ایالات متحده در منطقه به وجود آمده رهبری افغانستا ن با ید مدبرانه با این تیم جدید طوری کار کند که از تجارب جنرال الین درپایان دادن به جنگ العنبر عراق ،از حمایت پتریوس در ادامه ماموریت طیارات بی پیلوت ، واز سفیر جدید دریافتن زبان دیپلوماتیک به نفع هر دوکشور سود ببرد وکار را در فضای گرم ودوستانه احیاکند

روز جهانی کتاب امسال از یاد همگان رفته

آوریل 25, 2011

4 ثور مصادف است به روز جهانی کتاب. از این روز  از سال 1955هرسال  توسط موسسه یونسکو به مناسبت درگذشت میگویل سروانتس نویسنده نامدار اسپانوی و ویلیام شکسپیر  شاعر و نمایشنامه نویس بریتانیایی (1616) تجلیل به عمل می آید. اما در کابل وسایر شهر ها و در ارگان های دولتی ونهاد های فرهنگی ، مدنی ، اجتماعی و حلقات روشنفکر افغانستان امسال دراین روز خموشی حکمفرماست  و اکثرا آن را فراموش کرده اند. به بهانه این روز گفتگویی داریم با  سلطان احمد فرزه ای رییس انجمن کتابداران وناشران افغانستان که توجه تان را به آن جلب میکنیم:

ارمغان : امروز روز جهانی کتاب است اما در ارگان های فرهنگی دولتی  ، انجمن های فرهنگی ، کتابداران ، نهاد های مدنی واهل مطالعه وقلم افغانستان نوعی فراموشی از این روز حکمفرماست . علت چیست؟

فرزه ای : خدمت تان عرض کنم  متاسفانه در افغانستان از اینکه به کتاب وکتابداری علاقه وجود ندارد به روز آن نیز  کسی  ارزشی قایل نیست.هیچگاه به یاد ما نمی آید که وزارت اطلاعات وفرهنگ از این روز  به سطح ملی و بین المللی تجلیل به عمل آورده باشد.

ارمغان : فرضا اگر وزارت اطلاعات وفرهنگ در این مورد کاری نکرد . انجمن کتابداران ، نهاد های مدنی ، کانون های فرهنگی ،انجمن های نویسندگان ،  یونسکو ، انجمن قلم  و غیر ه آیا نمیتوانستند دست به دست هم داده از این روز تجلیل به عمل   آورند؟

فرزه ای: درسال های قبل هم به نام روز کتاب چیزی وجود نداشت.وانجمن کتابداران که از این روز باید تجلیل به عمل  بیاورد هیچگونه امکانات مالی به اختیار ندارد.

ارمغان : به یونسکو مراجعه کردید؟

فرزه ای : به یونسکو مراجعه کردیم سال های قبل ، توچه لازم که باید می کردند نکردند،

ارمغان : به نهاد های مدنی مراجعه کردید؟

فرزه ای : تا فعلاً نه.

ارمغان : چنان به نظر می رسد که یونسکو ،ارگان های دولتی ، نهاد های فرهنگی ومدنی وانجمن ها همه این روز را فراموش کرده اند؟

فرزه ای : واقعا چنین چیزی است.

ارمغان : ناشران کتاب در چه وضعیت قرار دارند؟

فرزه ای : بدبختانه  در افغانستان ناشر به مفهوم واقعی کلمه وجود ندارد. امروز چهل نفر یا چهل موسسه نشراتی که موجود است در سطح بالا و پایین به مفهوم واقعی نیست.. در یک سال تمام اگر محاسبه شود از موسسه بیهقی به جز از سالنامه چیز دیگری را به نشر نمی رساند. (درمیان ) ناشرانی که  به شکل خصوصی فعالیت می کنند ناشر خوب به مفهوم اصلی وجود ندارد.

ارمغان: یک ناشر خوب از نظر شما کیست؟

فرزه ای: یک ناشر خوب، ناشریست که با نویسنده ها رابطه داشته باشد، اجازه نویسنده ها را داشته باشد، کتاب نویسنده را  به پول خود خریده باشد و اجازه چاپ آنرا گرفته باشد، یک کمیته تحقیق داشته باشد، یک کمیته تصحیح داشته باشد، جمعی از علما و نویسندگان را که فن نویسندگی را آموخته اند و بلد هستند داشته باشدکه اینطور کسی در شهر ما وجود ندارد، یک ناشر خوب باید دارای همین صفات و اوصاف باشد.

ارمغان: اکثراً مؤلفین در کتاب ها  می نویسند که حق نشر به مؤلف محفوظ است و افغانستان  قانون کاپی رایت را هم امضا کرده، حالا در جوی شیر کابل یا مثلاً در بعضی جا های دیگر، کسانی هستند که کتاب مؤلفین را بدون آگاهی آنان تجدید چاپ می کنند، مثلاً کتابی را که پنجصد افغانی قیمت دارد، در کاغذ با کیفیت پایین تجدید چاپ نموده به 250 افغانی یا 300 افغانی بدون آگاهی مؤلف به فروش می رسانند، شما این عمل را آیا قانونی می دانید؟ و اگر نمی دانید چه تدابیری به خاطر جلوگیری از آن اتخاذ کرده اید؟

فرزه ای: قانون کاپی رایت دو سال قبل توسط فرمان تقنینی رییس جمهور نافذ شد، متأسفانه تا امروز  به دسترس نهاد های فرهنگی و کتابداری قرار نگرفته، و برای ناشران فرستاده نشده، با وجود مراجعات مکرر. من کاپی مکتوبی را برای شما میدهم که من رسماً از وزارت اطلاعات و فرهنگ این را خواستار شده ام تا مطابق آن فعالیت های ناشران را تنظیم کنیم، وزارت اطلاعات و فرهنگ گفت که آنرا از وزارت عدلیه بگیرید و تا امروز من فکر می کنم که این قانون در جریده رسمی به چاپ نرسیده. در قسمت سوال دوم شما بگویم که اگر امروز قانون کاپی رایت به دسترس همین مردم قرار می گرفت و ما فعالیت ناشران را تنظیم می کردیم هیچگاه یک نوع دزدی یا سرقت کتاب وجود نمی داشت. امروز کتابی را که زیاد تر در بازار فروش دارد با سهولت های تکنالوژیکی که به وجود آمده،  زیر بغل خود میگیرند، کمپیوتر میکنند، میروند به پاکستان با کیفیت بسیار پایین آنرا چاپ می کنند چون نیاز به آن کتاب زیاد تر است و فروش آن زیاد تر است، که این از نظر ما یک عمل خلاف قانون است و این یک نوع سرقت و دزدی است.

ارمغان: شایعاتی وجود دارد که برخی افرادیکه خود را ناشر جا می زنند، کتابهای عمدتاً تاریخی را در حالی خود سرانه تجدید چاپ می کنند که در متن و محتوای کتابها نیز مداخله می نمایند، آیا به چنین مواردی شما برخورده اید؟

فرزه ای: تا جایی در این قسمت اطلاعات داریم، مثلاً در کتابی که در ایران از طرف آقای شریعتی به چاپ رسیده، آن کتاب را مطالعه کرده ایم، زیاد غلطی در آن است و برای جلوگیری از آن تدابیری روی دست داریم و در جلسات بعدی با ناشران این مسایل را مطرح خواهیم کرد.

ارمغان: اگر سه کتگوری را مد نظر گیریم:اول ناشر،دوم نویسنده و سوم کتابفروش وخواننده. آیا بین این سه گروه ارتباط ارگانیک وجود دارد؟

فرزه ای: تا جاییکه ما اطلاع داریم ارتباط بین ناشر و کتابفروش خوب است ولی ارتباط بین نویسنده و کتابفروش چندان خوب نیست.

ارمغان: برای بهبود این وضع چه باید کرد؟

فرزه ای: برای بهبود این وضع ضرورت است تا فعالیت ناشران قانونمند شود، برای ناشران اینطور زمینه سازی شود که آنها اساسات و قوانین  و نقش صحافت را مدنظر گرفته و کتاب را به چاپ برسانند و در عین حال مواظبت خود وزارت اطلاعات و فرهنگ، کنترول وزارت اطلاعات و فرهنگ، کنترول سایر نهاد علمی و فرهنگی به خصوص نهاد هایی که در بخش کتابداری کار میکنند، در بخش ناشر کار می کنند، در بخش صحاف کار میکنند، این کنترول و این مواظبت برای بهبود کار شان حتمی است.

ارمغان: چندی قبل کتاب های کتابفروشی های پل باغ عمومی را با خشونت حکومت از جا کنده و دور انداخت، رسانه های تصویری، شنیداری، چاپی هیچکدام در این مورد لب به اعتراض نگشودند و نهاد های مدنی، انجمن کتابداران و انجمن نویسندگان سهم فعال در اعتراض به این مسأله نگرفتند، تنها ارمغان ملی صدای اعتراض کتابفروشان را بلند کرد، شما در این رابطه مشخصا چه اقدام کردید؟

فرزه ای: در مورد مسأله کتابفروشی های پل باغ عمومی یک معلومات مختصر برایت بدهم که قبلاً با شاروالی تفاهم صورت گرفته بود که در آنجا تاقچه های کوچک به دیوار ها نصب شود و در همان حدود فعالیت صورت بگیرد که ما هم منحیث یک انجمن کتابداری در جریان بودیم، در حدود چهل و یک الماری یا چهل و یک غرفه است که قریب بیست و یک سانتی عرض و یک متر و پنجاه سانتی هم قد آن است، ولی در این اواخر دیده شد که یک مقدار برادر های کتابفروش در آن منطقه خلاف تعهد ها عمل کرده و کتاب های شان را از پنجره ها بالا عیار ساختند، ولی شاروالی بدون اینکه از قبل تفاهم بکند، از قبل یک هشدار بدهد بی موجب آمدند و این ها را جمع کرد، بعد از دو روز پس به این ها اجازه فعالیت دادند . با شاروالی ما در تماس شدیم، ولی این کافی نیست، بسنده نیست و ما هیچ طرفدار این نیستیم، قطعاً طرفدار این نیستیم  این  یک حالت فجیع شرم آور است برای نه تنها بازار های کتابفروشی کابل بلکه در مجموع برای بازار های کتابفروشی افغانستان . مثلاً در غزنی، در جلال آباد، در کندز، در تالقان، جایی را که ما رفتیم و از نزدیک دیدیم، به هر پروگرام، به هر بخش تجارت، به هر بخش بزنس یک مارکیت وجود دارد، متأسفانه در همین ده سالی که از همین سیستم نوین حکومت افغانستان می گذرد، از همین حکومت مؤقت تا اداره انتقالی، تا دوره اول و دوم ریاست جمهوری آقای کرزی ما مراجعه کردیم ولی بی توجهی صورت گرفته، من در آغاز صحبت هم گفتم که کتاب و کتابداری یک مسأله کاملاً فراموش شده در افغانستان است، هیچگونه توجه برایش نیست، اگر شما بازار جوی شیر را که بزرگترین بازار کتابفروشی کابل  استو اضافه از 173 کتابفروش در آنجا موقعیت دارد ببینید،  تمامش در غرفه های فلزی است، زمستان از شدت خنک و تابستان از شدت گرما کتاب ها پوسیده می شود، پوده می شود، کاغذش از اثر چکک و باران می شارد،  وای به حال وزارت اطلاعات و فرهنگ، که در جایداد هایش مردم پلاستیک فروشی می کنند، در ملکیت های وزارت اطلاعات و فرهنگ چینی فروشی میشود. وزارت اطلاعات و فرهنگ در اطراف معینیت جوانان واقع در رادیو کابل سابق چهل و دو دکان دارد، در این موقعیت ها فعلاً پلاستیک فروشی است، تکه فروشی است و چینی فروشی است. سالها قبل وزارت اطلاعات و فرهنگ به ما وعده قطعی کرده بود که اینجا را برای کتابفروشان میدهند، ما تعهد کردیم که این را در سه طبقه میسازیم، چهل و دو دکان است در سه طبقه یکصد و بیست و شش دکان میشود، مشکل یکصد و بیست و شش کتابفروش و ناشر حل می شود.

ارمغان: ما در شهری با نفوس چهار و نیم میلیون تا پنج میلیون نفر زندگی می کنیم، آیا لازم نیست بزرگترین کتابفروشی کشور در مرکز شهر و کتابفروشی های دیگر در نواحی هفده گانه ایجاد شود،  این رابطه کدام چه طرح دارید؟

فرزه ای: بلی، در این رابطه برای دولت در سال 83 درخواست دادیم، حکم رییس جمهور را گرفتیم. ما یک بازارچه بزرگ در مرکز شهر و سه کتابفروشی بزرگ در نواحی پیشنهاد کردیم، از طریق شاروالی کابل در سال هایی که آقای ایماق شاروال کابل بودند، پذیرفتند و قبول کردند و وقتی که ما به ریاست ساختمان های شاروالی مراجعه کردیم برای ما هشت هزار و پنجصد متر مربع زمین را در ولسوالی ده سبز برآورد کردند. در حالیکه ده سبز یا کابل جدید سی یا چهل سال دیگر به کار است که یک شهر شود. ما پیشنهاد کردیم که  پوهنتون ها در مرکز شهر، مکاتب در مرکز شهر و خلاصه زندگی مردم در مرکز شهر است، شاروالی کابل جواب دادند و گفتند که ما در داخل شهر زمین نداریم. ولی متأسفانه برای مراکز تجارتی، برای بلند منزل ها، برای هوتل ها، برای وسایل زینتی و آرایش خانم ها به هر جای مارکیت است، زمین است، ولی برای بزرگترین کار صنعتی که یک قشری از مردم فرهنگ دوست افغانستان مصروف استند و بزرگترین سرمایه خود را در خدمت فرهنگ قرار دادند، در کتاب این سرمایه را کارگذاری کرده اند،  توجه نیست ، ما در همین شب و روز پلان داریم که با جمعی از کتابفروش ها و ناشران با شاروال کابل ببینیم، امیدوار استیم که آقای شاروال یک کاری برای ما بکنند.

ارمغان: ما در وضعیتی قرار داریم که نویسنده مجبور می شود نوشته خود را به مؤسسه چاپ کننده یا ناشر بدهد و فقط در بدل چند جلد کتاب محدود از حق نشر خود بگذرد، آیا به نظر شما این ظالمانه نیست؟

فرزه ای: این مربوط میشود به موافقه جانبین، نویسنده کتاب خود را به ناشر می فروشد و دیگر حق تصرف را در آن ندارد.

ارمغان: اصل مسأله آنست که نویسنده مانند یک دیگ جوش، خواهان پیدا شدن منفذی برای رساندن پیامش به مردم است و او از روی نا چاری از انحصار حق نشر خود می گذرد، چون خودش امکان چاپ ندارد، آیا این مسأله عادلانه است؟

فرزه ای: به هیچ وجه عادلانه نیست، کسانی که کار فرهنگی می کنند از نظر اقتصادی در سطح پایین قرار دارند، کسیکه در کشوری چون افغانستان مصروف کار فرهنگی میشود، نیازمند کمک و مساعدت است، در این زمینه دولت باید کمک کند. نهاد های فرهنگی، نهاد های مدد رسان و انجمن هایی که در خدمات کتابداری کار می کنند باید به نویسندگان کمک کنند.

ارمغان: شما با چند نویسنده تماس دارید؟

فرزه ای: با نویسندگان متأسفانه تماس نداریم، چون نویسندگان در انجمن شعرا و نویسندگان و انجمن قلم تنظیم استند.

ارمغان: کدام کتابها به نظر شما فعلاً زیاد چاپ می شوند؟

فرزه ای: زیاد تر کتاب های علمی، تحقیقی، کتابهای ممد درسی، کتابهای کورس ها، حل مسایل، کتابهای کانکور، کتابهای داستانی و بعضی کتاب های ایرانی هم تجدید چاپ می شوند.

ارمغان: کدام کتاب ها را مردم بیشتر مطالعه می کنند؟

فرزه ای: کتابهای داستان، تاریخ، شعر در دو کتابخانه سیار که داریم، مطابق سروی که از ولسوالی های کابل نموده ایم، بیشترین مطالعه را مردم از کتابهای داستان و شعر نموده اند.

ارمغان: در دهه چهل بیشتر رُمان و داستان کوتاه مطالعه می شد، ولی حالا اثر هومر را در دست کس نمی بینید، کتاب الکساندر دوما را در دست کس نمی بینید، در حالیکه آنوقت به دست هر کس آثار بالزاک، داستایفسکی، همینگوی، پو و غیره دیده میشد، فعلاً چرا آن حالت وجود ندارد؟

فرزه ای: با تأسف باید بگویم که مدت اضافه از سی سال یا کمتر و بیشتری که از وضعیت سیاسی-نظامی افغانستان می گذرد، همین زیر بنا های فرهنگی هم فوق العاده صدمه دیده، نسلی که در دهه چهل مصروف مطالعه بود، آن نسل در آرامش زندگی کرد، یک فضای بسیار خوب برایش مساعد بود، یک فضای بسیار آرام برایش مساعد بود، یک امکانات بسیار خوب برایش مساعد بود تا نسل امروز، افراد و اشخاصی که در سال 1357 تولد شده اند و امروز سال 1390 است، مقایسه کنید سی و سه سال، در این سی و سه سال جنگ، بدبختی ها، مهاجرت ها خلاصه خشونت ها، خصوصاً پنج سال آخر حکومت طالبان، مسدود شدن مکاتب، منع قرار دادن دختران از رفتن به مکتب، این همه تأثیرات است و در این سی سال، اینقدر مردمی که در کوه ها بالا شدند، جنگ و جهاد و مقاومت کردند، اینقدر مردمی که جبراً به عسکری ها برده شدند، اینقدر مردمی که دور از تعلیم و تحصیل ماندند، جایی مکتب موجود نبود، جایی که مکتب موجود بود مواد موجود نبود، یعنی این دهه را با دهه چهل مقایسه کردن واقعاً یک تفاوت کلان وجود دارد، امکاناتی که بری نسل دهه چهل موجود بود و امکانات که برای این نسل که امروز سی و سه ساله است و در اختیارش قرار دارد، واقعاً یک تفاوت را نشان می دهد و این تفاوت حتماً وجود دارد.

ارمغان: از نظر روانی و از نظر اینکه مردم در حالت صلح زندگی می کردند نظر شما درست است، اما این مسأله را نیز باید مد نظر بگیریم که در دهه چهل مطبعه دولتی و یگان مطبعه شخصی خیلی کوچک وجود داشت، در حالیکه فعلاً شمار کثیری از مطابع شخصی فعالیت دارند، در دهه چهل تنها وزارت اطلاعات و کلتور بود در حالیکه  فعلاصد ها نهاد فرهنگی، مدنی، انجیو ها، موسسات خصوصی در عرصه فرهنگ فعالیت دارند، در دهه چهل کمک ها به مراتب نسبت به حالا که جهان ادعا می کند شصت میلیارد دالر به افغانستان کمک نموده کم بود، در دهه چهل تلویزیون حتی وجود نداشت و یک رادیو بود، در حالیکه فعلاً شمار زیادی از تلویزیون های شخصی، رادیو ها و نشرات چاپی وجود دارد که باید این امکانات را هم نادیده نگیریم، امکانات فعلی با توجه به موارد فوق به مراتب زیاد است اما روح مطالعه کشته شده و حتی متن های دراز تحلیلی صفحات روزنامه و جراید را کمتر کسی تا آخر مطالعه می کند و نسل کتاب خوان در نوعی سر در گمی زندگی می کنند، بطور مثال تفکیک قوای ثلاثه بر اساس نظریات منتسکیو در روح القوانین صورت گرفته، اما اگر از اعضای موسسات قانونگذار افغانستان بپرسید، شاید شمار زیادی حتی نام روح القوانین را نشنیده باشند، اگر ناشر خوب می داشتیم آیا امکان نداشت همین کتاب به تیراژ بلند و با قیمت پایین به چاپ می رسید و اقلاً به وکلای پارلمان یک یک جلد رایگان اهدا می شد، اگر یک ناشر خوب داشته باشیم، اگر یک اداره مدبر داشته باشیم، اگر یک حکومت دلسوز داشته باشیم، یقیناً که از ریزرف های موجود، استفاده شایانی در مقایسه به گذشته صورت گرفته می تواند، نظر شما در این زمینه چیست؟

فرزه ای: در این رابطه باید بگویم که ما در آغاز صحبت گفتیم که ما ناشر به مفهوم واقعی کلمه نداریم و ناشری وجود ندارد، ولی بسیار خوب است در رابطه به تکثیر قوانین، در رابطه به تکثیر فرامین، در قسمت آموزش، پرورش ، من طرفدار این استم که همین قوانین تکثیر شود  برای اعضای پارلمان، ما میفهمیم که در همین پارلمان کسانی وجود دارد که خوب درس خوانده به سطح بسیار بالا رسیده و کسانی هم هستند که یک روز مکتب نخوانده.

ارمغان: برای برون رفت از بن بستی که ناشر وجود ندارد، کتابفروش ما زیر فشار است، نویسنده ما در فقر و مشکلات به سر میبرد، چه پیشنهاد دارید؟

فرزه ای: پیشنهاد من برای حکومت اینست که در رابطه به نشر کتاب یک مقرره جدا گانه ایجاد بکند، فعالیت تمام ناشر ها باید قانونمند شود، وزارت اطلاعات و فرهنگ، نهاد های مدنی و نهاد های کتابداری که ما خودمان نیز در این راستا مسوول استیم، کورس قصیر المدت و طویل المدت برای ناشران ایجاد بکنند و ناشر باید تربیه شود، کتابفروش باید تربیه شود، کتابدار باید تربیه شود و در مجموع وضعیتی راه اندازی  شود که از آن بهرۀ بسیار خوب گرفته شود.

ارمغان: به عنوان سوال آخر از کار و فعالیت و مشکلات خودتان بگویید؟

فرزه ای: مشکلاتی که سر راه انجمن قرار دارد یکی مشکل نداشتن یک دفتر است، ما اینجا یک اتاق به کمک اتحادیه جوانان داریم، جای ما بسیار خورد است، تنگ است، مشکل عمده یی که ما داریم نبود امکانات مالی است هیچگونه امکان مالی نداریم، ما دو کتابخانه را ایجاد کردیم به کمک موسسه خدمات انکشافی آلمان، یک کتابخانه را برای کندز و تخار ایجاد کردیم، یک کتابخانه را برای شش ولسوالی کابل ایجاد کردیم که شش سال پیهم این از طرف موسسه خدمات انکشافی آلمان به شکل نسبی و کلی زیر پوشش آمد، در سال های 2008، 2009 و 2010 مشکلات فوق العاده سر راه ما بود، این دو کتابخانه را ما هیچ نتوانستیم که به شکل اساسی اکمال بکنیم ولی به هر حال کتابخانه سیار نمبر یک به ولسوالی های بگرامی، شکر دره، میر بچه کوت، فرزه، کلکان و استالف فعالیت می کرد، جمعاً در این کتابخانه سیار نمبر یک ما سه هزار و دو صد و شصت متعلم، محصل، طالب مدرسه، معلمین، مدیران مکاتب و اهالی منطقه عضویت دارند و از این کتابخانه استفاده می کنند، جمعاً در این کتابخانه ما اضافه از پنج هزار جلد کتاب موجود است، و این کتابخانه در سال 2011 نسبت عدم امکانات مالی، موجودیت پول برای مصارف  که عبارت است از مصارف روغنیات ، معاش دریور  ومعاش کتابدار است، ما نتوانستیم در سال 2011 این را فعال بسازیم ولی کوشش و تلاش داریم با بعضی منابع و مراجع داخل تماس استیم، با خود موسسه خدمات انکشافی آلمان در تماس استیم، امیدوار استیم در روز های نزدیک به این مشکلات ما پرداخته شود ولی در مجموع مشکلات بودجه  در سطح انجمن زیاد است.

طرح استعماری پاکستان و سکوت دولتمردان افغانستان در رابطه به آن

آوریل 23, 2011

نوشته: داود سیاووش

سفر اخیر یوسف رضا گیلانی، اشفاق کیانی و شجاع پادشا به کابل، از نظر آگاهان افغانستان، منطقه و جهان را تکان داد. در حالیکه حکومت متن مذاکرات را افشأ نکرده روزنامه آرمان ملی نوشت که در این مذاکرات، یوسف رضا گیلانی طرحی را به رییس جمهور کرزی کتباً سپرده که به موجب آن افغانستان با تدویر جرگه عنعنوی با پایگاه های دراز مدت امریکا در افغانستان باید مخالفت کند، افغانستان باید شامل پکت اتحاد با پاکستان و چین شده از ایالات متحده ببرد، حضور جبهه مقاومت در حکومت افغانستان ضعیف شود، دفاتر نمایندگی هند در کابل کاهش یابد، در جرگه عنعنوی ، سران آنسوی مرز اشتراک کنند و جالب تر از همه در تعیین وزرای دفاع، داخله و رییس امنیت ملی باید نظر پاکستان گرفته شود، جایگاه گروه حقانی در حکومت آینده افغانستان مشخص شود و بالاخره افغانستان خط دیورند را به رسمیت بشناسد.

کارشناسان تحقق این اهداف را فقط به مفهوم نقطۀ پایان به استقلال، تمامیت ارضی و حاکمیت ملی افغانستان میدانند، اما در مقابل حکومت افغانستان این طرح را با این وضاحت به اختیار رسانه ها و مردم نگذاشته، در جلسۀ نوبتی شورای وزیران در حالیکه رییس جمهور کرزی و مارشال فهیم در کابل بودند، هیچکدام حضور نداشته، جلسه تحت ریاست کریم خلیلی دایر شد و خلیلی مذاکرات مذکور را به سود هر دو کشور توصیف نمود.

کارشناسان از آقای خلیلی میپرسند که اگر محتوا همان باشد که به رسانه ها درز نموده، منافع افغانستان در کجای آن قرار دارد؟

همزمان با این سکوت در کابل مایک مولن لوی درستیز امریکا به پاکستان سفر نموده، به مقامات آن کشور گفت که آی اس آی با گروه حقانی ارتباط دارد و قرار است صدر اعظم هند بانگرانی از این مساله عنقریب به کابل سفر کند.

کارشناسان می پرسند، چرا حکومت افغانستان این سند را سر به مُهر گذاشته؟ چرا رییس جمهور کرزی (اگر واقعاً چنین سندی  مطرح شده باشد) با شنیدن آن آتش نگرفت و مخالفت خود را با آن به اطلاع مردم افغانستان و جهان نرساند؟ حتی در آخرین واکنش آقای کرزی در رابطه  به این مذاکرات،  به طور انفعالی( در ملاقات با مایک مولن) اظهار داشت که در جریان مذاکرات با صدر اعظم پاکستان مسایلی مطرح شده که باید افغانستان و ایالات متحده بالای آن صحبت کنند.

کارشناسان میگویند چنین بر خورد انفعالی و پسیف حکومت افغانستان را به یک ادارۀ دست نشاندۀ امارتی پاکستان تبدیل خواهد کرد. بلند نشدن صدای اعتراض از ارگ و از احزاب طرفدار پاکستان در اطراف رییس جمهور شگون بد از وقوع یک معامله پنهانی میدهد.باید پارلمان ، نهاد های مدنی ، رسانه های آزاد و فعالان احتماعی وسیاسی در این رابط صدای اعتراض شان را بلند کنند

یوسف رضای گیلا نی از افغانستان چه میخواهد؟

آوریل 16, 2011

 نوشته :داود سیاووش

 یوسف رضا گیلا نی صدراعظم پاکستان در حالی به کابل سفر میکند که مناسبات پاکستان با ایالات متحده در سرد ترین حد قرار دارد ودر آخر ین سفر رییس (آ-اس-آی ) به ایالات متحده رییس (سی- آی – ای) پیشنهاد موصوف را در رابطه به قطع فعالیت طیارات بی پیلوت بر اهداف دهشت افگنان در خاک آن کشور رد نموده یاد آور شد که وی در برابر امنیت ایالات متحده مسوولیت دارد. از طرف دیگر این سفر در حالی صورت میگیرد که ترکیه سیکولار ! حاضر شده دفتری به طالبان باز کند و پاکستان نیز با آن موافقت کرده است. از نظر آگاهان ترکیه یس از سقوط مبارک میخواهد در معادلات شرقمیانه ومنطقه نقش مرکزی ایفا نموده با این اقدام جلو ابتکار عربستان سعودی را بگیرد وپاکستا ن در نظر دارد با نزدیکی با کابل وانقره در بازی های منطقوی نقش ایالات متحده را کمرنگ سازد. دولت افغانستان در مناسبات بین المللی سیاست واضح ندارد ورنه به عوض نزدیکی با اسلام آباد میتوانست ازپافشاری واشنگتن در حمله بر قرار گاه های دهشت افگنا ن در خاک پاکستا ن حمایت کند چون این عمل در واقع برآورده شدن یکی از خواسته های قبلی آقای کرزی میباشد.هرگاه مثلث کابل – اسلام آباد – انقره تشکیل شود این معادله رابطه کابل را با واشنگتن وغرب صدمه زده زمینه معادلات وتعاملات جدید منطقوی را میان واشنگتن –هند و عربستان سعودی به وجود خواهد آورد. ترکیه در بازی جدید با حربه پان ترکیز م وارد خواهد شد.پاکستان در جنوب افغانستان زمینه هایی ایجاد کرده وایران ازدریچه مخالفت با ایالات متحد به افغانستان مداخله نموده ،روسیه از شمال کشور به صحنه کشمکش های منطقوی داخل شده ، کشور دچار بحران بزرگی شده وعنان از دست حکومت مرکزی خواهد رفت .آگاهان سیاسی به این باور اند که در لحظه حساس کنونی دولت افغانستان باید طوری موضعگیری نماید که ار پوتانسیل ایالات متحده وکشور های غربی برای جلوگیری از مداخله همسایه ها استفاده کند، در غیر آن افغانستان به صحنه رقابت های پاکستان – ایران – ترکیه – روسیه –هند وکشورهای عربی مبدل گردیده وارد بحران بزرگ مانند دهه( 90 ) خواهد شد.در حالیکه مال التجاره افغانستان در پاکستان به مشکل مواجه است و چندی قبل از تربیتگاه چارصد طفل انتحاری در خاک پاکستان خبر داده شد به نظر نمیرسد هیچ یک از این مسایل به اندازه جدایی انداختن میان کابل وواشنگتن برای یوسف رضاگیلانی اهمیت داشته باشد.

اپوزیسیون دولتی و دولت اپوزیسیونی راه به جایی نخواهد برد!

آوریل 14, 2011

 

نوشته :داود سیاووش

یکی از دشواری های لحظه کنونی  افغانستا ن از نظر سیاسی آن است که چوکات ظاهری نظا م  ازنظر قوانین مبتنی بر دموکراسی وبر عکس اعمال آن مبتنی بر خود کامه گی میباشد.در حالیکه قانون اساسی  تفکیک واضح قوای ثلاثه ،آزادی بیان ،حقوق شهروندی ،تشکیل اجتماعات ،تشکیل احزاب ،سازمان ها ونهاد های مدنی را به صراحت مشخص ساخته ودر این زمینه از نظر احکام قانون مشکلی وجود ندارد. درفعالیت های عملی یایه های نظام طوری میخکوب است که هیچگونه تحر ک ودینا میزمی را  مجال بال وپر گشایی نمی دهد. حکومت در کند ساختن زمینه تحولات از پاشنه آشیل روشنفکران چوکی دوست ،پول دوست ومقام دوست استفاده نمود به عوض آنکه ار امکانات حکومت برای انکشاف واصلاحات سود ببرد  از آن  به خاطر خاموش نگهداشتن وراضی نگهداشتن آنان استفاده افزاری می کند.

برخی از این نقاط ضعف وپاشنه آشیل  قرار ذیل اند :

1-حکومت دروازه های تطمیع را به روی همگان باز گذاشته وبه قول مردم هرکی امکان صدا بلند کردن داشت (باچوکی به دهنش میزند )واوراخاموش می سازد که در این ردیف شمار زیاد روشنفکرا ن فرصت طلب چپ و راست که سر شان به تن شان می ارزید خودرا تباه کردند.

2-اپوزیسیون به مفهوم واقعی تشکیل نشد .حکومت ماهرا نه بخش اعظم کسانی را که از اجراات روزمره انتقاد میکردند در مقامات جا داد . این افراد وقتی از وظایف دولتی رخصت شده در شب نشینی ها اراجراات حکومتی که خودگرداننده چرخ آن می باشند انتقاد می کنند نه تنها حرف شان به دل کسی چنگ نمی زند بلکه از اعتبار آنان نیز کاسته می شود.تجربه به اثبات رسانده اپوزیسیون  هایی حکومت ها را به زانو آورده اند که از خارج مسوولیت حکومتی بر آن انتقاد کرده اند.

3-احزاب واقعی طی ده سال اخیر عرض اندام نکرد زیرا  چپی های دیروز با سقوط شوروی پایه های افکار شان را برباد رفته دیدند وراستی ها با پایان جنگ سرد حرفی برای گفتن نداشتند ودر این حال حکومت  از افراطی ترین راست تا تفریطی ترین چپ را در ارگ دور یک دسترخوان نشاند.

4-صدر کشور خودش اپوزیسیون خود شده با انتقاد از همقطاران ملی وبین المللی خود خواهان پیوستن به افراد مسلح مخالف می شود ودر این حال افراد مسلح مخالف  درجایگاه نظامی  قرارداده شد که اصلا برپایه دمکراسی استوار است. .از صدر حکومت تیشه برداشته شده وهرروز خشتی از دیوار اساسات جامعه مدنی و اساسات دموکراسی کند ه وبه دیوار افراط گرایی افزوده می شود..وبا این کار حکومت خودش نقش ضد خود را بازی نموده در مواجهه با جهان ودر موافقت  با مخالفان قرار گرفته. هرچند بعضی  کارشناسان می گویند که حکومت از این شیوه به حیث یک تاکتیک استفاده می کند .نفس این مساله هرچه باشد ظاهر آن اتوریته نظام راکاملا متضررساخته است.

5-رهبران دیروز با شامل شدن در بازی های روزمره اعتبار شان را ازدست داده اند . این رهبران اکثرا به معامله گران ،اشراف و سرمایه داران مبدل شده اند که در هر معامله منافع شخصی شان را مد نظر دارند.

6-متفکرین جدا از امور روز مره و جدا از غم روزی تشکیل نشد تافرضیه هایی را به خاطر برون رفت از بن بست موجود بدون حب وبغض مطرح سازند.

7-سیاست های جامعه جهانی واضح نیست. جهان با همه طرف ها همزمان کار می کند ودیدگاه واحد دررابطه به افغانستان ندارد. اختلافات ظاهری رهبری افغانستان با متحدین بین المللی آن دست ودل مردم را سرد ساخته.

مخالفین نظام دو جبهه ساخته اند یکی در مقابل نظام ودیگری در داخل نظام که جامعه جهانی بایکی می جنگد وبا دیگری در رسیدن به اهداف شان  حتا کمک میکند.

درچنین وضعیت بغرنج قشر متفکر نمیتواند افکارش را متمرکز سازد

اما مطالعه وضعیت جاری در افریقا و  شرق میانه نشان می دهد که  چنین  فضای  مرموز واقدامات دور از چشم مردم بالاخره به شکل  انفجار یک دیگ سر بسته که هیچ منفذی نداشته ، درشرایط قحط الرجال فراگیر پیامد تراژیدی را در پی خواهد داشت..دولتمردان باید قبل از آنکه این امواج به شکل خود انگیخته انفجار کنند ، به غیر از چند هزار مرد مسلح  به صدای خاموش میلیون ها انسان غیر مسلح باید گوش دهند.اکنون هر نوع معادله ومعامله دولت وجامعه جهانی متوجه حل مشکل با چند هزار مرد مسلح قرون وسطایی می باشد واینکه با.قی نفوس افغانستان چه فکر می کند برای رهبری افغانستان اهمیت ندارد.که این بازی با آتش احساسات مردم است. چون دیگر آن دوره ها در افغانستان سپری شده که چند نفر به عوض مردم فکر می کردند واز نام آنان تصمیم می گرفتند.

مدیران ضعیف، برای اجرای سیاست های قوی!

آوریل 12, 2011

نوشته : داود سیاووش

درحالیکه هیچکس منکر موفقیت بازار آزاد در پیشرفت وانکشاف جامعه غرب نیست ،در افغانستان ستاره گانی که مامور تطبیق این سیاست بودند آنرا به لبه ناکامی بردند .مردم افغانستا ن وکسانی که مستقیم با غرب تماس نداشته و آنرا ندیده بودند تصور میکردند که طی یک دهه افغانستا ن به مرحله اول انکشاف ازنظر تاسیسات زیر بنایی خواهد رسید. مردم حق داشتند چنین فکر کنند ،چون آنان معجزه گری بازار آزاد را درغرب لااقل شنیده بودند.اما یک دهه پس ازآن رویا ها به نظر میرسد هنوز از احداث حاجیگک  ده سال دیگر فاصله داریم وحتا کاهوی دسترخوان مردم در نتیجه تطبیق غلط سیاست بازار در افغانستان اکنون از چین وارد می شود.معدنیات زیر خاک خفقه ،دریاها به کشورهای همسایه می ریزد،بازار هارا امتعه وارداتی تسخیر کرده ،به لشکر بیکاران هرروز افزوده می شود، فارغان صنوف دوازده مکاتب  با دنیایی از آرزو های جوانی  به لشکر بیکاران می پیوندند،درزیر پل های شهر کابل ده ها وصد ها جوان معتاد مواد مخدر خوابیده ،نام افغانستان درشمارسومین کشور آلوده به فساد ثبت شده ،بودجه انکشافی سال1390 چهل در صد کاهش دارد .قوای ثلاثه در اختلاف های گوناگون به جان هم افتاده اند.مهاجرین در کشور های ایران وپاکستان به انواع دشواری ها  مواجه اند. بخشی از وزرای کابینه هنوز از پارلمان رای اعتماد نگرفته اند . لوی سارنوال دومی نیز به تقلید از جبار ثابت بیرق مخالفت با قوه مقننه را بلند کرده ، نهاد های مدنی به عوض  ابراز عکس العمل در برابر تهدید ها  علیه  ارزش های مدنی به فکر پروپوزل نویسی ،توجیه اعمال مخالفان وتهیه (تی بریک)به اشتراک کنندگان ورکشاپ ها وسیمینار های فرمایشی حکومت استند.جامعه جهانی به فکر مسایل روز مره وحل د عوا های یومیه با رییس جمهور کرزی می باشد، کمیسیون صلح به فکر نحوه مصرف پولهای گزافی میباشد که به اختیار شان قرارگرفته.پول افغانی دربازار های جنوب کشور از چلند افتاده ،ادبیات دیپلوماتیک با دنیا جایش را  به دشنام خالی کرده، برگشت به قوماندانسالاری به خاطر خطری که از سیاست های مرموز پشت پرده صدر کشور احساس می شود  به  روحیه مسلط روزمره مبدل  شده،

اما در مقابل به عنوان ترقی وانکشااف چند بلند منزل وهوتل  وچند شهرک مقوایی اینجا وآنجای شهرکابل قد بلند نموده ،مافیای زمین در تلاش غصب  ساحات سبز و زمین های داخل نقشه می باشد. رعیت و افرادی که تحت اداره دولت زندگی دارند مورد اذیت ، اخاذی ،توهین وتحقیر قرار می گیرند وافراد شورشی برادر خوانده می شوند . به حال اطفال مخالفان اشک ریخته می شود و به زخمی های جبهات صف دولت  توجه نمی شود.آنانی که سلاح به زمین گذاشته  وتحت اداره وهدایت قانون زیست می کنند جنگسالار خوانده می شوند اما پیشنهاد رهایی جنگسالاران از گوانتا نامو به ملل متحد صورت می گیرد. کیسه بر ماه ها وحتا بیشتر از آن در زندان ها می پوسد اما جنایتکار جنگی از زندان ها رها میشود طفل انتحاری با نوازش از حبس رها می شود اما میدان بازی اطفال کابل توسط بلدوزر ویران می شود .از نظر آگاهان یکی از دلایل این مسایل  آن است که کدر های پس از اداره  موقت با پدیده های موجود با نفرت وتبعیض برخورد می کنند  ،مثلا فابریکه خانه سازی موجود را  که چندین قصبه رهابشی معیاری ساخته بود غیرفعال گذاشته شهرک های کم کیفیت شخصی را رویدست گرفتند .آنهم درشرایطی که اگر یک اپارتمان قبلا یازده هزار افغانی به اقساط به فروش می رسید در شرکت های شخصی بالای اپارتمان های با کیفیت به مراتب پایین بیش از چهل هزار دالر قیمت گذاری شد که واضحا از قدرت خرید مردم بالا می باشد.نل تیل که از ترمز تا بگرام تمدید شده بود باز سازی نشده به عوض از قراردادی هایی استفاده شد که موتر های شان را بامحموله تیل خودشان درراه ها حریق میکردند  تا موتر جدیدی جبران خساره بگیرند.مطبعه دولتی ،مطبعه معارف ،مطبعه آریانا ،مطبعه سکوک،مطبعه نبراسکا وغیره مطابع داخلی باز سازی نشد ودر عوض کتاب های درسی در خارج وآن هم پراز اغلاط به چاپ رسید.ظرفیت جذب در دانشگاه ها وموسسات تحصیلات عالی با فراغت شاگردان از مکاتب در توازن قرارداده نشد.ارقام واعداد آفاقی ازعاید ملی به شکل عوامفریبانه منتشر شد که با واقعیت زندگی مردم تطابق نداشت وبه خاطر کتمان ارقام و معلومات  مراکز معلومات  از دسترس رسانه های آزاد دور نگهداشته شد. سرمایه های بزگ خارجی دراحداث پروژه های زیربنایی جلب نشد،خط آهن بنادر حیرتان، شیرخان بندر، آقینه ، تورغندی ،اسلام قلعه ، سپین بولدک  و تورخم را باهم وصل نکرد واز این طریق کشور با جهان وصل نشد  درمناطقی که امنیت تامین بود  پروژه های انکشافی  رویدست گرفته نشد که با این حال مردم مفهوم بازار آزاد را اکنون   به مفهوم  رهبری ضعیف ، معامله گری های سیاسی ، ازدست دادن کار،منزل ، ازدست دادن امکان تحصیلات عالی ، وبرآورده نشدن رویا ها وتوقعات شان از بازار آزاد درک می کنند . مسوول  این  غلط فهمی مردم ستاره گان افغان مدعی تطبیق این سیاست می باشند نه تیوری بازارآزاد.

ضرور بود قبل از هر اقدامی سیمینار های تحقیقی دررابطه به شیوه های تطبیق سیاست های اقتصادی تدویر می یافت ودر آن اشکال  عملی ساختن مرحله به مرحله  آن موردارزیابی قرار می گرفت. وضعیت کنونی طوری آمده که مسوولیت شکست کابل بانک را هیچکس به عهده نمی گیرد، شخصی که تصدی هارا به فروش رساند حالا حتا در داخل افغانستان زیست نمیکند. وکسی که فابریکات بزرگ غیر فعال را در دستور کار نگرفت هیچ معلوم نیست. مشکل بزرگ افغانستان آن است که امور اقتصادی ، نظامی و سیاسی  قبل از اعلان مورد تحقیق واررزیا بی کارشناساته کمتر قرار می گیرد ویا اصلا قرار نمی گیرد.ورنه سیاستمداران نابلد ما بازار آزاد را با لیلام تصدی ها ودکترین نظامی را با اظهار اینکه در افغانستان جنگ داخلی نیست ومفهوم ایتلاف ها را با محفل بازی ومعامله گری اشتباه نمی کردند..

دربودجه عادی سال1390 به دفتر ریاست جمهوری 312465 دالر اختصاص یافته در حالیکه به سپورت کل کشور43455 دالر وبه محیط زیست29497 دالربودجه عادی پیشبینی شده!

آوریل 9, 2011

نوشته :سیل بین
به نظر میرسد در بودجه سال 1390 به مصارف تشریفات دربار ،مسایل امنیتی،کود احتیاطی وغیره درمقایسه به مسایلی چون محیط زیست وسپورت زیادتر اهمیت داده می شود.چنانچه برای سپورت کل کشور در این بودجه43455 دالر مدنظر گرفته شده . جالبتر از همه اینکه در این بودجه جدا از سپورت کل کشور 6383 دالر به طورامتیازی به کریکت اختصاص یافته .کارشناسان میگویند اگر علا قه مندان والیبال ،فتبال ،تینس ، سپورت های رزمی وغیره سوال نمایند که به کدام دلیل کریکت درمقایسه  به سایر سپورت ها از این امتیاز برخورداراست جواب حکومت چه خواهد بود. شهروندان کابل از مشاهده غفلت در بخش محیط زیست به وحشت افتاده میگویند: کارمندان دستگاه ریاست جمهوری که این همه بودجه گزاف را به خود اختصاص داده اند باید بدانند که اگر تدابیری برای رفع آلودگی هوای شهرکابل گرفته نشود آنان نیز در دفاتر مفشن شان راحت نخواهند بود وبنابر ان حداقل به خاطر صحت خود واولادان شان باید به این مساله توجه کنند.بعضی سپورنمینان میگویند : در حالیکه از عمر وسابقه رواج والیبال وفتبال بیش از نیم قرن در کشور میگذرد ولی دربودجه به فراموشی سپرده شده وبسیاری سپورت های محلی در حال مردن میباشند اختصاص بودجه فوق ا لعاده برای کریکت یعنی چه وچرا؟