بایگانیِ مه 2011

افغانستان به کدام سو در حرکت است؟

مه 30, 2011

در حالیکه اسامه بن لادن در شهرک نظامی ایبت آباد پاکستان توسط کمندو های امریکایی کشته شد، ولی عمر داود زی سفیر افغانستان در پاکستان از ارتباط آی اس آی با دهشت افگنان انکار می کند و وزیر خارجه و مشاور امنیت ملی در پارلمان به این سوال جواب نمیدهند. در حالیکه چند صد زندانی خطر ناک از زندان کندهار فرار میکند ولی حد اقل تروریستی که بیش از سی نفر را در کابل بانک جلال آباد کشت، محاکمه نمیشود و با این حال بودیجه بزرگی برای تشریفات مصارف شورای صلح اختصاص داده میشود، در حالیکه افتضاح بزرگترین بانک خصوصی کشور از طریق نشریه های بین المللی به داخل افغانستان درز میکند ولی در ارکان دولت کسی به قول معروف لای این فساد را بالا نمیکند. در حالیکه نفوذ دشمن تا دم دروازه وزیر دفاع، میدان هوایی و جلسه مسوولان ولایت تخار رسیده ولی رییس جمهور از اتحاد استراتیژیک با ایالت متحده به نحوی طفره میرود و لویه جرگه عنعنوی را که در قانون اساسی تعریف نشده میخواهد دایر کند، در حالیکه رهبران پاکستان تقاضای علنی استعمار گرانه یی مبنی بر بریدن افغانستان از امریکا و نزدیک شدن به چین را مطرح میسازند و رسماً آنرا در حضور لوی درستیز، رییس آی اس آی و صدر اعظم پاکستان به رییس جمهور می سپارند، در چنین وضعیت نازک وقتی مردم می بینند که افغانستان توانایی دفاع مستقلانه را ندارد اما رابطۀ آقای کرزی با غرب و ایالات متحده مکدر است همگان از یکدیگر سوال میکنند که این چه نوع سیاست است و افغانستان به کدام سو در حرکت است؟

Advertisements

تقدیم به آموزگارعزیز !

مه 24, 2011

در تقویم رسمی  افغانستان روز 3 جوزا مصادف است به روز معلم یا آموزگار،صرف نظر از اینکه از این روز امسال بطور رسمی تجلیل میشود یا نه ؟ به احترام مقام معارف و آموزگاران عزیز شعری از استاد عبدالهادی داوی پریشان را به آن معلم گرانقدر  تقدیم میداریم که  ماه هاست بدون معاش مصروف تدریس اطفال در مکاتب افغانستان میباشد و در شرایط دشوار اقتصادی با یک پیراهن ، کرتی وپتلون مندرس سالهاست به مکتب رفت وآمد میکند وشیره جانش رادرگرد بادتباشیر اخلاصمندانه به خورد نسل آینده میدهد .

شبی با خرد گفتم ای پیرعارف

زمستقبل ملتم بیش خائف

چی سازیم تا جان بریم از مخائف

برآورد سرگفت پیرمکائف

معارف،معارف،معارف،معارف

 

به مشرق ببین حال احوال جاپان

به مغرب ببین حالت آل عثمان

چی بود آنکه دادش ترقی نمایان

چی بود آنکه کردش به مطلب مصادف

معارف،معارف،معارف،معارف

 

چرا در جهان تیغ حکم آخت یورپ

چرا برسربحر تاخت یورپ

چرا بر هوا آشیان ساخت یورپ

براسرار فطرت کی اش کرد واقف:

معارف،معارف،معارف،معارف

به بهانه روز معلم!

مه 22, 2011

درگرامیداشت از روز معلم تلاش کردیم نظریات کارشناسان تعلیم وتربیه را پیرامون سیر تغیروانکشاف  نصاب درسی  مضمون دری صنف اول مکاتب  به خوانندگان تقدیم کنیم ، اما از اینکه وزارت معارف خلاف قانون چنین حقی را به کارشناسان  موظف در آن وزارت قایل نیست که به رسانه ها  بی پرده  ابراز نظر کنند ، ناگزیر به نشر صفحات اول  کتاب های دری صنوف اول سالهای 1347-1389وصفحه یی از اغلاط کتاب دری  صنف دوم اکتفا نموده قضاوت را به خوانندگان میگذاریم که نظریات شان را با مقایسه محتوا وشکل صفحات طی بیش از چهار دهه واغلاط موجود در صفحات سالهای مابین ابراز دارند.ازبالا به پایین صفحات 1-2-3- مربوط سالهای تشکیل اداره موقت تاکنون میبا شد که به دیزاین عصر کمپیوتر وبد ذوقی واغلاط آن متوجه شوید وبعد این صفحات را با  عکس چهارم که محصول ذوق ، استعداد ودانش مسلکی مرحوم استاد محمد آصف مایل در صفحه اول کتاب الفبا برای صنف اول  سال 1347 میباشد مقایسه نموده نتیجه را بنویسید.

افغانستان غیر نظامی اعلان شود، همسایه ها تعهد عدم مداخله بسپارند و قوای بین المللی در سرحدات جابجا شود

مه 20, 2011

نوشته : داود سیاووش
در حالیکه حکومت افغانستان در عمل پشتیانی ایا لات متحده وکشور های غربی را از دست میدهد و مردم نیز از وضعیت مبهم سیاسی موجود نا امید شده اند معلوم نیست بن بست کنونی به کجا خواهد انجامید . بعضی کارشناسان میگویند که احتمال دارد در پشت پرده به خشونت کشیدن تظاهرات دست هایی از ارباب قدرت باشد که با این مانور از امکان به خیابان ریختن مردم به خاطر مطالبات شان در آینده جلوگیری کنند. در حلقات مدنی وسیاسی مردم از اینکه حکومت گاهی دست به دامن پاکستان می اندازد وگاهی به دامن روسیه و ایران به تشویش اند، چون همگان میدانند که اولا این کشور ها در حدی نیستند که بار افغانستان را بردارند واز جانبی مردم در صداقت آنان شک دارند.حکومت به عوض آنکه با جهانی که اکنون در افغانستان حضور دارد زبان مشترک پیدا کند به نحوی تظاهر به مخالفت با آنان میکند .کنه مساله هر چه باشد مردم در وضعیت موجود به خوبی درک میکنند که در حال حاضر بدون جهان کشور را طوری ازدست میدهند که قدرتمندان بر سراقتدار بار دیگر نزد اولادان شان به غرب یعنی جایی که اکنون در مخالفت با آن عشوه وکرشمه میکنند خواهند رفت واما پینه دوز ، نجار ، گلکار ، مامور پایین رتبه ، معلم و… خواهند ماند وکیبل وتوهین وتحقیر و مرگ وگرسنگی وآواره گی وبیچارگی ، که در آن حال باز هم صدای این تاجران خون انسان ازرسانه های غربی بلند خواهد شد که در آن وضعیت به حال مردم اشک نمساح خواهند ریخت. خوشبختانه درافغانستان شرایط طوری آمده که یک ترکاری فروش و جوالی در مقایسه به یک رهبر وضعیت را خوبتر درک میکند. چون رهبر و وزیر و وکیل ووالی خوبی وبدی اوضاع را در منافع کوتاه مدت کنونی خود ارزیابی میکند، در حالیکه جوالی تاثیر آن را بر منافع فردای خود ومردمش مطالعه میکند . این انسان فقیر به خوبی درک میکند که امروز چیزی ندارد تا آن را از دست بدهد بنا بران باید به فردا بیاندیشد تا حداقل لقمه نانی به دست بیاورد.در حالیکه زمامدار در حفظ حالت موجود میباشد تا داشته های امروزی را از دست ندهد.
از اینجا دو خط به ظاهر ساده از هم جدا میشود. یکی خط آنانیکه در پی حفظ حالت موجود اند که بهتر است آنان را محافظ کار در کلیه ابعاد سیاسی ، اقتصادی ،اجتماعی ، فرهنگی ، مذهبی وغیره بنامیم.دوم خط آنانیکه میخواهند این وضعیت تغییر کند که آن را میتوان اصلاح طلبی نامید.در بازار سیاست خام افغانستان گروه های کلاهبردار ، جیزگر وپره وجنبه باز کار کشته وکهنه کار که پرداختن به مسایل سیاسی به مرض شان تبدیل شده ، در میان این دو خط واقعی کمین گرفته با استفاده از شناخت ها و ارتباطات وامکانات متنوع شان هر نوع احساس پاک مردم را در رفتن از راه راست به بیراهه میکشند . این افراد که نام دکان های سیاسی شان در سه جلد کتاب وزارت عدلیه ثبت است با یک درجن نهاد مدنی وصدها انجیو ودفتر ونهاد کاذب ، فقط وقتی به گفتار می آیند که امتیازات مدنظر باشد ویا وند وفند وزدوبند مطرح باشد .حکومت با وسایل وذرایع تطمیع ، تشویق ، تخویف وغیره آنان را طوری مسحور میسازد که اهداف خود را از زبان آنان به گوش جامعه جهانی برساند. در تازه ترین ترفند ها ونیرنگ ها اینک باگماشتن افراد شان در صفوف تظاهر کننده گان میخواهند این دروازه مدنی اعتراضات را ها به روی مردم ببندند.
درحالیکه مظاهره و اعتراض حق قانونی مردم میباشد به خشونت کشاندن آن جرم میباشد. درهمین حال بر خورد دو گانه حکومت نیز سوال برانگیز است. در یک محل از اقدام بر علیه افراد مسلح جلوگیری میکند و در جای دیگر به دستان زنانی که به شکل مسالمت آمیز تحصن کرده اند ولچک میزند وبه اصطلاح زور حکومت را به رخ زنان میکشد. برخی کارشناسان میگویند حکومت از تظاهراتی پشتیبانی میکند که به تشویق خودش راه اندازی شده باشد ولی اگر مظاهره بر ضد مافیای زمین ، مواد مخدر وامثالهم باشد آن را فورا سرکوب میکند.

به همگان از صدر تا ذیل معلوم است که کشور آبستن تغیر است. فساددر اداره کشور به یک پدیده معمول مبدل شده. مبارزه باقاچاق مواد مخدر حتا ازتیتر اول اخبار حکومت افتاده .رسوایی بزرگ ترین بانک خصوصی کشور به جایی رسیده که چپاول میلیون ها دالر را شرکا بالای همدیگر شهادت میدهند. لشکر هایی از معتادان ، بیکاران ، آوارگان وغیره تشکیل شده ،یک اقلیت صاحب همه چیز در برابر اکثریت قریب به تمام بی همه چیز شکل گرفته ، در ترکیب حکومت از افراطی ترین راست تا تفریطی ترین چپ واز دموکرات تا ضد دموکراسی بدون کدام برنامه مشخص دولت فقط بخاطر امتیاز کار وفعالیت میکنند.هر مامور پایین رتبه دولت وشهر وند عادی مملکت به یک کتله از انزجار بر ضد دولت مبدل شده، اصطلاحات دموکراسی ، آزادی بیان ، جامعه مدنی وغیر که ده سال قبل منطق وجودی نظام فکر میشد به دست گردانندگان چرخ حکومت هر روز پروبال شان قیچی وکوتاه شده رسانه ستیزی توسط شبه روشنفکران به کار مود روز مبدل شده.دریا ها به کشور های همسایه میریزند. معادن زیر خاک مانده . شهری ، شهرکی ، خیابانی وکارته یی معیاری نظیر حداقل آنچه در پایتخت های کشور های همسایه وجوددارد به چشم نمیخورد.
بزرگترین مشکل لحظه کنونی بحران اعتماد و نبود فکر جدید است .احزاب گروه ها وسازمان های چپ وراست دیروز ورهبران شان در میان مردم جاذبه ندارند واز اینکه تفکر این افراد بر محور افکار جنگ سرد شکل گرفته برای مرحله فعلی کارایی لازم ندارد . نسل جوان برای تفکر کمتر مجال یافته وبنابران فکر جدید تولید نمیشود .تابو ها هنوز بر شانه اجتماع سنگینی میکنند .سیاستبازان به عوض اندیشه های بزرگ در لاک مسایل قومی فرورفته اند کسی میخواهد از گریبان طالب سر بکشد وکسی از سمت و قوم . در بعضی جلسات از زبان تندرو ترین روشنفکران چپ مسایلی میبراید که افراطی ترین راست آن رابه زبان نمی آورد.مامور عالی رتبه دولت از آی- اس –آی دفاع میکند که این جریان متناقض مردم را گیچ ساخته است .
از اینجا دو راه باز هم درپیش است : یکی افتادن افغانستان به دام همسایه ها . دوم بین المللی شدن مساله افغانستان
در حالت اول رهبران به مزدوران کشور های همسایه مبدل شده به امیر انی چون امیر محمد یعقوب خان ، امیر عبدالرحمان خان امیرالمومنین ورهبرانی که از قبل نام امیر بر خود گذاشته اند مبدل خواهند شد. و افغانستان به ساحات نفوذ همسایه ها شامل میشود.
در حالت دوم با تدویر کنفرانس بین المللی افغانستان غیر نظامی اعلان شود .از همسایه ها تعهد عدم مداخله در امور افغانستان گرفته شود ودر سرحدات قوای بین المللی مستقر شود ، در حالیکه کشور غیر مسلح باشد پولیس بدون سلاح ، سارنوالی وقوه قضا تقویه شود وبه حاکمیت قانون و حکومتداری خوب توجه شود و طی یک پلان ده ساله برای به پا ایستادن نهاد های دموکراسی ومدنی ، وارتقای اقتصادی واجتماعی کار صورت گیرد.

موسی جمشیدی : استخوان سالم رانم را در شفاخانه موسی وردک عملیات کردند!

مه 18, 2011

در یک عملیات جراحی، استخوان سالم ران یک مریض را در شفاخانه اورتوپیدی موسی وردک دوکتوران عملیات کردند در حالیکه کسر در زیر زانوی مریض واقع شده است.. موسی جمشیدی به خبرنگار ارمغان ملی گفت :(دراثر تصادم با موتر در کوتل خیرخانه مرا به شفاخانه وزیر اکبر خان انتقال دادند .شفاخانه عکس پایم را که کسر استخوان را در زیر زانو نشان میداد گرفت ، بعد، از شفاخانه وزیر اکبر خان به شفاخانه اورتوپیدی موسی وردک که یک شفاخانه شخصی میباشد انتقال یافتم ، در جمله اسناد وعکس های من که از شفاخانه وزیر اکبر خان به شفاخانه موسی وردک انتقال یافت عکسی از مریض دیگر که از ناحیه ران کسر داشت نیز نمیدانم چرا ضمیمه اسناد من ارسال شد. متخصصان شفاخانه موسی وردک بدون ملاحظه وضعیت سالم رانم فقط با دیدن همان عکس آنرا عملیات کردند در حالیکه کسر در ناحیه زیر زانوی همان پایم بود و آنرا بار دوم عملیات کردند. ) مریض در حال حاضر در منزلش بوده وخواهان بررسی این مساله توسط مراجع عدلی وقضایی میباشد. کارشناسان طبی میگویند چنین موارد در طبابت جرم پنداشته میشود.

جان کری چه پیامی دارد وچه خواهد کرد؟

مه 17, 2011

نوشته محمد داود سیاووش

در حالیکه اسامه در یک شهرک نظامی پاکستان کشته شد ।پارلمان پاکستان وصدراعظم ورییس آی- اس –آی و رییس ستاد ارتش آنکشور هنوز این مساله را به خود نمیگیرند وتوقع دارند فعالیت های طیارات بی پیلوت در حمله بر دهشت افگنان در پاکستان متوقف شود ووزارت خارجه پاکستان اخطار میدهد که در صورت تکرار عملیات مانند حمله بر قرار گاه بن لادن عکس العمل نشان خواهند داد॥ در چنین لحظه نازک عمر داودزی که آنرا رسانه ها سفیر با صلاحیت های ویژه افغانستان در پاکستان میخوانند هر گونه ارتباطه آی –اس –آی را با دهشت افگنان رد میکند و در حالیکه دولت افغانستان موجودیت دهشت افگنان را در خارج از افغانستان قلمداد میکند مقامات نظامی بین المللی درافغانستان از موجودیت صد تن از افراد القاعده در افغانستان خبر میدهند।از همینجاست که به قول معروف سر نخ مسایل از نزد کارشناسان ومردم افغانستان گمشده است।این مساله وقتی بیش از پیش قابل تشویش ونگرانی میشود که وزیر خارجه افغانستان ومشاور امنیت ملی ریاست جمهوری از سوالات نمایندگان مجلس دررابطه به اظهارات داودزی طفره رفته حتا مشاور امنیت ملی خودرا مامور میخواند. حالا به وضاحت درک میشود که در افغانستان دو سیاست در جریان است یکی سیاستی که به پیروی از پاکستان از موجودیت دهشت افگنان والقاعده انکار میکند ودیگری سیاستی که موجودیت دهشت افگنان را افشا نموده از عملیات بر ضد آن پشتیبانی میکند .اما مشکل افغانستان آنست که در حلقات تصمیم گیرنده که حرف آخررا میزنند طرفداران سیاست پاکستان جا گرفته اند .در افغانستان مردم از جنگ خسته واز دهشت افگنی واداره کشور به شیوه قرون وسطایی بیزار اند . اما وقتی آنان می بینند که سفرا ومامورین عالیرتبه برخوردار از حمایت جامعه جهانی موضعگیری عقبگرد وتسلیمی دارند همگان به وحشت افتاده از آن حیرت زده میشوند. اما یک مساله را همگان درک میکنند که دیگر رویداد ها وانکشافات تصادفی نیست وطبق یک برنامه در جربان است .مشکل لحظه کنونی آنست که چوکی وتطمیع چشمان و زبان عده را چنان بسته که با آنکه با سیاست تسلیمی به پاکستان عملا مخالف اند ولی به خاطر از دست ندادن چوکی ، مقام ویا حداقل چوکی هیت رییسه نمیخواهند در برابر ارباب قدرت مخالفت علنی شان را ابراز دارند॥ در همین حال جان کری به منطق آمده از طریق شهر مزار وارد کابل شده از واضح نبودن محتوای مذاکرات صلح با مخالفان انتقاد نمود ودر اسلام آباد گفت که به خاطر معذرت خواهی نیامده وبه قول رسانه هالستی از مطالبات ایالات متحده را به جنرال کیانی سپرد . کارشناسان میگویند که در حال حاضر دنباله روهای پاکستان در افغانستان باید درک کنند که اگر آنان نمیتوانند از یک کشور فقیری چون پاکستان که با عصای ایلات متده راه میرود چشم بپوشند در مقابل ایالات متحده وغرب که حتا مصارف تیل موتر ودفتر شان را میپردازد با کدام نیرو خواهند ایستاد.صاحبنظران میگویند ادامه این وضع برای افغانستان وجامعه جهانی در حکم خود کشی میباشد .ایالات متحده باید با پاکستان قضایا را یک طرفه کند ودر افغانستان باید صف مردم از معامله گران با آی – اس آی جدا شود. باید به حالتی که در دولت افغانستان عده یی هم دولت استند وهم ضددولت وجامعه جهانی حداقل در صدر مقامات تصمیم گیرنده خاتمه داده شود. در غیر آن در پایان کار همان ضرب المثل وطنی تحقق خواهد یافت که : گال را خورده بودنه ودر غم گرفتار خواهد شد سبزه خورک.

سخنان پاکستانی سفیر افغانستان در پاکستان و پاکستانیزه شدن سیاستمداران افغان

مه 17, 2011

  به این تازه گی ها «جلالتماب محترم» عمرداودزی سفیرکبیرجمهوری اسلامی افغانستان در اسلام آباد لب به سخن گشوده و در اقدام نه چندان غیرقابل انتظاراز ایشان به توصیف و تمجید از آی اس آی و دولت پاکستان پس از رسوایی قتل بن لادن در شهرک ایبت آباد پرداخته و گفته که دولت پاکستان در تمویل تجهیزو پناه دادن تروریستان نقشی ندارد! به این میگویند کاسه ی داغ تر از آش. وقتی در جلسه ی عمومی یوم 26 ثور 1390 مجلس نمایندگان از وزیر امورخارجه و مشاور امنیت ملی در مورد اظهارات غیر مسوولانه ی آقای داود زی پرسیده شد خیلی به راحتی عالیجنابان درین مورد گوش شان را به کری انداخته و از کنار این مساله گذشتند.

جالب تر از همه اینکه جزچندتایی ازنمایندگان در مجلس دیگران یا این مساله را نشنیده بودند و یاهم گوش شان را مثل آقای مشاور و وزیر به کری انداختند.

 اگر این «حکومت» است و این «مجلس»

حال «ملت» خراب می بینم

 بکتاش سیاووش نماینده مجلس افغانستان

هند میخواهد جانشین غرب درافغانستان شود!

مه 13, 2011

 نوشته : داود سیاووش

 از سخنان منموهن سنگ صدراعظم هند در پارلمان افغانستان چنان برداشت میشود که هند به آهسته گی با تضعیف موقعیت پاکستان پس از حمله کماندو های ایاالات متحده بر پناهگاه بن لادن وکشتن وی درپاکستان میخواهد جانشین ایالت متحده وغرب در افغانستان شود. درحالیکه این سیاست میتواند به وخامت اوضاع بیش از پیش بیافزاید . وقتی منموهن سینگ به ژورنالیست هندی توصیه میکند سوالی را در کنفرانس مطبوعاتی نپرسد کارشناسان حدس میزنند که در مذاکرات کابل نیم کاسه زیر کاسه وجود دارد ووقتی صدراعظم هند در پارلمان افغانستان هشدار میدهد که کشور های منطقه باید سرنوشت منطقه را رقم زننددر حلقات سیاسی و مدنی افغانستان این نگرانی به وجود می آید که در آنصورت سرنوشت افغانستان را هند ، پاکستان ، ایران ،روسیه و چین بین خود تعین خواهند کرد که در آنصورت یوسف رضاگیلانی کلید حل مساله افغانستان را از جیب کشیده ، هند به بهانه ترمیم پارلمان و قصرستور وایران وروسیه و چین با حربه های مشابه وارد صحنه شده افغانستان به میدان بز کشی کشور های منطقه مانند دهه 90مبدل خواهد شد .هند نمیداند که پاکستان مانند طفل گپ نا شنو در حالیکه توسط ایالات متحده هر لحظه سیلی میخورد به خاطر کمک های میلیارد هادالری خامش است واگر روزی برسد که پای ایالات متحده وغرب از افغانستان کوتاه شود با یک تشویق لشکر طیبه واجنتان افغانی خود سرنوشت به مراتب دردناکتر از دوره طالبان را بر افغانستان خواهد آورد.کارشناسان به این باور اند که در حال حاضر هر همسایه برای مطلب خود در افغانستان دلبری می کند وافغانستان نباید در بهای نزدیکی به یکی دیگری را علیه خود تحریک کند در غیر آن اشتباهات دوره داود خان ،تره کی،امین،کارمل،نجیب،ودوره مجاهدین تکرار گردیده افغانستان به یک امارت دست نشانده پاکستان مبدل خواهد شد.

دشواری ایالات متحده پس از بن لادن

مه 7, 2011

 

نوشته : داود سیاووش

اگر اسامه میتواند در چند صد متری اکادمی نظامی نزدیک اسلام آباد چندین سال زیست کند .  محلی که چند روز قبل پرویز اشفاق کیانی در آن اکادمی سخنرانی داشت و همه اتهامات ایالات متحده را در رابطه به ارتباط پاکستان با دهشت افگنان رد نموده گفت: ستون فقرات القاعده در پاکستان شکسته.

اگر یوسف رضا گیلانی در کنفرانس مطبوعاتی کابل در حضور حامد کرزی هر گونه فکر این را که دهشت افگنان در پاکستان می باشند رد نمود و کرزی فی الحال خاموشی اختیار کرد.

 با این حال اگر ریس سی آی ای پس از حمله بر اقامتگاه بن لادن در مصاحبه با تایم میگوید:«این تصمیم گرفته شده بود که هر گونه تلاش در مورد کار با پاکستانی ها میتواند این مأموریت را به خطر اندازد، آنها شاید به هدف هشدار میدادند» به چه معناست.

واگر دیوید کامرون نخست وزیر بریتانیا می گوید:«این واقعیت که بن لادن در یک خانه کلان و در منطقه پر جمعیت زندگی می کرد حاکی است که او می بایست شبکه حمایتی در پاکستان داشته باشد» .

 با این حال در حالیکه تنها رهبر سازمان القاعده کشته شده و بقیه ساختار های آن در پاکستان چون شورای کویته، گروه حقانی ، اخطار طالبان افغانی، ایمن الظواهری، ده ها هزار مدرسه و پشتیبانان اسامه از شمار سارنوالان پیشاور که برایش جنازه غیابی در پیشاور خواندند و در کویته و سایر شهر های پاکستان طرفداران این سازمان علناً با عکس ها و بیرق های اسامه به جاده ها ریخته شعار مرگ بر امریکا دادند و طالبان پاکستانی تحریک به گرفتن انتقام نمودند، در این وضعیت  وقتی وزارت خارجه پاکستان هشدار می دهد که تکرار چنین حمله ها را پاکستان بی جواب نخواهد گذاشت و پرویز مشرف آن را تجاوز بر پاکستان می داند، پس معلوم است که القاعده و طالبان یعنی کی و در کجا؟ و سخنان ملاحکیم مجاهد یعنی چه ؟

کارشناسان میگویند حالا به خوبی فهمیده میشود که هدف یوسف رضا گیلانی از بیان اینکه کلید حل مسأله افغانستان بدست پاکستان است چه بوده؟ و هیئت پاکستانی با کدام جرأت حق تعیین وزرای داخله، دفاع و امنیت را به خود محفوظ میخواسته؟

بعضی کارشناسان این احتمال را رد نمیکنند، با توجه به اینکه در پاکستان سیاست اصولی وجود ندارد، احتمالاً مانند پس از یازده سپتمبر که با یک تهدید واشنگتن، پرویز مشرف شمشیر خود را بر ضد طالبان دور داد، این بار نیز با تهدید جنرال مولن استخبارات پاکستان در بدل کشیدن نامش از لیست حامیان تروریزم اسامه را قربانی کرده باشد.

آنچه خیلی جالب و سوال بر انگیز است اینکه چگونه رییس جمهور کرزی مقارن این تحولات به قول رسانه ها عمر داودزی را به صفت سفیر با صلاحیت های ویژه به اسلام آباد می فرستد تا به گفته رسانه ها به عنوان یک سفیر با صلاحیت تصمیم گیرنده در زمینه مذاکرات دولت افغانستان با طالبان و حزب اسلامی حکمتیار کارش را شروع کند و از جانبی ترکیه سیکولار از گریبان بنیاد گرایان سر کشیده به توافق حکومت افغانستان به طالبان دفتر نمایندگی می دهد.

ناظرین سیاسی میگویند این انکشافات ضربان قلب جامعه جهانی را بالا برده، سوالاتی را نزد مردم ایجاد کرده است:

1- امکان آن وجود دارد که آقای کرزی این موضعگیری های ضد و نقیض را در تفاهم با ایالات متحده اتخاذ نموده باشد تا در دور دوم از میان طالبان سر بلند کند.

2- این امکان وجود دارد که القاعده و طالبان به صفت یک افزار توسط پاکستان با تفاهم ایالات متحده، تا روزی نگهداری شده باشند که با بیرون کشیدن پای ایالات متحده از جنگ طالبان وارد صحنه شوند و بخش های افراطی آن قربانی شود. و در همین حال رول پاکستان در صحنه سیاسی افغانستان به رسمیت شناخته شود.

کارشناسان چند خطر را در این فرضیه و انکشافات آن  ملاحظه میکنند:

1- طالبان و طالبانیزم فقط در بخشی از افغانستان چسپ و جاذبه دارند و در میان اقوام تاجک، اوزبک، هزاره، ترکمن، بلوچ و حتی برخی از اقوام پشتون مردم در مخالفت با آنان بر خواهند خاست.

2- ایالات متحده که در گذشته با فورمول( دشمن دشمن دوست) کار می کرد اینک با وارد صحنه شدن طالبان دشمن را بدست نمی آورد و متحدان سایر اقوام را از دست می دهد. چنانچه در آخرین سخنرانی دکتر عبدالله، امرالله صالح و جنرال دوستم مخالفت شان را با این برنامه علناً ابراز کردند.

3- آنعده از افراد اقوام تاجک، هزاره، اوزبک و غیره که به شکل سمبولیک با تطمیع یا معامله پنهانی در این پروسه شامل اند از میان مردم خود شان تجرید میشوند.

4- هند، ایران، روسیه، اوزبکستان و غیره کشور های منطقه در مخالفت با نفوذ پاکستان در افغانستان متحد می شوند.

5- ایالات متحده در این بازی بار دیگر دنباله رو پاکستان شده با بیرون کشیدن پایش از افغانستان محبوبیت خود را از دست میدهد.

کارشناسان میگویند ایالات متحده برای اینکه در این باطلاق غرق نشود باید موضع سیاسی خود را در قبال این بازی های پنهان روشن سازد، در غیر آن با عصای پاکستان از یک توفان به توفان دیگری خواهد رفت. هیچکس نمیداند در کشوری که ایالات متحده روزانه بیش از یک میلیارد دالر مصارف نظامی دارد، رییس جمهور کرزی چگونه در صف مخالفان ایالات متحده قدم میزند؟ و پاکستان که با کمک امریکا و اتحاد استراتیژیک آن به پا ایستاده چگونه رییس سازمان القاعده را در شهرک نظامی قریب اسلام آباد پناه میدهد؟

ولچک زدن به دستان زنان متحصن کابل در روز مطبوعات و سکوت مطبوعاتیان!

مه 3, 2011

در حالیکه نمایندگان اتحادیه های خبرنگاران و وزارت اطلاعات وفرهنگ درزیر سقف یک تالار گرم مصروف لاف و گزاف فعالیت های شان  درروز آزادی بیان امسال بودند، به گزارش خبرنگار ارمغان ملی پولیس زنانی را که در دفاع از محیط زیست ومیدان سپورت برعلیه مافیای زمین تحصن مسالمت آمیز نموده بودند ولچک زده با خودبرد واز میان اینهمه مدافعان آزادی بیان، این همه رسانه های چاپی، این همه رسانه های تصویری، این همه رسانه های صوتی کسی در دفاع از آنان صدای شان را بلند نکرد. ازمیدان تحصن این زنان تا رسانه های به اصطلاح آزاد داخلی و خارجی دو کیلو متر فاصله نیست. جای تأسف آنست که مدافعان آزادی بیان در افغانستان فقط خوش دارند، عشوه و کرشمه به روی استیژ ها بنمایند و از حال و احوال مردمی که در راه آزادی بیان به دست شان ولچک می افتد و توهین و تحقیر میشوند هیچکس خبر ندارد.

وای به حال چنین رسانه های آزاد!

وای به حال چنین نهاد های مدافع آزادی بیان!

وای به حال پولیسی که به عوض تقدیر از شهامت آن زنان به دستان شان ولچک می زند!

اینست ارمغان ده سال پس از گشودن دروازه آزادی بیان و تجلیل از روز مطبوعات در افغانستان.