بایگانیِ ژوئن 2011

بازی با آتش!

ژوئن 30, 2011

شماره 82/شنبه 9 سرطان 1390/30 جون 2011

چنان به نظر میرسد که از نظر سیاسی در یک کشتزار ماین حرکت میکنیم؛ هر لحظه یک حادثه، هر لحظه یک مشکل و هر لحظه یک بن بست جدید با خود در داخل، با جهان در خارج و بالاخره به قول معروف «در لب تندور» با قوه مقننه.
سر انجام این ماجرا ها کشور را تا جایی کشاند که قوه قضائیه سلب اعتماد شد و فلج گردید، لوی سارنوال سلب اعتماد شد، موقف کمیسیون مستقل انتخابات و کمیسیون شکایات انتخاتی در برابر ارگان قوه اجرائیه قرار گرفت و اینک صدا هایی از پارلمان بخاطر پرسش از رییس جمهور بلند شده. در چنین وضعیت دردناک داخلی رییس جمهور با متحدین بین المللی در اختلاف قرار گرفته، وزرای کابینه به پارلمان معرفی نمیشوند و رییس بانک مرکزی کشور به خارج فرار نموده و استعفایش را از خارج اعلان مینماید و بانک جهانی کمک هایش را به افغانستان در حالت تعلیق آورده.
مرور کوتاه این حوادث که شمه یی از مشکلات کشور و «مشت نمونه خروار» میباشد برای هر شهروند افغانستان از والی تا جوالی و از کارگر تا رهبر مایه تشویش و نگرانی میباشد.
سطح انتظارات از دستگاه حکومت نزد شهروندان در شرایط کنونی به حدی پایین آمده که آنان از این دستگاه هیچ چیز فوق العاده نمیخواهند و فقط آرزو دارند قوای ثلاثه فرهنگ کار مشترک و تفکیک واضح قوا را بیاموزند، پس از این با آتش بازی نکنند و کشور را به بحران نکشند.Ÿ

مردم میگویند: گر ندانی غیرت افغانیَم

ژوئن 30, 2011

شماره 82/شنبه 9 سرطان 1390/30 جون 2011

 چرا سرقوماندان اعلی قوای مسلح افغانستان در مقابل حملات توپخانه پاکستان بر ولایات کنر، ننگرهار، پکتیا و پکتیکا و حملات شبانه بر ولسوالی معروف ولایت کندهارخاموش است؟

به جواب صد ها راکت پاکستان که به کنر فیر میشود وزارت خارجه ابراز نگرانی میکند، وزارت دفاع عواقب آنرا ناگوار میداند و آقای کرزی و زرداری در تهران با لبخند و فضای صمیمانه آنرا قابل بررسی میدانند، کلماتی چون «نگرانی»، «هشدار» و «بررسی» به جواب 725 مرمی توپ و کشته و زخمی شدن بیش از چهل خانواده افغان یعنی چی؟
برای مردم حتا قابل درک نیست که چرا دولت افغانستان به جواب راکت باران ولایات کنر، پکتیا و پکتیکا چنین مهر خموشی بر لب دارد و با کلمات «ابراز نگرانی» و «عواقب ناگوار» به این حادثه جواب میدهد.
مطابق ماده 5 قانون اساسی دفاع از استقلال، حاکمیت ملی و تمامیت ارضی و تأمین امنیت و قابلیت دفاعی کشور از وظایف اساسی دولت میباشد.
اما دولت افغانستان به جواب این حملات سهل انگارانه  طوری عمل میکنند که سفیر پاکستان رسماً احضار نمیشود، احتجاج رسمی دولت افغانستان به پاکستان از نام دولت ابلاغ نمیشود، سفارت و قونسلگری های پاکستان در افغانستان بسته نمیشود، به سازمان ملل در این رابطه شکایت نامه رسمی سپرده نمی شود، احضارات محاربوی قطعات و جز و تام ها ارتقا داده نمیشود و کار به جایی رسیده که امین الله مر خیل قوماندان سرحدی اظهار آمادگی میکند که به تنهایی از سرحد دفاع خواهد کرد ولی سرقوماندانی اعلی قوای مسلح مرکز کسی برایش اجازه نمیدهد و سخنگوی وزارت دفاع عکس العمل در این رابطه را مربوط به هدایت سیاستمداران میدارد.
مردم از همدیگر میپرسند وقتی به خاک تعرض میشود و دولت عکس العمل نشان نمیدهد پس این ساز و برک قدرت برای چه و این سیاستمداران یعنی کی و مصروف چیستند؟ خواستن وزرای دفاع، داخله و رییس امنیت ملی به پارلمان هیچ دردی را دوا نمیکند چون آنان تحت امر سر قوماندان قوای مسلح میباشند و تابع فرمان او میباشند.
در حالیکه اطفال از اثر راکت های پاکستان در کنر به خاک و خون می غلطند رییس جمهور افغانستان با آصف علی زرداری مانند دو برادر در تهران کنار هم نشسته و با خیال راحت به روی همدیگر لبخند و تبسم میکنند. و با این حال مردم مانند همیشه برای جواب دادن به حملات پاکستان اظهار آمادگی نموده میگویند:
گر ندانی غیرت افغانیَم
چون به میدان آمدی میدانیَم

استعفای رییس بانک مرکزی افغانستان

ژوئن 30, 2011

شماره 82/شنبه 9 سرطان 1390/30 جون 2011

سخنگوی حامد کرزی رئیس جمهور افغانستان، رئیس بانک مرکزی آن کشور را «یک مسؤول فراری» خواند، حال آنکه این مسؤول خود ادعا دارد که به دلیل خطر جانی کشورش را ترک گفته است. وحید عمر سخنگوی ریاست جمهوری افغانستان گفت که عبدالقدیر فطرت رئیس بانک مرکزی برای استعفای خویش مراحل رسمی را طی نکرده بلکه در عوض از کشور فرار نموده است.
فطرت به روز دو شنبه گفت که از سمت خود استعفا داده و از افغانستان فرار نموده است زیرا به خاطر نقش وی در انجام تحقیقات پیرامون قضیۀ اختلاس در کابل بانک، حیات اش به خطر مواجه گردیده است.
فطرت به خبرنگاران در حومۀ واشنگتن گفت زندگی اش بعد از آن با خطر مواجه گردید که وی شماری از افراد مسؤول در بحران کابل بانک را به پارلمان افغانستان معرفی نمود.
سخنگوی رئیس جمهور کرزی اشاره نمود که فطرت خود یکی از افرادی است که مسؤول بحران در کابل بانک میباشد.
کابل بانک سال گذشته بخاطر سوء اداره و قرضه های سؤال برانگیز مبلغ ۹۰۰ میلیون دالر خسارۀ مالی را متحمل گردید که نزدیک بود منجر به سقوط بانک یاد شده گردد.Ÿ
 صدای امریکا

حمله انتحاری بر هوتل انترکانتیننتال کابل

ژوئن 30, 2011

شماره 82/شنبه 9 سرطان 1390/30 جون 2011

دست کم ۱۰ نفر در حمله مردان مسلح و انفجارهای انتحاری در هتل اینترکنتینانتال کابل، پایتخت افغانستان، کشته شده اند.
رئیس پلیس کابل به بی بی سی گفته است که نیروهای امنیتی در درگیری با مهاجمان شش تن از آنان را در داخل هتل اینترکنتینانتال کشته اند.
یک مقام امنیتی گفت که سه بمبگذار انتحاری خود را در ورودی اصلی، طبقه دوم و پشت هتل منفجر کرده اند.
طالبان مسئولیت این حمله را بر عهده گرفته است.
به گفته مقامهای محلی، نشست والیان افغانستان در این هتل انگیزه احتمالی طالبان برای این حمله بوده است.
بلال سروری، خبرنگار بی بی سی در کابل می گوید اینترکنتینانتال به شدت تحت محافظت قرار دارد و ایست های بازرسی متعددی برای ورود به آن وجود دارد.
یکی از میهمانان این هتل به خبرگزاری آسوشیتدپرس گفت که این حمله هنگامیکه مردم مشغول صرف شام در رستوران بودند شروع شد و او با پریدن از پنجره طبقه اول توانست جان سالم به در برد.
او که خود را جاوید معرفی کرد گفت: «من با خانواده ام فرار کردیم. آنها تیراندازی می کردند. رستوران پر از میهمان بود.»
یکی دیگر از میهمانان هتل به بی بی سی گفت که به آنها گفته شد در اتاقهایشان بمانند و درها را قفل کنند.
ده ها نفر از مدعوین یک عروسی از این هتل گریختند.
یکی از مقام های اطلاعاتی افغانستان به بی بی سی گفت که نیروهای امنیتی همچنان مشغول مبارزه با مهاجمان بوده و یکی آنها توانسته خود را به پشت بام هتل برساند و از آنجا در حال شلیک با مسلسل و نارنجک اندازی است.
گلوله های مهاجمان به نزدیکی خانه مارشال محمد قسیم فهیم، معاون اول رئیس جمهور، نیز اصابت کرده است. او این منطقه را ترک کرده است. برق هتل و منطقه اطراف قطع شده و پلیس همه جا را محاصره کرده است. زبیدالله مجاهد، سخنگوی طالبان طی تماس تلفنی با دو خبرگزاری گفته است این گروه مسئول این حمله است.
وی گفت که طالبان تلفات سنگینی وارد کرده است.Ÿ
            بی بی سی

استفاده از دختر هشت ساله در بمبگذاری در افغانستان

ژوئن 30, 2011

شماره 82/شنبه 9 سرطان 1390/30 جون 2011

مقامات افغان می گویند شورشیان در عملیاتی علیه نیروهای پلیس در جنوب افغانستان، از یک دختر هشت ساله استفاده کرده اند. این حمله در ولسوالی چارچینو، از مناطق دور افتاده ولایت ارزگان روی داده و به گفته منابع وزارت داخله (کشور) افغانستان، به این دختر یک بسته حاوی مواد انفجاری داده و به او گفته شد آن را نزدیک یک موتر (خودرو) پلیس قرار دهد. اما به گفته مقامات این وزارت، شورشیان با استفاده از دستگاه کنترل از راه دور، مواد انفجاری را که در دست این دختر بود، در نزدیکی موتر نیروهای پلیس منفجر کردند و در نتیجه این دختر کشته شد. به گفته مقامات امنیتی افغانستان، این بمبگذاری به جز این دختر، تلفات دیگری نداشته است. این حادثه یک روز پس از آن روی داد که در بمبگذاری در یک بیمارستان در شرق افغانستان، دست کم سی و هشت نفر کشته و دهها نفر دیگر زخمی شدند. گفته شده است که زنان، کودکان و بیماران بیمارستان از جمله قربانیان این حمله بوده اند. وزارت داخله افغانستان با صدور اعلامیه یی حادثه بمب گذاری در ولایت ارزگان را «جنایت و عملی شرم آور» توصیف کرده است. به علت دور افتاده بودن محل وقوع این حادثه، تایید مستقل آن دشوار بوده است. در اعلامیه وزارت داخله آمده است:»این دختر با قلبی پاک، بسته را گرفته و به طرف موتر پلیس در حرکت شد. زمانی که به موتر پلیس نزدیک شد، دشمنان بمبها را توسط دستگاه کنترل از راه دور منفجر کردند و کودک بی گناه را کشتند.» ولسوال چارچینو به بی بی سی گفت که این دختر از ساکنان یکی از روستاهای این ولسوالی بوده است. او گفت که عاملان این جنایت «هیچ حد و مرزی نمی شناسند و برای هیچ چیزی احترام قایل نیستند.» گزارشها حاکیست که طالبان اخیرا برای اجرای بمبگذاری علیه نیروهای افغان و خارجی، از کودکان استفاده کرده اند. اخیرا امنیت ملی افغانستان چندین کودک را در یک کنفرانس خبری به خبرنگاران نشان داد و گفت که نیروهای امنیتی این کودکان را قبل از اجرای عملیات انتحاری گرفته اند. طالبان این گزارشها را تکذیب کرده اند.Ÿ

بی بی سی

اندرز های جدایی از متحدین

ژوئن 30, 2011

شماره 82/شنبه 9 سرطان 1390/30 جون 2011

محمد داود سیاووش

تاریخ افغانستان متأسفانه از گذشته توالی و ترادف اشتباهات و تکرار مکررات قراین در یک دایره سرگردان بوده است. روزیکه شاه به مقام صدارت افغانستان موسی شفیق را بر گزید، این مسأله در ذهن شهزاده سرخ کودتای 26 سرطان را تداعی کرد و سردار با تکیه بر عناصر چپی رژیم شاهی رادر حالی به جمهوریت تبدیل نمود که شاه در ایتالیا و دستگاه حکومت در خواب بودند، داود خان که با تکیه بر عناصر چپی قدرت را به دست گرفته بود پس از مدتی جناح راست در دستگاه حکومت و نیرو های راست با قیام ها در پنجشیر و لغمان و عده عناصر چپ از بدخشان خارج دستگاه حکومت قد علم کردند و با فشار های سیاسی عناصر راست از داخل و غرب، پاکستان، شاه ایران و کشور های عربی از خارج متوجه شد که باید با شوروی رابطه خود را سرد سازد و در آخرین ملاقات با برژنف با یک تندخویی بالای میز مذاکره حکومتش را از دست داد، نور محمد تره کی که به حمایت حفیظ الله امین به قدرت رسیده بود پس از آنکه از راه هاوانا به مسکو رفت و به تشویش مسکو خواست امین را با کارمل تعویض کند کشته شد. حفیظ الله امین با جدا شدن از تره کی و اقدامات خلاف نظر مسکو پس از 90 روز توسط سربازان سرخ از بین رفت. دکتر نجیب پس از اعلان مشی مصالحه و تغییر نام حزب، تغییر نام انقلاب ثور به حادثه ثور و تغییر برنامه عمل حزب در حالیکه تصور میکرد قلب مجاهدین را بدست آورده، طوری از قدرت افتاد که اکثر حزبی ها در دولت مجاهدین جا یافتند و تنها او بود که به زندان افتاد و حتا در آخرین لحظات حکومت مجاهدین فریب سرابی را خورد که منجر به اعدامش شد، کارمل به حمایت برژنف آمد و با جد ا شدن از خط گرباچف از قدرت افتاد. تحولات بعدی حکومت مجاهدین نیز به همین منوال انکشاف کرد، حضرت صبغتالله مجددی تا روزیکه در حمایت شهید احمد شاه مسعود بود در صدر قدرت قرار داشت و از روزیکه خواست مدت کارش را تمدید کند از قدرت جدا شد. حکومت برهان الدین ربانی فقط در سایه شمشیر احمد شاه مسعود ادامه داشت و با معاهده ماهیپر و پس از شهادت مسعود جایی برای رهبری جمعیت در حکومت پیدا نشد. طالبان به حمایت نصیرالله بابر، جنرال حمید گل و بینظیر بوتو آمدند و بعد از آنکه نماینده ایالات متحده پرویز مشرف را تهدید کرد تا از حمایت طالبان دست بکشد امارت طالبان سقوط کرد. اما آنچه اکنون در افغانستان میگذرد از نحوه دیگریست:
در حالیکه هیچیک از رهبران خلق و پرچم حتا در لحظاتی که می فهمید شوروی آنان را رها کرده بر علیه شوروی حرفی بر زبان نیاوردند و طالبان در حالیکه توسط پاکستان پارچه پارچه شدند باز هم محفظ و جعبه تنفسی عقب جبهه در کویته و وزیرستان برای خود باقی گذاشتند اکنون بر خلاف تصور از کرسی که به حمایت ایالات متحده بر قرار است و از رأس نظامی که بود و نبودش به حمایت غرب و ایالات متحده مربوط میباشد، مستقیماً به آدرس غرب و ایالات متحده می تازند. در انحراف یکصد و هشتاد درجه ای بر خلاف روال موجود در مبارزه با ترور رییس جمهور در کنار عمر البشیر، احمدی نژاد، زرداری و کسانی ایستاده میشود که آنان متهم به حمایت از تروریستان میباشند. اسامه در اسلام آباد کشته شد، ملا عمر، حقانی، حکمتیار و دیگران در پاکستان میباشند و حتا کسانیرا که در دستگیری اسامه باCIAهمکاری نموده در پاکستان زندانی میکنند، تیلفون هایی از قرار گاه اسامه دریافت میشود که با نظامیان پاکستان تماس داشته، ایران خانواده اسامه سالها در تهران پناه داد و سلاح هایی از مخالفان دولت افغانستان به دست آمده که مارک ایرانی دارند، اخیراً والی هرات از شورشیانی یاد آوری نمود که در کویته تربیت شده اند، تروریست کابل بانک جلال آباد علناً یک پاکستانی به نام زر علم بود و در سودان جنرال عمر البشیر متهم به جنایات جنگی میباشد و اسامه اولین بار از سودان به افغانستان آمد و مرمی های کروز در دوره بل کلینتون از ایالات متحده اولین بار به سودان و پاکستان به خاطر پناه دادن دهشت افگنان و عمال انفجارات کنیا و تانزانیا شلیک شد. در چنین حالت رییس جمهور افغانستان از پهلوی ایالات متحده در غرب برخاسته به کنار مخالفان خود می نشیند و در کنفرانسی که غرب متهم به حمایت از تروریزم میشود اشتراک میکند.
مردم افغانستان این سوالات را مطرح میسازند:
-1 چگونه کسانیکه خودشان به تروریستان پناه میدهند در مبارزه صادقانه با تروریزم قرار میگیرند، آنان که متهم به داشتن ارتباط با تروریستان میباشند؟
-2 با تعبیر آقای احمدی نژاد تروریزم برای رهبری افغانستان چه مفهوم دارد و چرا آقای کرزی به این اظهارات که تروریزم را به مفهوم مبارزه با غرب تعبیر میکند عکس العمل نشان نمیدهد؟
-3 برخاستن از کنار اوباما، دیوید کامرون، انگلا مرکل، سارکوزی… و نشستن در کنار عمر البشیر و احمدی نژاد از کدام زاویه به نفع افغانستان میباشد؟
-4 در حالیکه قوای سه گانه به جان هم افتاده، از خاک پاکستان با توپ و سلاح های ثقیل به افغانستان حمله صورت میگیرد و مردم با حکومت هر روز فاصله میگیرند چه جای دارد که به عوض التیام این زخم ها یک دشواری و مشکل دیگر با متحدین جامعه جهانی به وجود آید؟
-5 اگر کمک های جامعه جهانی قطع شود و قوای بین المللی دست از حمایت حکومت در شکل جنگ های روزمره با طالبان بردارند و معاشات و اکمالات نظامی را به عهده نگیرند حکومت این مشکلات را چگونه حل خواهد کرد؟
بعضی مردم در جاده های کابل به شوخی میگویند: در حالیکه دولت ما هیچ امکانات ندارد با دنیا به مقابله بر خاسته، اگر حد اقل چند فرقه پیاده میداشت شاید با جهان اعلان جنگ میکرد.
کارشناسان میگویند سیاست خارجی موجود که به شکل موسمی و افراطی و تفریطی در جریان است نه به نفع افغانستان میباشد، نه به نفع منطقه و نه به نفع شخص آقای کرزی. باید در کلیه ابعاد این سیاست تجدید نظر با استفاده از تجارب تاریخی گذشته افغانستان صورت گیرد.
چنان به نظر میرسد که آقای کرزی مسحور اوراد کسانی شده که وی را محاصره کرده اند و چون رییس جمهور حزب و گروپی که به آن اتکا کند ندارد سکان کشتی افغانستان به دست کسانی افتاده که در اطراف رییس جمهور حلقه زده اند.
آنچه مسلم است اینکه مشاوران و اطرافیان رییس جمهور حرف نو برای گفتن ندارند و با این حال ارگ ریاست جمهوری را به پناهگاه طرفد اران شان تبدیل کرده اند، نباید رسیدن یک آرزوی موهوم اینقدر چشم ها را مسحور خود سازد که هویت خودی و وضعیت کنونی فراموش شود. نسلی که آقای کرزی به آن اتکا میکند از شمار ملا سلام ضعیف، ملا متوکل، مولوی ارسلان رحمانی… آنان اصلاً در صحنه نیستند و هیچگونه نقشی در تند و کند شدن جنگ ندارند و طالبان انتحاری و انفجاری آنان را تسلیمی های دولت می شناسند. اما نسلی که می جنگند جوانانی اند که خود را در مساجد انفجار میدهند و با این حال شاید هیچ رهبر دیروز طالبان به آنان اهمیت نداشته باشد. گشودن چندین کانال برای مذاکره و رسیدن به طالبان اگر از یکطرف برای منشعب ساختن و بی اعتبار ساختن آنان ضرور است اما چشم پوشی از لشکر و رعیت و قانون اساسی افغانستان به نفع یک گروه مسلح شاید اشتباه جبران نا پذیری باشد که فاجعه به بار آورد. اگر سی هزار ملای مسلح را مد نظر گیریم باید قبول کرد که در هر دره هزاران جوان کمر بسته که سلاح شان را در کاهدان ها و کندو ها پنهان کرده اند خوابیده. بیم آن میرود که مبادا با بیدار شدن حس امتیاز گیری سراسری پتو و کلاه رهبران هم به باد برود.Ÿ

سکوی ضد غربی کنفرانس تهران

ژوئن 30, 2011

شماره 82/شنبه 9 سرطان 1390/30 جون 2011

ستاک

در حالیکه مبارزه با تروریزم به تعبیر دولت افغانستان و جامعه جهانی به مفهوم مبارزه با گروه های دهشت افگن و انتحاری و انفجاری درک میشود که به رهبری ایالات متحده و کشور های غربی و دولت افغانستان به پیش میرود و پاکستان با ارتباطات آی اس آی با القاعده و دولت ایران با ارسال سلاح و پناه دادن به خانواده اسامه به صفت حامیان تروریزم درک میشد، برخلاف تصور همگان در تهران کنفرانسی به اشتراک جنرال عمر البشیر، احمدی نژاد، آصف علی زرداری و رؤسای جمهور افغانستان، تاجکستان و عراق دایر شد که در آن روی سخن به طرف غرب بود و در آن غربی ها به صفت حامیان تروریزم قلمداد شدند. جای تعجب آنست که جلال طالبانی و آقای کرزی دو متحد غرب که در آن اجلاس حضور داشتند لب به اعتراض نگشودند.
جالبتر از همه اینکه رهبران ایرانی وجود ایالات متحده و غرب را در افغانستان عامل استمرار جنگ خواندند و با پایگاه های ایالات متحده در افغانستان علناً مخالفت ورزیدند اما در مقابل رییس جمهور افغانستان بدون پرداختن به این مسأله خواهان کمک های ایران به افغانستان شد و در حالیکه بیش از پنجصد راکت از پاکستان به خاک افغانستان شلیک شده و 35 نفر کشته شده رییس جمهور با تبسم و کرنش خواهان بررسی این مسأله توسط رییس جمهور پاکستان شد.
مردم سوال میکنند اگر دولت پاکستان با تروریزم مبارزه میکند پس آن تروریست پاکستانی به نام زر علم که در کابل بانک با قتل ده ها نفر میگفت از کشتن لذت میبرد کی بود و اگر ایران در صف مخالفت با ترور قرار دارد پس آن سلاح هایی که با مارک ایرانی از نزد شورشیان در افغانستان به دست آمده به چه معناست؟Ÿ

تردید مامورین امریکایی از مذاکره با طالبان

ژوئن 30, 2011

شماره 82/شنبه 9 سرطان 1390/30 جون 2011

روزنامه نیویارک تایمز در شماره ٢٥ جون در ارتباط خطرات مذاکره با طالبان مطلبی را به نشررسانیده می نویسد ستراتیژی تقلیل تدریجی قوا ازافغانستان و ختم جنگ درین کشورتا اندازه زیادی وابسته با مذاکره با طالبان دانسته شده است. مگراین مذاکره هنوز آغازنیافته است. حتی برخی ازمامورین حکومت امریکا درمورد نتایج که از آن متصور می باشد تردید دارند.
روزنامه به دوام مطلب می نویسد، ازجمله دلایلی که ‏ُّّذکر می گردد، اینست که معلوم نیست آیا طالبان حاضر به مذاکره هستند یا نه و چه کسی از طالبان نمایندگی می کند. اکنون رئیس جمهورافغانستان از مذاکره با طالبان فاصله گرفته است وشک و تردیدی را تقویت می کند که آیا رهبران کشور آماده اند تا در پروسه سیاسی طالبان را شریک بسازند یا خیر.  وپاکستان که با طالبان روابط نزدیک دارند نیز یکی از سه پایه ای است که مذاکرات بالای آن استواراست. 
روابط این کشور درین اواخر با امریکا به سبب حملات طیارات بی پیلوت و حملات بالای دهشت افگنان مشکوک تیره شده است.
روزنامه به ادامه می نویسد، اوباما در منطقه فورت درم نیویارک به عساکر گفت، ممکن طالبان خواستار مذاکرات صلح باشند و صلح برای استحکام افغانستان زیاد ضروری می باشد.  اما دیپلوماتها و مامورین رسمی می گویند تا هنوز آثاری ازمذاکرات دیده نشده است.
مقاله نیویارک تایمز حاکی است تا حال مامورین امریکا سه بار با یکی ازکسانیکه با ملاعمر رهبرطالبان روابط نزدیک داشته است، و به لسان انگلیسی بلدیت دارد ملاقات کرده اند.  اما طوریکه معلوم می شود این ملاقاتها تنها هویت این شخص را تثبیت کرده اند و بس.  وتماس های برقرارشده را درین مرحله حتی مذاکره نمی توان نام گزاری کرد.
نویسنده مقاله نیویارک تایمز افزود با وجودیکه ازدیاد
عساکر درافغانستان سبب شده است که ساحات وسیعی تحت کنترول دولت افغانستان بیاید، تاکید اوباما برمصالحه درافغانستان ازطریق مذاکره باطالبان عجیب وانمود می شود.  این کار رئیس جمهور از موقف اولی او که برشکست طالبان تاکید می ورزید تفاوت زیادی دارد.  او اکنون به این تاکید دارد که خروج عساکر خارجی منوط به رسیدن به مصالحه و ازطریق مذاکره با طالبان میسر می باشد.
روزنامه می نویسد، اداره اوباما برای مذاکره با طالبان پیش شرطهای جدی مطرح می کند که از آن جمله بریدن با گروه القاعده، به رسمیت شناختن حکومت افغانستان و پذیرفتن قانون اساسی این کشور و همچنان شناختن حقوق زنان که درزمان آنها ازحقوق شان محروم ساخته شده بودند.  اما هنوز معلوم نیست که درتنظیم طالبان آیا کدام رهبری یا جناحی از آن حاضر خواهد شد تا این شرطهای حکومت امریکا را بپذیرد.Ÿ

 

بارک اوباما: ما تا ابد جاده های افغانستان را کنترول و کوه های افغانستان را گزمه نخواهیم کرد

ژوئن 30, 2011

شماره 82/شنبه 9 سرطان 1390/30 جون 2011

کوه بچه

بارک اوباما رییس جمهور ایالات متحده ضرب الاجل خروج اولین جوخه ده هزار نفری تفنگداران امریکایی را از افغانستان اعلام کرد.
از نظر کارشناسان خروج ده هزار تفنگدار از ماه آینده و خروج 33 هزار نیرو تا تابستان سال آینده در واقع وفا به وعده یی میباشد که رییس جمهور در دانشگاه ویست پوینت نموده بود. اوباما با اعلام خروج ده هزار سرباز امریکایی گفت:
ما عملیه انتقال را از موقف قوی آغاز میکنیم و یاد آور شد که مناصفه کدر های القاعده به شمول اسامه بن لادن رهبر آن سازمان را ایالات متحده از بین برده است.
اوباما متذکر شد که تعهد ایالات متحده بی پایان نخواهد بود و تأکید نموده که ایالات متحده تلاش نخواهد ورزید افغانستان یک محل عاری از عیوب باشد. اوباما از مشارکت متداوم با مردم افغانستان سخن گفت و یاد آور شد که:«ما تا ابد جاده های افغانستان را کنترول و کوه های افغانستان را گزمه نخواهیم کرد».
رییس جمهور ایالات متحده در باره نقش امریکا در جهان گفت:«بعضی ها به این باور خواهند بود که امریکا منحیث مجری امنیت جهانی از مسوولیت های ما عقب نشینی نموده و یک انزوا را به وجود می آورد که تهدیدات اصلی را که با آن مواجه استیم از نظر انداخته است، بنابرین خواهند گفت که امریکا خود را بیش از توسعه بخشیده.»
کارشناسان میگویند با آنکه خروج مرحله اول فقط در وجود همان سی هزار تفنگدار اضافی میباشد اما با توجه به عدم اکمال قوای هوایی، پیاده و تانک نیروهای مسلح افغانستان این مسأله کابل را در اکمال مراکز ولایات، باز نگهداشتن شاهراه ها و حفظ پسته ها و قرار گاه ها در موقعیت دشواری قرار خواهند داد.
همین اکنون در شرایط حضور نیرو های بین المللی در ولسوالی معروف مخالفان به کمک نیرو های پاکستان شب هنگام حمله میکنند و بیش از پنجصد مرمی سلاح ثقیل به ولایات کنر، پکتیا و پکتیکا فیر شده که دولت افغانستان به دلایل نا معلوم حتا صدای خود را کشیده نمیتواند. هر گاه چتر محافظت هوایی و قوای بین المللی نباشد به همگان معلومست که دولت مرکزی در وجود چند ولایت شمال و آنها هم در مراکز ولایات محاصره خواهند ماند.
در همین حال رییس جمهور کرزی با اظهار اینکه دفاع از وطن وظیفه خود افغانهاست به رسانه ها گفت حتا در صورت وخامت اوضاع پس از خروج نیرو های بین المللی حاضر نیست از ایالات متحده کمک مطالبه کند. کارشناسان میگویند در آن حال افغانستان بار دیگر تجربه لشکر کشی طالبان نصیر الله بابر را از سپین بولدک و سفر های علاء الدین بروجردی را به کابل و بامیان و جنگ های اطراف کابل را تجربه خواهد کرد. کانال های متفاوت تماس از طریق شورای صلح، دولت پاکستان، ایالات متحده و اشتراک رییس جمهور افغانستان در کنفرانس تهران که سکوی حمله بر غرب بوده و غربی ها را حامی تروریزم میخواند معادلات مغلق را در برابر افغانستان قرار میدهد، افغانها از همدیگر میپرسند دکتر نجیب در حالیکه پنجصد هزار نیروی مسلح داشت و با لباس شبه نظامی در چارراهی آریانا با صدای بلند پس از خروج سربازان شوروی وطن یا کفن شعار داد، در پایان توسط عمال همان کسانی که بر ضد شان شعار داده بود در همان ستیژ به دار آویخته شد معلوم نیست سرنوشت کسانی که نه نیروی نظامی دفاعی دارند و نه صدای بلند و نه جرئت رجز خوانی چه خواهد شد؟ Ÿ

4 خواننده معروف و محبوب که خیلی زود از دنیا رفتند

ژوئن 30, 2011

شماره 82/شنبه 9 سرطان 1390/30 جون 2011

احمد ظاهر

 مایکل جکسون

نینواز

 
جان لنون