بایگانیِ ژانویه 2012

نگاهی به مناظر دلخراش شهر کابل

ژانویه 30, 2012

نوشته :داود سیاووش
اگر یک بر میلیونم حصۀ یک ذره احساس در وجود آدمی حساس زنده باشد، حقا که با مشاهده صحنه های دلخراش شهر آب میشود و مذاب می شود و به زیر زمین میرود.
آنانکه مست باده غرور اند و در موتر های آخرین مودل و با شیشه دودی به دنیا نگاه میکنند، اصلاً آنچه را در متن و بطن زندگی یک انسان پریش رخ میدهد درک کرده نمیتوانند. خوشبخت های بی خبر و بدبخت های حساس شهر با دو دیدگاه متفاوت به شهری می نگرند، که دود دل مظلومانش از بام تا شام از کلبه های بینوایان به افلاک بالاست و فریاد شان در هر کجا طنین افگن و در نجواست.
اگر سنگدل ترین انسان کرۀ زمین باری از جوار فروشگاه بزرگ گذر کند و در زیر دیوار هوتلی که بستر یک شب آن یکهزار و چندصد دالر هزینه بر میدارد چشمش به جسد نیمه جان انسانی بیفتد که به خاطر جلب استرحام دیگران زخم خون آلودش را در زیر برف و باران به معرض دید همگان گذاشته، شاید سالها و اصلاً تا وقتی که زنده است آن صحنه دلخراش و برخاسته از متن این اجتماع فقیر از یادش نرود. و یا اگر آنطرف تر در زیر پل هوایی جوار وزارت مخابرات آن طفلی را ببیند که مادرش او را بیهوش ساخته و به تکۀ نازکی پیچیده در زیر برف و باران گذاشته تا جسد بی حس آن کودک وثیقه حقیقت مدعایش برای تگدی و دراز کردن دست احتیاج به دیگران باشد، شاید شبها از دیدن آن صحنه وحشتناک خواب از چشمانش فرار کند. و اگر کسی پیدا شود که منظره غم انگیز زیر پل سرخ، پل شاه دو شمشیره و غار ها و مغاره های کناره های دریای کابل را ببیند که در آنها صد ها جوان و پیر معتاد با موهای ژولیده ، اندام تکیده و چشمان خمار آلود دیده بسوی آسمان ها دوخته اند، شاید تراژیدی قرن بیست و یک را همین صحنه ها در نظرش مجسم سازند. و بدتر از آن وقتی این انسان با حواس پرت و مزاج پریش و دل ریش پس از دیدن این تصاویر وحشتناک به جاده روان باشد که صدای بوق قطاری از موتر های اسکورد آقایان با سرعت از کنارش عبور کند، حقا که اگر احساسی وجود داشته باشد، در توفان دماغی این آدم حساس دنیا و مافیها بر سر سازندگان و گردانندگان این سناریوی غیر انسانی باید یک سر خراب شود.
در صحنه های ضعیف تر اگر پس از ساعت ختم کار مأمورین این انسان حساس به ایستگاه های خیرخانه، تایمنی، خواجه بغرا، پنجصد فامیلی، دشت برچی، دارالامان، ارزان قیمت و غیره برود و ببیند که صد ها و بلکه هزاران جوالی، حمال، کسبه کار، مأمور، معلم، متعلم… در انتظار موتر از عصر تا پاسی از شب منتظر اند و با (بریک) نمودن اشتباهی یک موتر ده ها نفر یکبار به سوی آن حمله میکنند، اینکه چه خاطره یی در مغزش خواهد ماند، آنرا هر کس میتواند تصور کند. در همین حالیکه این انسان ها در هوای سرد چون بید از باد می لرزند، باز هم قطاری از موتر های زور آوران را می بینید که بوق زنان به صوب نا معلوم با سرعت سرسام آور در حرکت اند.
اگر صبحگاهان این انسان حساس به سوی شهر برود، در چارراهی های شوربازار، مسجد حاجی یعقوب، خشت هوختیف، کوته سنگی و هرکجای دیگر صدها انسانی را می بیند که با دست پناه، گل ماله، چوب گز، شاه قل، آب ترازو، کراچی، بیل و کج بیل بدست از صبحگاهان تا ساعت ده قبل از ظهر چشم به راه کسی ایستاده اند که آنان را به مزدور کاری ببرد، وحشتناک ترین صحنه در این حال هنگامی به چشم میخورد که این انسان ها مأیوس و با دست خالی دوباره به سوی خانه بر می گردند. در سیمای هر یک شان این را خوانده میتوانید که : به نان چاشت پسرم، دخترم، همسرم و فامیلم چی ببرم؟
از همینجاست که انسان میخواهد بر بلند ترین برج این شهر بالا شود و از محراق توجه مردم نه از برج عاج بی تفاوتی کاخ نشینان و از متن و بطن دردها، رنج ها و مصیبت های این انسان ها فریاد بکشد و آنچنان فریاد بکشد که زمین و زمان بلرزد و کاخ های مستبدان به خاک یکسان شود.

Advertisements

رسانه ها: مذاکرات قطر آغاز شد، سخنگوی وزارت خارجه: دفتر قطر تا کنون گشایش نیافته!

ژانویه 29, 2012

محمد داود سیاووش
در حالیکه رسانه های غربی از مذاکرات مقدماتی قطر میان طالبان و ایالات متحده سخن میگویند و طیب آغا نماینده طالبان نیز آن را تائید میکند، سخنگوی وزارت خارجه اظهار میدارد که تا کنون دفتر طالبان در قطر گشایش نیافته.
در همین حال رسانه ها میگویند دولت افغانستان در حالی به گشایش دفتر طالبان در قطر موافقه میکند که مذاکرات در عربستان سعودی برگزار شود.
رسانه ها از انتقال طالبان توسط طیارات حکومت پاکستان به قطر خبر میدهند و از آمدن حنا ربانی وزیر خارجه پاکستان به کابل گفته می شود. هرچند محتوای مذاکرات حنا ربانی و مقامات کابل هنوز روشن نیست. سفر حنا ربانی در حالی به کابل صورت میگیرد که حکومت پاکستان دکتری را که مخفیگاه اسامه بن لادن را به ایالات متحده افشا کرده بود، به جرم خیانت ملی دستگیر کرد.
از نظر سیاسی در کابل وضعیت طوری شکل گرفته که با وجود اعتماد سازی های گروسمن در رویداد های اخیر رییس جمهور کرزی در مذاکرات به حاشیه ماند. این در حالیست که رییس جمهور به اروپا سفر نموده، معاهدات ستراتیژیک با ایتالیا، فرانسه و بریتانیا به امضا رساند. اما اظهارات سارکوزی مبنی بر اینکه یک سال قبل از موعد معینه سربازان فرانسه از افغانستان خارج خواهد شد، واظهار نگرانی موصوف از نفوذ طالبان دراردوی افغانستان جواب تلخی به این سفر بود.
کارشناسان میگویند در حالیکه معاهدات با کشور های اروپایی بدون مشوره با پارلمان به امضا رسید و رییس جمهور معاهده ستراتیژیک با ایالات متحده را هنوز نهایی نساخته، احتمالاً با عقد معاهدات با هندوستان، ایتالیا، فرانسه و بریتانیا رییس جمهور میخواهد از موضع قوی تر وارد مقابله با امضای معاهده با ایالات متحده شود، اما از نظر صاحبنظران با توجه به اینکه همه کشور های غربی در پناه حمایت امریکا در افغانستان حضور دارند مشکل به نظر میرسد که هیچ یک از آنان در صورت مخالفت رییس جمهور کرزی با ایالات متحده در کنارش ایستاده شوند.

سرگیچی نهاد های مدنی و روشنفکران

ژانویه 28, 2012

نوشته: داود سیاووش
در حالیکه منطق وجودی نهاد های مدنی در یک نظام مردمسالار و مبتنی بر تفکیک واضح قوای ثلاثه مشخص است، متأسفانه این نهاد ها در تندباد حوادث سیاسی کشور از شکست فضای دهشت افگنی تا سربلند کردن دوباره بقایای تندروان دستخوش فراز و فرود های عجیبی در طی ده سال اخیر شد. این نهاد هاکه به حمایت کشور های غربی در سال 2001 سربلند کردند ، اکنون فرانسه میخواهد قبل از سال 2014 قوایش را از افغانستان بیرون کشد، پارلمان آلمان به کاهش قوای آن کشور در افغانستان رأی میدهد، بارک اوباما تا سال 2014 خروج کامل قوای امریکا را از افغانستان اعلام میکند و بریتانیا در پی خروج قوایش از افغانستان میباشد، گردانندگان نهاد های مدنی را به نحوی دچار اعوجاج فکری ساخته در پی مصالحه با کسانی اند که اصلاً به اصول مدنی باور ندارند.
این مأموران مدنی گاهی میخواهند قامت افراشته فعالان مدنی را به پای دولتمردان خم کنند، گاهی راه حلی میان تندروان و ارزشهای مدنی جستجو میکنند و زمانی کسانی را که در تلاش از هم پاشیدن ارزش های مدنی ده ساله میباشند شامپیون دو طرف ماجرا می نامند.
جالب آنست که فعال ترین بخش های مدنی که همه امکانات مادی و معنوی جهان را طی ده سال بلعیده اند، باز هم در تلاش اند تا اگر رییس جمهور کرزی آنان را در اداره پر از فساد، آلوده به قاچاق و ناکام سیاسی خویش در بدل یک معامله در پُستی بگمارد. استفاده افزاری از نام این نهاد ها و افگندن آنان در پای ارگ نشینان و مراجع قدرت ویا مصالحه و مسامحه با کسانیکه اصلاً با قانون اساسی، آزادی بیان و حقوق شهروندی باور نداشته حتا شهروند را اصطلاح وارداتی فکر میکنند، به مفهوم آنست که روشنفکر افغانستان جایگاه واقعی خود را از دست داده و به کاسب، چوکی پرست و زر اندوزی مبدل شده که میخواهد مردم رعیت زمامداران مستبد باشند.
روشنفکران و فعالان جامعه مدنی( نه مأموران مدنی) باید در لحظه کنونی دست بدست هم داده تلاش نمایند این حقوقی که طی ده سال حد اقل به روی کاغذ در قانون وجود دارد از بین نرود. جدا شدن صف نهاد های مدنی حکومتی از غیر حکومتی و انجیویی از واقعی یک ضرورت اولی میباشد، ولی مشکل اساسی آنست که تمام امکانات مادی و معنوی جهان و دولت افغانستان در لحظه کنونی، به دست کسانی میباشد که میخواهند این ارزش ها را در برابر مخالفان به نحوی زایل، باطل و یا کمرنگ نشان داده برای خود در آینده جایگاهی هر چند حقیر، در دستگاه آینده جستجو کنند.
اگر ژان ژاک روسو یک جمله در قرار دادهای اجتماعی نوشت که صدها سال بعد از آن تکرار میشود و یا منتسکیو روح القوانینی نوشت که تفکیک قوای ثلاثه را از آن میگیرند و یا مارتین لوتر کینگ نهضتی را به پا کرد که اکنون یک سیاهپوست در صدر قدرت جهان قرار گرفته، بر خلاف در جامعه افغانی با سقوط شوروی و سقوط مکاتب راستگرای جهان عرب و با سر بلند کردن القاعده شعار های این دو طیف چنان از زمان عقب افتاده که روشنفکران هر دو صف با گرگ گوشت میخورند و با چوپان نوحه میکنند و اصلاً فکر جدید و حرف تازه یی برای گفتن ندارند.
با مردن مکتب شوروی سابق و عقب ماندن نظریات محمد قطب و حسن البنا از بهار عرب در شرق میانه روشنفکر دو طرف چپ وراست اگر در جامعه مدنی هم عضویت داشته باشد به موجودی مبدل شده که یا به قدرت رسیدن کسانی را در خواب میبیند و یا مطرح شدن خود را با هر نوع شرایط هدف قرار داده است که اگر خودش مطرح بود خوب و الی در نبود آن همه چیز بد است . در حالیکه جدال حق و باطل، نور و ظلمت، عدالت و استبداد و جنگ و صلح از روز پیدایش بشر وجود داشته و تا وقتی که جهان باقیست ادامه خواهد داشت.
نهاد های مدنی از روزمره گی و افتادن به پای دولتمردان و قدرتمندان و وابستگی به معاشات گزاف باید پایین بیایند و رسالت واقعی شان را در دفاع از صلح، دموکراسی، ترقی اجتماعی و آزادی های مدنی درک کنند و با این حال حتا اگر در این نبرد شکست هم بخورند باز هم به مقایسه آن افتادن به پای قدرت، چوکی، زور و زر شرف دارد.

مردم مأیوس اند!

ژانویه 25, 2012

نوشته: محمد داود سیاووش

مردم از اینکه حکومت جدا از آنان مصروف معاملات پنهانی میباشد، مأیوس اند.

مردم از اینکه قدرت کشور به دست چند نفر انحصار شده و خود را در آیینه قدرت نمی بینند، مأیوس اند.

مردم از مشاهده اینکه در یک اداره حکومت کارمندی با چهل سال سابقه و تجربه معاش بخور نمیر میگیرد و آن دیگری با حمایت یکی از مقامات از معاش سوپر اسکیل مستفید میشود، متأثر اند.

مردم از اینکه در این سرمای زمستان تیل، گاز، ذغال و چوب را به دلیل صعود سرسام آور نرخ ها خریده نمیتوانند و اطفال شان در ماه چله به عوض نان، خنک میخورند و در مقابل آقایانی در شهر رویایی دبی پس از ختم کار رفته شب را سپری میکنند، مأیوس اند.

مردم از اینکه رشوه و اختلاس در کشور بیداد میکند، مأیوس اند.

مردم از اینکه نام افغانستان در صدرجدول فاسد ترین دولت های جهان ثبت شده، عمیقاً متأثر اند و آن را لکۀ ننگ بر پیشانی کشور میدانند.

مردم از مشاهده اینکه در میدان های هوایی هنگام مسافرت بکس و بگاژ افغانها نظر به سایر مردم دنیا زیادتر تلاشی میشود تا مبادا در آن مورفین، هیروئین، کوکائین، بنگ، چرس، تریاک… باشد، عمیقاً متأثر بوده خود را توهین شده احساس میکنند.

مردم از اینکه هر هفته با کشیدن میلیون ها دالر از ذخایر اسعاری کشور نرخ پول افغانی در برابر دالر از سقوط نجات داده میشود، نگران اند و میگویند آخر این کار به کجا خواهد کشید.

مردم از اینکه جامعه جهانی و سردمداران قدرت در افغانستان فقط صدای تفنگداران و صاحبان دار و دسته و گروپ اخلال گر را می شنوند و با خاموشان کاری ندارند، متأثر اند.

مردم از اینکه مجلس قانونگذار افغانستان اسیر پنجه حکومت شده، مأیوس اند.

مردم از اینکه در طی ده سال هنوز یک گیلاس آب پاک به طفل شان نمی رسد، مأیوس اند.

مردم از اینکه طی ده سال هنوز پایتخت شان سیستم کانالیزاسیون سراسری ندارد، متأثر اند.

مردم از اینکه طی ده سال بخاطر حل مشکل ترافیک حد اقل چند سرک هوایی در چارراهی های محمد جان خان، زنبق، پل محمود خان، پل آرتل، دهمزنگ، چارراهی ملک اصغر و… ساخته نشده، مأیوس اند.

مردم از اینکه کیسه بر در زندان های افغانستان ماه ها بدون سرنوشت زندانی می ماند ولی افراد انتحاری و انفجاری با حرمت و احترام از زندان آزاد میشوند، عمیقاً نگران اند.

مردم از اینکه همه قدرت افغانستان توسط افرادی به گروگان گرفته شده که هویت اقوام را دزدیده و به عوض حکومتداری گروپ بازی میکنند، مأیوس اند.

مردم از اینکه در برابر چند صد مرمی توپ به خاک افغانستان و کشته و زخمی شدن ده ها و صدها هموطن شان در حکومت افغانستان کسی پیدا نشد که کمرش را ببندد و مانند اجداد و نیاکان از سرحد دفاع کند، عمیقاً متأثر اند.

مردم از اینکه جامعه جهانی افغانستان را در وجود چند حزبی که لانه و کاشانی و قرار گاه و تربیت گاه شان در ممالک همجوار بوده و غیر از خون و آتش هیچ پیامی برای ملت ندارد، می شناسد، مأیوس و متأثر اند.

مردم ازاینکه زمامداران متفکر ندارند و سیاست کشور غرق در روزمره گی، گروپ بازی و مسایل شخصی شده، مأیوس اند.

مردم از اینکه دریاهای شان به کشور های همسایه می ریزد و دشت های افغانستان بکر و بایر اند و گندم را از خارج گدایی میکنند، مأیوس اند.

مردم از اینکه کشور شان به بازار اموال استهلاکی ممالک همسایه مبدل شده و حتا تخم مرغ را از خارج تناول میکنند، مأیوس اند. و سرانجام مردم از اینکه… مأیوس اند… مأیوس اند… مأیوس اند و متأسفانه نمیدانند این همه غمها، دردها، نگرانی ها، تشویش ها و تأثرات شان را به کی بگویند.

برای تماس با ما از این نشانی ها استفاده نمایید

ژانویه 24, 2012

ایمیل ها:
armaghan.mille@gmail.com
d_siawash@yahoo.com
شماره های تماس:
0093787430615
0093786209772
0093773343250

زمانیکه کمک های جامعه جهانی به حکومت افغانستان به پایان برسد

ژانویه 22, 2012

پس لرزه های معمای قطر

ژانویه 10, 2012

محمد داود سیاووش

در حالیکه رییس جمهور کرزی تلاش داشت به نحوی پای غرب و مخصوصاً ایالات متحده را با نزدیک نشان دادن خود به طالبان از صحنه بکشد، صدای جو بایدن مبنی بر اینکه طالبان دشمن امریکا نیست و ایجاد دفتر طالبان در قطر این برنامه را نقش بر آب ساخت. پاکستان که با قطع راه اکمالاتی ناتو و رجز خوانی های جنرال کیانی بر ضد رییس جمهور زرداری در پی بدست آوردن جای پای در آینده افغانستان میباشد، اینک با فرستادن رییس آی اس آی به دبی و بیرون ماندن رییس جمهور کرزی از اتاق ملاقات بازی جدیدی را در تضعیف نقش دولت افغانستان رویدست گرفته است.

در حالیکه رییس جمهور کرزی در کابل با بخشی از حزب اسلامی ملاقات می نماید، همزمان در مورد دفترطالبان در قطر سخنگویان دولت اظهارات چند گونه نموده در آخرین حرف های شان ظاهراً قبل از آتش بس این مذاکرات را منتفی میدانند. این در حالیست که برخی رسانه حتا از امکان سپردن امور چند ولایت به طالبان سخن میگویند و طالبان در اظهارات شان از دولت افغانستان و اطاعت از قانون اساسی اصلاً سخنی به میان نمی آورند و دولت افغانستان را به صفت طرف مقابل مذاکرات اصلاً به رسمیت نمی شناسند که با این حال موقف دولت افغانستان با طالبان در سطح موازی با جهان و ایالات متحده قرار میگیرد.

حالا به همگان هویدا شده که امریکا جداً دست بکار است تا فصل کشتی های نرم با رییس جمهور کرزی را پایان بخشد و مذاکرات سناتوران امریکایی با برخی رهبران ائتلاف دیروزی شمال در جرمنی با آنکه در آن دکتر عبدالله، کریم خلیلی و عطا محمد نور اشتراک نکردند، نشان دهنده آنست که ایالات متحده از پارتنر های دیروزی خود به ستوه آمده و در پی پایان بخشیدن به جنگ فرسایشی پر هزینه افغانستان میباشد.

ناظرین سیاسی به توجه به سری بودن این تلاش ها چند مسأله را مطرح میسازند:

یکی آنکه جایگاه رییس جمهور کرزی در شکل گیری معادلات ستراتیژیک آینده کشور در کجا خواهد بود؟

دوم آنکه با توجه به دامن زدن افزاری اختلافات قومی توسط تیم حاکم و تاجران سیاسی مخالف آن چگونه طالبان در بدنه قدرت هضم خواهند شد؟

سوم پاکستان و ایران با استفاده از عمال و گماشتگان شان چه مزاحمت هایی را در برابر این برنامه به راه خواهند انداخت؟

به هر حال آنچه مسلمست اینکه برگۀ برنده و کرسی طمطراق سیاسی از دست تیم حاکم در کابل افتاده و با انقطاب های جدید در آینده حتا متحدین فعلی رییس جمهور نیز نمیتوانند در کنارش باقی بمانند.

در این حال نگرانی آنست که چگونه گروپی که طیب آغا از آن سخن میگوید، با اقوام غیر پشتون کنار خواهد آمد و چگونه امریکا برنامه های دسته های مخالف این پروسه را در وجود شبکه حقانی، طالبان پاکستانی و عناصر مرتبط به داخل که به هر حال موقف مخالف داشته و از حمایت آی اس آی برخوردار خواهند بود، خنثا خواهد کرد؟

اما برخی مفسرین به این باور اند: از اینکه آقای کرزی نتوانست با ایجاد شورای صلح و مذاکره با طالبان به نتیجه برسد احتمالاً ایالات متحده با نواختن کمپوز مخالف دولت افغانستان میخواهد به هدفی برسد که آقای کرزی در پی تحقق آن بود. اما اینکه در صورت تغییر معادله قدرت جایگاه تیم حاکم (با حفظ تفاهمات پنهانی) در کجا بوده و تا چه حد این پروسه شکل طبیعی خواهد داشت، آنرا زمان نشان خواهد داد.