بایگانیِ مارس 2012

ساركوزي با عقب نشيني از تگاب در تولوز با دهشت افگنان مقابل شد!

مارس 31, 2012


نوشته :داود سياووش
از حمله تندروان به سربازان فرانسوي در افغانستان نيكلا ساركوزي رييس جمهورفرانسه به صراحت از خروج سربازان فرانسه قبل از سال 2014 از افغانستان سخن گفت و فعاليت هاي نيرو هاي فرانسوي را در افغانستان به حالت تعليق در آورد؛ اما مقارن خروج دوصد سرباز فرانسوي از افغانستان نيرو هاي آنكشور با حادثه تروريستي محمد مراح مقابل شدند كه با كشته شدن موصوف در منزلش انجاميد. اما به تعقيب آن حكومت فرانسه از عمليات تصفيوي خبر داد كه در نتيجه آن 19 تن به اتهام دهشت افگني در شهر تولوز و ساير شهرهاي فرانسه دستگير شدند.
جالب آنست كه محمد مراح خلاف نظر شاروال محل در گورستاني به خاك سپرده شد كه طرفدارانش خواهان آن بودند.
ناظرين اوضاع افغانستان ميگويند آنچه در فرانسه گذشت نمونه كوچكي از حوادثي ميباشد كه خطر آن دروازه تمام رهبران غربي را دق الباب خواهد كرد. از نظر بعضي ناظرين اوضاع احتمالاً فرانسوي ها با توجه به اخطار هايي كه دريافت نموده بودند فكر ميكردند با بيرون كشيدن پاي شان از افغانستان از شر دهشت افگني ظاهراً نجات خواهند يافت، اما سناريوي جاري از نظر كارشناسان بر خلاف جنگ عراق و ويتنام طوري در عقب جبهه توسط دو رقيب منطقوي ايران و پاكستان كارگرداني ميشود كه به مجرد خروج عجولانه نيرو هاي غربي از افغانستان همه بدماشان و دهشت افگنان منطقه از محوررهبري افغانستان شهر هاي لندن، پاريس، واشنگتن، نيويارك و برلين را هدف قرار داده دروازه خانه اوباما، ساركوزي، مركل و ديديدكامرون را خواهند كوفت.
مسأله به حدي عيان و آفتابي ميباشد كه زمامداران پاكستان در حاليكه از سال 2002 تا كنون به اسامه در خاك آنكشور پناه داده اند در يك درامه كميدي همسر او را به جرم داخل شدن غير قانوني به پاكستان به پنج سال حبس محكوم ميكنند و ايران كه طبق گزارش رسانه ها تربيت گاه هاي نظامي به طالبان در خاك آنكشور تأسيس نموده به حدي سايه ترس خود را در منطقه پهن كرده كه در محضررؤساي جمهوردر نشست منطقوي افغانستان را كشور اشغال شده ميخواند و رييس جمهور افغانستان جرئت اعتراض بر آن را ندارد.
از نظر كارشناسان با توجه به وارخطايي غرب احتمالا ايران و پاكستان در صورت خروج قبل از وقت غرب از افغانستان در مركز معادلات ستراتيژيك ضد غربي منطقه قرار خواهند گرفت. از همين رو حتا برخي جناح هاي محافظه كار داخلي نيز در اطراف ارگ رياست جمهوري موقف گيري هاي ظاهراً ضد غربي پيدا كرده اند.

Advertisements

هيئت افغانستان درنشست دوشنبه توهين شد!

مارس 27, 2012

ستاك
نشست دوشنبه كه به اشتراك حامدكرزي ،امام علي رحمان ،آصف علي زرداري واحمدي نژاد رؤساي جمهور افغانستان ،تاجكستان ،پاكستان و ايران داير شده بوددرواقع فرصتي بودبراي توهين شدن جايگاه سياسي افغانستان در سطح بين المللي.در اين نشست محمود احمدي نژاد شديدا به وضعيت سياسي جاري در افغانستان حمله نموده گفت:ايالات متحده وناتو به بهانه جنگ باترور وارد افغانستان شده وتاكيد كرد كه خروج نيروهاي خارجي ازافغانستان براي استقلال اين كشور زمينه را فراهم خواهد ساخت.
احمدي نژاد بااشاره به ناتو وايالات متحده گفت:بدون هرگونه تحميل ودخالت اجازه دهند دولت وملت افغانستان حاكميت ملي خودرا به طوركامل اعمال كند وحتا خواهان غرامت جنگ ده ساله از ناتو شد. اين سخنان درحالي ابراز شد كه حامدكرزي به عنوان رييس جمهور افغانستان دركنار احمدي نژاد نشسته وخموشانه به سخنان وي گوش ميداد. فعالان مدني وآگاهان سياسي از آقاي كرزي مي پرسند كه: اگر خموشي وي به مفهوم توافق ورضايت بااحمدي نژاد درك شودپس جايگاه رسمي حضور موصوف دراين اجلاس چه بودو طي ده سال كشوررا كي رهبري ميكرد؟ درحاليكه حضور جامعه جهاني در افغانستان براساس فيصله هاي سازمان ملل دركنفرانس بن صورت گرفته وهر سال ادامه ماموريت بين المللي توسط آن سازمان تمديد ميگردد رييس جمهور چرا دراين زمينه خموشي اختيار كرد
آگاهان سياسي وفعالان مدني اين اظهارات احمدي نژاد راتوهين به سازمان ملل، مردم افغانستان و ساختار موجود دولتي ميدانند كه رييس جمهوركرزي در راس قواي سه گانه آن قراردارد. فعالان مدني از رييس جمهور كرزي ميخواهند به اين سوال جواب دهد كه چرا از جايگاه رسمي دولت افغانستان وتصميم سازمان ملل دربرابر حملات لفظي احمدي نژاد دفاع نكرد ودليل سكوتش( ازموقف رسمي ريس جمهور افغانستان) در اين زمينه چيست؟ رييس جمهوري كه نميتواند ازموقف رسمي خود ودولتي كه درراس آن قراردارد دركنارروؤساي جمهور كشور هاي همسايه دفاع كند چگونه به خود حق ميدهددرجايگاه رسمي افغانستان در چنان اجلاسي تكيه بزند.مردم افغانستان در اين زمينه از رييس جمهور توضيح ميخواهند.

ماجراها ورویداد های داغ سال 1390

مارس 19, 2012

داود سیاووش
در سال 1390 حوادث و اتفاقات سیاسی در سطح کشور و جهان به روال غیر عادی و اکثراً ناگوار و تکان دهنده بود که توجه خوانندگان را به مواردی از آن در ذیل جلب میکنیم:
– بیش از یکهزار مرمی سلاح ثقیل از پاکستان به خاک افغانستان شلیک شد.
– قدیر فطرت رییس بانک مرکزی به خارج فرار نموده، استعفایش را اعلام نمود.
– در حمله انتحاری و انفجاری به هوتل انترکانتیننتل حد اقل ده نفر کشته شد.
– شورشیان در عملیات انتحاری علیه نیروهای پولیس درولسوالی پارچینواز یک دختر هشت ساله استفاده کردند.
– بارک اوباما رییس جمهور ایالات متحده گفت: ما تا ابد جاده های افغانستان را کنترل و کوه های افغانستان را گزمه نخواهیم کرد.
– سازمان ملل در گزارشی افغانستان را پس از میانمار، دومین کشور تولید کننده مواد مخدر جهان اعلام نمود.
– احمد ولی کرزی برادر رییس جمهور کرزی و یکی از پایه های قدرت کرزی در جنوب توسط بادیگاردش ترور شد.
– به گزارش دویچه وله پنجهزار کانتینر مال التجاره افغانی در بندر کراچی متوقف ماند.
– به گزارش دویچه وله جیمز مک کورن یک نماینده مجلس ایالات متحده گفت: ما به حیث یک دستگاه اتومات پرداخت پول به حکومت رشوه خوار کابل تبدیل شده ایم.
– به گزارش وال ستریت ژورنال، ارتش ایران اسلحه های مرگبار به متحدینش در عراق و افغانستان می فرستد.
– احمد خپلواک خبرنگار بخش پشتوی بی بی سی در افغانستان و آژانس پژواک در جریان حملات شورشیان در شهر ترینکوت مرکز ولایت ارزگان کشته شد.
– به گزارش صدای امریکا جنرال دیوید بارنو در جلسه استماعیه مجلس نمایندگان امریکا گفت: آنها با پنج آزمون بزرگ مواجه اند: اول وضاحت در مورد ابهامات موجود در خصوص مقاصد دراز مدت ایالات متحده، دوم ستراتیژی مشخص منطقوی بخصوص در افغانستان و پاکستان، سوم تحکیم دوباره روابط با حامد کرزی و شخص جانشین وی بعد از انتخابات، چهارم مبارزه تیم کاری در کابل بخاطر شکست ستراتیژی دشمن اعم از القاعده و طالبان و پنجم کاهش مصرف منابع امریکا در افغانستان از نظر پرسونل و مادی.
– به گزارش واشنگتن پُست 2.6 میلیارد دالر کمک های امریکا از طریق قرار دادی های حمل و نقل به طالبان فرستاده شد.
– نیلسن ماندیلا رهبر افسانوی سیاهان 93 ساله شد.
– آرمسترنگ فضانورد 81 ساله امریکایی که در سال 1969 به کره ماه پا گذاشته بود به افغانستان آمد.
– به نوشته روزنامه گلوبل طیب آغا نماینده ملا عمر که با ایالات متحده در آلمان و قطر ملاقات نمود، پس از افشای ملاقاتش با امریکا مفقود شد.
– خبر بورس دادن به طفل انتحاری از طرف رییس جمهور کرزی مانند بمب در رسانه ها انفجار کرد.
– به امر رییس جمهور کرزی اولین بار در تاریخ افغانستان پارلمان کشور محاصره شد.
– به نوشته نشریه ایکسپرس تریبیون جنرالان پاکستانی به تقاضای امریکا مبنی بر عملیات در وزیرستان شمالی جواب رد دادند.
– به گزارش فرانسپرس پانیتا وزیر دفاع امریکا اخطار داد که ایالات متحده حملات اخیر جنگجویان به سفارت آنکشور در کابل را که از یک ساختمان نیم کاره 13 منزله صورت گرفت تلافی خواهد کرد.
– سیمین بارکزی که در اعتراض به حکم رییس جمهور مبنی بر حذف نامش از لیست وکلای پارلمان به اعتصاب غذایی مبادرت ورزیده بود، توسط پولیس خیمه اش برچیده شد و به اعتصابش پایان داده شد.
– برای نخستین بار سه زن فعال در عرصه حقوق زنان و صلح، از لیبریا و یمن همزمان برنده جایزه صلح نوبل شدند.
– جگجیت سنگهـ شهنشاه غزل به عمر 70 سالگی به اثر سکته مغزی در شهر ممبیی درگذشت.
– جرگه عنعنوی با وجود مخالفت ولسی جرگه( که آن راخلاف ماده(110) قانون اساسی میدانستند) توسط رییس جمهور دایر شد.
– جیوفریزر بوکسر بزرگ جهان در شهر فیلادلفیای ایالت پنسلوانیا وفات یافت.
– با افشای نامه آصف علی زرداری به مایک مولن که در آن از ایالات متحده تقاضا شده بود جلو کودتای جنرالان را در پاکستان بگیرد رابطه اشفاق کیان لوی درستیز با آصف علی زرداری رییس جمهور و یوسف رضا گیلانی صدر اعظم پاکستان تیره شد.
– احمد ظاهر در نظر سنجی انترنتی رادیو ان پی آر امریکا لقب یکی از پنجاه صدای برتر جهان را کسب کرد.
– اسامه بن لادن رهبر شبکه القاعده توسط نیرو های امریکایی در شهر ایبت آباد پاکستان کشته شد.
– تظاهرات چندین هزار نفری در اعتراض به تقلبات در انتخابات پارلمانی و ریاست جمهوری در روسیه به راه افتاد.
– سازمان ملل در بودیجه خویش پنج فیصد تنقیص آورد.
– آخرین سرباز امریکایی از عراق خارج شد.
– پنجصد زندانی از زندان کندهار بطور دسته جمعی فرار کردند.
– کنفرانس بن دوم پیرامون افغانستان در فضای اختلاف نظر میان ایالات متحده، چین، روسیه و ایران دایر شد.
– سه عضو صریح اللهجه کمیسیون مستقل حقوق بشر توسط رییس جمهور کرزی برکنار شدند.
– به خاطر بی حرمتی به قرآنکریم در پایگاه هوایی بگرام توسط نیرو های امریکایی در تظاهرات اعتراضی چندین تن کشته و زخمی شدند و رییس جمهور اوباما از مردم افغانستان معذرت خواست.
– کشتن پانزده غیر نظامی توسط یک سرباز امریکایی در ولسوالی پنجوایی کندهار باعث بر افروختن احساسات مردم محل شد.
– ظاهر هویدا هنرمند بلند آوازه افغانستان به عمر 67 سالگی در آلمان وفات یافت.
– ارزش تبادله پول افغانی در مقابل دالر امریکایی از 45.20 افغانی در ماه حمل به 49.70 افغانی فی دالر در آخرین روز سال 1390 تنزیل یافت.

به استقبال سال نو من تعهد می سپارم که یک نهال بنشانم وتا آخر سال آن را آبیاری کنم

مارس 19, 2012

اگر بودا از شرم فرو ریخت، بر عکس آن دیگران چشم سفیدتر شده بر میگردند

مارس 16, 2012

بیاکه بریم به مزار ملا مامد جان

مارس 15, 2012

بیاکه بریم به مزار ملا مامد جان
سیل گل لاله زار واوادلبرجان
***
سرکوه بلند فریاد کردم
علی شیر خدا را یاد کردم
علی شیرخدا یا شاه مردان
دل نا شاد مارا شاد گردان
بیاکه بریم به مزار ملا مامد جان
سیل گل لاله زار واوا دلبر جان
***
دگر گل در گلستانش نباشه
دگر مستی به پغمانش نباشه
نخوردم سال ها توت شمالی
دگر انگور پروانش نباشه
بیاکه بریم به مزار ملا مامد جان
سیل گل لاله زار واوا دلبر جان
***
مه قربانت شوم ای کابل من
که از خاک توشد آب و گل من
به خارج ها اگر صد سال باشم
تپایش بهر تو دارد دل من
بیاکه بریم به مزار ملا مامد جان
سیل گل لاله زار واوادلبر جان
آواز خوان : استا د ارمان

به آنانیکه تاریخ تجلیل از روز زن را اشتباه نمودند

مارس 12, 2012

هنگامیکه زمامداران حافظه شان را از دست میدهند!

مارس 7, 2012

محمدداود سیاووش
بطور عموم روال عادی قدرت آنست که هر کس به آن دست یافت خود را عقل کل، محبوب ترین مرد دنیا و دیگردان را قاصر و بی خبر و فاقد دیدگاه، فکر نموده آنچه از زبانش می بر آید آنرا حقیقت و مخالف آن را کذب و دروغ میداند. ولی این زمامداران از یاد میبرند که مردم هر چند در ستیژ قدرت سهم ندارند اما به حیث یک تماشاچی همگان را میبینند و در باره اعمال شان قضاوت میکنند.
مردم به یاد دارند روزی را که رییس جمهور کرزی میخواست به خانه ملا دادالله رفته آنرا بکشد، ولی همین مردم برایش گفتند که چنین اظهارات به معنای اعلان جنگ با یک دولت است که افغانستان آمادگی آنرا ندارد.
مردم به یاد دارند روزی را که هیئت پاکستانی به رهبری صدر اعظم یوسف رضا گیلانی به کابل آمده یادداشت چند ماده یی را مبنی بر درخواست رعایت نظر پاکستان در تقرر وزرای داخله، دفاع و رییس امنیت و استخراج معادن و غیره به دولت افغانستان داد و حتا دولت افغانستان جرئت افشای آن را هم نداشت برخلاف رسانه ها ومردم صدای اعتراض شان را بلند کردند.
مردم به یاد دارند که رییس جمهور کرزی به پاکستان رفته یادداشتی را حاوی آدرس مشخص رهبران طالبان به پرویز مشرف سپرد و پرویز مشرف جواب توهین آمیزی که یادآوری آن به قلم جور نمی آید به آقای کرزی داد.
مردم به یاد دارند که یک هزار مرمی توپ از پاکستان به خاک افغانستان فیر شد و آقای کرزی آنرا تبلیغات رسانه ها خواند درحالیکه مردم بدون سلاح آمادگی شان را در دفاع از وطن ابرازداشتند.
مردم به یاد دارند که دولت پاکستان ملا برادر را به ظن ارتباط داشتن با دولت افغانستان دستگیر کرد و تقاضای دولت افغانستان را مبنی بر تسلیمی آن به جانب افغانی نادیده گرفت.
مردم به یاد دارند که حنا ربانی از هر گونه ارتباط داشتن با ملاعمر و طالبان انکار ورزیده و جانب رییس جمهور افغانستان را با چه کلمات مستهجن مخاطب قرار داد.
مردم به یاد دارند که دولت پاکستان برای شبکه حقانی در دولت افغانستان نقشی درخواست نمود.
مردم به یاد دارند که جانب پاکستان به امریکا از آمادگی توانایی نزدیک ساختن طالبان به پروسه صلح صحبت نمود.
مردم به یاد دارند که یوسف رضا گیلانی کلید حل مسأله افغانستان را در دست پاکستان خواند.
ولی برخلاف مردم اکنون میبینند که حنا ربانی با تغییر یکصد و هشتاد درجه در سیاست پاکستان اعتراف میکند که در گذشته پاکستان به امور داخلی افغانستان مداخله نموده و ادعا میکند که وقتی عمق ستراتیژیک پاکستان در افغانستان از طریق صلح آمیز قابل حصول است پس مداخله ضرور نیست و پاکستان آمادگی خود را برای نزدیک ساختن طالبان به افغانستان نشان میدهد.
از نظر مردم سیاست موجود در سطح خیلی پایین جریان دارد و این سیاست حتا تا سرحد ایالات متحده هم با همین ساده گی و فراموش کاری ادامه می یابد. مردم از رییس جمهور افغانستان می پرسند وقتی با نفس عملیات موافقه دارد و طرف مقابل را دشمن میداند، پس عملیات شب و روز چه تفاوت دارد؟ و یا وقتی یک معاهده در حد ستراتیژیک برای رییس جمهور قابل قبول است، حل مسأله یک زندان که مساله خیلی ساده میباشد چگونه حل نمیشود؟ و آیا این مسأله بدون چنه زنی هم قابل حل نیست؟
از نظر کارشناسان از روزیکه سناتوران امریکایی خواهان جدایی بلوچستان از پاکستان شدند، تب لرزه شدید کاخ های اسلام آباد را به لرزه آورد چون آنان میدانند که با رفتن ناتو به بلوچستان و تدارک راه اکمالاتی بحری به نیروهای ناتو در افغانستان شاید مسأله پشتونخواه، سند و پنجاب پاکستان هم به شکل بنگله دیش اوج بگیرد بنابران راه معامله با رییس جمهور کرزی را در پیش گرفته اند که با برچیدن قرارگاه بلوچ ها از کندهار و اخراج رهبر بلوچ ها از کابل امتیازاتی را از نظامیان پاکستان بگیرد.
مردم افغانستان با آنکه در سیاست های فعال زیر پرده شامل نیستند لاکن میدانند که در پشت پرده چه بازی های خطرناکی در جریان است و در ستیژ بازی ها کمیدی این تیاتر بازاری چه اهدافی نهفته است؟ از نظر مردم همه بازی ها در افغانستان بخاطر آن رویدست گرفته شده که پاکستان و امریکا به استمرار زمامداری خسته کن موجود پس از سال 2014 توافق کنند ورنه کسانیکه توسط تفنگداران امریکایی به کابل آمده اند و تا اکنون پول تیل موتر شان را امریکا میپردازد به کدام جرئت بیرق مخالفت با آن را بلند نموده و مردم را ضد امریکا تحریک میکنند؟

کاش یک دستگاه با کفایت و کار آمد می داشتیم!

مارس 3, 2012

ستاک
اگر در کشور یک دستگاه فعال، با کفایت و کار آمد رهبری سیاسی واقتصادی وجود می داشت شاید در حالت اسفناک کنونی قرار نمیداشتیم و آن دستگاه مدیر در اولین اقدامات به موارد ذیل مبادرت می ورزید:

1- بانک ها و وزارت های سکتور اقتصادی را به اشخاص غیر حزبی، غیر تنظیمی، امانتدار و متخصص امور اقتصادی می سپرد که با رفتن و آمدن احزاب، گروه ها و تنظیم ها کار نداشته بلکه فقط به امور سکتوری شان وابسته می بودند.

2- صنایع دستی و از جمله قالین بافی فوق العاده رشد داده می شد و در مناطق شمال افغانستان شهرک های بزرگ با امکانات وسیع برای صنف قالین بافان ساخته می شد.

3- فابریکات آب میوه در مناطق شمالی، هرات، کندهار و غیره اطراف و اکناف کشور بخاطر تولید آب میوه جات فصلی احداث می گردید.

4- از ورود اموالی که در کشور تولید میشوند تا اندازه یی که صنایع داخلی را متضرر نسازد جلوگیری میشد.

5- از تورید موتر و وسایل لوکس جلوگیری میشد.

6- خصوصی سازی بدست کسانی صورت میگرفت که منافع ملی برای شان در درجه اول اهمیت قرار داشت.

7- با مافیای زمین و مواد مخدر مبارزه می شد.

8- از تورید لبنیات، سبزیجات، تخم مرغ و غیره موادی که در داخل امکان تولید آن وجود دارد، جلوگیری میشد و در عوض فارم های بزرگ مالداری، ترکاری، مرغداری و غیره در اطراف و اکناف کشور احداث میگردید.

9- از تورید سمنت کوهات و چرات جلوگیری میشد و در عوض ظرفیت استخراج معادن سمنت داخلی ارتقا بخشیده میشد.

10- دارایی های منقول و غیر منقول رهبران سیاسی، وزراء، والیان، نمایندگان مردم در پارلمان و رهبران ادارات مهم ثبت میشد.

11- کشور به بازار استهلاکی کشور های همسایه مبدل نمیشد.

12- سیاست های مرموز پشت پرده با کشور های همسایه در پیش گرفته نمیشد.

13- بخاطر در هم شکستن اتوریته پارلمان حکومت اقدام نمیکرد و پارلمان را به ارگان صحه گذار خود مبدل نمیکرد.

14- رهبران خود را به اقوام خاص منصوب فکر نمیکردند و از چهره های سمبولیک سایر اقوام به حیث گلدان در مجالس استفاده نمیشد.

15- مواد انرژی چون گاز، برق و تیل از داخل کشور استخراج میشد.

16- راه آهن خط ابریشم احداث میشد.

17- از هدر رفتن آب های افغانستان به کشور های همسایه جلوگیری میشد.

18- نقشه تیپیک شهر کابل با مندوی و کوچه های کاه فروشی، کتابفروشی، گنبد کوتوالی، نغاره خانه، بوستان سرای، چار چته، شوربازار، کوچه خرابات، هندوگذر، کوچه علی رضا خان، دروازه لاهوری و غیره دو باره احیا میشد.

19- وزرا چند سال بدون رأی اعتماد از پارلمان بر چوکی ها حکم نمی راندند و قوه قضائیه را اجازه میداد از پارلمان رأی اعتماد بگیرد.

20- امور کشور با سیاست «با زورگویان بساز و کشور را بتاز» اداره نمیشد.

بدون پرداختن به تفصیل این موارد فقط همینقدر میتوان گفت که دستگاه کنونی کفایت و توانایی اجرای چنین موارد را نداشت و تا کنون ندارد که معلوم نیست با معاملات و جذبات و هیجانات پا در هوا کشور را به کجا خواهد برد.

فرصت های طلایی را که دولت افغانستان و جامعه جهانی از دست دادند!

مارس 1, 2012

نوشته :محمدداود سیاووش
ده سال پس از حضور جامعه جهانی در افغانستان یک نگاه گذرا به مسیر طی شده نشان میدهد که پس از مصرف میلیارد ها دالر هر دو طرف با دست خالی در صحنه قرار دارند.
1-فرصت هایی را که دولت افغانستان از دست داد:
الف) از اینکه درابتدای تشکیل اداره موقت در سراسر کشور امنیت تأمین بود، دولت افغانستان میتوانست با ستفاده از آن فرصت و با جلب کمک های جامعه جهانی در احداث پروژه های زیربنایی بند برق، آبیاری، استخراج معادن، راه آهن و غیره لشکری از متحدین صاحب کار وزندگی بهتر را بدور خود جمع نموده و از نظر اقتصادی کشور را به طرف خود کفایی سوق دهد.
ب) دولت با استفاده از فرصت میتوانست تشکیلات موسسات تحصیلات عالی را چندین برابر( با استفاده از کمک های جهان) افزایش بخشیده با تأسیس موسسات واقعی و با کیفیت تحصیلات عالی دولتی و خصوصی کشور را با کدر های ملی مجهز ساخته زمینه آن را مساعد میساخت که هر کدر میتوانست جای ده ها مشاور را اکنون پر کند.
ج) دولت با استفاده از فرصت میتوانست کمیت و کیفیت قوای مسلح افغانستان را موازی به کشور های همسایه انکشاف داده اکنون با تجهیزات مدرن و کدر های متخصص نظامی و با قوای هوایی و زمینی و نیرو های تانک بر تری خود را در حفظ امنیت پس از خروج نیرو های بین المللی نشان دهد.
د) دولت میتوانست نظام شفاف مالی و اداری را با استفاده از تجارب کشور های پیشرفته طوری اساس بگذارد که در ختم روز یک افغانی حیف و میل از دستگاه اداره معلوم میشد و رشوه خواران، اختلاس گران و چپاول گران در دادگاه های عادلانه مورد مواخذه و محاکمه قرار میگرفتند.
هـ) دولت میتوانست( به عوض دفاع از کشت مواد مخدر) در متوقف ساختن آن با استفاده از همه امکانات عمل کند و لیست قاچاقبران درجه اول را افشا نموده با استفاده از امکانات ملی و بین المللی در گرفتاری آنان اقدام کند.
و) دولت میتوانست سیاست داخلی و خارجی را طوری برنامه ریزی و مدون کند که در آن خطوط قرمز مشخص میبود و اکنون جهان و همسایه ها افغانستان را به صفت عضو متساوی الحقوق و دارای استقلال و حاکمیت ملی احترام میگذاشتند.
ز) دولت میتوانست قضایای سیاسی با جامعه جهانی را به عوض بوز احساسات مقطعی با زبان دیپلوماتیک حل نموده وضعیت را طوری نگهمیداشت که به مرحله شک و تردید ها و سردی کنونی نمی رسید و با جهان از طریق ایجاد زبان مشترک به حل مشکلات میپرداخت.
ح) دولت میتوانست در جابجایی کدر ها خویش خوری چند نفر را مد نظر نگرفته در دسترخوان قدرت افغانستان همۀ مردم بی واسطه بی تنظیم ( وبی مربی !) را شامل میساخت و از تمایلات قومی، زبانی و غیره خودداری میکرد.
ط) دولت میتوانست مفکوره بازار آزاد را با کدر های دارای ملاک عملی( نه کدر های بی کفایت کنونی) تطبیق کرده و به اعتلای بنیان اقتصادی کشور دست مییازید.
اما جامعه جهانی چه فرصت هایی را از دست داد:
الف) جامعه جهانی نتوانست روانشناسی مردم افغانستان را درک کند.
ب) جامعه جهانی افغانستان را از عینک کسانی دید که در دوره جنگ سرد حتا با سنگ و چوب افغانستان بدون داشتن کدام برنامه مشخص خصمانه برخورد میکردند.
ج) جامعه جهانی بالای تیمی سرمایه گذاری کرد که از اداره موقت تا کنون افغانستان را لحظه به لحظه با هر اقدام خود به جایی کشاند که اکنون به لبۀ پرتگاه قرار گرفته و جالب آنست که همین تیم حالا بر ضد مفکوره های سرمایه داری و بازار آزاد نظر میدهد و خود را در مخالفت با جامعه جهانی به اصطلاح ملی جلوه میدهد که به هیچ وجه مورد قبول مردم نیست.
د) جامعه جهانی و مخصوصاً ایالات متحده در طول ده سال نتوانست از چنبره دولتمردان پاکستانی خود را نجات داده و به افغانستان به حیث یک دولت مستقل و جدا از پاکستان نگاه کند.
ه) جامعه جهانی و دولت افغانستان عملاً نتوانستند طی ده سال دشمن و دوست را در افغانستان تعریف کنند و حتا اکنون دو دیدگاه متفاوت در مسابقه رسیدن به طالبان دارند.
و) جامعه جهانی طی ده سال کسانی را از نظر اقتصادی و سیاسی تقویه نمود و نهاد هایی را زمینه رشد و انکشاف داد که اکنون از کوریکولم مکاتب تا صدای جهاد در شورا و تا صدای اشغال از ریاست جمهوری از حنجره آنان در مخالفت با غرب ونزدیکی با پاکستان وایران وروسیه وچین و هند و… می برآید و اگر فهرست این افراد تهیه شود، اکثر آنها ازحمایت موسسات خارجی، سفارتخانه ها و قراردادی ها برخوردار بوده اند.
در چنین وضعیت دردناک مردمی که طی ده سال در دسترخوان شان هیچ تغییری نیامده باز هم از روی ناچاری موجودیت جهان را در افغانستان از ترس گرگان درنده ترجیح میدهند( در حالیکه جامعه جهانی در گریز است و هرروز رسانه های غربی سقوط پس از سال 2014 را بوق می زنند) و جالب آنست که اکنون کسانی در افغانستان بر علیه جامعه جهانی قرار گرفته اند که طی ده سال از امکانات مادی ومعنوی جامعه جهانی صاحب همه چیز شده اند وجالب تر از آن اینکه همین افراد باز هم پس از خروج نیروهای بین المللی درلندن ،پاریس ،واشنگتن ،بن ،ممالک سکندناوی وغیره لانه وخانه خواهند داشت درحالیکه مردم بی دفاع وبی نوا خواهند ماند.
آنچه مسلمست اینکه مردم افغانستان اکنون به عشوه و کرشمه رهبران چندان باور ندارند و جامعه جهانی را فریب خورده چند کلاهبرداری داخلی میدانند که قیماق های جهان را خورده اند و اکنون بر ضد آن از درون تیغ و نیام کشیده اند.