بایگانیِ مه 2012

چرا چشم زورمندان خطرسیلاب احتمالی دریای کابل را نمی بیند؟

مه 28, 2012

کاووس سیاووش
شاید برای جلب نظر به این گزارش بهتر بود در تیتر نوشته میشد دریای کابل قصر ها ودفاتر رهبران و مسوولان را ویران میکند که در آن صورت شاید ده ها سخنگو و مشاور و قاب چی و بشقاب چی دست و آستین بر زده زیر عینک های ذره بین مو به مو این گزارش را میخواندند ولی اکنون دشوار به نظر میرسد که بزرگان مست باده قدرت بتوانند از آن انبوه بگو مگو و معامله و مجامله و سیر و سفر و سیاحت و رفاقت های معامله گرانه سری به خطوط این گزارش بزنند.
در شهر ما به حدی باده قدرت چشمان مسوولان را بسته که با عبور ده ها بار از جوار دریای کابل و آنهم در نزدیکترین فاصله با ارگ ریاست جمهوری و وزارت مالیه و وزارت دفاع خطر بلند شدن (پرشدن) سطح دریای کابل و امکان بندش پل محمود خان را در هنگام سیلاب ها نمی بینند. این بزرگان اصلاً از یاد برده اند که اگر در فصل سیلاب ها چند شاخه درخت را سیلاب در پل محمود خان بند نماید دامنه و دمه آب سیلاب جنوب شهر و بخصوص ساحه جاده میوند، چنداول و شهر کهنه را به کلی زیر آب خواهد کرد. در آنصورت اگر باز هم به روال معمول بزرگان کشور دست گدایی به سوی دنیا دراز و دوسیه های ضد حوادث را در جلسات باز کنند معلوم نیست از تالار قصر خانه ملل و کاخ های روسای جمهور کشور های دنیا چقدر صدای قهقهه ی خنده های نیش آلود و زهر آلود و طنز آلود رهبران به افلاک خواهد پیچید.
حتا برای عابرین بی کار و بی روزگار و آواره و فقیر وبیچاره که در اطراف دریای کابل به دنبال یک لقمه روزی حلال سرگردان اند قابل درک است که در صورت بندش پل های دریای کابل در داخل شهر چه مصیبتی به وقوع خواهد پیوست اما معلوم نیست وزیر مالیه و وزیر دفاع و وزرایی که در مکروریان کهنه دفتر دارند و خصوصا خود شاروال چرا یکبار از دروازه کلکین دفتر شان به بیرون نگاه نمیکنند تا علاج واقعه را قبل از وقوع بنمایند.
وقتی مسوولان مملکت در چند قدمی دفاتر شان متوجه چنین مسایل نمیشوند پس چه توقع از آنان که در ولایت سر پل و بغلان و بادغیس و بدخشان و کندهار و کنر و کاپیسا و پروان و بامیان به چنین موارد توجه کنند؟

Advertisements

اجلاس شیکاگو پاکستان را به حاشیه راند!

مه 24, 2012

دعوت زرداری در نود دقیقه آخرین لحظه ی آغاز اجلاس شیکاگو و عدم ملاقات بارک اوباما و اندرسفو راسموسن با وی نشان داد که بالاخره پاکستان اهمیت خود را در انظار بین المللی از دست داده است. حتا روزنامه های چاپ پاکستان تائید میکنند که تمام آنچه در کنفرانس شیکاگو و در حاشیه آن اتفاق افتاد نشانه یی از بی اهمیت بودن رهبری پاکستان برای جهان است.
زرداری که با وعده کذایی بازگشایی راه اکمالاتی ناتو امتیاز اشتراک در کنفرانس شیکاگو را بدست آورده بود، با مسدود ماندن راه در روزاول کنفرانس در وضعیتی قرار گرفت که انگشت ششم اشتراک کنندگان شد و حتا در محل عکس گیری دسته جمعی رهبران کنفرانس شیکاگو در حالیکه نام همه رهبران در جایگاه مخصوص شان به روی زمین نوشته شده بود، نام زرداری در ردیف رهبران نبود و ناگزیر باز هم به صفت انگشت ششم در قطار رهبران خودرا جا داد.
بقول یوهانس فارویک پاکستان احتمالاً جنجالی ترین شریکی است که غرب تا حال داشته. در این اجلاس اوباما به صراحت از اختلاف با پاکستان سخن گفته اظهار داشت:«نمیخواهم شگاف ها و چالش ها را پنهان کنم» و در مورد وقوع دیدار با زرداری با بی اعتنایی گفت:«بسیار مختصر هنگامیکه که داشتیم بداخل جلسه می رفتیم». دست دادن اوباما در راهرو یا دهلیز جلسه با زرداری و تائید کاهش کمک های امریکا به پاکستان توسط سنای امریکا نشان می دهد که زرداری پایه های حکومتش را بدست خود خراب میکند.
به نوشته طارق فاطمی مقام های ناتو سر خوردگی خود را از ناتوانی پاکستان در عملی کردن وعده ها برای بازگشایی راه تدارکاتی ناتو و ادامه حمایت از شبکه حقانی حالا پنهان نمیکنند؛ در حالیکه زرداری در میان جنرالان و بنیادگرایان پاکستان پایگاه و جایگاهی ندارد، بهتر بود اگر پل های ارتباط با ناتو و مخصوصاً ایالات متحده را نمی شکست چنانکه بارک اوباما نیز این مسأله را تائید میکند که:«این به نفع پاکستان است که با ایالات متحده کار کند تا مطمئن شود که توسط افراط گرایان از پا در نمی آید». به هر حال با امضای سند ستراتیژیک امریکا با افغانستان و تشکیل مثلث کابل-دهلی-واشنگتن به نظر میرسد پاکستان در پافشاری به معذرت خواهی واشنگتن و محکوم نمودن شکیل افریدی به سی سال حبس بهای بلندی را خواهد پرداخت.

دو پیام متفاوت کنفرانس شیکاگو!

مه 22, 2012

نوشته :داود سیاووش

کنفرانس شیکاگو که با سخنان اندرسفو راسموسن دبیر کل ناتو پایان یافت شالوده ی آن در سخنان راسموسن در کنفرانس خبری خلاصه میشود که گفت:«مأموریت جنگی ناتو در آخر سال 2014 به پایان میرسد و مرحله نهایی امنیتی در اواسط سال 2013 به نیرو های افغان واگذار میشود اما نیرو های ناتو همچنان آماده جنگ خواهند بود.» به همین منوال بارک اوباما رییس جمهور امریکا در اجلاس شیکاگو هشدار داد که روز های سختی در پیش است.

از نظر کارشناسان خروج و آمادگی به جنگ دو پیام متفاوتی میباشند که در اجلاس شیکاگو از یک تربیون همزمان بلند شد. از جانب دیگر پایان جنگ و تعهد به مشارکت به افغانها در زمانی اعلام میگردد که یک متحد کلیدی ناتو یعنی فرانسه قرار است بی توجه به شرایط خروج سال 2014 تا پایان سال جاری میلادی از افغانستان نیرو هایش را خارج سازد و از جانبی نظر سنجی های اخیر نشان میدهد که جنگ افغانستان در غرب محبوبیت خود را از دست داده است.

وضعیت منطقه مقارن اجلاس شیکاگو

افغانستان در شرایطی شاهد خروج نیروهای بین المللی تا سال 2014 خواهد بود که پاکستان و ایران قطعاً با حضور ایالات متحده در افغانستان مخالف بوده، آمادگی پر کردن خلای ناتو را در افغانستان میگیرند. ایران با حضور امریکا در افغانستان خود را در محاصره نیرو های امریکایی در قطر-بحرین-عراق-ترکیه و افغانستان می بیند و پاکستان از تشکیل مثلث کابل-دهلی-واشنگتن وحشت دارد و نگران است اما چین و روسیه از همکاری محدود امریکا با افغانستان استقبال میکند. کارشناسان به این باور اند که پاکستان یک حکومت تحت رهبری طالبان را در کابل ترجیح میدهند تا از آن به هدف تحقق عمق استراتیژیک خویش در کابل و دستیابی به منابع خام افغانستان و آسیای میانه استفاده کند و از جانبی پاکستان به این باور است که یک حکومت بنیاد گرای طالبانی در کابل به طور طبیعی دشمن هندوستان خواهد بود. اما از نظر کارشناسان عقد سند ستراتیژیک همکاری کابل-واشنگتن این خیالات پاکستان و ایران را نقش بر آب کرد. اما چین( از نظر کارشناسان) خواهان حکومتی در افغانستان میباشد که نه خیلی غرب گرا باشد و نه بیش از حد بنیاد گرا. و با این حال از رسوخ بیناد گرایی در مناطق مسلمان نشین آن کشور نگران است و از جانبی چین به خاطر آن مخالف نزدیکی افغانستان به امریکا میباشد که میخواهد به منابع انرژی افغانستان دستیابی داشته باشد.
از نظر کارشناسان روسیه از تقویه بنیاد گرایی در آسیای میانه نگران است و بنابران به موجودیت امریکا در افغانستان تا آنجا که سیطره آن کشور را بر مواد خام آسیای میانه تحت شعاع قرار ندهد موافق است.

تنش در روابط امریکا و پاکستان

پاکستان که راه اکمالاتی ناتو را مسدود نموده و خواهان معذرت خواهی امریکا میباشد، مقارن اجلاس شیکاگو چراغ سبزی به خاطر امکان بازگشایی راه اکمالات ناتو نشان داد،ازنظر کارشناسان پاکستان اینکار را به حیث یک ترفند به کاربرد تا ازانزوا نجات یابد اما پس از آنکه زرداری به کنفرانس شیکاگو دعوت شد اجرای این مسأله را عملی نکرده خواهان 5000 دالر حق العبور از فی کانتینر شد که این تقاضا از طرف پنیتا غیر عملی خوانده شد و درجواب این بازی پاکستان بارک اوباما حاضر نشد با زرداری در حاشیه کنفرانس ملاقات نماید و دبیر کل ناتو نیز ملاقاتش را با وی ظاهراً به دلایل تخنیکی لغو کرد.

جستجوی راه بدیل اکمالاتی به ناتو از شمال

مقارن اجلاس شیکاگو کارشناسان پیشبینی نمودند که ناتو قرار دادی با ازبکستان به خاطر خروج تجهیزاتش از افغانستان امضا خواهد کرد که با عقد آن اهمیت راه اکمالاتی از طریق پاکستان ارزش خود را ازدست خواهد شد و در مقابل هر گاه مسأله استقلال بلوچستان مطرح شود احتمالاً این راه اکمالاتی از طریق بندر بلوچستان به افغانستان باز خواهد شد.

مأموریت جدید

به گفته دبیر کل ناتو حکومت افغانستان از ناتو خواسته تا بعد از سال 2014 نیرو های امنیتی این کشور را در بخش آموزشی و مشورتی حمایت کند. راسموسن گفت:«این مأموریت آیساف زیر نام جداگانه نخواهد بود بلکه مأموریت جدید با نقش جدید برای ناتو میباشد. امروز ما باز هم به حمایت قوی خود از آموزش، تجهیزات، تمویل مالی و ارتقای ظرفیت های نیرو های افغانستان در سالهای پیشرو تأکید میکنم) سران ناتو در مورد تمویل نیرو های امنیتی افغانستان و تهیه چهار میلیارد دالر سالانه برای این نیرو ها توافق کردند اما در مورد جزئیات کمک های کشور های عضو چیزی گفته نشد وراسموسن گفت این کنفرانس اساسا نشستی نبود که وعده کمک پولی بدهد. قبلا ازکشورهای امریکا،آسترلیا،بریتانیا وآلمان نام برده شده بود که به صندوق بین المللی کمک به نیرو های افغان پس از خروج کمک خواهند کرد و پیشبینی میشود که نصف 4.1 میلیارد دالر مورد نظر برای افغانستان را امریکا سالانه کمک نماید اما در اعلامیه نهایی اجلاس شیکاگو تمویل مالی به افغانستان بر اساس اصول و به شیوه های شفافیت، حسابدهی و اقدامات علیه فساد مقید شد که در شرایط اداره کنونی افغانستان استندرد های بلندی میباشند.

مطابق اعلامیه مأموریت های محاربوی تا اواسط سال 2013 به نیرو های افغان محول شد تا ختم سال 2014 که مأموریت محاربوی ختم میشود نیرو های بین المللی افغانستان را ترک خواهند کرد. در اعلامیه از حفظ پیشرفت های مشکل به دست آمده تذکر به عمل آمد.

نگرانی ها در حاشیه کنفرانس شیکاگو

برخی فعالان مدنی و حلقات روشنفکری از اینکه بسیاری از سوال ها در کنفرانس شیکاگو سر به مهر گذاشته شد به تشویش اند؛ که نمونه های این نگرانی ها قرار ذیل اند:

1- در حالیکه یکصد و سی هزار نیروی مجهز با آخرین تکنولوژی پیشرفته جنگی نتوانست امنیت سراسری را در افغانستان تأمین کند پس از خروج این نیرو ها دوصد و سی هزار نیرویی که از نظر تجهیزات دفاع هوایی و زمینی مجهز نیست و از تعلیم و تربیه نظامی فوق العاده برخوردار نیست چگونه مسوولیت امنیت سراسر افغانستان را خواهند گرفت؟

2- در حالیکه افغانستان از نظر تولید مواد مخدر در صدر جدول جهانی قرار دارد و در زمینه فساد اداری دومین کشور جهان میباشد چگونه جامعه جهانی با چشم پوشی از این مشکلات خواهد توانست کمک ها را در شرایط شفاف و حسابدهی به دولت افغانستان بسپارد وچدا از مبارزه مشترک در این زمینه ها در اعلامیه کنفرانس تذکری به عمل نیامد؟

3- چرا از آزادی بیان، جامعه مدنی و ارزشها و ساختار هایی که پس از سال 2001 از آن به صفت دستآورد های ده ساله نامبرده میشود در اسناد شیکاگو به طور واضح و مشخص حمایت نشد؟

4- در حالیکه در استبدادی ترین رژیم ها حقوق زنان و اطفال بهتر از شرایط موجود افغانستان رعایت میشود چرا از این حقوق منجمله سایر عرصه های حقوق مدنی یادآوری نشده و به طور ضمنی به آن پرداخته شد؟

5- در حالیکه شبکه هایی از طالبان قانون اساسی افغانستان را قبول ندارند و طرفدار نظام قرون وسطایی امارتی میباشند به چه دلیل در رابطه به نحوه مقابله با آنان هیچ حرفی در اسناد کنفرانس شیکاگو وجود ندارد؟

6- در حالیکه شورای کویته و قرار گاه ها و پناهگاه های مخالفان مسلح در وزیرستان و اطراف نوار مرز با افغانستان قرار دارد و حتا یکروز قبل از اجلاس شیکاگو نیز با سلاح ثقیل به خاک افغانستان از آنسوی مرز فیر شد چرا مواردی که کشور های همسایه چون ایران و پاکستان مخالفان را تسلیح، تجهیز و تمویل نمایند نامبرده نشد و برای مقابله با آن ناتو اظهار آمادگی نکرد؟

7- پایان جنگ مفهوم سیاسی دارد یا نظامی، اگر با نادیده گرفتن شرایط موجود پایان جنگ اعلان شود در آنصورت باید غلبه طرف مقابل را بر اداره ضعیفی که رهبرانش دست دعا و زاری به مخالفان دراز میکنند باید انتظار داشت.

ازهمینجاست که باید از کنفرانس شیکاگو انتظار دو پیام را داشت یکی برای آنانی که صلح میکنند ودیگری برای آنانی که میجنگند.

چرا شهرداری کابل به بازسازی باغ بالا نمیپردازد؟

مه 17, 2012

کاووس سیاووش

باغ بالا که قدامت تاریخی آن به دوره عبدالرحمن خان میرسد و نام باغ بالا و آسیاب پایین از همان دوره تا کنون ورد زبانهاست، با سبز شدن درختانش در این فصل بهار، زیبایی خاصی را اختیار کرده و از هوای صافی برخوردار میباشد؛ اما با وجود آنهم بی توجهی هایی از سوی نهاد های دولتی، مخصوصاً شاروالی یا شهرداری در زمینه نظافت و وضعیت تفریحگاه باغ در آن به چشم میخورد.

در این باغ سر سبز و تماشایی که همه خانواده ها برای تفریح و هواخوری مشتاق آمدن به آن استند متأسفانه تمام خوبی های سرسبزی و طراوت آن تحت الشعاع بی توجهی به شکل تفریحگاه آن قرار گرفته، چنانکه در این باغ سبز، سرک ها اکثراً به شکل کند و کپر و ویرانه است، کانتین های آبرومند برای سرویس غذا های سرد وجود ندارد، غذا های طبخ شده سماوار های روی بازاد آن از لذت و نظافت لازم برخوردار نیست، بخاطر تنویر سرکها چراغ ها نصب نشده، چوکی های سمنتی در اطراف و اکناف باغ به چشم نمیخورد، فواره های آب وجود ندارد، محلات مخصوص برای خانواده ها با شرایطی که در سایر کشور ها از نظر نظافت و فضای آرام آن مد نظر گرفته میشود وجود ندارد، پارک وسایط به موتر های کسانی که به تفریح به باغ می آیند وجود ندارد، تدابیر امنیتی لازم به چشم نمیخورد، چمن ها و سبزه زار ها در میان باغ وجود ندارد، زباله دانی بخاطر انداختن مواد اضافی به چشم نمیخورد، بیت الخلاء به مقایسه باغ خیلی کم است و اصلاً از نظافت لازم هم برخوردار نیست، دیزاین و دیکور یک منطقه تفریحی و تماشایی با استفاده از تجارب سایر کشور ها در باغ تطبیق نشده که با این حال با وجود درختان سبز این باغ بیشتر به یک قلعه ویرانه شباهت دارد.

لازمست شهرداری، موسسات محیط زیست، اداره ملی محیط زیست و موسساتی که به حفظ آثار تاریخی مصروف اند دست به دست هم داده نقشه تیپیک یک باغ کهن را در این باغ و در جوار هوتلی که در آن از چهار گوشه جهان میهمانان اقامت دارند تطبیق کنند.

وضعیت اسفبار این باغ قبل از آنکه مردم شهر کابل را ناراحت بسازد مایه شرمساری و بی کفایتی مسوولان میباشد چون میهمانان خارجی که در هوتل انترکانتیننتل اقامت دارند و یا به هوتل باغ بالا می آیند از دیدن سرکهای کند و کپر، محیط آلوده به کثافات و نبود حد اقل معیار های یک تفریحگاه در این باغ شاید به ریش مسوولان و بزرگان مملکت بخندند و بگویند که چه مسوولان بی استعدادی! چون بازسازی و توجه به اکمالات مادی و تخنیکی این باغی که نام آن در کتاب های تاریخ درج شده نه پول زیاد میخواهد، نه تخصص زیاد و نه عقل زیاد، فقط یک شاروال دلسوز، یک آمر اداره محیط زیست دلسوز، یک آمر اداره حفظ آثار تاریخی دلسوز و یک آمر موسسه یی که برای سرسبزی کار میکند؛ اگر حد اقل برای تفریح ساعتی در هوتل این باغ بنشینند شاید از امکانات محدود و اولی اداره شان بتوانند این باغ را به یکی از زیباترین تفریحگاه های کشور مبدل سازند

سيري بر نمايشگاه خاموش كتاب در كابل!

مه 17, 2012

كوه بچه

نمايشگاه كتاب كه در تعمير مقبره تيمور شاه از روز سه شنبه براي يك هفته داير گرديد، متأسفانه در وجود چند ميز كه به روي آنها كتاب گذاشته شده در حالت سكوت و انزوا قرار دارد.

فضاي سرد و خاموش نمايشگاه با توجه به آنكه در مركز شهر و در يكي از نقاط مزدحم پايتخت قرار دارد مايه تعجب و تأثر انسان ميگردد.

سوال اينجاست كه چرا مردم و عمدتاً قشر روشنفكر و تحصيل يافته به چنين نمايشگاه ها علاقه نميگيرند و چرا حلقه وصل ميان ناشر و خواننده كتاب اينچنين از هم پاشيده؟ يكي از دلايل آن شايد اين باشد كه اكثراً كتابهاي چاپ كشور هاي همسايه را ناشران در غرفه هاي شان به اسم موسسه نشراتي مربوطه گذاشته ادعاي ناشر بودن آن را مينمايند، در حاليكه علاقمند آن كتاب ميتواند آنرا در چند قدمي نمايشگاه در پل باغ عمومي و در روي بازار به سهولت ببيند و بخرد كه با اين حال ضرورت سر زدن به نمايشگاهي كه در آن كتابهاي روي بازار به نمايش گذاشته ميشود منتفي ميگردد. دليل دوم شايد آن باشد كه متأسفانه در افغانستان، ناشر يك اسم بي مسماست، در حاليكه ناشر حتماً بايد كتابشناس باشد و كتاب هايي را توريد و منتشر كند كه عطش خوانندگان را رفع كرده بتواند ،نزد ناشران ما هنوز بينوايان و مردي كه ميخندد آثار جديد قابل مطالعه ميباشند و ادگار الن پو، داستايوفسكي، بالزاك گوركي و جك لندن جوانترين نويسندگان امروز فكر ميشوند. در حاليكه نسل كنوني ما با شعر، ادب و هنر امروزي غرب اصلاً آشنايي ندارد كه با اين حال به نمايش گذاشتن چندمين بار آثار كلاسيك و نبود آگاهي از وضعيت شعر، ادب و هنر امروزي جهان در نمايشگاه ها باعث دلسردي و عدم علاقمندي خوانندگان به چنين نمايشگاه ها ميشود.

نسل امروز ما نميداند كه ويكتور هوگوي امروز فرانسه كيست؟ ادگار الن پوي امروز امريكا كيست؟ و گويته و شيلر امروز آلمان كيست؟ و با اين حال نمايش تكراري كتابها از جالبيت موضوع ميكاهد.

در افغانستان مسأله توريد كتاب متأسفانه مانند توريد آهن گادر و چوپ چار تراش فكر ميشود كه فقط با امضاي يك قرار داد سيلي از كتاب ها بدون جدا نمودن سره از نا سره وارد كشور ميگردد. همينجاست كه باز هم ناشر بايد كتابشناس باشد تا بداند در كشوري كه دولتمردانش از صدر حكومت تا همه قواي ثلاثه از مقوله دموكراسي گريزان و بدنبال بنياد گرايان پس از ده سال جويدن واژه دموكراسي آويزان اند، بايد در سيصدمين سالگرد تولد ژان ژاك روسو آنان حد اقل با قرار دادهاي اجتماعي كه در آن از مسايل كوريكولم درسي شاگردان تا حقوق زنان و تا موازين دولت اقتدار گرا مشخص شده حداقل آگاه گردند. و يا در عصري كه قواي ثلاثه به جان هم افتاده و حكومت خود را هر سه قوه فكر ميكند بايد ناشر ما كتاب روح القوانين منتسكيو را به نمايشگاه ها عرضه كند تا حد اقل مسوولان با مرور فهرست آن به نكات اساسي تفكيك واضح قواي ثلاثه ملتفت شوند.

جالب آنست كه در بازار جوي شير اكنون عده يي از دكانداران كتابها را بدون اجازه مولف و بدون رعايت حق كاپي رايت به بازار قصه خواني پيشاور برده در كاغذ با كيفيت پايين به چاپ رسانده به نام ناشر آن را در پهلوي كتاب اصلي كه با كيفيت عالي و قيمت بلند به چاپ رسيده به فروش ميرساند و هيچ مرجعي نيست بپرسد چرا؟ چندي قبل به گفته شاهدان مالك بلند منزل جوار كتابخانه عامه ديوار كتابخانه را ويران كرد كه بقول شاهدان حتا عده يي از كتابها در آن ويران كاري از بين رفتند، اما هيچ كس نگفت چرا؟. بخاطر بهبود وضعيت كتابخواني، كتابداري و نشر و انتشارات كتب لازمست به موارد ذيل توجه شود:

1- امتياز ناشر به كساني داده شود كه كتابشناس باشند نه فقط پولدار و در بهترين حالت در شركت هاي كتاب ناشر بايد شخص كتابشناس و در رأس شركت باشد.

2- براي مترجمين زبانهاي زنده دنيا امتيازات و حقوق قابل ملاحظه يي مدنظر گرفته شود و ترجمه هايشان از آخرين آثار چاپ شده جهان با حق الزحمه بلند خريده شود.

3- با بنگاه هاي بزرگ نشراتي جهان در پنج قاره از يك آدرس مشخص رسمي تماس بر قرار شود و آخرين نسخه هاي چاپ كتب ادبي، اجتماعي، سياسي، فرهنگي و غيره وارد كشور گرديده در يك بوردي از متخصصين زبانشناس و كتابشناس مورد بررسي قرار گرفته، بهترين هاي آن ترجمه شود.

4- چهار فروشگاه بزرگ و آبرومند كتاب در چهار گوشه شهر و يكي در مركز شهر كابل ساخته شود و به اختيار ناشران و كتابفروشان قرار گيرد.

5- تعمير غير قانوني گلبهار سنتر از صاحبش استملاك و به اختيار كتابخانه عامه قرار داده شود و در هر ناحيه شهر يك بلند منزل غير قانوني شناسايي شده استملاك و به اختيار كتابخانه عامه آن ناحيه قرار گيرد.

6- هر موسسه نشراتي و ناشر حد اقل يك جلد كتاب چاپ شده خود را به هر يك از رسانه هاي صوتي، تصويري و چاپي ارسال نمايند و نشريه ها ستون ها و برنامه هاي مشخص معرفي كتابهاي جديد چاپ شده را داشته باشند.

7- در نمايشگاه ها فقط به كتابهايي اجازه نمايش داده شود كه ناشران آن را به اجازه مولف و جديداً به چاپ رسانيده باشند.

8- ميان ناشران، كتابفروشان، كتابداران، كتاب خوانان و رسانه هاي صوتي، تصويري و چاپي در يك تشكيلات معين اجتماعي به نحوي ارتباط فعال بر قرار شود.

9- كتابهاي تازه به چاپ رسيده بلافاصله در رسانه هاي صوتي، تصويري و چاپي مورد نقد و بررسي قرار گيرند.

با به اجرا گذاشتن اين نكات و نكات مهمتري از آن كه بايد آن را از صاحبنظران گرفت. به خاطر حل اين بحران بايد يك گردهمايي كارشناسانه تدوير يابد و دلايل اساسي ركود، خمود و جمود بازار كتاب و كتابخواني در كشور مورد غور و مداقه قرار گرفته و بخاطر حل آن طرح ها، راهكار ها و پيشنهادات مشخص به منصه اجرا گذاشته شود

نوع جديد روابط ميان كابل و واشنگتن

مه 2, 2012

كوه بچه

بالاخره پس از بگو مگو ها، رايزني ها، جرگه ها و شرط و شرايط ها آقاي كرزي سند همكاري هاي ستراتيژيك ميان افغانستان و ايالات متحده را در حالي با اوباما امضاء كرد كه بارك اوباما در يك سفر از قبل اعلام نشده به كابل وارد گرديده پس از امضاء آن سند به پايگاه هوايي بگرام رفت.

خطوط كلي سند شامل فصل هايي چون حفظ و تقويت ارزش هاي مشترك دموكراتيك، تحكيم امنيت دراز مدت، تقويت امنيت و همكاري منطقوي، انكشاف اقتصادي-اجتماعي و تقويت نهاد ها و حكومتداري در افغانستان ميباشد. احتمالاً به دلايل امنيتي ترتيبات و تشريفات اين سفر طوري تنظيم شده بود كه انعكاس وسيع در رسانه ها نداشت. بارك اوباما در پايگاه هوايي بگرام طي بيانيه يي اين توافق نامه را تاريخي خواند و از پايان جنگ سخن گفت.

با اين حال موصوف تأكيد نمود كه افغانها مسوول امنيت كشور خودشان خواهند بود. اوباما گفت ايالات متحده پايگاه دايمي در افغانستان تشكيل نميكند و ديگر در جاده ها و كوه هاي افغانستان گزمه نخواهد كرد و اين كاررا جزء وظايف نيروهاي امنيتي افغانستان خوانده متذكر شد كه بر اساس سند ستراتيژيك پايگاه هايي در افغانستان ايجاد خواهد شد كه در مبارزه با دهشت افگني كار كرده و نهاد هاي دموكراتيك را تقويت بخشد. اوباما از مذاكرات صلح به رهبري افغانستان پشتيباني نموده، خطوط قرمز آن را قطع ارتباط طالبان با القاعده، كنار گذاشتن خشونت و قبول قانون افغانها توسط آنان مشخص كرد. اوباما با اشاره به اجلاس قريب الوقوع شيكاگو گفت:«من به همسايه افغانستان پاكستان واضح ساختم كه آنكشور ميتواند در اين روند شريك برابر باشد.» رييس جمهور امريكا ياد آورد شد كه هدف ايالات متحده ساختار كشوري به شكل و تصوير امريكا نيست اما در ضمن ياد آور شد كه:«دريافتم كه بسياري امريكايي ها از جنگ خسته شده اند، منحيث رييس جمهور برايم مشكلست تا به خانواده ها بگويم كه فرزند شما كشته شده است».

سند ستراتيژيك ميان امريكا و افغانستان در شرايطي به امضاء رسيد كه چند روز قبل از آن حملات همآهنگ مخالفان از بلند منزل هاي داخل شهر در شيرپور، پارلمان و پكتياكوت و چند ولايت به راه افتاده هژده ساعت در شهر كابل به طول انجاميد و روابط پاكستان با امريكا در سرد ترين مرحله آن قرار دارد. امريكا از حمله بر نيرو هاي پاكستاني معذرت نميخواهد و پاكستان در اجازه دادن به راه ترانزيتي ناتو از آن كشور مزاحمت ايجاد ميكند.

به قول رسانه ها استخبارات پاكستان اخيراً بيش از بيست و پنج تن از سران طالبان را كه مضنون به پيوستن به پروسه صلح با دولت افغانستان بودند اعدام نموده و به قول مقامات استخبارات افغانستان ده هزار مدرسه در خاك پاكستان مصروف تعليم و تربيه طالبان با روحيه آمادگي به اجراي عمليات انتحاري و انفجاري ميباشند. ايران موجوديت ناتو را در افغانستان اشغال ميخواند و با امضاء اين سند مخالفت مينمايد. رييس جمهور كرزي كه مجوز امضاء اين سند ستراتيژيك را از لويه جرگه عنعنوي مركب از نمايندگان قشر محافظه كار و متنفذين جنوب كشور به دست آورده در موقعيتي قرار دارد كه با ايجاد شوراي ستراتيژيك كابل-دهلي، احتمالاً در موقعيت برتري قرارخواهدگرفت، اما مسأله تاريخ تدوير انتخابات رياست جمهوري و نظريات متفاوت پيرامون آن درمخالفت با قانون اساسي، سوال بر انگيز بودن امكان تأمين امنيت سراسري انتخابات درشرايط عدم حضور نيرو هاي بينالمللي، مهندسي و دستكاري در قانون انتخابات و بلند شدن صدا هاي طالباني از برخي نهاد هاي به ظاهر مدني مبني بر اينكه براي ادامه تحصيلات دختران بايد پوهنتون جدا گانه تاسيس شود ، نمونه هايي اند كه باعث نگراني مردم ميگردد.

مردم از اين نگرانند كه:

1- با توجه به اينكه پس از خروج نيروهاي بين المللي دولت افغانستان در وضعيت امنيتي بهتري قرار نخواهد داشت آيا با عقد اين سند در صورتيكه از خاك كشور ثالث به افغانستان حملات توپخانه و يا ارسال دهشت افگنان صورت گيرد ايالات متحده چه خواهد كرد؟

2- با خروج نيرو هاي بين المللي و كاهش كمك هاي جامعه جهاني هزينه هنگفت ساختار هاي موجود دولت افغانستان چگونه تمويل خواهد شد و در صورت تنقيص تشكيل آن شرايط به چه منوال خواهد بود؟

3- در صورت عدم حضور جامعه جهاني هر گاه يكي از كشور هاي همسايه بخواهد رژيم دلخواه خود را در كابل به قدرت برساند، ايالات متحده چه خواهد كرد؟

4- هرگاه فشار افراط گرايان از درون دولت و نهاد هاي مدني و اجتماعي به مرحله يي برسد كه ارزش هاي قانون اساسي و دستآورد هاي ده ساله را نابود سازد موضع ايالات متحده در آنصورت چه خواهد بود؟

5- هر گاه دولت افغانستان نتواند از نظر تأمينات مادي-تخنيكي و امنيتي انتخابات سراسري رياست جمهوري را برگزار كند، در خلاي يك اداره منتخب مردم، امريكا با آن اداره چگونه كار خواهد كرد؟

ناظرين سياسي به اين باور اند كه انتقال عجولانه مسووليت ها به دولت افغانستان عواقب خطرناك و تراژيدي بزرگي را در پي خواهد داشت، بنابران اين انتقال مسووليت با استفاده از تجارب ساير كشور ها و متكي به مفاد سند ستراتيژيك همكاري افغانستان و ايالات متحده بايد مرحله به مرحله صورت گيرد كه در آنصورت اولاً كشور بايد به مرحله خودكفايي اقتصادي برسد، دوم پوتانسيل دفاعي كشور بايد به موازات قواي كشور هاي همسايه انكشاف يابد، سوم دو جناح واقعي يكي بر سر اقتدار و ديگري در اپوزيسيون در عرصه سياسي بايد عرض اندام نمايد كه با ختم دوره كار يكي، ديگري در انتخابات برنده شود، در غير آن با سپردن مسووليت بزرگ به شانه حكومت در شرايط نبود امكانات و با ايجاد خلق الساعه اپوزيسيون خطر آن وجود دارد كه اولاً با كم شدن نيرو هاي بين المللي جنگ هاي شديد داخلي به وقوع بپيوندد و در ثاني با ختم دوره كار هر زمامدار به بهانه عدم امكان تدوير انتخابات ديكتاتوري در نقاب دموكراسي سر بلند نموده كشور را در بدل معامله با چند قدرتمند تحت زمام شمشير خود قرار دهد.