بایگانیِ ژوئیه 2012

آرتیستان جدید به صحنه ی سیاست می آیند!

ژوئیه 26, 2012

صف آرایی حزب اسلامی در مناطق شمالی و حرکات به اصطلاح مردمی در جنوب که گفته میشود از طرف حزب اسلامی سازماندهی شده، نشان میدهد که افغانستان آبستن یک مرحله ی جدیدی از درگیری های خونین پس از سال 2014 خواهد بود.

حزب اسلامی شاخه ی حکمتیار در ارتباط نزدیک با آی اس آی و حزب اسلامی شاخه ی شامل در حکومت نزدیک به کرزی و امریکایی ها میباشد و با این حال تلاش کرزی احتمالاً آنست که اولاً برای این حزبی که در حال حاضر ساحه ی مستقل تحت نفوذ ندارد تحت عنوان حرکت های مردمی ساحه و قلمرو فتوایی دست و پا کند و در ثانی از نیرو های هر دو شاخه ی حزب اسلامی در کمپاین انتخابات ریاست جمهوری آینده به نفع کاندید طرفدارش استفاده شود. کرزی که در سیاست های کردکی و غیر مکتبی مهارت فوق العاده دارد توانست شورای نظار را در وجود یونس قانونی، دکتر عبدالله، امرالله صالح و احمد ضیاء مسعود طوری پارچه پارچه کند که در آینده با هر یک از آنان به طور انفرادی به آسانی وارد معامله شده بتواند و جمعیت اسلامی را پس از کشته شدن استاد ربانی در وضعیتی قرار داد که برخی اعضای آن حتا از نزدیکی استاد ربانی با طالبان و پاکستان صحبت میکنند و عده یی در کسوت استادان دانشگاه طوری موضعگیری های ملایم پیدا کرده اند که عملاً صحنه را به حزب اسلامی رها نموده اند.

کرزی توانست با مهارت فوق العاده حزب وحدت و حرکت را در وجود افراد طوری خلاصه کند که اکنون با خلیلی، محقق، اکبری، مصطفی کاظمی، انوری و غیره به آسانی میتواند جدا جدا کار کند و جنبش را با جدا شدن برادران رسول پهلوان و اختلافات اکبر بای در موقعیت خطرناکی قرار داد که با استحاله در وجود چهره هایی چون نور الله سادات و فرزند جنرال دوستم که سیمای کازروماتیک در مقایسه به دوستم در میان طرفدارانش ندارند مرحله ی جدیدی از نرمش در معاملات سیاسی را می پیماید. کرزی ماهرانه توانست مارشال فهیم را در موقعیتی قرار دهد که نه از کرزی بریده بتواند و نه از زخم زبان های کرزی در امان باشد و با این حال با اشاره ی ابروی کرزی مقاله ی جدید نیویارک تایمز یک بار دیگر در آستانه آمادگی به انتخابات ریاست جمهوری عطا محمد نور، دوستم، فهیم ، خلیلی وسایر حریفان احتمالی کرزی را در معرض آسیب پذیری جدید و نوسان مورال پایین قرار داد.

در شرایط موجود رقبای کرزی در وضعیت بحرانی قرار دارند و اپوزیسیونی هم که بتواند جدا از اشخاص و افراد مطرح وجود داشته باشد به چشم نمیخورد. به نظر میرسد امریکا با پیش کشیدن پای آلمان در میانجیگری دوسیه ی افغانستان را برای همیش می بندد و حتا تأسیسات قرار گاه های نیروهای امریکایی در افغانستان را آن چنان تخریب میکند که اثری از جای پایش در صحنه نماند.

از نظر آگاهان سیاسی کرزی دقیقاً فورمول های دلخواه امریکا را از زاویه ی مخالفت ظاهری با امریکا قدم به قدم تطبیق میکند. سرخوردگی و دل آزردگی امریکا از( به قول معرف) سر و مال شدن در جنگ افغانستان به حدی هویداست که رورا باکر سناتور امریکایی با مرگ اسامه و سقوط حکومت طالبان وظایف امریکا را در افغانستان پایان یافته میخواند و افکار عامه امریکا شدیداً با ادامه جنگ در افغانستان مخالف است چون از سال 2001 تاکنون از مجموع3104 نظامی کشته شده در جنگ افغانستان به قول رادیو زمانه 2057 کشته از نیرو های امریکایی میباشدوبا این حال امریکا در این جنگ و بازی طوری شکست خورد که با جان باختن سربازان امریکایی چاه های نفت حوزه آمودریا را به طالبی به نام پوپل وقراردادی های چینی و مس عینک را به چین باخت و معدن حاجیگک و بند سلما به هندوستان رسید در حالیکه از ارگ ریاست جمهوری متحدین اصلی امریکا ترانه اشغال افغانستان را توسط امریکا میخوانند این در در حالیست که به قول رسانه ها روزانه 300 میلیون دالر امریکا در حمایت از رژیم بر سر اقتدار افغانستان مصارف جنگی می پردازد . پیوستن سی تن از پولیس حکومت از قرار گاه ناتو پس از آتش زدن پوسته شان به طالبان معمای جدیدی را به وجود آورده که چگونه به داخل گارنیزیون آسترالیایی ها در ارزگان صدای طالبان میرسد که دوستان شان را به صف خود فرا میخوانند. سکوت دولت در برابر راکتباران های کنر توسط نیروهای پاکستان و اظهار شک و تردید سخنگوی ناتو در رابطه به ارتباط داشتن نظامیان پاکستانی در این ماجرا نشان میدهد که پیجیدگی مسأله مغلق تر از آنست که ظاهراً به چشم میخورد. در حالیکه در ارگ ریاست جمهوری دو مقام بلند رتبه دولت افغانستان همدیگر را در حضور نماینده ناتو به جاسوسی به کشور های مختلف متهم میکنند منبعد هیچ تحلیلگر سیاسی نخواهد توانست سر این نخ را باز کند.

با برون شدن پای امریکا از افغانستان چند امکان وجود دارد:

1- کرزی قدرت را با طالبان و حزب اسلامی تقسیم نموده در مواجهه با نیروهای شمال قرار میگیرد.

2- با خروج نیروهای بین المللی جنگ های به مراتب شدیدتر از دهه 90 در افغانستان مشتعل خواهد شد و شیرازه ی نظام از هم خواهد پاشید.

3- قوای هوایی امریکا در میدان های هوایی بگرام، دهدادی، شیندند و کندهار با طیارات بی پیلوت و در هماهنگی با فعالیت های کشفی ضربات شدیدی بر افراد مخالف سیاست های امریکا در منطقه وارد خواهد نمود و شهر های کابل، کندهار، هرات و جلال آباد کماکان با هسته های حکومتی حفظ خواهند شد.

4- افغانستان به ساحه ی تحت نفوذ پاکستان در جنوب و شرق – ایران در غرب و روسیه و چین در شمال قرار خواهد گرفت و با این حال جنگ هند و پاکستان- جنگ ایران و امریکا و مسابقه قدرت روسیه و چین همزمان در افغانستان به راه خواهد افتاد.

اما از یک زاویه دیگر حوادث را آنقدر با عینک پسیمیستی نیز نباید دید، چون در شرایط کنونی اولاً کار با اشخاص مطرح است نا با نیروهای بزرگ و سراسری زیرا اکنون طالبان در وجود ملا آغا جان، ملا طیب، ملا حقانی و ملا ضعیف ، ملا وکیل ، ملا برادر تجزیه شده و دیگر امیر المومنینی که از تورخم تا اسلام قعله به یکصدا امر و هدایت صادر کند وجود ندارد و در عین حال طالبان به دسته های طالبان آلمانی، طالبان پاکستانی، طالبان انگلیسی، طالبان امریکایی، طالبان کرزیی، طالبان نکتایی دار، طالبان لنگی دار، طالبان انتحاری، طالبان انفجاری، طالبان کیبل دار، و… تقسیم شده . حزب اسلامی در وجود ارغندیوال، حکمتیار، قاضی امین وقاد، فاروق وردک ،کریم خرمو…تجزیه شده که دیگر حکمتیاری وجود ندارد که در دشت سقاوه میدان هوایی وپایگاه بسازد. حزب اتحاد به شاخه های اتحاد و دعوت و به گروپ مخالفان پایگاه ها و طرفداران پایگاه ها تقسیم شده. جمعیت در وجود صلاح الدین ربانی، عطا محمد نور، مارشال فهیم، دکتر عبدالله، احمدضیا مسعود و… پارچه پارچه شده. جنبش در وجود جنرال دوستم، سید نورالله، جنرال ملک، اکبر بای و… حزب وحدت و حرکت در وجود خلیلی، محقق، محسنی، اکبری، کاظمی، انوری، جاوید و… طوری از هم پاشید که امکان پتر وترمیم هیچیک به شکل اولی وجود ندارد. چپ دیروز اصلا در صحنه نیست وبقایای خلق وپرچم به خاطر رسیدن به چوکی های فاسد ریاست و معینیت و سفارت دست به دامن کرزی آونگانند و ایدیولوژی و برنامه شان فقط رسیدن به ملاقات با حامد کرزی است و افرادی چون دکتر سپنتا، ظاهر طنین و دیگران نیز در شرایطی قرار داده اند که در هر نوع شرایط به خاطر بقای خود باید پیشانی کرزی را نگاه کنند. الحاصل به این نتیجه میرسیم که:

1- جامعه جهانی به هر قیمت وبه هر شکل ممکن پایش را از این جنگ برون میکشد.

2- کشور در حالیکه قوای هوایی ، تانک وپیاده ندارد به ایالات متحده وغرب وابسته میماند که آن کمک هانیز ار هاله ابهام قرار خواهدداشت.

3- زور آزمایی ها وقدرت نمایی های محلی در وابستگی با کشور های همسایه ادامه می یابد.

4-ارزشهای مدنی به شدت ضربه می بیند.

آنچه مسلمست اینکه افغانستان پشتیبانی کنونی جهانی را نخواهد داشت وبا استفاده از فورمول تفرقه بیانداز اختلافات شدید قومی زبای ومذهبی توسط همسایه ها در وجود لابی های شان دامن زده خواهد شد وتابو ها خواهند شکست.

Advertisements

دولتمردان! از بحث های داغ داخل موتر های شهری کابل بیاموزید

ژوئیه 25, 2012


کوه بچه
در داخل موتر های شهری وتکسی های کابل چه بحث های داغ ،تبصره ها، توضیحات ، انتقادات ، پیشنهادات ونظریاتیکه ابراز نمیشود . همینکه موتر به حرکت افتاد باسرعت گرفتن موترشاهین روح راکبین نیز به پرواز آمده در اولین تکان موتر شخصی ازجا میپرد وبایک جهان احساسات و هیجان مسوولان شاروالی و سرکسازی را بخاطر خرابی سرک و کند و کپر آن به باد انتقاد میگیرد. بلا قاصله شخص دوم بدون شناخت قبلی با شخص اول وارد بحث شده، حرفهایی به تائید انتقادات وی میگوید. اگر در چنین وضعیت راهبندانی بخاطر عبور و مرور دولتمردان صورت گیرد از صدها موتر آتش احساسات مردم چون اسپند انفجار میکند و هر یک به آدرس رهبران، بزرگان و مسوولان انتقادات، سوالات و کلمات عجیب و غریب را سر میدهند. بطور عموم در موتر های شهری از مسایل تدبیر منزل و آشپزخانه تا سیاست و اقتصاد و فلسفه و تاریخ و جغرافیا همه مورد بحث قرار میگیرند. جالب آنست که دریور ها در این میان نقش فسیلیتیتور را ایفا میکنند و اگر استثناءً در موتری خموشی حکمفرما باشد، دریور با طرح مسایلی راکبین را به هیجان و خروش می آورد.
اکنون در شهر کابل وضعیت عجیبی حکمفرماست. مردم بطور عموم از والی تا جوالی و از کارگر تا رهبر و حتا کسانیکه سیاستمدار و سیاست پیشه و سیاست باز نیستند به نحوی از نظر روحی سیاست زده اند و فکر می شود که حتا در خواب هم مردم خواب های سیاسی ببینند. این انسان ها که در سرویس، تکسی و مراسم عزا داری و سرور و ختنه سوری و سالگره و سمنک و امثالهم گردهم می آیند بیش از سیاستمداران فضای محافل شان گرم و سیاسی میباشد و حتا در نشست ها بعضاً منازعه و مناقشه و خشونت ها و حب و بغض های کذایی میان افراد ایجاد میشود، در حالیکه عملاً این افراد در روند سیاست کنونی هیچگونه سهم و نقشی ندارند و به غیر از همان یک برگه ی رأی که آن را نیز تحت تأثیر تیوری ازدحام اکثراً نا آگاهانه استعمال نموده اند در بقیه موارد هیچگونه ارزشی در تصمیم گیری های امور مملکت ندارند و از نام شان سیاستمداران و سیاست بازان تجارت میکنند.
آنچه قابل بحث است اینکه بعضاً از زبان این انسان های فراموش که سخنانشان را فقط با خود تکرار میکنند چنان مفکوره های اصلاحی و الترناتیف های عالی حکومتداری می پرد که بزرگترین مدعیان حکومتداری و سیاست بازی و دیماگوژی و ممبوکراسی حاکم کشور آنرا نمی دانند.
برای دولتمردان لازمست از این افکار، نظریات و حتا هیجانات و احساسات خود انگیخته مردم بیاموزند. این هیجانات نباید چون فیر های هوایی به باد روند. مسوولان باید از سبک کار پشت میز برون آمده، سری به پارک ها، ویرانه های شهر، سرکهای کند و کپر، دریای پر از مزبله، معتادان خوابیده در زیر پل ها بزنند و مشکلات مردم را در کوه های آسمایی، شیردروازه، عاشقان و عارفان، شهدای صالحین، بالا حصار، ارزان قیمت، خواجه بغرا، هزاره بغل و خیمه نشینان کارته پروان و چارراهی قمبر و غیره را از نزدیک ببینند و این سخنان تلخ و احساسات و هیجانات مردم را چون کاسنی تلخ برای اصلاح اجراآت و صحت یافتن ادارات بکار ببرند.

جایگاه افغانستان در محاسبات کاخ سفید

ژوئیه 22, 2012

بکتاش سیاووش نماینده مردم در مجلس نمایندگان
وقتی مقام های آمریکایی اعلام کردند که افغانستان وارد روند انتقال شد، بسیاری ها می پرسیدند انتقال یعنی چه؟ تعویض پرچم نیروهای بین المللی با پرچم افغانستان، یا چیزی فراتر از آن؟ بعداً روشن شد که جامعه جهانی روند انتقال را شامل بخش های نظامی سیاسی و اقتصادی میداند و روند انتقال تنها تعویض پرچم ها نیست. اخیرا وزارت خارجه آمریکا برای اجرایی ساختن بخش نخست روند سیاسی انتقال، گروهی از سیاستگران فعال در عرصه دولتداری در افغانستان و نمایندگان مجلس این کشور را به ایالات متحده آمریکا دعوت کرد تا با انتقال تجارب دولتداری تجربه روی پا ایستادن یک دولت را از دیدگاه سیاسی منتقل کند. البته این آغاز یک روند است که پس از این شدت بیشتری خواهد یافت.
من نیز از اعضای گروه دعوت شده به آمریکا بودم. فرصت خوبی برای گفت و گو، تبادل نظر و کسب تجارب با شخصیت های تاثیرگذار نظام حکومتی آمریکا که شامل حلقه‌ های تصمیم گیری های بزرگ این کشور بود.
سه موضوع عمده، محور اصلی صحبت ها را در دیدار های متفاوت تشکیل می‌داد:
فساد دوسر؛ دولت افغانستان و جامعه جهانی
شاید یکی از عوامل گسترش فساد در دستگاه دولت افغانستان، کمک های بی قید و شرط، عدم توجه به حساب‌گیری و دخل و خرج کشور‌های کمک کننده بود. آن ها هزینه های هنگفتی را بی هیچ محاسبه‌ ای در اختیار دولت افغانستان گذاشتند. مقام های ارشد دولت آمریکا به عنوان بزرگترین کمک کننده افغانستان اعتراف می‌کنند که از رقم دقیق کمک های داده شده به افغانستان اطلاع ندارند.
با این حساب برای مبارزه با فساد، جهان باید تصمیم به مبارزه ای جدی نه در شعار که در میدان عمل بگیرد و دولت افغانستان نیز که تا حالا به اقتصادی فاسد عادت کرده است باید ناچار و وادار به مبارزه با فساد شود.
در ملاقاتی که با جان مک کین، عضو برجسته کنگره آمریکا داشتیم، نظر آنها این بود که باید برنامه مبارزه با فساد را شورای ملی افغانستان به عنوان نهاد مردمی و پاسخگو رهبری کند.
ولی نماینده های حاضر در مجلس این نظریه را غیرعملی خواندند، ازمقام های آمریکایی خواستیم که در نشست توکیو که کمک شانزده میلیارد دلاری برای افغانستان وعده خواهد شد را مشروط به یک سری از پیش شرط های عملی برای مبارزه با فساد کنند.
از آمریکا خواسته شد که پس از اعلام این تعهد، جهان از دولت افغانستان خواستار به دادگاه کشیدن مهره های ریز و درشتی شود که در هر سه رکن نظام افغانستان جولان میدهند و نهادهای دولت افغانستان و نهادهای بین المللی نیز اسناد کافی برای به دادگاه کشیدن آنها در اختیار دارند. اگر کمک ها مشروط به مبارزه با فساد شود، فشار افکار عامه و شهروندان افغانستان دولت را وادار خواهد داشت تا در مبارزه با فساد دست به کار شود.
ظاهرا در کنفرانس توکیو تاکید بر پاسخگویی دو جانبه شده است، و وزیران خارجه کشور های کمک کننده هر دوسال باید گردهم آیند، شفافیت روند کمک و مصرف را بررسی کنند و در نتیجه تجدید تعهد کنند.
ولی اینرا هم باید افزود که به نظر میرسد دولت اوباما، چشم به آینده پس از کرزی دوخته و این دو سال باقیمانده از حاکمیت آقای کرزی را به عنوان سالهای سوخته و از دست رفته شمرده است. بنابر همین دلیل، تعهد مالی که قرار بود برای ده سال در اختیار دولت افغانستان قرار گیرد تنها برای چهار سال در نظر گرفته شده است، تا با روی کار آمدن دولت جدید، رویکرد مالی جهان نیز تازه و از نو شود. در ضمن آمریکا خواستار ساقط کردن دولت کرزی هم نیست و ظاهرا ازهیچ جریانی هم که بخواهد این نظام را ساقط کند، حتی با شیوه‌های دموکراتیک و مدنی، حمایت نخواهد کرد.
بحث مذاکره با طالبان
مذاکره با طالبان محور دوم صحبت ها بود. هنوز نگاه بخش بزرگی از سیاستمداران آمریکایی نسبت به مسئله صلح در افغانستان این است که با مذاکره و کنار آمدن با طالبان می‌شود مشکل افغانستان را حل کرد اما عده دیگری هم مخالف این نظریه اند.
به نظر می‌رسد دولت افغانستان، طالبان را بسیار خطرناکتر از آنچه هست، جلوه داده است.
بسته پیشنهادی که از آدرس مردم افغانستان مطرح شد این بود که، نه تنها طالبان هیولای شکست ناپذیر نیستند که خود سربازان دو سری هستند که زمینه امتیاز گیری دولت افغانستان در چانه زنی با همکاران بین المللی را فراهم کرده است و هم حافظ منافع پاکستان در افغانستان شده اند.
آنچه روشن است اینکه با مذاکره و برگرداندن طالبان و حکمتیار به افغانستان هیچ چیزی حاصل نخواهد شد تا پاکستان در بحث افغانستان سر جایش نشانده نشود.
یکی از مقام های ارشد پنتاگون که در این دیدار شرکت داشت، به ما گفت که ما باید بپذیریم که طالبان در برخی از نقاط جنوب افغانستان حمایت مردمی دارند. به این معنی که تمام کاسه کوزه ها را پای پاکستان نمی‌توان شکست.
ولی به باور من، مشکل اساسی در گذشته دیروز، و امروز افغانستان نه گروه های خورد و بزرگ که در دشمنی با افغانستان قرار دارند می‌باشد که بزرگترین و اصلی ترین مشکل افغانستان کشور همسایه ایست که ۱۴۰۰ کیلومتر مرز مشترک با افغانستان دارد. پاکستان دو نگرانی عمده از یک افغانستان آزاد، و قدرتمند دارد؛ ابتدا بحث دیورند که حالا به زخم ناسور در روابط دو کشور مبدل گشته است. پاکستان گمان میکند که افغانستان ادعای ارضی بر پاکستان را مطرح خواهد کرد و خواستار استرداد هزاران کیلومتر از خاک خود خواهد شد که سالهاست آنرا در پی یک معامله سیاسی از آن خود کرده است.
دوم بحث درگیری با هند است؛ رابطه هند و پاکستان به خرمنی میماند که هر لحظه میتواند یک جرقه کوچک آنرا به شعله ای بزرگ مبدل کند. پاکستان نگران است که افغانستان با در نظرداشتن رابطه حسنه تاریخی که با هند دارد از پشت به آن کشور خنجر بزند؛ بنابرین پاکستان هیچگاهی به داشتن یک افغانستان مقتدر در کنار خود راضی نخواهد شد، و افغانستان ضعیف عقب افتاده و حاکمان پاکستانیزه میتوانند به باور پاکستانی ها از یک چنین واقعه ی جلوگیری کند.
راه حلی که برای بحران فعلی پیشنهاد میکنیم این است که بجای بزرگتر کردن طالبان و دشمن پردازی های غیر واقعی و بجای تلاش برای نشستن بر سر میز مذاکره با سربازان منافع پاکستان در افغانستان چرا نباید با خود پاکستانی ها وارد مذاکرات مستقیم شد.
پیشنهاد میکنیم که آمریکا برای میانجیگری میان دو کشور به کمک سازمان ملل، زمینه ‌گفتگو های رو در رو میان دولت افغانستان و پاکستان را زمینه سازی کند، که در آن حکومت غیر نظامی، ارتش و سازمان استخبارات نظامی پاکستان حضور داشته باشند؛ در مقابل نیز دولت افغانستان به عنوان یک دولت وارد مذاکرات شود تا پاکستان نگرانی هایش را روی میز بگذارد تا پس از آن وارد جاده ی اصلی که به ختم بحران در افغانستان می انجامد برسیم.
افغانستان پس از ۲۰۱۴
دولت افغانستان و جامعه جهانی در ده سال گذشته در ساختار نیروهای مسلح افغانستان از پلیس و ارتش تا امنیت ملی به یک موفقیت تاکتیکی و شکننده دست یافته اند، موفقیتی که چالش های پیش رو هر لحظه آنرا تهدید میکند. موافقت آمریکا با ساختار قومی برای ارتش افغانستان آنهم از نگاه پاکستان که چه درصدی از کدام قوم باید در نیروهای مسلح افغانستان باشد، در واقع ما را با یک وضعیت شکننده و آرامش قبل از توفان روبرو کرده است. در دیداری که در این سفر با معاون وزرات دفاع آمریکا داشتم ایشان به صراحت تایید کرد که نگاه قومی به ساختار ارتش افغانستان را در تفاهم با فرماندهان ائتلاف شمال و پاکستان برای افغانستان در نظر گرفته اند. به علاوه اینکه در ساختار ارتش افغانستان برای احزاب نیر چنین امتیازی در نظر گرفته شده است.
این اظهارات نگرانی جدی برای افغانستان را ایجاد میکند؛ ابتدا اینکه چرا باید نیروهای مسلح کشوری به فرمایش کشور همسایه آن هم همسایه ای که درگیر با مسایل افغانستان است ترتیب شود، دوم اینکه چرا باید تجربه ناکام گذشته تکرارشود. تجربه شکست حاکمیت دکتر نجیب الله نشان میدهد که در نبود نیروهای خارجی چقدر وضع شکننده است. آنچه باعث سرنگونی حکومت کابل در زمان دکتر نجیب شد نه اقتدار گروه های مجاهدین و مؤتلفین شان که شاریده گی(از هم پاشیدگی) و چند دستگی نیروهای مسلح بود. وقتی برخی از فرماندهان و ژنرال های ارتش برای سقوط نظام به نفع شمال درشمال کابل گرد آمدند و برخی از همین مقامات ارشد در چهار آسیا برای سقوط نظام به نفع جنوب؛ آنجا بود که پایه های نظام سستی کرد و فرو ریخت.
ساختار فعلی ارتش افغانستان به مراتب اوضاع را پیچیده تر از آن زمان نشان میدهد. تشدید روحیه قومی در ارتش و تعبیر اصل مشارکت ملی و ملت شدن به حضور یک تاجیک، یک پشتون، یک هزاره و یک ازبیک در هر ساختاری و ملی نامیدن آن کاریست به شدت ناثواب که خرمن آماده شده برای آتش را به نظر میرساند.
باید با حفظ ارتش فعلی که یک موفقیت راهکاریست در حضور جامعه جهانی و پیش از خروج نظامیان بین المللی، کار روی طرح جدید خدمت زیر پرچم افغانستان روی دست گرفته شود، که در آن نه اصل مشارکت قوم٬ زبان و حزب باشد که ارتش داوطلبانه از فرزندان افغانستان تشکیل شده باشد تا در برابر مشکلات یکپارچه توان ایستادن را داشته باشد.

صدای اعتراض به پیشروی در سرحد افغانستان و کشته شدن کنری ها را از اثر راکت باران پاکستان کی باید بلند میکرد؟

ژوئیه 20, 2012

در حالیکه پرویز اشرف صدر اعظم پاکستان قبل از سفر به کابل با لحن معترضه به آدرس کابل ادعاهای واهی را به عنوان حمله بر خاک پاکستان از طریق افغانستان مطرح کرد وآن ادعا را به شکلی در کنفرانس مطبوعاتی با کرزی تکرار کرد. برعکس آقای کرزی از فضای دوستانه مذاکرات سخن گفت. رییس جمهور نگفت که در رابطه به پیشروی نیروهای پاکستان به خاک افغانستان در کنر به راجا پرویز چه گفته؟ رییس جمهور نگفت که در رابطه به فیر بیش از یک هزار مرمی توپ از خاک پاکستان به راجا پرویز چه گفته؟ رییس جمهور نگفت که در رابطه به ادعای والی نورستان مبنی بر وجود طالبان پاکستان در نورستان به راجا پرویز چه گفته؟
در فضای سیاسی که صدای اعتراض پارلمان ، والی های کنر و نورستان و حتا جامعه جهانی از حملات نیروهای پاکستان بر خاک افغانستان و داخل شدن طالبان پاکستانی به خاک افغانستان بلند میشود و در حالیکه به اثر مسدود ساختن راه ترانزیت پاکستان میوه ی افغانستان قرار است توسط طیاره به خارج صادر شود، جناب رییس جمهور افغانستان خاک به چشم مردم زده میز مذاکرات را با گل و میوه های افغانستان رنگین میسازد و به روی هیئت پاکستانی لبخند میزند. اینکه راجا پرویز حتا در کنفرانس مطبوعاتی ادعای قبلی اش را تکرار کرد ولی رییس جمهور افغانستان در همه موارد تخطی ها و تعرض های صریح پاکستان به افغانستان مهر سکوت بر لب دارد سوالات زیادی را در اذهان عامه ایجاد نموده.
مردم میپرسند آخر این چه نوع دیپلوماسی است که کشور راکت باران میشود، مردم کشته میشود، کشوری علناً راه ترانزیت افغانستان را مسدود میسازد ولی رییس جمهور افغانستان خلاف قانون اساسی و خلاف آن تحلیفی که به قرآن در حفظ ارزش های تمامیت ارضی، استقلال ملی و حاکمیت ملی و ارزش های مندرج قانون اساسی به پیشگاه ملت یاد کرده با نادیده گرفتن تخطی های صریح حمله بر قلمرو افغانستان و برادر خواندن و جلالتمآب خواندن طرف مقابل به اصطلاح دیپلوماسی موفق خود را به رخ مردم در داشتن رابطه با کشور های مختلف میکشد. مردم میپرسند : این چه نوع دیپلوماسی است وکجای آن قابل افثخار است؟ مردم میگویند شاید رهبری افغانستان مثل( آن زور آور داخل خانه و ضعیف پشت دروازه عمل کند) که قطعات واکنش سریع را در جاده های کابل به رخ جوالی و دوره گرد و مردم بیچاره و مظلوم و محروم بخاطر زهر چشم نشان دادن به شهروندان مظلوم خودش بکشد ولی در مقابل کسی که ملت را راکت باران میکند با گردن پت صحبت کند.
وای به حال ما! که چنین حافظ قانون اساسی داریم.

تربیه اولاد با روحیه زحمت کشی!

ژوئیه 18, 2012

بودنبود یک موسیچه بود، آن موسیچه در باغی زندگی میکرد و چند چوچه داشت که تازه سراز تخم بیرون کرده بودند . موسیچه هرروز ازصبح تا شام غذا پیدا میکرد وآن را در جاغور خو د ذخیره کرده شب آنرابه دهن چوچه ها می ریخت . چوچه ها رفته رفته بزرگ شدند وبال وپر کشیدند ودر حالیکه حتا قدرت پرواز را پیداکرده بودند بازهم توقع داشتند که مادربرای شان غذا بیاورد. یک روز موسیچه ناوقت به آشیانه برگشت ولی دریک شاخه دور از چوچه نشست. چوچه ها هرقدر با بال های شان به مادر اشاره کردند تابیایید وبه آنها غذا بدهد مادر نزدیک آشیانه نشد. نیمه های شب وقتی چوچه های گرسنه راخواب برد موسیچه به آهسته گی آمد در گوشه آشیانه خوابید. صبح قبل از دمیدن شفق چوچه های گرسنه از خواب بیدار شده به سوی مادر حمله کردند اما باز هم موسیچه به آنها توجه نکرده از آشیانه پرواز نموده در شاخه دور تر نشست . چوچه ها با بال های شان به سوی مادر اشاره کردند تا مادر بیاید وآن ها را آب ودانه بدهد.

مادر گفت که : پرواز کنید ونزدیک من بیایید تابرای شمادانه بدهم

چوچه ها از اینکه خیلی گرسنه بودند خورا از آشیانه به زیر انداختند ولی متوجه شدند که بال های شان میتواند پرواز کند وقتی نزد مادر رسیدند، مادر ازآن شاخه پرواز نموده به شاخه دیگر نشسته آنان را نزدخود دعوت کرد. این بار چوچه ها به جرات تر پرواز نموده به شاخه دوم رفتند، مادر از شاخه دوم نیز پرواز نموده آنان را به شاخه های سوم چهارم پنجم وششم به دنبال خودکشاند وسر انجا م دوباره به آشیانه برگشته و ازچوچه ها خواست به دنبالش بیایند. وقتی چوچه ها با حالت گرسنه وتشنه به آشیانه بر کشتند مادر به آنان گفت:

چوچه های عزیزم!

تا روزی که بال وپر نداشتید با زحمت غذا پیدا کرده به دهن شما کردم . امروز که بال وپردارید بیایید که شما را به محل آب و دانه ببرم تا خو د تان پرواز نموده آب ودانه پیدا کنید و بخورید. و تنبل ومفت خور بار نیایید . موسیچه پرواز نمودو چوچه ها نیز به دنبالش به پرواز آمدند . آنان را اول به محل دانه برد، به قدر کافی دانه خوردند وسیر شدند، بعد به لب جوی آب آورد تا آب بنوشند ، بعد مادر باهر یک شان خدا حافظی نموده با یک پرواز بلند از نظر آنان دور شد وچوچه ها بعد از آن خود شان تلاش میکردند آب ودانه پیدا کرده میخورند وبه مادر شان دعا می نمودند

تنظیم کننده : اناهیتا سیاووش

از گرد آورده های محمد داود سیاووش

در خاطره از روز 26 سرطان 1352

ژوئیه 15, 2012


آنچه میخوانید صفحه ی دوم اولین دست نویس بیانیه ی سردار محمد داود به خط خودش میباشد که روز 26 سرطان 1352 به این وسیله نظام جمهوریت را به مردم افغانستان اعلام نمود.
شما بفرمایید که ما این صفحه را به چه منظور منتشر کرده ایم و در آن چه میبینید؟

تحفه 16 میلیارد دالری کنفرانس توکیو به دست اندر کاران فساد

ژوئیه 14, 2012

دارا سنگ سیمای افسانوی سینمای هند درگذشت

ژوئیه 12, 2012


دارا سنگ، هنرمند و ورزشکار مشهور هندی، در بیمارستان درگذشت. سنگ ۸۳ ساله در بیشتر از ۱۰۰ فلم هندی نقش ایفا نموده و بیشتر از ۵۰۰ مبارزه ورزش رزمی انجام داده است. در افغانستان سینمای هند را نسل کهنسال و میانسال با حرکات خارق العاده دارا سنگ در فلم های آن زمان شناختند.

سیاست هیاهو برسر هیچ !

ژوئیه 12, 2012


نوشته : داود سیاووش
فرهنگ سیاسی مسلط سالهای اخیرچنان شکل گرفته که از ابتدای وقوع رویداد ها رسانه های تصویری ، شنیداری وچاپی داخلی وخارجی صاحبنظران ، منتقدان ، پیشداوران ، دل گویان ! ومفسران بامعلومات وبی معلومات ! از آسمان وریسمان گزمیکنند! وآن قدر پیرامون مساله زمزمه وقلقله میکنند وبوق و کوس وکرنا میزنند که انتظارات مردم تاسطح تولد یک موجود خلق الساعه در زمینه رفاه ، انکشاف کامگاری وبهروزی اجتماعی ، اقتصادی وسیاسی صعود میکند .
درحالیکه ازفردا ی پایان جلسات کنفرانسها اسناد آن در فایل هاوفولدر های آرشیف کمپیوتر ها رفته چنان خموشی برکشور مستولی میشود که گویی هیچ رویدادی اتفاق نیافتاده . این شیوه کار موسمی قلب سیاست کشوررا طی ده سال آن چنان ازتپش بازماند که میلیاردها دالر کمک های جهان درشنزارهای فساد دولت افغانستان نابود شد .
یک نگاه گذرا به تعداد کمسیون ها ، فرمانها ، کنفرانسها وسیروسیاحت های رسمی زمامداران طی ده سال نشان میدهد که با همه هیاهو، دولت افغانستان نتوانسته حد اقل استفاده را از ظرفیت ها وپوتانسیل ها بنماید، درحالیکه برعکس ازیک طرف نیروهای طرف مقابل حکومت توسط عمال نفوذی شان در داخل نظام آن قدر بزرگ نمایی شدند که اکنون قدرت مانور بر ضد دولت را از داخل نظام درعرصه های نظامی ، اجتماعی، سیاسی ومدنی پیدا کرده ازداخل نظام صدای ضد نظام را در زمینه محدود ساختن آزادی بیان ، حقوق شهر وندی وارزش های مدنی وحقوق زنان بلند میکنند واز جانبی باران انتقاد برحکومت فضارا طوری شکل داده که همه گان العتش گویان آرزوی یک تحول را دارند.
جالب آنست که بازهم صدای تحول از تربیون حکومت وتیمی بلند میشودکه کشور را به چنین سرنوشت دردناک مبتلا نموده اند ، تیمی که طی ده سال افغانستان را از نقطه صفر به صدرجدول قاچاق مواد مخدر جهان رساند، تیمی که کشور را به مرحله سومین کشور فاسد دنیا و ششمین کشور ناکام دنیا رساند . تیمی که ساحه امنیتی کشور را از واخان تا سپین بولدک وازتورخم تا تورغندی در سال 2001 به حدی کوچک ساخت که اکنون دروازه های پایتخت تحت تهدید قرار دارد .
مردم به این تیم بی کفایت می گویند :
آقایان !
لطفا قبل از هروعده بلند پروازانه ًمارا از این نزول وسقوط اولاً به مرحله صفری سال2001 که قدرت را تسلیم شدید برسانید وبعد از حرکت مثبت صحبت کنید .اگر شما انکشاف ده ساله را ازبعد تکنالوژی معلوماتی ، رشد رسانه های آزاد و انکشاف ارتباطات موبایل می دانید باید این را مد نظر گیرید که این تسهیلات زمینه ساز رشد ووسیله استجواب و وسیله مدنی تحت فشار قرار دادن شما می باشند لاغیر .
درحالیکه معدن حاجیگک هنوز زیر خاک است ،نفت و گاز ساحه آمودریا هنوز استخراج نشده ،دریا های پنجشیر، شتل ، سالنگ ، غور بند ، کابل ،لوگر، لغمان ، کنر وغیره به پاکستان میریزد.دریای هلمند به ایران میریزد ، دریای آمو به ازبکستان میریز د ، برعکس شما آقایان برق را از ترکمنستان ،تاجکستان وازبکستان وارد نموده کشور را برای همیش در وا بستگی کشورهای همسایه قرار دادید.
درحالیکه ماشین آلات نساجی گلبهار را که چهل و پنج میلیون متر پارچه سالانه میبافت به شکل «کبالی» به پاکستان می فروشید و صد فابریکه در هرات سقوط نموده و ساحه صنعتی پلچرخی طی ده سال به پا ایستاده نشد در مقابل فرش و تکه و منسوجات نخی و سندی و ابریشمی و حتا سمنت و آهن گادر و آهن چادر و چوب چارتراش را از کشور های همسایه می آورید و بدتر از آن تخم مرغ از هندوستان، کاهو از چین، قیماق از ایران و پاکستان بالای سفره هر افغان اکنون هموار است، این دیگر پاک و صاف شرم و ننگ است برای زمامداران کشوری که توانایی ایجاد چند فارم مالداری و زراعتی را نداشته چشم به مزارع و فارم های همسایه دوخته و افغانستان را به کشور مستهلک و مصرفی در حوزه ی اقتصاد جهان مبدل کرده اند.
در این حال زمامداران ما باید قصه آن چرچرک و مورچه را بیاد بیاورند و بدانند که ملت افغانستان ملت زحمتکش است و تنها این رهبران چرچرک نما هستند که کشور را به این سرنوشت دردناک مبتلا کرده اند. حالا که جهان دل به دریا زده بار دیگر شانزده میلیارد دالر را برای کشوری که در آن نه حسابی است و نه کتابی می پردازد، حد اقل تیم حاکم به چند نکته باید توجه داشته باشد:
1- به عوض لاف و گزاف ده سال بعد که مسلماً پس از دو سال این تیم باید جای خود را عوض کند حد اقل برای دو سال آینده پلانگذاری دقیق طوری صورت گیرد که هر سال چند میلیارد از کمک کدام کشور در کجا و به چه شکل مصرف میشود وحد اقل برا مصرف همین پول دو ساله اداره پاسخگو وشفاف باشد؟
2- برای بررسی مصارف ده ساله مشخص شود که شصت میلیارد دالر طی ده سال از کدام کشور ها گرفته شده به کدام شکل مصرف شده و چرا در سیمای کشور اثری از آن به معنای زیربنایی به چشم نمیخورد.
صاحبنظران به این باور اند که تیم حاکم به عوض لاف و گزاف و وعده و وعید حد اقل در دو مورد بدون هیاهو توجه نماید و به ملت گزارش دهد.
1- ارزش های ده ساله که به کمک آن میتوان چنین صداهای مدنی را تا گوش صدر ملت رساند نابود نشوند و در معرض معامله و زد و بند ها قرار نگیرند و آزادی بیان، حقوق مدنی، حقوق زنان به کام تندروان طی دوسال باقیماند نروند. و در ثانی دقیقاً به ملت بگویند که طی دو سال کار شان با پول هایی که از جهان میگیرند، چه کارهای زیربنایی انجام میشود، بعضی ها از این تشویش دارند که مبادا از این پول ها در کمپاین های انتخابات ریاست جمهوری استفاده شود.

گزارش بکتاش سیاووش نماینده مردم در ولسی جرگه از سفر هیئت پارلمان به ایالات متحده

ژوئیه 10, 2012

درود برشما

سرانجام پس از نزدیک به یک ماه مسافرت و ۱۱ هزار کیلومتر دور بودن از سرزمینم دوباره بازگشتم تا در کنار شما و در خدمت شما بمانم.

دیدارهای فشرده ملاقات های جدی بحث های تند و کسب تجارب نمایندگی از مهمترین برآیند این سفر بود قرار است به طور کل در یک برنامه ی تلویزیونی به این سفر بپردازم هرچند هنوز مشخص نیست چه وقت و چگونه اما بخشی از اطلاعات را برای شما در راستای مسولیتم که اطلاع رسانی به شما…ست اینجا شریک میسازم:-

۱۸ الی ۲۳ جون ۲۰۱۲

واشنگتن دی سی:- آشنایی با نظام فدرالی آمریکا ساختار و کارکرد کانگرس اینکشور و روابط سه رکن قوه در آمریکا- چگونگی رابطه ی امریکا با افغانستان.

۲۳ الی ۲۴ جون ۲۰۱۲

نیویورک: بازدید از آبدات تاریخی و فرهنگی شهر نیویورک

۲۴ الی ۲۸ جون ۲۰۱۲

باستن ماساچوستس : دانشگاه هارورد

۲۸ الی ۳ جولای ۲۰۱۲

سکرامنتو کلفرونیا: روند بودجه سازی مجلس نمایندگان ایالتی لابی و حمایت سازمان های جامعه مدنی و حاکمیت قانون

۳ الی ۷ جولای ۲۰۱۲

تمپا فلوریدا : روابط دوجانبه بین نمایندگان منتخب و مردم

مهم ترین دیدارها ی سفر :

-ملاقات با جان مک کین عضو سنای آمریکا-جمهوری خواه

– ملاقات با مارک کراسمن فرستاده ویژه آمریکا برای افغانستان-پاکستان

-ملاقات با میلانی ویروییر- معاون وزارت خارجه – مسایل جهانی زنان

-ملاقات با مایکل پوسنرمعاون وزارت خارجه -دموکراسی حقوق بشر

-ملاقات با براین نیکولاس معاون وزارت خارجه- حاکمیت قانون

-ملاقات با جان لییس ریس اداری مشارکت دموکراسی کانگرس

-ملاقات با ماریو دی ایز بالارت – عضو مجلس نمایندگان

-ملاقات با دیوید درییر- عضو مجلس نمایندگان ریس کمیته تقنین

-ملاقات با دیوید پرایس عضو مجلس نمایندگان -کمیته امنیت ملی

-ملاقات با جو ولسن – عضو مجلس نمایندگان- ریس کمیته پارلمانی برای افغانستان

-ملاقات با دیوید سیدنی معاون وزارت دفاع برای افغانستان پاکستان و آسیای میانه

-ملاقات با ایریک پییرس معاون وزارت دفاع در امور قانون گذاری

– ملاقات با جان کربی معاون وزارت دفاع برای فعالیت های رسانه ی

-ملاقات با جیف ایگرز ریس ارشد شورای امنیت ملی امور افغانستان پاکستان

-ملاقات با براین وگت مشاور ارشد جوزف برنکر مشاور در امور دموکراسی کیث یلازا تامسن ریس بخش افغانستان یو اس ای آی دی

دیدار با مسوولین ارشد فرماندهی مرکزی آمریکا موسوم به سنتکام

موضوعاتی که درین دیدار های مشخصآ به آن پرداخته شد فساد اداری – روند صلح و مذاکره – خروج نظامیان بین المللی – و ساختار نیروهای مسلح افغانستان