بایگانیِ ژانویه 2013

چالش های یک انتخابات شفاف کدامهاست؟

ژانویه 30, 2013

pen-and-paper-clip-art22-5
شماره 109/ چهارشنبه 11 دلو 1391/ 30 جنوری 2013
نوشته: محمد داود سیاووش

تجربه ی ده سال اخیر نشان دادکه حکومت افغانستان به نهاد های تمثیل کننده دموکراسی چون پارلمان، کمیسیون مستقل انتخابات و اصول انتخابی بودن رهبری قضا، سارنوالی و غیره چندان پابند نبوده، گاهی محکمه ی خاص را بر شانه ی کمیسیون شکایات انتخاباتی نشانده و زمانی فیصله های محکمه ی خاص را با محاصره ی پارلمان شکسته، اما بازیگران صحنه ی سیاست در هر نوع شرایط و معادله قدرت خود را معیار و محک حقانیت اقدامات شان قرار دادند.

در کشور فضای دل آزاری حاکم شده که با استفاده از اتموسفیر آزادی بیان چند روز پیرامون هر مسأله هیاهوی بزرگی در رسانه ها بلند می شود و اما به زودی به روال «گفتند فسانه یی و در خواب شدند» هر کس پی کارش می روند و آن قصه به اصطلاح مفت می شود. اما آنچه دوره ی کنونی را از گذشته متفاوت میسازد ظاهراً جدا شدن خط جامعه ی جهانی از خط تیم بر سر اقتدار می باشد. هر چند این سوال هنوز مطرح است که آیا این اختلافات صحنه سازی میباشد و یا جهان واقعاً نظریات متفاوت با رهبری کنونی دارد؟ اما به هر حال تجربه نشان داده که حزب های سر کاری، سازمان های سرکاری، تشکیلات مدنی سرکاری و سازمان دهی های جوانان و زنان به شکل سرکاری آنهم در مقابله با روند جاری جهان تا روزی به دور زمامداران پرسه زده اند که از خان ولینعمت سفره ی شان رنگین بوده.

آنچه در مقدمه ی تدویر کار زار انتخابات آینده ی ریاست جمهوری در جریان است، بیشتر یک حرکت مهندسی برای آینده و آرایش و ویرایش نهاد های مدنی بخاطر تائید این مهندسی می باشد. عدم ثبت نام رأی دهندگان، به تعویق افتادن چندین بار توزیع تذکره ی الکترونیکی، مرعی الاجرا خواندن کارتهای قبلی با عدم توزیع کارتهای جدید، نا معلوم ماندن تعداد مجموعی افراد واجد شرایط رأی دهی، سر و صدا ها در مورد اینکه گویا هشت میلیون کارت جعلی از دوره ی قبل وجود دارد، انتصاب رییس جدید دارالانشأ کمیسیون انتخابات، عدم مجازات متخلفین در انتخابات قبلی و سایر مسایل از اعتماد مردم به پروسه ی انتخابات آینده میکاهد و تدویر یک انتخابات شفاف را زیر سوال می برد.

یک نگاه گذرا به سالهای گذشته نشان میدهد که حتا تخلفات و تقلبات انتخابات نیز به شرط حمایت جامعه جهانی از تیم حاکم به کرسی نشسته است. با توجه به اظهارات اخیر جان کیری وزیر خارجه ی جدید امریکا به نظر میرسد ظاهراً در دوره ی آینده امریکا در کنار تیم حاکم قرار نخواهد داشت و از جانبی تیم حاکم نیز صحنه را رها نخواهد کرد و در نظر دارد کاندید دلخواه خود را بر کرسی ریاست جمهوری بنشاند.

در حال حاضر احزاب قوی سراسری در افغانستان وجود ندارد و شخصیت های روی صحنه ی سیاسی نیز از فاتحه خوانی قاضی حسین احمد در کابل تا اندیوالی با اسامه و طالبان و تا اسرار زیر پرده با ارباب دموکراسی و جریانات چپ و راست دیروز هر روز ده بار میتامورفوز و تغیرقیافه و شکل میدهند و اصلاً با همه استند ولی با هیچکس نیستند و شرط تعاملات شان فقط رسیدن به منافع کوتاه مدت خودشان است.

؟

بهانه حکومت مبنی بر عدم وجود منابع پولی برای تجدید کارت رأی دهی را در حال حاضر هیچکس نمی پذیرد چون همه میدانند که اگر در بودیجه سال مالی 1392 حد اقل از امتیازات حسابات خاص، اعمار قصر به رییس جمهور، اعمار آشپز خانه به رییس جمهور و مصارف حشم و خدم و حاجب و دربان های ریاست جمهوری بکاهنداین مبلغ به آسانی بدست می آید.

اما آنچه قابل بحث است اینکه تصور نمی شود جامعه ی جهانی و مخصوصاً امریکا را دو بار از یک غار در افغانستان مار بگزد و امریکایی ها جداً باید راهشان را از راه تیم حاکم در کلیه موارد جدا کرده باشند. در حالیکه هیئت سازمان ملل در کابل مصروف رایزنی با مقامات افغانستان در باره شفافیت انتخابات آینده میباشد. تجربه نشان داده که بدون پیدا کردن زبان مشترک با دنیا زمامداری در افغانستان حتا نا ممکن به نظر میرسد. نجیب 500 هزار نیروی مسلح، حزب سراسری و نهاد های چند صد هزار نفری اجتماعی داشت و قوای مسلح در آن زمان با پیشرفته ترین سلاح های متعارف چون اسکات، لونا، اوره گان، هواپیما های میگ و تانک های کوه پیکر مجهز بود، اما وقتی متوجه شد جهان با وی نیست مخصوصاً پس از آنکه یلسن با برهان الدین ربانی ملاقات نموده با پخش اعلامیه یی داخل شدن قوای شوروی را به افغانستان اشغال خوانده از چسپیدن به تسمه های قدرت ابا ورزید. در شرایط کنونی با توجه به سوء تفاهمات و حتا تبلیغات علنی که فی مابین تیم حاکم و جامعه ی جهانی، مخصوصاً ایالات متحده جریان دارد، چسپیدن این تیم به قدرت با این شعار که «یا ما یا با طالبان» به مفهوم خیز زدن به دریا بدون توجه به گذر می باشد.

به استثنای حالتیکه کدام معامله ی بزرگ زیر پرده وجود داشته باشد که امکان آنهم خیلی کم است، در سایر موارد ادامه ی کشمکش با دنیا آنهم در کار های تخنیکی انتخابات به هیچوجه تکرار سناریوی دوره ی قبلی نخواهد بود.

راه حل چیست؟

بخاطر گذار از بحران موجود چند اصل باید مد نظر گرفته شود:

1- اینکه حکومت و همگان به رأی و نظر ملت احترام بگذارند.

2- اینکه در کارزار انتخابات آینده مهندسی و دست اندازی نشود.

3- تیمی برای آینده ی افغانستان سر بلند کند که از یکطرف در وابستگی های ایدیولوژیک چپ و راست و همسایه ها قرار نداشته از فساد مبرا باشد و از جانبی با دست پاک زبان مشترک بر مبنای منافع ملی با جهان پیدا کرده بتواند.

4- این مسأله باید پذیرفته شود که دوره ی حکومت های ایدیولوژیک به پایان رسیده.

5- کمیشنر های کمیسیون انتخابات از پارلمان رأی اعتماد بگیرند.

اما اگر لجاجت، سماجت و زورگویی ها به روال کنونی ادامه داشته باشد، دور نیست که کشور را بحران یک انفجار اجتماعی پس از تخلفات و تقلبات انتخاباتی فرا گیرد.Ÿ

Advertisements

سیاست وابسته سازی افغانستان به همسایه ها!

ژانویه 30, 2013

برق
شماره 109/ چهارشنبه 11 دلو 1391/ 30 جنوری 2013

فرنگیس

با فروپاشی زیر بناهای اقتصادی پس از به قدرت رسیدن مجاهدین و وقوع جنگ های خانمان سوز در دوره ی طالبان عملاً کشور به بازار اموال استهلاکی پاکستان مبدل شده بود. بعد از اداره ی مؤقت که زمینه های فراخ سرمایه گذاری اقتصادی و تقویه ی سکتور خصوصی مساعد شد از ابتدا شیوه ی عملکرد تیم بر سر اقتدار آن بود که کشور باید با تسمه های احتیاج به همسایه ها بسته شود.

این تجربه ی منفی در تشکیل اتحاد شوروی طوری عملی شد که در جماهیر شوروی سابق یکی پنبه تولید می کرد، دیگری گندم، سومی آهن، چهارمی ذغال سنگ، پنجمی گاز و… که به این ترتیب پس از فروپاشی شوروی حتا تا کنون بسیاری از این جماهیر نو تأسیس نتوانستند به پای خود ایستاده شوند و به نحوی در وابستگی همدیگر شکل جدیدی از اتحاد را تشکیل دادند.

در سالهای اول تشکیل اداره ی مؤقت ایران نمایشگاهی در کابل گشود که در یکی از شعار های آن نوشته بود «ما در صادرات فرش به افغانستان قبول داریم دوم استیم اما به شرط آنکه بدانیم اول کیست؟» این شعار معترضه آنهم در کشوری که قالین بافانش در شرایط دشوار مهاجرت و در گرمای بالا تر از چهل درجه در پاکستان قالین می بافتند و آنرا به نام پاکستان به خارج صادر می کردند باید وجدان هر مسوول اداره ی افغانستان را بیدار می کرد. در عرصه ی برق در حالی که دریای های کنر، آمو، هلمند و غیره به کشور های همسایه می ریزند، همین دستگاه بی کفایت حاکم برق را از ازبکستان، ترکمنستان و تاجکستان وارد کردند.

فابریکات سمنت غوری، جبل السراج و غیره انکشاف داده نشد و سمنت از کوهات و چرات پاکستان به بازار های افغانستان وارد شد. آنچه خیلی آزار دهنده میباشد دیدن فروشندگان کاهوی چین، تخم مرغ هندوستان، ماست و مسکه و پنیر و شیر ایران و پاکستان و آرد و روغن از کشور های همسایه تا حتا از قزاقستان میباشد که به افغانستان سرازیر می شود و در بازار های کابل به فروش می رسد.

آهن چادر، آهن گادر، انگلارن، چونه، گچ و آنچه در مسایل تعمیراتی و ساختمانی بکار می آید از کشور های ایران و پاکستان وارد کشور میشود.

اگر کوچکترین احساس وطندوستی وجود داشته باشد باید زمامداران با لباس شخصی و به قیافه ی مخفی از چهار دیوار زندان های دفاتر شان بیرون شوند و حد اقل به نزدیکترین بازار های اطراف ارگ در جاده ی نادر پشتون، شوربازار، سالنگ وات، آسمایی وات، چارراهی طوره باز خان، چارراهی انصاری، چارراهی حاجی یعقوب و غیره برای چند دقیقه گشت و گذار کنند و ببینند که در این دکان های اطراف ادارات رهبری کشور چند قلم جنس ساخت افغانستان به فروق می رسد؟

یک نگاه گذرا به گذشته ی کشور نشان میدهد که مردم افغانستان از استعداد، ابتکار و زحمتکشی زایدالوصفی بر خوردار بوده اند و هیچگاه نان مفت همسایه ها را نخورده اند، در شهر کابل بیش از یکصد باغ وجود داشت، دریای کابل یکی از مظاهر زیبایی و طراوت شهر بود، قصه های کوچه های چارچته، شور بازار، کتابفروشی و غیره هنوز بر سر زبانهاست، انگور شمالی و هرات، انار کندهار، خربوزه ی ترکستان زمین، قالین آقچه و کندز، نمک تاقچه خانه، لعل بدخشان، روغن زرد هزاره جات، تاک و توت پروان، پارچه جات فابریکات نساجی گلبهار، جبل السراج و پلخمری، روغن سپین زر، قند فابریکه ی بغلان، نارنج و مالته و سنتره ی جلال آباد، روغن زیتون فارم های هده و غازی آباد، چوب جنگلات کنر، نورستان و پکتیا، پسته ی جنگلات سمنگان و بادغیس، رمه های مالداری صفحات شمال افغانستان، گندم للمی ترکستان زمین، توت کوهستان و نجراب و کوهبند و پنجشیر، قیماق و شیر سالنگ، چار مغز نجراب، انار تگاب، ظروف کلالی استالف و غیره اقلام تولیدات مردم زحمتکش افغانستان در جهان نام داشت و جهان و همسایگان همه مردم این کشور را به صفت مردم زحمتکش احترام می گذاشتند.

دو هزار فابریکه در پارک های صنعتی پلچرخی فعال بود، فابریکه نساجی گلبهار سالانه چهل و پنج میلیون متر پارچه می بافت، گاز شبرغان به خارج صادر می شد اما از برکت کاروایی های تیم حاکم روزگار کشور به جایی کشیده که ماشین های بافت فابریکه نساجی گلبهار به شکل آهن کهنه به پاکستان در همین سالهای نزدیک به فروش می رسد و سطح احتیاج کشور به حدی رسیده که اگر یک روز اموال استهلاکی از بندر های کشور وارد نشوند نرخ مواد اولیه سر به آسمان می گذارند.

هزاران خروار انگور باغداران شمالی بخاطر بهانه گیری های قصدی همسایه ها مجال صدور به خارج نیافت و گندیده شد. در حالیکه دو میلیون تن میوه ی تازه ی پاکستان از دروازه ی تورخم وارد افغانستان شده، از دروازه ی حیرتان و سایر بنادر افغانستان به آسیای میانه صادر شد.

حالا که سال های آخر کار تیم حاکم میباشد خروج قوای بین المللی قبل از همه افغانستان را از نظر اقتصادی دچار مشکلات خواهد ساخت و بنظر میرسد کشور بار دیگر محتاج همسایه ها خواهد شد.

در حال حاضر گاز شبرغان، مس عینک لوگر، معدن آهن حاجیگک از زیر زمین فریاد بی کفایتی سردمداران را بلند می کنند و مخروبه های فابریکه ی نساجی گلبهار و شرکت های ورشکست شده ی هرات و ده ها و صد ها فابریکه و موسسه غیر فعال دیگر که در حال سکوت و سقوط و ورشکستگی قرار دارند خون گریه می کنند اما بر خلاف وزراء بخش اقتصاد، تجارت، معادن، مالیه و غیره در کنفرانس های بین المللی رفته با آب و تاب از عاید خالص ملی، عاید ملی، عاید سرانه و… با اصطلاحات لاتینی داد سخن می دهند در حالیکه سه هزار کانتینر مال التجاره ی شان در بندر کراچی و سه هزار کانتینر در بندر حیرتان به دلیل مشکل تراشی همسایه ها متوقف اند.Ÿ

وای به حال ما!

هنگامیکه مجاری شفافیت ابراز رأی مسدود گردد، لابد انفجار و انزجار اجتماعی در پی خواهد بود

ژانویه 30, 2013

شماره 109/ چهارشنبه 11 دلو 1391/ 30 جنوری 2013
ديگ بخار

کتابشناسی مولوی

ژانویه 30, 2013

شماره 109/ چهارشنبه 11 دلو 1391/ 30 جنوری 2013

ماندانا صدیقی بهزادی

2

80-كتاب مثنوي/خط و تصحيح حسين ميرخاني . از روي نسخه چاپي وقار. با كشف از ميرخاني. تهران: مؤسسه نشر كتاب اخلاق،1374ق.669، 100ص.
81- كتاب مثنوي معنوي/بعد از مقابله با پنج نسخه از نسخ قديمه به سعي واهتمام و تصيحح رينولدالين نيكلسون. تهران: علي اكبر علمي، 1334؟. 3ج. دريك مجلد (و،462، 506، 577ص.)
مثنوي ديگر ي عينا مثنوي مذكور چاپ شده با اين تفاوت كه كاغذ آن قدري نازكتر است.
82- مثنوي مولانا جلال الدين محمد بلخي رومي/خط مرتضي خوشنويس ميرخاني. گراورسازي رشديه، 1374ق.=1334. 668، 100ص.
83-. … مثنوي مولانا جلال الدين محمد بلخي رومي/ خط حسين ميرخاني. تهران: جاويدان، 1374ق.=1334. 669، 100ص.
84 مولوي، جلال الدين محمد بن محمد، 604-672ق. دوره كامل مثنوي معنوي. به انضمام چهارفهرست اعلام، اسامي رجال ونساء، امكنه وقبايل، كتب،آيات قرآن وفهرست قصص و حكايات. به سعي واهتمام وتصحيح رينولدالين نيكلسون. ازروي نسخه1925-1933م. درليدن ازبلاد هالند. تهران: اميركبير، 1336. 1333ص.
چاپ دوم 1341؛ چاپ سوم1345؛ چاپ؟1356؛چاپ دوازدهم 1376.
85- . مثنوي مولانا جلال الدين محمد بلخي رومي، با هفت كتاب نفيس ديگر: شرح حال مولانا، ملخص از آثار مولانا، كتاب مجالس سبعه، شرح ابيات مشكله مثنوي در ذيل صفحات، دفتر هفتم منسوب به مولانا، كشف الابيات جامع،لطايف اللغات/به تصحيح ومقابله و همت محمد رمضاني. تهران : پديده (كلاله خاور)، 1366. 36، 16، ششصدوشصت ودوم ص.:مصور
اين كتاب درسال 1353افست شده است.
تجديدچاپ: 1361، 1370، 1375.
86- . كتاب المثنوي المعنوي. طهران: 1336؟. 96، 112، 89 ، 99، 112ص.
87- . … مثنويي معنوي/تاليف جلال الدين محمد بن محمد الحسين البلخي؛ به سعي و اهتمام رينولدالين نيكلسون. تهران:مطبوعاتي علي اكبر علمي، 1336. 2ج.
ج. ا (چاپ اول: 1336) ؛ ج. 1 و2(چاپ دوم:1364)
88- . مثنوي مولوي روم معه شرح حضرت بحرالعلوم/مزين به حواشي مولانا ايوب سيدعبدالفتاح ومهر نورالله. پشاور:1340، 124،124، 164ص.
89 مولوي، جلال الدين محمد بن محمد، 604-672ق. كليات مثنوي معنوي مولا نا جلال الدين محمد بن شيخ بهاء الدين محمد بن حسين بلخي مشهور به مولوي/مقدمه وشرح حال از بديع الزمان فروزانفر . فهرستها وحواشي از م. درويش . تهران: جاويدان، 1342 ، كو،218، 180، 233، 183، 206، 229ص.
90- . كتاب مثنوي معنوي مولا نا جلال الدين محمد بن شيخ بهاء الدين محمد بن حسين بلخي مشهور به مولوي/مقدمه وشرح حال از بديع الزمان الزمان فروزانفر.تنظيم فهرستها از حسن عميد. حواشي وتعليقات از م. درويش. تهران: جاويدان، 1342. لب، 1253ص. تجديدچاپ در سالهاي:1349،1356،1357، 1360، 1364،1366
91- . مثنوي مولوي /ترجمه وشرح ودراسه محمد عبدالسلام كفافي. بيروت: المكتبه القصريه، 1966م. 649ص.
92- . كتاب مثنوي. خط وتصحيح حسن ميرخاني. از روي نسخه چاپي وقار. با كشف الابيات ازميرخاني. تهران: جاويدان،1349؟. 669، 100ص.
انتشارات جاويدان اين كتاب را از روي كتاب ميرخاني افست كرده است رجوع شود به شماره 80.
93- . مثنوي معنوي مولانا جلال الدين محمد بلخي رومي، با هفت كتاب نفيس ديگر، شرح حال مولانا ملخصي از آثار مولانا ، كتاب مجالس سبعه مولانا/ شرح ابيات مشكله مثنوي در ذيل صفحات ، دفتر هفتم منسوب به كشف الابيات جامع، لطايف اللغات . به تصحيح ومقابله وهمت محمد رمضاني. تهران: پديده(كلاله خاور)،1353. 36،16، ششصد وشصت ودوم ص.:عكس.
عنوان روي جلد : مثنوي معنوي با هفت كتاب نفيس ديگر.
چاپ افست از روي نسخه چاپ تهران: كلاله خاور،1315- 1319
تجديد چاپ:1366:چاپ ششم:1375
94- . كليات مثنوي معنوي مولوي با فهرست دفاتر وكشف الابيات …/شرح حال مولانا به قلم زين العابدين شيرواني؛ مقابله وتصحيح محمد تقي معرفت ؛به خط عباس فاضل زاده بديع . شيراز : كتاب فروشي معرفت ، 1354. 35، 815ص.
95- . دوره كامل مثنوي معنوي.تهران:اميركبير،1357.
96-. كليات مثنوي معنوي/مقدمه وشرح حال از بديع الزمان فروزانفر؛ تنظيم فهرست ها از حسن عميد؛ حواشي و تعليقات از م. درويش. {تهران}:علمي،1357. لب، 1253ص.
تجديدچاپ:1362؟
97-. مثنوي معنوي/با مقدمه جلال الدين همايي. تهران:جاويدان،1358. 664ص. قطع بزرگ
98- . مثنوي معنوي مولانا جلال الدين محمد بلخي مشهور به مولوي/ به مقدمه جلال الدين همايي؛ به خط حسين ميرخاني؛ تابلوها وحاشيه ها از عباس جمال پور . تهران: جاويدان، 1358. 6ج. دريك مجلد
99- . مثنوي مولوي معنوي/جلال الدين رومي. لاهور:فريد بكتايل،1980م.=1359. 6ج.Ÿ
بقیه در آینده

ادعای قاچاق بر کام ایر: اتهامی که کشور را به شاک برد!

ژانویه 30, 2013

Kam-Air-smuggle-opium
شماره 109/ چهارشنبه 11 دلو 1391/ 30 جنوری 2013

کوه بچه

به گزارش رسانه ها در حالیکه نظامیان ایالات متحده مدعی اند که شرکت کام ایر مقدار زیاد مواد مخدر را در پرواز های ملکی به تاجکستان انتقال میدهد، رییس کام ایر این ادعا را رد میکند و رییس عمومی میدان هوایی کابل نیز آنرا تائید نمیکند و وزارت های داخله و ترانسپورت با پخش خبرنامه هایی صحت این اتهام را تائید نمیکنند.

حال مردم که از شنیدن این خبر شدیداً تکان خورده خواهان روشن شدن این ماجرا می باشند. شرکت کام ایر که با 16 طیاره بوینگ و انتونوف در خطوط پرواز داخلی و خارجی فعالیت دارد یکی از شرکت های بزرگ هوایی کشور به شمار میرود. به هر حال مردم خواهان روشن شدن این قضیه میباشند چون خموشی در برابر چنین قضایا باعث لکه دار شدن نام افغانستان در مقیاس جهان گردیده و اکنون نام افغانستان را در شمار بزرگترین کشور های تولید کننده تریاک جهان قرار داده است و اداره مبارزه با فساد قوای ائتلاف باید این اسناد را به اختیار مراجع معتبر ملی و بین المللی قرار دهد. این رسوایی در حالی بر ملا میگردد که والستریت ژورنال از قول کارشناسان غربی مواد مخدر و فساد اداری را بعد از خروج نیرو های نظامی خارجی در سال 2014 از افغانستان، بزرگترین چالش و تهدید در افغانستان قلمداد کرده است.Ÿ

شرکت های گوشت و تخم مرغ کابل به دلیل توقف کانتینر ها در بندر کراچی بسته شدند

ژانویه 30, 2013

5221%20(Small)
شماره 109/ چهارشنبه 11 دلو 1391/ 30 جنوری 2013

کاووس سیاووش

در حالیکه دولت پاکستان سالانه در حدود 30 هزار تن شکر، 900 میلیون تن سمنت و 2 میلیون تن میوه تازه را از طریق افغانستان به کشور های آسیای میانه صادر میکند و به پاکستان از کشور های آسیایی میانه پنبه، ذغال سنگ و آهن از طریق افغانستان به سهولت و بدون کدام مزاحمت گمرکی ترانزیت میشود.

3000 کانتینر اموال تجارتی تجار افغانستان به بهانه نداشتن ضمانت گمرکی و اسناد بیمه در بندر کراچی متوقف بوده از هر کانتینر روزانه 200 دالر پول پارکینگ اخذ می گردد که در دو ماه گذشته تاجران افغانستان 60 میلیون دالر به ادارات بندری کراچی از این بابت پرداخته اند. در حالیکه به گفته خان جان الکوزی معاون اطاق های تجارت در این مدت از موتر های حامل اموال تجارتی پاکستان که از خاک افغانستان میگذرند چنین اسناد اصلاً مطالبه نشده است. هر چند وزارت تجارت تحت فشار انتقادات روز افزون تجار و سرمایه داران ملی در این روز ها اقدام بالمثل را رویدست گرفته اما ناظرین اوضاع اقتصادی کشور با توجه به نفوذی که پاکستان در سکتور تجارت کشور دارد شک دارند که مقامات مسوول این فشار بالمثل را بتوانند به جانب پاکستانی ادامه دهند.

در حالیکه افغانستان در مرکز شاهراه بزرگ ابریشم قرار داشته و باید از زاین امکان امتیازات بزرگی از ترانزیت اموال کشور های همسایه بدست می آورد در عمل مسأله اکنون بر عکس شده میوه افغانستان در فصل حاصلات آن به بهانه و ممانعت های گمرکی بدون بازار نزد باغداران می ترشد اما 20 میلیون تن میوه پاکستانی به آسیای میانه از طریق افغانستان انتقال یافته به قیمت بلند به فروش میرسد. هر گاه دولت افغانستان پروژه خط آهن را در مسیر راه ابریشم طی ده سال اخیر آغاز می کرد اکنون میلیون ها دالر عواید سرشار ترانزیتی آن به اقتصاد کشور میرسید و بهانه های گمرکی کشور های همسایه نیز نمیتوانست تجار کشور را تا این حد به مشکلات مواجه سازد. تاجران افغان شکایت دارند که 3000 کانتینر اموال تجارتی افغانستان در بندر حیرتان نیز به بهانه های گوناگون متوقف مانده در حالیکه اموال تجارتی ازبکستان به خاک افغانستان از طریق موتر وارد میشود. اموال تجارتی افغانستان باید از طریق کشتی به خاک آنکشور وارد شود که این موضوع باعث توقف کانتینر های اموال در بندر حیرتان گردیده است. در آخرین اقدام شرکت های گوشت و تخم مرغ در کابل دروازه های شان را بسته اند و خواهان پرداخت خساره تخم و گوش گندیده شان در بندر کراچی از دولت میباشند.

در این حال کارشناسان عرصه اقتصاد افسردگی و پژمردگی مقامات تجارت کشور را مورد سوال قرار داده از عدم جرئت اخلاق شان در حل چنین مسایل سرنوشت ساز کشور با همسایه ها در حیرت اند.Ÿ

فتبالیست های افغانی از کشور ناروی چلنج میدهند

ژانویه 30, 2013

medal

ajmal

medall

romal

شماره 109/ چهارشنبه 11 دلو 1391/ 30 جنوری 2013

کاووس سیاووش

رومل صدیقی و اجمل صدیقی جوانان فتبالیست افغانی مقیم ناروی اند که رومل صدیقی دو سال در تیم فتبال زیر سن پانزده سال و هفت سال در سایر تیم های فتبال ناروی بازی نموده و با دریافت مدال به صفت گولزن شهری که در آن زیست میکند برگزیده شده و اجمل صدیقی با سابقه پنج ساله در تیم های مختلف فتبال دنمارک دیپلوم، مدال و تقدیر نامه ها به دست آورده این دو جوان چلنج میدهند که اگر در تیم ملی فتبال افغانستان پذیرفته شوند به افغانستان عزیز افتخار خواهند آورد.Ÿ

درست گفتن، درست نوشتن و درست خواندن

ژانویه 30, 2013

شماره 109/ چهارشنبه 11 دلو 1391/ 30 جنوری 2013

12

پرسش: كلمه ي( محترما) كه در مقدمه ي مراسلات نوشته و در ابتداي گزارشها گفته مي شود صحيح است يا بجاي آن كلمه ي ديگر بايد نوشت؟

نفيسي: اين گونه تعارفات كه معمول شده است ودر آغاز نامه ها مي نويسند تقليد از زبانهاي اروپاييست ولي نه با ين شكل، معمول نامه نويسي در زبانهاي اروپايي اينست كه در اول نامه مي نويسند«افتخار دارم بشما اطلاع بدهم» يا «خوش وقتم باطلاع شما برسان» در (اینجا) معمول شده است بنويسند«محترما با طلاع شما ميرسانم» واين درست نيست زيرا كه محترما بنويسنده بر ميگردد، نه بخوانند محترما باطلاع شما مي رسانم يعني كه احترام دارم ومحترم هستم اين را مينويسم در صورتيكه غرض احترام بخواننده است نه بنويسند اگر اصرار داشته باشند حتما كلمه ي احترام را بياورند بايد بنويسند باطلاع خاطرمحترم شما مي رسانم، بعضي هامي نويسند « احتراما» به خاطر شما مي رسانم ومعني آن اينست كه براي احترام شما اين را مي نويسم واينكه مي نويسم براي اينست كه بشما احترام بگذارم در صورتي كه صحبت احترامي در ميان نيست ونامه ايكه مينويسند براي اين نيست كه بخواهند احترام بكنند بلكه براي آنست كه اورا از مطلبي مسبوق سازند. در صورتي كه نويسنده بخواهد خواننده بداند كه درنظر او احترام دارد بهتراينست بنويسد «باكمال احترامي كه بشما دارم مينويسم.»

پرسش: لطفا بفرماييد چرا ميگويند «چشم» با فتح چ ولي«چشمه » را با كسر تلفظ ميكنند؟

نفيسي: اصل كلمه ي چشم با فتح اول است وشاعران همه جا آنرا با « خشم و پشم» قافيه كرده اند و چون چشمه با فتح مصغر آنست آنرا هم بايد چشمه گفت: اما در تلفظ چشم را چشم بكسر مي گويند وناچار مصغر آنهم چشمه، معروف شده است درين صورت چشم و چشمه با فتح اول درست است ولي فعلا بآن عده زيادي هم كه چشمه و چشم بكسر مي گويند نمي شود ايراد گرفت.

پرسش: استاد، كلمات« پاكيزه ودوشيزه» كه به «يزه» ختم مي شوند آيا ساختگي هستند؟

نفيسي: پاكيزه حتما از كلمه ي پاك ساخته شده ودر اصل تفاوتي در ميان كلمه ي پاك وپاكيزه بوده، پاك را درباره ي« اشيا» مي گفتند وپاكيزه را درباره ي « اشخاص» مثلا مي گفتند اين پارچه پاكست و « اين آدم پاكيزه است» يعني « رعايت پاكي را مي كند» و خود را پاك نگاه مي دارد. بهمين جهت دستمال پاكيزه وبچه ي پاك در سياق اصلي و قديمي زبان فارسي درست نيست اماحالا ديگر امتياز اين دو كلمه برداشته شده و آدم پاك و پارچه ي پاكيزه هم مي گويند و چون ديگر خيلي را يج شده است مي توان مجاز دانست، اما«دوشيزه» كلمه ي مركب نيست كه از « دوش ويزه» ساخته شده باشد و اين«يزه» كه دنبال كلمه ي پاكيزه و دوشيزه هر دو آمده است اتفاقيست.

پرسش:آيا « فراموش و خاموش » كه به «موش » ختم مي شوند طرز ساختمان آنها چطورست؟

نفيسي: اين جز آخر«موش» هم كه در دو كلمه ي فراموش و خاموش آمده اتفاقيست زيرا كه اين دو كلمه بسيط اند و مركب نيستند.

پرسش: استاد محترم چندي قبل ضمن صحبت درباره ي « مشك و نردبان» فرموديد به دليل آنكه نام لاتيني مشك «موسكا» مي باشدو با عتبار حرف اول بايد آنرا مضموم خواند بنظر من انتشار كلمه ي مشك از ممالك لاتيني بطرف شرق نبوده كه اصل آنرا در غرب جستجو كنيم بلكه جهت مها جرت كلمه از شرق بسمت غرب بوده چرا نبايستي بكلمه ي «مسك» كه معرب مشك است توجه كرد كه ميم آن «مكسور» مي باشد بعلاوه كلمه ي «مشكي» كه معرف رنگ سياه است و يا صفت مشكين همواره مكسور تلفظ شده است.

نفيسي: بله اتفاقا چندي قبل يكي از دوستان من هم اين هر دو توجيه را داشت. گويا آقايان توجه نكردند كه گفتم در فرهنگها اين كلمه را هم «مشك» وهم«مشك» ضبط كرده اند ولي چون در شعر هميشه«مشك» را با « خشك» قافيه كرده اند و ديده نشده است. كه با سرشك يا پزشك قافيه بكنند در زبان ادبي مشك بر مشك ترجيح دارد ولي اين مانع نيست كه صفت مشكي را از مشك ساخته با شند و در ملمه ي ديگر يعني مشكين هيچ دليلي ندارد كه حتما بكسر بعني مشكين بايد خواند چنانكه تقريباهمه ي ادبا در شعر كه باين كلمه برمي خورند آنرا «مشكين» مي خوانند اما اينكه معرب آن مسك است دليل براين نيست كه اعراب اين كلمه را از كساني كه مشك تلفظ ميكرده اند شنيده باشندو پيداست هم چنان كه فرهنگ نويسان ضبط اين كلمه را هم مشك آورده اند وهم مشك باين دليل بوده است كه برخي از فارسي زبانان، مشك بضم ميم و برخي ديگر مشك بكسر تلفظ مي كرده اند.

پرسش: در مورد «نردبان» نيز همانطور كه استاد فرمودند «نرد»بمعني«پلكان» است ولي«بان» را بدرستي توجيه نفر مودند چه ما نعي دارد كه نردبان را«نردبام» بخوانيم وبگوييم منظور ز آن پلكان بام مي باشد بنظراين جانب بايد بتوده ي مردم حق دادكه برخلاف فضلااين شييي را نردبام نخوانند بعلاوه مردم عادي در تسميه ي اشيا همواره راهنماي فرهنگستانها بوده اند.

نفيسي: بان يكي از پساوندهاي فارسيست كه معاني متعدد دارد و يكي از آنها درمورد تكرار وكثرت بكار ميرود ونردبان يعني چيزي كه نردهاي متعدد داشته باشد چنانكه«بادبان» بمعني چيزيست كه«بادمكرر» بآن مي وزد، گذشته آز آن در شعر هرجا كه اين كلمه آمده آنرا با كلماتي كه آخر آنها الف ونون است قافيه كرده اند مانند جان ونان ونظاير اينها و اين كه چون نردبان پلكان بامست بايد بآن نردبام گفت چون مثلا باآن از درخت هم بالا ميروند چرا نرد درخت نگوييم يا نردديوار نگفته اند. اما اينكه توده ي مردم حق دارند برخلاف فضلا شييي را نردبام بخوانند هرگز اين حق از توده ي مردم گرفته نخواهد شد كه هر كلمه اي را بخواهند نادرست تلفظ بكنند ولي بايد اين حق را هم بفضلا بدهيد كه رعايت تلفظ توده ي مردم را نكنند چنانكه عوام مختار ند« ديفال» بگويند وفضلا هم چاره ي ديگري جز آن ندارند كه« ديوار» بنويسند و تلفظ بكنند. مردم عادي هم هميشه راهنماي فرهنگستان براي اينست كه جانب فصحا را بگيرد ونه جانب مردم عادي را.

پرسش: راجع بكلمه ي «كدخداو كدبانو» نيز توضيح بفرماييد.

نفيسي: كلمه ي كد در زبان فارسي بمعني «جايگاه وخانه» است ودر كلماتي مثل«بتكده و ميكده و آتشكده» بصورت «كده» آمده و «كد» و «كده» يكيست، پس كد خدا يعني خانه خدا و صاحت خانه و كدبانو يعني بانوي خانه چنانكه كلمه ي «كديور» هم بمعني صاحبخانه و ساحت ملك و زمين آمده است.Ÿ

بقیه در آینده

ترانه آگاهی بدنی

ژانویه 30, 2013

شماره 109/ چهارشنبه 11 دلو 1391/ 30 جنوری 2013

خداوند داده به ما

جان جوري

دوچشم، دوگوش

همراه يك بيني

***

خداوند داده به ما

قلب كلان

دو دست، دو پا

همراه يك دهان

***

همراه دستها، مي كنيم دعا

همراه پاها، مي رويم هرجا

همراه دهن، ميخوريم غذا

همراه چشمها، مي بينيم دنيا

***

خداوند داده به ما

جانجوري

دوچشم، دو گوش

همراه يك بيني

***

خداوند داده به ما

قلب كلان

دودست، دوپا

همراه يك دهان

صلح

ژانویه 30, 2013

هژبر1
شماره 109/ چهارشنبه 11 دلو 1391/ 30 جنوری 2013

چون آب

چون هوا

چون کار

چون غذا

چون عشق

چون صفا

به تو محتاجیم

ای صلح تو بیا!

پروین پژواک/۱۳۶۷/ کابل

رسامی همایون هُژبر شینواری