بایگانیِ فوریه 2013

مشکل در شیوه ی بیان نگرانیهاست

فوریه 27, 2013

pen-and-paper-clip-art22-5
شماره 113/ چهارشنبه 9 حوت 1391/ 27 فبروری 2013

نوشته: محمد داود سیاووش

در حالیکه از آغاز دوره ی دوم ریاست جمهوری آقای کرزی فضای کاری با متحدین غربی وی ظاهراً پر از تنش بوده، ولی در عمل به گفته ی جاکوبسن این بیانات آقای کرزی همیشه با یک الگوی همگون دنبال شده است که وضاحت دادن و سپس پسگرد به موقف قبلی. بقول جاکوبسن نه تنها آقای کرزی بلکه شمار دیگری از مقامهای ارگ نیز اظهارات همگونی نسبت به شرکای بین المللی خود داشته اند. این مقام پیشین ناتو پیامد های چنین بیانات ارگ را خطرناک خوانده میگوید: به هر اندازه یی که آزمون های افغانستان با جامعه ی جهانی دشوار باشد به همان اندازه روند مصالحه، تأمین ثبات و رفاه در افغانستان چالش بر انگیز خواهد بود. از نظر این کارشناس شماری از مشاورین آقای کرزی به این باور اند که وی باید از دو گزینه ی کمک غرب و پشتیبانی مردم خود یکی را انتخاب کند، اما به باور موصوف افغانها به آقای کرزی به عنوان رهبری نیاز دارند که توانایی کار را هم با جامعه ی جهانی و هم با مردم خود داشته باشد. از نظر برخی ها سلوک غرب ستیزانه آقای کرزی بخاطر آنست که شماری از مردم بویژه در مناطق جنوب می پندارند که کرزی تنها به خواسته های جامعه ی بین المللی عمل میکند، اما بنظر این کارشناس مشکل نه در رهبری آقای کرزی و نه در دشواری وضعیت، بلکه مشکل عمده در شیوه ی بیان نگرانی های ویژه یی است که با واژه های تند و تیز ارائه میشود. از این زاویه میتوان سر نخ فضای تنش آلود آقای کرزی را با متحدینش به آسانی پیدا کرد. اگر قبول کنیم که یک پوسته در یک قله ی مرتفع کوه در نورستان یا کنر مستقر باشد به هیچ عنوان نمیتوان ادامه ی وظیفه ی آن را بدون حمایت هوایی آنهم در شرایطی که امکان اکمالات زمینی وجود ندارد تصور کرد و هر گاه از سربازان آن پوسته در ارتفاع چند هزار متری قله ی کوه خواسته شود که وقتی نیمه های شب دشمن به آنها حمله میکند تقاضای کمک هوایی نکنند در واقع لقمه ی گوشت را به دهن گرگ دادن خواهد بود. و یا در ولایتی که گفته میشود یکصد گروپ مسلح از القاعده، طالب و احزابی که به دور و اطراف ارگ پرسه می زنند وجود دارد، در صورتیکه قوای بین المللی را از منطقه بکشید طبعاً خلاءآن را گروه های مسلح مخالف پر خواهد کرد.

رییس جمهور کرزی در جریان دو هفته ی اخیر دو هدایت صادر کرد، یکی آنکه نظامیان افغان در عملیات نظامی از نیروهای بین المللی کمک هوایی درخواست نکنند و دیگر آنکه طی دو هفته نیروهای امریکایی از میدان وردک خارج شوند. سوال آنست که آیا رهبران بلند پایه ی دولت که از ولایات میدان وردک و لوگر بوده و به حمایت قوای بین المللی در کابل حکومت میکنند حاضر اند پس از خروج قوای امریکایی در ولایات شان یک شب را سپری کنند؟ و یا تعهد خواهند نمود که فامیل های خود را به قریه و ده آبایی شان در آن ولایات انتقال داده در آنجا زیست نمایند؟ که ابداً نه. با این حال واضح است که با خروج این نیروها همان یکصد گروپ مسلحی که از آن نام برده می شود به ولایات متذکره داخل خواهند شد و با این حال در شرایطی که دولت از نظر ظرفیت های هوایی، زمینی و سلاح ثقیل در وضعیتی قرار ندارد که خلاء ساحات موجود را پر کند دروازه ی جنوب پایتخت بدست مخالفان خواهد افتاد.

ناظرین سیاسی با توجه به هیجانات و تنش های موجود این سوال را مطرح می سازند: در حالیکه طالبان گروه گروه پس از رهایی از زندان های افغانستان و پاکستان به جبهات جنگ با دولت می پیوندند و حتا طالبان پاکستان خلاف تصمیم نشست لندن حاضر نشدند در جلسه یی حملات انتحاری را با علمای افغانستان محکوم کنند و از جانبی پاکستان بخاطر ملا فقیر محمد حتا به انترپول عارض می شود ولی در برابر هزاران تقاضای دولت افغانستان جواب رد می دهد، این دل به دریا زدن و بریدن از غرب به مفهوم پیوستن به کیست؟

نسل جوان و جنگنده ی طالبان حاضر به مذاکره با دولت نیست، نسل کهنسال طالبان که به دولت پیوسته اند در صفوف طالبان نفوذ ندارند، پاکستان خواهان پر نمودن خلاء ناتو در افغانستان است، کشور های عربی و ایران و ترکیه امکان عملی وارد شدن به میدان را ندارند و چین و هند و روسیه میخواهند از دور به اهداف شان به افغانستان وار و گذار کنند. در چنین وضعیت مبهم و پیچیده در حالیکه ناتو از افغانستان خارج میشود این اوقات تلخی به مفهوم چیست و آن الترناتیف دیگری که به آن بتوان اتکاء کرد کیست؟ در حالیکه از دوره ی کار تیم حاکم وقت کمی باقیمانده هر گونه تنش و تشنج در روابط با جهان به مفهوم شگاف نمودن کشتی در قلب توفان خواهد بود که اولین قربانی آن نیز سردمداران موجود میباشند.Ÿ

فساد

فوریه 27, 2013

شماره 113/ چهارشنبه 9 حوت 1391/ 27 فبروری 2013
فساد3

نگاهی به زندگی یکصد دانشمند بزرگ جهان

فوریه 27, 2013

شماره 113/ چهارشنبه 9 حوت 1391/ 27 فبروری 2013

از کتاب: 100 دانشمند بزرگ

تلخیص و نگارش: بابک سیاووش

2

نیکلاس کوپرنیک

نیکلاس کوپرنیک

ستاره شناسی لهستانی (پولندی) بود وی گفته بود که خورشید در مرکز ستارگان کائنات قرار دارد وزمین و ستارگان دیگر دور آن می چرخند. سا مانه ی کوپرنیکی شرح می دهد که چگونه زمین گرد محور خود می چرخد. کوپرنیک پس از سالها مطالعه و رصد اجرام آسمانی به این نتیجه رسید که بر خلاف تصور پیشینیان زمین در مرکز کائنات قرار ندارد بلکه این خورشید است که در مرکز منظومه شمسی است و سایر سیارات از جمله زمین به دور آن در حال گردشند. او در جوانی به این نتیجه رسید. اما آن را تا زمان مرگ خود آشکار نساخت. نسخه چاپی نظریه اش ( درباب گردش اجرام آسمانی) در شش جلد در بستر مرگ تقدیم اوشد. طبق افسانه ها او از اغمای عمیق بیرون آمد کتابش را نگاه کرد وبعد به آرامی مرد.

***

یوهانس کپلر

kepler

ستاره شناس آلمانی یوهانس کپلر را پدر علم ستاره شناسی جدید می دانند. وی با ارایه قوانین حرکت ستارگان که به قوانین کپلر معروف است به شهرت رسید.کپلر ثابت ساخت ستارگان در مدارهای بیضی شکل ونه دایره ای به دور خورشید میچرخند و به همین دلیل وقتی به خورشید نزدیک می شوند سرعتشان بیشتر می شود.

***

ویلیام هاروی

ویلیام هاروی

پزشک بزرگ و زیست شناس انگلیسی بود برای نخستین بار کشف کرد که قلب انسان خون را به تمام بدن انسان میرساند. این موضوع با نظریه گالن که متعقدبود خون از طریق سیاه رگهای جگر وسرخ رگهای قلب دربدن منتشر می شود در تضاد بود. نظریه هاروی تا مدتها بعداز مرگش پذیرفته نشد.

***

بلز پاسکال
Pascal
پاسکال یکی از زبده ترین ریاضیدانها وفیزیکدانهایی است که جهان تاکنون نظیرش را نداشته است. او از خردی نابغه بود در 16 سالگی مقاله ای درباره ی مقاطع مخروطی نوشت در 19 سالگی ماشین حساب جک هیدورولیک و پیچکاری راهم اختراع کرد و آنچه را به فارمول پاسکال معروف است فرمول بندی نمود. یعنی وقتی فشار بر مایعی که درظرفی قرار دارد وارد کنیم، بطور یکسان به تمام نقاط مایع و دیواره ی ظرف می شود.

***

ایساک نیوتون
sir-isaac-newton
سرایساک نیوتون فیزیکدان انگلیسی است او قانون جاذبه عمومی را کشف کرد. برطبق روایات افتادن سیبی از درخت موجب شد او نتیجه بگیرد نیرویی در زمین (جاذبه) سیب را به طرف خود جذب کرده است. اوبه این نتیجه رسید همین نیرو ماه را درمدار خود گرد زمین نگه می دارد. او هم چنین ثابت کرد که نور سفید از تمام رنگهایی که به چشم انسان قابل رویت است تشکیل شده است واین نورها اجزاء تشکیل دهنده نور سفید هستند.Ÿ بقیه در آینده

نگاهی به زندگی یکصد دانشمند بزرگ جهان

فوریه 27, 2013

شماره 113/ چهارشنبه 9 حوت 1391/ 27 فبروری 2013

2

نیکلاس کوپرنیک

نیکلاس کوپرنیک

ستاره شناسی لهستانی (پولندی) بود وی گفته بود که خورشید در مرکز ستارگان کائنات قرار دارد وزمین و ستارگان دیگر دور آن می چرخند. سا مانه ی کوپرنیکی شرح می دهد که چگونه زمین گرد محور خود می چرخد. کوپرنیک پس از سالها مطالعه و رصد اجرام آسمانی به این نتیجه رسید که بر خلاف تصور پیشینیان زمین در مرکز کائنات قرار ندارد بلکه این خورشید است که در مرکز منظومه شمسی است و سایر سیارات از جمله زمین به دور آن در حال گردشند. او در جوانی به این نتیجه رسید. اما آن را تا زمان مرگ خود آشکار نساخت. نسخه چاپی نظریه اش ( درباب گردش اجرام آسمانی) در شش جلد در بستر مرگ تقدیم اوشد. طبق افسانه ها او از اغمای عمیق بیرون آمد کتابش را نگاه کرد وبعد به آرامی مرد.

***

یوهانس کپلر

kepler

ستاره شناس آلمانی یوهانس کپلر را پدر علم ستاره شناسی جدید می دانند. وی با ارایه قوانین حرکت ستارگان که به قوانین کپلر معروف است به شهرت رسید.کپلر ثابت ساخت ستارگان در مدارهای بیضی شکل ونه دایره ای به دور خورشید میچرخند و به همین دلیل وقتی به خورشید نزدیک می شوند سرعتشان بیشتر می شود.

***

ویلیام هاروی

ویلیام هاروی

پزشک بزرگ و زیست شناس انگلیسی بود برای نخستین بار کشف کرد که قلب انسان خون را به تمام بدن انسان میرساند. این موضوع با نظریه گالن که متعقدبود خون از طریق سیاه رگهای جگر وسرخ رگهای قلب دربدن منتشر می شود در تضاد بود. نظریه هاروی تا مدتها بعداز مرگش پذیرفته نشد.

***

بلز پاسکال
Pascal
پاسکال یکی از زبده ترین ریاضیدانها وفیزیکدانهایی است که جهان تاکنون نظیرش را نداشته است. او از خردی نابغه بود در 16 سالگی مقاله ای درباره ی مقاطع مخروطی نوشت در 19 سالگی ماشین حساب جک هیدورولیک و پیچکاری راهم اختراع کرد و آنچه را به فارمول پاسکال معروف است فرمول بندی نمود. یعنی وقتی فشار بر مایعی که درظرفی قرار دارد وارد کنیم، بطور یکسان به تمام نقاط مایع و دیواره ی ظرف می شود.

***

ایساک نیوتون
sir-isaac-newton
سرایساک نیوتون فیزیکدان انگلیسی است او قانون جاذبه عمومی را کشف کرد. برطبق روایات افتادن سیبی از درخت موجب شد او نتیجه بگیرد نیرویی در زمین (جاذبه) سیب را به طرف خود جذب کرده است. اوبه این نتیجه رسید همین نیرو ماه را درمدار خود گرد زمین نگه می دارد. او هم چنین ثابت کرد که نور سفید از تمام رنگهایی که به چشم انسان قابل رویت است تشکیل شده است واین نورها اجزاء تشکیل دهنده نور سفید هستند.Ÿ بقیه در آینده

شهاب ثاقب اگر در زمین شهر یوربل انفجار میکرد صد ها برابر بمب اتم هیروشیما تلفات به بار می آورد

فوریه 27, 2013

شماره 113/ چهارشنبه 9 حوت 1391/ 27 فبروری 2013
???????????????????????????????
پوهاند غلام جيلاني عارض

ستاره دنباله دار يا شهاب ثاقب:

يكي از شهر هاي كوچك روسيه كه در شمال مسكو و در نزديكي سلسله كوه يورال موقعيت دارد بتاريخ 28 دلو 1391 مطابق 16 فبروري 2013 در سرد ترين ماه سال كه برف زمستان سراسر منطقه را فرا گرفته بود فضاي ساكن و آرام شهر يوربل را انفجار شهاب ثاقب به لرزه در آورد. پارچه هاي از هم پاشيده اين شهاب آتشين خوف و رعب را در مردم شهر توليد كرد. در نتيجه اين انفجار اضافه تر از هزار نفر مجروح و زخمي گرديد. فابريكه خوردي كه در مجاورت شهر موقعيت داشت بنابر شدت انفجار و پارچه هاي از هم شكسته اين شهاب به ويراني مواجه گرديد.

بزرگي اين سنگ آسماني يا شهاب ثاقب فروزان و درخشنده در موقع ورود به طبقه ترو پوسفير زمين به 45 مترمكعب بالغ ميشد . اگر ابعاد آنرا (2.9*4*4) متر قبول كنيم ، اين كتله متراكم آتشين اگر در تصادم به قشر زمين انفجار ميكرد قدرت تخريب آن صدها برابر تخريب يك بم آتم مي بود كه در يوريشيما باعث تخريب منطقه ميگرديد. چون در فضا به ارتفاع پنجصد متري از سطح زمين منفجر شده و اين كتله بزرگ در شعاع تقريبا يك كيلو متر در مجاورت قشر زمين به صدها هزار پارچه مثل چره هاي بم به اطراف خود منتشر گرديده است و با يك انفجار آني تمام ساحه شهر يوربل را هدف قرار داده خانه ها و منازل را تخريب كرده ، لرزش و دهشت را در منطقه توليد كرده است . تعميرات را شكستانده ، ديوارها را منهدم ساخته موترها را در پارك هاي مربوط و جاده ها درهم كوبيده و از حالت اولي تغير داده است . درتعميرات شيشه سالم ديده نميشود و ماشين ها ي فابريكه هاي صناعتي را در شهر صدمه زده است .

امااگر اين شهاب ثافب در سطح زمين اصابت ميكرد وبا سرعت خيلي خارق العاده در زمين فرو ميرفت و درآن موقع بعدا انفجار ميكرد يا اين كتله آتشين 45 متر مكعبي در حين انفجار به كدام اندازه يك كراتر و دهانه انفجاري را در سطح زمين توليد ميكرد كه البته شدت لرزش، شدت صداي انفجار و شدت اندازه تخريب آنرا به مقايسه حالت فعلي تخمين كردن مشكل ميباشد .

سوال دراين جاست كه اين شهاب ثاقب از كجا نشأت كرده و از كجا آمده است؛

واقعيت موضوع دراينجا نهفته است كه اين جسم 45 متر مكعبي مربوط به منظوبه شمس است و از كدام منظومه ديگر نيامده است . ميدانيم كه بين سياره مريخ و مشتري يك كمر بند بزرگ از خورده سيارات وجود دارد كه موازي به مدار مريخ و مشتري به دور آفتاب بصورت يك حلقه بيضوي مي چرخند. اين كمربند خورده سيارات متشكل از ميليونها كتله هاي خورد وبزرگ بوده ازكتله يك سانتي متر مكعب الي كتله هاي پنجاه وصد متر مكعب بطور منظم شبيه به جريان كتله سنگ پارچه هاي مختلف به تعداد لايتناهي مثل يك نوار درمدار معين به دور آفتاب مي چرخند. گاه گاهي از حاشيه اين كمر بند بعض كتله هاي بزرگ دراثر بي نظمي مسير حركت خود را از مدار اصلي رها كرده در فضا به حركت مي افتند و خط السير آن تابه جاذبه سياره نزديك تر ميشود. دراين مورد جاذبه آفتاب با جاذبه سياره نزديك ترآن اين كتله را جانب خود مي كشاند و در خط السير مستقيم آن در نزديكي سياره مجاور يك انحنا را بوجود مي آورد در صورت جاذبه سياره نزديك جانب همان سياره كشانيده ميشود ناگفته نماند كه بدور سياره زحل هم كمربند بزرگ كتله هاي خورد وبزرگ وجود دارد كه دراثر جاذبه زحل بدور آن مي چرخد. حادثات فزيكي كيهاني احتمالات رها شدن بعضي از اين كتله هاي حلقه زحل را نيز فراهم مي سازد . حلقه زحل مثل يك حلقه بهم پيوسته و مرتبط نيست بلكه از كتله هاي لايتناهي خورد وبزرگ متشكل مي باشد . رهايي يك واحد اين كتله از مدار باعث تصادم در كمربند خورده سيارات شده امكان خروج يكي از كتله هاي آنرا از مدار اصلي به استقامت سياره زمين فراهم مي سازد.

رهايي اين كتله ها ي واحد در طول تاريخ نظام شمس همه وقته اتفاق مي افتد كه بصورت ستاره دنباله دار يا شهاب ثاقب درفضا بملاحظ ميرسد.

حركت اين كتله هاي رها شده به سرعت(GT2)در سقوط آزاد تحت جاذبه آفتاب و سياره نزديك تر خط السير خود را مي پيمايد و بنابر سرعت زياد حصه قدامي آن مشتعل و فروزان ميشود . اگر كتله شهاب ثاقب خورد باشد در اثر اشتغال كتله خود را از دست ميدهد و در فضا ناپديد ميشود . اگر كتله ها بزرگتر باشد با وصف اشتعال يك حصه آن باقيمانده به سيارات نزديكتر مواصلت ميكند و در سطح زمين گاهي در ابحار گاهي در خشكه گاه بالاي كوه و گاهي هم در ساحه برفهاي دايمي و يخچال اصابت ميكند.

افزون برآن سياره مشتري،اورانوس و نيپتون هم به دور خود حلقه هاي خفيف و نازك دارند كه تا حال به آن اشاره نشده بود. اما زحل داراي حلقه بزرگ بنام رينگC.B.Aياد ميشوند. خورد ترين بي نظمي از لحاظ انفجارات سطح آفتاب و ديگر موضوعات كيهاني باعث امكان رها شدن تعدادي از كتله هاي سنگ در اين حلقه ها ويا خورده سيارات ميگردد. در يكي از منابع هندي تحت عنوان ساينس در سال 2005 از عجايب منظومه شمس ياد آوري شده است كه مي بايد در پروگرامهاي علمي جا داده شود .

چرا اين ستاره دنباله دار در اربفاع پنجصد متري شهر يوربل انفجار كرد؟

اين ستاره دنباله دار كه از فضاي خيلي دور داخل آتموسفير و جو زمين گرديد حصه قدامي و بلكه تمام كتله آن آتشين و فروزان بود . زيرا سرعت بيش از حد و تصادم آني با ماليكولهاي هوا آنرا مشتعل ساخته و يك حصه باقيمانده آن كه در حدود 45 متر مكعب جسامت داشت داخل طبقه تروپو سفير گرديد. در طبقه تروپوسفير كه تراكم هوا زياد بوده و درجه حرارت آن نظر به سطح زمين خيلي كم است، درهر صد متر ارتفاع اين طبقه يك درجه سانتي گريد هوا سرد ميشود.

شهر يوربل كه بالاي عرض البلد 60 درجه شمال تحت قطبي واقع است و در ماه دلو یا زمستان خيلي سرد (30- يا 40-) درجه سانتی گريد ساحه پوشيده از برف ضخيم بوده در ارتفاع پنجصد متري (500) ده درجه ديگر نظر به سطح زمين سردتر ميباشد بناءً (10-) + 40- مساوي (50-) درجه سانتي گريد ميشود. اين كتله مشتعله در (50-) درجه سانتي گريد توأم با هواي مرطوب و خيلي سرد از لحاظ فزيكي در اثر انبساط و انقباض از هم متلاشي گرديده تا آنكه تمام كتله منفجر شده به اطراف و در فضاي شهر يوربل شديداً پراگنده گرديد و مثل يك بم خوشه يي چره هاي آن باعث آزار و اذيت و جراحت مردم و تخريب فزيكي شهر و دستگاه هاي صنعتي و ساختماني گرديد. اين حادثه در حدود دوازده هزار سال قبل نيز در سطح زمين اتفاق افتاده بود كه شبيه اين سنگ آسماني در آستراليا فرود آمده بود. اگر چه علماي غرب اين حوادث را عجايب نظام شمسWander of solarگفته اند، اما در حقيقت از جمله اسرار خداوندي است كه فكر بشر از آن قاصر ميباشد.Ÿ

زیبایی ای درخت

فوریه 27, 2013

شماره 113/ چهارشنبه 9 حوت 1391/ 27 فبروری 2013

به پیشواز بهار

tree
پوهاند غلام جیلانی عارض

در اواخر ماه حوت که مردم ما به استقبال بهار میباشند، بهاریکه از لحاظ طراوت و سر سبزی محیط زیست، هوای گورا و معطر به مردم بشارت و مژده خاص دارد، این مژده طبیعت و محیط طبیعی است که به باشندگان خود دارد. انسان ها ، نباتات ، حیوانات و پرندگان به ورود این فصل تازه به آرمان و امیداواری خاص می نگرند والدین به زندگی نو و سال نو فامیل های خود را آماده می سازند. به مکتب رفتن و نهال شاندن، آموزش شیوه های نوین زراعتی و باغداری و مالداری تشویق میکنند. لحاف زمستانی را دور می کنند و با ذوب شدن برف حیوانات به چرا و سبزه زارها رو می آورند.

حرف مشخص ما درین بخش روی غرس نهال در شهر و سرسبزی شهر است که توجه خوانندگان گرانقدر و ارباب امور را بدان معطوف می سازم.

فوائد و راهکارهای نهال شانی:

مراد از نهال شانی سرسبز ساختن شهر است که هم از لحاظ زیبائی محیط زیست، پاک نگاه داشتن شهر و هم از لحاظ اهمیت حیاتی و صحی برای انسانها و موجودات حیه فوق العاده در خور اهمیت میباشد.

از لحاظ زیبائی محیط زیست در شهر، هرگاه کنار جاده ها، گلدانها، پارک ها و باغستانها دارای اشجار، نهال های تازه درخت های مثمر و غیر مثمر و بته های زینتی مزین باشد، دلالت بر پاکیزگی، طراوت و سلیقه مدنی شهر میکند، که هر هم شهری از قدم زدن در پارک های شهر، پیاده رو ها و شاهراه های سبز لذت می برند و با اشتیاق و علاقمندی از دیدن سیمای شهر خود فرحت می برند.

موجودیت نهال ها در محلات مختلف شهر در تصفیهً هوای شهر رول برازنده دارد زیرا هر نهال و هر درخت که شاخه های آن درشعاع یک متری گسترش یافته باشد به اندازهً ده متر مکعب هوای همان ساحه را تصفیه و تطهیر کرده میتواند، از جانب دیگر د رتولید اکسیجن از جمله ثروت های سرشار حیاتی به شمار میرود. عملیه فوتو سنتیز (ترکیب نوری) در موجودیت برگهای درختان و نور آفتاب صورت میگیرد و باعث تولید اکسیجن و کاربن دای اوکساید میشود.

در عملیه ترکیب نوری یک درخت میتواند آب و مواد غذای خود را از ریشه به ساقه و بعداً به شاخه و برگ انتقال دهد، در موجودیت نور آفتاب وقتیکه در نبات کاربوهایدرایت تشکیل میشود در نتیجه آن در جریان روز اکسیجن از برگ ها افراز میشود و کاربن دای اوکساید را جذب میکنند، درشب برعکس اوکسیجن را جذب و کاربن دای اوکساید را خارج میکند.

یک هکتار زمین که پوشیده با درختان باشد در یک روز بیست تن اکسیجن تولید میکند که از آنجمله به 9 تن آن خود اشجار همان ساحه ضرورت دارد و یازده تن آنرا در طبیعت رها میکند که وسیله خوب حیاتی برای تنفس انسانها و موجودات حیه محسوب میشود.

از همین سبب جنگلات کانگو در افریقا و جنگلات حوزه آمازون در امریکای جنوبی به حیث شش­های کره زمین دانسته شده اند. که مقدار زیاد اکسیجن را برای موجودات کره زمین تهیه میکند و از عناصر مهم حیات برای انسانها محسوب میگردد.

جنگلات منطقه تایگا در روسیه، جنگلات اندونیزیا، جنگلات منطقه معتدله و مونسون، جنگلات کانادا و سایر مناطق جهان در تهیه اکسیجن نقش ارزنده و حیاتی برای عالم بشریت ایفا میکند که در کتاب جغرافیه صنف ده وزات محترم معارف کشور به وضاحت از آن تذکر داده شده ا ست.

بنابران جنگلات پهن برگ درتولید اکسیجن دارای اهمیت خاص میباشد. از همین سبب درخت های چنار، پنجه چنار، بید، چارمغز، توت، زرد آلو، سیب و اشجار مثمر در تولید اکسیجن بیشتر مهم اند.

کابل و سایر مناطق افغانستان خاصتاً در شهر ما، مثلا در باغ بابر، ارگ موجوده، باغ های ریشخور، دارالامان، پغمان و استالف از این نوع درخت ها بیشتر دیده میشود که به خاک و آب و هوای کابل مطابقت دارند.

بنابران نهال هایکه در شهر کابل غرس میشود از محیط طبیعی همین محل باید باشد که با آب ، خاک و هوای منطقه توافق کرده بتواند.

در غرس نهال ها سمت رو به آفتاب آن باید نشانی شود و دروقت غرس همان سمت نهال جانب شعاع آفتاب قرار داده شود.

از این بحث باید اینطور نتیجه گرفته شود که اگر ما نهال می نشانیم برای تنفس خود اکسیجن تهیه میکنیم، چه رسد به آن که محیط زیست را از آلوده گی نجات میدهیم و به زیبایی شهر می افزایم.

کابل دیروز اگر چه بلند منزل نداشت، اما ساحه باز و سرسبز زیاد داشت که حیات و تنفس را بر مردم در مضیقه نساخته بود.

کابل امروز خیلی وسیع شده اما ساحه سرسبز، موجودیت باغستانها و ساحه باز، جاده های مشجر و درخت دار و سر سبز بسیار کم دارد. از ین لحاظ با این وسعت شهری در تابستان بنابر کمبود اکسیجن گاه گاهی محیط مختنق را برای باشندگان شهر تشکیل میدهد.

در طراوت شهر، دامان تبه ها و دامنه کوه های کابل ایجاب میکند که کمر بند های سبز از نهال­های مثمر و غیرمثمر احداث گردد و توأم به این پلان آبیاری و مراقبت دایمی آن نیز در نظر گرفته شود.

در امر سرسبزی شهر کابل مکلفیت های مؤکد و اکید خدمات شهر سازی، خدمات شاروالی و نواحی مربوط و و زارت محترم زراعت است که شهر کابل را از حالت خاک توده نجات دهند.

دشت برچی که قبلاً ساحه زارعتی بود فعلاً پارک های وسیع، جاده های سرسبز و تفریح­گاه های مطلوب ندارد. بهمین ترتیب خوشحال مینه، کارته سه نیز به همین معضله مواجه اند که باید مورد توجه قرار گیرد. باغ دارالامان خشکیده، چمن های ورزشی فاقد اشجار و سرسبزی میباشد.

بنابران پیشنهاد میشود که با در نظر داشت مطالب فوق در موارد آتی توجه مبذول گردد:

در سرسبزی حویلی ها و منازل فامیل ها باید در رقابت گذاشته شوند.

در سرسبزی کوچه ها کار هر وکیل گذر در رقابت سالم بیاید

در سرسبزی نواحی فعالیت هر مسئول ناحیه در رقابت سالم قرار داده شود

برای جوانان که بیکار اند یک تعداد نهالها به قید ضمانت از طرف نواحی داده شود و هر گروپ از آنها که اضافه تر نهال را غرس کنند جایزه داده شود و این نوع جوایز را برای رؤسای نواحی نیز در نظر گیرند

در مکاتب برای صنوف فعال درینمورد امتیاز دهند و مدیر های مکاتب در رقابت سالم گذاشته شوند.

این فعالیت ها پیگیری مستدام داشته در طول سال تحت نظر مسئولین ساحه و مراقبت دایمی قرار گیرد تا شهر ما از آلوده گی خاک، شیوع امراض و کمبود اکسیجن نجات یابد.Ÿ

گیرم که فلک جامه دهد، کو اندام؟

فوریه 27, 2013

شماره 113/ چهارشنبه 9 حوت 1391/ 27 فبروری 2013
IMG_4864
چند نکته به آنانیکه ادعای رهبری دارند

آنچه نشانه ی بارز شخصیت رهبران است ، چگونگی برخورد آنها با مشکلات و پیش آمدهای زندگی است.

هر کس توانایی این را ندارد که در بحران های شخصیت خود را تقویت کند و شکل دهد، اما قطعاً شخصیتش در آن گیر و دار آشکار می شود . انسان در سخت ترین لحظه های زندگی خود ناچار است شخصیت واقعی خود را نشان دهد و هر گاه که چنین می کند ، ناخودآگاه قوی تر می شود ، حتی در صورتی که با پیامدهای منفی این برخورد صادقانه روبرو شود ، به شرط آن که شهامت پذیرش اشتباه و اصلاح نقاط ضعف خود را داشته باشد .

معنای حیات دنیوی ، بر خلاف آنچه به ما آموخته اند ، در رفاه ، رونق و آسایش تن نیست ، در پرورش روح و جان است .

به اشتباه خود پی ببریم و آن را اصلاح کنیم . شخصیت رهبران را نمی توان از اعمال و کردارشان جدا کرد . اگر قول و عمل رهبر یکی نبود ، دلیل را باید در ضعف شخصیت او یافت .

یک رهبر باید همیشه این نکته را در ذهن خود داشته باشد که سر و کار او دائماً با مردم و آنهایی است که از او پیروی می کنند .

پیروانی که ضعف و خطاهایی در شخصیت رهبران خود می بینند اعتماد خود را از دست می دهند و از او رویگردان می شوند . آن چیزی که موجب می شود دل مردم پذیرای رهبری یک نفر شود ، شخصیت اوست . البته از رهبر انتظار نمی رود که هیچ خطایی نداشته باشد ، اما ضعف های شخصیتی در جایگاه یک رهبر شایسته ، پذیرفتن نیستند . همه ی ما انسانهای با استعدادی را دیده ایم که بعد از رسیدن به یک سطح موفقیت یا شهرت سقوط می کنند و بعضاً همه چیز خود را از دست می دهند . علت بروز چنین مشکلی هم در ضعف شخصیت است. روانشناسان معتقدند کسانی که به اوج قله های موفقیت می رسند، وقتی پایه و اساس شخصیت لازم برای چنین سطحی یا برای حفظ آن را ندارند، فشار روانی زیادی را متحمل شده و به سوی فاجعه ی قریب الوقوع گام برمی دارند. چنین شخصی در یک یا چند دام ویرانگر زیر خواهد افتاد ، کبر و غرور ، احساس تنهایی ، ماجراجویی یا هرزگی جنسی . یک رهبر یا مدیر در هر کدام از این دامها که گرفتار شود ، بهای سنگینی بابت آن خواهد پرداخت .

اگر روزی درگیر یکی از این دامهای چهارگانه شدید ، نیاز فوری به مشاوره با یک متخصص دارید .

این تصور که همه چیز با گذشت زمان ، پول یا شهرت بیشتر ، مقام بالاتر و… درست خواهد شد… وجود شکاف های کوچک در شخصیت فرد ، اگر به حال خود رها شوند ، هیچ گاه پر نخواهد شد و به تدریج عمیق تر و مهلک تر خواهند شد . همواره شخصیت خود را زیر ذره بین بررسی کنید تا در این دام ها گرفتار نشوید . در خود نگاه کنید و ببینید آیا حرف و عمل تان یکی هست ؟ وقتی به همسر یا فرزند خود قولی می دهید ، خود را متعهد به انجام آن می دانید ؟ آیا کارمندان یا نزدیکان شما به قول شما اعتماد می کنند؟

باید شکاف های موجود در شخصیت خود را با تعمق در رفتار ، گفتار و افکارتان بیابید و سعی در رفع آنها داشته باشید . آیا نقطه ی ضعف اساسی در شخصیت شما وجود دارد ؟

اولین گام جهت اصلاح نقایص و شکاف های شخصیت ، پذیرفتن اشتباهات و نقایص است . از کنار اشتباهات خود به سادگی گذشت نکنید . اگر موجب رنجش خاطر کسی شده اید ، حق کسی را پایمال کرده اید یا موجب یأس و سرخوردگی کسی شده اید از او معذرت خواهی کنید . گام بعد از جهت اصلاح خود تنظیم طرح و برنامه ای است که به شما کمک کند از تکرار خطاهای گذشته جلوگیری کنید .

احترام رهبران وقتی حفظ می شود و مردم به آنها اعتماد می کنند که مبانی اخلاقی آنها و تعهدات شان مورد تردید قرار نگیرد . آنها باید از شبهه ای به دور باشند .

قول دادن کار سختی نیست ، عمل کردن به آن مشکل است .

مردم از رهبرانی که به عهد خود وفا نمی کنند ، پیروی نمی کنند . تعهد در یک طیف وسیع قرار دارد ، در مقدار کار و کوشش که فرد در راه افزایش توانایی خود بکار می برد یا در از خودگذشتگی ای که در راه دیگران و همکاران خود انجام می دهد .

تا کنون دنیا ، رهبری را به خود ندیده است که تعهد ، وفای به عهد و احساس مسئولیت نداشته باشد. تعهد ، وفای به عهد و احساس مسئولیت به یک فرد دارای شخصیت رهبری نیروی تازه ای می بخشد . چنین شخصی هر چه پیش می آید . بیماری ، فقر ، بلاهای آسمانی و … فرد از هدف خویش دست نخواهد کشید .

تعهد برای هر فردی در شرایط مختلف معنای خاصی دارد :

برای یک بوکسور ، برخاستن به هنگام زمین خوردن.

برای یک دونده ی استقامت ، در نهایت تخلیه ی انرژی ، 15 کیلومتر دیگر دویدن .

برای یک سرباز ، رفتن روی تپه ای که پشت آن معلوم نیست .

برای یک ایثارگر ، به خاطر بهبود زندگی دیگران آسایش خود را زیر پا گذاشتن .

برای یک رهبر ، همه ی اینها و البته خیلی بیشتر از اینها !

موضع افراد نسبت به تعهد و وفای به عهد چهار نوع است :

آنهایی که هدفی ندارند ، پس تعهدی هم ندارند .

آنهایی که اعتماد به نفس ندارند و چون فکر می کنند که توان رسیدن به هدف خود را ندارند ، از قبول تعهد و مسئولیت می ترسند .

آنهایی که استقامت ندارند و به این ترتیب هدفی را تعیین و به سوی آن چند گامی هم بر می دارند اما در برخورد با مشکلات کنار می کشند .

آنهایی که سرسخت ، مصمم و با اراده هستند ، هدف را تعیین می کنند ، نسبت به رسیدن به آن وفادار می مانند و به قول هایی که داده اند عمل و بهای سنگین برای رسیدن به هدف خود را هم پرداخت می کنند .

اگر می خواهید جزو آن دسته از رهبرانی باشید که می توانند زندگی دیگران را متحول کنند و تغییر دهند ، به قلب خود نگاه کنید و ببینید که آیا واقعاً توانایی عمل به تعهدات خود را دارید ؟ واقعاً هر بار که قولی می دهید سعی می کنید به آن عمل کنید ؟

زمانی که رهبری یا مدیریت گروه یا شرکتی را بر عهده می گیرید قطعاً با مخالفت ها و کارشکنی های زیادی مواجه خواهید شد ، تنها زمانی که قلباً به رسیدن به هدف خود متعهد باشید ، این محرک(تعهد) انگیزه ، شور و اشتیاق شما برای رسیدن به هدف را زنده نگه خواهد داشت .

برای تقویت حس تعهد و وفای به عهد در خود ابتدا میزان آن را در وجود خود بسنجید و بعد تلاش کنید از موضوعات کوچک شروع کرده و کم کم این حس را در خود تقویت کنید . اگر به کسی قول می دهید سر ساعت خاصی نزد او می روید ، هر طور شده خود را به رسیدن به این قرار متعهد کنید ، حتی اگر لازم باشد از خواب یا کار شخصی خود بگذرید ، اما به تعهد خود عمل کنید تا کم کم این صفت در شما رشد کند .

یکی از ورزشکاران مشهور بعد از شنیدن این جمله از مربی خود در اردوی ورزشی در دوران نوجوانی ، زندگی اش متحول شد و پس از آن پله های موفقیت را به سرعت بالا رفت. بدانید اگر هنگام بازی تمام تلاش خود را نکنید و همه ی توان خود را بکار نگیرید ، یک نفر دیگر پیدا خواهد شد که این کار را انجام می دهد و بالاخره روزی فرا خواهد رسید که شما در بازی ، رو در روی هم قرار بگیرید و او از شما خواهد برد.)) نظر شما چیست؟Ÿ

نخستین کتابهای چاپی پارسی

فوریه 27, 2013

شماره 113/ چهارشنبه 9 حوت 1391/ 27 فبروری 2013

تتبع ونگارش : داودسیاووش

به نوشته ي ناصر الدين پروين نخستين كتابي كه به زبان پارسي چاپ شده به خط راشي (عبري فارسي) در سال 953 ق (1549 م) در اسلامبول بود. به سال 1049 ق (1639 م) همزمان سه كتاب پارسي در شهر ليدن هالند به چاپ رسيد، اين كتابها را نخستين كتابهاي پارسي با خط پارسي و چاپخانه ي آنرا نخستين چاپخانه ي پارسي جهان ميدانند. اين كتابها آيينه ي حق نما، داستان مسيح و داستان سان پترو نام داشتند، در سال 1644 م كتاب مثال هاي زبان پارسي در شهر ليدن به چاپ رسيد. به سال 1155 ق (1742 م) كتاب لسان العجم معروف به فرهنگ شعوري كه فرهنگ پارسي تركي بود در اسلامبول چاپ شد. همه ي كتابهاي نامبرده با چاپ حروفي (سربي يا چوبي) بودند.

پروين مي نويسد در زمان حضور بريتانيا در هند زبان رسمي و فرهنگي هند هنوز پارسي بود كمپني هند شرقي و مقامهاي انگليسي براي آگاهي مردم از قانون ها، آيين نامه ها و فرمان هاي حكومتي ناگزير بودند از زبان پارسي استفاده كنند. نخستين پيامد اين احتياج چاپ مجموعه ي مقررات مربوط به كمپني هند شرقي بود كه به سال 1774 م به دو زبان پارسي و انگليسي در لندن به چاپ رسيد، اما دوري راه و لزوم تجديد چاپ مطالب مورد نياز (هستينگز) را بر آن داشت كه چاپخانه را در مقر فرماندهي خود در كلكته تأسيس كند. نخستين محصول اين چاپخانه كتاب لغت پارسي انگليسي بود كه به سال 1780 از چاپ بر آمد. اين چاپخانه مجموعه قوانين ديوان عدالت كمپني و انشأي هركرن را به زبان پارسي همراه با ترجمه ي انگليسي آن چاپ ميكرد.

بعضي ها انشأي هركرن را نختسين كتاب پارسي چاپ هند ميدانند اما پروين آنرا سومين كتاب ميخواند. به نوشته ي پروين از سال 1195 ق (1780 م) تا سال 1223 ق (1817 م) كه نخستين كتاب پارسي در ايران به چاپ رسيد 55 عنوان كتاب پارسي در هند و نزديك به 25 عنوان كتاب پارسي در اروپا به چاپ رسيده بود. مركز عمده ي چاپخانه هاي هند كه تعداد آنها به هشت چاپخانه مي رسيد در كلكته بود، شيوه ي چاپ سربي به كار مي رفت و كتابهايي كه در اين چاپخانه ها به چاپ مي رسيد، در اين سي و هفت سال اكثراً ادبي و بخصوص آثار كلاسيك زبان دري و پس از آن كتابهاي مربوط به قانون ها، آيين نامه ها و غيره بودند.Ÿ
بقيه در آينده

آموزگار مهـــربان

فوریه 27, 2013

شماره 113/ چهارشنبه 9 حوت 1391/ 27 فبروری 2013

در روز اول سال تعلیمی، خانم تامپسون معلّم كلاس پنجم مکتب ابتدایی وارد كلاس شد و پس از صحبت هاى اولیه، مطابق معمول به دانش آموزان گفت كه همه آن ها را به یك اندازه دوست دارد و فرقى بین آنها قائل نیست. البته او راست… نمی گفت و چنین چیزى امكان نداشت. مخصوصاً این كه پسر كوچكى در ردیف جلوى كلاس روى چوکی لم داده بود به نام تدى استودارد كه خانم تامپسون چندان دل خوشى از او نداشت. تدى سال قبل نیز دانش آموز همین كلاس بود. همیشه لباس هاى كثیف به تن داشت، با بچه هاى دیگر نمی جوشید و به درسش هم نمی رسید. او واقعاً دانش آموز نامرتبى بود و خانم تامپسون از دست او بسیار ناراضى بود و سرانجام هم به او نمره قبولى نداد و او را ناکام كرد…

امسال كه دوباره تدى در كلاس پنجم حضور می یافت، خانم تامپسون تصمیم گرفت به پرونده تعلیمی سال هاى قبل او نگاهى بیاندازد تا شاید به علّت درس نخواندن او پی ببرد و بتواند كمكش كند.

معلّم كلاس اول تدى در پرونده اش نوشته بود: تدى دانش آموز باهوش، شاد و با استعدادى است. تكالیفش را خیلى خوب انجام می دهد و رفتار خوبى دارد. «رضایت كامل».

معلّم كلاس دوم او در پرونده اش نوشته بود: تدى دانش آموز فوق العاده اى است. همكلاسیهایش دوستش دارند ولى او به خاطر بیمارى درمان ناپذیر مادرش كه در خانه بسترى است دچار مشكل روحى است.

معلّم كلاس سوم او در پرونده اش نوشته بود: مرگ مادر براى تدى بسیار گران تمام شده است. او تمام تلاشش را براى درس خواندن می كند ولى پدرش به درس و مشق او علاقه اى ندارد. اگر شرایط محیطى او در خانه تغییر نكند او به زودى با مشكل روبرو خواهد شد.

معلّم كلاس چهارم تدى در پرونده اش نوشته بود: تدى درس خواندن را رها كرده و علاقه اى به مدرسه نشان نمی دهد. دوستان زیادى ندارد و گاهى در كلاس خوابش می برد. خانم تامپسون با مطالعه پرونده هاى تدى به مشكل او پى برد و از این كه دیر به فكر افتاده بود خود را نكوهش كرد.

تصادفاً فرداى آن روز، روز معلّم بود و همه دانش آموزان هدایایى براى او آوردند. هدایاى بچه ها همه در كاغذ كادوهاى زیبا و نوارهاى رنگارنگ پیچیده شده بود، بجز هدیه تدى كه داخل یك كاغذ معمولى و به شكل نامناسبى بسته بندى شده بود. خانم تامپسون هدیه ها را سركلاس باز كرد.

وقتى بسته تدى را باز كرد یك دستبند كهنه كه چند نگینش افتاده بود و یك شیشه عطر كه سه چهارمش مصرف شده بود در داخل آن بود. این امر باعث خنده بچه هاى كلاس شد امّا خانم تامپسون فوراً خنده بچه ها را قطع كرد و شروع به تعریف از زیبایى دستبند كرد. سپس آن را همان جا به دست كرد و مقدارى از آن عطر را نیز به خود زد. تدى آن روز بعد از تمام شدن ساعت مدرسه مدتى بیرون مدرسه صبر كرد تا خانم تامپسون از مدرسه خارج شد. سپس نزد او رفت و به او گفت: خانم تامپسون، شما امروز بوى مادرم را می دادید. خانم تامپسون، بعد از خداحافظى از تدى، داخل ماشینش رفت و براى دقایقى طولانى گریه كرد. از آن روز به بعد، او آدم دیگرى شد و در كنار تدریس خواندن، نوشتن، ریاضیات و علوم، به آموزش «زندگی» و «عشق به همنوع» به بچه ها پرداخت و البته توجه ویژه اى نیز به تدى می كرد.

پس از مدتى، ذهن تدى دوباره زنده شد. هر چه خانم تامپسون او را بیشتر تشویق می كرد او هم سریعتر پاسخ می داد. به سرعت او یكى از با هوش ترین بچه هاى كلاس شد و خانم تامپسون با وجودى كه به دروغ گفته بود كه همه را به یك اندازه دوست دارد، امّا حالا تدى محبوبترین دانش آموزش شده بود.

یكسال بعد، خانم تامپسون یادداشتى از تدى دریافت كرد كه در آن نوشته بود شما بهترین معلّمى هستید كه من در عمرم داشته ام.

شش سال بعد، یادداشت دیگرى از تدى به خانم تامپسون رسید. او نوشته بود كه مکتب را تمام كرده و شاگرد سوم شده است. و باز هم افزوده بود كه شما همچنان بهترین معلمى هستید كه در تمام عمرم داشته ام. چهار سال بعد از آن، خانم تامپسون نامه دیگرى دریافت كرد كه در آن تدى نوشته بود با وجودى كه روزگار سختى داشته است امّا دانشكده را رها نكرده و به زودى از دانشگاه با رتبه عالى فارغ التحصیل می شود. باز هم تأكید كرده بود كه خانم تامپسون بهترین معلم دوران زندگیش بوده است.

چهار سال دیگر هم گذشت و باز نامه اى دیگر رسید. این بار تدى توضیح داده بود كه پس از دریافت لیسانس تصمیم گرفته به تحصیل ادامه دهد و این كار را كرده است. باز هم خانم تامپسون را محبوبترین و بهترین معلم دوران عمرش خطاب كرده بود. امّا این بار، نام تدى در پایان نامه كمى طولانی تر شده بود: دكتر تئودور استودارد. ماجرا هنوز تمام نشده است. بهار آن سال نامه دیگرى رسید. تدى در این نامه گفته بود كه با دخترى آشنا شده و می خواهند با هم ازدواج كنند. او توضیح داده بود كه پدرش چند سال پیش فوت شده و از خانم تامپسون خواهش كرده بود اگر موافقت كند در مراسم عروسى… در محلى كه معمولاً براى نشستن مادر داماد در نظر گرفته می شود بنشیند. خانم تامپسون بدون معطلى پذیرفت و حدس بزنید چكار كرد؟ او دستبند مادر تدى را با همان جاهاى خالى نگین ها به دست كرد و علاوه بر آن، یك شیشه از همان عطرى كه تدى برایش آورده بود خرید و روز عروسى به خودش زد.

تدى وقتى در كلیسا خانم تامپسون را دید او را به گرمى هر چه تمامتر در آغوش فشرد و در گوشش گفت: خانم تامپسون از این كه به من اعتماد كردید از شما متشكرم. به خاطر این كه باعث شدید من احساس كنم كه آدم مهمى هستم از شما متشكرم. و از همه بالاتر به خاطر این كه به من نشان دادید كه می توانم تغییر كنم از شما متشكرم. خانم تامپسون كه اشك در چشم داشت در گوش او پاسخ داد: تدى، تو اشتباه می كنى. این تو بودى كه به من آموختى كه می توانم تغییر كنم. من قبل از آن روزى كه تو بیرون مدرسه با من صحبت كردى، بلد نبودم چگونه تدریس كنم. بد نیست بدانید كه تدى استودارد هم اكنون در دانشگاه آیوا یك استاد برجسته طبی است و بخش سرطان دانشكده طب این دانشگاه نیز به نام او نام گذارى شده است!

همین امروز گرمابخش قلب یك نفر شوید… وجود فرشته ها را باور داشته باشید و مطمئن باشید كه محبت شما به خودتان باز خواهد گشت.Ÿ

فیسبوک

خنده هاي آب

فوریه 27, 2013

شماره 113/ چهارشنبه 9 حوت 1391/ 27 فبروری 2013

سنگ وسنگ وسنگ

كوهسار ها

شروشروشر

آبشار ها

صاف و صاف وصاف

جويبار ها

سبزو سبز وسبز

كشتزارها

بازو بازو باز

چشم آفتاب

خنده هاي آب

به انتخاب: اناهيتا سياووش