اگر زنان حکمران جهان باشند

دي دي ماير
شماره 115/چهارشنبه 23 حوت 1391/ 13 مارچ 2013

تا چند دهه پیش تصور اینکه زنان ممکن است بر جهان حکمرانی کنند، تا حدی مضحک به نظر میرسید – چیزی شبیه داستان علمی تخیلی. اما دی دی مایر، تحلیلگر سیاسی و دبیر مطبوعاتی سابق کاخ سفید، در این مطلب به مناسبت روز بین المللی زن استدلال میکند که حکمرانی زنان موضوعی ست که میتواند به صورت جدی مورد بحث قرار گیرد.

این باور به صورت گسترده ای وجود داشته که زنان فاقد ظرفیتهای فکری و سرسختی عاطفی لازم برای تصمیمگیریهای دشوار و رهبری بوده اند؛ این حرف پیشداوری محسوب نمیشد، بلکه اعتقادی استوار بر علم بیولوژی به حساب می آمد.

ولی آن دوره گذشته. در دهه های اخیر نگرشها و باورها به سرعت دستخوش تغییر شده اند. البته به این معنا نیست که همه جا از حرکت زنان از سنت به مدرنیته استقبال شده. اما این حرکت متوقف نشده است. اما این تغییرات چه بوده اند؟ طوری که مجموعه عظیمی از تحقیقات و تجارب نشان میدهد، توانمند ساختن زنان منجر به بهبود سطح زندگی و اجتماع میشود. تجارت پرسودتر، حکومتها همه شمول تر، خانواده ها مستحکمتر و گروه های سالم تر میشوند.

توانمند ساختن زنان منجر به کاهش خشونت میشود و صلح و ثبات و پایداری را به همراه می آورد. اما چرا چنین است؟ هسته این تغییرات این واقعیت ساده است که زنان اغلب زندگی را به صورت متفاوتی تجربه میکنند. و این تجربه دید ما نسبت به مشکلات را متاثر میسازد و در نتیجه طرز فکر ما نسبت به یافتن راه حل نیز متحول میشود.

کریستین لاگارد، مدیر عمومی صندوق بین المللی پول معتقد است که تنوع یک سرمایه مهم است. او میگوید: “با تنوع شما میتوانید از زاویه های مختلفی به معضلات نگاه کنید و از راههای مختلفی آنها را تحلیل کنید و در نتیجه راه حل های مختلفی برای آن بیابید. تنوع در واقع افق دید را توسعه میدهد و بر غنای اندیشه میافزاید.” زنان و مردان اغلب بر این نکته توافق دارندکه زن ها روش ارتباطاتی متفاوتی دارند؛ آنها به دقت گوش میدهند، گفتگو را تشویق میکنند و به توافق جمعی اهمیت میدهند.

مطالعات همچنین نشان میدهد که روشهای رهبری زنان نیز از مردان متفاوت است و همکاری، کار تیمی و مشارکت میان آنها بیشتر است. اینها ویژگیهاییست که برای موفقیت لازم است و بخصوص در جهان مدرن امروز از اهمیت خاصی برخوددار است.

جانت ناپولیتانو وزیر امنیت داخلی امریکا میگوید: “گمان میکنم منصفانه باشد اگر بگوییم که زنان کمی بیشتر از مردان به همکاری تمایل دارند و کمی کمتر دچار اختلاف میشوند.”

مری رابینسون، رئیس جمهور سابق ایرلند معتقد است زنان از چشم انداز مشترک میان نسلها در کار خود بهره میگیرند. او میگوید: “زنان هنگام تصمیمگیری این را نیز در نظر میگیرند که نتیجه تصامیم آنها باید این باشد که جهان برای نوه هایشان و فرزندان آن جایی بهتر شود و من فکر میکنم نسبت به مردان، زنانی که در موقف های رهبری قرار میگیرند، بیشتر ممکن است چنین تفکری را مدنظر قرار دهند.”

اذعان به آنکه مردان و زنان مهارتها و تجارب متفاوتی را به زندگی اجتماعی می آورند، حیاتی ست. برای مدتها تصور میشد که زنان برای موفقیت باید همانند مردان بیاندیشند و مانند آنها عمل کنند. اما اکنون تفاوتهای زنان بیشتر نقطه قوت آنها دیده میشود و نه نقطه ضعفی که باید رفع گردد.

نانسی پلوسی، اولین زنی که به ریاست مجلس نمایندگان امریکا رسید، به زنان توصیه میکند که باید خودشان باشند. او میگوید: “شما فقط به عنوان زن میتوانید نقش بیمانند خود را ایفاء کنید. خصوصیات اصیل زنانه شما یک نقطه قوت است. باید خودتان باشید.”

البته چالشهایی هم وجوددارد. زنان از دیرباز در معرض استانداردهای دوگانه بوده اند. مطالعات زیادی نشان میدهد که دستاوردهای زنان کمی کمتر از مردان ارزش داده میشود و زنان شانس کمتری برای اشتباه کردن در اختیار دارند. حتی بعضی وقتها این خود زنان هستند که خودشان را دستکم میگیرند و هیچوقت برای کارهایی مثل درخواست ارتقای مقام یا افزایش حقوق پیشقدم نمیشوند.

با وجود این چالشها که همواره وجود داشته اند، منافع و مزایای قدرت گرفتن زنان در عرصه های مختلف غیرقابل انکار است. آنها موتور محرک رشد اقتصاد جهانی هم به شمار میروند.

در عین حال که گفته میشود شیوه خرج کردن منابع مالی توسط زنان نیز متفاوت از مردان است. از جمله، وقتی زنها پول بیشتری در اختیار دارند، خورد و خوراک خانواده ها سالمتر میشود و فرزندانشان شرایط آموزشی بهتری دارند. زنان به سرمایه گذاری برای داشتن منابع آب سالم، مدارس بهتر و ارتقای خدمات بهداشتی و درمانی نیز اهمیت بیشتری میدهند. فعالیتهای تجاری تحت مدیریت زنان سودآوری بیشتری دارند و در مجموع، سرمایه گذاری بر مشارکت بیشتر زنان، بیش از آن که برای شرکتها و موسسه ها در سراسر جهان وجه تبلیغاتی داشته باشد، در حال تبدیل شدن به یک ضرورت است. نقش زنان در ایجاد و حفظ صلح در جهان هم انکارناپذیر است. در شرایط کنونی، نزدیک به نیمی از توافقنامه های صلح در مدت ۵ سال، زیر پا گذاشته میشوند که شاید یکی از دلایل این عدم موفقیت، مشارکت نداشتن نیمی از جمعیتی است که در این صلح نقش دارند.

وقتی زنان پشت میز مذاکره حضور مییابند، به پر کردن فاصله ها و اختلافات گروهی کمک میکنند و حتی مسائل حاشیه ای همچون امنیت غذایی یا خشونت جنسی در میانه درگیری ها را هم در مذاکرات مطرح میکنند. طرح و حل و فصل این مسائل، احتمال ریشه گرفتن صلح در چنین مذاکراتی را افزایش میدهد.Ÿ

منبع: سایت انگلیسی بی بی سی

نظر شما در مورد این نوشته چیست؟

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی یکی از نمادها کلیک کنید:

نماد WordPress.com

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

درحال اتصال به %s