بایگانیِ مه 2013

سیاست خارجی ما خام است

مه 29, 2013

شماره 126/ چهارشنبه 8 جوزا 1392/ 29 می 2013

pen-and-paper-clip-art22-5-44

ضرب المثلی وجود دارد که «هر چه خام باشد پخته میشود، اما انسان وقتی خام شد پخته نمیشود»، آنچه در روال جاری سیاست خارجی کشور با دنیا جریان دارد، روند نا خوشایند معاملات موقت و مقابلات غیر ضروریی میباشد که کشور را در منگنه ی یک گرداب خطرناک قرار داده است.

بزرگنمایی بیش از حد پاکستان و حتا چشم پوشی از راکتباران آن تا مرحله یی رسید که پول افغانی در جنوب و جنوب شرق و غرب کشور جایش را از دست داده و در عوض کلدار پاکستانی در جنوب شرق و ر یال ایرانی در غرب در معاملات مردم کشور معمول شد، اظهارات تند در مورد گوشته که فقط در حد ابراز نظر مخالف باقیماند و هیچگونه پیگیری در سطح جهان و جامعه ی ملل نداشت، گذار از خط قرمز کلمات دیپلوماتیک با امریکا در شرایطی که با آنکشور معاهده ستراتیژیک عقد شده، شکست مذاکرات لندن، سفر به هند در شکوه و شکایت از پاکستان، روگردانی از امریکا با اظهار تمایل به خریداری سلاح از روسیه، تماسها با ایران در شرایط مخالفت ایران و امریکا، انکشاف بیش از حد روابط تجاری با چین تا سرحد در هم شکستن ستون فقرات اقتصاد صنایع کشور؛ مسایلی اند که کشور را در موقعیت دشواری قرار میدهند.

گذشته از اینها وقتی رییس جمهور به هند به صفت کشور رقیب پاکستان سفر نموده لیست ضرورت های نظامی را به آنکشور ارائه میکند، اما در کنفرانس مطبوعاتی جواب دادن به این سوال را که ملا عمر و ایمن الظواهری در کجا استند تا رفتن به کابل به تعویق می اندازد و به جواب سوال دیگری از طرح سوال دو کشور اسکندنوی در مورد فساد در دولت افغانستان استقبال میکند ولی با طرح این سوال از طرف آمریکا بقول خودش میخندد، این اظهارات که بیشتر زخم زبان و یا تحفه ی لفظی بشمار میروند، در حالیکه عمیق نیستند اما روابط افغانستان را با جهان قویاً مخدوش میسازد.
هندوستان وقتی از زبان رییس جمهور بشنود که هنوز کلید حل قضیه ی افغانستان در دست پاکستان است، یقیناً که هیچوقت به افغانستان آنچنان که لازمست کمک نخواهد کرد و یا امریکا اگر پس از ده سال کمک به افغانستان از زبان رییس جمهور افغانستان بشنود که وزنه ی توجه کشور های اسکندنوی نسبت به امریکا نزد رییس جمهور سنگین است، این سیاست به هیچوجه به نفع افغانستان تمام نخواهد شد. تأمین ارتباط نظامی، خریداری سلاح و مهمات و جلب کمک ها با کشور ها یک شبه صورت نمیگیرد و این پوتانسیل طی سالها با تربیه ی کدر ماهر و احداث پیش زمینه ها بوقوع می پیوندد.

رهبری دولت افغانستان نباید با عجله و یک شبه متحدین را در الفاظ و کلمات رد و بدل کند، در مصاحبه ها و بیانات رسمی، باید مشاورین واقعی در کنار رییس جمهور نشسته در هر مورد مشوره ی لازم و فوری بدهند. اظهار این مطلب که اگر امریکا سلاح نداد از روسیه میگیریم، یا به عسکر خارجی ضرورت نداریم، یا کلید حل قضیه افغانستان در دست پاکستان است در حالیکه از هند مهمات نظامی مطالبه میشود، کشور را در موقعیتی قرار میدهد که هیچیک از کشور های جهان با دلگرمی در کنارش قرار نگیرند و هر یک در شک و گمان نسبت به ارتباط با افغانستان باشند. باید مدنظر داشت که عقد قرارداد های ستراتیژیک فقط یک برگه ی کاغذ نیست که با امضاء آن همه ی مسایل بر وفق مراد و بطور اتوماتیک جریان پیدا کند، امضاء این قرارداد ها که اکنون افغانستان آنرا با تعداد بیشماری از کشور ها عقد نموده فقط زمینه ساز ادامه تماس و جلب کمک ها آنهم در چوکات دیپلوماتیک میباشد که به هیچوجه با افشاگری های متن مذاکرات، زخم زبانها و تحفه های لفظی دادن به جایی نمیرسد.Ÿ

Advertisements

بدون شرح

مه 29, 2013

شماره 126/ چهارشنبه 8 جوزا 1392/ 29 می 2013
cartoooooon

شهروندان روزنامه نگار یا روزنامه نگاران شهروند؟

مه 29, 2013

شماره 126/ چهارشنبه 8 جوزا 1392/ 29 می 2013
“…جایی که روزنامه نگار ان نیستند و اتفاقی تازه به وقوع پیوسته است، این شهروند روزنامه نگاران هستند که می توانند وقایع را به خوبی گزارش کنند و چشم و گوش رسانه ها باشند…»
این جمله شاید به نظر بسیاری از روزنامه نگار ان نسل قبل غیرقابل قبول باشد اما در دنیای امروز و به موازات توسعه فناوری های ارتباطی ما به ازاء خارجی عینی دارد. واقعیت این است که پدیده شهروندان روزنامه نگار از سال 2000 به این سو با رشد بسیار زیادی مواجه بوده است تا جایی كه بسیاری از رسانه های بزرگ مانند شبكه های خبری 24 ساعته و روزنامه های كثیر الانتشار نیز به فراخور زمان و موضوع مجبور شده اند از تولیدات خبری شهروندان روزنامه نگار استفاده كنند. نمونه بارز آن پخش ویدئو كلیپ هایی از انفجارهای تروریستی اخیر در ماراتون بوستون بود كه در واقع توسط شهروندان و با استفاده از گوشی های موبایل تهیه شده بود. کاربران رسانه های اجتماعی که گاه از آنها به عنوان روزنامه نگار ان شهروند یاد می شود، صداهای تازه و با طراواتی وارد تفسیرهای مربوط رویدادهای جهان می کنند. لیلا کینگ، مدیر ارشد خبرهای اجتماعی از شبکه تلویزیون کابلی(CNN)که شاهد تحول این رسانه ها بوده است میگوید کاربران این رسانه ها که به محل بمب گذاری نزدیک بودند آنچه را که به بهترین وجه ممکن است از شهروندان روزنامه نگار بر آید انجام دادند: آنها گزارشهایی بر مبنای شهادت عینی از آنچه که اتفاق افتاد ارائه دادند و فضای حاکم را در میان هرج و مرج و احساسات خشم آلود ناشی از آن واقعه منتقل ساختند. به گفته کینگ، با سپری شدن ساعات، “برخی از خطرهای ناشی از رسانه های اجتماعی نیز خود را نشان دادند. کاربران بدون دسترسی به مدرک شروع به گمانه زنی کردند و بعضی از آنها حتی کوشیدند مانند تحقیق کنندگان وابسته به نیروهای انتظامی عمل کنند و از هویت افراد مظنون پرده بردارند.” کینگ این رهیافت را به شمشیر دولبه ای تشبیه کرد که ممکن است مخاطراتی را نیز در پی داشته باشد.
با وجود اینكه مقوله «روزنامه نگاری شهروندی» یاCitizen Journalismتوانسته است در برخی مواقع ضعف روزنامه نگار ی سنتی یا حتی روزنامه نگار ی مدرن را بپوشاند، این نگرانی همواره وجود داشته است که ممكن است با رشد بی رویه این پدیده و ورود بدون برنامه افراد مختلف بدون آموزشهای روزنامه نگار ی، باعث افت كیفیت اخبار و گزارشگری شود.
رایانه های شخصی ، تلفن های همراه ، دوربین های دیجیتالی و شبکه های ارتباطی گسترده، به شبکه های اجتماعی اینترنتی مانند توئیتر، فیس بوک و یوتیوب و تعداد ظاهراً بی شماری از وبلاگ ها دامن زده و شبکه های ارتباطی گسترده و جدیدی را که به آسانی در دسترس قرار دارند، خلق کرده اند و میلیون ها، اگر نه میلیاردها، نفر از مردم عادی به “شهروندان روزنامه نگار “، شاهدان تاریخ و چشمان همه انسان ها در جهان تبدیل شده اند. با این همه گفته میشود که روزنامه نگار ی نوین شهروندی بسیاری از آن قواعد را نقض می کند و همین مسئله چشم اندازها، تصاویر و صداهایی تازه و سانسور نشده ای را در اختیار مردم عادی قرار می دهد که روزنامه نگار ی سنتی اغلب قادر به انجام آن نیست.
استقبال دیجیتالی از پاپ و گزارش لحظه به لحظه شهروندان روزنامه نگار در فضای مجازی درخور توجه بود
در روزنامه نگار ی شهروندی، قوانین حرفه ای بی طرفی و بی نظری، صحت، چشم انداز چند گانه، عدالت و غیره همواره رعایت نمی شود و بنابراین “حقیقت” آنچه که شخص می خواند/ می بیند/ احساس می کند اغلب مورد تردید است. اما تردیدی نیست که روزنامه نگار ی شهروندی به طرز مهیبی ابزاری قدرتمند برای تحول اجتماعی جامعه جهانی است . این پدیده در نوع خود متفاوت است و چشم اندازهای جدیدی را به روی ارتباطات می گشاید. رسانه شهروندی “همگانی” است و بیشتر به سمت ذهنیت گرایی تمایل دارد درمقابل روزنامه نگار ی سنتی که بدنبال اثبات بی طرفی است. در کشورهای در حال توسعه روزنامه نگار ی سنتی به اندازه کشورهای توسعه یافته وجود ندارد، روزنامه نگار ی شهروندی درها را برای حضور بیشتر شهروندان در جامعه شان می گشاید و فرصت های بسیار بیشتری را برای پوشش اخبار، به خصوص اخبار اجتماعی فراهم می کند.
شهروندان روزنامه نگار این روزها نقش مهمی در اطلاع رسانی ایفا می کنند درحالیکه آماتوربودن ممکن است به کیفیت آسیب برساند
بسیاری از شهروندان روزنامه نگار منابع قابل اطمینانی هستند اما واقعیت این است که در این حوزه نباید تنها به یک منبع اکتفا کرد. به طور گسترده بخوانید و ببینید – دیدگاه های خوب ناشی از ترکیب انواع نقطه نظرهاست و حقیقت یا چیزی نزدیک به آن از کل ناشی می شود و همیشه منبع گزارشی را که می خوانید، بررسی کنید.
روزنامه نگار ی شهروندی آنقدر جدید است که فهمیدن این که طی 5 ، 10 ، یا 20 سال آینده چه نقشی خواهد داشت واقعا ً دشوار است. اما واقعی است . فرصت های بسیار زیادی در این حوزه وجود دارد و در وسایل ارتباط جمعی جدید این فرصت ها هر روز گسترش می یابند که از این میان می توان به امکان ایجاد اشتغال و درآمدزایی دراین زمینه در آینده امید داشت.
اما در یک نگاه می توان گفت که مهمترین خروجی این پدیده ظهور آماتورهای قهرمان است در حالیکه این قهرمانها در کنار پیشکسوتان این حرفه با مشکلات و مسائلی عدیده نیز روبرو خواهند شد.
تارا سوننشاین معاون وزیر خارجه در امور دیپلماسی عمومی و روابط عمومی وزارتخارجه آمریکا در تازه ترین سخنرانی خود درباره مشکلات پیش روی می گوید: “…ما در کار خود به طور روزافزون خبر افرادی را می شنویم که نه تنها به خاطر آنچه گزارش می کنند، بلکه به خاطر آنچه در به صورت متن، پیام های تویتر و مطالب میکرو وبلاگ ها منتشر می کنند در معرض آزار و حتی پیگرد قانونی قرار می گیرند. و شاهدیم که این نوع سرکوبی در فضای دیجیتال در حال سرایت به کشورهای مختلف است…
این درحالی است که جان کری وزیر امورخارجه آمریکا نیز در تازه ترین بیانیه خود به مناسبت گرامیداشت روز آزادی مطبوعات گفت: “…دربسیاری از کشورهای جهان کسانی که می کوشند حق آزادی بیان خود را به کار بندند با سرکوب، عملیات ایذایی، از اقامه دعواهای حقوقی فلج کننده از لحاظ مالی گرفته تا زندان و مرگ روبرو هستند. رونامه نگار ان به طور روزافزونی با ناتوانایی دولتها در محافظت از این آزادی روبرو هستند و حتی به موازات افزایش امکانات ابراز عقیده به طرزی نوآورانه به سبب پیشرفت فن آوری دراینترنت، فضا برای رسانه های آزاد در حال تنگ تر شدن است…”
حقیقت امر این است که آزادی بیان چه برای روزنامه نگار ان و چه برای شهروندان روزنامه نگار در بسیاری از نقاط دنیا نقض میشود. برخی کشورها یا بسیار ضعیف اند یا تمایلی ندارند که از روزنامه نگار ان و پایگاه های رسانه ای پاسداری کنند. برخی کشورهای نیز قوانین کیفری منع افترا، تهمت یا ارتداد وضع می کنند یا از چنین قوانینی بهره برداری می کنند. برخی از قوانین مبارزه با تروریسم برای پیگرد و به زندان انداختن روزنامه نگار ان سوء استفاده می کنند. با وارد آوردن خسارت های مالی فلج کننده، پایگاه های رسانه ای را برای تعطیل شدن تحت فشار می گذارند ، یا با خرید یا ملی کردن پایگاه های رسانه ای، عقاید و دیدگاه ها را خاموش می کنند. اینترنت را فیلتر یا مسدود می کنند و مردم را در معرض بازداشت ، آزار و مزاحمت ، یا بدتر از آن قرار می دهند.
بر اساس آمارهای کمیته دفاع از روزنامه نگار ان، از سال 1992 به این سو نزدیک به 600 روزنامه نگار به قتل رسیده اند و عاملان این جنایات از مجازات مصون بوده اند. و سال گذشته، یعنی 2012، از زمانی که آمارگیری این سازمان آغاز شد، پرتلفات ترین سال برای روزنامه نگار ان بوده است. هم اکنون، نزدیک به 250 روزنامه نگار در نقاط مختلف جهان زندانی هستند. حتی در کشورهایی هم که در مسیر کلی تحکیم دموکراسی حرکت می کنند نقاطی هست که روزنامه نگار ان به خاطر انجام وظیفه خود ممکن است به خطر افتند و زندانی شوند.
شاید بیراه نباشد در اینجا اشاره ای به گفته یکی از پدران بنیانگذار آمریکا توماس جفرسون داشته باشیم که خاطر نشان کرد: “هنگامی که مردم از دولتشان می هراسند ، این حکومت استبدادی است ، وقتی دولت از مردم خود می هراسد، این آزادی است.”
روزنامه نگار ی شهروندی تمرین و ممارست این عبارت است جایی که شهروندان می توانند به واقع خود به مثابه چشم و گوش جامعه عمل کنند و تنها متکی به روزنامه نگار ان برای بیان عقاید و باورهای خود نیستند با این همه نبود اصول اخلاق حرفه ای در میان شهروندان روزنامه نگار عاملی است که بزرگترین زیان را برای این پدیده دارد در حالیکه اصول اولیه موفق ترین الگوی ساماندهی شهروندان روزنامه نگار با عنوانohmynewsشاید بهترین مرجع برای انصاف مداری باشد. برای آشنایی بیشتر این اصول مورد اشاره قرار میگیرند:
یک شهروند روزنامه نگار باید با این روحیه و دیدگاه کار کند که “تمامی شهروندان روزنامه نگار هستند و به سادگی در هنگام پوشش خبری خود را یک شهروند روزنامه نگار بداند”
یک شهروند روزنامه نگار اطلاعات غلط را منتشر نمی کند. او هرگز مقالاتی بر پایه فرضیات بی اساس و یا پیش بینی نمی نویسد.
یک شهروند روزنامه نگار از زبان زشت و زننده و یا توهین آمیز که موجب اهانت های شخصی می شوند استفاده نمی کند.
یک شهروند روزنامه نگار نام و شهرت دیگران را با نوشتن مقالاتی که به حریم شخصی آنان تجاوز می کند خدشه دار نمی کند.
یک شهروند روزنامه نگار از روش های کاملاً قانونی برای جمع آوری اطلاعات استفاده می کند و منابع و نیز نیات خود را برای مورد پوشش قرار دادن موضوع به وضوح گزارش می کند.
یک شهروند روزنامه نگار از موقعیت خود برای بدست آوردن چیزی از راه ناعادلانه و یا نفع شخصی خود استفاده نمی کند.
یک شهروند روزنامه نگار مبالغه نکرده و حقایق را از طرف خود و یا هر سازمانی که به آن تعلق دارد انکار نکرده و یا تغییر نمی دهد.
یک شهروند روزنامه نگار برای پوشش خبری دادن به واقعه ای اشتباه و یا نامناسب سریعاً و کاملاً معذرت خواهی می کند.Ÿ

– آقایان کجا می روید؟

مه 29, 2013

شماره 126/ چهارشنبه 8 جوزا 1392/ 29 می 2013

IMG_4940

– میرویم ثابت کنیم که آزمایشگاه، گذرگاه، صبحگاه، آرامگاه، ایستگاه، زایشگاه، دیدگاه، عیدگاه، قرارگاه، دانشگاه، لشکر گاه، دهکده، میکده، دانشکده و… واژه های زبان دری نیستند!

تشخیص مستحقین دریافت کارت رأی چگونه صورت میگیرد؟

مه 29, 2013

شماره 126/ چهارشنبه 8 جوزا 1392/ 29 می 2013

ستاک

در حالیکه توزیع سه میلیون کارت رأی در کشور توسط کمیسیون مستقل انتخابات آغاز یافت، نزد آگاهان این نگرانی ایجاد شده که به استثنای کسانی که در سال روان سن قانونی شان برای دریافت کارت به رؤیت شناسنامه تثبیت شود، در سایر موارد چگونه تشخیص خواهد شد که کارت شخصی واقعاً مفقود شده، یا دوبار کارت نمیگیرد ویا از چندین مرکز رأی کارت نگیرد.

مردم میگویند توزیع سه میلیون کارت جدید احتمالاً به آن مشکلاتی خواهد افزود که در گذشته گفته میشد هفت میلیون کارت رأی جعلی توزیع شده.

از نظر برخی آگاهان بهترین راه حل این مشکل آن بود که کارتهای جدید فقط به افرادی توزیع میگردید که سن قانونی دریافت کارت را در سال روان تکمیل نموده باشند، لا غیر.

در گذشته پا فشاری احزاب سیاسی و نهادهای مدنی مبنی بر ابطال کارت های گذشته و توزیع کارتهای جدید توسط دولت نادیده گرفته شد.Ÿ

دامنه انفجار ها به ترکیه رسید!

مه 29, 2013

شماره 126/ چهارشنبه 8 جوزا 1392/ 29 می 2013

یونگه ولت-ترجمه رضا نافعی

دولت ترکیه اعتراف کرد اسناد محرمانه ای که هکر ها در باره انفجار 11 ماه مه در ریحانلی منتشر کرده اند صحت دارد. ولی معمر گولر وزیر کشور ترکیه اظهار داشت اسنادی که گروه «هک سرخ» منتشر کرده، برخلاف ادعای آن گروه، از طریق حمله به رایانه ژاندارمری و راه یافتن به آن بدست آنها نیفتاده، بلکه یک نفر نظامی اسناد را در اختیار آنها گذاشته است. این فرد نظامی بازداشت شده است. اسنادی که گروه «هک سرخ » روز چهارشنبه در اینترنت منتشر کرد برخلاف اظهارات رسمی دولت ترکیه در باره انفجاری است که در آن 51 نفر کشته شدند. سند منتشر شده حکایت از آن داشت که سازمان اطلاعات نظامی ترکیه با خبر بوده که قرار است انفجاری صورت گیرد و عامل انفجار را زیر نظر داشته، با وجود این مانع انفجار نشده است. بلافاصله پس از انفجار ترکیه اعلام کرد که عامل این جنایت سازمان اطلاعات سوریه بوده است. ولی در سند ژاندارمری ترکیه تصریح شده که عامل انفجار گروه اسلامی جبهه النصرت بوده است. این گروه اسلامی که آمریکا آن را یک گروه تروریستی می داند، متعلق به جنبش شورشیانی است که مخالف دولت بشار اسد هستند. ا ما برغم اطلاعات تازه ای که انتشار یافته دولت ترکیه مصرانه رژیم دمشق را مسئول انفجار می داند. اردوغان نخست وزیر ترکیه، روز جمعه، از این هم فراتر رفت و پای حزب لائیک جمهوری را که هوادار نظرات آتاتورک است و در اقلیت قرار دارد، نیز بمیان کشید و آن حزب را نیز با انفجار مرتبط اعلام کرد. اردوغان طی سخنانی که در برابر اعضای حزب خود بیان می کرد گفت در پس این سوء قصد همان کسانی قرار دارند که در سال 2011 کمک کردند تا میان رهبران حزب جمهوری با اسد دیداری صورت گیرد. روزنامه انگلیسی زبان ترکیه بنامToday,s Zamanبه نقل از اردوغان نوشت» دست آنها درکار است.» ا ز سوی دیگر گروه «هک سرخ» در صفحه اینترنتی خود اعلام کرد افسر بازداشت شده بی گناه است. افزون بر این انتشار اطلاعات در باره کشته شدن مردم غیر نظامی جنایت نیست. برعکس، آن که دست به جنایت زده» دولت فاشیستی ترکیه» است که می توانست جلوی جنایت را بگیرد و نگرفت.» نخست وزیر اردوغان می گوید سازمان اطلاعات مشغول بررسی انفجار ریحانلی است و رسانه ها باید تا انتشار نتایج بررسی صبر داشته باشند. اگر چنین است پس چرا در همان نخستین روز اعلام شد که مسئول انفجار رژیم سوریه است ؟ «تفسیر گروه» هک سرخ» این است که اردوغان آن انفجار را برای دیداری که با پرزیدنت اوباما در پیش داشت مناسب میدانست تا بتواند موافقت آمریکا را برای یک جنگ علنی علیه سوریه بدست آورد.

روز جمعه روشن شد که ممکن است مهمترین مانع برای مذاکرات جهت یافتن راه حلی برای مسئله چندین و چند دستگی مخالفان دولت اسد باشد. رو زجمعه سخنگوی وزارت خارجه روسیه در مسکو اظهار داشت دمشق موافقت اصولی خود را با شرکت در کنفرانس صلح ابراز داشته است. ولی باید روشن شود که «چه کسی و با چه اختیاراتی از سوی مخالفان سخن خواهد گفت. مخالفان اسد در استانبول گرد هم آمده اند تا در یک دیدار دوروزه برای اتخاذ خط مشی مشترک به توافق برسند. خالد شجاع نماینده «ائتلاف ملی» در گفتگو با خبر گزاری فرانسه گفت کشورهای غربی و کشورهای عربی باید» کمک های نظامی بیشتری «در اختیار» ارتش آزاد سوریه» بگذارند. تاریخ تحریم های اتحادیه اروپا علیه سوریه هفته آینده به پایان می رسد. لندن و پاریس خواستار آنند که به کشورها اجازه ارسال اسلحه به شورشیان داده شود.Ÿ

امریکا در انتخابات افغانستان مداخلت کند یا نه؟

مه 29, 2013

شماره 126/ چهارشنبه 8 جوزا 1392/ 29 می 2013

در حالی که بیشتر از ده ماه به برگزاری انتخابات ریاست جمهوری در افغانستان باقی مانده است، کمیته روابط خارجی مجلس سنای ایالات متحده امریکا به روز سه شنبه، سه کارشناس را برای ارایه توضیحات و پیشنهادات در باره این انتخابات فرا خواند.

اندریو ویلدر، رئیس بخش افغانستان و پاکستان در انستیتیوت صلح امریکا به سناتورهای امریکایی گفت که امریکا با درک اشتباه سال ۲۰۰۱، نباید در انتخابات سال آینده در افغانستان از نامزد مشخصی حمایت کند. به گفته آقای ویلدر، واشنگتن در اجلاس بٌن از حامد کرزی حمایت کرد اما اینکار عواقب خوبی در پی نداشت.

سارا چایز، پژوهشگر در بنیاد کارنیگی که تجربه سالها کار در افغانستان را دارد نظر مشابهی داشت. او گفت امریکا باید از روند انتخابات و رای دهندگان حمایت بورزد، نه از نامزدان.

چایز گفت «همانقدری که ما در حفظ امنیت انتخابات در برابر ترس و ارعاب ایجاد شده از جانب طالبان تلاش می کنیم در برابر ارعاب ایجاد شده از جانب حکومت در انتخابات هم، باید تلاش کنیم.»

چایز، اما، هشدار داد که حامد کرزی، رئیس جمهور افغانستان با پول های بی حسابی که از سازمان اطلاعات آمریکا (سی آی ای) بدست می آورد در انتخابات آینده باز تقلب خواهد ورزید.

تماشاچی نمیتوان بود

مکس بووت، پژوهشگر موسسه سیاست خارجی به کمیته روابط خارجی مجلس سنا گفت که امریکا راه دیگری جز انتخاب برنده یا بازنده در افغانستان را ندارد.

به باور آقای بووت در حالی که پاکستان و ایران افراد و گروه های مورد نظر شان در افغانستان را حمایت می کنند، ایالات متحده نمی تواند یک تماشاچی بماند.

آقای بووت گفت «ما باید با جلو قراردادن یک نامزد که حامی و نگهبان منافع افغانستان باشد-نمی گویم که یک دست نشاندۀ امریکا باشد بلکه یک رهبری نیرومندی که محبت افغانستان را در قلب خود داشته باشد-مفکوره ها و برنامه های آی ایس آی، ایرانی ها و سایرین را در انتخاب رئیس جمهور آیندۀ افغانستان، معکوس سازیم.»

در دوازه سال گذشته امریکا بزرگترین کمک کننده به افغانستان بوده است (بر اساس آمار مفتش خاص امریکا برای بازسازی افغانستان، امریکا تنها برای بازسازی و تجهیز نیروهای امنیتی افغانستان بیشتر از ۵۴ میلیارد دالر هزینه کرده است). به باور آقای بووت امریکا ناگزیر است برای حفظ سرمایه گذاری هایش و همچنان برای مصوونیت منافع امنیت ملی اش، در روند انتخابات افغانستان نقش فعال داشته باشد. ا گر چه پژوهشگران امریکایی در مورد نقش واشنگتن در انتخابات ریاست جمهوری افغانستان هم نظر نیستند، اما روی یک نکته توافق دارند و آن اینکه انتخابات سال آینده افغانستان باید در صدر اولویت های امریکا در افغانستان قرار بگیرد.Ÿ

صداي امريكا

قصه ی شهری که ساکنانش محبوس و پرهیز اند!

مه 29, 2013

شماره 126/ چهارشنبه 8 جوزا 1392/ 29 می 2013

کوه بچه

شاید برای خوانندگان عزیز این تیتر خیلی تکان دهنده باشد که چگونه همه ی ساکنان یک شهر در حالیکه پرهیز اند، محبوس هم میباشند. گزافه نخواهد بود اگر بگویم که در شهر ما این حقیقت را به وضاحت میتوان دید.
نزد شما خوانندگان عزیز شاید این سوال پیدا شده باشد که: اگر همه ساکنان یک شهر زندانی اند پس زندانبانان کیستند؟ و اگر همه ساکنان یک شهر پرهیز اند، مریضی شان چیست و از چه پرهیز اند؟

و باز اشتباه نکنید که منظور از پرهیز آن پرهیز کاری که شما فکر میکنید، نیست و ای کاش چنین میبود، که در آنصورت ما بجای یک شهر شاید یک مدینه ی فاضله میداشتیم، میدانم که این وسوسه و سوال بیشتر ذهن تان را آزار میدهد که اگر آن شهر از معصیت پاک و همه پرهیزکار اند پس محبس و زندان برای چه؟

خوانندگان محترم لطفاً موضوع را غلط درک نکنید، چون محبوسین و پرهیز داران شهر ما از قماش دیگرند، زیرا محبوس و پرهیز زندان ما نه از بعد حبس در زندان و پرهیز از گناهان، بلکه به مفهوم حبس اجباری شهروندان در خانه هایشان و پرهیز به مفهوم پرهیز از غذاهای حاوی ویتامین ها و منرال ها و پروتین ها و اصلاً هر چه غذای مقوی و مغذی و دارای ویتامین و منرال کافی برای وجود انسان میباشد، باید درک شود.

ما در شهری زیست میکنیم که میگویند در حدود هفت میلیون نفر در آن حیات بسر میبرند و با این حال دار و ندار این شهر برای گشت و گذار فقط یک دریای خشکیده ی پر از مزبله و یک محله ی تفریحی ممنوع الورود برای عوام الناس بنام بند قرغه میباشد که در آنهم به اثر حمله ی قبلی دهشت افگنان روح انسان قرار نمیگیرد. و با این حال همین هفت میلیون نفر مجبور اند در شرایط طاقت فرسا و در دشواری کمبود نظافت و پاکی آب و هوا و در وضعیت خاکباد و گردباد کوچه ها در خانه های گلین و با قلب غمین و با خاطر حزین دست به دعا و رو به خدا روزانه پنج وقت استدعا نمایند تا طوفان های بعد از ظهر هوای شهر شان را آلوده و تیر و تار و پر از گرد و غبار نسازد و باران ها و طوفان ها سرک های شان را به دریاچه ها مبدل نکند. بنابران این انسان هایی که حاصل جولان شان در انتروال روزانه از خانه تا دفتر و آنهم در شرایط جانگداز و ابتر و با ساعت ها توقف های جان کاه سپری میشود و باقی ساعات پس از رخصتی شان در شرایط به مراتب بد تر فقر بسر میرسد، اگر محبوس نیستند، پس چیستند؟

اینها که حد اقل امکان کار را دارند و حد اقل صاحب کلبه و سرپناهی اند و بنابرین از خوشبخت ترین مردم این شهر به حساب می آیند، وضعیت لشکر بیکاران و بیماران و آواره گان و دوره گردانی را که در پارکها و زیر سایه ی تاک ها و یا در دوره گردی دستفروشان و کراچی کشان از بام تا شام واویلان و سرگردان اند، خودتان تصور کنید که در شام همانروزی که با دست خالی به خانه بر میگردند با دیدن اطفال گریان و گرسنه ی شان چه حال خواهند داشت؟

برای این لایه ی اجتماع با رنگ زرد و تن سرد و دل پر درد که در 12 ماه سال، الاشه ی اطفال شان را یا سیلی پنجه ی فقر سرخ میکند و یا سرخی تب سل توالی فصل های بهار و تابستان و خزان و زمستان اصلاً مفهومی ندارد و تفریح و استراحت و هواخوری اصلاً در فرهنگ زندگی شان نوشته نشده.

بیایید به مفهوم پرهیز تعمق کنیم: باز هم تکرار میکنم که کاش پرهیز را با حفظ شرافت و نجابت این مردم به آن مفهوم مرادف پرهیزکار و انسان خوش رفتار و مقبول درگاه خدا و اجابت شده به بارگاه ذات کبریا میتوانستیم به کار ببریم، چون مردم این شهر با آنکه از شریف ترین و نیکوکار ترین مردمان جهان میباشند، پرهیز شان برخلاف تصور اولی از گوشت گوسفند، ماهی، ترکاری، میوه های چهار فصل، لباس های جدید، کفش نو و امثالهم میباشد که با این حال مجبور اند یک جوره دریشی را چندین سال و آنهم به ترتیبی که یخن آنرا با تکه ی نازک از ترس لکه دار شدن و خاک و گرد استر کنند و تل کفش اکثرشان شاریده بوده در بهار و تابستان از رفتن ریگ و سنگ ریزه در آن و در زمستان از سردی و یخی آن پای شان عذاب میکشد و با این حال بخاطر اشتراک در معاملات خیر و شر خویشاوندان و دوستان و رفتن به محافل صدقات و خیرات و نزدیکان، یک جوره کفش کهنه اما رنگ کرده و یک جوره لباس مندرس اما پاک و شسته را بالای کندوی آرد میگذارند و با آن در چند فصل زندگی در مجالس و محافل و گردهمایی ها فخر می فروشند.

قصه ی ما داستان زندگی همین انسانهاست که محبوس اند و پرهیز!Ÿ

وزراء بار دیگر نتوانستند بودیجه را مصرف کنند

مه 29, 2013

شماره 126/ چهارشنبه 8 جوزا 1392/ 29 می 2013

ارغوان

در حالیکه سر و صدای استیضاح قبلی وزراء در رابطه به عدم مصرف بودیجه انکشافی سال قبل هنوز خاموش نشده، بار دیگر سر و صدایی از رسانه ها بلند شد که در پنج ماه سال مالی جاری هیچ یک از وزراء نتوانسته اند چهل فیصد بودیجه انکشافی را مصرف کنند و بلندترین رقم مصرف بودیجه در این مدت دوازده فیصد و پایین ترین کمتر از یک فیصد میباشد.
معلوم نیست پارلمان این بار در رابطه به این مسأله چگونه برخورد خواهد کرد. عده یی از کارشناسان به این باور اند که چند عامل در این پسمانی و ناکامی نقش دارند:

یکی آنکه در ابتدای سال بودیجه به شکل کارشناسانه و واقعی و قابل تطبیق طرح نمیشود.

دوم چون منبع تمویل بودیجه انکشافی بدست دونر ها میباشد، عدم پرداخت به موقع پول باعث عدم مصرف بودیجه میشود.
سوم عدم موجودیت یک سیستم گزارشدهی و نظارت قوی در مجلس وزراء و مراجع ذیربط باعث پندیدن این مشکل و آماس آن در آخر کار میشود.

عده یی از آگاهان به این باور اند اگر از همین عدم مصرف بودیجه طی مدت گذشته بازخواست جدی و برای مصرف بودیجه ی ماههای آینده تدابیر اضافی در کابینه ی افغانستان گرفته شود، شاید این معضل در آینده تکرار نگردد.Ÿ

کشف «لکه سیاه» و لانه شیطان در مغز انسان

مه 29, 2013

شماره 126/ چهارشنبه 8 جوزا 1392/ 29 می 2013

یک عصب‌شناس آلمانی می‌گوید موفق به کشف «لانه شیطان» در مغز آدمی شده است. دکتر گرهارد روت که سال‌ها روی مغز تبه‌کاران دستگیرشده توسط دولت آلمان آزمایش انجام داده می‌گوید با اسکن مغز تجاوزگران به عنف و آدمکُشان «جرمی تیره» را در میان دو لوب پیشانی مغز این افراد کشف کرده است که به احتمال قوی مرکز اعمال شرورانه در انسان است.

دکتر روت در مصاحبه‌ای با روزنامه «دیلی میل» به نحوه انجام آزمایش بر روی مغز افراد جانی اشاره کرده است:«به این اشخاص فیلم‌های کوتاهی نشان دادیم و امواج مغزیشان را اندازه‌گیری کردیم… هربار که صحنه‌های خشن و شنیع می‌دیدند هیچ نشانه احساسی در مغزشان مشاهده نمی‌شد. در بخش‌هایی از مغز که احساسات و عواطف شکل می‌گیرد هیچ اتفاقی نمی‌افتاد.»

بنابر نظر دکتر روت همه جنایتکاران سابقه‌ دار در قسمتی از مغز خود که در بخش تحتانی پیشانی قرار دارد «کمبودهای جدی» داشته‌اند. وی بر این اساس می‌گوید که احتمال دارد در تبه کاران نوعی «استعداد ژنتیک» نسبت به خشونت وجود داشته باشد.

این پژوهشگر آلمانی همچنین معتقد است که مشکلات پزشکی کوتاه مدت در یک بخش بخصوص از مغز می‌تواند به بروز رفتارهای هنجارشکن و تبه کارانه بینجامد.

دکتر روت می‌گوید: «مواردی وجود دارد که شخصی عادی در نتیجه ابتلا به تومور یا بروز جراحت در بخشی بخصوص از مغز خود به یک جانی تبدیل می‌شود، اما بعد از انجام عمل جراحی و برداشتن تومور، شخص مورد نظر مجدد به حالت عادی برمی‌گردد… یا گاهی هم کمبودهای فیزیولوژیکی موجب بروز چنین اختلالاتی می‌شود، مثلاً اگر مواد خاصی مانند سروتونین در بخش پیشانی مغز به درستی وظیفه خود را انجام ندهند، حالاتی از این دست را شاهد خواهیم بود.»

گرهارد روت در ادامه می‌افزاید: «البته چنین چیزی به صورت خودکار اتفاق نمی افتد. مغز می‌تواند تا حدی گرایش‌های خشونت‌آمیز را تعدیل کند ولی مشخص نیست چنین قابلیتی در مغز به چه ترتیب عمل می‌کند… به هر روی، قطعاً این ناحیه در مغز آدمی همان جایی است که بدی به وجود می‌آید و به کمین می‌نشیند.»

دکتر روت که از هواداران فعال بحث بازبینی قوانین جزایی در کشور آلمان است، می‌گوید: «وقتی به جوانان نگاه می‌کنم و می‌بینم که در بخش تحتانی مغزپیشانی آنها اختلالی وجود دارد، می‌توانم با میزان اطمینان ۶۶ درصدی بگویم که باید منتظر ظهور یک بزهکار جدید در جامعه باشیم… با این روش به آسانی می‌توانیم این رفتار ضداجتماعی را از همان مراحل اولیه شکل گیری کشف و برای رفع آن تلاش کنیم.»

دکتر روت تأکید می‌کند که شکل‌گیری نابهنجاری‌های ذهنی خیلی زود و از دوران کودکی آغاز می‌شوند و عوامل محیطی از قبیل نحوه پرورش کودک توسط والدین و میزان حمایت جامعه در این روند تأثیر بسزایی دارند.Ÿ
راديوفردا