بایگانیِ سپتامبر 2013

تلقین مردم به تن دادن به تقلب در انتخابات آینده عجیب است!

سپتامبر 26, 2013

شماره 143/ پنجشنبه 4 میزان 1392/ 26 سپتمبر 2013
pen-and-paper-clip-art22-5-44-61
برخی به اصطلاح فعالان مدنی مردم را به تحمل پذیری در برابر تقلبی که در انتخابات آینده صورت خواهد گرفت از همین حالا دعوت میکنند. آنها از طریق رسانه ها ابراز نظر های عجیبی در این اواخر مینمایند که گویا از اینکه در افغانستان نمیتوان یک انتخابات شفاف برگزار نمود، باید اصل تقلب را مردم از همین حالا بپذیرند و به اعتراض مدنی نپردازند.

چنین استدلال آنهم از حنجره ی مدنی در واقع جفا به جامعه مدنی و همدستی با تقلب کاران و جعل کنندگان در انتخابات آینده میباشد.

این آقایان به عوض چنین استدلال های ضد مدنی از حنجره ی جامعه مدنی باید در باره ی اشکال و شیوه های جلوگیری از تقلب در انتخابات راهکار ارایه کنند و به بیطرف ماندن و مؤثر بودن کمیسیون انتخابات و کمیسیون شکایات انتخاباتی تأکید نمایند.

این آقایان باید خواهان نظارت جامعه جهانی بر انتخابات افغانستان و تقویه ی شبکه ی ناظرین داخلی بر انتخابات شوند.

این آقایان باید به عوض طرفداری از تقلب گران به نقش رسانه ها در شفافیت انتخابات و مؤثریت نهادهای مدنی در این پروسه پا فشاری نمایند. آنان باید حتا تقلب یک رأی در انتخابات را قابل بررسی و مجازات بدانند.

متأسفانه این فرهنگ غلط طرفداری از تقلب کاران در انتخابات از انتخابات گذشته ی ریاست جمهوری به میراث مانده که با وجود تقلب آشکار و اسناد کافی در زمینه کسی مورد مؤاخذه و مجازات قرار نگرفت.
در حالیکه انتخابات آینده در شرایط کاملاً متفاوت دایر میگردد و سطح شعور مدنی و بیداری سیاسی مردم تا حدی رسیده که نمیخواهند با یک انتخابات کاذب سرنوشت شان به بازی گرفته شود، به این آقایان باید گوش زد شود که در هیچ گوشه ی دنیا تا کنون از یک عمل خلاف قانون در اصول چنین طرفداری نشده، بلکه به مواردی از آن میتوان اشاره نمود که باید جلوگیری شود.

با توجه به اینکه مردم در آینده تحمل به قدرت رسیدن یک تقلب کار را در صدر نظام ندارند، هر گونه دعوت مردم به تن دادن به تقلب به مفهوم ریختن بنزین بالای احساسات و اعتراضات مدنی مردم در آینده خواهد بود.Ÿ

Advertisements

وقتی عقل رأی دهندگان در جیب بانکدار رأی باشد

سپتامبر 26, 2013

شماره 143/ پنجشنبه 4 میزان 1392/ 26 سپتمبر 2013

انتخابات21

نگاهی به سیر تاریخی روزنامه نگاری در قلمرو فارسی-دری

سپتامبر 26, 2013

شماره 143/ پنجشنبه 4 میزان 1392/ 26 سپتمبر 2013

2

تلخیص و نگارش: محمد داود سیاووش

1- روزنامه نگاري در هند:

در دوره سلطان محمود غزنوي در گوشه و كنار هند پادشاهي هاي مستقل مسلمان تشكيل شد كه زبان درباري و فرهنگي شان فارسي-دري بود، قطب الدين ايبك پادشاه ترك نژاد دهلي زبان فارسي-دري را زبان ديوان و دربار خود اعلام كرد، اما رسميت زبان فارسي-دري در دوره سكندر لودین طي فرماني اعلام شد و به اين ترتيب زبان فارسي-دري زبان رسمي درباري، ديواني و فرهنگي هند يا بخش هاي مهمي از آن بود.
هنگاميكه بريتانيا شبه قاره را تحت سيطره خويش قرار داد زبان رسمي هند فارسي-دري بود. در اين دوره انتشار روزنامه در هند با توجه به زمينه انتشار آن دو نوع بود. يكي بر آمده از سنتهاي بومي يعني روزنامه هاي دستنويس درباري بنام «اخبارات» و ديگري تحفه ي استعمار بريتانيا که روزنامه هاي انگليسي داراي ستون ها و بخش هاي زبان فارسي-دري بود.

ناصرالدين پروين مينويسد كه روزنامه نگاري فارسي-دري از هند آغاز شده، اما اين روزنامه نگاري فرزند مستقيم مدنيت اروپايي نبوده بلكه پاره يي از ويژگي هاي فني قدرت حاكم را تقليد ميكرد.

يك نگاه گذرا به سير روزنامه نگاري يا واقعه نويسي نشان ميدهد كه در دوره ي اكبر ديواني بنام واقعه نويسي وجود داشته كه يك واقعه نويس و 14 خبرنگار در آن كار ميكردند. خبرنگاران را «بتكچي» می نامیدند و «بتكچي كشيك» را «كوتل» ميخواندند كه رفت و آمد ها را ميديد و گزارش هاي دست اندركاران و دستور ها و فرمان هاي شاه را مي شنيد، مجموعه ي يادداشت هاي از اين قبيل را «روزنامچه» ميخواندند. «روزنامچه» را به سمع و تائيد شاه ميرساندند و آنگاه «بتكچي» خبر خام را تنظيم ميكرد و براي مهر كردن به چندين تن از مقام هاي مسوول درباري كه شاهد واقعه و صدور دستور ها بودند مي سپرد. يكي از اين مسوولان را «مير عرض» و ديگري را «پروانچي» ميناميدند. خبر تنظيم شده مهر ميخورد و «يادداشت» ناميده ميشد. «يادداشت» را به دبيري مي سپردند كه او را «تعليقه نويس» ميناميدند، وي خبر را به سليقه ي خود دوباره نويسي ميكرد و مي آراست و خبر قطعي و قابل انتشار «تعليقه» ناميده ميشد. «تعليقه» را به مهر «واقعه نويس» و همچنان مهر دو سه تن ديگر از مقام هاي مسوول دربار مي رساندند و آنگاه تكثير ميكردند تا «نقش پذير اعيان دولت» گردد.

همه ي اين كار ها بخاطر آن صورت ميگرفت كه منبع خبر واحد و مؤثق باشد. (پروين) معادل اين سلسله را در روزنامه نگاري امروزي چنين بيان ميكند:

واقعه نويس: مدير-سردبير

بتكچي يا كوتل: خبرنگار-گزارشگر

كارپردازان سلطنت: منابع خبري

پادشاه: منبع خبر-سردبير كل

پروانچي و مير عرض: مقامهاي صلاحيت دار براي تائيد خبر-شاهدان ماجرا

خبر در فرايند تنظيم (به نوشته ي پروين) نامهايي به خود ميگرفت كه آنها را (پروين) با معادل شان در روزنامه نگاري معاصر قرار ذيل معنا مينمايد:

1- روزنامچه: خبر خام (يادداشت خبري)

2- يادداشت: پيش نويس خبر

3-تعليقه: مجموعه خبرهاي تنظيم شده-روزنامه ي خبري

نسخه يي از «تعليقه» كه در اواخر سلطنت تيموريان هند به تقليد از نيوز (NEWS) انگليسي «اخبارات» نام گرفت. به دربار هر يك از حكام، صوبه داران و سران لشكر فرستاده ميشد و آنان عين يا مضمون تعليقه را به آگاهي اطرافيان خود ميرساندند و پس از آن لازم بود از هر «تعليقه» صدها نسخه تهيه كنند و بي درنگ به سراسر سرزمين پهناور هند بفرستند، از اينرو «تعليقه» يا «اخبارات» را ميتوان نشريه ي نيمه عمومي خواند و آنرا با «AVVISI» روزنامه هاي دستنويس اروپا در سده هاي 14 و 16 میتوان مقايسه كرد.Ÿ

بقيه در آينده

معرفی کتاب

سپتامبر 26, 2013

شماره 143/ پنجشنبه 4 میزان 1392/ 26 سپتمبر 2013

???????????????????????????????

کتاب «بررسی اوضاع افغانستان در دهه قانون اساسی» نوشته ی عبدالصابر جنبش در سال 1392 خورشیدی برنده ی جایزه ی اول مطبوعاتی شد.
???????????????????????????????

سرمحقق عبدالصابر جنبش این اثر را در پروژه یی جهت ترفیع علمی از رتبه ی معاون سرمحقق به رتبه ی سرمحقق در 9 فصل، یک مقدمه، نتیجه و پیشنهادات و فهرست و مأخذ به خوانندگان پیشکش میکند. محتوای کتاب در مجموع عوامل داخلی و خارجی بوجود آمدن دموکراسی و نخبگان سیاسی در کشور را مورد بررسی قرار داده و به کاستی ها و کمبودی های این دوره انگشت انتقاد میگذارد.

سرمحقق عبدالصابر جنبش نویسنده ی کتاب در سال 1330 خورشیدی در ولسوالی کوهستان ولایت کاپیسا متولد گردیده دوره های ابتدائیه و متوسطه را در لیسه میر مسجدی و دوره ی ثانوی را در دارالمعلمین کابل به پایه ی اکمال رسانیده و دوره ی لیسانس را در دانشکده ی تعلیم و تربیه ی دانشگاه کابل سپری نموده در لیسه ها و مکاتب نسوان اشترگرام، لیسه ی میر مسجدی، لیسه ی سیاه گرد غوربند، لیسه ی پغمان و لیسه ی گلبهار به تدریس پرداخته است. آقای جنبش دوره ی ماستری را در چوکات وزارت تعلیم و تربیه (وقت) به پایه ی اکمال رسانیده و متعاقب آن در مکاتب کثیر الاستفاده، مدرسه ی امام ابو حنیفه (رح)، دارالعلوم عربی کابل به وظیفه ی مقدس معلمی مصروف بوده و مدتی به صفت عضو علمی ریاست تألیف و ترجمه وزارت معارف انجام وظیفه نموده است. وی بسال 1374 وارد اکادمی علوم افغانستان شده و در پهلوی پروژه های علمی اکادمی علوم با مجلات عرفان، فرهنگ، کتاب، میرمن، آواز، تبیان، باستان شناسی، تحقیقات کوشانی، خراسان و آریانا همکاری قلمی داشته و مقالات ایشان در این رسانه ها به چاپ رسیده است.Ÿ

امتحانات کتبی تا ۱۰ سال دیگر برچیده می شود

سپتامبر 26, 2013

شماره 143/ پنجشنبه 4 میزان 1392/ 26 سپتمبر 2013
امتحانات كتبي
کودکان و اینترنت

کارشناسان سنجش و آزمون می‌گویند با فراگیر شدن دسترسی به اینترنت کم کم نحوه شرکت و اجرای آزمون‌ها تغییر خواهد کرد و احتمالا در دهه آینده آزمون‌های آنلاین جایگزین امتحانات کتبی می‌شود.

دیوید هَنسِن، از موسسه پرپ اسکول، با ارایه این پیش بینی در کنفرانس سالانه این موسسه، گفت: «نسل جدید معلمان که خود با اینترنت بزرگ شده‌اند از چنین تغییراتی استقبال می‌کنند.»

سایمون لیبس، از اعضای سازمان سنجش بریتانیا هم می‌گوید چنین تغییری «یک انقلاب» در نحوه برگزاری و شرکت در امتحانات مدارس خواهد بود که می‌تواند بر همه جوانب آن تاثیر بگذارد.

همزمان آقای هنسن تاکید می‌کند که در سال ۲۰۲۳ (ده سال بعد) این دیگر کامپیوترها خواهند بود که از دانش آموزان امتحان می‌گیرند و کامپیوتر ممتحن، درجه دشواری سوالات را هم بر اساس توانایی و سابقه دانش آموزان تنظیم خواهد کرد.

به گفته این کارشناس سنجش، همین حالا هم طرح های آزمایشی بر روی گروه‌های نمونه دانش‌آموزان در حال اجراست تا با مشخص شدن نقاط قوت و ضعف آنها، میزان اعتبار (روایی) و قابل تعمیم بودن (پایایی) چنین آزمون‌هایی بررسی شود.

به گفته آقای هَنسِن، آزمون‌های آنلاین از ضریب امنیتی بالاتری نسبت به آزمون‎های کتبی برخوردار خواهند بود و بدین ترتیب احتمال خطای فردی در تصحیح آزمون‌ها هم به صفر خواهد رسید. همزمان کامپیوتر احتمال اشتباه یا اعمال سلیقه مصحح انسانی را هم ندارد.

اگر چه ممکن است حذف کامل آزمون‌های کتبی هنوز در باور بسیاری از بزرگسالان نگنجد اما با توجه به عادت کردن نسل جدید کودکان به استفاده از کامپیوتر، در دهه آینده احتمالا وادار کردن کودکان به استفاده از قلم و کاغذ برای شرکت در آزمون کار آسانی نخواهد بود.Ÿ

بی بی سی

درس هایی از دموکراسی

سپتامبر 26, 2013

شماره 143/ پنجشنبه 4 میزان 1392/ 26 سپتمبر 2013

5

رسانه های آزاد و مستقل

آزادی بیان بر پایۀ رسانه ها و خدمات اطلاع رسانی پویا و چند بعدی استوار است.

همگام با رشد جوامع امروزی ازنظر اندازه و پيچيدگی، عرصۀ ارتباطات و مباحثات عمومی نيز در سلطۀ رسانه هايی نظیر راديو و تلويزيون، روزنامه ها، مجلات و کتابها -و رسانه های گروهی جديدی چون شبکه اینترنت و تلويزيون های ماهواره ای- در آمده است.

آزادی بیان بر مطبوعات و سرویسهای اطلاعاتی زنده و چند سویه استوار است .

در يک نظام مردم سالار رسانه ها چه به صورت وبلاگ (که به بلاگ معروف است) و چه بصورت کتابهای چاپ شده، دارای عملکردهایی هستند که اغلب با يکديگر تداخل پیدا می کنند امّا از يکديگر متمايز اند و اساساً غیر متغير باقی مي مانند. يکی از آنها اطلاع رسانی و آموزش است. به منظور اتخاذ تصميمی آگاهانه در مورد سياست کلی کشور، مردم به دسترسی به اطلاعاتی دقيق، بموقع، و غير مغرضانه نياز دارند. با این همه مدافع بودن را حتی بدون… تظاهر به واقع بینی می توان يکی ديگر از نقش های رسانه ها نامید. مخاطبان رسانه ای ممکن است از عقايد مختلف و متضاد برای دستیابی به طیف وسیعی از دیدگاه ها بهره گيرند. اين نقش رسانه ای بخصوص هنگام برگزاری مبارزات انتخاباتی، زمانيکه معدودی از رأی دهندگان فرصت مي يابند با نامزد های انتخاباتی از نزديک ملاقات کنند و فقط چند تن از آنان می توانند با اين نمايندگان صحبت کنند، از اهمیت ویژه ای بر خوردار است.

يکی ديگر از وظايف رسانه ها نظارت بر عملکرد دولت و ساير نهاد های قدرتمند جامعه است. اما، رسانه های خبری با رعا يت معيارهای استقلال و واقع گرایی، هر چند غیرکامل، مي توانند حقيقتی را که در پشت ادعا های دولت نهفته است بر ملا سازند و مقامات مسئول را وادار کنند درمورد عملکرد خود پاسخگو باشند.

آزادی بیان در قالب برگزاری اجتماعات و تظاهرات صلح آمیزنیز جلوه گر می شود.
رسانه ها همچنين از طريق چاپ سر مقالات و گزارش های تحقيقی ميتوانند در بحث عمومی نقشی فعال تر ايفا کنند و تریبونی در اختیار گروه ها و افراد قرار دهند تا با فرستادن نامه، مقاله و مطلب برای وبلاگ ها به ابراز عقايد و نظرات خود بپردازند.

مفسران به نقش ديگری برای رسانه ها اشاره ميکنند که از اهميت فزاينده ای برخوردار است، و آن «تعيين دستور کار» است. از آنجا که رسانه های خبری نمي توانند در باره همه چيز گزارش دهند، بايد انتخاب کنند چه مسائلی را مورد توجه قرار دهند و چه موضوعا تی را ناديده بگيرند. بطور خلاصه، آنها هستند که تعيين مي کنند چه چيز خبر است و چه چيز خبر نيست.. چنين تصميمی، به نوبه خود، درک عامّه را در اين زمینه که مسائل حائز اهمیت کدامند تحت تأثير قرار ميدهد. بهرحال، بر خلاف کشورهايی که در آنها اخبار در کنترل دولت قرار دارد، رسانه ها درجوامع مردم سالار نمي توانند بسادگی و به ميل خود مسائل را وارونه جلوه دهند و يا از آن چشم پوشی کنند. در هرحال، رقبای آنان آزاداند که نظر ها را بسوی فهرستی که خود از مسائل مهم تهیه کرده اند جلب خواهند کرد.

شهروندان در يک جامعۀ طرفدار مردم سالاری با این اطمينان زندگی می کنند که از طريق مبادله علنی آراء و عقاید سر انجام حق بر باطل پيروز خواهد شد، ارزش ديگران بهتر درک خواهد شد، زمينه های سازش بروشنی تعريف خواهد (شد) و راه پيشرفت هموار خواهد شد. هر چه ميزان چنين تبادلاتی بيشتر باشد، به همان اندازه هم نتيجۀ بهتری حاصل خواهد شد. نويسنده ای بنام ئی. بی. وايت يکبار در بارۀ اين موضوع چنين نوشت: «مطبوعات در کشور آزاد ما قابل اعتماد و مفيد هستند نه بخاطر خصلت خوب آنها بلکه به خاطر تنوع بسياری که دارند. تا زمانيکه تعداد صاحبان جرایدی که هر يک در جستجوی حقيقت از ديدگاه خود هستند تا این اندازه زیاد است، برای ما مردم اين فرصت بوجود می آید که به حقيقت دست يابیم و در روشنا يی بسر بريم … امنيت در تعدد است.»

گرچه نمی توان شهروندان را به شرکت در جریان سياسی مجبور ساخت، با وجود این، بدون مشارکت آنان، روند مردم سالاری تضعيف خواهد شد. رعایت حقوق افراد برای مشارکت آزدانه و سامان دادن به زندگی خود آنگونه که صلاح ميدانند برای یک حکومت مردمی الزامی است.

احزاب سياسی

احزاب سياسی… کسانی را منصوب می کنند، برای انتخاب مقامات دولتی به فعالیت می پردازند؛ اگردر جناح اکثريت باشند خط مشی دولت را تعیین می کنند؛ و اگر در جناح مخالف باشند؛ به ارائه انتقادات و سياست های جایگزين به جلب حمايت برای سياست های مشترک در ميان گروه های ذينفع مبادرت می ورزند، مردم را در مورد مسائل همگانی آموزش می دهند؛ و برای مبا حثات سیاسی مقررات ساختار و ضابطه تعیین می کنند. در برخی از نظام های سیاسی، ایدئولوژی ممکن است در جذب و تشویق اعضاء یک حزب عاملی موثر باشد. در نظامهای ديگر، منافع اقتصادی يا ديدگاه اجتماعی می تواند از تعهدات عقيدتی مهم تر باشد.
تشکيلات و روش های احزاب با يکديگر کاملاً متفاوت است. در يک سوی اين طيف، نظامهای پارلمانی چند حزبی می توانند سازمانهای کاملاً منظمی باشند که تقريباً بطور اختصاصی توسط افراد حرفه ای و بصورت تمام وقت اداره شوند. در سوی ديگر اين طيف ايالات متحدۀ آمريکا قرار دارد، يعنی جاييکه احزاب رقيب — جمهوریخواه و دموکرات — سازمانهای متمرکزی هستند که فعاليتی گسترده در کنگره و در سطح کشور دارند — که هر چهار سال يکبار بصورت سازمانهای فعال ملّی برای برگزاری مبارزات انتخاباتی متحّد می شوند. مبارزات انتخاباتی در يک نظام طرفدارمردم سالاری اغلب پر شاخ و برگ، وقت گير و گاهی او قات احمقانه است. امّا وظايف آنان جدّی است: ارائۀ روشی صلح آميز و عادلانه که از طريق آن مردم بتوانند رهبران خود را انتخاب و سياست عمومی را تعيين کنند.

گروه های ذینفع و سازمانهای غير دولتی

هر يک از شهروندان در هر يک از حکومتهای مردم سالار ممکنست عضو تعدادی از سازمانهای خصوصی و داوطلبانه باشد — از جمله گروه های ذینفع که می کوشند که به نوعی سياستهای کلی را تحت تأثير قرار دهند و مسئولان دولتی را وادار به تبعيت از عقايد خود می کنند. منتقدان ممکن است از نفوذ «گروه های خاص» انتقاد کنند امّا تمامی شهر وندان می دانند که هر حکومت مردمی از حقوق اين گروه های ذینفع برای متشکل شدن و دفاع از آرمانهای خود حمايت می کند.

زیر سئوال بردن شخصیتهای سیاسی آنهم با لحنی تند، یک روند عادی در جوامع آزاد است.
بسياری از گروه های فشار سنتی پيرامون مسائل اقتصادي، تجاری و کشاورزی شکل گرفته اند و اتحاديه های کارگری همچنان از نفوذ فراوانی در بسياری از حکومتهای مردم سالاری برخوردارند. به هر حال، در دهه های اخير، ماهيت گروه های ذینفع و تعداد این گروه ها بشدّت رشد کرده و تکثير يافته است بگونه ای که آنها تقريباً تمامی زمينه های اجتماعی، فرهنگی، سياسی و حتی فعاليت های مذهبی را در بر ميگيرند. سازمانهای حرفه ای، همراه گروه های ملّی ذینفع که از آرمان های مشخصی — مانند مراقبت های پزشکی پيشرفته برای مستمندان و حفاظت از محیط زيست — که منافع حاصل از آن ممکن است بطور مستقيم شامل اعضاء اين سازمانها نشود، برجستگی یافته اند . دولت ها نيز ممکن است به عنوان گروه های ذینفع عمل کنند: در ايالات متحدۀ آمريکا، انجمن های فرماندارن ايالتی، شهرداران شهرهای بزرگ و قوۀ مقننه ايالتی بطور مستقيم با کنگره آمريکا در مورد مسائلی که مورد نظر آنان است برای اعمال نفوذ دست به فعالیت مي زنند.

دسترسی آزاد به جریان امورقضائی بخشی از جریان آزاد اطلاعات است.

ساز و کار سياست گروه های فشار می تواند پيچيده باشد. ارقام اهميت دارند — گروه ها يی که از تعداد بيشتری طرفدار در سطح ملّی برخوردارند خود به خود سبب جلب نظر و توجه مسئولين دولتی ميشوند. امّا در بسياری از موارد، گروه های کوچک تر با سازمانهایی فشرده که بشدت نسبت به مسائل خود احساس تعهد می کنند می توانند به میزانی به مراتب بیشتر از تعداد خود اثر گذار باشند. يکی از پيشرفت های در خور توجه در دهه های اخير ظهور سازمانهای غیر دولتی در سطح بين المللی است. اين سازمانها در تلاش خود برای تأمين نياز های يک جامعه، يک ملّت و یا يک هدف که ممکنست در سطح جهانی تعريف شده باشد، سعی دارند تا با حمايت، آموزش و جلب توجه پيرامون مسائل عمده ملی و نظارت بر عملکرد دولت و بخش خصوصی، اقدامات دولت را تکميل کنند و حتی آن را به چالش کشند.

گروههای ذینفع یکی پس از دیگری توسط سیاستمداران جلب می شوند ورضایت آنها تامین می گردد
دولت ها و سازمانهای غير دولتی به کرات به عنوان شرکای يکديگر با هم همکاری دارند. ممکنست سازمانهای غير دولتی مهارت لازم و نيروی متخصص مورد نیازرا در زمينۀ اجرای طرح هايی که از سوی دولت سرمايه گزاری شده است فراهم کنند.

اتحادیه های کارگری همچنان در میان گروههای ذینفع حائز اهمیت اند.

سازمانهای غير دولتی ممکن است وابستگی سياسی نداشته باشند و يا ممکن است طرفدار آرمانهايی گروهی و بدنبال پيشبرد يک هدف خاص يا مجموعه هدفهایی باشند که بنفع ملّت است. تحت هر شرايطی، نکته اساسی در اينجاست که سازمانهای غير دولتی، تحت کمترين کنترل سياسی از سوی دولتها، به فعاليت خود ادامه می دهند.Ÿ

بقیه در آینده

مقــام مادر از دیدگـاه مولانا

سپتامبر 26, 2013

شماره 143/ پنجشنبه 4 میزان 1392/ 26 سپتمبر 2013
JALAL AL-DIN RUMI-2
مولانا در عصري مي زيسته كه زن در آن جايگاهي نداشته است. مردم آن زمان زن را نجس مي دانسته، از ديدگان پنهان داشته و او را محصور مي كردند و مورد سوء استفاده قرار مي دادند. حال در اين زمان مولانا به زن از ديدگاه ديگري نگاه مي كند. وي زنان را مخفيانه به اجتماعات نمي پذيرد. بلكه محصور ماندن زنان را كاري عبث مي شمارد. لازم به ذكر است كه مولانا با زندگاني خود ثابت كرده است، كه تفكراتش متكي به تفكر سالم اوست نه متكي به هواي نفس. چرا كه آن زمان مردهاي بسياري بودند كه چندين زن را به همسري مي گرفته اند. ولي مولانا تنها پس از مرگ همسرش ( گوهر خاتون) زن ديگري را به همسري برگزيد و قبل از وي درگذشت.
همچنين مولانا در قسمتي از فيه ما فيه ضمن اشاره به عقايد آن زمان درباره زن، به گونه اي ديدگاه خود را نيز بيان مي كند. وي خطاب به مردان مي گويد:

«شب و روز جنگ مي كنی و طالب تهذيب زن مي باشي و نجاست زن را به خود پاك مي كني. خود را در او پاك كني بهتر است كه او را در خود پاك كني. خود را به وي تهذيب كن. سوي او رو و آنچه او گويد تسليم كن، گرچه آن سخن نزد تو محال باشد. و غيرت را ترك كن گرچه وصف رجال باشد.»

مولانا در ميان زنان مريدان بسياري داشته است. و در آن زمان كه زنان در همه جا تمام روي خود را مي گرفتند در حضور مولانا نيم روي حاضر مي شدند. اما در نزد مولانا فاطمه خاتون و خواهرش هديه خاتون احترام بيشتري داشتند زيرا كه در حضور مولانا تمام روي حاضر مي شدند. برخلاف ديگران كه مي انديشند كه ترك زن و فرزند لازمه سلوك روحاني است، مولانا ترك زن و فرزند و حتي مال و كسب را لازمه سلوك روحاني نمي بيند. و ترك اين گونه تعلقات را زماني لازم مي داند كه انسان به سبب آن از خداوند و آنچه براي اتصال به اوست فاصله بگيرد. تعلق به زن و فرزند اگر تمام قلب سالك را فراگيرد به گونه اي كه ديگر جايي درآن براي خدا باقي نماند. باعث نابودي قلب سالك مي شود، و بايد از آن دوري جست.

نقش تربیتی مادر

مربیگری ازجمله نقش ها ی مهم مادر در زندگی انسان است که عرصه ای به وسعت هستی را دربرمی گیرد و شامل آموزش پیش پا افتاده ترین مسائل تا مهمترین موجبات سعادت و شقاوت اخروی می گردد. مولانا با اشاره به این مسأله تصریح می کند که چون کودک از مادر می شنود، سخن گفتن می آموزد؛ اگر ناشنوا باشد سخن مادر را نمی شنود و در نتیجه گنگ می ماند. آنکس که بدون تعلیم، ناطق است، خداوند است و نیز حضرت آدم که خدا بدون مادر و دایه تعلیمش داد و مسیح که به اعجاز خداوندی سخن گفت تا پاکی مادر را ثابت کند. غیر از اینها همه به تعلیم مادر نیاز دارند.

ملاحظه می شود که مولانا چنان محو نقش تعلیمی مادر شده است که حتی توجه نمی کند طفل می تواند از طریق کسان دیگری مثل پدر سخن گفتن را بیاموزد. از همین دیدگاه است که «نفس کلی» هم که سبب گویا شدن انسان می گردد، در تصویر مادر نمادینه می شود:

چـــه هــا مـی کنـد مـادر نفـس کلی

کــه تــا بــی لســانــی بیــابـد لسانی

مولانا نقش مربیگری مادر را حتی در آن دسته حکایت ها ی مثنوی که از زبان حیوانات نقل می شود(Fable)نیز به خوانندگان شعر خود منتقل می کند. او در حکایتی می گوید کره اسبی با مادرش آب می خورد؛ نگهبانان و تربیت کنندگان اسب ها سروصدا می کردند و کره اسب می رمید و آب نمی خورد. مادر که متوجه ترس کره خود شده بود، با خونسردی تجارب زندگی خود را به او منتقل کرد که تا بوده چنین بوده و مزاحمانی وجود داشته اند، تو کار خود را بکن و بگذار اینها خودشان را زحمت بدهند. وقت تنگ است پیش از آنکه از تشنگی آسیب ببینی، از آب فراوانی که در اینجا هست استفاده کن. مولانا این آموزش اسب مادر را طبق معمول خود به آموزه ها ی عرفانی پیوند می دهد که:

شهره کاریزی است پر آب حیات

آب کش تا بر دمد از تو نبات…

آب خضر از جـــوی نطق اولیا

می خوریـم ای تشنـه غافل بیـا…

مــا چو آن کره هم آب جو خوریم

سوی آن وسواس طاعن ننگریم

و در واقع می گوید آموزش ها ی مادر به مسائل اولیه زندگی محدود نمی گردد و شامل امور مهم معرفتی مثل بی اعتنایی به وسوسه ها نیز می شود.

کشش فطری و باطنی موجود میان مادر و فرزند، اهمیت نقش تربیتی مادر را بیش از پیش نمایان می سازد. این نقش با توجه به تقدم زمانی وجود مادر بر فرزند و رابطه نسبی ایشان، به نوعی سرنوشت طفل را رقم می زند و سعادت و شقاوت او را تعیین می کند. چنانکه اگر مادر منشأ شر و گناه باشد، فرزند او نیز از جنس شر و پیوسته به شر خواهد بود و بالعکس. این حقیقت در ذهن مولانا نمادی می سازد از اصلی که در جستجوی فروع خویش است و به آنها می پیوندد. لذا صورت ذهنی «مادر جهنم» ساخته می شود که به دنبال فرزندان خویش، یعنی اهل گناه است و سرانجام آنها را در آغوش خود جای می دهد:

آنکـــه بــــوده ست امـــه الهــاویــه

هــا ویـــه آمــــد مـــر او را زاویـــه

مــادر فــرزنــد جـویــــان وی است

اصــل هــا مـــر فـرع ها را در پی است

مولانا در زمینه رابطه سرنوشت فرزند و مادر، گامی هم فراتر رفته و در شعر خود به حدیث نبوی «السعید من سعد فی بطن امه و الشقی من شقی فی بطن امه» (نیکبخت کسی است که در شکم مادرش نیکبخت باشد و بدبخت کسی است که در شکم مادرش بدبخت باشد) اشاره کرده است که البته از دیدگاه ها ی مختلف، آن را می توان تأویل کرد.

عواطف مادرانه

مولانا در عوالم مادران غور و تأملی موشکافانه دارد و در جای جای مثنوی و غزل ها ی خویش به گوشه ها یی از عواطف ایشان اشاره کرده است. از دیدگاه او همانطور که پیشتر نیز دیدیم، لرزیدن مادر بر بچه، مثل اعلای نگرانی است:

همچو مادر بر بچه، لرزیم بر ایمان خویش

از چه لرزد آن ظریف سر بسر ایمان شده

حتی اگر لحظه ها یی پیش آید که مشکلات و فشارهای زندگی از سویی و نشاط و شیطنت ها ی بی پایان طفل از سوی دیگر عرصه را بر مادر تنگ کند و او از سر عصبانیت مرگ بچه را بخواهد، مولانا مخاطب خود را توجه می دهد که در چنین مواقعی مقصود مادر از مرگ بچه، مرگ خوی بد او و فسادی است که از آن به وجود می آید نه مرگ خود بچه:

مـــادر ار گـــوید تـــرا مــرگ تو باد

مــرگ آن «خو» خواهد و مرگ «فساد»

میزان توجه و محبت مادر به فرزند چنان است که مولانا در یکی از حکایت ها ی کوتاه خود می گوید: از کسی پرسیدند در ازدواج چگونه زنی باید اختیار کرد؟ پاسخ داد: زنان در تزویج سه گونه اند: یکی به تمامی توراست(باکره)، دیگری نیمی توراست(بیوه)، سومی اصلا تو را نیست(بیوه با بچه):

چــون زشــوی اولــش کــودک بــود

مهــر و کــل خــاطــرش آنجـا رود

شدت دلبستگی و وابستگی مادر به فرزند، گاه محک آزمودن مادر در کفر و ایمان می شود، چنانکه در ماجرای شکنجه شدن مسیحیان توسط وزیر جهود می خوانیم که آتشی عظیم برپا کردند تا مسیحیانی را که در مقابل بت حاضر به سجده نبودند، در آتش افکنند. زنی را آوردند و طفل از آغوش او برگرفته در آتش افکندند. ترسید و دل از ایمان برکند و خواست به بت سجده کند. طفل به سخن در آمد که مادر من اینجا در امان هستم و خوشم، در آتش درآ تا برهان حق را ببینی. بدین گونه مهر فرزند محک ایمان مادر و محل الهام و تفضل الهی واقع گشت. مولانا در حکایت دیگری هم به ایمان آوردن زن به یمن مادر بودن و به واسطه فرزند وی اشاره کرده است. او می گوید زنی از کافران به قصد امتحان پیامبر(صلی ا لله علیه و آله و سلم) نزد حضرتش آمد. کودک دو ماهه او در آغوشش گویا گشت وبه سخن آمد وبر پیامبری محمد(صلی ا لله علیه و آله و سلم) شهادت داد. مادر در خشم شد. پیامبر با طفل سخن گفت و سرانجام از بهشت حنوط آمد ـ که نمادی از بوی عالم غیب است ـ و دماغ طفل و مادر آن بو را کشیده ایمان آوردند.

مقام قدسی مادر

در نظر مولانا که البته الهام گرفته از تعالیم آسمانی است، مادر بودن زن صرف نظر از زحماتی که برای بزرگ کردن طفل متحمل می شود ـ نزد خدا مأجور و منظور است. وی از زنی حکایت می کند که فرزندان بسیاری به دنیا آورده بود، اما همه آنها پس از مدت کوتاهی مرده بودند. آن زن نزد خدا فراوان نالید و شبی باغ بهشتی بی نظیری در خواب دید که بر سر در آن نام وی نوشته بود. ندا آمد که این در پاداش جانبازی صادقانه ای است که وی از خود نشان داده است و مرگ فرزندان از آن جهت بوده که وی بیش از پیش روی به خدا آرد. زن مزبور سپس فرزندان مرده خود را یک به یک در باغ یافته، به درگاه حق اعتراف کرد وگفــت

از من گــم شــد از تو گم نشد

بی دو چشم غیب، کس مردم نشدŸ

بقیه در آینده

گرد همایی مسالمت آمیز ده ها کودک در کابل

سپتامبر 26, 2013

شماره 143/ پنجشنبه 4 میزان 1392/ 26 سپتمبر 2013
???????????????????????????????
ده ها کودک در کابل به خاطر روز جهانی صلح با برپایی گرد همایی مسالمت آمیز خواهان پایان جنگ و ناامنی ها در کشور شدند.

آنان با شعارهای «ما جنگ نمی خواهیم» و «ما کودکان نمی خواهیم بالای ما تجاوز شود» روز (دوشنبه) در مقابل پارلمان گردهمایی کردند.

کودکان ده ها کبوتر را آزاد کرده و از مخالفان مسلح کشور خواستند که دست ازجنگ برداشته و به پروسه صلح بپیوندند.
آنان همچنان با صدوراعلامیه ای خواهان پایان دادن تجاوزهای جنسی بر کودکان درکشور شدند.

بیست و یکم سپتامبر، مصادف با روز جهانی صلح است که در افغانستان نهادهای مدنی کشور با راه اندازی برنامه های مختلف از این روز همه ساله تجلیل می کنند.

زهرا سپهر فعال جامعه مدنی و برگزار کننده گردهمایی امروز گفت: » کودکان خیابانی رو به افزایش است و اکنون دو میلیون کودک مجبور به انجام کارهای شاقه در کشور هستند.»

او گفت که وضعیت کودکان خیابانی در کشور نگران کننده است.

او هدف از این گردهمایی مسالمت آمیز را آگاهی‌دهی، ترویج فرهنگ صلح و همزیستی مسالمت‌آمیزعنوان کرده است.
پس از سقوط طالبان و روی کار آمدن نظام جدید در افغانستان اکثر مردم امیدوار بودند که به زودی صلح و امنیت در کشور برقرار خواهد شد اما با گذشت دوازده سال موانع متعددی فرا روی این پروسه در افغانستان وجود دارد.

در همین حال شماری از کودکان که برای تجلیل از روز جهانی صلح در گردهمایی امروز شرکت کرده بودند، با تکان دادن پرچم‌های آبی رنگ صلح، خواستار پایان جنگ در کشور شدند.

علی، یک تن از کودکان تظاهرکننده گفت که ما از جنگ خسته شده ایم و خواهان صلح در کشور هستیم.

او گفت: «هر شب که خبرها را می شنوم کودکان در کشور یا مورد تجاوز جنسی قرار گرفته و یا اینکه در حمله انتحاری کشته شده اند.»

یک کودک دیگر نیز می گوید، صلح کلمه ای است که همیشه توسط بزرگان استفاده شده اما خود آنان به این کلمه باور ندارند.
در پایان این گردهمایی شماری از نمایندگان مردم در ولسی جرگه نیز با کودکان یکجا شده و حمایت جدی خود را از آنان اعلام کردند.

فرخنده زهرا نادری نماینده مردم در ولسی جرگه گفت که کودکان افغانستان از جنگ خسته شده و صلح را انتخاب کرده اند.
خانم نادری گفت که اگر گروه های درگیر در کشور بر این باورند که با جنگ به قدرت می رسند اشتباه است.
او تاکید کرد که یگانه راه رسیدن به قدرت از طریق برگزاری انتخابات ممکن است.Ÿ

خبرگزاری بخدی

بازگرد ای خاطرات کودکی

سپتامبر 26, 2013

شماره 143/ پنجشنبه 4 میزان 1392/ 26 سپتمبر 2013

بازگرد ای خاطرات کودکی

بر سوار اسبهای چوبکی

خاطرات کودکی زیباترند

یادگاران کهن ماناترند

درسهای سال اول ساده بود

آب را بابا به سارا داده بود

درس پند آموز روباه و کلاغ

روبه مکار و دزد دشت و باغ

روز مهمانی کوکب خانم است

سفره پر از بوی نان گندم است

کاکلی گنجشککی باهوش بود

فیل نادانی برایش موش بود

با وجود سوز و سرمای شدید

ریزعلی پیراهن از تن میدرید

تا درون نیمکت جا میشدیم

ما پر از تصمیم کبری میشدیم

پاک کن هایی ز پاکی داشتیم

یک تراش سرخ لاکی داشتیم

کیفمان چفتی به رنگ زرد داشت

دوشمان از حلقه هایش درد داشت

گرمی دستان ما از آه بود

برگ دفترها به رنگ کاه بود

مانده در گوشم صدایی چون تگرگ

خش خش جاروی با پا ، روی برگ

همکلاسی های من یادم کنید

باز هم در کوچه فریادم کنید

همکلاسی های درد و رنج و کار

بچه‌های جامه‌های وصله‌دار

بچه‌های دکه خوراک سرد

کودکان کوچه اما مرد مرد

کاش هرگز زنگ تفریحی نبود

جمع بودن بود و تفریقی نبود

کاش میشد باز کوچک می‌شدیم

لااقل یک روز کودک می‌شدیم

یاد آن آموزگار ساده پوش

یاد آن گچ ها که بودش روی دوش

ای معلم یاد و هم نامت به خیر

یاد درس آب و بابایت به خیر

ای دبستانی‌ترین احساس من

بازگرد این مشق‌ها را خط بزن

شبانه مهریار: الگوی هنری من مادرم است

سپتامبر 26, 2013

شماره 143/ پنجشنبه 4 میزان 1392/ 26 سپتمبر 2013

Untitled
رحیم مهریار و پرستو دو هنرمند شناخته شده ی افغانستان میباشند که اخیراً شبانه مهریار فرزندشان در جایگاه پدر و مادر پا گذاشته و تا قله های شهرت با دنیای هنر به پیش رفت.

بابک سیاووش گفتگویی با شبانه مهریار انجام داده که توجه تان را به آن جلب میکنیم:

مختصر در مورد زندگي تان بگوئيد ؟

شبانه مهریار: قسمیکه از نام من پيداست دختر مرحوم و مغفور سلطان غزل رحيم مهريار و مشعل ترنم خانم پرستو هستم ما نسبت به شرايط ناگواری که در افغانستان وجود داشت ازکودکی مهاجر و آواره شدیم به آلمان رفتیم و تا فعلاً در کشور آلمان در کنار خانواده ام زندگی ميکنم و تحصيلات خود را دررشته اداری (master of business administration)در همانجا (آلمان) به پايان رسانيده ام .

چه باعث شد كه آواز خوان شويدو از چه سالي به صورت حرفه یی به اين كار پرداختيد؟

شبانه مهریار: خوب کارم را به صورت حرفه یی در سال 2002 با آهنگی دوگانه به نام دختر تاجیک با خالد جان کيهان شروع نمودم و فکرميکنم عشق و علاقه که به موسيقی داشتم و احترام به شخصيت هنری و اجتماعی از جمله والدينم باعث شد که من هم علاقه خود را به مسلک تبديل نمائيم و بتوانم راه والدينم را ادامه دهم.

تاکنون چند البوم تصويري داريد وچند آهنگ شنيداري و در مجموع چند آهنگ داريد؟

شبانه مهریار: در مجموع 7 آهنگ اجراء نموده ام که 3 آهنگ آن تصوير شده و بقيه فعلاً صوتی ميباشد و کار های جديدی روی دست دارم که انشاا لله تا آخر اين سال در دسترس علاقمندانم قرار ميگيرد.
يك پرسش خصوصي، مجرد هستيد متاهل ويا نامزد؟

شبانه مهریار: تا فعلاً مجرد وفعلا همسفر زندگيم موسيقی است.

def

استقبال علاقمندان از خودت چطوراست؟

شبانه مهریار:البته مدت کوتاهی میشود که من آواز میخوانم وسرگرم کار های هنری هستم از علاقمندان خود راضی هستم. تشويق شان مرا وادار ميکند تا بيشتر کار کنم وبرای شان بخوانم و کاری مورد پسند شان از خود بجا بگذارم

در مورد دشواري هاي فرا راه هنرمندان بانو در افغانستان نظر شما چيست؟

شبانه مهریار:متاسفانه بانوان در جامعه ما هر کاری را که پيش بگيرند با ممانعت های زيادی روبرو ميشوند. نسبت تجربه که خودم دارم زن اگر بخواهد در افغانستان آوازخوان شود از لحاظ مسايل که مربوط موسيقی است هيچ کدام مشکلی ندارد . ولی از لحاظ تعصب طبعاً افغانستان يک کشور اسلامی است و فرهنگ بخصوص خود را دارد بايد منحيث يک خانم هر حرکت کاری و هنری تا حد امکان دا خل چوکات فرهنگی و اسلامی باشد.

هنرمند مورد علاقه تان كيست و چه کسی را الگوي رفتاري تان درموسیقی قرار ميدهيد؟

شبانه مهریار: هنرمند مورد علاقه من مادرم خانم پرستو مشعل ترنم ميباشد و الگوی من هم جناب شان ميباشند چون که آواز خوان افغان هستم و پيروی از يک خانم افغان مرا ميتواند به راه موفقيت بکشاند.
درمورد خانواده تان بگويد خانواده شما را مخصوصاً پدر و مادرتان را همه میشناسند چقدر با شما همکاری میکنند.؟

شبانه مهریار:با وجود خانواده ام مفتخر هستم فقط با پدر جانم بعضی از راگ ها را تمرین نمودم، اما متاسفانه در اين راه از طرف خانواده ام هيچکدام تشويق يا همکاری همرايم نشده است .

شعر و كمپوز آهنگ ها چگونه انتخاب ميكنید و شعرهای آهنگ هایتان را بيشتر از كدام شعرا انتخاب ميكنيد؟

شبانه مهریار:انتخاب شعر آهنگ و موسيقی هميشه از خودم ميباشد و از شعرای مختلف است در مجموع من آدمی هستم که به کار خوب ارج ميگذارم.

استفاده شما از انترنت چطور است در رابط با اين كه علاقمندان تان را با شما نزديك میسا زدو صفحه فيس بوك تان تاحالاچند هزار هوادار يا فن دارد؟

شبانه مهریار:خوشبختانه حدود 30 هزار فن دارد صفحه فيس بوک که مربوط من ميشود. البته از تک تک شان سپاسگذارم و استفاده از انترنت جزءکارهای روزمره هر انسان شده، خوب من هم از اينکه بتوانم پيشنهادات دوستان و علاقمندانم را پاسخگو باشم گهگاهی سراغ انترنت را ميگيرم و استفاده مینمایم.

در اين روز ها كدام كار جديدي براي علاقه مندان تان روي دست داريد؟

شبانه مهریار:چند آهنگ تازه دارم که ساخته های دوست عزيزم اجمل پارسا هنرمند جوان کشور ما ميباشد که به زودی تقديم دوستداران آوازم مینمایم.

تا حال در چند جشنواره اشتراك كرده اید و چند جايزه گرفته اید؟

شبانه مهریار:سال گذشته برای بار اول در جشنواره تلويزيون آريانا در بهترين آواز خوان تازه کار اناث کانديدا بودم اما کدام جايزه دريافت نکردم.

پيام شما براي خواننده هاي اين گفتگو وعلاقمندان تان چيست ؟

شبانه مهریار: پیام من به هموطنان عزيزم که اين مصاحبه را ميخوانيد اینست که: لطف نموده و هنرمندان تان را تشويق نمائيد چرا که فقط تشویق شما يک انسان راهنرمند ميسازد؛ و جهان سپاس از شما آقای بابک سياووش که با من گفتگو کردید.Ÿ