بایگانیِ ژانویه 2014

شمارش معکوس پایان کار حکومت تا انتخابات آغاز شد

ژانویه 26, 2014

pen-and-paper-clip-art22-5شماره/ 160 یکشنبه/6 دلو 1392 / 26 جنوری/ 2014

در حالیکه کمتر از هفتاد روز به تدویر انتخابات باقیمانده و در این مدت با توجه به کمی وقت هیچ کشور خارجی نمیخواهد برنامه یی را برای کمتر از هفتاد روز در افغانستان طرح و تطبیق کند و در داخل هیچ پروژه و طرح و برنامه یی در این مدت به مقیاس سراسر کشور امکان طرح و تحقق ندارد، بنابران تیم حاکم باید مسأله تدویر انتخابات شفاف را در محراق توجه قرار داده از ابعاد گوناگون سهولت بخشیدن به این مأمول را سرعت بخشد، چون از این انتخابات دو راه به آیندۀ افغانستان کشیده میشود:
یکی بطرف تکامل اساسات مردمسالاری، انکشاف اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و نظامی و قوام ساختار های مدنی و دیگری خدا ناخواسته بطرف هرج و مرج و بی باوری و بحران اعتماد و کشمکش های داخلی، که در فرجام هر یک قرعۀ فال خوشنامی و بدنامی بنام تیم حاکم زده میشود. بنابران لازمست در این کمتر از هفتاد روز باید اقدامات ذیل رویدست گرفته شود:
1- در جلسات کابینه هفته وار مسأله آمادگی های انتخابات مورد بحث و بررسی قرار گیرد.
2- شورای امنیت ملی در جلسات روزمره مسأله انتخابات را از جهت امنیتی مورد بحث قرار دهد.
3- در جلسات اوپراتیفی روزانۀ وزارتخانه های سکتور امنیتی هر صبح از آمادگی های امنیتی به انتخابات گزارش گرفته شود.
4- وزارتخانه های خدمات ملکی هر روز بررسی کارهای شان را در استقامت های انتخابات و سهولت بخشیدن به این پروسه مورد ارزیابی قرار دهند.
5- به ناظرین ملی و بین المللی سهولت های فعالیت آزاد و نظارت بر انتخابات از همین اکنون توسط کمیسیون انتخابات فراهم گردد.
6- به رسانه ها زمینۀ نشر گزارشات از ابعاد اقدامات مثبت و منفی آمادگی به انتخابات با دسترسی به اطلاعات از کمیسیون انتخابات و وزارت ها و ادارات مربوطه مساعد شود.
چنان به نظر میرسد که اگر اقدامات فوق در عرصه های گوناگون آمادگی به انتخابات مدنظر گرفته شود زمینۀ تدویر انتخابات شفاف تا حدودی ممکن خواهد بود، در غیر آن هر نوع فروگذاشت و لغزش در این زمینه برای کشور جبران ناپذیر میباشد.Ÿ

Advertisements

مراجعین محترم! کمکها ی انکشافی 50 فیصد کاهش یافت بودجه نیست لطفا مزاحم خواب ما نشوید

ژانویه 26, 2014

DSCN4249
شماره/ 160 یکشنبه/6 دلو 1392 / 26 جنوری/ 2014

من رویایی دارم

ژانویه 26, 2014

king2
شماره/ 160 یکشنبه/6 دلو 1392 / 26 جنوری/ 2014

بینش و انگیزه
اگر چه برده داری در اواخرقرن نوزدهم در آمریکا ملغی شد، ولی نژاد پرستی نهادینه شده تا ده ها سال بعد ادامه داشت و سیاهان مورد ستم بودند. تا نیمه قرن بیستم سیاهان مجبور بودند از مکان های عمومی و مدارس جداگانه استفاده کنند والبته بهترین ها در انحصار سفید پوستان بود. آن ها به طور معمول از تبعیض در استخدام و مسکن رنج می بردند و حتی توسط بعضی سفید پوستان مورد آزار قرار گرفته و نمی توانستند از حق رای خود به طور کامل استفاده کنند.
فعالین حقوق مدنی ده ها سال برای برابری شهروندان آمریکایی مبارزه کردند و پیروزی های چشم گیری نیزبه دست آوردند که از جمله آن ها رای دادگاه عالی آمریکا در سال ۱۹۵۴ در مورد پرونده معروف » براون علیه شورای آموزش» بود که جداسازی دانش آموزان سیاه و سفید را مخالف قانون اساسی تشخیص داد. 1 گرچه این پیروزی ها نتوانست تبعیضی را که جامعه آمریکا گرفتار آن بود از بین ببرد، ولی شرایطی را به وجود آورد که در آن امکان برابری حقیقی سیاه و سفید در آمریکا دیده می شد. درچنین شرایطی مارتین لوترکینگ به جنبش مبارزه برای احقاق حقوق مدنی سیاه پوستان آمریکا پیوست.
اهداف و مقاصد
دکتر مارتین لوترکینگ آموزش دیده ای بود که می کوشید تا سطح آگاهی عمومی در مورد نژادپرستی را بالا برد و بدین وسیله بتواند به تبعیض نژادی و جداسازی نژادی در ایالات متحده پایان دهد. در حالی که هدف اصلی او برابری نژادی بود، وی در ابتدا هدف های کوچک تری را انتخاب کرد و مبارزات ریشه ا ی محلی برای برابری حقوق آمریکایی های آفریقایی تبار را سازمان داد. در سال ۱۹۵۵ او فعالانه در نخستین مبارزه مهم برای حقوق مدنی در مونتگمری آلاباما شرکت کرد. جایی که جداسازی نژادی در موترها وجود داشت.
در یکی از رویدادها رزا پارکس -یک زن آمریکایی آفریقایی تبار- که حاضر نشده بود جایش را در وسط موتربه مرد سفید پوستی بدهد،به جرم نافرمانی مدنی بازداشت شد. 2
بازداشت پارکس تاکتیکی هماهنگ شده برای سازمان دهی یک جنبش ریشه ای بود که موفق شد موتررانی مونتگمری را بایکوت نماید. لوترکینگ پارکس را به خاطر اعتبار خوب در جامعه سیاهان و وضعیت شغل و تاهل او به عنوان چهره اصلی این مبارزه برگزیده بود . قبلا در سال ۱۹۵۵ «کلودت کلوین» دختر جوان سیاه پوست ۱۵ ساله ای به همین جرم بازداشت شده بود ولی کینگ و هم رزمان حقوق مدنی اش او را چهره موثری برای مبارزه حقوق مدنی تشخیص ندادند. رزا پارکس چهره ای بود که کینگ می خواست او را به عنوان نماد مبارزه مدنی به دنیا نشان دهد و این تاکتیکی بسیار حیاتی برای مبارزات محلی بود. 3
زندانی بودن پارکس به عنوان قربانی تبعیض نژادی، کینگ را قادر ساخت که عکس العمل بسیار مناسبی را در سراسر جامعه گسترش دهد. او جامعه آفریقایی تباران آمریکا را بسیج کرد که حمل و نقل عمومی مونتگمری را بایکوت نموده و خواستار برابری نژاد ی در سیستم حمل ونقل عمومی شوند.
پس از یک سال بایکوت، دادگاه منطقه ای ایالت متحده آمریکا، در پرونده» برودر علیه گیل» جداسازی نژادی در موترهای مونتگمری را منع کرد. 4
از بسیاری جهات، بایکوت موتررانی مونتگمری سبب خیزش جنبشی ملی برای از بین بردن تبعیض نژادی شد. کینگ این جنبش را رهبری می کرد.
مبارزه با جدا سازی نژادی در مکان های ویژه، مانند رستوران ها، موتر ها، مدارس و فروشگاه ها. علی رغم قدرت غیر قابل مقایسه پلیس و مقامات محلی که سال ها سیاست های جداسازی نژادی را نهادینه کرده بودند،(ادامه یافت) تاکتیک های بی خشونت کینگ در فعالیت های مدنی سبب شد که مسئله جداسازی نژادی در سطح ملی مطرح شود.
جلب توجه همگانی به مسئله جداسازی نژادی سبب شد که کینگ به عنوان اصلی ترین سازمان دهنده آکسیون معروف به » شش بزرگ» در راهپیمایی معروف ۱۹۶۳ واشنگتن درآید. کینگ ودوستانش دراین آکسیون خواستار عدالت اقتصادی برای همه آمریکایی ها شدند. این راه پیمایی فرصت بزرگی برای آن ها بود تا نگرانی ونارضایتی های خود را در پایتخت به نمایش بگذارند که این امر در سخنرانی معروف کینگ، » من رویایی دارم» نمود کاملی یافته است. راه پیمایی واشنگتن نه تنها به تصویب قوانین مهمی در زمینه حقوق مدنی انجامید بلکه به او فرصت داد که به مسائل دیگر حقوق بشری مانند فقر و حقوق کارگران نیز بپردازد.
رهبری
من رویایی دارم
کینگ متولد ۱۹۲۹ در شهر آتلانتا از ایالت جورجیا بود. اودر ایالتی رشد کرد که سخت گرفتار جداسازی نژادی بود. او هم تحصیلات سکولار و هم مذهبی داشت و در سال ۱۹۵۵ دکترای خود را در رشته الهیات از دانشگاه بوستون گرفت. در سال ۱۹۵۴ مبارزه مدنی در مونتگمری، کینگ را در کانون جنبش فعالین حقوق مدنی قرار داد. 7
پس از موفقیت در لغو قوانین جداسازی نژادی در وسایل نقلیه عمومی در مونتگمری، کینگ به دنبال تشکیل سازمان فراگیری بود که به مسئله جدا سازی نژادی در سایر ایالات آمریکا نیز بپردازد. در اوایل سال ۱۹۵۷ کینگ شصت تن از رهبران سیاه پوست کلیسا های آمریکا را دعوت کرد تا مبارزات بیشتری را برای از بین بردن جداسازی نژادی به بحث بگذارند. در جریان این مذاکرات » کنفرانس رهبری مسیحی های جنوب» خلق شد که کینگ رهبری آن را تا سال ۱۹۶۸ که ترور شد به عهده داشت. کینگ از این سازمان ملی برای تعمیق مبارزات ملی و محلی به منظور از بین بردن نژاد پرستی سیستماتیک در تمام ایالات متحده بهره برد. 8

» کنفرانس رهبری مسیحی های جنوب» با دیگر گروه های مبارز مدنی مانند » انجمن ملی تعالی رنگین پوستان» تفاوت داشت. این سازمان به صورت تشکیلات ملی فراگیری تاسیس شده بود که شاخه های محلی نداشت وبه این ترتیب به آن ها امکان می داد که درمحدوده گسترده تری بتوانند آمریکایی های آفریقایی تبار را در مبارزات حقوق مدنی در گیر سازند و از طریق روش های مسالمت آمیز مانند بایکوت و تحصن به مبارزه ادامه دهند.
رهبری کینگ، او را به صورت چهره اصلی مبارزات حقوق مدنی دربین عموم مردم شناسانده بود و به همین دلیل مواظب بود که وجهه خود را برای اکثریت سفید پوست آمریکا حفظ نموده وخود را برای آن ها قابل قبول سازد… سعی می کرد تصور عمومی از خود را به صورت یک میانه رو و نه یک رادیکال تندرو نشان دهد.
از بسیاری جهات این میانه روی سبب شد که او بتواند تعداد زیادی از سفید پوستان را نیز به خدمت مبارزه در آورده و آن هارا به جنبش ملحق سازد. کینگ نه تنها به صورت سمبل امید برای سیاهان که بلکه برای سفید پوستان ترقی خواه نیز درآمده بود. او هم چنین کوشش کرد که جنبش مقاومت مدنی متحد باقی بماند و در زمانی که آمریکایی ها به نحو فزاینده ای به آزادی و برابری علاقه مند بودند، سعی می کرد بین گروه های مختلف فعالین پل ارتباطی بزند. از بیم آن که مبادا جنبش دچار انشعاب شود، او هرگز ابراز وابستگی به گروه خاصی نکرد. وی مخصوصا در پشت صحنه سعی می کرد که رهبران سیاه را وادار به کار کردن با هم کند. رهبرانی که در شرایط عادی حاضر به همکاری با هم نبودند. 9
در مقام یک رهبر مدنی و مدافع حقوق بشر، کینگ به شدت از نوشته ها و کنش های گاندی الهام گرفت و آن چنان رابطه قوی با گاندی حس می کرد که در سال ۱۹۵۹ به هند سفر کرد و به گفته او این سفر عمیقا بر درک او از مقاومت مدنی اثر گذاشت. کینگ توضیح می دهد که » از زمانی که در هند بودم بیشتر متقاعد شدم که روش مقاومت بی خشونت کارآمدترین سلاح در دست مردم تحت ستم برای رسیدن به عدالت و کرامت انسانی است» 10 کینگ آن چنان به روش بی خشونت در مقاومت مدنی باور داشت که بیشتر اطرافیان او کسانی مانند » بایارد راستین» بودند که آموزه های گاندی را مطالعه کرده و می توانستند این آموزه ها را در جریان فعالیت ها به خدمت گیرند. 11
فضای مدنی
کینگ و هم رزمان حقوق مدنی اش با مخالفت بی رحمانه مقامات محلی و نیروی پلیس در شهرهای جنوبی و مخالفین حقوق مدنی و سفید پوستان طرفدار برتری نژادی مانند کوکلس کلان ها، روبرو بودند. طرفداران حقوق مدنی متناوبا بازداشت و زندانی می شدند.
«کینگ سی بار برای فعالیت های حقوق مدنی بازداشت شد» 12. نیروهای پلیس شهر های جنوبی، کم ترین تردیدی در اعمال خشونت علیه معترضین نداشتند و حتی بعضی از پلیس های آلاباما با کوکلس کلان ها همکاری می کردند و اجازه می دادند اوباشان شریر به «سواران آزادی» حمله کنند. علاوه بر آن، کوکلس کلان ها خانه های فعالین حقوق مدنی از جمله کینگ را بمب گذاری کردند و فعالینی مانند «مدگار اورس» را به قتل رساندند. این کنش های بی رحمانه، حمایت بیشتری برای جنبش مقاومت مدنی به همراه آورد زیرا افکار عمومی را برانگیخت و سفیدهایی که قبلا نسبت به وضعیت سیاهان بی تفاوت بودند به پشتیبانی آن ها برخاستند.
علاوه بر تهدید این گروه ها، کینگ دائما توسط ماموران اف.بی.آی تحت نظر بود تا بلکه بتوانند رابطه ای بین او و کمونیست ها پیدا کنند. 13 به دلیل این که کینگ رهبری کاریزماتیک بود و می توانست سیاهان را بسیج کند، اف.بی.آی کینگ را تهدیدی برای حفظ شرایط موجود می دانست و برای این که او را وادار به سکوت کند، وی را تهدید کردند که درباره روابط او با زنان دیگر افشاگری می کند. ولی کینگ تسلیم این فشارها نشد تا به اعتبار خود لطمه نزند.
گرچه بسیاری از دولت های ایالات موضعی خصمانه نسبت به جنبش حقوق مدنی داشتند،اما فضای مدنی در ایالات متحده نسبت به جنبش مدنی از بسیاری جهات مساعد بود.
اصلاحیه قانون اساسی آمریکا در دوران بعد از برده داری چهارچوبی قانونی برای برابری همه به وجود آورده بود که در عمل اجرا نشده بود. طبیعت دموکراتیک جامعه آمریکا به کینگ و پیروانش امکان آزادی اجتماعات را میداد. برعکس رسانه های مخالف ایالات جنوبی که تمایلی به دادن تریبون به کینگ برای گسترش افکارش نداشتند، رسانه های ملی از اهداف او طرفداری می کردند.
پیام و مخاطب
از زمان برگزاری نخستین مبارزه برای حقوق مدنی در مونتگمری آلاباما در سال۱۹۵۵، کینگ همواره بر برابری همه نژادها، چه در موتردر آلاباما، چه در رستورانی در جورجیا و چه در غرفه رای گیری در (می سی سی پی) تاکید داشت. علاوه بر آن صرف نظر از موضوع و مکان، کینگ تمام تلاش خود را معطوف به جا انداختن روش های مبارزات بی خشونت از جمله بایکوت اقتصادی در سطح شهر، تحصن، سخنرانی و راه پیمایی های عمومی کرد. علاوه بر تاکتیک های بسیج توده ها، کینگ از کاریزما و تبحر خود در سخنرانی برای مبارزه با جداسازی نژادی هم بهره فراوان گرفت. سخنرانی معروف او » رویا یی دارم » که در سال ۱۹۶۳ در راهپیمایی واشنگتن ایراد شد، به عنوان یکی از بهترین سخنرانی ها در تاریخ آمریکا باقی ماند/.
کینگ ماهرانه پیامش را با توجه به مخاطبین طراحی می کرد. به عنوان یک متحد در جنبش» بشارت برای عدالت اجتماعی » بنا بر شرایط می توانست خشن، روان، فاضل، سخنور، عامی، حتی شهوت ران (بدون این که واقعا باشد)، دمدمی مزاج و یا ریا کار باشد» .16 «جاناتان ریدر» یکی از بیوگرافی نویسان بی شمار کینگ می گوید» او توانایی مانور غیر معمولی بین مفاهیمی چون سیاه و سفید و سایر هویت ها دارد و می تواند به راحتی با مخاطبین هم دلی کند. می کوشد بنا بر طبع مخاطبین صحبت کند و خط بین آن ها را حتی از نظر اعتقادی کم رنگ تر سازد. 17
کینگ در مونتگمری واکنش های لازم علیه زندانی کردن غیرقانونی رزا پارکس را سازمان داد. کینگ بایکوت تمام وسایل نقلیه عمومی در سطح شهر را رهبری کرد. تا زمان اصلاح قوانین تحقیرآمیز، سیاهان سوار شدن موتر ها را تحریم کردند. درخواست های بایکوت کنندگان بسیار معتدل بود. آن ها حتی در خواست لغو جدا سازی را نکردند. آن ها تنها خواستار رفتاری مودبانه در موتر ها و نیز استخدام رانندگان سیاه پوست برای مسیرهایی که عمدتا مسافران آن را سیاهان تشکیل می دادند، شدند. دیگر خواسته آن ها، رعایت حق تقدم برای سرویس دادن بود. ولی آن ها خواستار تغییر در اختصاص دادن چوکی های جلو برای سفید پوستان و چوکی های عقب برای سیاه پوستان نشدند. بایکوت با حمایت شدید جامعه سیاهان روبرو شد و به دلیل آن که اکثریت مسافران حمل و نقل عمومی را سیاهان تشکیل می دادند، در آمد موتر رانی به شدت کاهش یافت. بایکوت کنندگان با جریمه و بازداشت و حملات فیزیکی روبرو شدند اما سرانجام درسیزدهم نوامبر ۱۹۵۶ دادگاه فدرال آمریکا قوانین جداسای نژادها در موتر ها را خلاف قانون اساسی تشخیص داد و سرانجام بایکوت موتر ها در مونتگمری آلاباما پس از یک سال به پایان رسید. 19
هشت سال بعد در مارچ ۱۹۶۳ کینگ مبارزه ای برای پایان دادن به جدا سازی در بیرمنگام آلاباما سازمان دادند و امیدوار بودند که نتایج مونتگمری را تکرار کنند . در این مبارزه کینگ به جای تمرکز به موضوعاتی مشخص مانند حمل و نقل عمومی، خواستار پایان دادن به سیاست های اقتصادی در بیرمنگام شد. به دلیل آن که این سیاست ها جداسازی نژادی و تبعیض علیه آمریکایی های آفریقایی تبار را ترویج می کردند. کینگ می دانست که برای این مبارزه کنش های مدنی شدیدی مورد نیاز است و به همین دلیل ، مبارزه بیرمنگام را تهاجمی تر از مبارزات قبلی سازمان داد. این مبارزه بعدا به نام » پروژه سی » خوانده شد. کینگ و هم رزمانش در فعالیت های مدنی اقدام به بایکوت اقتصادی کسب و کارها یی کردند که نژادهای دیگر را استخدام نمی کردند و جداسازی در تاسیسات خود را پایان نداده بودند. هم زمان در سطح شهر اقدام به یک سری راه پیمایی و تحصن صلح جویانه در کتاب خانه ها و رستوران ها یی نمود که می دانستند منجر به باز داشت فعالین حقوق مدنی خواهد شد. کینگ این استراتژی را این گونه توضیح داد » هدف از کنش های مستقیم این است که آن چنان شرایط را بحرانی کنیم که آن ها ناچار شده و درهای مذاکره را بگشایند.» 20
پلیس بیرمنگام در واکنش به اعتراضات، نه تنها تعداد زیادی از فعالین بی خشونت را بازداشت کرد بلکه با باتوم، سنگ و ماشین های آب پاش به تعداد زیادی دیگر نیز حمله نمود. کینگ که در مراحل مقدماتی » پروژه سی» بازداشت شده بود فرصت مناسبی به دست آورد تا در زندان نوشته معروف «نامه ای از زندان بیرمنگام» را بنویسد. در این نامه او عنوان می کند که به حقوق مدنی واقعی، نمی توان بدون کنش های مستقیم بی خشونت و نا فرمانی مدنی دست یافت و نیز می نویسد » بی عدالتی در هر کجا که باشد تهدیدی برای عدالت در جاهای دیگر است» و این توصیه را مطرح می کند که » هر کسی مسئولیت اخلاقی دارد که قوانین نا عادلانه را رعایت نکند.» 21 این نامه که بعدها در نشریه ها و کتاب های مختلف انتشار یافت از بهترین نمونه آثار نوشته شده توسط فعالین مدنی در تاریخ آمریکا است. نامه و » پروژه سی» سبب شدند که تا پایان بهار ۱۹۶۳ دست آوردهای مهمی در بیرمنگام حاصل شود، بسیاری از تبعیضات در بیرمنگام از بین برود و جداسازی نژادی در شهر به نحو مشخصی کاهش پیدا کن22
چند ماه پس از پایان کمپین بیرمنگام، کینگ به طور جدی مشغول سازمان دهی راه پیمایی تاریخی ۲۸ اگست واشنگتن برای اشتغال و آزادی شد. هدف سازمان دهندگان برجسته کردن وضعیت آمریکایی های آفریقائی تبار در جنوب بود. اگر چه برای آن که جمعیت بیشتری را جذب کنند آن را تحت عنوان، حقوق مدنی، و سازمان های کارگری و مذهبی سازمان دادند و دامنه پیام را از حقوق مدنی سیاهان گسترده تر کرده و مسائل کارگری جهانی را نیز در آن گنجاندند. راه پیمایی به نوعی هویت خود را پیدا کرد و نقطه اوج آن تجمع ۲۵۰ هزار نفر در مقابل بنای یاد بود لینکلن بود که سخنرانی اصلی آن را کینگ به عهده داشت. کینگ با الهام از انجیل و بیانیه استقلال امریکا امید خود را برای هماهنگی نژادها و نوید برابری در ایالات متحده بازگو کرد .» رویائی دارم که روزی این مملکت به پا خواهد خاست و بر مبنای اعتقادات واقعی خود خواهد زیست. ما این حقایق را بدیهی می دانیم که همه مردم یکسان خلق شده اند. اکنون زمان آن است که مملکت خود را از شن های روان بی عدالتی نژادی بیرون بکشیم و به صخره های استوار برادری ببریم. اکنون زمان آن است که عدالت را به صورت واقعیتی برای همه فرزندان خدا در بیاوریم.» 23
سخنرانی کینگ با کف زدن و تحسین بیش از انتظار جمعیت حاضر روبرو شد. امریکایی ها در سراسر کشور نیز از این سخنرانی استقبال کردند. موفقیت این راه پیمایی سبب شد که قوانین مهمی در مورد حقوق مدنی از تصویب بگذرد. مانند قانون حقوق مدنی در سال ۱۹۶۴ و قانون حق رای ملی در سال ۱۹۶۵ که قانونا به جداسازی در سراسر کشور پایان داد. در حالی که تصویب قانون مدنی رویای کینگ را به واقعیت نزدیک تر کرده بود،
هنوز برای پیاده سازی آن ها در سطح جامعه کارهای زیادی باید انجام می شد. کینگ سه سال بعد را به نحو خستگی ناپذیری، صرف رسیدن به این هدف کرد. کینگ به خاطر تلاش های فوق العاده خود برای لغو تبعیض نژادی جایزه صلح نوبل را به دست آورد و برای سال های ۱۹۶۳ و ۱۹۶۴ به عنوان مرد سال مجله تایم برگزیده شد. پس از مرگش مدال افتخار رئیس جمهوری در سال ۱۹۷۷ و مدال طلای کنگره در سال ۲۰۰۴ به او تعلق گرفت. یک روز از سال به نام مارتین لوتر کینگ نام گذاری شده و آن روز تعطیل ملی می باشد. او جوایز بی شمار و معتبر ملی و بین المللی را نیز کسب نموده است.
فعالیت‌های فراگستر
کینگ با دقت پیام و نقش خود را شکل می داد تا بتواند حمایت سازمان هایی را در داخل امریکا به دست آورد که در غیر این صورت از او حمایت نمی کردند.
او اغلب از نکات فرهنگی که برای مخاطبین آشنا بود به عنوان مرجع استفاده می کرد و فرقی نمی کرد که مخاطبین سیاه، سفید، سکولار و یا مذهبی باشند. 24 به عنوان مثال در کنگره یهودیان آمریکا کینگ گفت » مردم مرا، با زنجیر به اینجا آوردند، مردم شما، از زنجیرهایی که در اروپا برایشان ساختند فرار کردند. اتحاد ما ناشی از قرن ها مبارزه مشترک است . نه تنها برای این که خودمان را از شر بردگی خلاص کنیم بلکه ظلم و ستم به مردم را نیز ناممکن سازیم. » 25
کینگ برای به دست آوردن حمایت مورد نیاز در بعضی موارد مجبور بود که مصالحه کند. او در جریان راه پیمایی واشنگتن نقش مهمی در کم رنگ تر کردن انتقاد از دولت داشت.26 راه پیمایی اصلا برای محکوم کردن دولت فدرال به علت شکست در درک نیازها و نگرانی های سیاهان سازمان داده شده بود ولی به در خواست جان کندی، کینگ، دیگر سازمان دهندگان را متقاعد کرد کمتر تهاجمی عمل کنند.27 این تغییر لحن سبب انتقاد بعضی ازجمله » مالکوم ایکس » شد که ضمن رد این مراسم از آن به عنوان » مضحکه در واشنگتن» نام برد. 28 ولی این امر روابط فعالین با دولت را بهبود بخشید و سریعا به تغییرات اساسی انجامید.29
در چهارم ابریل ۱۹۶۸ کینگ زمانی که در بالکن هتل خود در ممفیس تنسی ایستاده بود ترور شد. سفر او برای حمایت از حقوق کارگران سیاه پوست بخش بهداشت بود. مرگ او منجر به آشوب و نا آرامی در سراسر کشور شد اما جنبش حقوق مدنی از خط خارج نشد و کماکان به مبارزه برای برابری سیاهان ادامه داد. ده ها سال پس از ترور کینگ، فعالین مدنی، برای پایان دادن به تبعیض نژادی در آمریکا مبارزه کردند. کار آنها بر مبنای میراث ارزنده کینگ و عمدتا به روش بی خشونت بود و علی رغم مخالفت بی رحمانه توانستند قوانین تبعیص آمیز را از بین برده و کشوری خلق کنند که بر برابری و عدالت بنا شده باشد.Ÿ
انترنت

از رنجش با کرزی تا مجازات مردم

ژانویه 26, 2014

???????????????????????????????
شماره/ 160 یکشنبه/6 دلو 1392 / 26 جنوری/ 2014

نوشته محمد داود سیاووش
حتا در روزیکه رییس جمهور کرزی با رسانه ها خوشحالی خود را از امکان توقف کمک های جهانی ابراز کرد از پیشانی رییس جمهور خوانده میشد که از کمبود مسکه و مربای صبحانه و ران گوسفند قابلی پلو چاشت و شب ارگ تشویش ندارد چون ذخیره هفت میلیارد دالری اسعاری را که به آن افتخار میکند تا آخرین روز انتقال قدرت در کنارش داشته و با این حال با سیاست به قول معروف «آب بیار و دست بشوی» میتواند کشوری را با اقتصاد ورشکسته و فقر و مرض و گرسنگی در حالتی به رییس جمهور بعدی تسلیم کند که ذخایر بانکی تهی و با بحران سرسام آور اقتصادی و نظامی که در کشور حکمفرما میگردد خاطره فساد و قاچاق و چور و چپاول دورۀ کارش از یاد ها برود.
اما آن حالت خوشحالی آقای کرزی برای مردم بیسواد عادی و عامی افغانستان که از بام تا شام بدنبال کار در چارراهی جاده میوند،چارراهی حاجی یعقوب، قلعه نجارها و کوته سنگی شهر کابل و سایر اطراف و اکناف کشور سرگردان و واویلان اند به مثابۀ آژیر خطر و زیگنال بی سرنوشتی، آواره گی و در به دری شان درک شد، چون آنان از کتاب قطور بودجه ملی سال مالی1393 میدانستند که 64 فیصد منبع تمویل بودجه انکشافی را کمک های بلاعوض غیر اختیاری و 14 فیصد آنرا اختیاری تشکیل داد ه و 10 فیصد دیگر فاقد منبع تمویل میباشد.
مردم از کتاب بودجه میدانستند که با قطع کمک های جامعه جهانی در بودجه انکشافی بخش های احداث و قیر ریزی سرکها، انکشاف دهات، معارف، خدمات صحی، توسعه، انرژی برق، احداث بندهای آبگردان، انکشاف زراعت و سایر پروژه های زیربنایی هیچ کاری صورت نخواهد گرفت، در حالیکه با قطع این چشمه ها هنوز خرچ دسترخوان و تیل موتر و مصارف حشم و خدم و حاجب و دربان و بشقاب چینان و کاسه لیسان قصر های بزرگان قطع نشده بلکه افزایش و درخشش هم خواهد یافت. بنابران رییس جمهور با خاطر جمع و دل بی غم حتا در صورت خروج نیروهای بین المللی و کاهش کمک ها ،آن حالت را برای خود هفت میوه خوردن تصور میکند.
اشتباه امریکا
امریکا که در نیمه راه با رفیق خودش در افغانستان در اختلاف قرار گرفته مردم را یکباره از یاد میبرد، چنانکه انتشار این خبر که کانگرس امریکا کمک های انکشافی این کشور را به افغانستان به نصف کاهش داد مانند بمب در میان بیکاران، بیماران و اقشار و اصناف تهیدست و بی سرپناه و آوارۀ افغانستان انفجار کرد.
اعضای کانگرس امریکا با این اقدام به عوض آقای کرزی مردم عادی و عامی افغانستان را مجازات نموده نان دسترخوان اطفال غریب و یتیمی را که اصلاً هیچ توجهی به کشمکش های شخصی کرزی با امریکا ندارند کم ساخت که با این کار برای مخالفان امریکا در افغانستان بهانۀ دیگری در جهت تحریک احساسات مردم افغانستان بر ضد امریکا بدست آمد.
هرچند همۀ مردم افغانستان و خود امریکایی ها میدانند که در حیف و میل پولهای امریکا در افغانستان قراردادی هاییکه با رده های بلند تیم حاکم ارتباط دارند و اکنون موضع مخالفت باامریکا گرفته اند دست دارند، اما با وجود این ضعف مدیریت کابل و واشنگتن در کنترل مصارف این پولها و سوء استفاده تیم حاکم با حیف و میل آن بار کاهش کمکهای عظیم امریکا به دوش مردم فقیر و ناتوان افغانستان در برنامه های صحی، تعلیم و تربیه، زراعت و سایر عرصه ها سنگینی خواهد کردکه در حال حاضر آنان از چار طرف توسط دهشت افگنان، همسایه ها و تندروان در معرض خطر قرار دارند. این تشویش و نگرانی را حتا در مراکز تحقیقی و پژوهشی ایالات متحده نیز میتوان احساس نمود، چنانکه اندریو ویلدر رییس برنامۀ افغانستان و پاکستان در بنیاد صلح ایالات متحده میگوید: «همه انتظار داشتند (کمک ها) کاهش یابد اما هیچکس انتظار نداشت 50 فیصد کاهش یابد، این تصمیم یک سابقه خطرناک ایجاد میکند که شاید به سختی بتوان در سالهای آینده آنرا به عقب برگرداند.»
این نگرانی در حالی ابراز میشود که ادارۀ انکشاف بین المللی ایالات متحده که همراه با وزارت خارجۀ این کشور برنامه های انکشافی و امداد را درخارج مدیریت میکند به گزارش رسانه ها در سال مالی 2014 تقاضای بودجۀ 1.67 میلیارد دالری کرده، در حالیکه به گفتۀ مقامهای امریکایی مجموع تقاضای مالی برای افغانستال در سال مالی 2014 میلادی 2.4 میلیارد دالر بود.
کشور های کمک کننده در افغانستان در سال 2012 در کنفرانس توکیو وعده نمودند که در چهار سال آینده شانزده میلیارد دالر کمک انکشافی به دسترس افغانستان قرارخواهند داد.
به نظر اندریو ویلدر حکومت ایالات متحده قادر نخواهد بود بیش از 1.12 میلیارد دالر کمک را به افغانستان بدهد زیرا میزان کمک های ملکی در سطح جهان قبلاً تعین شده است.
ویلدر میگوید: «من فکر میکنم که حکومت شاید بکوشد به مسایل بی توجهی نکند، زیرا آنها نمیخواهند به افغانها اخطار بدهند.»
رسانه ها دلیل این کاهش شدید کمک های ایالات متحده به افغانستان را در نا امیدی کانگرس امریکا از طرز مدیریت دولت، ادارۀ کمک های بین المللی ایالات متحده و حکومت افغانستان میدانند که بر اساس گزارش ها این برنامه های کمکی از سال 2001 به اینسو با حیف و میل و تقلب همراه بوده است.
مقامهای امریکایی نا امیدی شان را از رییس جمهور کرزی در این زمینه به صراحت ابراز می نمایند.
از نظر اندریو ویلدر تدوین کنندگان مشی سیاسی ایالات متحده باید محتاط باشند که به دلیل نا امیدی از رییس جمهور، مردم افغانستان را مجازات نکنند و یا علایق استراتیژیک ایالات متحده را در افغانستان به تحلیل نبرند، زیرا قرار است در مدت کمتر از سه ماه دیگر او در نتیجه انتخابات ریاست جمهوری کنار رود.
با توجه به اینکه مسأله باقیماندن ده هزار نیروی امریکایی حتا در صورت عدم امضای قرارداد امنیتی در افغانستان مطرح است، احتمالاً کانگرس امریکا با وخامت اوضاع امنیتی افغانستان از دشواری نظارت در مصرف کمک هایی نگران میباشد که در این حال دفاتر بازرس کلی در وزارت خارجه، اداره کمک های بین المللی ایالات متحده و بازرس کل برای بازسازی افغانستان برنامه های تمویل شده در خارج را با این هدف مورد بازبینی قرار میدهند تا پول پرداخت شده مورد سوء استفاده قرار نگیرد.
مردم میپرسند:
1- ایالات متحده در بدل نا رضایتی از رییس جمهور کرزی در حالیکه کمتر از0 7 روز به پایان کارش مانده چرا نان دسترخوان مردم افغانستان را کم میکنند؟
2- الترناتیف رییس جمهور کرزی در بدل آن هفت میوه خوردن برای امروزیکه پروژه ها سقوط میکند و مردم بیکار م شوند چیست؟ که البته هیچ الترناتیفی ندارد.
3- آیا به خاطر حیف و میل و سوء استفاده از کمک ها توسط قراردادی ها که آنها همه به شکلی از اشکال با تیم حاکم و مراجع فند وو ند ساخت وبافت و ارتباط داشتند کاهش کمک ها به افغانستان معقول و منطقی است؟. ایالات متحده باید بداند کسانی طی بیش از یک دهه پول های امریکا را بلعیده اند که اکنون در برابرش ایستاده و تا ده سال دیگر میتوانند در بهترین شرایط در دوبی، لندن، پاریس، برلین و حتا شهر های امریکا زیست نمایند، در حالیکه به خاطر اختلاف با آنها کسانی مجازات میشوند که بخاطر پیدا نمودن یک لقمه نان بخور و نمیر به فرزندان شان از بام تا شام در اطراف و اکناف کشور آواره و سرگردان اند.
پیامد های این اقدام:
1- آشنایان دیروز و مخالفان امروزی امریکادر تیم حاکم احساسات مردم را با استفاده از موضوع کاهش کمک ها تحریک میکنند.
2- مسأله قرارداد امنیتی با امریکا را آقای کرزی به موضوع کمپاین های انتخاباتی مبدل نموده نظر مردم را با استفاده از مشکلاتی که دامنگیر مردم پس از کاهش کمک ها میشود به خود جلب خواهد کرد.
3- هیچ کشوری حاضر نخواهد شد مصارف گزاف و کمر شکنی را که امریکا به افغانستان میپردازد بپردازد و بنابران در مرحله دوم با کاهش کمک در بودجه عادی و قطع معاشات و منابع تمویل سکتور امنیتی کشور در وضعیت خطرناک قرار خواهد گرفت.
با زمینه سازی به قطع کمک های امریکا به افغانستان رییس جمهور کرزی آخرین تیر خود را برای از هم پاشیدن رابطه دیپلوماتیک با امریکا رها نمود
در کشور آتش زده و خانه ویران افغانها آخرین فلیته چراغ و آخرین جرعه آب گلوی مریض محتضر افغان به دست کسانی خاموش و قطع میشود که بیش از یکدهه از نام مردم در ستیژ های جهان ظاهر شده و بخاطر مردم افغانستان قدر و منزلت و مقام دیده اند.
به هر حال شاید این امکان وجود داشته باشد که امریکا از پول های مصرف ناشده سال قبل این مشکل را حل کند و در انتخابات آینده رییس جمهور مورد قبول جامعه جهانی به قدرت برسد و سیاست خارجی زخم خورده و بحرانی افغانستان با جهان را دوباره بازسازی کند و توجه جهان را بار دیگر مانند سال 2001 به کشور معطوف نماید؛ اما اگر خطری با پایان دورۀ کار رییس جمهور کرزی متوجه نظام سیاسی افغانستان شد یقیناً بار دیگر جهان هنگامی با هیستری از خواب خواهد پرید که صدای جنگیدن کدام طیاره با یکی از آسمانخراش های جهان همه را به هوش بیاورد وآنگاه جهان به کوه ها و دره های افغانستان با نیروی چندین بار بیشتر از امروز برای جنگیدن با دهشت افگنان خواهند آمد.Ÿ

امید حاتم متعلم صنف چهارم مکتب کابل آسیا

ژانویه 26, 2014

شماره/ 160 یکشنبه/6 دلو 1392 / 26 جنوری/ 2014
???????????????????????????????
من به عنوان عضو خانواده اطفال کشور عزیزم افغانستان از کارمندان جریده (ارمغان ملی) که به خاطر رشد و تشویق ما تلاش میدارند تشکری و قدردانی میدارم.
حالا راجع به پاکی و نظافت چند نکته به همسالانم به عرض میرسانم:
پاکی و نظافت بسیار خوب است به خاطریکه خداوند پاکان را دوست دارد. پاک بودن نشانۀ بزرگی ما و مایه افتخار والدین و خانواده ماست، نه تنها این خوبی ها را دارد بلکه ما را صحتمند و نیرومند هم میسازد. باید ظاهر و باطن خود را پاک نگهداریم.
پاکی ظاهری
شستن دست، دهن، دندان ها، بینی، گوش ها، پا ها، پاک بودن لباس، موی سر، پاکی خانه و کوچه را گویند، اما پاکی باطنی آنرا گویند که حق مردم، همسایگان و همنوعان خود را نخوریم. زیرا پیامبر (ص) میگوید: شیطان در زیر ناخن های رسیده و موی ژولیده و کثیف جای میگیرد. و همچنان میگوید: در شکم کسی که لقمه حرام باشد آن شخص به جنت نمیرود.Ÿ

پنج اشتباه در برخورد با اطفال

ژانویه 26, 2014

شماره/ 160 یکشنبه/6 دلو 1392 / 26 جنوری/ 2014

در این مقاله 5 اشتباه والدین در برخورد با نوجوان و راه صحیح آن را بخوانید:
شکی نیست که نوجوان و جوان هم خط قرمزهایی را که شما برایش گذاشته اید امتحان خواهد کرد تا ببیند شما تا چه اندازه در این قوانین جدی هستید و چقدر می‌توانید سرکشی‌های او را تحمل کنید.
با تمام این حرفها او هنوز هم فرزند شماست و حتی اگر از قوانین شما سرپیچی کند باز هم به شما نیاز دارد. مهم این است که بتوانید تشخیص دهید کدام تلاشها ارزشش را دارد و کدامیک نتیجه معکوس می‌دهد.
خصوصیات دوره نوجوانی را نمی شناسید، تهمت نزنید: دلیل بیش تر مشکلات خانواده ها در رفتار با فرزندان نوجوان شان، این است که با خصوصیات و ویژگی های دوره نوجوانی آشنا نیستند. همین آشنا نبودن، منجر می شود تا باور نکنند که فرزندشان با ورود به دوره نوجوانی احساس می کند، بزرگ شده است و می تواند برای خودش تصمیم بگیرد. اگر والدین بپذیرند که یک سری از رفتارهای جدید نوجوان شان، اقتضای سن آن هاست، واکنش هایشان به این رفتارهای جدید، واکنش منطقی و صمیمانه خواهد بود. مثلا اگر والدینی ببینند که نوجوان شان چرت می زند و به این درک برسند که او به جز کم خوابی هیچ مشکلی ندارد برای این موضوع با او به جر و بحث نمی پردازند که آرامش خود و نوجوان شان را به هم بزنند. اما معمولا بسیاری از والدین در این دوران با فرزندان شان بسیار سخت گیرانه برخورد می کنند که همین رفتار باعث می شود ارتباط بین والدین با فرزند قطع شود. پیامبر اکرم (ص) هم این دوره زندگی را دوره وزارت و مشاورت می نامند که جمله بسیار دقیقی است و نشان از اهمیت حفظ عزت نفس نوجوانان دارد.
وقتی ارتباط بین والدین و فرزندان قطع شود، فرزند اگر فعالیت یا رفتارهای اشتباهی داشته باشد، آن ها را زیرزمینی خواهد کرد. این زیرزمینی شدن فعالیت های فرزند باعث می شود تا رفتارهای پر خطر او برای والدین آشکار نشود
ارتباط قطع شود، پنهان کاری شروع می شود: اگر والدین می خواهند نوجوان شان را هدایت کنند، اولین قدم این است که بدانند به هیچ وجه نباید ارتباط آن ها با فرزندشان قطع شود. اگر والدین بتوانند یک رابطه همدلانه و صمیمانه با فرزندان شان برقرار کنند نه تنها به شخصیت فرزندان شان بر نمی خورد بلکه آن ها احساس ارزشمندی هم می کنند. اگر نوجوان احساس کند شما به او اهمیت می دهید، در همه مشکلاتش با شما مشورت می کند و شما به راحتی می توانید بر رفتارهای او کنترل بیش تری داشته باشید . زمانی که یک نوجوان می گوید پدر و مادرم مرا درک نمی کنند، یعنی رابطه بین والدین و نوجوان قطع شده است. وقتی ارتباط بین والدین و فرزندان قطع شود، فرزند اگر فعالیت یا رفتارهای اشتباهی داشته باشد، آن ها را زیرزمینی خواهد کرد. این زیرزمینی شدن فعالیت های فرزند باعث می شود تا رفتارهای پر خطر او برای والدین آشکار نشود.
پاسخ منفی نوجوانان به نظارت مستقیم: در دوره نوجوانی نظارت مستقیم جواب نمی دهد. نظارت مستقیم برای 2 دوره 6 ساله اول زندگی کودک، نه تنها بسیار خوب است بلکه لازم هم هست. در این 2 دوره فرزندان هم به نظارت مستقیم والدین هیچ واکنشی نشان نمی دهند. اما زمانی که فرزندان وارد دوره نوجوانی (بین 12 تا 20 سال) می شوند اگر نظارت والدین مستقیم باشد، معمولا فرزند آن را تحمل نمی کند و ممکن است در برابر آن واکنش های بسیار تندی هم داشته باشد. این که فرزندان نتوانند در دوره نوجوانی نظارت مستقیم را تحمل کنند، ایراد از والدین آن هاست که او را مورد نظارت مستقیم قرار می دهند. نوجوان وقتی خودش را تحت نظارت مستقیم والدین می بیند احساس می کند به حریم شخصی اش تجاوز شده است، بنابراین بسیار طبیعی است که واکنش منفی نشان دهد.
ارتباط والدین و نوجوان
به روز بودن اطلاعات نوجوانان در مقایسه با والدین شان: بعضی خانواده ها پیشرفته ترین فناوری های روز را برای نوجوانان شان تهیه می کنند در حالی که کمترین اطلاعاتی از امکانات و آسیب هایی که ممکن است این فناوری برای نوجوان شان ایجاد کند، ندارند. برای نمونه برخی از والدین پیشرفته ترین تلفن همراه را برای فرزندان شان تهیه می کنند اما نمی دانند که در تلفن همراه نوجوان شان چه می گذرد. یعنی والدین با دست خودشان دارند یک آسیب جدی و جدیدی برای نوجوان شان ایجاد می کنند.
این پدر و مادرها باید برای فرزندان شان تلفن همراهی تهیه کنند که حداقل نحوه استفاده از آن را بدانند. این والدین معمولا پس از مدتی مجبور می شوند نوجوان شان را در استفاده از تلفن همراه محروم کنند که همین موضوع، تنش جدیدی ایجاد می کند و اشتباه بعدی والدین است.
«خود رای» شدن جوانان نتیجه رفتارهای متضاد والدین: در بعضی خانواده ها، والدین در تربیت نوجوان شان یک صدا نیستند. یعنی رفتار پدر و مادر با نوجوان شان شبیه هم نیست. در این خانواده ها نوجوان راه خودش را می رود و پدر و مادر هم به فکر مشکلات خودشان هستند.
در این حالت والدین و فرزندان فقط یک «هم خانه بودن» را در کنار یکدیگر تجربه می کنند. در این خانواده ها به جای این که والدین در رفتار با نوجوان شان وحدت رویه داشته باشند، خود نوجوان موضوع اختلاف می شود. مثلا مادر می گوید فرزندش اصلا این کار را انجام ندهد و پدر اصرار می کند که نوجوان حتما باید این کار را انجام دهد و نوجوان هم کاری را که دوست دارد، انجام می دهد. این موارد دست به دست هم می دهد تا نوجوان احساس آرامش نکند و به دوستان نامناسب پناه ببرد. اگر در یک خانواده بین اعضای خانواده، احترام متقابل برقرار باشد، نوجوان کمترین خطر را احساس می کند و در نتیجه رفتارهای پر خطر او هم به کمترین میزان ممکن کاهش می یابد.Ÿ

اولین وآخرین آهنگ ولی فتح علی خان

ژانویه 26, 2014

ولی فتح علی

وحید صابری
شماره/ 160 یکشنبه/6 دلو 1392 / 26 جنوری/ 2014
ولی فتح علی خان با آهنگ (( در روی صحنه ارض)) وارد دنیای هنر شد و آهنگش که از سوز و گداز و الاب ها و طنین پر خروش صدای نصرت فتح علی خان الهام می گرفت از دل برخاست و به دلها نشست و آن آهنگ مشترک با وحید صابری در آرشیف جاودانه های تاریخ موسیقی افغانستان ضبط شد. اما در روی کرد های جدید و تصنیف های بعدی مشتاقان آواز ولی فتح علی خان هیچگاه آن جاذبه و گیرایی دلربایی آهنگ(( در روی صحنه ارض )) را ازین بلبل شوریده دنیای موسیقی نشنیدند.

در روی صحنه ارض نوع بشر نشسته
یک فرد رو به خیر و یک رو به شر نشسته
یک تن زنوع خواهی بیگانه را پدر شد
یک تن زخود پرستی دور از پسر نشسته
یک تن زمرگ مردم در حسرت و تالم
یک تن در انتظار مرگ پدر نشسته
شاکر بسی قلیل است قرآن بر این دلیل است
در ده نفر نه اش کور یک با بصر نشسته
در اکثر مجالس گر بنگری به عبرت
بینی که پنج آدم پنجاه …نشسته
دنیا برای اشجار پر میوه کرد اشجار
صد زاغ زشت رفتار بر هر شجر نشسته
در باغ اهل عرفان روید اگر نهالی
ده دزد بهر قطعش دست به کمر نشسته
بهلول بیست سال است تبعید بود و محبوس
اندر میان زندان با چشم تر نشسته
بهلول بیلندی

دروغ آدمی را کند شرمسار

ژانویه 26, 2014

شماره/ 160 یکشنبه/6 دلو 1392 / 26 جنوری/ 2014
کـــسی را که گـــردد زبان در دروغ
چراغ دلـــش را نباشـــد فروغ
دروغ آدمــــی را کنــــــد شرمسار
دروغ آدمـــی را کنـــد بی وقار
زکـــذاب دارد خــــردمند عار
که او را نیـــــــاردکســــــی در شمار
دروغ ای برادر مگــــــو زیــــــنهار
که کــــــاذب بود خوار و بی اعتبار
ز نــــــاراستی نیســــــــت کاری بتر
از او گم شــــــود نام نیک ای پسر
سعدی

تصویر ها سخن میگویند

ژانویه 26, 2014

شماره/ 160 یکشنبه/6 دلو 1392 / 26 جنوری/ 2014

راهپیمایی جوانان درکابل
فعالان جامعه مدنی در کابل با تدویر راهپیمایی حمله بر هوتل لبنانی در شهر کابل را محکوم نمودند

bamyan
شهروندان بامیان از رییس جمهور کرزی خواستند قرارداد امنیتی با امریکا را امضا کند

زیگنال عراقی شدن جنگ افغانستان

ژانویه 19, 2014

شماره 159/ یکشنبه 29 جدی 1392 / 19 جنوری 2014
pen-and-paper-clip-art22-5

با گزینۀ صفری و خروج نیروهای امریکا از افغانستان امکان باقیماندن هیچ عضو ناتو در اینکشور وجود ندارد. با این حال با توجه به هُشدار مقامات هندی مبنی بر اشتعال مجدد جنگ ها در کشمیر و نگرانی مقامات پاکستانی از بحرانی شدن اوضاع منطقه به نظر میرسد اوباما و کرزی هیچ راهی جز امضای قرارداد امنیتی ندارند.
عواقب خروج نیروها برای افغانستان
افغانستان مانند عراق وارد یک جنگ داخلی خواهد شد، کمک های جامعه جهانی به افغانستان قطع میشود و اراضی کوهستانی کشور مبدل به تختۀ خیز القاعده و تندروان و دهشت افگنان به آسیای میانه، چین، پاکستان و سایر کشور ها خواهد شد، شیرازۀ حکومت مرکزی با سرکشی فرماندهان محلی دچار بحران گردیده کشور به حکومت های محلی تقسیم خواهد شد.
عواقب گزینۀ صفری به امریکا
با توجه به مصارف گزاف پولی و مالی و تلفات جانی امریکا در افغانستان احتمالاً پس از خروج این نیروها اختلاف نظرهای بزرگی میان سیاستمداران و رهبران ایالات متحده بروز خواهد کرد و با جسور شدن شبکه های دهشت افگنی و تندروی جاده های نیویارک، واشنگتن، لندن، پاریس، برلین، روم و غیره کشور های اروپایی و اعضای ناتو آماج حملات قرار خواهد گرفت. در افریقا الجزایر، لیبیا، مصر، سومالی، در آسیا عراق، سوریه، یمن و در منطقه بلوچستان، وزیرستان، چترال، نورستان، کنر، هلمند و کندهار به مراکز بزرگ دهشت افگنی مبدل خواهند شد و در سراسر جهان مخالفان سیاست امریکا این عقب نشینی را به مفهوم نقطۀ ضعف امریکا درک کرده قطب بندی جدیدی مانند دوران شوروی بین دهشت افگنانی که سلاح های اتمی بدست خواهند آورد با کشور های غربی به وجود خواهد آمد که با این حال به نظر میرسد صداهای جامعه مدنی، احزاب سیاسی، لویه جرگه، شخصیت های مستقل و جمع آوری امضا ها در پارلمان نیز احتمالاً با توجه به همین عواقب سهمگین و وحشتناک آینده صورت گرفته بر رییس جمهور کرزی فشار می آورند تا این سند را امضا کند.
گزینۀ صفری یعنی آغاز جنگ داخلی در افغانستان که بهای آنرا مردم خواهند پرداخت نه سیاست بازان صحنۀ سیاسی کشور.Ÿ