بایگانیِ فوریه 2014

سپاهی که خوشدل نباشد ز…

فوریه 23, 2014

شماره 164/ یکشنبه 4 حوت 1392/ 23 فبروری 2014

pen-and-paper-clip-art22-53

وقتی سخنگوی شورای صلح اسامه را شهید میخواند، وقتی جنازه عضو برجسته رهبری طالبان مرتبط القاعده در آسیای میانه با چرخبال های دولتی به تخار انتقال می یابد و با تشریفات خاص دولتی به خاک سپرده میشود، وقتی لقب شهید صلح در پیامی از طرف رییس به این عضو برجسته رهبری طالبان داده میشود، وقتی رییس جمهور اعضای خانوادۀ این عضو رهبری طالبان را نوازش مینماید، مردم حق دارند بپرسند که چرا رییس جمهور به مثابه سرقوماندان اعلی قوای مسلح نمیپرسد که:
چرا اعضای پارچه پارچۀ بدن آن سربازی که در سنگر دفاع از دولت توسط طالبان تکه تکه شده بود و توسط خانواده اش در قوطی مرمی طور مخفی طی چند روز از جنوب افغانستان به تخار انتقال یافت؟
چرا صدها و هزار ها سرباز و افسری که در شرایط عدم رسیدن به موقع معاش در قله ها و سنگر های دفاع از وطن قرار دارند، خانه ندارند و خانواده هایشان در شرایط دشوار زندگی میکند؟
چرا اطفال و خانواده های هزاران شهیدی که در سنگر دفاع از وطن جانهای شیرین شان را فدا نموده اند مورد نوازش قرار نمیگیرد و رییس جمهور از آنان نمیپرسد که چه میخورند، چه میپوشند و در چه شرایطی زیست میکنند؟
آقای رییس جمهور باید متوجه باشد که بزرگان گفته اند:
سپاهی که خوشدل نباشد ز شاه
ندارد حدود ولایت نگاه
اما این سربازان و افسران با تمام بی مهری که از رهبری آقای کرزی می بینند بازهم در گرما و سرما در دفاع از وطن چون کوه استوار ایستاده اند، آقای کرزی باید متوجه باشد که بزرگان گفته اند:
رعیت چو بیخ است و سلطان درخت
درخت ای پدر باشد از بیخ سخت
حکومت وقتی استمرار می یابد که سربازان و افسران آن در دور دست ترین نقاط و بلندترین قله ها از حمایت رهبران برخوردار باشند، اما این روحیه خود کُش بیگانه پرور بودن حاصلی جز ناکامی و دلسردی نخواهد داشت. مردم از اظهارات، حرکات و سکنات رهبران در بارۀ آیندۀ نظام قضاوت میکنند و اینکه با نزدیکترین دوست و مدافع و برادر و یار و همکار خود بی مهر و با دشمنان رهبران کنونی سر الفت دارند، آیندۀ آن را وا لله اعلم که چه خواهد شد.Ÿ

Advertisements

آقای رییس جمهور! اطفال یتیم سربازان وافسران شهید را نوازش کن

فوریه 23, 2014

شماره 164/ یکشنبه 4 حوت 1392/ 23 فبروری 2014

bak33

خیمه ی حمایت از نیروهای ملی امنیتی افغانستان!
هموطنان عزیز: طوریکه می دانید درست ده روز پیش نامه ی به حامد کرزی رییس جمهوری افغانستان فرستادم و در آن از سمت نمایندگی مردم به رییس جمهوری پیشنهاد کردم که برای ارج گزاری به قربانی های نیروهای ملی امنیتی افغانستان که مالکان اصلی این سرزمین هستند جمعی از خانواده های این ایثارگران را به ارگ دعوت نموده مورد دلجویی قرار دهد و از رنج و درد شان آگاه شود وچند سخنی از زبان آنان بشنود.
خواست شخصی از رییس جمهوری نداشته ام جز اینکه در واپسین روز های کاری اش به آنچه در ۱۲ سال گذشته متوجه نگشته است را انجام دهد و از جان فشانی های نیروهای ملی امنیتی ما چشم پوشی نکند.
تا این لحظه جواب مثبتی از نهاد ریاست جمهوری درین پیوند نگرفتم. بر اساس وعده ی که برای پیگیری این خواست به خانواده های شهیدان سپرده بودم از ساعت۱۲ امروز پنج شنبه (اول حوت ۱۳۹۲ ) خیمه ی دفاع از نیروهای ملی امنیتی افغانستان را به رسم تحصن در برابر (ریاست ۵) شورای ملی بر پا می کنم و تا برآورده شدن این خواست به آن دوام خواهم داد.
با من همراه شوید تا از حقوق نیروهای مسلح کشور ما حمایت کنیم
بکتاش سیاووش نماینده مردم در پارلمان

منابع فراموش شده انرژی در افغانستان

فوریه 23, 2014

شماره 164/ یکشنبه 4 حوت 1392/ 23 فبروری 2014

DSCN4108

کوه بچه

در حالیکه دریا های آمو، مرغاب، هلمند، پنجشیر، شتل، غوربند، سالنگ، لوگر، پغمان، للندر، هریرود، کوکچه، ارغنداب، ارغستان و غیره به کشور های همسایه میریزد، تیم حاکم با به فراموشی سپردن منابع انرژی داخلی و فابریکات برق کشور بطور کاملا غفلتکارانه و سهل انگارانه برق را از کشور های تاجکستان، ازبکستان، ترکمنستان و ایران وارد نموده کشور را در زنجیر وابستگی به همسایگان قرار داد. در ذیل فابریکات تولید برق کشور را معرفی میکنیم، تا دیده شود که تیم حاکم چقدر بی کفایت بود که نتوانست حد اقل از میلیارد های دالر کمک جامعه جهانی ظرفیت موجود این دستگاه ها را تا سرحد خودکفایی کشور ارتقا بخشیده و انکشاف دهد.
سوابق تاریخی:
به نوشته پوهاند حمید ا لله امین مراكز عمده توليد برق ،كه تا اواخر سال 1356 در كشور فعاليت داشتندقرار ذیل اند:
دستگاه برق جبل السراج:
اولين دستگاه مولد برق آبي كشور بعداز آنكه امور مربوط به سروري ، نقشه كشي و تحليل اقتصادي آن در سالهاي 1290 تا 1293تكميل شد در سال 1294آغاز وبه سال 1299 پايان يافت وبالاخره دستگاه برقي آبي جبل السراج بانصب سه توربين و ظرفيت مجموعي 1500كيلوات در سال 1300 توسط يك انجنير جنر ال الكتريك امريكا به نام سي جويت فعال گرديد، ولي به نسبت آنكه شبكه شهري كابل درآن و قت زياد وسيع نبوده و شبكه منظم توزيع آن وجود نداشت تا سال 1310 فابريكه به ظرفيت اعظمي آن فعاليت نداشته و تنها در حدو د 50 فيصد توليد آن مصرف ميگرديد، در حاليكه بعد ا از 1310تا 1313تو ليد باقيمانده هم توزيع وزمينه استفاده اعظمي ازين دستگاه فراهم گرديده و تا اندازه در فابريكه نساجي جبل السراج و قسما شهر كابل مورد استفاده قرار گرفت. اين فابريكه با استفاده ازآب درياي سالنگ با فشار 5/4 متر مکعب آب في ثانيه از ارتفاع 38 متر فعال ميگرديد.
فابريكه برق آبي چك وردك:
امور ساختماني فابريكه برق آبي چك وردك در ماه ثور سال 1316 آغاز و با مصرف 15 ميليون افغاني در سال 1319 پايان يافت. بند برق چك وردك كه به منظور ذخيره آب دريا ي چك اعمار گرديده داراي سه صد متر طول ، 13متر عرض در قسمت تحتاني و 9متر ارتفاع بوده آبشاري را با ارتفاع 27 متر ايجاد مينمايد كه با استفاده از نهر جداگانه به طول چهارهزار متر و ظرفيت17 متر مكعب آب در ثانيه دستگاه توليد برق را كه داراي سه توربين ميباشد فعال ميسازد كه البته ظرفيت توليد همه آن، به 3300 كيلوات ميرسد و برق حاصله از آن به مسافه تخمينا 55كيلومتر با استفاد ه از يك لين هوايي و 550 پايه به كابل انتقال داده ميشود. بايد اظهار داشت كه توليد اين دستگاه با در نظر گرفتن مقدار متعادت بوده در سال 1343براي ماه جوزا به 1037و در ماه سرطان به 230 كيلوات ساعت ميرسيد
فابريكه برق آبي پلخمري :
اين دستگاه باارتباط به فابريكه نساجي پلخمري احداث گرديده است كه سنگ تهداب آن در آواخر برج ثور سال 1315 گذاشته شد. هدف آن بود تا از توليد برق آن براي فعال نمودن فابريكه و تنوير منازل مربوط نساجي پلخمري استفاده شود. بند برق پلخمر ي بالاي درياي کندز ساخته شده كه كمترين اندازه آب آن به 40 متر مكعب و در مواقع آبخيزي به 350 وحتي بعضا به 1500 متر مكعب في ثانيه ميرسد طول بند كه بصورت كانکريتي اعمار گرديده است به 65متر و عرض آن در قسمت تحتاني به 5/33 متر ميرسد. چهار دروازه دارد كه بصورت اتومات با لاو پايين شده و عرض هر كدام آن ده متراست كاسه بند به مسافه سه تا چهار كيلو متر است كه ضمنا سطح آب دريا7/10 متر ارتفاع بيشتر حاصل كرده و آبشار هاي مصنوعي ايجاد ميگردد. درين فابريكه سه توربين هركدام بظرفيت 1600 كيلوات و جمعا 4800 كيلوات نصب گرديده است واز جمله مجموع برق توليد شده فابريكه در حدود 1200 كيلوات آن براي فعال نمودن فابريكه نساجي پلخمري و متباقي براي تنويرو تسخين شهر در نظر گرفته شده بود.
فابريكه برق آبي سروبي :
مجراي تنگي ابريشم يكي از مهمترين منابع توليد انرژي برق آبي در كشور است كه در 70 كيلومتري شرق كابل آب هاي مناطق مختلفه جنوب هندوكش را به ولايت ننگرهار سوق ميدهد و دستگاه موجوده مولد برق سروبي هم مربوط به قسمت اول پروگرام استفاده ازين منابع است .از مميزات مهم بكار اند اختن اين منابع اولا نزد يك بودن آن به پايتخت كشورو مراكز صنعتي آن و ثا نيا مجراي درياي كابل در ين ناحيه به يك فاصله 20كيلومتر داراي ميلان و سراشيبي ممتدي ميباشد كه ميتواند در هرده متر مسافه يك متر سركوب بدهد. يعني اگر روزی امكانات مالي و تخنيكي اجازه بدهد(كه اين امكان به دست آمد اما از آن استفاده نشد) با استفاده از بند موجود ، دستگاه هاي دوم، سوم و حتي چهارم سروبي نيز فعال ساخته خواهد شد، زيرا تا جاييكه سنجش هاي مقدماتي نشان داده است با احداث تو نل هاييكه بتوانند در حدود 70 الي 100 متر مکعب آب في ثانيه را از خود عبور دهند هر دستگاه سروبي قابليت توليد 40 هزار كيلوات برق را خواهد داشت .البته بايد گفت كه در حال حاضر دیبت وسطي درياي كابل در سروبي به 74 متر مكعب در ثانيه ميرسد بنا برآن حداعظمي آب رودخانه تنگی ابريشم در هفت ماه سال حتي از اندازه مطلوبه نيز زياد ميباشد حال آنكه در ماه ميزان تا حوت كه حداقل آب درآن جريان دارد فعال ساختن توربين هاييكه 44 هزار كيلوات برق توليدنموده بتواند مشكل بنظر ميخورد ازهمين جهت كه ظرفيت دستگاه موجوددر سروبي به 22هزار كيلوات محدود نگهداشته شده است، اميد است كه با موجوديت بند نغلو وذخيره آب درياي كابل دستگاه هاي تنگي ابريشم نيز از ين آب بصورت منظم استفاد ه نموده بتواند.
امور ساختماني دستگاه فعلي سروبي كه در 15 كيلومتري نقطه اتصال درياي پنجشير و درياي كابل دريك ارتفاع 1596 متر از سطح بحر واقع است، به منظوررفع پرابلم قلت برق در كابل توسط برشنا شركت به مساعدت متخصصين آلماني در سال1330آغاز وبامصرف يك صد ميليون افغاني درسال 1336 انجام پذيرفته است و فعلا باداشتن دوتوربين هر كدام به ظرفيت 11 هزار كيلوات جمعا 22 هزار كيلوات برق توليد مينمايد كه به غرض تنوير شهر كابل و قبلا فعال نگهداشتن فابريكه گلبهارو ديگر موسسات صنعتي پايتخت ازآن استفاده ميشد.
فابريكه برق آبي نغلو:
دستگاه نغلو كه در حال حاضر بزرگترين دستگاه مولد برق افغانستان ميباشد ده كيلومتر بالاتر از بند مو جود ه سروبي و يكنيم كيلومتر پايين تراز نقطه اتصال درياي كابل و پنجشير احداث گرديده است. اهداف اساسي اين پروژه را از يكطرف ذخيره و توزيع آب مورد ضرورت دستگاه هاي فعلي و آينده سروبي واز جانب ديگر توليد برق مورد ضرورت حوزه كابل تشكيل ميدهد. ظرفيت اين دستگاه در مراحل او ل با نصب سه توربين هر كدام به ظرفيت 2500 2كيلوات در حدود 67500 كيلوات پيشبيني شده بود، در حاليكه سروي بعدي و امكان نصب توربين چهارم ظرفيت آنرا به بيش از 90 هزار كيلوات بالابرده كه بتاريخ 25 جوزاي سال 1353 به فعاليت آغاز نمود. امور ساختماني بند بر ق نغلو كه داراي 275 متر طول ، 110 متر ازتفاع بود در قسمت تحتاني 51 متر عرض ميباشد ودر برج جوزاي سال 1346 تكمیل ورسما افتتاح گرديده است .
فابريكه برق آبي ماهیپر:
امكانات تاسيس يك دستگاه مولد برق از آب در ناحيه ماهيپر كه تقريبا در 40 كيلومتري سمت شرقي كابل واقع است در سال 1331 مورد مطالعه قرار گرفت و طوري وانمود شد كه اين دستگاه بدون احداث بند ذخيره با سركوب بيش از 300 متر حداقل بصورت موسمي فعال شده ميتواند زيرا درياهاييكه ( كابل و لوگر) ماهيپر را عبور مينمايند در هفت ماه سال آب كافي ندارند.
امور ساختماني اين پروژه در سال 1343در دو مرحله آغاز يافت و در نظر بود در مرحله اول 27 هزار ودر مرحله دوم بيش از 60هزار كيلوات برق ازآن استحصال گردد. مصارف آن 972 ميليون افغاني بشمول 5/17 ميليون دالر تخمين شده بود. قسمت اعظم كارهاي ساختماني اين پروژه با 80 فيصد از امور لين ماهيپر ولين هاي هوايي سروبي الي كابل درسال 1345 خاتمه يافت و با فعال ساختن يكي از توربين هاي سه گانه ان در ناحيه ماهيپر با ارتفاع 1327متر از سطح بحر هر كدام به ظرفيت 22هزار كيلوات كه جمعا به 66 هزار كيلوات ميرسيد افتتاح گرديد. اين دستگاه با سركوب 342 متر فعال گرديده و ظرفيت كاسه بند آبگردان آن به 20 هزار متر مكعب آب ميرسد. بايد گفت كه درين دستگاه اكثر اوقات سال بنابرعد م موجوديت آب كافي تنها يك توربين آن فعال ميباشد.Ÿ
بقیه در آینده

اسکیزوفرنی چیست؟

فوریه 23, 2014

شماره 164/ یکشنبه 4 حوت 1392/ 23 فبروری 2014

اسکیزوفرنی

آیا تاكنون در خیابان مرد یا زنی را دیده‌اید كه زیر لب با خودش پچ‌پچ كند، ‌ژست‌های عجیب و غریب بگیرد و طوری رفتار كند كه انگار كسی با او صحبت می‌كند و همراه اوست؟
شاید از خودتان پرسیده باشید او چه مشکلی دارد. گرچه این‌گونه رفتارها می‌تواند با چند اختلال مرتبط باشد، ولی در خیلی از موارد، نشانه‌های نوعی اختلال روان‌پریشی به نام اسكیزوفرنی است كه بیشتر از یك درصد جمعیت بزرگسال جهان را مبتلا می‌كند. اسكیزوفرنیا یا شیزوفرنیا، دشوارترین اختلال روانی است كه شامل فروپاشی و تجزیه در توانایی تفكر منطقی یا توانایی تمیز واقعیت از خیال است. حتی در یك گفتگوی عادی نیز دیگران تشخیص می‌دهند بیمار اسكیزوفرنیایی مشكل دارد. امكان دارد گفتگوهای آنها پراكنده و بی‌سر و ته بوده و بسختی بتوان از آن سر درآورد. بیمار بسرعت از یك موضوع به موضوع دیگر می‌پرد (پدیده‌ای كه به آن واپاشی تداعی‌ها گفته می‌شود). ممكن است بیمار توهم داشته باشد؛ یعنی، تجارب ادراكی مثل شنیدن صداهایی كه دیگران نمی‌شنوند. این شخص ممكن است هذیان داشته باشد، یعنی باورهای كاملا نادرست مثل این اعتقاد كه مرده است یا این كه فرد مهمی در جهان (مثلا امپراتور جهان) است یا دیگران بر ضد او توطئه می‌كنند. ممكن است تصور كنند دیگران می‌توانند افكار او را بخوانند یا افكار او را هدایت كنند. امكان دارد واكنش‌های عاطفی ناهمخوان مثل گریه هنگام شنیدن خبرهای خوب یا خندیدن هنگام روبه‌روشدن با خبرهای بد از خود نشان دهد یا این كه به هیچ‌وجه از خود عواطف نشان ندهد.
استدلال در اغلب اوقات عجیب و غریب است؛ مثلا «آن مرد روی یك صندلی زردرنگ نشسته است، پس او باید آدم بزدل و ترسویی باشد»؛ در بسیاری از موارد، بیماران اسكیزوفرنیایی از لحاظ اجتماعی گوشه‌گیر هستند و دوست دارند از دیگران دوری كنند. نشانه‌های این بیماری غالبا عجیب بوده و باعث ناراحتی افرادی می‌شوند كه اطراف او زندگی می‌كنند.
برای آن كه اسكیزوفرنیا تشخیص داده شود، بیمار باید دست‌كم یكی از نشانه‌های فوق را به مدت حداقل شش ماه داشته باشد و در یك حوزه اصلی زندگی مثل حفظ شغل، ارتباط با دیگران ‌یا انجام كارهای روزانه مثل لباس‌پوشیدن دچار مشكل شود. در اینجا سه نوع اصلی این بیماری توصیف می‌شود؛
اسكیزوفرنیای در هم ریخته؛ ویژگی اسكیزوفرنیای در هم ریخته عبارت است از رفتار در هم ریخته و غالبا ابلهانه و گفتار ‌گسسته. این نوع از اسكیزوفرنیا شدیدترین نوع به شمار می‌آید. خوشبختانه این نوع نادر است و فقط 5 درصد از تمام بیماران اسكیزوفرنیایی را تشكیل می‌دهد.
اسكیزوفرنیای كاتاتونیك: این نوع اسكیزوفرنی كه غالبا كاتاتونی نامیده می‌شود، به دو شكل یافت می‌شود. در یك نوع، شخص بی‌حركت بوده و گاه ساعت‌ها در یك وضع باقی می‌ماند. چنین به نظر می‌رسد كه بیمار از تمام اتفاقاتی كه اطرافش می‌گذرد، بی‌اطلاع است. هرچند بعدها می‌تواند درباره رویدادهایی كه طی این دوره اتفاق افتاده است، صحبت كند. نوع دیگر این اختلال به صورت فعالیت شدید و بی‌قرار است.
اسكیزوفرنیای پارانویید: ویژگی این نوع اسكیزوفرنی عبارت است از سوء‌ظن و هذیان گزند و آسیب. بیمار گمگشتگی قابل ملاحظه‌ای داشته و در گفتگوهای خود از یك موضوع به موضوع دیگر می‌پرد.
درمان این اختلال بر اساس دارودرمانی است و درمان‌های روانشناختی نیز همراه با تجویز دارو توصیه می‌شود.Ÿ

درگرامیداشت از اول حوت، روز جهانی زبان مادری

فوریه 23, 2014

شماره 164/ یکشنبه 4 حوت 1392/ 23 فبروری 2014

این زبان چون سنگ و هم آهن وش است
وانچه بجهد از زبان چون آتش است
سنگ و آهن را مزن در هم گزاف
گه ز روی نقل و گه از روی لاف
زانکه تاریکست و هر سو پنبه زار
در میان پنبه چون باشد شرار؟
ظالم آن قومی که چشمان دوختند
زان سخن ها عالمی را سوختند
عالمی را یک سخن ویران کند
روبهان مرده را شیران کند
مثنوی معنوی 97-1593-1

***

نــام دیرین زبان ما، «دری «ست
پـــــارسی، ما را زبان مادری ست
بود گلگشت تـــــــو، در بستان آن
شیر دانش خـــــوردی از پستان آن
او، بــه مهر مادری چون جان خویش
مر تو را پرورد، در دامـــــان خویش
این زبــــــان اهل فردوس برین
در معانی، از بیان، سِحر آفریـــن
رفت تـــا «بنگاله» اش قند سخن
توتیان «هند» از آن شـــــکر شکن
وز « بخارا» تا به کـــشمیر و به « ری»
یکشبه، صد ســـاله ره را کرده طی
رَه، «ری» تا «قونیه» پیــــموده است
گرچه مقصد تـا «سپاهان» بوده است
رُو به سوی خطه ی «شیراز» کــــرد
تُنگِ شکر را در آنجا بـــاز کرد
پس به سوی «گنجه» و شروان گذشت
راه خـــود پیمود و نیز، از آن گذشت
بزم خود گسترد در هر مرز و بــــوم
از در «آمویه» تــــا اقصای «روم»
بی سپــــر از خاوران تا باختر
وان به نیرو، هـــر نفس گستاخ تر
صحن گیتی عرصه ی جــــولان او
از «حلب» تا «کاشغر» میـــدان او
این زبان پارسی افسونـــگر است
هرچه گویم، باز از آن بالاتـــر است

مشوره به والدین: کودکان به زندگی با چه دیدی نگاه میکنند؟

فوریه 23, 2014

شماره 164/ یکشنبه 4 حوت 1392/ 23 فبروری 2014

طفل

آیا تا بحال به این موضوع فکر کرده اید که کودکان چه فکری راجع به جهان پیرامون خود دارند؟ یا اصلا آیا کودکان نسبت به دنیای اطراف خود برداشتی دارند؟ بسیاری از والدین فکر می کنند کودک در رابطه با پیرامون خود هیچ فکری نمی کند و فقط و فقط به فکر به دست آوردن نیاز های فردی خود است.
در صورتی که امروز مشخص شده است که کودکان نیز دارای ذهنیتی هستند که بر مبنای آن به تحلیل پدیده ها می پردازند. در حقیقت نوزاد از همان نخستین ماه های زندگی که در تلاش است تا آدم های دور و بر خود را بشناسد به تحلیل در رفتار و ویژگی های آنها نیز می پردازد.
او مادر را با صدای مهربان، دست نوازشگر و گرمای بدنش می شناسد و می داند که او به مشکلاتش رسیدگی می کند. پدر نیز عطر و بوی خودش را دارد، با دستی قرص و محکم و صدایی متفاوت. از همین جا کودک به بررسی یافته هایش می پردازد و وقتی توانایی راه رفتن و صحبت کردن می یابد، درصدد ایجاد ارتباط با همه چیزهایی برمی آید که در اطرافش وجود دارد.
اما این درک او تا چه حد فلسفی است و آیا توانایی درک پیچیدگی های موجود در روابط بین پدیده ها را دارد؟ طبیعتا نمی توان انتظار داشت که ذهن کودک مثل بزرگسال به چیستی و چگونگی روابط بین پدیده ها بپردازد. با این حال ذهن کودک در صورت استفاده از زبان ساده می تواند تا حدودی به شناخت جهان پیرامونش دست یابد.
درک این نکته مهم است که کودک به شیوه خودش به درک جهان می رسد و از طریق همذات پنداری با موجودات در پی شناخت آنها برمی آید. برای مثال کودک همانگونه که خودش را در محیط خانواده با ثبات و مستحکم می بیند، به بررسی پدیده ها می پردازد و مثلا رابطه بین ماه و ستاره را نیز بر مبنای رابطه بین خودش و پدر و مادرش تحلیل می کند.
با این حال کودک از همان ابتدا که به گفتن نخستین چراها می پردازد، در حقیقت به دنبال دریافت جواب است. او در حال بررسی موضوع است و می خواهد از طریق سوال هایی که می کند به اندیشه هایی که در ذهنش دارد نظم بدهد و خیالش را از بابت پدیده های پیرامونش روشن کند.
با بررسی چیستی ها و چرایی نخستین پرسش های کودکانه می توانیم متوجه شویم که او با همان ذهن کودکانه اش در حال تفسیر پدیده هاست و با وجود اینکه سوالات او بیشتر به پدیده های خارج از وجود خودش مربوط می شود، با این همه بر مبنای آنچه در زندگی خود تجربه کرده است، در پی پاسخ دادن به آنها و تفسیرشان برمی آید. برای مثال کودک تحلیل درستی از فاصله ندارد و در بسیاری از موارد می اندیشد که می تواند همان طور که به سفر می رود، پیش ماه یا خورشید هم برود و یا انسان ها آنها را در نقاشی هایش به کسوت آدم ها در می آورد و برای خورشید خانم لبخندی گرم تصویر می کند.
کودک به شکلی معرفت شناسانه در پی کسب اطلاعات برمی آید و می خواهد تا پاسخ مسائل مبهم را به صورت قطعی و مسلم به دست آورد. مثلا اینکه خورشید چقدر گرم است از طریق واحد اندازه گیری گرما برای او تفهیم نمی شود و او می خواهد بداند که اگر به خورشید دست بزند دستش می سوزد یا خیر؟ پاسخ به این سوال تکلیف او را با میزان گرمای خورشید روشن می کند و با این حال از آنجا که در برابر مفهوم یخ زدن تجربه ای ندارد، فکر می کند موجودی که بر اثر سرما یخ زده است ممکن است بتواند دستش را دراز کند و چیزی بپوشد تا گرم شود. از این رو کودک با اطمینان مطلقی که از وجود خودش دارد به تحلیل دیگر موجودات می پردازد.
با این حال کودک از نظر فلسفی به همه پدیده ها و پاسخ هایی که درباره آنها می شود به صورت قطعی نگاه می کند و جواب ها را کامل و مطلق می پندارد، به همین دلیل دست به مقایسه می زند و با استفاده از پاسخی که برای یک سوال گرفته است به تعمیم آن برای موردی دیگر می پردازد و از اینجاست که «پس چرا» شروع می شود.
از اینجاست که کودک نشان می دهد که نگاهی سطحی نسبت به جهان اطراف ندارد و می تواند پیچیدگی های آن را درک کند، اما پاسخ های ما به سوال های اوست که می تواند کمک کننده باشد و زبانی که ما از آن برای پاسخگویی استفاده می کنیم، می تواند تا حد زیادی به دریافت او از پدیده ها کمک کند.
در حقیقت کودک پس از پشت سر گذاشتن یک یقین غریزی در ماه های اولیه زندگی به تدریج یاد می گیرد که در ماهیت پدیده ها شک کند و این عدم قطعیت را از طریق تعمیم پاسخ ها برای خودش تحلیل کند. با این حال ذهن او در تحلیل این موارد به دنبال یافتن پاسخ های تکراری است، چرا که تقریبا مطمئن است که هیچ چیزی تغییر نمی کند و اگر دیروز که داشت کیک می خورد باران آمد، از امروز هم در همان حالت باران می بارد.
کودک به پدیده هایی که در اطرافش می بیند با تردید نگاه نمی کند بنابراین نگرانی هم نسبت به آنها ندارد و از آنجا که موقعیت خود را مستحکم می بیند از زاویه ای سلطه گرانه به اشیا و پدیده ها نگاه می کند. او می تواند یک شیء را بگیرد و آن را پرتاب کند و از همان گام های اولی که برمی دارد به سرعت از یک شیء به سراغ دیگری می رود تا دریابد که همه آنها در اختیارش هستند. این ذهنیت در سال های بعد نیز قدرت او را بر اشیا به اثبات می رساند و در این صورت برای همه آنها موقعیت یکسانی در نظر می گیرد.
او بین اشیای مختلف فاصله ای نمی بیند و از نظر اهمیت نیز برایش فرقی ندارد که جنس آنها را با هم مقایسه کند، چرا که او از موقعیتی یکسان نسبت به آنها برخوردار است و می پندارد که این اشیا هستند که موقعیتی یکسان دارند.
به همین ترتیب او می تواند سوال های یکسانی در مورد موجودات مختلف داشته باشد و لبخند گربه ای را مثل لبخند خورشیدی که در نقاشی هایش مجسم می کند، به تصویر در آورد. از این رو حتی اجسام نیز درد را حس می کنند و می توانند شادی یا غصه خودشان را بروز دهند. به همین ترتیب مرگ و زندگی برای کودک یکسان است و می تواند همان اندازه عروسکش را دوست داشته باشد که دوستش را.
با این حال ذهن کودک تا آنجا پیش نمی رود که دچار توهم و تخیل شود و تصور کند که یک گربه می تواند مادرش باشد. او با وجود نگاه انسان پندارانه نسبت به موجودات پیرامونش فاصله ها و رابطه ها را درک می کند و این رابطه انسان پندارانه را بین گربه و بچه هایش در نظر می گیرد و رابطه ای مانند آنچه بین خود و مادرش وجود دارد را برای گربه و بچه هایش تصور می کند. درست همان رابطه ای که ممکن است بین قوری و استکان ها و نعلبکی ها تصور کند.
به این ترتیب می توانیم بسیاری از روابطی را که بین اشیا در کارتون ها تصویر می شود دریابیم و بپذیریم که تحلیلگران بر مبنای درک فلسفی کودکان به تجسم این رابطه ها و داستان ها می پردازند؛ برای مثال وقتی یک موش سخن می گوید، دوست دارد، غذا می خورد و… کودک همه را خیلی راحت می پذیرد و به همین دلیل از دیدن کارتون ها لذت می برد. از این رو لذتی که بزرگ ترها از دیدن کارتون ها می برند از جنسی کاملا متفاوت با لذت کودکانه است. ما با یادآوری دوره خوش کودکی از دیدن یک کارتون لذت می بریم و برای لحظاتی با زندگی امروز خود فاصله می گیریم. در حالی که کودک با ذهن قطعی انگارانه اش با آن شخصیت ها کاملا همذات پنداری می کند و رابطه ها را کاملا بدیهی می پذیرد.
این درک کودکانه فلسفی از جهان پیرامون که سرشار از چیستی ها و چگونگی های کودکانه است، امکان گسترش تخیل را به وجود می آورد و پاسخ های جدید و زاویه های دید متفاوتی را رقم می زند که به نوبه خود رابطه ای پرسشگرانه با جهان هستی را رقم می زند.
کودک تا پیش از اینکه وارد دنیای مدرسه شود و به صورت سیستماتیک به آموزش بپردازد، فرصت دارد تا در ابرهای طلایی خیالش پرسه بزند و پاسخ ها را بر مبنای ذهن جست وجوگرش بیابد. با این حال آموزش رسمی که در پی دادن پاسخ های منطقی است و رشد ذهن را کانالیزه می کند، راه های بازگشت به دنیای گسترده کودکی را روز به روز مسدودتر می کند و داده های اکتسابی جایگزین یافته های خلاق می شود.Ÿ
منبع: مجله پزشکی دکتر سلام

ابراز پشتیبانی اقشار و طبقات مختلف جامعه در روز دوم تحصن مدنی الحاج بکتاش سیاووش نماینده مردم در پارلمان از وی در خیمه تحصن

فوریه 23, 2014

شماره 164/ یکشنبه 4 حوت 1392/ 23 فبروری 2014
b1

bak5

bak6

bak9

bak22

bak99

bak5555

bb2

bb3

bb4

bb5

bb6

bb7

2013 in review

فوریه 18, 2014

The WordPress.com stats helper monkeys prepared a 2013 annual report for this blog.

Here’s an excerpt:

The concert hall at the Sydney Opera House holds 2,700 people. This blog was viewed about 18,000 times in 2013. If it were a concert at Sydney Opera House, it would take about 7 sold-out performances for that many people to see it.

Click here to see the complete report.

آخرین مانور ناکام وبازی خام

فوریه 16, 2014

شماره 163/ یکشنبه 27 دلو 1392/ 16 فبروری 2014

pen-and-paper-clip-art22-53

با توجه به رهایی یک جانبۀ زندانیان طالب از بگرام و اظهارات تند رییس جمهور کرزی در جواب واکنش امریکا در برابر آن به نظر نمیرسد هیچ کشور منطقه و جهان در کنار رییس جمهور کرزی و در مقابل امریکا موقف بگیرد.
هر چند در هشتمین نشست آقای کرزی با رهبران پاکستان و ترکیه ظاهراً توافق شده که دفتر طالبان در عربستان سعودی گشایش یابد، اما این تلاش به چند دلیل به موفقیت نمیرسد:
1- در این نشست عربستان سعودی حاضر نبود، بنابران اجرای تصامیم این اجلاس برای آنکشور الزامی نیست.
2- مشکل جنگ افغانستان با نسل سوم و حاضر در صحنه های جنگ و جبهۀ طالبان میباشد، در حالیکه در مذاکرات انقره روی نسل اول و دوم طالبان سرمایه گذاری میشود.
3- هرگاه پاکستان واقعاً بنابر خواست رجب طیب اردوغان با کرزی به تفاهم رسیده باشد چرا به عوض رفتن به خیمۀ مذاکرات عربستان سعودی شبکۀ حقانی و طالبان تحت امر و قومانده خود را در اردوگاه های پاکستان به گذاشتن سلاح به زمین دعوت نمیکند و ملا برادر را از زندان رها نمیسازد؟
4- در شرایط کنونی کمتر از پنجاه روز به ادامۀ کار آقای کرزی باقیمانده و هیچ کشور جهان حاضر نخواهد بود روابط کثیر الابعاد خود را با امریکا بخاطر پنجاه روز ایستادن در کنار کرزی خراب سازد.
5- عربستان سعودی از متحدان امریکا بوده و آنکشور مستشعرست که کار با نسل اول و دوم طالبان به مفهوم مهمانداری چای و چلم بی حاصل با افرادی خواهد بود که در جبهات جنگی نفوذ ندارند و نسل سوم که حملات انفجاری و انتحاری انجام میدهند از قماش کسانی اند که در سوریه، یمن، لیبیا، مصر و سایر کشور های عربی عربستان سعودی با آنان مشکل دارد.
6- از اینکه محل تطبیق هر گونه فیصله و تصمیم در رابطه به طالبان خاک افغانستان میباشد تا زمانیکه با امریکا توافق صورت نگیرد هیچ کشور سومی نمیتواند روی 2300 کشته و بیش از ششصد میلیارد دالر مصرف امریکا طرحی را برای خود در افغانستان تطبیق کند.
بنابر دلایل فوق هرگونه تلاش آقای کرزی در پایان دورۀ کارش برای کنار گذاشتن امریکا از پروسۀ صلح افغانستان به مفهوم فرا فگنی احساساتی میباشد که هیچ کشور جرأت نخواهد کرد بخاطر پنجاه روز ایستادن در کنار آقای کرزی یک عمر روابط دیپلوماتیک خود را با ایالات متحده خراب سازد. Ÿ

سقوط

فوریه 16, 2014

شماره 163/ یکشنبه 27 دلو 1392/ 16 فبروری 2014

k66