بایگانیِ ژوئن 2014

ناظرین سازمان ملل در کار کمیسیون های انتخابات و شکایات انتخاباتی باید نظارت کنند

ژوئن 25, 2014

شماره(181) چهارشنبه 4 سرطان 1393 / 25 جون 2014

سرمقاله
با گذار از خطر قربانی نمودن کشور بخاطر یک فرد که در گذشتۀ افغانستان به کرات تجربه شده و با تمکین به بایکوت و تحصن تیم معترض به نظر میرسد قواعد بازیهای مدنی دو تیم انتخاباتی وارد مرحلۀ جدیدی میشود.
انتشار نوارهای صوتی و هُشدار به انتشار نوارهای بعدی همزمان با برگشتن تیم معترض به همکاری با کمیسیون های انتخاباتی و عدم قبول صدا از طرف مدعی علیه و جسارت خواندن استعفا توسط تیمی که به همکاری با منشی کمیسیون متهم شده از نظر کارشناسان مرحلۀ دشواری را در پیش رو قرار خواهد داد.
از اینکه در افغانستان هنوز احزاب سیاسی و تیم های انتخاباتی به مرحلۀ پخته گی لازم سیاسی نرسیده اند، برای پایان موفقانه این مشکل لازمست هیئت سازمان ملل کلیه پروسه های بعدی را تحت نظر قرار دهد.
حالا به وضاحت آشکار میگردد که مخالفت بعضی ها با نمایندگان جامعه جهانی در کمیسیون های تصمیم گیرنده انتخاباتی از روی دلسوزی نه بلکه بخاطر ایجاد زمینه اخلال و ابطال این پروسه صورت گرفته بود.
به هر حال هنوز دیر نشده و باید قبل از ملتهب و بحرانی شدن اوضاع در کلیه سطوح ناظرین سازمان ملل پذیرفته شوند و از زورگویی هاییکه از کانال کمیسیون شکایات انتخاباتی و غیره به گوش میرسد جلوگیری شود.
هنوز فرهنگ پذیرش شکست، تشریفات تبریک گفتن به حریف پیروز و رفتن و خزیدن در لاک اپوزیسیون و سر برون آوردن در مرحلۀ بعدی در افغانستان جا نیفتاده و بدون نظارت جامعه جهانی در حالیکه یکی صدای خود را نمی پذیرد، دیگری شرایط بعدی را مطرح میسازد، کسی از بررسی ده فیصد پنج ولایت خبر میدهد و کسی آرای بعضی ولایات را به اندازۀ نفوس کل ولایت میخواند خطر بحرانی شدن اوضاع کشور خیلی زیاد است، بنابران برای حل این سوالات باید ناظرین بیطرف بین المللی در کمیسیون های انتخابات و شکایات انتخاباتی دعوت شوند؛ در غیر آن قرار دادن مدعی و مدعی علیه مقابل هم در حالیکه کمیسیون های انتخابات نیز متهم به جانبداری استند حل این مشکل را نا ممکن میسازد.Ÿ

مردم منتظر ند

ژوئن 25, 2014

شماره(181) چهارشنبه 4 سرطان 1393 / 25 جون 2014

Graphic1

راهکار های یک کارشناس در رفع تقلبات انتخابات

ژوئن 25, 2014

شماره(181) چهارشنبه 4 سرطان 1393 / 25 جون 2014

استاد پوهاند غلام جیلانی عارض (دانشمندی که بیش از هفتاد جلد کتاب و رساله در بارۀ جوانب مختلف جغرافیای افغانستان نوشته) پیرامون حل اختلافاتی که در شمارش آرای دور دوم انتخابات به وجود آمده راهکار ها و نظریاتی دارند، که توجه تان را به آن جلب میکنیم:

table

لطفاً خود را معرفی نموده بفرمایید که شما در ارتباط جغرافیای بشری چه کارهایی کرده اید و نظرتان در رابطه به انتخابات اخیر افغانستان چیست؟
عارض: احتراماً به جواب شما میپردازم که اینجانب پوهاند غلام جیلانی عارض فعلاً بازنشسته، من تقریباً بیش از هفتاد، هشتاد عنوان کتاب مستقل تحت عناوین مختلف نوشته ام، و همچنین در وزارت معارف در حدود 308 کتاب جغرافیا شامل موضوعات بشری، اقتصادی، ترانسپورتی و مسایل اقتصادی دارم.
ارقام نفوس باید از کدام منبع گرفته شود؟
عارض: ارقام را ما باید از احصائیه مرکزی از دو سال پیش بگیریم و تغییری در آن نیامده و افزایش نفوس سالانه در کشورهای عقب مانده و رو به انکشاف مثل افغانستان 2.35 فیصد است اگر آنرا زیاد هم کنیم، همان اضافاتش هم در همین 26.5 میلیون نفوس افغانستان در نظر گرفته شده است و غیر از آن ما این را هم در کتاب های جغرافیای بشری و هم در کتابهای معارف انکشاف دادیم، در کتابهای پوهنتون در بخش جغرافیای بشری و اقتصادی همین 26.5 میلیون نفوس نشان داده شده به غیر از آن به اساس نوشته هایی که ما داشتیم و به اساس تشبثاتی که در کتاب سالنامه یی تحت عنوان آسیا هم درج میباشد در آنجا تفصیلات مزید در این مورد ذکر شده و همآهنگی با احصائیه مرکزی دارد.
ارقام و اعدادی را که شما از نظر جغرافیای بشری در تدویر انتخابات ضروری میدانید کدامهاست؟
عارض: در اینجا زیاد مسایل قابل بحث است، اول باید در کمیسیون انتخابات یک نفر متخصص احصائیه چه از احصائیه مرکزی، چه از پوهنحی اقتصاد، چه از پوهنحی ساینس از دیپارتمنت های مختلف جغرافیه باید باشد. در این مسایل باید اول نفوس مجموعی افغانستان در نظر گرفته شود که ما نفوس مجموعی افغانستان را چه قدر داریم، نفوس مجموعی افغانستان. در ستون دومش باید افراد زیر سن رأی گیری باید مورد بحث قرار گیرد. اگر ما در وزارت معارف متکی باشیم اضافه تر از 8 میلیون نفوس زیر سن رأی گیری است، که این شامل انتخابات شده نمیتواند، تنها صنوف 12 مکاتب شده میتواند که اگر ما یک میلیون آنرا از آنجا حذف کنیم 7 میلیون نفر دیگر تنها از نقطۀ نظر احصائیه یی که در معارف داده شده زیر سن است و به انتخابات شامل شده نمیتواند. در این حال اگر فیصدی نفوس مجموعی هر ولایت، مثلاً ما خوست را مثال مدنظر گیریم یا پکتیا را مثال بدهیم، در پکتیا نفوس مجموعی 516300 نفر است این 516300 نفر از سن صفر تا سن 100 است، از این 516300 نفر باید افرادی که واجد شرایط رأی دهی نیست تفکیک شود. نظر به احصائیه های بین المللی و ارقامی که اینجا داده شده اهرم نفوس در افغانستان در قاعده زیاد است.
شاخصۀ تفکیک چه است؟
عارض: شاخصۀ تفکیک سنین مختلف است مثلاً از سن صفر تا سن 6 سالگی، از 6 سالگی تا 17 سالگی، از 18 سالگی تا 25، از 25 به بعد باز تا 50 و 55 و بعد از آن از 55 و 65 تا 70، 80، 90 این سنینی است که از لحاظ سن باید اینها تصنیف شود، از لحاظ جنس هم باید تصنیف شود که چقدر اناث است و چه تعداد ذکور است، این تعداد ذکور و اناث حتماً باید تفکیک شود و تعداد افرادی که واجد شرایط رأی دهی نیست هم باید تفکیک شود. نظر به احصائیه یی که ما اینجا داریم 45 فیصد نفوس افغانستان شامل رأی گیری شده نمی تواند، که زیر سن استند. از 45 فیصد که زیر سن است ما اگر این را در پکتیا مورد بحث قرار بدهیم، در پکتیا 516300 نفر است از این تعداد نفر حق رأی را که ندارد 232355 نفر و حق رأی را که دارد 283965 نفر است. در این حال اگر در پکتیا از 283965 نفر اضافه تر برگۀ رأی برده این قابل سوال است حتا همین 283965 نفر تمام در رأی دهی سهم نگرفته، امکان دارد که این دیگر هم پایین بیاید، شاید به 200000 برسد، حال بیاییم در خوست نفوس خوست است 537800 نفر اگر در همین جدول کمی دقت شود سنی که قابل رأی دهی نیست در خوست 242010 نفر است، این 242010 نفر هرگز باید در رأی گرفته نشود یعنی در حساب نیاید و در خوست باید 295970 نفر باید در حساب بیاید. در صندوق انتخاباتی رأیی که مثلاً در خوست داده اگر از 295970 نفر بالا باشد این قابل سوال است و مدار اعتبار نیست و از این 295000 نفر هم امکان دارد 95000 نفر آن رأی نداده باشد بنابران از 250000 نفر رأی بالا نباید در صندوق خوست باشد. در کنر ها، نفوس کنرها در مجموع 421700 نفر است به اساس فیصدی که ما نفوس آنرا از سن صفر الی 17 ساله طرح کنیم نفوسی که باید رأی نداده باشد در کنرها 189765 نفر است و نفوسی که باید رأی بدهد 231965 نفر است از این 231965 نفر چقدرش خانم است، چقدرش مرد است و چقدر سهم گرفته و چقدر سهم نگرفته این وظیفه بخش احصائیوی کمیسیون انتخابات و احصائیه مرکزی (باید باشد)، در لغمان نفوس مجموعی اش 417200 نفر که این شامل مرد، زن، طفل، پیر، جوان همه شامل این است، در لغمان کسانی که واجد شرایط رأی دهی نیست 45 فیصد آنرا که ما از این طرح کنیم 187740 باید رأی ندهد و کسانی که رأی بدهد 229460 نفر است و در این 229460 نفر خانم ها هم داخل است، مردها هم داخل است و حتماً از این تعداد 20000 نفر 30000 نفر رأی نداده بنابران از 200000 نفر زیاد تعداد رأی در صندوق لغمان قابل سوال است.
وظیفۀ اشخاص متخصصین احصائیه و محققین اینست که باید همین پردۀ ابهام را از کمیسیون انتخابات بردارد و بگوید که ما کدام احصائیه را در اختیار داریم، از کدام احصائیه این ها استفاده کرده اند احصائیه نفوس اناث، ذکور، احصائیه یی که قابل رأی دهی است، احصائیه یی که قابل رأی دهی نیست این باید تفکیک شود و در اهرم نفوس افغانستان قاعده زیادتر است. مثلاً از سن صفر تا سن 17 حد اعظمی اش را تشکیل میدهد. که ما تنها در معارف اگر این را با کودکی سال ها، یکسال ها و دوسال ها را هم در نظر نگیریم تنها در معارف حق رأی را که ندارد شاگردهای ما در حدود 7.5 میلیون یا 6.5 میلیون نفر باید باشد. این قاعدۀ اعظم نفوس افغانستان را تشکیل میدهد، بنابران در وقت شمارش آرا یا در وقت سمپل گرفتن نفوس این اعداد باید در نظر گرفته شود که چقدر نفر واجد رأی دهی است در این ولایت، چقدر نفر واجد رأی دهی نیست، چقدر مرد است، چقدر زن است و من در ستون آخری از این دو ستون دیگر هم سفید گذاشته ام که کسانی که در انتخابات سهم گرفتند در ستون 5 و 6 آن که اشتراک فعال ذکور چقدر بوده که این را هیئت نظار هر دو طرف ثبت کند در این نشان بدهد که چقدر رأی داده از طبقه ذکور و همچنین اناث چقدرش در آن سهم فعال گرفته وقتیکه همین جدول تکمیل شود فهمیده شده میتواند که چه تعداد نفر ما بصورت واقعی در افغانستان رأی داده، چقدر زیر سن است، در یک گفتمان سالهای انتخاباتی وقتیکه من مطالعه کردم شنیدم، اینها گفتند که در انتخابات اول که 16 حمل بوده در حدود 6 میلیون و چهارصد و چند نفر سهم گرفته و در اینجا البته شورای ولایتی هم شامل میشود لیکن بعد از اینکه در این انتخابات مرحلۀ دوم نه شورای ولایتی بوده، نه اشخاص داوطلب، نه اشخاصی که میخواستند آنها را کمک کنند، اکثر در رأی گیری هم نیامده باشد، بنابران پیشنهاد من اینست که جناب شما برای رفع ابهام انتخاباتی، برای رفع ابهام محاسبۀ رأی انتخاباتی همین جدولی را که من تهیه کرده ام و این را من در هرجای، در هر سطح میتوانم که دفاع کنم و در آنجا باید متخصصین احصائیه باشد، متخصصینی باشد از پوهنتون کابل از بخش ریاضی، از بخش احصائیه اقتصاد و همچنان یک متخصص از احصائیه عمومی مرکزی باشند که اول بگویند که در همین خوست که 500000 نفر نفوس است چقدر از این واجد شرایط رأی دهی است، چقدر آن واجد شرایط رأی دهی نیست، چقدر از سن صفر تا سن 17 قرار دارد و بالاتر از آن چقدر قرار دارد، این مطالبی است که من آن را در همین جدول تحلیل کرده ام و احصائیه دیگر را هم من خدمت تان میدهم که آنهم از کتاب معتبر آسیا و احصائیه مرکزی گرفته شده که این مطابقت کامل دارد به احصائیۀ وزارت معارف که ما آنجا کار کرده ایم و باید در نظر گرفته شود: این باید واضح تفکیک شود که در ولایت لوگر مثلاً 367000 نفر است، از این 367000 نفر چقدر زیر سن 17 است و چقدر سن بالاتر از 18 است. این باید محاسبه شود. باید هر صندوق دیده شود که در هر صندوق چقدر برگۀ انتخاباتی وجود دارد و آیا تعداد نفوس زیر سن را اینها در نظر گرفته اند یا نگرفته اند. این یک رهنمودیست به ستاد های انتخاباتی هر دو جانب و هر دو جانب دوستان من است و به هر دو طرف احترام دارم اما بخش کمیسیون انتخاباتی باید از این احصائیه های مسجل به تصنیف سن، به تصنیف جنس باید این احصائیه ها را پیش خود داشته باشد و من حاضرم این را با ایشان شریک بسازم و این مطالب را با ایشان صحبت کنم. در انتخابات یک رأی هم تخلف است، دو رأی هم تخلف است در این مطالب هم باید دقیق باشند. نیکسن در موضوع واترگیت در 5 رأی مورد ارزیابی قرار گرفت. یکبار واشنگتن پُست در این باره تبصره کرد، بار دیگر نیویارک تایمز تبصره کرد و این آدم را به میز محاکمه کشانیدند و از چوکی بر انداختند. در وقت محاکمه پاهای نیکسن می لرزید در 5 رأی، حال اگر تفاوت رأی دهی و برگه های رأی دهی به صد هزار و دو صد هزار میرسد باید عوض نفر چوکی بلرزد.
این مطالبیست که باید متخصصین احصائیه، دانشمندان پوهنتون، شخصیت های برجسته که تخصص در این رشته دارد باید این تفکیک سنین را انجام بدهند و محاسبۀ رأی گیری انتخاباتی را اینها ارزیابی کنند.
از شما به حیث کارشناس کسی در این زمینه ها مشوره خواسته؟
عارض: متأسفانه این مشوره ها هم روی سلیقه های شخصی و فردی استوار است و هیچکس نخواسته.
اینکه بیشتر از 7 میلیون نفر در انتخابات اشتراک کرده به کدام اساس ارائه میشود؟
عارض: من فکر میکنم که این یک حدس بوده و این مردم را به تشویش میکند، همین ستون 5 و 6 باید از طریق اعضای نظارت ستادهای انتخاباتی خانه پری شود باز فهمیده میشود که چقدر مردم در انتخابات اشتراک کرده بودند، یعنی پیش از این درست نیست چرا پیش آنها همین محاسبه ها وجود ندارد، آنها اصلاً از ستادهای انتخاباتی تعداد اشتراک فعال رأی دهندگان را نگرفته اند.
دلایلی که شما میگویید تعداد رأی دهندگان در دور دوم کم بوده کدام هاست؟
عارض: دلیل کم بودن اینست که اشخاص زیر سن در افغانستان زیاد است، در قاعده اهرم زیاد است از سن صفر تا 17 از 7، 8 میلیون نفر زیاد است و اگر این رقم را از 26.5 میلیون بکشیم یکتعداد قابل ملاحظه میماند لیکن آنها تماماً در انتخاب شرکت نکرده اند. مثلاً کوچی های ما 1500000 نفر است اینها در جاهاییکه مقیم استند رأی داده نتوانسته اند که آنها هم باید از این عدد کشیده شود. یک تصنیف نفوس از لحاظ سن، تصنیف نفوس از لحاظ جنس حتماً باید در اختیار کمیسیون انتخابات باشد.
راه برون رفت از این بن بست چیست؟
عارض: من فکر میکنم اگر انسان یک افغانی رشوت میگیرد گناهست اگر یک میلیون دالر رشوت میگیرد هم گناهست، اگر تقلب ده رأی است این هم تقلب است، اگر صد رأی است هم تقلب است، اگر یک میلیون رأی است این هم تقلب است باید اشخاصی که در این تقلب شامل استند تحت محاکمه قرار گیرند.
برای اینکه این تقلب مستند و مشخص شود شما چه پیشنهاد دارید؟
عارض: پیشنهاد من اینست که یک تعداد از اعضای احصائیه مرکزی، متخصصین احصائیه از پوهنتون ها نفوس زیر سن رأی دهی را باید تثبیت کند از نفوس اصلی تفکیک کنند، که نفوس اصلی در این ولایت ها چقدر است و نفوس زیر سن چقدر است، چقدر سهم گرفت، چقدر سهم نگرفت، چقدر زن چقدر مرد. تا جاییکه فهمیده میشود تعداد شرکت فعال خانم ها کم بوده در این پروسه، وقتیکه ما همان را در نظر بگیریم، همین احصائیه ها در اختیار ما گذاشته شود فهمیده میتوانیم.
شما حاضر استید در این موارد کمک کنید؟
عارض: من در مورد تصنیف سنی با ایشان کمک کرده میتوانم.Ÿ

چارلی چاپلین حرف نزد و نزد،اما وقتی حرف زد دنیا را متحیر کرد

ژوئن 25, 2014

شماره(181) چهارشنبه 4 سرطان 1393 / 25 جون 2014

charlie-chaplin
من متاسفم، اما نمي‌خواهم امپراتور شوم. كار من نيست. من نمي‌خواهم به كسي دستور دهم يا جايي را فتح كنم.
من دوست دارم به همه كمك كنم، اگر امكاني باشد يهودي، بي‌دين، سياه، سفيد. ما همه مي‌خواهيم به همديگر كمك كنيم، نوع بشر چنين است.
ما همه مي‌خواهيم در شادي يكديگر زندگي كنيم، نه در رنج وبدبختي يكديگر، ما نمي‌خواهيم از يكديگر متنفر باشيم و همديگر را تحقير كنيم، در اين دنيا اتاقي براي همه يافت مي‌شود و زمين نيك غني است و مي‌تواند براي همه غذا فراهم كند. شيوه زندگي مي‌تواند آزاد و زيبا باشد.
اما ما راه را گم كرده‌ايم
حرص و آز روح بشر را مسموم كرده، دنيا را پر از تنفر كرده، ما را در بدبختي و خون غوطه‌ور كرده است. ما سرعت را بالا برده؛ ولي خودمان را محبوس كرده‌ايم. ماشين‌آلات با توليد انبوه ما را نيازمند كرده است. دانش ما را بدگمان كرده، هوشمان سخت و نامهربان گشته است. ما بسي فكر مي‌كنيم و بسيار كم‌احساس.
بيش از ماشين‌آلات، ما محتاج انسانيت هستيم. بيش از هوش محتاج مهرباني و ملايمت. بدون اين كيفيات، زندگي خشن مي‌شود و همه چيز از دست مي‌رود. هواپيما و راديو ما را به هم نزديك كرده است. طبيعت اصلي اين اختراعات براي نيكي بشريت فرياد مي‌زند، براي برادري جهاني براي يگانگي همه ما فرياد مي‌زند. حتي اكنون صداي من به گوش ميليون‌ها نفر در جهان مي‌رسد، ميليون‌ها مرد، زن و كودك نااميد، قربانيان سيستمي كه باعث مي‌شود بشر شكنجه كند و مردم بي‌گناه را به زندان بيندازند.
به كساني كه صداي مرا مي‌شوند، مي‌گويم «نااميد نشويد».
رنجي كه اكنون در بين ماست گذر حرص آدمي است، تلخي بشري است كه راه پيشرفت انسان او را مي‌ترساند. نفرت آدمي مي‌گذرد و ديكتاتورها مي‌ميرند و قدرتي كه از مردم مي‌گيرند به مردم باز خواهد گشت و تا زماني كه انسان‌ها مي‌ميرند، آزادي نابود نخواهد شد.
سربازان: خود را به دست ددمنشان نسپاريد، انسان‌هايي كه شما را تحقير مي‌كنند، در بند مي‌كشانندتان، كساني كه زندگي شما را كنترل مي‌كنند، به شما مي‌گويند كه چكار كنيد، چه بنوشيد، چگونه بينديشيد و چگونه احساس كنيد. كساني كه شما را شرطي مي‌كنند، رژيم غذايي مي‌دهند با شما مانند گاو رفتار مي‌كنند و از شما به‌عنوان گلوله توپ استفاده مي‌كنند. خود را به دست انسان‌هاي غيرطبيعي نسپاريد، مردان ماشيني با ذهن ماشيني و قلب ماشيني! شما ماشين نيستيد! شما گاو نيستيد! شما انسانيد!
شما عشق به انسان در قلب خود داريد.
شما نفرت نمي‌ورزيد؛ تنها بي‌عشقان متنفرند، بي‌عشق و غيرطبيعي. سربازان: براي بردگي مبارزه نكنيد! براي آزادي بجنگيد! در فصل هفدهم سنت لوك نوشته شده «قلمروي خداوند در ميان انسان‌هاست» نه يك انسان و نه گروهي از انسان‌ها، بلكه همه انسان‌ها، در شما، شما مردمي كه قدرت داريد؛ قدرتي كه ماشين بسازيد؛ قدرتي كه شادي پديد آوريد. شما مردمي كه قدرت داريد تا زندگي را آزاد و زيبا كنيد تا اين زندگي را پر از حادثه كنيد.سپس به نام دموكراسي، اجازه دهيد آن قدرت را استفاده كنيم! متحد شويم.
يگانه! براي يك دنياي جديد مبارزه كنيم، دنياي آراسته‌اي كه به همه انسان‌ها اجازه مي‌دهد كار كنند كه به شما آينده و امنيت دوره سالمندي مي‌دهد. با وعده اين چيزها، دژخيمان به قدرت مي‌رسند؛ ولي آنها دروغ مي‌گويند. آنها به وعده‌هاي خود عمل نمي‌كنند و هرگز نخواهند كرد.
ديكتاتورها خود را آزاد مي‌كنند؛ ولي مردم را برده مي‌كنند. اكنون، مبارزه كنيم براي رسيدن به آن وعده‌ها! مبارزه كنيم براي آزاد كردن دنيا، براي از بين بردن موانع، براي دور كردن حرص و آز، نفرت و ناشكيبايي، مبارزه كنيم براي جهان منطقي، جهاني كه علم و پيشرفت به شادي انسان مي‌انجامد.
سربازان؛ بياييد به نام دموكراسي متحد شويم.Ÿ
ترجمه از :‌ محمد حسين

استاد شیدا هنرمندی شوریده حال

ژوئن 25, 2014

شماره(181) چهارشنبه 4 سرطان 1393 / 25 جون 2014

ustad%20shaida-2

استاد شیدا درچهاردهی کابل به دنیا آمد و در خرابات زیست وآخرالامردراثرحادثۀ ترافیکی درشاهراه کابل ، چاریکار چشم ازجهان بست .
درسال 1295 خورشیدی در خانه خلیفه قربانعلی رباب نواز پسری به دنیا آمد که نامش را غلام دستگیر گذاشتند . خلیفه قربانعلی در دستۀ استاد قاسم افغان رباب می نواخت ویکی از هنرمندان ممتاز در رشتۀ خود بود .
غلام دستگیر، آوان کودکی را به دامان والدین خود درقریۀ موسهی چهاردهی به صباوت رسانیدو از سن ده ساله گی نزد کاکایش استاد نوروز به فرا گیری هنر موسیقی به شکل اساسی آغاز نمود . مدتی هم دست شاگردی به استاد غلام حسین پدر استاد محمد حسین سراهنگ دراز نموده وبه فرا گرفتن اساسات موسیقی پرداخت . سپس آگاهی اش را نزد استاد عبدالوحید خان درکشور پهناورهند به کمال رسانید .
غلام دستیگر در آغاز هنرمند شوریده حال بود. غزل های ناب شعرای ماقبل و معاصر را درقالب راگ ها می خواند و حین اجرای آهنگ ها حرکاتی هیجانی از خود نیز نشان می داد که نزد شنوندگانش به غلام دستیگر دیوانه مشهور بود. این شور و هیجان بالای شنونده گانش نیز بی تاثیر نبود وهمه را با خود مست می ساخت تا اینکه یکی ازعلاقه مندانش لقب « شیدا » را به او داد و این لقب هنری تا اخیر عمرش باقی ماند . استاد شیدا این مطرب سرمست واین خراباتی لولی وش به موسیقی و به خصوص به غزل خوانی کشور ما جان داد و باتنی چند موسیقی را در پیچ وخم های نم آلود ومرطوب کوچۀ خرابات به نوا در آورد و آنرا نام و نشانی بخشید .
استاد غلام دستیگر شیدا درسال 1346 خورشیدی با استفاده ازیک بورس هنری به شهر بنارس هند رفته وبه معلومات هنری اش در مکتب موسیقی آن شهر افزوده و بعد از شش ماه دوباره به کابل برگشت. استاد شیدا درکنسرت های داخل کشور وخارج از افغانستان نیز اشتراک نموده وحایزده مدال هنری در بخش غزل خوانی و تهمری خوانی گشته است. وزارت اطلاعات وکلتور وقت لقب « استادی » را نیز به وی اعطا نمود .
استاد شیدا در اکثر کنسرت هایی که به افتخار تجلیل جشن استقلال افغانستان در ماه سنبله هر سال دایر می شد در پهلوی استادان هندی مانند استاد امیر خان ، ولایت حسین خان ، بیم سنجوشی و غیره هنرنمایی می کرد و از خود سبک و مکتب مخصوصی داشت که بنام طرز شیدایی مشهور گشت.
استاد شیدا درکنسرت های خویش در جمله غزلیات وطرز های راکه با آواز گیرایش می سرایید یکی هم آهنگی بود از ساخته های استاد حفیظ ا لله خیال تحت مطلع « یار دمی بشنواین ناله و افغان من » که آن را با شور و هیجان خاصی می خواند. این آهنگ استاد شیدا آنقدر سرزبانها بود که اکثرهنرمندان آنرا کاپی می نمودند و درخارج از کشوریکی ازهنرمندان هندی نیزآنرا خوانده است و درفلم « قسمی وعدی » تحت مطلع « میری انگنی می توماری کیا کاموهی » اجرا شده است .
استاد شیدا یک هنرمند واقعی ومردم دار، و پابند به وعده خویش بود ، می گویند زمانی که مادر استاد شیدا جهان فانی را وداع گفت، همان شب استاد شیدا درمحفل عروسی یکی ازهموطنان دعوت بود تا شمع محفل جشن عروسی باشد.
استاد شیدا ،جنازه مادرش راتکفین نموده آمادۀ خاک سپاری ساخته درخانه گذاشت تا فردا به خاک سپرده شود و خود با دسته خویش در محفل عروسی شرکت نمود وتاختم مجلس با سرودن آهنگ های ناب به گرمی محفل افزود چنان هنرنمایی کرد که اصلا کسی ندانست که استاد غمی بزرگی در دل دارد. زمانی که محفل به پایان رسید استاد اجازه رخصت شدن را از صاحب محفل گرفت و فردا جنازه مادر مهربانش را به خاک سپرد.
استاد غلام دستیگرشیدا انسان پاک ، شیک پوش وپابند اعتقادات مذهبی و دینی بود وهمیشه درمجالس دینی و مذهبی شرکت می جست و شب های جمعه بعد ازختم برنامه های هنری اش درمحافل عروسی هموطنان به خانقای کوچۀ علی رضا خان می رفت ودرجمع مشتاقان طریقۀ چشتیه به ذکر خداوند می پرداخت وبه آواز پرسوزش می خواند «شهی دارم که لولاکش جناب کبریا می گفت»
استاد شیدا شاگردان زیادی داشت که می توان ازاستاد عبدالمحمد هماهنک «که درآن وقت شیدایی تخلص می کرد»، عبدالرسول قندهاری ، عبدالخالق قندهاری ، خانم لطیفه رنا ،حسن شیدایی ، میا شیدایی ،عزیزاحمدپنهان ، عالم شوقی ، وکاظم شیدایی نام برد.
دوپسر استاد شیدا به هنرموسیقی روی آوردند که یکی میا شیدایی بود که به تاریخ سوم ثور1349 دراثرحادثۀ ترافیکی درعین جوانی که چندروزی از عروسی اش نگذشته بود وفات نمود و پسردومی اش وحید شیدایی است که همین اکنون در خرابات کابل به فعالیت هنری مشغول می باشد .
وبالاخر استاد شیدا به روز سوم ثور 1349 بعدازختم محفل عروسی که درشهر قره باغ شمالی برپا شده بود راهی کابل بود که درحادثه ترافیکی مجروح شده وبه روز چارم ثور1349 داعی اجل را لبیک گفت و فردای آن جنازه استاد شیدا در حالیکه هزاران نفر از علاقمندانش حضور بهم رسانیده بودند ،محترمانه درشهدای صالحین در پهلوی آرام گاه پسرجوانمرگش میا شیدا بخاک سپرده شد. Ÿ
روانش شاد باد

کودک بیش فعال را چگونه مهار کنیم؟

ژوئن 25, 2014

شماره(181) چهارشنبه 4 سرطان 1393 / 25 جون 2014

از آنجایی که دارو و درمانی برای کودکان مبتلا به اختلال بیش فعالی به تنهایی پاسخگو نیست، والدین بهتر است روش های تربیتی و برخورد مناسب با این کودکان را فرا بگیرند اما به راستی چگونه باید با این کودکان برخورد کرد؟ روش های تربیتی مناسب این کودکان کدام هستند؟ بزرگ کردن هر کودکی به آموزش والدین نیاز دارد اما کودکی بیش فعال نیروی ویژه ای را می طلبد. اگر به عنوان والدین کودک، نقش خود را به خوبی در مقابل همه کسانی که در درمان کودک شرکت دارند – مانند معلمان، پزشک، روانشناس و حتی سایر اعضای خانواده – ایفا کنید، مهمترین و بهترین مدافع کودک هستید. نتیجه این حمایت ها و آموزش ها این است که می توانید به کودک بیش فعال خود کمک کنید به سوی موفقیت گام بردارد. در اینجا چند روش مناسب برای رفتار با این کودکان را بیان می کنیم:
1- نگرش و افکار خود را تغییر بدهید.
از آنجا که تعدادی از انتظارات، باورها و پیش داوری های خاص والدین باعث بروز مشکلات ارتباطی والد و کودک می شود، لازم است برخی از شناخت ها در نخستین مرحله اصلاح شوند. مثلا به عنوان والد باید بدانید: رفتار کودک مربوط به یک اختلال است و از روی قصد و عمد نیست، کودک توانایی یادگیری و موفقیت دارد، کودک مجموعه ای از توانایی های منحصر به فرد را دارد که این ویژگی ها ارزشمند هستند. به صورت خلاصه هر چقدر می توانید در مورد این بیماری بیاموزید؛ هر چقدر بیشتر بدانید می توانید به کودکتان بهتر کمک کنید.
2- گوش دادن و صحبت کردن درست را بیاموزید.
باز نگه داشتن پل ارتباطی میان والدین و کودک فوق العاده مهم است و موجب می شود اختلاف ها و تعارض های میان والدین و کودک به شکل مؤثری از میان برداشته شود و از وخیم تر شدن روابط میان آنها جلوگیری کند. برای این مورد پیشنهاد می شود:
رفتار خود را با سن کودک متناسب کنید.
در هنگام صحبت با کودک ارتباط چشمی با او داشته باشید.
با جملات ساده صحبت کنید.
خود را به جای کودک بگذارید.
سعی کنید هدف او را از بروز چنین رفتارهایی کشف کنید و برای گوش دادن به صحبت های کودک خود وقت بگذارید.
آرام ولی محکم صحبت کنید. اگر معمولا هنگامی که کاری از کودکتان می خواهید صدایتان را بلند می کنید، کودک می آموزد هنگامی که صدایتان را به حداکثر نرسانده اید، به شما بی توجهی کند.
احساستان را به کودک بگویید. بدون اینکه مستقیم از کودک انتقاد کنید، به او بگویید در مورد اعمال و رفتارش چه احساسی دارید. برای مثال: «به خاطر اینکه موهایت را شانه نمی کنی واقعا ناراحتم» یا «وقتی به موقع نمی خوابی، واقعا نگران می شوم.»
3- توجه مثبت به کودک نشان دهید.
فقط زمانی می توانید با موفقیت برای فرزند خود حد و مرز قوانین را تعیین کنید که به ویژگی های مثبت او توجه نشان دهید.
مؤثرترین راه برای آموزش رفتار خوب، شکل دادن رفتار یا تحسین است. اگر هنگام تحسین کودک خود، راهنمایی های زیر را به کار ببندید، متوجه خواهند شد این کار به عنوان یک روش تربیتی و انضباطی بسیار مؤثر است.
به کودک خود بگویید که کدام صفات او را می پسندید. دست کم چند بار در روز کودک خود را تحسین کنید.
به طور مناسب و مقتضی تحسین کنید. برای دریافت پاسخ های بهتر، نوع تحصین را با سن و اخلاق کودک متناسب کنید. برای نمونه در آغوش گرفتن، بوسیدن، نوازش کردن و دیگر نشانه های عملی محبت همراه با کلمات مهر آمیز برای کودکان مناسبتر هستند. به این نکته توجه داشته باشید که همیشه از جملات متنوعی برای این کار استفاده کنید، زیرا کودک بعد از مدتی از جملات تکراری خسته می شود.
بازخورد فوری نشان دهید و رفتار کودک را برای موفقیت های کوچکتر نادیده نگیرید.
کودک را با افراد دیگر مقایسه نکنید.
روزانه پانزده تا بیست دقیقه از وقت خود را به کودک اختصاص دهید تا روابط والد – فرزند نزدیکتری ایجاد شود و زمینه برای تخلیه هیجانات نیز صورت گیرد. در این اوقات به کودکتان در انتخاب فعالیت یا تکلیف، حق انتخاب بدهید و کودک نقش اصلی را بر عهده بگیرد.
4- دستورات موثر و مناسب بدهید
کودکان دچار اختلال بیش فعالی در کنترل حواس خود ناتوان هستند. بدین ترتیب وقتی می خواهید کودک رفتار خاصی داشته باشد یا کار خاصی انجام دهد، باید حواس خود را متمرکز کند. برای آموزش این مرحله از مداخله موارد زیر پیشنهاد می شود:
محیط خانه را بازسازی کنید. فعالیت ها و شلوغی ها و تماس های تلفنی غیرضروری را کاهش دهید و تلویزیون را خاموش کنید.
برای تقویت توجه کودک ابتدا از بازی «نگاهت را برنگردان» استفاده کنید. بدین ترتیب که شما و کودکتان به چشمان یکدیگر خیره شوید، هر کس زودتر خسته شود و نگاهش را برگرداند، بازنده است. پس از اینکه کودک خیره شدن را به خوبی یاد گرفت، به او بیاموزید حواسش را روی کسی که در حال صحبت کردن است، متمرکز کند یا به عبارتی «رادارش را روی او قفل کند». هنگام غذا خوردن به طور عمد ترتیبی بدهید تا افراد مختلف صحبت کنند و ببینند آیا کودک این بازی را درست انجام می دهد یا نه. فراموش نکنید در صورت انجام درست این تمرین، کودک را تحسین کنید.
مطمئن شوید کودکتان وظایفش را متوجه شده است و از او بخواهید دستور را با صدای بلند تکرار کند.
برای انجام کارها از کودک خواهش نکنید. اگر شما در مورد مسئله ای از کودک خود خواهش کنید، باید انتظار جواب «نه» را داشته باشید.
5- به کودکتان نحوه انجام درست فعالیت ها را آموزش دهید.
والدین همیشه مشتاق هستند کودک بتواند از خودش مراقبت کند، رفتارش را کنترل کند و رفتاری مسئولان داشته باشد. برای اینکه به طور مؤثر والدین این کودکان باشید، باید یک مدیر مؤثر باشید؛ زیرا شما در حال اداره فردی هستید که سطح خود کنترلی اش پایین است. تعامل شما با کودک باید ثابت و قابل پیش بینی باشد. برای آموزش این مرحله از مداخله، موارد زیر پیشنهاد می شود:
فعالیت هایی را انتخاب کنید که کودک قادر به انجام آنها باشد.
قوانین باید به صورت شفاف و خلاصه شده باشد. کودک باید به طور دقیق بداند شما چه انتظاری از او دارید.
وظایف را به مراحل کوچکتر تقسیم کنید.
به کودک خود بگویید چه کاری را باید انجام بدهد، نه اینکه چه کاری را نباید انجام بدهد، زیرا باید به این کودکان شروع راه را نشان دهیم، نه اینکه آنها را متوقف کنیم.
به کودک علامتی نشان دهید که به او بهماند زمان شروع کارش است؛ از کودک بخواهید به شما بگوید در شروع، وسط و پایان چه کارهایی را انجام داده است.
یک ساختار زمانی ثابت را برای غذا خوردن، انجام تکالیف، تلویزیون نگاه کردن، بیدار شدن و به رختخواب رفتن تنظیم کنید.
برای انجام کارهایی که به توجه و یادگیری نیاز دارد، وقت استراحتی تعیین کنید.
به کودک اجازه دهید انرژی های اضافی خود را با انجام بعضی از ورزش های فیزیکی تخلیه کند.
تکالیف مدرسه را به طور روزمره مرور کنید و از آموزگار بخواهید کارهای کلاسی کودک را برای شما بفرستد. همچنین زمان مشخصی را برای انجام تکالیف انتخاب و برای انجام تکالیف روزمره جدولی تهیه کنید. به عنوان مثال، شنبه ها: ریاضی و فارسی.
یک مکان آرام تعیین کنید که کودک تکالیف مدرسه را در آنجا انجام و کتاب ها و دفترهای مدرسه اش را هر شب پیش از خواب در آنجا قرار دهد و صبح، هنگام رفتن به مدرسه آنها را فراموش نکند؛ تکالیف را بازبینی کنید. صحت و نظم و ترتیب آنها را بررسی کنید و به کودک خود تذکر دهید اگر تکالیفش را انجام دهد، به او پاداش می دهید. کودک را در انجام تکالیفش راهنمایی کنید. ولی خودتان تکالیف را انجام ندهید.
با ایفای نقش، کودکتان را آموزش دهید. این موقعیت ها می تواند شامل دعوت یک دوست به بازی، صحبت با تلفن، خوشامدگویی به میهمان، گفتگو با کودکان و … باشد.
کودک را مکلف کنید کارهای خانه را انجام دهد؛ مانند چیدن سفره، مرتب کردن اتاق، کمک در آشپزی و … از این طریق اعتماد خود به توانایی او در مسئولیت پذیری را نشان دهید.
6- در زمان مناسب تشویق و تنبیه کنید
پاداش و تشویق برای رفتار مطلوب، یک تقویت کننده محسوب می شود. کودک نسبت به کاری که انجام داده است، احساس خوبی پیدا می کند و در نتیجه آن کار را تکرار خواهد کرد. برای این مورد نیز بهتر است موارد زیر رعایت شود.
به پاداش ها تنوع ببخشید. برای کمک به تصمیم گیری در مورد پاداش، خواسته های کودکتان را بررسی کنید. می توانید از کودک خود پرسش های زیر را بپرسید «اگر بتوانی سه آرزو بکنی، آنها کدامند؟» «اگر بنا باشد فقط یک چیز از بابا بخواهی، آن چیست؟»
پاداش ها و امتیازها را فقط در جریان یا بلافاصله پس از بروز رفتار مطلوب ارائه کنید.
هنگامی که پاداش یا امتیاز می دهید، از کلمات مثبت و تشویق کننده و نیز از ناز و نوازش استفاده کنید.
گاهی اوقات جلوتر به کودک بگویید برای گرفتن پاداش و امتیاز از او چه رفتار مطلوبی را انتظار دارید.
برچسب های ستاره دار یا اشیاء رنگی را انتخاب کنید و در مقابل انجام کار درست یک ژتون به کودک بدهید و در مقابل انجام کار اشتباه، یک ژتون از او بگیرید و مثلا، در ازای جمع آوری پنج ژتون یک هدیه به او بدهید.
از تصحیح بیش از حد استفاده کنید. بر اساس این روش، از کودک می خواهید رفتار ناشایست خود را اصلاح کند. مثلا کودک شما روی دیوار نقاشی می کشد. به او بگویید «دیوار کثیف شده است و باید آن را تمیز کنی تا دوباره قشنگ شود.»
از روش محروم کردن استفاده کنید، البته در استفاده از این مورد محل محرومیت را به دقت انتخاب، و از امنیت و سلامت آن اطمینان حاصل کنید و مدت زمان محرومیت را برحسب سن کودک تعیین کنید.
از کودکتان بخواهید سه تا پنج الگوی نقش یا قهرمان را نام ببرد. بعدا از او بپرسید الگوها یا قهرمانان او برای غلبه بر مشکلات کنترل تکانه چه خواهند کرد. پاسخ های کودک را بررسی و او را دربرداشتن گام های مشابه در راستای تمرین افزایش خویشتنداری تشویق کنید.
رویدادها یا عوامل استرس زایی را که در افزایش بیش فعالی، رفتارهای تکانشی و حواس پرتی کودک نقش دارند، مشخص کنید.
7- به رژیم غذایی و مصرف داروها توجه کنید.
اختلال بیش فعالی با رژیم غذایی در ارتباط است. تغذیه نامناسب و حساسیت های غذایی ممکن است این اختلال را افزایش دهد. در این مورد به یاد داشته باشید:
در وعده های غذایی نظم زمانی ایجاد کنید؛ اندازه گیری دقیق وزن و قد کودک را دنبال کنید.
از مواد غذایی پروتئینی از قبیل میوه های خشک شده، تخمه گل آفتاب گردان، میوه های مغز دار (پسته، گردو، فندق)، غذاهای بدون نمک، میوه و سبزیجات تازه استفاده کنید؛ از قرار دادن چیپس و نوشابه های گازدار در دسترس کودک خودداری و خوردن پیتزا را برای خانواده محدود کنید.
برای بسیاری از کودکان مبتلا، دارو درمانی جزء جدایی ناپذیر برنامه درمانی است. دارو درمانی برای این استفاده می شود تا علائم این اختلال را بهبود بخشد و کودک بتواند به طور مؤثری به فعالیت ادامه دهد، بنابراین مصرف او را پیگیری کنید.
8- به یک گروه حمایتی بپیوندید.
برخورد و اتخاذ شیوه های تربیتی با کودکان بیش فعال بسیار توانفرساست. در این گروه های حمایتی شما با سایر مادران دارای فرزند بیش فعال آشنا خواهید شد که ضمن احساس همدردی کردن با آنان، می توانید از تجارب موفق آنان نیز استفاده کنید.Ÿ
انترنت

ده سالگی ارمغان مبارکباد

ژوئن 25, 2014

شماره(181) چهارشنبه 4 سرطان 1393 / 25 جون 2014

mahdawi

محترم سیاوش صاحب، مدیر مسئول و صاحب امتیاز نشریه ی وزین ارمغان ملی
با تقدیم سلام و احترام
اجازه می خواهم قبل از هر سخنی ده ساله شدن «ارمغان ملی» را به شما، همکاران گرامی تان و همه ی خوانندگان این نشریه وزین تبریک و تهنیت بگویم. امیدوارم که سالهای سال این چراغ آگاهی بخش روشن بوده و روشنگر راه آگاهی و آزادی جامعه ی ما باشد.
برای یک نشریه ی مستقل، غیر حزبی و غیر حکومتی ده ساله شدن سخن کوچکی نیست. من به خوبی می دانم که شما با چه مشکلاتی توانسته اید «ارمغان ملی» را به مرحله ی ده سالگی برسانید. در کشوری که زنده بودن در تمام وجوهات آن با وابستگی معنا می شود، غیر وابسته بودن انتخابی سخت دشوار و گاه دردسر آفرین است.
به نظر من یکی از دلایل موفقیت جنابعالی در رساندن «ارمغان ملی» به این مرحله وابستگی تان به واقعیت هاست. نشریه ای که محور و معیار کارش بیان واقعیت ها و به تصویر کشیدن «اتفاقات» باشد، می تواند در میان انبوهی از نشریات وابسته راه خود را بیابد. کار نشریات وابسته «واقعیت سازی» و رنگ کردن واقعیت هاست. اما نگاهی به «ارمغان ملی» نشان می دهد که این نشریه نه تنها از گرایش های حزبی- قومی فاصله دارد بلکه حتی از نگرش های تئوریک و رویایی روشنفکرانه نیز دوری جسته است.
به نظر می رسد که چراغ این قافله همچنان روشن خواهد بود تا زمانی که چنین تدبیری بر آن حکم براند.Ÿ
من ا لله التوفیق
میرحسین مهدوی
هیجدهم ماه جون سال 2014
همیلتون – کانادا

در نگرانی از احتمال قطع فیسبوک

ژوئن 25, 2014

شماره(181) چهارشنبه 4 سرطان 1393 / 25 جون 2014

در این روز ها شایعاتی وجود دارد که احتمالاً دولت با توجه به نا رضایتی های فزاینده از تقلب در انتخابات و فیسبوکی شدن این مسأله این وسیلۀ ارتباط همگانی را مسدود کند.
هرچند هنوز عملاً این کار صورت نگرفته، اما شاعران در نگرانی از امکان مسدود شدن شبکۀ فیسبوک از همین حالا دست به قلم برده و سروده هایی در اشتیاق به این شبکه های مجازی سروده اند که در ذیل به توجه خوانندگان میرسد:

facbook

درس های ده ساله ارمغان ملی

ژوئن 18, 2014

شماره(180) چهارشنبه 28 جوزا 1393/ 18 جون 2014

سرمقاله
از ده سال دویدن و نرسیدن به چاپخانه ها و تهیۀ مواد بخاطر نشرات در ادارات ارمغان ملی درس هایی آموخته که آنرا بر میشماریم:
1- دولت نتواست از امکانات جامعه جهانی یک جاده یا خیابان را به چاپخانه ها و دفاتر رسانه های چاپی طوری اختصاص دهد که در فاصلۀ کم و با هم بتوانند فعالیت کنند.
2- دولت نتوانست سیستم سراسری توزیع و چاپ در مرکز و ولایات طوری ایجاد کند که نشریه ها همزمان با مرکز در ولایات نیز به چاپ برسند و در پایتخت و ولایات از طریق شبکۀ دایم فعال توزیع به منازل، دفاتر و غرفه های شهر همزمان برسند.
3- دولت نخواست ژورنالیستان زیر یک سقف واحد و قدرتمند تشکل یابند و با حمایتگری و تشویق ها زورمندان آشیانه های زیر سقف برای ژورنالیستان ساخته از آنان به مقاصد گروهی و سیاسی استفاده کردند.
4- بورس، کورس، سفر و هر نوع اشتراک در محافل و مناسبت های ملی و بین المللی در انحصار داشتن شناسنامه ارتباطی با یک مقام دولتی در رسانه ها قرار گرفت.
5- سیستم تکنوازی خبر گوش مردم را کر کرد و این مسأله طوری تکرار شد که از صبح تا شام رسانه های صوتی، تصویری و چاپی ملی و بین المللی فقط یک خبر را بوق زدند.
6- زاویۀ دید جنگی به اخبار روان مردم را افسرده کرد، تمرکز خبری رسانه های ملی و بین المللی به مسایل انفجار، انتحار، خونریزی، ویرانی، قتل عام، بمباران، سونامی ها، آواره گی جنگ زدگان و غیره حوادث ناگوار طوری بر روان مردم اثر گذاشت که خنده را از لبها ربود.
7- تکرار مکرر نام طالبان در اخبار، تفسیر ها، تحلیل ها و میزهای گرد رسانه های ملی و بین المللی باعث بزرگنمایی بیش از حد این گروه شد. اگر تعداد کلمۀ طالب و نام سخنگوی طالب را از مجموع رسانه های ملی و بین المللی که به زبان های دری و پشتو نشرات دارند طی یکسال بشماریم از مجموع نام رییس جمهور، وزرا و مقامات بلند پایه دولت افغانستان شاید بیشتر شود، که این مسأله خود یک الیناسیون آگاهانه یا نا آگاهانه را در روان مردم ایجاد نمود.
با توجه به اینکه دورۀ کار ریاست جمهوری به پایان رسیده هیچ توقعی برای بهبود این وضعیت نمیتوان از تیم حاکم داشت، اما هرگاه دروازۀ آزادی بیان کماکان در دور بعدی باز بماند شاید بتوان فورمول های جدیدی را برای اصلاح این نواقص مطرح کرد.Ÿ

ای مردم!اگر سنگ ببندم شکمم را

ژوئن 18, 2014

شماره(180) چهارشنبه 28 جوزا 1393/ 18 جون 2014

cheragh
ای( مردم! )اگر سنگ ببندم شکمم را
حاشا که به نانی بفروشم قلمم را
فانوسِ شبِ در به دری های شما باد
این شعله که سوزانده ز سر تا قدمم را
از پیکر خونینِ گل سرخ بپرسید
انگیزه ی پرپر شدن دم به دمم را
با مردم آینده بگویید بسازند
از تیغه ی شمشیر ضریح و حرمم را
می میرم از این درد ، ولی حیف که نشناخت
در شهر شما هیچ کسی درد و غمم را
با من سخن از مرگ مگویید که دیدم
یک عمر جلوتر ز وجودم ، عدمم را جواد جعفری (سبزواری)