بایگانیِ سپتامبر 2014

(بینی خمیری) بنام انتخابات

سپتامبر 24, 2014

شماره( 193) چهارشنبه 2 میزان 1393 / 24 سپتمبر 2014

x

cartoon3

در حالیکه هند با یک میلیارد نفوس، ترکیه با کشوری در میان سیکولار و اسلامی و سویدن و اسکاتلند کشورهایی با نظام های متفاوت انتخابات را در کشور هایشان طی یکروز به پایان بردند و حتا بزرگترین بحران کشور انگلیس با یک ریفرندوم دموکراتیک به پایان رسیده از نتایج آن رضایت سیاسی مردم بدست آمد، در افغانستان با نفوس بیست و پنج میلیون ماجرای انتخابات با تقلب های فراوان به یکی از رسواترین ماجراهای تاریخ افغانستان معاصر و طولانی ترین انتخابات جهان مبدل شد. این انتخابات هنگامی در تقلب فرورفت که قرار است جامعه جهانی در پایان این سال مأموریت نظامی خود را در افغانستان پایان بخشیده و ادامه همکاری جهان با افغانستان و تأمین ثبات بعدی در کشور مشروط به امضای موافقتنامه امنیتی با امریکا میباشد.
انتخابات افغانستان از منظر جهانی
جامعه جهانی که در سردترین نقطه روابط با آقای کرزی قرار داشت و بخاطر عدم امضای موافقتنامه امنیتی و عدم اشتراک کرزی در کنفرانس ویلز و فقدان زبان مشترک موصوف با جهان در آخرین روزهای دورۀ کار کرزی به یک پارتنر هرچند ضعیف اما برآمده از فیلتر ظاهری انتخابات ضرورت داشت تا به صفت بینی خمیری از طریق آن و در چوکات امضای موافقتنامه امنیتی به ادامه همکاری حضورش با افغانستان ادامه دهد، بنابران سازمان ملل، ایالات متحده و کشورهای غربی علیرغم غیر شفاف بودن و حتا تا سرحد غیر مشروع بودن انتخابات افغانستان، تمایل نشان دادند با صحه گذاشتن بر یک سلسلۀ غیر دموکراتیک، کاریدوری از طریق رهبر جدید برای تأمین ادامه ارتباط با افغانستان داشته باشند.
در حالیکه به امریکا و جهان غرب کاملاً هویدا بود که این انتخابات به مفهوم آنچه انتخابات معیاری و شفاف در غرب خوانده میشود غیر معیاری بود ایالات متحده و غرب با صحه گذاشتن به این انتخابات در واقع روپوش دموکراتیکی برای ادامه ارتباط شان با افغانستان گذاشتند.
آرایش نیروهای سیاسی و قومی در انتخابات
با توجه به اینکه در این انتخابات شیرازه و تسمه اصلی سازماندهی در ارگ بود و با درنظرداشت اینکه در افغانستان احزاب، سازمان ها و گروههای اجتماعی به دور اهداف کرسی پرستانه تجمع نموده اند، انکشاف اتحادها و افتراق ها از قاعده بطرف رأس اهرم انتخابات به شکل کاملاً عجیب و غیر مترقبه شکل گرفت.
احزاب تجزیه شدند، خانواده ها منقسم شدند، جریانات حتا آشتی ناپذیر به شکل تاکتیکی همدیگر را به آغوش گرفتند و در فرجام با خلاصه شدن انتخابات به دو قطب بازهم تنظیم ها، جریانات و گروههای قومی و مذهبی طوری در کنار هم قرار گرفتند که بدنه های اصلی تیم ها را پارچه پارچه و غیر متجانس کردند.
بسیاری احزاب و جریانات و تنظیم ها با تخیلات رومانتیک قومی، چپی و جهادی فریب فضای گردابی دو محور انتخابات را خوردند که به ظاهر بوقلمون ترسیم شده بود، در حالیکه برعکس تصور آنان این پروسه در دو قطب به شکل پراگماتستی و روزمره و تاکتیکی تجمع نموده بود.
کسانی در این ساختار های مقوایی ایستادن با آنرا رسالت نجیبانه و مخالفت با آنرا تا سرحد عمل جنایتکارانه محاسبه نموده در صفوف این کشمکش های چه بسا انسان هایی که دشمنی ابدی طرف مقابل را در بدل موضعگیری هایشان به جان خریدند.
با پیوستن به این محور ها بسیاری نیروهای سیاسی، اجتماعی، قومی و مذهبی خواب رسیدن به مقام و چوکی و منصب و وزارت و ولایت و قوماندانیت را دیده در ازای آن با گلو پاره کردن ها و رجز خوانی و ملامت کردن های همدیگر به جان هم افتادند، اما برخلاف آن همه ساز و برگ کمپاین ها نتیجۀ انتخابات بدون اعلان شمارش آرا و با امضای خموشانه توافقنامه سیاسی آنهم با حالت اخم و در فضای سکوت در حالی به امضا رسید که دو کاندیدا به چشم همدیگر نمی دیدند که در این حال تفوق تفاهم سیاسی بر پروسه تخنیکی مشروعیت انتخابات را خدشه دار ساخت.
اعلان شگفت انگیز کمیسیون انتخابات
حتا در یک تست صنفی اگر یکی از شاگردان بدون مقایسه نمرات با سایرین برنده اعلان شود قناعت سایر همصنفان را فراهم کرده نمیتواند، در حالیکه رییس کمیسیون انتخابات بدون اعلان نتایج شمارش آرا یکی از نامزدان را برنده و دومی را به صفت رییس شورای وزیران آنهم خلاف اصول وظایف کمیسیون انتخابات اعلان نمود که با این حال برنده بودن بدون اعلان نتایج شمارش آرا مشروعیت را خدشه دار میسازد.
در انتخابات 2009 رییس جمهور کرزی هرچند با فیصدی زیر 50+1 درصد آرا اما با ارائه ارقام برنده شناخته شد، اما اینبار کمیسیون انتخابات با دلایلی که قناعت هیچکس را فراهم نمیکرد پروسه تفتیش آرا و نتایج حاصله از آن را به نحوی کنار گذاشته کاندیدی را پیروز اعلان نمود که پیامد های منفی آنرا در ابعاد ذیل میتوان انتظار داشت:
1- در صورت بروز اختلاف میان دو تیم کاندیدای صدر نمیتواند متکی بر ارقام خود را پیروز بنامد.
2- در صورت بروز اختلاف میان دو تیم شامل در قدرت آقای کرزی میتواند با استفاده از این خلاء به صفت کسی که در دور گذشته به آرای زیر 50 درصد رییس جمهور بوده وارد صحنه سیاست شود.
3- طالبان میتوانند با استفاده از خلاء ارقام انتخابات خود را موازی به دولت افغانستان در سطح بین المللی مطرح سازند.
اپوزیسیون و جامعه مدنی چه شد؟
با موضعگیری نهادها و فعالان مدنی در صفوف تیم های انتخاباتی و مدغم شدن دو تیم در قدرت جای اپوزیسیون واقعی جدا از اتوریته های دولت خالی ماند و نهادهای مدنی با فرورفتن در جریانات سیاسی و کمپاین های انتخاباتی جایگاه خود را به مثابۀ پل ارتباط مردم با حکومت و وسیله فشار مردم بر دولت از دست دادند که باید در حکومت جدید برای اپوزیسیون و جامعه مدنی مستقل زمینه فراخ تبارز در چوکات قانون اساسی مساعد گردد.
چرا انتخابات بدون شمارش آرا اعلام شد؟
فرایند مهم این پروسه جلوگیری از تصادم مسلحانه نیروهایی بود که بر علیه همدیگر رجز میخواندند، اما تورم تشکیلاتی که با ادغام این دو گروپ در قدرت به وجود می آید بر گردۀ بودجه حکومت سنگینی خواهد کرد و عدم برنده و بازنده پایان انتخابات را غیر دموکراتیک ساخت.
قانون اساسی در معرض خطر
دولت جدید شبه صدارتی که زمینه ساز تغییر قانون اساسی بوده و میخواهد نظام را طی دو سال آینده به صدارتی با تغییر قانون اساسی مبدل سازد این ریسک را برای ارزش های مدنی سیزده ساله به وجود آورده که با معاملات پشت پرده در تغییر قانون اساسی این ارزش ها قربانی تن دادن به تحجر و استبداد و بنیادگرایی شده ارزش های مندرج قانون اساسی در دفاع از جامعه مدنی، آزادی بیان، مردمسالاری، تفکیک قوای ثلاثه و غیره نابود گردد.
عاملین تقلب کی ها بودند و چرا محاکمه نمیشوند؟
در حالیکه دستهای پنهان عاملین تقلب چرخ زندگی سیاسی کشور را کاملاً از حرکت باز مانده و کشور را در آستانه پرتگاه نابودی قرار داده هیچکس از رهبران موجود افغانستان و جامعه جهانی نمیپرسد که عاملین این تقلبات گسترده و سازمان یافته کی ها بودند و چرا به پای میز محاکمه کشانیده نمیشوند؟
مردم توقع دارند که:
1- عاملین تقلب چندصد هزار رأی به پای میز محاکمه کشانیده شوند و در ترکیب کمیسیون های انتخابات و شکایات انتخاباتی تغییرات اساسی رونما گردد.
2- فضای مخدوش و مغشوش و آسیب دیده سیاست خارجی افغانستان با ایالات متحده و جامعه جهانی بازسازی و ترمیم گردیده با جلب کمک های اقتصادی، سیاسی و نظامی جهان کشور از ورطۀ هولناک کنونی نجات یابد.
3- پابندی به آزادی بیان، ارزش های مدنی و احکام قانون اساسی به طور مؤکد و مجدد در سر لوحۀ کار در تیم حاکم حکومت جدید قرار گرفته و در حلف وفاداری و بیانیه اساسی روز اول هر دو رهبر تیم ها بخاطر انکشاف رسانه های آزاد و زمینه سازی فضای فراخ به نهادهای مدنی سوگند یاد کنند.
تجربه به کرات ثابت نموده و تاریخ گواه است که اتحادهای سیاسی نیروها تا وقتی مستحکم میماند که نیروها به قدرت برسند و از فردای به قدرت رسیدن تیم ها چنان به جان هم می افتند که دمار از جان هم دیگر میکشند. جدول کشی های قومی، مذهبی، تنظیمی، گروهی، سمتی و تقسیم اقوام به شهروندان درجه اول، دوم و فکر کردن چند نفر به جای یک ملت به نمایندگی از اقوام، گروهها در مسایل سرنوشت ساز کشور از عناصریست که سایۀ آن به فضای سیاسی کشور سنگینی میکند و در حالیکه حربۀ اکثریت قاطع در حال حاضر بدست هیچیک از دو نامزد نیست، بیم آن میرود که حقوق اقلیت های قومی پایمال سم ستوران چند معامله گر شده حتا ارزش های دموکراتیک قانون اساسی قربانی معامله گری های تبدیل نظام ریاستی به صدارتی گردد.
سخنرانی دکتر غنی پس از اعلان پیروزی با عدم حضور دکتر عبدا لله و تیمش در آن نشست و زخم زبان و کنایه هایی که با ذکر حکومت موازی و عدم تقسیم قدرت به زبان آورد نگرانی های جدی را در رابطه به نحوۀ همکاری این دو گروپ در قدرت میان مردم به وجود آورده است.
طلب منصب فانی نکند صاحب عقل
عاقل آنست که اندیشه کند پایان را
جمع کردند، نهادند و به حسرت رفتند
وین چه دارد که به حسرت بگذارد آن را
آن به در می‌رود از باغ به دلتنگی و داغ
وین به بازوی فرح می‌شکند زندان راŸ

دو تیم شامل در حکومت جدید در حل اختلافات از زبان دراز و از دست کوتاه میباشند

سپتامبر 24, 2014

شماره( 193) چهارشنبه 2 میزان 1393 / 24 سپتمبر 2014

cartoon2

عوامل ( نه ) گفتن اسکاتلندی ها

سپتامبر 24, 2014

شماره( 193) چهارشنبه 2 میزان 1393 / 24 سپتمبر 2014

scothland
صادق زیبا کلام

اگر آنچه در اسکاتلند انگلستان اتفاق افتاد در یک‌کشور درحال‌توسعه رخ داده بود، تاکنون نتایج کاملا متفاوتی به‌بار آمده بود. اگر بریتانیا به جای آنکه کشوری کاملا دموکراتیک باشد، کشوری توسعه‌نیافته و غیردموکراتیک می‌بود و شماری از مردم یک‌منطقه آن به نام اسکاتلند، خواهان جدایی و استقلال می‌شدند، تاکنون نیروهای هوایی انگلستان مواضع جدایی‌طلبان را به دفعات بمباران کرده بود، زندان‌های این کشور مملو از تجزیه‌طلبان و تروریست‌های اسکاتلندی می‌بود، مناطق وسیعی از اسکاتلند تحت‌اشغال ارتش انگلستان قرار گرفته و در بخش‌های دیگری از آن اعلام حکومت‌نظامی شده بود، از لندن به ادینبورگ – مرکز اسکاتلند- و سایر شهرهای دیگر آن با ستون نظامی می‌بایستی رفت‌وآمد می‌شد و جدایی‌طلبان در ارتفاعات اسکاتلند با ارتش انگلستان درحال نبرد بودند و سایر صحنه‌ها و تصاویری که هر روزه در اخبار جلوی چشمان جهانیان در مناطقی که دچار مشکلات مشابه هستند، اتفاق می‌افتادند. به‌علاوه مقامات انگلیسی در لندن، حرکت استقلال‌طلبی در اسکاتلند را حاصل توطئه مرموزی از سوی طرف‌های خارجی می‌دانستند که با ایجاد تفرقه میان دو ملت اسکاتلند و انگلستان که قرن‌ها در صلح و آرامش در کنار یکدیگر به سر برده‌اند، می‌خواهند انگلستان را تضعیف کنند.
پرسش ساده آن است که چرا در جریان استقلال‌خواهی مردم اسکاتلند، نه یک‌فشنگ مشقی شلیک شد، نه یک‌اسکاتلندی با اتهام تجزیه‌طلبی مواجه شد، نه حتی یک‌ثانیه اعلام وضعیت فوق‌العاده در اسکاتلند ضرورت پیدا کرد و نه رقبای لندن-فرانسه یا آلمان- متهم شدند که در پشت تحولات اسکاتلند قرار دارند و «بریتانیا» را به زانو در آوردند. کمترین نکته‌ای که علی‌القاعده می‌بایستی اتفاق می‌افتاد آن بود که پای نفت دریای شمال که چسبیده به اسکاتلند است، به میان می‌آمد. انگلیسی‌ها، شرکت‌های بزرگ نفتی و اسکاتلندی‌ها را متهم می‌کردند که پای آنها در جریان استقلال‌طلبی اسکاتلند در میان است؛ اما این اتفاق هم نیفتاد.
مشابه همین وضعیت، چند سال پیش در استرالیا رخ داد، استرالیا در حقیقت، وابسته به بریتانیاست و سفارت استرالیا در تهران، تصویر ملکه انگلستان را به‌عنوان رییس کشور بر دیوار نصب کرده است. جریانات سیاسی چپ در استرالیا مدت‌ها بود برای جدایی این منطقه از انگلستان تبلیغ می‌کردند. حزب کارگر وعده داده بود، اگر به قدرت برسد موضوع استقلال استرالیا از بریتانیا و جمهوری‌شدن آن کشور را به همه‌پرسی خواهد گذارد. آن حزب در انتخابات برنده شد و رفراندوم هم صورت گرفت. بیش از 60درصد مردم استرالیا، رای دادند که نمی‌خواهند این کشور، یک جمهوری مستقل شود. همچنانکه دو روز پیش هم بیش از نیمی از مردم اسکاتلند، رای مشابهی دادند.
در واقع، نخ تسبیح نامریی که باعث می‌شود با وجود آن همه تبلیغات ملی‌گرایان و موافقان جدایی اسکاتلند از بریتانیا، مردم اسکاتلند ترجیح دهند مستقل نشوند و جزیی از بریتانیا باقی بمانند، دموکراسی است. دقیقا اگر امروزه هزاران جدایی‌طلب اسکاتلندی به‌واسطه فعالیت‌های جدایی‌طلبانه در زندان‌های انگلستان به سر می‌بردند یا به جای حاکمیت دموکراسی، همواره در معرض محدودیت قرار گرفته بودند، آیا همچنان رای به باقیماندن با انگلستان را به صندوق می‌ریختند؟ چه بخواهیم چه نخواهیم، جامعه بریتانیا آنقدر توسعه یافته و حاکمیت قانون در آن کشور پررنگ است که وقتی همه‌پرسی برگزار می‌شود، اکثریت دلیلی بر جدایی از بریتانیا نمی‌بینند، همچنان که چندسال پیش، استرالیایی‌ها هم دلیل برای جدایی پیدا نکردند. گمشده همه مردم جهان، همان احترام به قانون و قواعد مردمسالاری است.Ÿ

صلح را نمی توان با زور حفظ کرد

سپتامبر 24, 2014

شماره( 193) چهارشنبه 2 میزان 1393 / 24 سپتمبر 2014

anishtain

به بهانه روز جهانی صلح
۲۱ سپتامبر برابر با ۳۰ سنبله «روز جهانی صلح است. سازمان ملل متحد در پنجاه‌وهفتمین جلسه مجمع عمومی این تاریخ را به عنوان روز جهانی صلح انتخاب کرد. صلح یک آرمان کلی است و در سایه فرهنگ و مذهب تعریف های متفاوتی دارد.

افغانستان در لست غمگین‌ترین کشورهای جهان

سپتامبر 24, 2014

شماره( 193) چهارشنبه 2 میزان 1393 / 24 سپتمبر 2014

family-of-shahidan

یک نظرسنجی بین‌المللی( توسط موسسه گالوپ)، ۱۳۵ کشور جهان را براساس داشتن 5 مشخصه رتبه‌بندی کرده شادترین و غمگین‌ترین کشورهای جهان را انتخاب کرده‌است.
این نظرخواهی دارای 5 معیار زیر است:
1. داشتن هدف
2. سلامتی بدنی
3. امنیت مالی
4. داشتن روابط اجتماعی مطمئین
5. رضایت از اجتماع
براساس نتايج نهايي، 10 كشور شاد جهان پاناما، كاستاريكا، دانمارك، اتريش، برزيل، ال‌سالوادور، اوروگوئه، سویدن،‌ كانادا و گواتمالا اعلام شده‌اند و كشورهايي كه با دريافت كمترين درصد دستيابي به 5 گزينه مورد نظر گالوپ به عنوان غمگين‌ترين كشورها انتخاب شده‌اند شامل ‌افغانستان، سوریه … هستند.Ÿ
انترنت

بوی جوی مولیان … 2

سپتامبر 24, 2014

شماره( 193) چهارشنبه 2 میزان 1393 / 24 سپتمبر 2014

untitled

دکتر محمد امین ریاحی

بادي هم كه در هر تابستان در هرات از جانب بخارا مي وزيده طبعاً پنج قرن پس از رودكي هم از مزاياي گفتني هرات بوده ودر جغرافياي حافظ ایرو (قسمت خراسان چاپ بنياد فرهنگ ايران، به كوشش مايل هروي، ص 12) آمده است:((بادشمال مخصوص هري است، در اول فصل تابستان به وقتي كه باد مرغوب ومطلوب باشد البته وزيدن گيرد واز طرف شمال باشد، چنانكه بادگير هاي عمارات از اين يك طرف بيش نمي گشایند.
بگذريم از اين كه امروز كساني شعر مي سازند، ونسيم صبا را واسطه رساندن پيام ميان خود ومعشوق قرار مي دهند(البته منظوشاعران بزرگ هنرمند نيستند)يك تعبير كهنه قالبي بي روح را تكرار مي كنند واگر بپرسي باد صبا چه بادي است و از كدام سو مي آيد جوابي ندارد بدهند اما وقتي منو چهري مي گويد: ((باد خنك از جانب خوارزم وزان است،)) يا ابوسعيد مي خواند: ((هر باد كه از سوي بخارا به من آيد)) يا حافظ تعبير (شمال) را به كار مي برد، منظور شان نسيم خنكي است كه در ايران معمولا از شمال (از مبدا مناطق سرد قطبي‌) مي وزد، در مقابل سموم ((=باد گرم)) كه از صحراي عربستان ومناطق گرم افريقا مي آيد وچون بر طرف بوستان نگذارد نه بوي گلي مي ماند ونه رنگ ياسمني.
پس وقتي هم كه رودكي در هرات يا هر جاي خراسان قصيده خود را مي سرود ((بوي يار مهربان)) را از((بوي جوي موليان)) بخارا (كه در سر زمينهاي شمالي تراز خراسان قرار داشته) مي شنید ومعقول وطبيعي همين است كه گفته باشد:
باد جوي موليان آيدهمي
بوي يارمهربان آيد همي
وبا تحريف بيت همه لطف مضمون وروح وزنده گي آن ازميان مي رود
اين را هم بگويم كه موليان (‌به فتح اول وسكون دوم و فتح سوم) بروزن ارغون، ارمغان،‌ پهلوان بوده و آن مخفف مواليان است. موالي در عربي جمع مولي به معني بنده است… نكته ديگر اين كه ((جوي موليان)) نه اسم جويي بلكه نام كوي ومحله اي در بخارا بوده است وبه طوري كه در تاريخ بخارا آمده :‌ اين محل ضياعي (یعني ملك و مزرعه اي)‌ بود در خارج حصار بخارا واسماعيل ساماني كه هميشه نگران حال بندگان خود بود آن را خريد ودر اختيار مواليان (يعني غلامان آزادكرده)‌ خود نهاد،‌ تا ((جوي مواليان))‌ نام شد وعامه مردم ((جوي موليان)) گويند، اسماعيل ساماني در آنجا كاخي براي خود ساخت وبعد ها به تدريج جانشينانش هم كاخهايي ساختند و آن خوش آب وهواترين واشرافي ترين بخش بخارا بود تابعد از انقراض سامانيان از ميان رفت. به نوشته بارتولد، اينك روستايي دردو كليومتري بخارا كنوني به نام ((جوي موليان)) هست…
با آنچه گذشت معني بيت رودكي اين مي شود كه : باد خوش شمال از جانب بخارا مي آيد، وبوي يار را كه ساكن كوي (جوي موليان) در بخارا است مي آورد تاثير شگرف شعر از اينجا بود كه كاخ امير وخانه هاي اطرافيان اوهمه در محله جوي موليان بود، وشاعر با اين هنرمندي ونكته سنجي هنرمندانه همگان را به ياد خانه و زندگي وزن وفرزند وخويش وپيوند انداخته، وهمه درد دل خود را از زبان شاعر شنيده اند وهوس يار وديار كرده اند. در قرون بعد كه اين اوضاع واحوال فراموش شده بود، تذكره نويسان از اين داستان وتاثير شگرف شعر اظهار تعجب كرده اند ولطف سخن را در نيافته اند. از آن جمله دولتشاه سمرقندي گفته است: (‌اگر در اين روز گار سخنوران مثل اين سخن در مجلس سلا طين وامرا عرض كنند مستوجب انكار همگان گردد)‌ با پايان كار سامانيان، كاخ محله جوي موليان وخانه هاي آن كوي يا به دست فرمانروايان جديد يا در سوانح آتش سوزي از ميان رفت. اندك اندك ارتباط ساكنان كنوني هم با آن سوي جيحون ضعيف تر شد، و آوازه بلند كوي كوي موليان از ميان رفت.
اين بار شنيدن نام (جوي موليان) نه مفهوم محله، بلكه مفهوم نهري به ذهن ها مي رساند، وبعضي كاتبان در عالم خيال شرشر آب جويرا مي شنيدند وبي اختيار (بانك جوي)‌ كتابت مي كردند ،‌يا موسيقي حروف جوي سبب مي شد كه به جاي (باد) بوي را در كنار آن بنشانند، وموليان را هم نه به تلفط معمول عصر رودكي بلكه هم آواز با بوي جوي به ضم ميم تلفظ كنند وتركيب (بوي جوی موليان) جانشين گفته رودكي گردد و اين تحول به طوري كه از دستنويس هاي قرن هفتم وهشتم بر مي آيد ، پيش از حافظ انجام گرفته وبه همين صورت تحريف شده به دست حافظ رسيده است.
تركيب (بوي جوي موليان) با دستكاري ذوق لطیف… طي يازده قرن و با موسیقی دلنشيني كه يافته، همراه آن داستان شيرين خيال انگيز يك تشخص وموجوديت ناگستني به خود گرفته،‌ وبر دل… نشسته است. در اينجا هماوايي وهم حرفي كلمات چنان موسقيي دلپذيري دارد كه گوش شنونده بيش از آ‌ن كه از معني لذت برد سرمست الفاظ مي شود از وقتي هم كه موحوم روح ا لله خالقي در هزار وصدمين سال ميلاد رودكي آهنگ شادي بخش مهيجي براي اين قطعه ساخت و با صداي گرم بنان اجرا شد كه در آن (بوي جوي موليان) تكرار مي شد،‌ شعر رودكي واين تركيب گوش نو از نه تنها در دل هاي اهل شعر وموسيقي بلكه بر فرهنگ عمومي… جاي گرفت.
حالا مي دانم كه بيان اين حقيقت چه قدر خطر كردن است وخيلي دل و جرأت مي خواهد كه بگوييم طبق نسخ معتبر و به دلايل متعدد (بوي جوي) نيست و (باد جوي)‌ است،‌وموليان هم بر وزن حوريان و لوليان ولوطيان نيست،‌ واگر هم مثل عربي مآبان بر وزن مرويان وپرنيان نخوانيم ،بايد بر وزن كوليان بخوانيم، خواننداي كه سال ها با بيت رودكي انس داشته وبا موسقيي دل آويز دلنشين آن حالها كرده و لذت ها برده است،‌ ابرو در هم كشيده خواهد گفت : اين ديگر چه ملا نقطي بازي است!… رودكي هر چه مي خواهد گفته باشد، …اين بيت را اين جورخواسته وپسنديده ودر ستش كرده ومي پسندد!
اما چه مي توان كرد؟ اگر چه ذوق مردم امرو چه ذوق مردم به جاي خود محترم است و (‌بوي جوي موليان) گوش نوازتر از گفته رودكي است، اما قبول صورت تحريف شده درست بدان مي ماند كه يك سكه اصيل كهنه ، اما كج وكوله عصر ساماني را آب كنند وبا طلاي آن يك سكه امروزي ظريف وزيبا ،‌ ضرب كنند اين هم طلاست و زبياست وقيمت دارد،‌ اما اين آن نيست.
مثل فقط درباره اين يك بيت نيست، اين مشكلي است كه در نقد وتصحيح همه شاهكار هاي مورد علاقه مردم هست. حالا وقتي كسي ديوان شاعران گمنامي را كه تنها يك نسخه آن هم از عصر نزديك به عصر مولف مانده، ‌مثل ديوان هاي قوامي رازي، ضيا خجندي، ذوالفقار شرواني، شرف هارون جويني، جهان خاتون ( معاصر حافط)‌،‌ يا آثار شاعران ديگري را كه مردم با شعر آنها انس والفتي ندارند تصحيح مي كنند،‌ هيچ نگراني ندارد. اما در تصحيح شاهنامه وديوان حافظ وكليات سعدي كه به تفاوت مورد توجه عمومي هستند و ذوق عامه ابياتي از آنها را به صورتي پسنديده وپذيرفته واز آن خود كرده ،‌اين دشواري هست. اكنون بعد از مقدمه اي كه شايد درازتر از آن شدكه بايد مي بود، ‌مي رسيم به تضمن مصراع رودكي در شعر حافظ:
خيز تا خاطر بدان ترك سمرقندي دهيم
كزنسيمش (بوي جوي موليان آيد همي)
دكتر غني حدس زده است كه حافظ اين غزل را در فاصله مرگ شاه شجاع در 786 وآمدن تيمور به آذربايجان در 788 سروده باشد،‌ ومنظور از (ترك سمرقندي) تيموراست.
در اينجا نخست اين نكته را بايد بگوييم كه نبايد تصور كرد كه ديوان رودكي یا قسمت عمده اي از اشعار او تا عصر حافظ موجود بوده وحافظ اين بيت را ار آنجا گرفته است. اگر چه نسخي از ديوان رودكي ظاهرا تا اواسط سده ششم هنوز باقي بوده ، وسمعاني در كتاب انساب خود كه در نيمه اول آن قرن نوشته در باره او مي گويد : (‌الشاعر المليح القول السائر ديوانه في بلاد العجم) ‌و همشهري شاعر رشيدي سمرقندي هم گفته است(شعر اورا برشمردم سيزده ره صد هزار اما اگر هم به فرض در آن قرن نسخي از ديوان شاعر هنوز در زادگاه اويا بعضي شهر هاي خراسان بر جاي مانده بوده تقريباً مسلم است كه بعد از فتنه مغول وآن همه ويراني وپريشاني، دو قرن بعد در عصر حافظ ديوان رودكي مثل بسياري كتابهاي ديگر از بين رفته بوده است.
پس حافظ مصراع رودکی را از كجا گرفته است؟
همانطور كه پيش از اين گفتيم قصيده رودكي در طول قرن ها شهرت داشته ،‌وابياتي از آن راضمن حكايت امير نصر در كتابهاي تاريخي ادبي آورده اند. از طرف ديگر بيت مورد بحث چون زبان حال صوفيان در ياد آوري ايامي بودكه روح انساني در جوار معشوق ازلي قرار داشت،‌در ميان صوفيان و در خانقاه هاي آنها بر سر زبان ها بوده ودر نوشته هاي خود آن را به مناسبت مي آوردند پس ضروت ندارد كه تصور كنيم حافظ به ديوان رودكي دسترسي داشته ومعقول تر اين است كه بگوييم اين بيت در كتابها به نظر حافظ رسيده واز اين راه به شعر او راه يافته است. نكته ديگر اين كه حافظ مصراع رودكي را نه به صورت اصلي بلكه به صورت تازه تر شده آن در دست داشته،‌اين است كه به صورت (بوي جوي موليان)‌ نه (‌باد جوي موليان) ‌تضمين كرده،‌ متنها نسيم را هم در كنار آن نهاده است در اين باره هم دو حدس مي توان زد: يا صورت اصلي بيت هم در ذهن حافظ بوه است. ودو روايت را با هم تلفيق كرد،‌يا اين كه طبع لطيفش به اين نكته توجه كرده كه به جاي اين كه (بوي يار)‌ از (بوي جوي) بيايد بايد نسيمي باشد كه آن بوي را بيارود. اين است كه نسيم را هم دركنار (‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌بوي جوي موليان)‌ نشانده است.
آخرين نكته اي كه بايد بگويم اين است كه در بيت حافظ ابهام واشكالي هست كه من آن را درست نمي فهمم. سوال اين است كه ضمير(‌ش) ‌در (‌نسميش)‌ به كجا بر مي گردد، به ترك سمر قندي یه به سمرقند؟ ترک سمرقندی كه نسيمي ندارد تا بوي جوي موليان از آن بيايد پس مراد شاعر اين بوده كه از نسيم سمرقند بوي جوي موليان مي آيد. اين هم از نظر دستوري درست در نمي آيد كه چگونه (‌ترك سمرقندي) به جاي (سمرقند) نشسته است؟ درست است كه در عالم ذوق و احساس بوي يار را مي توان از شهر اوشنيد، اما در حوزه دستور زبان ودر چهار چوب قواعد وقوانين خشك آن، (شهر)يار، جاي (‌يار)‌ را نمي تواند بگيرد.Ÿ

ده چیز که سبب نگرانی بچه ها در رفتن به مکتب میشود

سپتامبر 24, 2014

شماره( 193) چهارشنبه 2 میزان 1393 / 24 سپتمبر 2014

school

موقعیت جدید: چه قرار باشد که فرزندتان وارد صنف جدیدی شود و چه پا به مکتبی جدیدی بگذارد، طبیعی است که از روبه رو شدن با این موقعیت جدید احساس نگرانی کند.
با او درباره ی این که نخستین روز مکتب اش چگونه خواهد بود صحبت کنید. به باور یک روان شناس، «وقتی کودکان می فهمند که چه موقعیتی در انتظارشان است کمتر دچار نگرانی می شوند».
به کودک خود خاطرنشان کنید که همه ی بچه ها روز اول مکتب کمی مضطرب اند و به او زمان بدهید تا خودشان را با موقعیت جدید سازگار کند. به او این وعده را بدهید که به زودی همه چیز عادی می شود و احساس راحتی می کند.
اگر برای تان ممکن است برنامه های خود را طوری تنظیم کنید که در چند روز اول بیشتر در کنار فرزند خود باشید، به ویژه درست پس از برگشتنش از مکتب.
شکست: ممکن است نگرانی فرزندتان از این باشد که تکالیفش در مکتب بیش از حد سخت باشد به طوری که از پس انجام آن برنیاید، یا سؤالی پرسیده شود که جواب درست آن را نداند. این آگاهی را به کودک خود بدهید که هر کسی ممکن است اشتباه کند و همزمان تلاش او را تحسین کنید. ترس از تجربه: بسیاری از کودکان از این که موقعیت های جدید را تجربه کنند می ترسند. آن ها پیشاپیش دچار نگرانی می شوند و وقتی زمان تجربه ی موقعیت فرا می رسد نمی توانند درست عمل کنند.
یک راه یاری رساندن به چنین کودکی آن است که در هنگام درس خواندن به او کمک کنید تا احساس آمادگی کند. به او گوشزد کنید که اطلاعاتش خوب است و شما مطمئن هستید که به خوبی از پس کارش بر می آید.
ترس از جمع: کودکان از جا کردن خود در جمع، دوست پیدا کردن، قضاوت دیگران، مسخره شدن و طرد شدن نگران اند. فرزند خود را تشویق کنید که به جای کنار کشیدن خود از جمع، وارد آن شود و برایش از راه های مختلف دوست یابی صحبت کنید.
بر اساس نظر انجمن ملی روان شناسان مکتب (NASP) اگر به کودکان خود مهارت های اجتماعی، روش های حل مسئله، و رفع درگیری را بیاموزیم، سلامت روانی آن ها را تقویت کرده ایم.
نمره: بعضی از بچه ها از این نگران اند که مبادا بهترین نمره را در ریاضی نگیرند، شاگرد اول نشوند یا معدل شان از حد معینی کمتر شود. به فرزند خود یادآوری کنید که از آن ها توقع ندارید که بهترین باشند.Ÿ
انترنت

ما کودکان ما کودکان – پرواز ما بر آسمان

سپتامبر 24, 2014

شماره( 193) چهارشنبه 2 میزان 1393 / 24 سپتمبر 2014

ما كودكان ماكودكان
پرواز ما بر آسمان
با بال شوق از اين جهان
بر اوج بال كهكشان
***
دنياي ما زيبا بود
صلح وصفا با ما بود
پرواز ما يكجا بود
سوي اميد بيكران
***
از جنگ بيزاريم ما
با صلح همكاريم ما
در روشني علم و فن
پرواز ما تا آسمان
***
رفتن به مكتب كارما
با جهل شد پيكارما
از پهنه جهل و فسون
رستيم شاد و شادمان
از: داود سیاووش

نحوه واکنش با راکتباران کنر محک کارایی حکومت جدید

سپتامبر 24, 2014

شماره( 193) چهارشنبه 2 میزان 1393 / 24 سپتمبر 2014

bak3

خموشی سوال بر انگیز آقای کرزی در دورۀ حکومتش در برابر هزاران راکتی که از پاکستان بر ولایت کنر میبارید وجهه و اعتبار آن حکومت را شدیداً نزد مردم لکه دار ساخت.
مردم از اینکه رییس جمهور کرزی به عنوان سر قوماندان اعلای قوای مسلح و رییس جمهور افغانستان شکایت نامه یی در زمینه به سازمان ملل نسپرد و حتا باری با جملات عاطفی از مقابله با آن حملات راکتی طفره رفت عمیقاً مأیوس و متأثر شدند و در اعتراض به لهجه آمیخته به جبن رهبران اعتراضات شان را با جمع آوری امضأها در طوماری چند متره از طریق بکتاش سیاووش نماینده مردم در ولسی جرگه یا مجلس نمایندگان به دفتر نمایندگی سازمان ملل در کابل سپردند.
نخستین جرقه های ارتقای اتوریته و اعتبار حکومت جدید در سطح ملی و بین المللی وابسته به واکنش و پیگیری این خواست مردم در سازمان ملل و واکنش در برابر راکتباران ها بر ولایت کنر میباشد تا دیده شود که حکومت جدید آیا این جرئت را خواهد داشت که از وجب وجب خاکش دفاع کند؟

***
اعتراض نامه ی مردم افغانستان در پیوند به حملات موشکی پاکستان به خاک افغانستان به دفتر نماینده گی سازمان ملل در کابل

از آغاز سال ۲۰۱۲ میلادی نظامیان پاکستانی بخش های مختلف خاک افغانستان را مورد هدف حملات موشکی قرار داده صدها خانه را ویران و ده ها هموطن ما را شهید و تعدادی را هم مجبو به ترک خانه هایشان کرده اند.
این اقدام به تجاوز از سوی نظامیان پاکستانی نقض جدی قوانین بین المللی به ویژه ضوابط و اصول منشور سازمان ملل از جمله ماده مربوط به منع استفاده از زور علیه دولت های عضو می باشد که به هیچ عنوان نمی توانداستفاده از زور و اقدام به تجاوز علیه یک کشور مستقل را توجیه کند .
سوگمندانه در برابر این اقدامات جنایتکارانه و غیر مسوولانه نظامیان پاکستانی دفتر دبیر کل سازمان٬ملل شورای امنیت و دفتر نمایندگی این سازمان در کابل خاموشی سوال بر انگیزی اختیار کرده اند که مایه تاسف مردم ما گشته است.
ما امضا کنندگان این نامه معتقدیم که اینگونه اقدامات جنایتکارانه باید با واکنش جهانی روبرو گشته و از دفتر دبیر کل سازمان ملل٬شورای امنیت و دفتر نمایندگی این سازمان در کابل خواستار اقدامات فوری برای پایان دادن به این ظلم آشکار و تخطی بین المللی نظامیان پاکستانی هستیم.
نوت: این نامه را هزاران شهروند افغانستان امضا کرده و به دفتر نمایندگی سازمان ملل در کابل سپردیم.
پاسخ یوناما یا دفتر نمایندگی سازمان ملل در کابل به اعتراض نامه ی مردم افغانستان در پیوند به حملات موشکی پاکستان به خاک افغانستان
نیکلاس هیسم معاون دفتر سازمان ملل در افغانستان :
«ما درک می کنیم که این مساله مهم برای افغانستان است، و تا حد توان کوشش می کنیم تا این موضوع را با مقامات ذیربط در میان گذاریم.
این را از طریق ارتباطی که داریم در نشست شورای امنیت سازمان ملل متحد مطرح می کنیم و در ضمن با پاکستان در این مورد صحبت خواهیم کرد.»Ÿ10646990_10152354294190028_7244753077264494396_n

***

مقام ارشد ملل متحد طومار اعتراض در برابر حملات راکتی به ولایت کنر را دریافت کرد

چهارشنبه ۱۲ سنبله ۱۳۹۳: نیکلاس هیسم، یک مقام ارشد هیات معاونت سازمان ملل متحد برای افغانستان امروز با بکتاش سیاووش، یکی از نماینده گان مجلس دیدار کرد و طوماری را که در اعتراض به حمله های راکتی به ولایت کنر امضا شده بود را دریافت کرد.
این طومار ده متری حاوی امضا صد ها تن از مردم شهر کابل که بیشتر شان را جوانان دانشجو تشکیل می دهد امروز به دفتر یوناما تسلیم داده شد.
آقای هیسم، معاون فرستاده ویژه منشی عمومی سازمان ملل متحد برای افغانستان گفت :» ما این واقعیت را درک می کنیم که جوانان افغان به تمام جنبه های زنده گی و آینده کشور شان توجه دارند.»
او افزود که سازمان ملل در افغانستان این مساله و موضوعات بسیاری را به عنوان منبع نگرانی مردم افغانستان جمعاوری کرده است که تا حد امکان به شورای امنیت و منشی عمومی در میان گذارد.
در این نشست آقای سیاوش گفت وقتی که ما مردم مان را از دست می دهیم و آنها راکت شلیک می کنند، این منصفانه نیست که به دلیل دوستی مان با پاکستان خاموشی اختیار کنیم. البته آنها برادران ما هستند اما ما می خواهیم که این مساله را از راه های قانونی حل کنیم.Ÿ
سایت اخبار یوناما

درامه تقسیم قدرت

سپتامبر 17, 2014

شماره( 192) چهارشنبه 26 سنبله 1393 / 17 سپتمبر 2014

Graphic1