بایگانیِ اکتبر 2014

به سوالات مردم در رابطه به کابل بانک ، کابینه و سرنوشت کمیسیون انتخابات چه جواب میدهید؟

اکتبر 29, 2014

شماره( 198 ) چهارشنبه 7 عقرب 1393 / 29 اکتوبر 2014

x

در حالیکه مردم افغانستان از حکومت جدید معجزه نمیخواهند، حد اقل در چند مورد پرسش هایی را مطرح مینمایند:
1- کابل بانک
دوسیه کابل بانک فی مابین دادگاه و دادستانی یا سارنوالی و محکمه در رفت و آمد است و هنوز که در حدود یکماه از عمر حکومت وحدت ملی میگذرد چرا دستآوردی در این زمینه وجود ندارد؟
2- کابینه
مردم میگویند مصروف شدن حکومت جدید با کابینه قدیم و تیمی که امتحان ناکامی شان را در سیزده سال گذشته داده اند در واقع روزگذرانی بیش نیست. حکومت جدید باید با برنامه های جدید و تیم جدید تازه نفس و پر کار وارد مرحلۀ اصلاحات در نظام شود.
3- کمیسیون های انتخابات
پس از رسوایی انتخابات ریاست جمهوری اکنون فریاد کاندیدان شوراهای ولایتی مبنی غیر عادلانه بودن نتایج انتخابات به افلاک بلند شده و حتا اسنادی در رسانه ها مبنی بر مصارف گزاف کمیسیون های انتخابات درز کرده که باید مورد بررسی قرار گیرند.
به چه دلیل به اعضای کمیسیون به صفت اعضای بالاتر از قانون نگاه میشود و اتهامات بر آنها مورد بررسی قرار نمیگیرد؟
ذهن مردم را در این روز ها این سه سوال به خود معطوف داشته و خواهان پاسخ های حکومت در این رابطه میباشند.Ÿ

جنایت قرن

اکتبر 29, 2014

شماره( 198 ) چهارشنبه 7 عقرب 1393 / 29 اکتوبر 2014

d1

این عکس وجدان بشریت را تکان میدهد. در کشوری که هفت میلیارد دالر طی سیزده سال در مبارزه با مواد مخدر مصرف شده حاصلش آنست که کشت تریاک سه برابر افزایش یابد و اعتیاد تا کلبۀ مظلوم ترین مردم افغانستان رسیده اطفال به مواد مخدر معتاد شوند.
مسوول این فاجعه کیست؟ و کدام جنایتکاران و قاچاقبران با حمایت از کوکنار کاران افغانستان را از نقطۀ صفری به بزرگترین تولید کنندۀ مواد مخدر جهان مبدل کردند؟

ضجه ها

اکتبر 29, 2014

شماره( 198 ) چهارشنبه 7 عقرب 1393 / 29 اکتوبر 2014

حمیرا ملاحت
خدایا !
چیزی نیست فقط کمی دلتنگم
قلبم میسوزد
روحم خسته ست
از همه دلگیرم …
میخواهم گوشه ی تنها نشسته و فرو رفته درخود باشم از آدم های ریا کار ، تند خو و کینه جو بیزارم
سرم درد میکند ؛
از اینهمه قیل و قال تقدیر
از مجادله و مبارزه با امتحانات و ناکام شدن های پی در پی به ستوه آمده ام
با جهل و ظلم در ستیزم و ازاین بابت
کمی حالم بهم خورده
چند بیمار دارم که بادیدن رنگ پریده و حال پریش شان
زجر میکشم
باور کن چیزی نیست !
حالم خوب است …
فقط روانم میسوزد
و دلسردم از آنچه ناخوش است
بر من قهر مشو
استدعا میکنم
***
ابتدا تو …
انتها تو …
الهی! به تو
پناه تو
***
اشک های یاس
کنار کشیدم گوشه ی چادرم را ؛
که با رنگ ، بی رنگ اشک هایم
خیس و تر شده بود
از صورت رنگ پریده و اندهگینم
خیلی آزار دهنده ست وقتی
آخرین اشک هایت هم بوی نا امیدی
و درد میدهند
اشک هایت میخشکند ولی هنوز
از روزنه امید خبری نیست
این دیگر بیرحمانه تر
از هر دردیست که بیانش جرات و
تحملش صبر میخواهد
آری …
صبری که دیگر لبریز شده باشد
و تحملش ناممکن
***
پروردگارم!
هرکس را به حد توانش درد میدهی !!
میگفتند: اگر درد از حد بگذرد انسان میمیرد
اما …
اما ای مهربانترینم ! دردم از حد گذشت
و من هنوز زنده ام …
***
خداوندا ! ناشکر نیستم
ولی از تو چه پنهان کنم
خیلی خسته و شکسته ام
میخواهم بخوابم
و برای ابد بخوابم
یاری ام کن ای خدا
***
شکستم بار بار شکستم
نه … نه … شکسته شدم
دستی مرا شکست که بالش سرم بود
و بعد از خدا ، یگانه تکیه گاهم …
حتا تصورش را هم نمیکردم
بالشم مرا بگریاند و خودش را آرام آرام
زیر باران اشک هایم شستشو دهد
آه …
چه دردی دارد شکستنت و غرق شدن
در سیلاب چشم هایت

معاشات پولیس افغان در برخی و لایات با کلدار پاکستانی پرداخته میشود

اکتبر 29, 2014

شماره( 198 ) چهارشنبه 7 عقرب 1393 / 29 اکتوبر 2014

در حالی که در بعضی ولایات سرحدی افغانستان شکایات از داد ستد اموال با اسعار خارجی وجود دارد شماری از اعضای ولسی جرگه می گویند که در برخی ولایات کشور معاشات پولیس نیز با کلدار پاکستانی پرداخته می شود.
آنها می گویند پرداخت معاشات پولیس در شماری از ولایات سرحدی با اسعار خارجی خلاف قانون می باشد و به ارزش پول افغانی نیز آسیب میرساند.
شکیبا هاشمی عضو ولسی جرگه در مورد می گوید:
» در اکثریت ولایات افغانستان است، این گپ دقیق است، به خواست پولیس کلدار داده نمی شود بلکه کارت های بانکی آنها نزد قوماندان کندک است افغانی نمی دهد کلدار میدهد او هم دو ماه بعد سه ماه بعد. »
افغانستان با همسایه های شمالی، شرقی و جنوبی خود داد و ستد زیادی دارد.
به اساس گزارش ها، این داد و ستد ها سبب شده تا در شمال کشور از سوی همسایه های شمالی، در ولایات غربی از طرف ایران و در ولایات جنوبی و شرقی پول کلدار پاکستانی مورد استفاده قرار گیرد.
کارشناسان اقتصادی می گویند، پول رایج افغانستان، افغانی بوده و به اساس قانون، دافغانستان بانک مکلف است تا با استفاده از پول افغانی ارزش آن را حفظ کند.
تاج محمد اکبر استاد اقتصاد پوهنتون کابل می گوید، باید جلو استفاده از اسعار خارجی در معاملات در افغانستان گرفته شود تا به ارزش افغانی آسیب نرسد:
» از نورستان تا نیمروز پول کلدار رایج است به همین خاطر ارزش پول ما کم شده و این یک خلاء در نظام ما است و برای این که نظام افغانی را ثابت نگهداریم و به پول ملی ارزش قایل شویم باید تمام داد و ستد به افغانی صورت گیرد. »
از سوی دیگر وزارت داخله افغانستان این ادعا را رد می کند که گویا به پولیس افغان در ولایات سرحدی کشور به کلدار معاش داده می شود.
نجیب دانش معاون سخنگوی این وزارت به روز یکشنبه به رادیو آزادی گفت که در تمام ولایات افغانستان معاشات پولیس توسط سیستم بانکی به افغانی پرداخت می گردد:
» پرداخت معاشات در دستگاه پولیس روی یک سیستم است و از طریق بانک ها اجرا می شود در سراسر افغانستان و این پول از طریق فزیکی از طریق بانک ها در مقابل کارت که پولیس دارد پرداخته می شود و در قانون افغانستان هیچ جا ندارد که با تبادله یا به شکل کلدار پرداخت شود این مساله قابل تایید ما نیست. »
این در حالیست که در افغانستان همین اکنون در بیشتر موارد معاملات بزرگ تجارتی نسبت به افغانی بیشتر به پول دالر و حتی کلدار پاکستانی و تومان ایرانی صورت می گیرد.
کارشناسان اقتصادی تاکید می کنند که انجام معاملات تجارتی به افغانی باعث ارزش و ثبات آن گردیده و نهاد های مربوط باید تجار و مردم را تشویق کنند تا داد و ستد را در این کشور به پول افغانی انجام دهند.Ÿ
رادیو آزادی

تعریف و انواع نثر

اکتبر 29, 2014

شماره( 198 ) چهارشنبه 7 عقرب 1393 / 29 اکتوبر 2014

دکتر داریوش صبور
تعريف نثر:
آنچه تاكنون در تعريف نثر شنيده وخوانده ايم ، آن رابه سخني غير منظوم و آزاد از قيد وزن و قافيه، يا به عبارتي ديگر با سلب ويژگي هاي شعر تعبير كرده اند كه به نظر مي رسد چنين تعريفي با توجه به ويژگي هاي شيوه هاي نثر موجود، براي نثر جامع ومانع نباشد وتنها براي نثر (مرسل) يا ساده كه در آن لفظ با معني برابري دارد بسنده بنمايد. چون در ادب فارسي با آثار غير منظومي روبر و مي شويم كه جوهر شعر و كلام مخيل در آن جاري است و در مقابل بسي آثار منظوم چون ( الفيه) ابن مالك، ( منظومه) حاج ملا هادي سبزواري (نصاب الصبيان) ابونصر فراهي مي بينيم كه از مقوله شعر نيستندو به دليل آن كه فاقد تخيل كه اساس شعر است هستند ودر حقيقت از مقوله نثر به شمار مي روند و عنوان نظم بر آن ها پسنديده نيست‌، در حالي كه در ادب فارسي بسيار سخن منثور و مخيل وگاه موزون هست كه از ديد مفهوم و موضوع، شعر به شمارمي رود وآن ها را نثر مي ناميم (در مقام تعريف نثر، مي توان تا حدودي با صرف نظر از ايجازي كه در تعريف ضروري است ، نثر مكتوب(مرسل) را كه درفن نثر در نخستن مرحله تطور قرار دارد بدين گونه تعريف نمود:
كلامي كه در آن مفاهيم و معاني با وضوح وروشني ورسايي با نظم فكري ومنطقي بيان مي شود وتنها وظيفه لفظ در آن بيان معني است. جمل با مراعات موازين دستوري به يكديگر مي پيوندند ومعاني بي هيچ گونه قطع وانحرافي بيان مي شوند و راست و مستقیم پيش مي روند وصل وفصل جمل، برمبناي توالي افکار و روش طبيعي وقواعد مشخص زبان استوار است، چنان كه ياد شد، اين تعريف كلي است وتنها شامل نثر مكتوب ( مرسل) مي شود به نظر مي آيد كه در مورد شيوه هاي ديگر نثر بايد به اين تعريف ويژه گي هاي ديگري نيز افزود، زيرا(نثر از حيث قواعد وموازين كلي زبان با نظم مشترك است واز نظر قواعد و ضوابط خاص خود از آن متمايز وبين اين دو، كلام ديگري هست كه مختصات نظم و نثر، هر دو را به نسبتي معين مي پذيرد كه مي توان به آن نام نثر فني داد. در حقيقت فرق ميان سخن ساده( مرسل) ونظم … محدودبودن دايره نظم به قيود خاص خود و آزادي و وسعت مجال نثر است، وهمين محدوديت است كه در هر زباني الفاظ وتعبيرات و تركيبات خاصي در نظم ايجاد مي كند كه آن را از نثر متمايز مي سازد)
1- انواع نثر:
1- نثرمحاوره:
نثر محاوره را بايد نخستين مرحله از مراحل نثر به شمار آورد و تنها اين گونه ، نثري است كه مي توان آن را باسلب مميزات نظم، تعريف وتعبيركرد زيرا در آن هيچ محدوديت از ديد گزينش لفظ وبيان معني نيست، به اين معني كه گوينده انديشه هاي خود را بی آنکه به تعبیر لفظی فکر کند با زبان محاوره بیان میکند و جمله ها در آن با روشي بسيار ساده وابتدايي بيان مي شوند ، در اين گونه نثر ار تعبير ات مجازي جز آنچه در زبان محاوره را يج است نشاني نيست، و تنها بيان مقصود به ساده ترين گونه در نظر است. با اين همه چون همه انواع نثر براين گونه استوار است، نمي توان آن را مرحله يي از مراحل انواع نثر به شمار نياورد.
2- نثر خطابه:
در اين گونه نثر، برخي از ضوابظ كلام محدود ومفيد و به نثر مكتوب نزديك مي شود اين گونه نثر (غير از مکتوب و نثري است كه ارياب ادب عرب آن را در عرض ترسل به عنوان يكي از دو قسم كلام منثور به شمار آوره اند … در خطابه ، شيوه كلام آراسته تر است و حشو وزوايدي كه معمولا در كلام محاوره به كار ميرود، حتي الامكان در آن نيست، به صورتي كه سخن گذشته از معني، تا حدودي نمايانگر گونه يي از تناسب وانسجام لفظي نيز هست)
3- نثر مرسل
كه آن را مطلق وساده نيز گفته اند ونخستين نوع از اقسام نثر مكتوب به شمار مي رود.
4- نثر فني:
نثري است كه بيش از نثر مرسل وساده به قيود صنايع لفظي و معنوي ادبي مقيد و به اطناب گرايش دارد.
5- نثر مصنوعی متكلف:
كه آن را نثر مطنب نيزگفته اند. اين گونه نثر را مرحله فروافتادن نثر از روشني و رسايي وزيبايي تعبير دانسته اند كه از آن در نثر… پس از اسلام، (نثر فارسي دري) به تفصيل بيشتر وبا ذكر نمونه سخن خواهد رفت تامسير تحول نثر تا دوره معاصر به اختصارسنجيده شود.
بقیه در آینده

طرح پیشنهادی بکتاش سیاووش نماینده مردم در ولسی جرگه برای اصلا حات در مجلس نمایندگان پیش از معرفی کابینه جدید

اکتبر 29, 2014

شماره( 198 ) چهارشنبه 7 عقرب 1393 / 29 اکتوبر 2014

images

دکتر اشرف غنی که با شعار مبارزه با فساد و اصلاحات وارد معرکه ی حکومتداری شده است باید به پیشنهادات ذیل پیش از معرفی کابینۀ جدید توجه جدی داشته باشد:
***
این بیشنهادات درسال سوم تقنینی در اجلاس عمومی برای آوردن اصلاحات مطرح گردیده است.

– رای گیری در مجلس باید علنی شود. دوام رای سری داوم معامله گری و (کمیشنکارییست) هر کسی مخالف رای علنیست از دید ما شریک معاملات پولیست که در پارلمان صورت میگیرد. پس از ین بنده در هیچ رای گیری سری شرکت نخواهم کرد و در هر رای گیری علنی رای خواهیم داد.
– نام آن دسته از نمایندگانی که خود یا اعضای خانواده و بستگان شان مالک کمپنی هایی هستند که این کمپنی یا شرکت ها در قرار داد با وزارت خانه ها هستند باید اعلام شود.
– به تمامی وزارت خانه ها دستور داده شود که فهرست آن دسته از نمایندگانی را که روزانه، هفته وار یا ماهانه به وزارت خانه ها مراجعه میکنند بصورت ماهوار با جزییات در اختیار هیأت اداری (ریاست دولت) قرار دهد که فلان وکیل از فلان ولایت چند بار در یک روز، هفته و ماه به وزارت خانه مراجعه کرده است و در هر بار خواست یا پیشنهادش چی بوده است؟ آیا قرار داد میخواسته؟ آیا کسی را مقرر میکرده؟ آیا برای حل مشکل مردم آمده بود؟… بعد هیأت اداری محترم این گزارش را بدون کم و کاست در اختیار رسانه ها قرار دهد.
– ساختاری که زیر عنوان وزارت دولت در امور پارلمانی موجود میباشد صرفاً به دفتر کمپاین وزرا تبدیل شده که یا نام آن از وزارت دولت در امور پارلمانی به دفتر کمپاین وزرا تغییر داده شود یا هم این وزارت لغو اعلام شود. این وزارت تنها زمانی فعالیتش احساس میشود که وزیر استیضاح شود یا مسایل دیگر ازین دست اتفاق بیافتد که به نمایندگان تماس های تلفونی گرفته محافلی ترتیب میدهد که در آن وکلا با وزرا کله به کله شده و دیدار نمایند که این اقدام صرفاً در دفاتر کمپاین معنی پیدا میکند .
– برای به وجود آمدن اصل حسابدهی و حساب گیری تمامی نماینده ها باید دارایی هایشان را ثبت کرده و با نشر آن در رسانه ها آنرا در اختیار مردم قرار دهند.Ÿ

چالش های حکومت وحدت ملی کدامهاست؟

اکتبر 29, 2014

شماره( 198 ) چهارشنبه 7 عقرب 1393 / 29 اکتوبر 2014

محمد داود سیاووش
چوکی هر نظام سیاسی بر چهار پایۀ سیاسی، اقتصادی، نظامی و فرهنگی اتکاء داشته و در نظام های مردمسالار تفکیک واضح قوای ثلاثه و همآهنگی این سه قوه با موجودیت اپوزیسیون و آزادی بیان ضامن تحقق برنامه های نظام و رعایت حق شهروندی مردم میباشد.
حکومت جدید به موازات موارد فوق با چند چالش اساسی مواجه میباشد:
1- سیاسی
هنوز کابینه تشکیل نشده، هنوز لایحه تقسیمات وظایف میان معاونان ریاست جمهوری، شورای اجرائیه و نماینده با صلاحیت رییس جمهور تعریف نشده، هنوز دوست و دشمن بر مبنای منافع ملی تعریف نشده، هنوز رابطۀ زخم خورده ادارۀ قبلی با جامعه جهانی و همسایه ها ترمیم نشده، هنوز تفکیک واضح قوای ثلاثه و همکاری و همآهنگی مشهود این قوا با دستآورد های ملموس به چشم نمیخورد.
2- اقتصادی
هنوز واردات سرسام آور و صادرات کشور ناچیز است، سقوط عواید شرکت های خصوصی با ورشکستگی آنها، بیکاری جوانان، جذب پایین جوانان به مؤسسات تحصیلات عالی، وابستگی افغانستان از نظر تولید انرژی به کشورهای همسایه، خالی شدن کندوی پرداخت معاشات مأمورین دولت، عدم موجودیت توازن میان عاید و مصرف کارمندان دولت، کمبود و نبود راههای مواصلاتی سراسری در کشور، مصارف گزاف بادیگاردها، موترهای تعقیبی و حشم و خدم و حاجب و دربان مقامات دولت از جمله وظایف دشواری اند که در عرصه اقتصادی و چالش های بزرگی را در برابر حکومت جدید قرار میدهد.
کشوری که با داشتن زمین های حاصلخیز و دریاهای خروشان نمیتواند حداقل گندم خود را از حاصل زمین زراعتی خود تأمین کند در واقع هیچ آبرویی برای ایستادن در کنار رقبای خود ندارد.
3- نظامی
در کشوری که حس پاتریوتی در قوای مسلح تشویق نمیشود، معاش سربازان به کلدار پاکستانی پرداخته میشود، به سطح رفاه زندگی شخصی و خانوادگی سرباز و افسر توجه صورت نمیگیرد و پرداخت معاشات سربازان و افسران ماهها به تعویق می افتد، قوای مسلح با قوای هوایی و تانک و توپ و تخنیک عالی محاربوی مجهز نیست چگونه میتوان پیروزی را در عرصه نظامی و امنیتی انتظار داشت؟
باید محلات رهایشی، کوپراتیف های اموال استهلاکی تهیه و معاشات کافی به منصوبان قوای مسلح پرداخته شود و سلاح و مهمات مدرن به اختیارشان قرار گرفته روحیۀ وطن پرستی در قطعات و جزء و تام های قوای مسلح ارتقاء داده شود.
4- فرهنگی
تحکیم دوستی میان اقوام و ملیت های با هم برادر، رعایت حق شهروندی همه اقوام، قبایل، ملیت ها، زبانها و مذاهب، ترویج فرهنگ همدیگر پذیری و گذار از مرحله قومیت به مرحله شهروندی عنصر اصلی رشد و اعتلا و تحکیم فرهنگ ملی میباشد.
تأمین و تحقق عدالت اجتماعی میان همۀ اقوام و ملیت های افغانستان و ارتقاء سطح متوازن رشد اقتصادی از دور دست ترین نقاط کشور تا پایتخت و زمینه سازی برای رشد شعور شهروندی مردم در حل معضلات اجتماعی-سیاسی با گذار به تشکیل احزاب واقعی سیاسی در کشور از طریق فرهنگی امکان پذیر است.
5- اپوزیسیون، جامعه مدنی و آزادی بیان
تا زمانیکه در کشور شرایط لازم برای تشکیل اپوزیسیون مهیاء نگردد در انتقال قدرت و تحقق کارآیی دولت مانند شرایط موجود مشکلات وجود خواهد داشت. باید جامعه مدنی جدا از تشکیلات فورمالیته و معاش خور موجوده طوری به وجود آید که به مثابه وسیله فشار مردم بر دولت عمل نماید و آزادی بیان مطابق ارزش های مندرج قانون اساسی باید به شمشیر بران مبارزه با فساد و جنایات مبدل گردد.
اینکه یک عدۀ محدود میخواهند هم اپوزیسیون باشند و هم در دستگاه دولت، از یک بُعد دولت را ببلعند و از سوی دیگر از دولت انتقاد کنند، همان تجربۀ ناکام سیزده ساله میباشد که از اثر آن علیرغم سرازیر شدن میلیارد ها دالر در ختم مأموریت جامعه جهانی اکنون در کندوی کشور پولی برای پرداخت معاشات وجود ندارد و بودیجه سال مالی با داشتن کسر می لنگد و با این حال از اثر آن سیاست غلط اکنون تیمی وجود ندارد که پس از انتقال قدرت الترناتیفی را در برابر بحران گذشته مطرح نماید.
سیاست پیشه گان کشور این خواب «هم خدا خواهیم هم دنیای دون» را کنار گذاشته اجازه دهند از متن و بطن جامعه نیروهای جوان جدا از حُب و بغض های دوران جنگ سرد و درگیری های داخلی و گزافه های تیوریکی قد بلند نموده با اتوریته های جدا از تیم بر سر اقتدار از یکطرف با انتقادات سالم باعث اصلاحات در تیم بر سر اقتدار گردند و از طرفی پس از پایان دورۀ کار تیم بر سر اقتدار توانایی پذیش مسوولیت زمامداری و دولتمداری را داشته باشند.
دولتمردان و زمامدارانی که برگۀ برندۀ زمان را در دست ندارند باید اجازه دهند مانند حزب کارگر و محافظه کار انگلیس، حزب گولیست و سوسیالیست فرانسه، حزب سوسیال دموکرات و دموکرات مسیحی آلمان، حزب مردم و مسلم لیگ پاکستان، حزب کنگره و حزب بر سر اقتدار فعلی هندستان و… نیروهای تازه نفس بالاخره در جامعه عرض وجود کنند در غیر آن با این معامله گری که با گرگ گوشت میخورند و با چوپان نوحه میکنند آیندۀ دردناکی در انتظار کشور خواهد بود.Ÿ

دموکراسی چیست و چه نیست؟

اکتبر 29, 2014

شماره( 198 ) چهارشنبه 7 عقرب 1393 / 29 اکتوبر 2014

Thomas-Sentence1-690

اثر فیلیپ سی . اشمیتر و تری لین کارل / ترجمه : آموزشکده توانا
برای مدتی طولانی واژه دموکراسی، مانند ارزی بی ارزش در بازار سیاست جریان داشت. سیاستمداران با گرایشهای مختلف کوشش میکردند تا از آن به عنوان بر چسب مناسبی برای کارهای سیاسی خود استفاده کنند. برعکس، پژوهشگران در استفاده از دموکراسی بدون به کارگیری صفاتی تعدیل کننده تردید داشتند و علت آن هم ابهامی بود که پیرامون آن وجود داشت. رابرت دال، نظریه پرداز برجسته سیاسی آمریکا حتی سعی کرد لغت جدیدی برای آن بسازد، «کثرت گرایی» (پلی آرشی). او امیدوار بود که با جایگزینی این لغت بتواند مفهوم دقیقتری از آن ارائه دهد. اما به هر حال خوب یا بد، ما به واژه دموکراسی به عنوان واژه ای کلیدی برای گفتمان سیاسی معاصر چسبیده ایم. واژهای که در اذهان مردم طنین میاندازد و در هنگام مبارزه برای آزادی و زندگی بهتر بر لبان آنها جاری میشود. دموکراسی واژه ای است که اگر بخواهیم به عنوان ابزاری سیاسی و راهبردی از آن استفاده کنیم باید در معنی آن دقت کنیم. موج گذار از حکومتهای استبدادی با «انقلاب میخکی » در پرتگال در سال 1974 آغاز شد و با فروپاشی رژیمهای کمونیستی اروپای شرقی در سال 1989 به اوج خود رسید و سبب همگرایی همگانی برای تعریفی جدید از دموکراسی شد . در بسیاری از جاها مردم نسبت به صفات دو پهلویی مانند «پرطرفدار»، «راهنما»، «طبقه متوسط» و «رسمی» که برای توضیح دموکراسی به کار برده می شود بی اعتنا شدند. ولی در عین حال توافق جالب توجهی به وجود آمد که برمبنای آن، سیستم های حکومتی باید حداقل شرایط را رعایت کنند تا شایستگی نام دموکراتیک را داشته باشند. علاوه بر آن، هم اکنون تعدادی سازمان بین المللی وجود دارند که شرایط را زیر نظر گرفته تا به میزان رعایت این استانداردها در کشورهای مختلف پی ببرند. در حقیقت بعضی کشورها این استانداردها را در سیاست خارجی خود منظور می کنند.
دموکراسی چیست؟
بگذارید دموکراسی و مفاهیم عمومی آن را به طور کلی این گونه تعریف کنیم: سیستم حکومتی یگانه ای که برای سازمان دادن رابطه بین حاکمان و مردم به وجود آمده است. بعد از این مروری خلاصه خواهیم داشت بر روش ها، قوانین و مقرراتی که برای پایداری دموکراسی مورد نیاز است. و سرانجام درباره دو اصل عملی سخن خواهیم گفت که سبب میشوند دموکراسی کارایی لازم را داشته باشد. این اصول در مفاهیم عمومی و دستورالعمل های رسمی توضیح داده نشده اند، ولی چهره دموکراسی بدون اثرات تعیین کننده آنها عبوس خواهد بود. یکی از مهمترین موضوعات مطرح شده در این مطلب این است که دموکراسی از نهادهایی یگانه و منحصر به فرد تشکیل نشده است. انواع مختلف دموکراسی وجود دارد و عملکردهای متفاوت آنها طبعا اثرات مختلفی هم خواهد داشت. نوع دموکراسی در هر کشوری به شرایط اجتماعی و اقتصادی و هم چنین به ساختار سیاسی و اعمال سیاست ها در آن کشور بستگی دارد.
دموکراسی های جدید، سیستم های حکومتی هستند که در آن حاکمان برای عملکرد خود در برابر شهروندان پاسخ گو بوده و در حقیقت این مردم هستند که به طور غیرمستقیم از طریق نمایندگان منتخب خود حکومت می کنند.
یک رژیم یا سیستم حکومتی متشکل از مجموعه طرح هایی است که چگونگی احراز مناصب دولتی را مشخص می کند. این طرح ها شامل ویژگی های کسانی است که داوطلب احراز پست های مملکتی بوده و هم چنین شیوه انتخاب این داوطلبان را تبیین می کند. طرح ها هم چنین شامل قوانینی است که بعد از انتخاب مردم باید اجرا شود. برای این که سیستم به خوبی کار کند باید این مجموعه نهادینه شود و یا به عبارتی دیگر این الگوها در جامعه کاملا عادی و شناخته شده و مورد عمل قرار گیرند. مهم تر از همه آن که توسط اکثریت جامعه ، اگر نه همه آنها، پذیرفته شوند. مکانیزم هایی که برای نهادینه کردن این اصول انتخاب شده توسط سلسله قوانینی که قانون اساسی را تشکیل می دهند تقویت می شود. اگر چه بسیاری از این قواعد و معیارهای سیاسی می توانند غیر رسمی، محتاطانه و بر اساس سنت باشند.
از نظر اقتصادی، الگوها را با یکدیگرمقایسه کرده، شاخص ها و قوانین را به هم گره زده و سپس آنها را به عنوان یک سیستم حکومتی نامگذاری می کنیم که دموکراسی یکی از آنها است. انواع دیگر شامل: مطلقه، اقتدارگرا، استبدادی، دیکتاتوری، ستم کارانه، تمامیتخواه، مطلق گرا، سنتی، سلطنتی، الیگارشی، حاکمیت طبقه ثروتمند، حاکمیت اشرافیت و سلطنت مطلقه هستند.
هر کدام از این رژیم ها می توانند به زیر مجموعه های دیگری نیز تبدیل شوند.
رژیم دموکراتیک مانند بقیه رژیمها، نیاز به رهبری دارد که اختیارات داشته و بتواند قانونا به بقیه دستور دهد. تفاوتی که بین رهبران در سیستم دموکراتیک و غیردموکراتیک هست، در نحوه انتقال قدرت و نیز پاسخگویی آنها برای اعمالی است که انجام می دهند.
در عرصه عمومی، قواعدی وضع میشود که برای افراد جامعه الزام آور بوده و دولت همه را به اطاعت از آنها وادار می کند. محتوای آنها می تواند در دموکراسی های مختلف گوناگون بوده و بستگی به تفاوت بین بخش خصوصی و عمومی، دولت و جامعه، الزامات قانونی و مبادلات داوطلبانه و نیز نیازهای جمعی و سلیقه های فردی دارد. برداشت لیبرالی از مفهوم دموکراسی، طرفدار حداقل دخالت در عرصه اجتماعی است و حال آن که مشی سوسیالیستی و یا سوسیال دموکراسی در عرصه عمومی، از طریق مقررات، اعطای یارانه ها و حتی در مواردی اشتراکی کردن مالکیت، دخالت می کند. هیچ کدام از این سیستم ها بیشتر از دیگری دموکرات نیستند. آنها دموکراسی هایی هستند که با هم تفاوت دارند. دموکراسی هایی که به دنبال «توسعه بخش خصوصی» هستند از دموکراسی هایی که به دنبال «توسعه بخش عمومی» هستند بیشتر دموکراتیک نیستند. اگر چه در این موارد هر کدام از این دموکراسی ها که راه افراط را در پیش بگیرد، به ماهیت دموکراسی صدمه می زند. اولی با از بین بردن مبنای نیازهای جمعی و جلوگیری از اعمال قدرت قانونی و دومی با از بین بردن سلیقه های شخصی و عدم کنترل بر اعمال قدرت غیرقانونی. اختلاف عقاید بر سر میزان اعمال این دو روش، سبب بروز برخوردهای گسترده سیاسی در چهارچوب دموکراسی ها میشود.
شهروندان، عنصر مهم و مشخص دموکراسی ها هستند. همه رژیمها از طبقه حاکمه و مردم تشکیل میشوند، اما تنها در دموکراسی ها است که شهروندان به حساب می آیند و عملا وجود آ نها منشا اثر است. به لحاظ تاریخی، محدودیت های بسیار جدی بر شهروندان در دموکراسی های نو پا و یا بعضا رژیم های نیمه دموکرات، اعمال می شد. این تبعیض ها درمورد سن و سال، جنسیت، طبقه، نژاد، سواد، مالکیت، پرداخت مالیات و مواردی دیگر وجود داشت. تنها بخش کوچکی از جامعه مجاز به رأی دادن و یا کاندیدا شدن بودند و طبقات اجتماعی خاصی مجاز بودند که به فعالیتهای سیاسی پرداخته و به احزاب بپیوندند.
پس از چالش های طولانی که در بعضی موارد با تحولات خشونت بار داخلی و یا جنگ های بین المللی همراه بود، بسیاری از این محدودیتها برداشته شد. امروز ضوابط اجازه می دهد که تقریبا همگان حق مشارکت در انتخابات را داشته باشند. تمام افراد بالغ متولد در کشور، واجد صلاحیت کاندیداتوری هستند. اگر چه هنوز محدودیتهای سنی برای برخی ازکاندیداها و برای بعضی از پست ها وجود دارد.
بر خلاف دموکراسی های اولیه در آمریکا و اروپا در قرن نوزدهم، امروز در دموکراسی های نو ظهور در جنوب اروپا، آمریکای لاتین، آسیا و اروپای شرقی، حتی کوششی هم برای ایجاد محدودیت رسمی در مورد داوطلبین مقامهای دولتی نشده است. اگر چه وقتی پای محدودی تهای غیررسمی در مورد حقوق شهروندی به میان می آید، داستان کاملا متفاوت است. این موضوع اهمیت کلیدی «رویه ها» را که درباره آن بحث خواهیم کرد، نشان می دهد.Ÿ
بقیه در آینده

ترانه لی لی لی

اکتبر 29, 2014

شماره( 198 ) چهارشنبه 7 عقرب 1393 / 29 اکتوبر 2014

لی لی لی لی حوضک
گرد حوضک سوزک
گنجشک آمد او خورد
پایش لکتو خورد
ای گرفت
ای کشت
ای پوست کرد
ای خورد
ای گفت: حق مه کجاست؟
گفت: ده تاق بلند
رفت رفت رفت…
گفت: اینجاست
پروین پژواک

اطفال عزیز ! سگ ها را آزار ندهید

اکتبر 29, 2014

شماره( 198 ) چهارشنبه 7 عقرب 1393 / 29 اکتوبر 2014

cartoon2
سگ ها حیوانات عجیبی اند. اگر یک لقمه نان به یک سگ بدهید همواره پاس آنرا نگهداشته و به شما حمله نمی کند.
سگ ها زلزله و سانحه طبیعی را قبل از وقوع درک میکنند و به قول بعضی ها سگ روز مرگ مالک خود را می داند و آنروز از صبح تا شام گریه میکند.
در پاسبانی سگ ها گفته اند:
سگ سگ است هرچه پاسبان باشد.
انسان باید به سگ ها اذیت و آزار نرساند.