زان همرهی حضرت سلطانم آرزوست!

شماره ( 195) چهارشنبه 16 میزان 1393 / 8 اکتوبر 2014

zaher shah-pazhwak

سوی تو می شود ز دیار تو پادشاه
زان همرهی حضرت سلطانم آرزوست!

به نوشته فیسبوک پژواک فوندیشن استاد عبدالرحمن پژواک در سال 1336 به معیت محمد ظاهر شاه به قونیه رفته و به بارگاه مولانا مشرف شد که تراوش روحانی آن سفر را در این شعر به خوانندگان عزیز تقدیم میکنیم:

مطرب بزن که رامش و داستانم آرزوست
ساقی بده که باده فراوانم آرزوست
رسوائی خرد نتوانم دگر کشید
آخب رخی میانۀ مستانم آرزوست
تا بردرم بیاد تو اش صدهزار بار
هرلحظه صدهزار گریبانم آرزوست
عشق من آنکه هیچ به کس دل نداده ام
تا هیچ آرزو نکنم آنم آرزوست
از خنده های هرزه چو گل خاطرم گرفت
چون شبنم آه، گریۀ پنهانم آرزوست
دیوانگیم منکر فیض بهار نیست
با جیب پاره گوشۀ دامانم آرزوست
ای اختر فلک بخود ار واگذاریم
یک لحظه عیش خواب پریشانم آرزوست
تا کی توان گریست بر این بام های پست؟
چون ابر سیر کوه و بیابانم آرزوست
جز آب های مرده نگنجد درین محیط
موج سبک عنانم و جولانم آرزوست
من بحر بیکرانۀ عشقم نه کوه خاک
من سیل آرزویم و طغیانم آرزوست
زین بندگی که عار کرامت بود همه
آن بی ریا تمرد شیطانم آرزوست
ای شیخ بلخ مطلب و مطلوب من توئی
«کز دیو و دد ملولم و انسانم آرزوست”
از بلخ تا به قونیه در جستجوی تو
رقص و سماع و جذبه و هیجانم آرزوست
آن رازها که با تو نهان داشتم به دل
گفتن کنون عیان و به داستانم آرزوست
ای باد کوی دوست اگر می وزی ز بلخ
بر من بوز که بوی بهارانم آرزوست
سوی تو می شود ز دیار تو پادشاه
زان همرهی حضرت سلطانم آرزوست!
در هر سفر ز یاد جوانان ز خود شدم
در این سفر زیارت پیرانم آرزوست
استاد عبدالرحمن پژواک

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: