تقسیم چوکی ها به مفهوم تامین حق شهروندی نیست

شماره( 196) چهارشنبه 23 میزان 1393 / 15 اکتوبر 2014
محمد داود سیاووش
اگر معیار و محک تقرر و تعین کدرها در مقامات عالی قدرت برای دو تیم آینده آن باشد که حق اولیت به کسانی داده شود که با دُهل و سُرنا و کوس و کرنا در کمپاین های ایشان اشتراک کرده اند، در این حال گزینش کدرها آن قصه معروف دیوان گلستان سعدی را به یاد می آورد که در پایان شکار برای هر دو رهبر باید این ترانه را خواند:
بهر شامت گاو حاضر، گوسفندت در پسین
صبح اینک ماکیان، وا لله خیرالرازقیـــن
و با توجه به اینکه در هر دو تیم کسانی عضویت دارند که طی سیزده سال قیماق های حکومت آقای کرزی و جامعه جهانی را نوش جان کرده اند، هرگاه تعین کدرها باز هم به موازات همان ملاحظات مافوق صورت گیرد باید نتیجه گرفت که:
اگر این دولت است و این تیم ها
حال ملت خــراب می بینـــــم
شهروندان عادی میگویند اگر چوکی ها میان کسانی که به اطراف رهبران دو تیم حلقه زده اند از سطح وزارت، سفارت، ریاست، ولایت، قوماندانیت و… تقسیم گردد برای یک شهروند عادی حتا در یک کیلومتری دفاتر این ذوات نیز جایی برای نشستن پیدا نخواهد شد و این دولت را میتوان محصول الیگارشی ارباب قدرت حاکمه قبلی به علاوه فرو افتادن بعضی حلقات قومی و احزاب و تعویض شان با احزاب و اقوام دیگر دانست.
شوقی های قدرت کی هاست؟
مجموع کاندیدانی که از رقابت در دور اول افتاده به دور دو تیم در مرحله بعدی حلقه زدند خواهان دریافت سهم و حق شان در قدرت میباشند که در چنین وضعیت نه تنها امکان کاهش تورم تشکیلاتی وجود ندارد بلکه باید تشکیلات متورم کنونی دولت چندین برابر افزایش یابد و در واقع این قدرت به دست همان زورمندان و به اصطلاح نخبگانی داده شودکه به بجای مردم فکر میکنند و از نام مردم تجارت میکنند.
آیا تقسیم 50 فیصدی قدرت به مفهوم رعایت حق شهروندی میباشد؟
یکی از دشواری های چند دهه اخیر در حکومتداری افغانستان آنست که چند فرد حاکم در قدرت چنان می اندیشند که اگر من سیر شدم همه قوم و تبار مربوط به من سیر اند و اگر من در قدرت نبودم همه مردم قوم و قبیله و تبار من محروم اند، در حالیکه تقسیم چوکی نمیتواند عطش رسیدن به حق شهروندی را به این شکل میان مردم رفع کند.
شهروند کیست و حقش چیست؟
شهروند فردی است در رابطه با یک دولت که باید برخوردار از حقوق سیاسی و مدنی باشد و از سوی دیگر در برابر دولت تکلیف هایی را به عهده گیرد، این رابطه را رابطه شهروندی میگویند(1). چگونگی رابطه شهروندی (حقوق فرد و تکالیف او در برابر دولت) را قانون اساسی و قوانین مدنی کشور تعریف میکند.
شهروند حق دارد به زبان خود حرف بزند، شهروند حق انتخاب کردن و انتخاب شدن دارد، شهروند حق کار دارد، شهروند حق اشتراک فعال در حیات سیاسی و اجتماعی دارد، شهروند حق برخورداری از آزادی بیان دارد، شهروند حق مساوی الحقوق بودن در برابر قانون با سایر مردم را دارد… که این حقوق شهروندی را حقوق بین الملل نیز محترم شمرده و دولتهای مبتنی بر نظام مردمسالار مکلف به رعایت آن میباشند.
شهروند به کسی اطلاق میشود که فرمانبردار چند معامله گر کرسی های دولت نباشد بلکه او از حقوق فطری و طبیعی برخوردار باشد که در برابر رعیت به مفهوم دیروزی آن مطرح میشود. شهروند باید بیاندیشد، تصمیم بگیرد، ابراز نظر کند و به صفت عضو فعال جامعه سر بلند نماید که در این حال شهروند مجبور نیست هر چه رهبر و خان و کلان ده و قریه و قبیله گفت، از آن بدون چون و چرا اطاعت کند و یا در سایه لطف و مرحمت چند تابوی غیر مسوول و واجب الاحترام زندگی کند.
متأسفانه در وضعیت کنونی چند نفر که تعدادشان از تعداد انگشتان دستان تجاوز نمیکند بجای شهروند فکر میکنند، بجای شهروند تصمیم میگیرند و از نام شهروند حرف میزنند در حالیکه آن شهروند اصلاً از موضوع خبر ندارد و با شکم گرسنه در فقر و فلاکت زندگی میکند. عدالت شهروندی آنست که در جامعه تبعیض نباشد، افراد در برابر قانون حقوق و وجایب مساوی داشته باشند، کرامت انسانی از تعرض مصئون باشد، برائت ذمه حالت اصلی متهم باشد، جرم عمل شخصی باشد، تعذیب انسان ممنوع باشد، متهم حق دفاع از خود داشته باشد، شهروند حق تشکیل اجتماعات، احزاب و تظاهرات داشته باشد، شهروند از محرمیت مراسلات و مخابرات برخوردار باشد، مسکن شهروند از تعرض مصئون باشد، شهروند حق برخورداری از تعلیم و تربیه یکسان داشته باشد، شهروند حق اشتراک در عرصه های علمی، ادبی و… داشته باشد که متأسفانه در وضعیت کنونی بجای دموکراسی ممبوکراسی مسلط بوده شهروندان به نام های مختلف به جان هم انداخته میشوند و از آب گل آلود آن تاجران سیاسی ماهی میگیرند.
با رسیدن یک شخص به وزارت به هیچوجه درد شهروندی یک تبار و قوم حل نمیشود چون در بدترین حالت رقیبان میتوانند آن شخص را نابود سازند و در بهترین حالت دهنش را با همیان های زر و کیسه های دالر پُر کنند که خاموش و خمود و جمود نشسته به زندگی شخصی خود مصروف شود و اصطلاح شهروندی را چون لباس زره در برابر خود قرار داده در پناه آن مصئون بماند.Ÿ

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: