دموکراسی چیست و چه نیست؟

شماره( 198 ) چهارشنبه 7 عقرب 1393 / 29 اکتوبر 2014

Thomas-Sentence1-690

اثر فیلیپ سی . اشمیتر و تری لین کارل / ترجمه : آموزشکده توانا
برای مدتی طولانی واژه دموکراسی، مانند ارزی بی ارزش در بازار سیاست جریان داشت. سیاستمداران با گرایشهای مختلف کوشش میکردند تا از آن به عنوان بر چسب مناسبی برای کارهای سیاسی خود استفاده کنند. برعکس، پژوهشگران در استفاده از دموکراسی بدون به کارگیری صفاتی تعدیل کننده تردید داشتند و علت آن هم ابهامی بود که پیرامون آن وجود داشت. رابرت دال، نظریه پرداز برجسته سیاسی آمریکا حتی سعی کرد لغت جدیدی برای آن بسازد، «کثرت گرایی» (پلی آرشی). او امیدوار بود که با جایگزینی این لغت بتواند مفهوم دقیقتری از آن ارائه دهد. اما به هر حال خوب یا بد، ما به واژه دموکراسی به عنوان واژه ای کلیدی برای گفتمان سیاسی معاصر چسبیده ایم. واژهای که در اذهان مردم طنین میاندازد و در هنگام مبارزه برای آزادی و زندگی بهتر بر لبان آنها جاری میشود. دموکراسی واژه ای است که اگر بخواهیم به عنوان ابزاری سیاسی و راهبردی از آن استفاده کنیم باید در معنی آن دقت کنیم. موج گذار از حکومتهای استبدادی با «انقلاب میخکی » در پرتگال در سال 1974 آغاز شد و با فروپاشی رژیمهای کمونیستی اروپای شرقی در سال 1989 به اوج خود رسید و سبب همگرایی همگانی برای تعریفی جدید از دموکراسی شد . در بسیاری از جاها مردم نسبت به صفات دو پهلویی مانند «پرطرفدار»، «راهنما»، «طبقه متوسط» و «رسمی» که برای توضیح دموکراسی به کار برده می شود بی اعتنا شدند. ولی در عین حال توافق جالب توجهی به وجود آمد که برمبنای آن، سیستم های حکومتی باید حداقل شرایط را رعایت کنند تا شایستگی نام دموکراتیک را داشته باشند. علاوه بر آن، هم اکنون تعدادی سازمان بین المللی وجود دارند که شرایط را زیر نظر گرفته تا به میزان رعایت این استانداردها در کشورهای مختلف پی ببرند. در حقیقت بعضی کشورها این استانداردها را در سیاست خارجی خود منظور می کنند.
دموکراسی چیست؟
بگذارید دموکراسی و مفاهیم عمومی آن را به طور کلی این گونه تعریف کنیم: سیستم حکومتی یگانه ای که برای سازمان دادن رابطه بین حاکمان و مردم به وجود آمده است. بعد از این مروری خلاصه خواهیم داشت بر روش ها، قوانین و مقرراتی که برای پایداری دموکراسی مورد نیاز است. و سرانجام درباره دو اصل عملی سخن خواهیم گفت که سبب میشوند دموکراسی کارایی لازم را داشته باشد. این اصول در مفاهیم عمومی و دستورالعمل های رسمی توضیح داده نشده اند، ولی چهره دموکراسی بدون اثرات تعیین کننده آنها عبوس خواهد بود. یکی از مهمترین موضوعات مطرح شده در این مطلب این است که دموکراسی از نهادهایی یگانه و منحصر به فرد تشکیل نشده است. انواع مختلف دموکراسی وجود دارد و عملکردهای متفاوت آنها طبعا اثرات مختلفی هم خواهد داشت. نوع دموکراسی در هر کشوری به شرایط اجتماعی و اقتصادی و هم چنین به ساختار سیاسی و اعمال سیاست ها در آن کشور بستگی دارد.
دموکراسی های جدید، سیستم های حکومتی هستند که در آن حاکمان برای عملکرد خود در برابر شهروندان پاسخ گو بوده و در حقیقت این مردم هستند که به طور غیرمستقیم از طریق نمایندگان منتخب خود حکومت می کنند.
یک رژیم یا سیستم حکومتی متشکل از مجموعه طرح هایی است که چگونگی احراز مناصب دولتی را مشخص می کند. این طرح ها شامل ویژگی های کسانی است که داوطلب احراز پست های مملکتی بوده و هم چنین شیوه انتخاب این داوطلبان را تبیین می کند. طرح ها هم چنین شامل قوانینی است که بعد از انتخاب مردم باید اجرا شود. برای این که سیستم به خوبی کار کند باید این مجموعه نهادینه شود و یا به عبارتی دیگر این الگوها در جامعه کاملا عادی و شناخته شده و مورد عمل قرار گیرند. مهم تر از همه آن که توسط اکثریت جامعه ، اگر نه همه آنها، پذیرفته شوند. مکانیزم هایی که برای نهادینه کردن این اصول انتخاب شده توسط سلسله قوانینی که قانون اساسی را تشکیل می دهند تقویت می شود. اگر چه بسیاری از این قواعد و معیارهای سیاسی می توانند غیر رسمی، محتاطانه و بر اساس سنت باشند.
از نظر اقتصادی، الگوها را با یکدیگرمقایسه کرده، شاخص ها و قوانین را به هم گره زده و سپس آنها را به عنوان یک سیستم حکومتی نامگذاری می کنیم که دموکراسی یکی از آنها است. انواع دیگر شامل: مطلقه، اقتدارگرا، استبدادی، دیکتاتوری، ستم کارانه، تمامیتخواه، مطلق گرا، سنتی، سلطنتی، الیگارشی، حاکمیت طبقه ثروتمند، حاکمیت اشرافیت و سلطنت مطلقه هستند.
هر کدام از این رژیم ها می توانند به زیر مجموعه های دیگری نیز تبدیل شوند.
رژیم دموکراتیک مانند بقیه رژیمها، نیاز به رهبری دارد که اختیارات داشته و بتواند قانونا به بقیه دستور دهد. تفاوتی که بین رهبران در سیستم دموکراتیک و غیردموکراتیک هست، در نحوه انتقال قدرت و نیز پاسخگویی آنها برای اعمالی است که انجام می دهند.
در عرصه عمومی، قواعدی وضع میشود که برای افراد جامعه الزام آور بوده و دولت همه را به اطاعت از آنها وادار می کند. محتوای آنها می تواند در دموکراسی های مختلف گوناگون بوده و بستگی به تفاوت بین بخش خصوصی و عمومی، دولت و جامعه، الزامات قانونی و مبادلات داوطلبانه و نیز نیازهای جمعی و سلیقه های فردی دارد. برداشت لیبرالی از مفهوم دموکراسی، طرفدار حداقل دخالت در عرصه اجتماعی است و حال آن که مشی سوسیالیستی و یا سوسیال دموکراسی در عرصه عمومی، از طریق مقررات، اعطای یارانه ها و حتی در مواردی اشتراکی کردن مالکیت، دخالت می کند. هیچ کدام از این سیستم ها بیشتر از دیگری دموکرات نیستند. آنها دموکراسی هایی هستند که با هم تفاوت دارند. دموکراسی هایی که به دنبال «توسعه بخش خصوصی» هستند از دموکراسی هایی که به دنبال «توسعه بخش عمومی» هستند بیشتر دموکراتیک نیستند. اگر چه در این موارد هر کدام از این دموکراسی ها که راه افراط را در پیش بگیرد، به ماهیت دموکراسی صدمه می زند. اولی با از بین بردن مبنای نیازهای جمعی و جلوگیری از اعمال قدرت قانونی و دومی با از بین بردن سلیقه های شخصی و عدم کنترل بر اعمال قدرت غیرقانونی. اختلاف عقاید بر سر میزان اعمال این دو روش، سبب بروز برخوردهای گسترده سیاسی در چهارچوب دموکراسی ها میشود.
شهروندان، عنصر مهم و مشخص دموکراسی ها هستند. همه رژیمها از طبقه حاکمه و مردم تشکیل میشوند، اما تنها در دموکراسی ها است که شهروندان به حساب می آیند و عملا وجود آ نها منشا اثر است. به لحاظ تاریخی، محدودیت های بسیار جدی بر شهروندان در دموکراسی های نو پا و یا بعضا رژیم های نیمه دموکرات، اعمال می شد. این تبعیض ها درمورد سن و سال، جنسیت، طبقه، نژاد، سواد، مالکیت، پرداخت مالیات و مواردی دیگر وجود داشت. تنها بخش کوچکی از جامعه مجاز به رأی دادن و یا کاندیدا شدن بودند و طبقات اجتماعی خاصی مجاز بودند که به فعالیتهای سیاسی پرداخته و به احزاب بپیوندند.
پس از چالش های طولانی که در بعضی موارد با تحولات خشونت بار داخلی و یا جنگ های بین المللی همراه بود، بسیاری از این محدودیتها برداشته شد. امروز ضوابط اجازه می دهد که تقریبا همگان حق مشارکت در انتخابات را داشته باشند. تمام افراد بالغ متولد در کشور، واجد صلاحیت کاندیداتوری هستند. اگر چه هنوز محدودیتهای سنی برای برخی ازکاندیداها و برای بعضی از پست ها وجود دارد.
بر خلاف دموکراسی های اولیه در آمریکا و اروپا در قرن نوزدهم، امروز در دموکراسی های نو ظهور در جنوب اروپا، آمریکای لاتین، آسیا و اروپای شرقی، حتی کوششی هم برای ایجاد محدودیت رسمی در مورد داوطلبین مقامهای دولتی نشده است. اگر چه وقتی پای محدودی تهای غیررسمی در مورد حقوق شهروندی به میان می آید، داستان کاملا متفاوت است. این موضوع اهمیت کلیدی «رویه ها» را که درباره آن بحث خواهیم کرد، نشان می دهد.Ÿ
بقیه در آینده

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: