بایگانیِ نوامبر 2014

بازی چک های سفید، خریطه های پول و دماگه

نوامبر 26, 2014

شماره ( 202) چهارشنبه ( 5) قوس ( 1393) / ( 26) نوامبر ( 2014 )

d8b3d8b1d985d982d8a7d984d987

نوشته: محمد داود سیاووش

در نتیجه سیاست های سهل انگارانه و یکبار مصرف قصر سفید با پارتنر های نفوذی کشور های منطقه، خاور میانه و آسیای صغیر در ستون پنجم داخلی افغانستان بازیگران توانستند با استفاده از پول قراردادها با امریکا خود را تا سطح یک قدرت اقتصادی در افغانستان بالا بکشند و از طریق رسانه های دری و پشتوی امریکا خود را تا سطح جهان بشناسانند و بالاخره در روزیکه امریکا پس از مصارف صدها میلیارد دالر تلفات بی حاصل مادی و بیش از دو هزار تن کشته میخواست از افغانستان خارج شود جایش را از زوایه مخالف اشغال کنند و خود را مخالفین امریکا در افغانستان جا بزنند.
هنگامیکه اداره بوش به پرویز مشرف اخطار داد که پاکستان یا در صف مبارزه با ترور بیاستد و یا به عصر حجر برگردد ماشه تفنگ پاکستان، عربستان سعودی و کشورهای خلیج و حتا ایران و ستون پنجم داخلی شان به طرفداری از اداره مؤقت بر خلاف طالبان و القاعده ظاهراً دور خورد و عمال، گماشته گان، اجنتان و شبکه های طرفداران آنان تحت پوشش دفاع از اداره موقت تحت حمایه امریکا در افغانستان به مقامات و درجات و معاشات و قراردادی ها و… رسیده عنان قدرت را در افغانستان بدست گرفتند.
اما پس از چند سال به تدریج از موضع اولی برگشته ظاهراً در پوشش انتقاد از اجراآت و فعالیت های امریکا در افغانستان زمینه و مجال رشد و گسترش شبکه طالبان را در مناطق جنوب مساعد ساختند. پوشش جهان پسند انتقاد لابی های طالبان و پاکستان و کشورهای عربی در زمینه تلاشی خانه ها، عملیات شبانه، بمباران های هوایی و… بود در فرجام با رهایی هزاران زندانی طالبان از زندان ها، برادر خواندن و گماشتن طالبان به مقامات به عوض طالبان کسانی را که طالبان را در همدستی با ائتلاف بین المللی از صحنه کشیده بودند زیر ضربات و حملات لفظی نظریه پردازان برگشته از غرب و همدست با امارت طالبان و القاعده و استخبارات منطقه و کشورهای عربی قرار داده اولاً تحت نام جنگسالار و تفنگ سالار و جنایتکار و غیره زیر بمباران لفظی رسانه های داخلی و خارجی قرار گرفتند و در ثانی با جذب و خریداری افراد ضعیف آنان تفرقه و نفاق بزرگی میان هر سه گروه ایجاد شد که در نتیجه وحدت و یکپارچگی شان از میان رفته به صفت افراد مورد معامله شبکه مقابل قرار گرفتند که مواردی از سناریوی پشت پرده را بر میشماریم:
1- پاکستان
با پناه دادن به شورای کویته و شورای پیشاور و حکمتیار و شبکه حقانی و طرفداران و گماشتگانش حملات را از ولایات جنوبی به شکل جنگ نیابتی با امریکا آغاز نموده امریکا را از دو طرف تحت فشار قرار داد:
1- از طریق جنگ نیابتی در داخل افغانستان
2- تقاضای کمک به خاطر مهار کردن خشونت در افغانستان از امریکا، در حالیکه از کمک های امریکا در مسابقه تسلیحاتی با هند استفاده نمود.
پاکستان توانست با 20 بار مراجعه، رییس جمهور کرزی را طوری به زانو در آورد که در فرجام به غیر از جلالتمآب و برادر عزیز و الفاظی از این قبیل قادر نشد حتا یکبار از مداخلات آشکار آن کشور به سازمان ملل شکایت کند.
2- امارات متحده عربی
در حالیکه امارت طالبان را تنها امارات و عربستان سعودی و پاکستان به رسمیت شناخته بود شیخ نشین های خلیج توانستند کاریدور مذاکرات طالبان را با امریکا و جدا از رییس جمهور کرزی ایجاد نموده به شکل تاکتیکی حتا بیرق و لوحه آنان را به رسانه ها نشان دهند.
3- عربستان سعودی، ترکیه، ایران
تقابل سیاست این کشورها در افغانستان در نقطه تقاطع منافع عربستان سعودی، ایران و ترکیه میباشد که ایران با ارسال خریطه های مخفی پول به اداره کرزی بخشی از فضای سیاسی ارگ را خریده و ترکیه با گشایش دفتری به طالبان دل کرزی را بدست آورد و عربستان سعودی جد ا از منافع ایران و ترکیه بخاطر دفاع از منافع اعراب در نزدیکی با پاکستان وارد بازی های منطقوی در افغانستان شد.
در حالیکه ترکیه و ایران با ظهور داعش تحت فشار قرار دارند و هنوز نمیتوانند موضع ثابت و واحد در رابطه به افغانستان پس از امریکا ابراز نمایند، عربستان سعودی با استفاده از فرصت با چک سفید ظاهراً تحت عنوان مرکز اسلامی در کابل به صحنه قدم گذاشت.
از نظر کارشناسان در حالیکه امریکا پایش را ظاهراً از افغانستان بیرون میکشد نیابت عربستان سعودی از امریکا در افغانستان خیلی وحشتناک و خطرناک میباشد چون از یکطرف تحت پوشش مرکز اسلامی خطر شیوع و نفوذ یک فرقه جدید نظیر آنچه در پاکستان صورت گرفته در افغانستان وجود دارد و از جانبی به تقویت مدارس هم اندیش با القاعده، داعش و طالب منجر خواهد شد. این چک سفید به خاطر احیای یک مرکز اسلامی به کشوری داده میشود که بیش از یکهزار سال سابقه اسلامی دارد و با این حال کشور در شرایطی میباشد که ستون فقرات اقتصادی آن شکسته، امنیت سراسری در کشور تأمین نیست، بیکاری، بیماری، فقر و ناداری در قرا و قصبات بیداد میکند، فابریکات ویران، دشت ها بکر و بایر و دریاها به کشورهای همسایه در جریان بوده و برق از خارج وارد کشور میشود. در حالیکه مردم نان و سرپناه و لباس و کار ندارد سوال آنست که این چک سفید چرا برای احداث بندهای برق، بازسازی کارخانه ها، احداث سرک ها و غیره داده نمیشود.
از نظر کارشناسان همانطوریکه امارات در بدل کمک صد میلیون دالر در احداث یک شهرک عملاً نام کشور خود را بر بخشی از شهر کابل گذاشت ریاض نیز در بدل پرداخت این چک های سفید روزی نام کابل را به نام یکی از شیوخ آل سعود مبدل خواهد کرد طوریکه قبلاً آقای کرزی دوست ایشان نام کابل از میدان هوایی پایتخت را به نام خود تغییر داد.
وضعیت امریکا و غرب در افغانستان
ظهور داعش و سرازیر شدن غربی ها به صفوف این سازمان کشورهای غربی را هراسان ساخته و تا آن حد از افغانستان بیزار و گریزان اند که بلژیک پس از ختم مأموریت نظامی آن کشور در افغانستان حتا دروازه سفارت خود را در افغانستان می بندد و بسیاری کشورهای غربی ترجمان هایی را که با آنان همکاری نموده اند پناهندگی میدهند.
امریکا با وجود مصرف میلیارد ها دالر به مشکل توانست سند امنیتی را از صحه سفره خواران و ریزه خواران و جیره خواران خود بگذراند، رییس جمهوری که سیزده سال به حمایت امریکا در افغانستان حکمرانده، به نامزد شدنش در اداره طالبان در سازمان ملل اکنون مباهات میکند و رییس جمهور جدید با افتخار میگوید ریاض کابل را میسازد که در این حال مردم میمانند و دوزخ انفجار و انتحار و کشتار و رسوخ و نفوذ فرقه گرایی های شبه پاکستانی برای آینده افغانستان.
عقب گرد امریکا!
با توجه به وضعیت وخیم افغانستان و احتمال وقوع یک فاجعه که احتمالاً پس از خروج قوای امریکا از افغانستان روی خواهد داد بارک اوباما دستور محرمانه صادر کرد که مأموریت نظامی نیروهای امریکا در افغانستان یکسال دیگر تمدید شود و به نوشته رسانه های غربی اوباما در یک تغییر ستراتیژیک دستور عملیات نیروهای امریکایی را علیه گروه های جنگجو از جمله طالبان در سال 2015 صادرکرده است.
به هر حال افغانستان در وضعیتی قرار دارد که در منگنه چندین کشور منطقه، خاورمیانه، آسیای صغیر، اروپا و امریکا قرار گرفته که در این وضعیت خطرناک ترین حالت آن خواهد بود که نیابت امریکا را در افغانستان عربستان سعودی، پاکستان یا کدام کشور دیگر به عهده گیرد.Ÿ

Advertisements

معاملات سنگ ها

نوامبر 26, 2014

شماره ( 202) چهارشنبه ( 5) قوس ( 1393) / ( 26) نوامبر ( 2014 )

c

تعریف و انواع نثر3

نوامبر 26, 2014

شماره ( 202) چهارشنبه ( 5) قوس ( 1393) / ( 26) نوامبر ( 2014 )

دکتر داریوش صبور
نثر در رهگذر دوره باستان وميانه
نثر مكتوب… پيشينه يي ديرين دارد ترجمه بسياري از آثار علمي و فلسفي و داستاني، هم چنين روايات هندي ويوناني به زبان پهلوي كه پس از اسلام ، از زبان عربي ترجمه شده، مي نمايد كه نثر… نيز مراحلي از تحول وتطور را حتي تا در جات كمال پيموده وبه ويژگي هايي كه امروز براي نثر فني بر مي شماريم نزديك شده است. به بياني روشن تر مي توان گفت: در پاره يي از آثار پيش از اسلام ، به ويژه در دوره ساساني ، نوعي نثر وجود داشته كه در آن هم به بيان معني وهم به زبيايي لفظ توجه مي شده است. نثري كه مي توان عنوان نثر((مرسل)) به آن اطلاق نمود))
نثر در زبان هاي اوستايي و فارسي باستان
دوران كهن شامل نثر هاي اوستا وفارسي باستان است. به گذشته يي بسيار دور پيوند دارد. ابن نديم نوشته است. ((نثر مكتوب قبل از پادشاهي گشتاسپ، … اندك بود، زيرا… در اين ادوار مهارتي در بسط كلام وبيان معاني با الفاظ فصيح نداشتند))
((چون گشتاسب شاه شد وزرد شت ظهور كرد وكتاب ((اوستا)) را آورد ، نثر نويسي رواج يافت ومردمان به آموختن خط و كتاب آغاز كردند ودر نثر مهارت یافتند))
((با از ميان رفتن اين كتب، علوم زيادي از ميان رفت … تا آنگاه كه روز گار ارد شير بابكان فرار رسيد. اوكسان به بلاد روم فرستاد واز كتبي كه از خزاين… بدان جا منتقل شده بود نسخه بر داشت و پس از فرزندش شاپوربه اين كار ادامه داد تا آنگاه كه جملگي آن كتب به پارسي بر گردانده شد وسپس انوشيروان به جمع تاليف آن كتب پرداخت)) با توجه به آنچه در پيرامون سبك نثر دراين دوره نوشته اند مي توان گفت: (( نثر از جهت تنوع در اساليب و اغراض، مراحلي از تطور وتكامل راپيموده است. در مورد كتيبه ها ، با توجه به اين نكته كه نثر معمولا در بيان اين گونه معاني روشي كاملا ساده دارد ونمودار جمال اسلوب نيست، مي توان چنين استنباط كرد كه در اين آثار ، نثر در بيان معني سبكي ساده و ((مرسل)) داشته و از نظرلفظ ، روشن ورسا واز لحاظ جمل كوتاه و موجز وتوام با تكرار بوده است.
اگر زبان هاي باستاني اوستايي يا فارسي هخامنشي، وهم چنين زبانهاي دوره ميانه (پهلوي اشكاني، پارتي مانوي، پهلوي ساساني) را پيشينه ديرين زبان فارسي كنوني (دري) بشماريم، با توجه به سنگ نبشته ها و آثار مكتوبي كه از دوردست تاريخ تا امروز بر جاي مانده، پيشينه نثر به حدود سه تا پنجهزار سال پيش مي رسد))
1. نثر زبان هاي باستاني:
1.1 نثر زبان اوستايي
زبان اوستايي… كه قدمت آن به درستي روشن نيست ولي بر جسته ترين اثر مكتوب آن كتاب ((اوستا)) است كه به خط الفبايي اوستايي ودر پنج بخش به نام هاي يسنا، یشتها ويسپرد، ونديداد، خرده اوستا نوشته شده و گذشته از بخش يسنا كه شامل سرود هاي گات ها و منظوم است ودر مراسم مذهبي و نيايش زرد شتبان خوانده مي شود، بقيه اين كتاب را مي توان نمونه هاي باستاني نثر اوستايي به شمار آورد.
1.2 نثر هاي فارسي هخامنشي :
اين نثرها به زبان فارسي باستان يا هخامنشي است كه زبان رايج… در دوران حكومت هخامنشيان است وبا خط ميخي نشانه يي، بر سنگ كوه ها حك شده و سنگ نبشته هاي آن دوران را تشكيل ميدهد.
نمونه مهم اين آثار عبارتنداز:
سنگ نبشته آريارمنه پدر جد داريوش بزرگ پادشاه هخامنشي.
سنگ نوشته ارد شير سوم.
سنگ نبشته بغستان مربوط به داريوش بزرگ بر صخره كوه بيستون كه داري پا نصد واژه به زبان فارسي باستان است.
سنگ نبشته خشايار شاه ، معروف به كتبيه ديو.
2. نثر دوره ميانه
1.2 نثر هاي دوره اشكاني :
آثار اين دوره را كه به زبان پهلوي يا پارتي اشكاني است بيشتر در كتيبه هايي كه از شاهان پيشين ساساني بر جاي مانده مي توان يافت، چنين به نظر مي رسد كه در آغاز حكومت ساسانيان ، هنوز زبان پهلوي اشكاني از رونق تمام باز نمانده و نمونه هاي آن در كتبيه هاي نخستين پادشاهان ساساني نمايان شده است، نمونه هاي اين سنگ نبشته ها عبارنتد از :
كتيبه كال چنگال نزديك بيرجند
كتيبه شاپور اول بر ديوار كمبه زرد شت ( نقش رستم).
كتيبه شاپور اول در حاجي آباد فارس.
بخش ديگر اين آثار كه در قرن هاي سوم و چهارم ميلادي پديد آمده، به زبان جديد تر پارتي موسوم به پارتي مانوي است مهمترين آن ها، كتيبه شاپوهرگان است.
2.2 . نثر دوره ساساني :
زبان پهلوي ساساني كه به پارسيك شهرت دارد زبان رايج در دوره ساسانيان است كه نمونه هاي آن در كتيبه ها و آثار مكتوب اين دوران مي توان يافت، آثاري كه به اين زبان بر سنگ نبشته ها بر جاي مانده عبارتنداز: كتيبه شاپور اول در (‌…زرد شت) ( نقش رستم) و(سر مشهد ونقش رجب وكتيبه نرسي) در پايكولي. ديگر آثار مكتوب به اين زبان به نام هاي زير است:
دينكرت، بند هشن، داتستان دينيك، ماديگان، هزار داتستان، ارداويراف نامه، مينوي خرد، نامه هاي منوچهر، پند نامه آذرباد و مار اسپندان ، زند (تفسير بعضي از اجزي اوستا) ، يادگار زريران، كارنامه اردشير بابكان، درخت آسوري، خسروقبادان وريتك، ماتيكان شترنگ.Ÿ
بقیه در آینده

تاثیرات منفی استفاده از موبایل بر مهره‌های گردن

نوامبر 26, 2014

شماره ( 202) چهارشنبه ( 5) قوس ( 1393) / ( 26) نوامبر ( 2014 )

mobail

تحقیقی جدید نشان می‌دهد که استفاده از موبایل بر مهره‌های گردن و ستون فقرات افراد اثرات منفی دارد.
به گزارش خبرگزاری خاورمیانه، یک جراح امریکایی از شهر نیویارک میگوید: استفاده از موبایل در کنار تاثیرات بد دیگری که به همراه دارد، بر روی مهره‌های گردن و ستون فقرات انسان تاثیرات وخیمی می‌گذارد.
هر چه بیشتر سر فرد به هنگام استفاده از موبایل به طرف جلو متمایل باشد، فشار بیشتری به مهره‌های گردن وارد می‌شود.
با شیب ۳۰ درصدی وزن سر بر روی گردن به ۱۸ کیلوگرم و با شیب ۶۰ درصدی حتی به ۲۷ کیلوگرم می‌رسد. این ارقام نشان می‌دهند که این فشاری کم اهمیت نیست.
همچنان پژوهشی وسیع در دانمارک در مورد تاثیر تلفن همراه و خطر ابتلا به سرطان نشان داده که رابطه‌ای بین این دو وجود ندارد، اما تاثیر استفاده‌ی طولانی مدت و همچنین اثر آن بر کودکان را مشخص نکرده است.
روزانه هر فرد بین ۲ تا ۴ ساعت از موبایل خود استفاده می‌کند؛ و آن هم با سری متمایل به سمت پایین .
دانشمندان این میزان فشار را در کل سال حساب کرده و به این نتیجه رسیدند که در سال، مهره‌های گردن تا ۱۴۰۰ ساعت زیر فشار هستند. این فشار باعث فرسوده شدن مهره‌های گردن و ستون فقرات می‌شود.
پژوهشگران به همین خاطر توصیه می‌کنند که افرادی که از گوشی‌های هوشمند و یا کمپیوتر استفاده می‌کنند، بیشتر سعی کنند سر خود را راست نگه دارند.Ÿ
انترنت

د امریکا پخوانی ولسمشر کینیډي څنګه ووژل شو؟

نوامبر 26, 2014

شماره ( 202) چهارشنبه ( 5) قوس ( 1393) / ( 26) نوامبر ( 2014 )

kenedy

شنبه د نومبر ۲۲ نېټه د امریکا د پخواني جمهور ریس جان اف کینیډي د وژل کېدو ۵۱ م تلین . کله چې هغه ولسمشر شو نو سپینۍ ماڼۍ ته یې د ځان سره انرژي راوړه.
هغه په کال ۱۹۶۱ کې د امریکا جمهور ریس شو او جمهوري ریاست ته د رسېدو سره سم یې واشګتن ته یو داسې عصري دود د ځان سره راوړ چې پخوا یې ساری نه و لیدل سوی.
ښاغلي کینیډي ۱۰۰۰ ورځې جمهوري ریاست وکړ او ۴۶ کلن و چې ترور شو . هغه د نومبر په ۲۲ مه نېټې د امریکا د ټکساس په ایالت کې د جمعې په ورځ پر سر وویشتل شو او عیني شاهدان یې په ترور باندې حیران او هک پک شول.
دغه جرم نړۍ حیرانه کړله او حتی د پخواني شوروي اتحاد د مشر په شان د هغه مخالفین یې لا خفه او هک پک کړل. زیات شمیر امریکایانو په هغه ورځ ژړل او د ولسمشر د کونډې او دوو کوچنیو ماشومانو غم یې ننداره کاوه.
د پخواني ولسمشر کینیډي قاتل ،،لي هاروې اوسوالډ،، د ولسمشر د وژل کېدو دوه ورځې وروسته د پولیسو په قید کې ووژل شو.
د اوسوالډ انګیزه به ښايي هیڅکله هم معلومه نشي چې ولي یې پر پخواني ولسمشر کینډي باندې قاتلانه برید وکړ. اوسوالډ د امریکا د سمندري ځواکونو عسکر و چې په کال ۱۹۵۹ کې د روسیې خوا ته واوښتی او په کال ۱۹۶۲ کې بیرته امریکا ته راستون سو.
د هغه د مرګ په هلکه زیات شمیر آوازې او د توطیوو ټیورېګانې تراوسه پوري چلېږي. ځیني مهمې تیورېګانې دا دي چې مافیا، سې آی ای، د روسیې کې جي بي، د کیوبا مشر فیډل کاسترو او د پخواني ولسمشر مرستیال لینډن جانسن چې د هغه نه وروسته ولسمشر شو ددغو ډلو نه یوه یې د ولسمشر په وژلو کې لاس درلودی.
د امریکا د سي انن او او آر سي د تیرکال د سروېګانو نتایجو څرګنده کړه چې ولسمشر کینیډي په تیرې نیمې پیړۍ کې د امریکا تر ټولو مشهور ولسمشر دی او ۹۰ فیصده خلګو یې د جمهوري ریاست کار تایید کړی دی چې په دومره فیصدي هیڅ یو بل امریکايي ولسمشر د خلګو له خوا تایید شوی نه دی.
د امریکا جمهور ریْس بارک اوباما پخواني ولسمشر کېنېډي ته د یوه فوق العاده عامه خدمتګار خطاب وکړ چې پراخ دید او عالي افکار یې درلودلل.Ÿ
انترنت

شـــــهریــــار2

نوامبر 26, 2014

شماره ( 202) چهارشنبه ( 5) قوس ( 1393) / ( 26) نوامبر ( 2014 )

از نیکلا ماکیاولی
ترجمه: محمود محمود

فصل سوم
در باب سلطنت هايي كه يك يا چند مملكت ديگر به آنها ضميه مي شوند
در چنين ممالک اشكالات زيادي بروز خواهد نمود. اگر مملکتي متعلق به يك پادشاه است وجديدا قسمتي هم به مملکت موروثي ضميمه شده كه مجموعا مملکت واحدي تشكيل داده است اين نوع ممالک را مملکت مخلوط مي نامند. در چينين كشورها به واسطه علل كه در تمام اين قبيل ممالک جديد عموميت دارد تغييراتي بروز خواهد نمود به اين ترتيب كه مردم به تصور اينكه اوضاع واحوال خود را بهتر كنند هميشه حاضر و مستعدند فرمانروايان خود را تغيير دهند ودر اين اميد و آرزو خود را بر عليه شهريار تازه مسلح مي كنند در صورتي كه به اين وسانل خود راگول مي زنند وبعدها با تجربه و امتحان ثابت مي شودكه اين انتظارات خطا و غلط بوده و احوال واوضاع آنها بدتر از سابق شده است.
اين قسمت نيز حتمي وطبيعي است كه به واسطه كيفیاتي كه پيش خواهد آمد البته از عهده يك شهريار خارج است كه بتواند طوري كند كه اسباب رنجش و انزجار براي اتباع تازه او فراهم نشود. اين عدم رضايت علل بسيار مي تواند داشته باشد كه از آن جمله است. برقراري قشون هاي ساخلویی در اماكن آنها و تصرفاتي كه در ممالك آنها شده است در این صورت براي پادشاه دشمن هايي پيدا خواهد شد بخصوص در ميان آنها يي كه از مملكت خود محروم گشته اند به علاوه دوستي اشخاصي را كه در موقع تصرف آن مملكت كمك هايي نموده اند دايما شاه نمي تواند نگاه داشته ورضايت داثمي آنها را جلب نمايد زيرا نمي توان خواهش و انتظارات جمعي را به طوريكه خودشان ما يلند انجام داد. از طرف ديگر چون شاه مرهون مساعدت هاي آنهاست استعمال قوه قهريه نيز بر عليه آنها جايز نيست در هر حال قوت واقتدار مادي ومعنوي شاه هر قدر هم زياد باشد باز حسن نيت سكنه جديد بهترين وثيقه مي باشد. لوئی دوازدهم پادشاه فرانسه مملکت ميلان را به سرعت و آساني تمام تصرف نمود وبا همان سرعت وآساني هم از دست داد. در وهله اول كه اين مملکت را تصرف نموده پادشاه سابق آن لود وويكو اسفورزا توانست فقط با قواي خود آن را از تصرف پاد شاه فرانسه خارج و مجددا خود آن را تصاحب كند زيراهمان مردمي كه دروازه هاي شهر را به روي پادشاه فرانسه باز نموده وبه او اجازه و رود داده بودند همان مردم هنگامي كه مشاهده نمودند گول خورده و آمال و آرزو هاي آنها در تامين منافع شخصي شان انجام نگرفت نتوانستند اجحافات وزحماتي كه ازشهر يار جديدشان بر آنها وارد مي آمد تحمل كنند اين بود كه دوباره ميلان را به تصرف شهريار سابق خود دادند.
اصل مسلم اين است كه چوني یک ايالتي طغيان نموده و بعد ار طغيان مطیع و منقاد گرديد بعدها ديگر به اين آساني نبايد از يد اقتدار يك شهريار خارج شود زيرا آن شهريار از موقعيت استفاده نمووه به بهانه طغيان وشورش بدون ملاحظه براي استحكام بنيان حكمراني خود متهمین را تنبيه ومظنونين را تسليم محكمه خواهد نمود و باا استفاده از وسانل كه در اختيار داردمقام خود را در هر جايي كه تصور ضعف برود محكم خواهد ساخت.
در مو ضوع مملکت ميلان نيز بار اول كه پادشاه فرانسه آن را تصرف نمود برايي خارج ساختن آن از تصرف او فقط كافي بود كه يك دويك مانند لودويكو از سر حد آن مملکت فرياد خود را بلند نموده وآن مملکت را مالك شود اما براي اخراج پادشاه فرانسه ازین مملکت دربار دوم لازم بود تمام دنيا را بر عليه او برانگيزند و تمام قشون اورا معدوم كرده و خودش را نيز از خاك ايطاليا برانند. باتمام اين احوال دفعه ثاني نيز ميلان از چنگ پادشاه فرانسه خارج شد، علل اصلي بيرون كردن اورا ازين مملکت در دفعه اول شرح داديم علل اخراج دربار دوم باقي است كه بيان نموده وسانلي را كه پادشاه فرانسه لازم بود اتخاذ كند يا مملكت بود به كار ببرد تشريح كنيم در چنين مواقع اوبا ديگران مي بايست براي بقاي استيلاي خود و حفظ كشور به وجه احسن طريقه مخصوصی را به كار ببرند واز رموز آن آگاه گردند.Ÿ
بقیه در آینده

دموکراسی چیست و چه نیست؟

نوامبر 26, 2014

شماره ( 202) چهارشنبه ( 5) قوس ( 1393) / ( 26) نوامبر ( 2014 )

Thomas-Sentence1-690

اثر فیلیپ سی. اشمیتر و تری لین کارل

کوشش ما بر این بود که مفاهیم عمومی دموکراسیهای مدرن را توضیح دهیم، بدون اینکه قوانین مشخص و یا نهادهای خاصی را برای آن تعریف کرده و یا محدودیتی فرهنگی برای آن قائل شویم و یا آن را به سطح توسعه خاصی محدود کنیم. ما هم چنین توضیح داده ایم که دموکراسی را نمی توان فقط به برگزاری انتخابات محدود کرد و یا نقش خاصی را برای دولت در آن قائل شد. اما ما درباره اینکه دموکراسی چه چیزی نیست و چه چیزی را نمی تواند تولید کند، سخن نگفته ایم. وسوسه قابل درکی وجود دارد مبنی بر اینکه همه توقعات خود را در دموکراسی خلاصه کرده و انتظار داشته باشیم که با رسیدن به دموکراسی، جامعه همه مشکلات سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، اداری و فرهنگی خود را حل خواهد کرد. متاسفانه «همه چیزهای خوب با هم یکجا جمع نمی شوند .»
اول آنکه دموکراسی ها لزوما از نظر کارایی اقتصادی از بقیه انواع سیستم های حکومتی بهتر نیستند و نرخ رشد اقتصادی، پس انداز و سرمایه گذاری در آنها ممکن است از سیستم های غیردموکراتیک بیشتر نباشد و این امکان بخصوص در دوران گذار بیشتر است. زمانی که گرو ههای متمکن و نخبگان سیستم قبلی برای حقوق خود احساس خطر کرده و دست به جنگ اقتصادی از جمله عدم سرمایه گذاری و خرابکاری اقتصادی می زنند. توزیع درآمدها، به تدریج، اثرات مثبت خود را نشان داده و تقاضای زیاد، آموزش، تولید و خلاقیت، ممکن است نهایتا وضعیت اقتصادی و اجتماعی را بهبود ببخشد، ولی انتظار بیهوده ای است اگر فکر کنیم که این بهبودی در یک شب اتفاق می افتد. معیار بهبودی اقتصادی را نباید شاخص دموکراتیک شدن تعریف کنیم.
دوم آنکه دموکراسی ها لزوما سیستم اداری کارامدتری نیز ندارند و حتی ظرفیت تصمیم گیری آنها ممکن است کندتر از رژیمهایی باشد که جایگزین آن شده اند و دلیل آن هم این است که افراد بیشتری مورد مشورت قرار می گیرند و هزینه انجام کارها در دموکراسی بسیار بیشتر است، زیرا میزان پرداخت بیشتر بوده و از افراد کاردان استفاده می شود (گرچه میزان فساد در سیستمهای استبدادی را نباید نادیده گرفت.) رضایت عمومی از دموکراسی های نوپا نیز ممکن است بسیار کمتر باشد، برای اینکه مصالحه های لازم، در نهایت هیچ کس را راضی نمی کند و بازندگان البته نیز، همواره در حال گله و انتقاد هستند.
سوم آنکه به نظر نمی رسد دموکراسیهای نوپا، پخته تر عمل کرده و یا بیشتر مورد تایید مردم بوده و یا با ثبات تر باشند و بهتر از سیستم استبدادی اداره شوند. البته بخشی از این شرایط به علت آزادیهای دموکراتیک و همچنین آزادی بیان بوده و نیز بازتابی از ادامه عدم توافق ها بر سر قوانین و نهادهای جدی است و نیز باید توجه داشت که مقررات و مصالحه های جدید معمولا در ابتدا طبیعتی مبهم و نامعلوم داشته و مدتی طول می کشد تا دست اندرکاران، راه های استفاده از آنها را فرا گیرند. این مشکلات معمولا پس از چالشهای جدی که ناشی از توقعات زیاد است، بروز می کند. گرو هها و اشخاصی که به دنبال خود مختاری هستند، قوانین بخصوصی را به چالش گرفته و یا به وجود نهادهای خاصی اعتراض کرده و تلاش می کنند در مورد مقررات، مذاکره مجدد کرده و چانه زنی کنند. بنابراین ظهور احزاب ضد سیستم، نه تعجب آور است و نه دلیل شکست تحکیم سیستم دموکراتیک محسوب میشود. آنچه به حساب می آید این است که آیا احزاب حاضرند، حتی با اکراه، قوانین جدید را که نتایج نامعلومی پندارند، بپذیرند و به صورت موافقینی مشروط درآیند. اداره کردن مملکت چالش بزرگی نه تنها برای سیستمهای دموکراتیک، بلکه برای همه رژیمها است. خستگی سیاسی و عدم مشروعیت سبب فروپاشی رژیم ها از پاراگوئه سلطنتی گرفته تا رژیم تمامیت خواه در آلبانی شد و دلیل آن هم این بود که مردم فکر می کردند تنها دموکراسی می تواند به نحو مؤثری مملکت را اداره کرده و مشروعیت داشته باشد، ولی تجربه نشان داده است که دموکراسی نیز می تواند توان اداره مملکت را از دست بدهد. عملکرد ضعیف دموکراسی سبب می شود که افسون توده مردم نسبت به آن از بین برود. دموکراسیها زمانی بیشتر مورد تهدید قرار میگیرند که رهبران، قواعد آن را کنار گذاشته و نهایتا به اصول مورد توافق عموم، اهمیت ندهند. شاید بحرانی ترین لحظات، زمانی باشد که سیاستمداران به اعمالی قابل پیشبینی برای تحکیم دموکراسی روی می آورند. در این صورت بسیاری درمی یابند که انتظارات آنها برآورده نشده و برخی دیگر پی میبرند که قوانین رقابت، آنها را در شرایط غیرقابل برنده شدن قرار داده و تعداد اندکی نیز احساس می کنند که منافع حیاتی آنها توسط اکثریت به خطر افتاده است.
سرانجام آنکه دموکراسی ها جامعه و سیستم سیاسی بازتری نسبت به سیستم های استبدادی قبل از خود دارند، اما این لزوما به معنی آن نیست که اقتصاد بازتری هم داشته باشند.
بسیاری از دموکراسی های موفق و جا افتاده امروز، به لحاظ تاریخی، زمانی سیاستهای حمایت از صنایع داخلی را پیش گرفته و مرزهای خود را بر ورود کالاهای خارجی بسته و مطلقا وابسته به نهادهای عمومی برای توسعه اقتصادی بوده اند. با آنکه در سازگاری بین دموکراسی و سرمایه داری در دراز مدت، علیرغم تنش ممتد بین آن دو، شکی وجود ندارد، ولی معلوم نیست که ترویج اهداف اقتصاد لیبرالی و حق مالکیت و کسب منافع افراد، سیستم عرضه و تقاضا در بازار، حل و فصل خصوصی اختلافات، آزادی برای تولید، بدون وجود مقرراتی دولتی و خصوصی سازی واحدهای دولتی، لزوما بتواند سبب تحکیم بیشتر دموکراسی شود. بالاخره دموکراسی ها نیاز به اخذ مالیات و وضع مقررات برای نقل و انتقالات دارند. مخصوصا زمانی که انحصارات بزرگ در بخش خصوصی و کمپانیهای بزرگی که دارای تولیداتی منحصر به فرد هستند، فعال می شوند. در بعضی مواقع ممکن است شهروندان و نمایندگان آنها بخواهند مانع از دست اندازی بخش خصوصی به اموالی شوند که دارای مالکیت اشتراکی هستند، مخصوصا مستغلات. آنان ممکن است تصمیم بگیرند بخشی از مالکیتها را برای عموم کنار بگذارند و یا آنکه مالکیت آنها را اشتراکی اعلام کنند. خلاصه آنکه اقتصاد آزادی که اکنون در سیستمهای نئولیبرالی به کار گرفته می شود، ممکن است همسو با آزادی های سیاسی نبوده و حتی با آنها در تضاد باشند. دموکراتیزه شدن، لزوما رشد اقتصادی، صلح اجتماعی، سیستم اداری کارآمد، بازار آزاد و یا «پایان ایدئولوژی» را با خود نمی آورد و البته «پایان تاریخ» را هم سبب نمیشود. شکی در این نیست که کیفیتهای یاد شده در بالا، می تواند تحکیم دموکراسی را آسان تر کند، اما آنها نه پیش نیاز و نه دستاورد فوری آن هستند. به جای آن می توان تنها امیدوار بود که ظهور نهادهای جدید سبب رقابت مسالمت آمیزی برای تشکیل دولت و نیز نفوذ بر سیاستهای عمومی شود که در نهایت بتواند برخوردهای اجتماعی و اقتصادی را در کانال مقررات و دستورالعمل ها بیاندازد و از طرفی دیگر با جامعه مدنی ارتباط موثری برقرار نموده تا بتواند حوزه انتخاباتی خود را نمایندگی کرده و با مشارکت هم، دست به کنشهای سیاسی بزنند. بعضی از انواع دموکراسی ها به خصوص در کشورهای توسعه یافته، نتوانستند وعده های داده شده را تحقق بخشند و این شاید به خاطر شرایط گذار از سیستم اقتدارگرایی بوده است ۱۳ .
روند دموکراتیک شدن در چنین رژیم هایی پس از آنکه مستقر شدند، ادامه مییابد و حتی به بازتولید در محدوده خود پرداخته و نهایتا به خارج از محدوده خود نیز گسترش می یابد ۱۴ . دموکراسیها بر خلاف رژیم های اقتدارگرا، ظرفیت آن را دارند که مرتبا قوانین و نهادهای خود را با توجه به تغییر شرایط اصلاح کنند. اگرچه ممکن است نتوانند تمام مواردی که در بالا گفته شد را به فوریت اجرا کنند، ولی نهایتا شانس بیشتری از رژیم های اقتدارگرا دارند.Ÿ

صفحه اطفال بقلم خود اطفال

نوامبر 26, 2014

شماره ( 202) چهارشنبه ( 5) قوس ( 1393) / ( 26) نوامبر ( 2014 )

نامه بر

پیک نامه می آورد ، بخوانید!

???????????????????????????????

در گرامیداشت از روز جهانی طفل

نوامبر 26, 2014

شماره ( 202) چهارشنبه ( 5) قوس ( 1393) / ( 26) نوامبر ( 2014 )

حقوق اطفال در کنوانسیون حقوق طفل

حق زندگی
ماده 6

???????????????????????????????
همه اطفال دارای حق مسلم زندگی اند. دولت عضو باید هر تلاش ممکن را به خرج دهد تا این حق زندگی، رشد و نمو اطفال را تضمین نمایند.

***

مسوولیت های والدین
ماده های 5 و 18 و 26 و 27

???????????????????????????????
والدین به منظور پرورش و رشد اطفال شان مسوولیت های مشترک دارند، مهم تر از همه، آنها بایست نخست در مورد بهترین منفعت طفل شان فکر کنند. والدین باید به اطفال شان کمک نمایند تا حقوق شان را درک و آنها را به کار گیرند. دول عضو باید والدین و سایر کسانی را که مسوولیت پرورش اطفال شان را به عهده دارند کمک و احترام نماید.
دول عضو باید تضمین نمایند که اطفال والدین کارگر، از خدمات مراقبت از طفل که آنها مستحق اند، بهره مند باشند.
دول عضو باید متوجه باشند که نهادهای مراقبت از اطفال و نوجوانان طوری رشد و انکشاف نمایند که در مطابقت به این کنوانسیون باشند.

***

حق نام و ملیت
ماده 7 و 8

???????????????????????????????
زمانیکه طفلی تولد می گردد، باید بصورت فوری ثبت گردد. او همچنان دارای حق نام و ملیت میباشد. تا جائیکه امکان داشته باشد طفل باید والدین خود را بشناسد و از سوی آنها مراقبت گردد. هیچکس اجازه ندارد که هویت اطفال و نوجوانان را سلب نماید.

کمیته بین المللی المپیک حمله بر مسابقه والیبال را محکوم کرد

نوامبر 26, 2014

شماره ( 202) چهارشنبه ( 5) قوس ( 1393) / ( 26) نوامبر ( 2014 )

10402715_576109215852545_4390379930534225908_n

کمیته بین المللی المپیک حمله خونبار انتحاری بر یک مسابقه والیبال در ولایت پکتیکای افغانستان را محکوم کرده است. مقام‌های افغانستان گفته اند که تلفات این حمله انتحاری به 50 کشته افزایش یافته است.
حمله روز یک شنبه خونبارترین حمله انتحاری در سال روان بوده است. این حمله در جریان بازی نهایی تورنمنت سه روزه والیبال در حالی صورت گرفت که جمعیت بزرگی این بازی را تماشا می‌کردند.
مخلص افغان، سخنگوی والی پکتیکا گفت که 42 تن در محل حادثه زمانی کشته شدند که فرد مهاجم مواد انفجاری خود را منفجر کرد. حدود 60 تن دیگر در این حمله زخمی شده اند.
رئیس کمیته بین المللی المپیک این حمله انتحاری را محکوم کرده است. توماس باخ در یک اعلامیه گفت: «این یک حمله بزدلانه بود و من از جانب کل کمیته المپیک این عمل وحشیانه را که تماشاگران بی‌گناه یک مسابقه ورزشی را هدف قرار داد، محکوم می‌کنم».
رئیس کمیته بین المللی المپیک افزود: «این حمله‌ای بر ورزش و ارزش‌های مثبت است، ارزش‌هایی که می‌توانند در ایجاد اجتماعات قوی و پرورش صلح و مصالحه در اطراف جهان کمک کنند. ما با خانواده‌های قربانیان غم‌شریکی می‌کنیم و امیدواریم زخمی‌ها به سرعت صحت‌یاب شوند».
این حمله در قریه یحیی خیل ولایت پکتیکا در نزدیکی مرز پاکستان صورت گرفت. پکتیکا از ناامن‌ترین مناطق در شرق افغانستان است و گروه طالبان و شورشیان شبکه حقانی در آن نفوذ دارند.Ÿ
dw.de