افول سیاست تا مرحله کاسبی و جیز گری

شماره ( 200) چهارشنبه ( 21) عقرب 1393 / ( 12) نوامبر 2014

نوشته : محمد داود سیاووش

از قراین چنان بر می آید که امریکا ظاهراً بار افغانستان را از شانه اش در بعضی ابعاد به زمین گذاشته و به انقطاب های داخلی و بازیگران منطقوی مجال میدهد تا در جنگ افغانستان تنها باشند.
طفره رفتن از اکمال قوای هوایی، تخریب 1800 تأسیسات نظامی بگرام، هشدار عدم اشتراک در جنگهای داخلی پس از سال 2014 و توجه به حمایت از جنبش زنان آنهم در روستا ها و انتقاد رییس جمهور غنی از امان ا لله خان و تقاضای کمک از امریکا به تأسیس دانشگاه یا پوهنتون جداگانه اناث مواردی اند که نشان میدهد ایالات متحده با وجود پایگاه های نیرومند امنیتی در افغانستان فقط در مواردی که همسایه ها بخواهند رژیم را بر اندازند و یا حکومت دست نشانده را در افغانستان حاکم سازند مداخله خواهد کرد، در سایر موارد و در کشمکش های نیروهای داخلی راکت پراگنی های پاکستان بی غرض و بیطرف خواهد ماند.
وضعیت نیروهای داخلی
نیروهای داخلی اعم از ستون های اقتصادی، نظامی و سیاسی در شرایط کنونی به دور دو محور دکتر غنی و دکتر عبدا لله صف آرایی کرده اند و در جانب سوم حامد کرزی در تلاش تراشیدن اهرم الترناتیف در مقابل حکومت وحدت ملی میباشد که آیندۀ تاریکی را ترسیم میکند و این حالت آن ضرب المثل مشهور را در اذهان تداعی میکند که نشستن صد قلندر دور یک دسترخوان ممکنست، اما موجودیت دو سلطان در یک مملکت نا ممکن میباشد.
انقطاب های اجتماعی
1- عوام:
مردم عامی و عادی از این معاملات و معادلات به دور بوده فقط به صلح و پیدا نمودن لقمۀ نان و نفقه و روزی به خانواده هایشان می اندیشند و اصلاً در این چند راهی چراغ سبزی را هم مشاهده نمیکنند.
2- قشر روشنفکر:
روشنفکران در شرایط کنونی اعم از چپ و راست و میانه و اصلاح طلب و اکستریمست و فوندامندالیست، از طالب دو آتشه تا چپی های دو آتشه همه به دور همین سه محور در فعالیت اند و هر یک تلاش دارند جریان را به نفع خودشان سمت و سو داده از تقسیم چوکی های وزارت، ریاست، ولایت و سفارت که به شکل غنیمت تقسیم آنرا می بینند سهمی بدست آورند.
3- رهبران:
رهبران و شبه رهبران کنونی به معامله و مجامله و مسامحه و شب نشینی و وعده و وعید و خرید و فروش کتلوی پیروان و طرفداران در بازیهای روزانه و دریافت امتیازات در حکومت آینده مشغول اند.
سیاستمداران بی برنامه
یکی از دشوارترین و ضعیف ترین نقطه فضای کنونی سیاست افغانستان آنست که بازیهای سیاسی با کارت برنامه ها میان بازیگران قدرت صورت نمیگیرد و رنگ میدان بازی فقط به کمک دماگوژی و ممبوکراسی و دامن زدن به اختلافات گوناگون قومی، مذهبی، زبانی و به شکل بازی جفت و تاق اطفال در جریان است.
نظریه پردازان دیروز حرفی برای گفتن ندارند. آنان به ویژه در دوره های مختلف حکومت آقای کرزی چنان وزن باخته اند که حرفهای سیاسی شان را تا سطح یک کاسب و جیز گر سیاسی نزول داده اند.
در مؤسسات اکادمیک افغانستان نظریه پردازانی که با تحلیل تجارب تاریخی، جامعه شناسی و با توجه به وضعیت سیاسی بین المللی فورمولی برای آینده ارائه کند، وجود ندارد.
سیاست پراگماتیستی جامعه جهانی
با پایان دورۀ جنگ سرد، در سیاست جهانی پیروی از مکتب های سیاسی جایش را به نوعی سیاست معامله گری و روزمره گی خالی کرد و در این روال قلم های قرآنکریم از دولت کمونیستی چین به افغانستان می آید و شمشیر انتحار و انفجار از سرزمین های جزیره العرب بلند میشود و صدای پشتیبانی از زحمتکشان و دهقانان و کارگران از سرزمین های غرب و امریکا به گوش میرسد که با این حال هیچ روشنفکر افغانستان نمیتواند راه را از چاه و دوست را از دشمن در چنین شرایط تفکیک کند.
روشنفکر از غرب برگشته دستار و قدیفه به بر میکند و بنیادگرای تندرو نکتایی و بو و شبو میپوشد که با این وضعیت تفکیک اینکه کی کیست؟ و هدفش چیست؟ کاملاً لاینحل و مجهول به نظر میرسد.
کارگاه ها و شکارگاه های فند و وند در هر گوشه و هر دفتر چالان و مأمورین مدنی بدنبالش دوان دوان روان اند. امریکا پس از صدها میلیارد دالر خسارت مالی و تلفات جانی جایش را به سرمایه گذاری دشمنش ایران در افغانستان خالی میکند. هیولای اقتصادی چین که میتواند یکباره بیست و پنج میلیون نفوس افغانستان را در یک ولسوالی خود ذوب کند، از واخان با چهل میلیارد دالر سرمایه گذاری در عرصه راه ابریشم به سوی افغانستان به راه می افتد. خرس قطبی از روسیه از خواب بیدار شده آمادگی خود را برای توجه مجدد به افغانستان اعلام میکند. پاکستان عملاً بخش هایی از کشور را با پول کلدار و تلقین های تندروانه به کام خود فرو برده. ایران با سویچ اتصالی ولایت فقیه در افغانستان چراغهای سبز و سرخ روشن میکند، که در این حالت افسانۀ تقابل منافع و احیای دوباره معادله (بفرستیت) در شرایط جهان یک قطبی در اذهان تداعی میشود.
ما کی هستیم؟
با توجه به اعوجاج انکشافات و انحرافات و مسیر زیگزاگ سیاست های جهانی و معاملات و معادلات داخلی نیروها، یک نگاه گذرا به وضعیت خودی و سر به گریبان بردن به وضاحت نشان میدهد که افغانستان یک کشور مصرفی میباشد که حتا نیروهای دفاعی آنهم در حد توانائی دفاع از مرزهای کشور قرار ندارد.
یک قشر الیگارشی مالی با حمایت نظامی و پشتوانۀ نفوذ در ساختار های بزرگ قدرت با آخرین مودل موترها و آخرین امکانات جهانی در پایتخت و ولایات حکومت میکند، در حالیکه برای مردم آرد از قزاقستان، برق از تاجکستان و ترکمنستان، روغن، چای، بوره، تیل و حتا نمک از پاکستان، شیر، مسکه، پنیر، تخم مرغ و آبمیوه از ایران وارد کشور میشود.
معادن زیر خاک، زمین ها بکر و بایر، میوه باغ ها از نبود بازار گندیده و دریا ها به کشورهای همسایه در حال حرکت اند.
در این حال چند قاچاقبر مواد مخدر، چند فساد پیشۀ بزرگ و چند قدرتمند مانند جال ماهی همه کشورها را در تور الیگارشی مالی انداخته و از دنیا بخاطر امتیازگیری با استفاده از آن در رقابت اند.Ÿ

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: