دموکراسی چیست و چه نیست؟

شماره ( 200) چهارشنبه ( 21) عقرب 1393 / ( 12) نوامبر 2014

10635760_10203205922136609_7499919868513589780_n

اثر فلیپ سی. اشمیتر و تری لین کارل
رقابت، همیشه شاخصه اصلی برای شناخت و سنجش دموکراسی نیست. در دموکراسی های «کلاسیک» فرض بر این است که تصمیم گیر یها بر مبنای مشارکت مستقیم عامه مردم و اجماع آنها است. انتظار بر این است که شهروندان پس از شنیدن نظرات مختلف و سنجش مزایا و معایب آنها، بر یکی از آن موارد توافق کنند. در دموکراسیها همواره به طور سنتی، دشمنی خاصی با «دسته بندی» و «منافع ویژه» وجود دارد، اما حداقل از زمان «مقالات فدرالیست ها» به نظر م یرسید که همگی بر این نکته توافق دارند که رقابت بین دسته های مختلف، شرط لازم برای دموکراسیهایی است که رقابت در آنها بالاتر از سطوح محلی است. جیمز مدیسون می گوید «انگیزه های دسته بندی در نهاد بشر سرشته شده است ». رو شهای ممکن برای درمان «بیماری دسته بندی » از خود مرض بدتر است و بهترین روش برای تعدیل آن، شناخت و کنترل اثرات آن است 6.
شهروندان دموکرات ممکن است با این استدلال که گریزی از دسته بندی نیست، موافق باشند ولی در عین حال آنها با محدود کردن رقابت بین دسته های مختلف نیز موافق نیستند.
اختلاف سلیقه ها درباره شیوه و مرزبندی رقابت ها بیشترین تفاوت ها را در بین انواع دموکراسیها سبب میشود. موجه ترین تعریف برای سلامت یک دموکراسی را می توان در کیفیت برگزاری انتخابات جستجو کرد. انتخابات بایستی سالم و عادلانه برگزار شده و آرا با بی طرفی کامل شمرده شود. برخی وجود انتخابات را حتی اگر در آن احزاب بخصوصی کنار گذاشته شده و بخش قابل توجهی از جمعیت نتوانند در آن آزادانه مشارکت داشته باشند، دلیل کافی برای وجود دموکراسی می دانند. این استدلال سفسطه آمیز را «الکتورالیسم » می نامند و به عبارتی دیگر معتقدند که «تنها برگزاری انتخابات کنشهای سیاسی را تبدیل به رقابتی مسالمت آمیز در بین نخبگان نموده و به برندگان مشروعیت مردمی می بخشد.» اینکه چگونه این انتخابات برگزار شده و چه فشارهایی برای برنده کردن بعضی از این افراد وارد شده، اهمیتی ندارد 7.
انتخابات، محور دموکراسی است و به طور نوبتی برگزار میشود و شهروندان مجاز هستند که تنها به کاندیداهای محدودی که احزاب معرفی کرده اند رأی بدهند و همین سبب میشود که در مراحل اولیه گذار به دموکراسی، سردرگمی های گوناگونی ایجاد شود. برای حل این مشکل، شهروندان می توانند در فاصله بین دو انتخابات به طرق مختلف، در سیاست های عمومی مداخله کرده و بر آنها اثر بگذارند؛ شیوه های اثرگذاری آنها می تواند از طریق اتحادیه های ذینفع، جنبشهای مدنی، گرو ههای محلی و گردهمایی های موکلین و رو شهای مشابه آن باشد. به عبارت دیگر دموکراسیهای مدرن دارای فرایندهای مختلفی برای رقابت و همچنین کانا لهای گوناگونی برای بیان علائق و ارزشهای مورد نظر رأی دهندگان هستند. این فرایندها میتوانند به صورت مشارکت فراحزبی و یا حزبی بوده و نیز می توانند کنشی منطقه ای و یا ملی و همچنین به صورت اشتراکی و یا فردی باشند.
یکی دیگر از شاخصهای مورد قبول دموکراسی، حکمرانی اکثریت است. هر سیستمی که با اتکا به بیشتر از نیمی از آرای رأی دهندگان واجد شرایط تصمیمگیری کند، سیستمی دموکراتیک است. مهم نیست که این اکثریت حاصل انتخاب مردم در پارلمان، کمیته، شورای شهر و یا انتخابات داخل حزبی باشد. ممکن است در موارد استثنایی )مثلا تغییر قانون اساسی و یا اخراج یکی از اعضا(، نیاز به بیش از پنجاه درصد آرا باشد و علت آن هم این است که کمتر کسی می تواند منکر شود که دموکراسی باید ابزاری برای مقابله با سلیقه های شخصی در اختیار داشته باشد. برای آنکه این موضوع را باز کنیم فرض کنید که اکثریت نیرومندی به وجود آید، این جاست که مشکل اصلی بروز میکند. چه اتفاقی می افتد اگر اکثریتی کاملا قانونی (مخصوصا اکثریتی با ثبات که بتواند مدت های مدید در قدرت بماند)، مرتبا حقوق اقلیت را محدود کند (مخصوصا اگر حقوق فرهنگی اقلیت های نژادی را هدف قرار دهد). دموکراسیهای موفق در چنین شرایطی دست به تمهیداتی می زنند که بتوانند اختیارات اکثریت حاکم برای تعدی به حقوق اقلیت را محدود کرده و حقوق آنها را تضمین کنند.
اعمال این محدودیتها می تواند با استفاده از اصلاحیه بر قانون اساسی باشد که موارد بخصوصی را خارج از حیطه اختیارات اکثریت قرار می دهد. مانند منشور حقوقی که شامل التزام اکثریت فعلی به قوانین وضع شده در مجالس منطقه ای (کنفدرالیسم)، تضمین حق خود مختاری برای دولتهای محلی و یا منطقه ای در برابر خواسته های دولت مرکزی (فدرالیسم)، ائتلاف گسترده در دولت که شامل همه احزاب باشد (مشروطیت) و یا مذاکره برای عقد قراردادهای دو جانبه بین گروه های اصلی جامعه مانند صاحبان مشاغل و کارگران (نئو کورپوراتیسم) می باشد. بهترین روش برای حفاظت از حقوق اقلیت، فعالیتهای مستمر و روزانه اتحادیه های ذینفع و نیز جنبش های اجتماعی است. اینها انعکاس گرایشهای شدید و متفاوتی است که در جامعه وجود دارد و سبب می شود که مردم را با نمایندگان برگزیده و تصمیم گیرنده در ارتباط قرار دهد.
تنش ذاتی بین مراکز قدرت و آحاد مردم را می توان این گونه نیز تعریف کرد:«در دموکراسیهای جدید، آرا ممکن است شمرده شوند ولی این تنها «نفوذ » است که به حساب می آید.»
یکی از ابزارهای اساسی دموکراسی، «همکاری » است. بازیگران سیاسی باید داوطلبانه و به طور مشترک تصمیم گیری نموده و آن را در کل جامعه لازم الاجرا نمایند. آنها برای رقابت، ابتدا باید با هم همکاری کنند و باید بتوانند از طریق احزاب، اتحادیه ها و جنبش های مدنی، مشترکا با هم عمل نموده تا کاندیدای واجد شرایط را انتخاب نمایند و همچنین اولویت های خود را به دقت توضیح داده و درخواست های خود را با مقامات دولتی در میان گذاشته و کوشش کنند که بر سیاست ها اثر بگذارند. در دموکراسی، آزاد یها باید سبب تشویق مردم به گفتگو با یکدیگر شوند. مردم باید نیازهای مشترک خود را شناخته و اختلافات خود را بدون مراجعه به مقامات عالی حل و فصل کنند. این ویژگی ها به هیچ عنوان از بین نرفته و دموکراسیهای کلاسیک بر آنها تاکید میکنند و این موضوع علی رغم تلاش های مکرر بعضی از نظریه پردازان معاصر است که همه چیز را در قیاس با رفتار بازار اقتصادی تحلیل می کنند و کنش های دموکراتیک را تا سطح رقابت برای منفعت طلبی پایین می آورند. الکسیس دی توکویل بهترین توضیح درباره نقش گروه های مستقل در دموکراسی را، در کتاب معروفش «دموکراسی در آمریکا » ارائه می دهد. این کتاب به عنوان یک اثر الهام بخش برای کسانی باقی مانده که اصرار دارند دموکراسی را فراتر از رقابت های انتخاباتی بین کاندیداها ببینند 8.
در گفتمان سیاسی معاصر، پدیده همکاری و گفتگو میان گروه های مستقل در چهارچوب «جامعه مدنی » جای می گیرد و گروه هایی با شناسنامه های مختلف اجتماعی و منافعی متفاوت، چنانچه مستقل از دولت (حتی از احزاب) باقی بمانند، نه تنها می توانند خودکامگی های حکمرانان را مهار کرده، بلکه خواهند توانست شهروندان بهتری را تربیت کنند که نسبت به نیازهای دیگران آگاهی داشته و در مورد کنش های خود اعتماد به نفس داشته باشند. ضمن آنکه ذهنیت مدنی آنها سبب میشود که تمایل بیشتری برای ایثار به منظور ارتقاء رفاه عمومی داشته باشند. در بهترین حالت، جامعه مدنی به صورت واسطه ای بین دولت و افراد برای اداره مملکت در آمده و قادر خواهد بود چالشها را حل کرده و رفتار بین اعضا را بدون اینکه آرامش جامعه را تهدید کند، کنترل نماید. جامعه مدنی به تصمیم گیرندگان هم کمک می کند که با انبوه درخواست آحاد جامعه که اداره مملکت را عملا غیرممکن می سازد، مواجه نباشند 9.
جامعه مدنی پویا می تواند برخوردها را بدون وابستگی به گرو ههای ذینفع، تعدیل کرده و کیفیت شهروندی را بهبود ببخشد. نمایندگان مردم صرف نظر از این که مستقیم و یا غیر مستقیم انتخاب شده باشند، بیشتر کارهای واقعی را در دموکراسی های مدرن به عهده دارند. آنان سیاستمدارانی حرف های هستند که زندگی خود را بر اساس اشتیاق به احراز مناصب کلیدی بنا نهاده اند. شکی نیست که یک دموکراسی نمی تواند بدون وجود این گونه افراد برقرار بماند. اکنون این سؤال محوری مطرح میشود که آیا واقعا یک طبقه نخبه سیاسی و سیاستمدار حرفه ای وجود دارد؟ و اگر وجود دارد، چگونه باید این گونه افراد را انتخاب نمود و آنها را وادار کرد که در برابر کارهای خود پاسخگو باشند. آن گونه که قبلا گفته شد، روش های بسیاری برای انتخاب نمایندگان در دموکراسیهای مدرن وجود دارد، ولی نوعی که بیشتر دیده میشود و عمومیت دارد، انتخاب نمایندگان منطقه ای است. این روش میزان پاسخگویی منتخبین را در برابر تمامی شهروندان، چه در انتخابات ریاست جمهوری و چه پارلمانی، ارتقا میبخشد. با همه اینها، بخش های دولتی (بخش عمده آن به خاطر نیازهای عمومی)، رشد قابل ملاحظه ای از نظر تعداد و گوناگونی داشته و قدرت سازمان هایی که در زمینه های عمومی تصمیم گیری می کنند نیز افزایش قابل ملاحظه ای یافته است. باید توجه داشت که انتخابات در تعیین افراد برای این مناصب نقشی ندارد. معمولا در اطراف این سازما نها شبکه های عظیمی از نمایندگی های تخصصی به وجود می آید که عموما بر اساس منافع کارکردی شکل گرفته اند. این اتحادیه های ذینفع، و نه احزاب سیاسی، به صورت تجلی اولیه جامعه مدنی در دموکراسی های پایدار در آمده اند که با دخالت های گاه و بیگاه جنبش های اجتماعی تقویت می شوند.
دموکراسیهای نو و شکننده که از سال ۱۹۷۴ سر بر آورده اند، بایستی در «زمانی فشرده » زندگی کنند. آنها شباهتی به دموکراسیهای قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم اروپا ندارند و به همین دلیل نمیشود انتظار داشت که مانند دموکراسی های قدیمی تر، کانال های چندگانه نمایندگیهایی را داشته باشند که به آرامی و در طی پیشرفت تاریخی به دست آمده است. در این دموکراسی ها معمولا رشته ای از احزاب سردرگم، طر فهای ذینفع و جنبش هایی که به دنبال نفوذ بیشتر هستند، چالش هایی برای جامعه سیاسی در مراحل اولیه دموکراتیزه شدن به وجود می آورند.Ÿ
بقیه در آینده

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: