شـــــهریــــار2

شماره ( 202) چهارشنبه ( 5) قوس ( 1393) / ( 26) نوامبر ( 2014 )

از نیکلا ماکیاولی
ترجمه: محمود محمود

فصل سوم
در باب سلطنت هايي كه يك يا چند مملكت ديگر به آنها ضميه مي شوند
در چنين ممالک اشكالات زيادي بروز خواهد نمود. اگر مملکتي متعلق به يك پادشاه است وجديدا قسمتي هم به مملکت موروثي ضميمه شده كه مجموعا مملکت واحدي تشكيل داده است اين نوع ممالک را مملکت مخلوط مي نامند. در چينين كشورها به واسطه علل كه در تمام اين قبيل ممالک جديد عموميت دارد تغييراتي بروز خواهد نمود به اين ترتيب كه مردم به تصور اينكه اوضاع واحوال خود را بهتر كنند هميشه حاضر و مستعدند فرمانروايان خود را تغيير دهند ودر اين اميد و آرزو خود را بر عليه شهريار تازه مسلح مي كنند در صورتي كه به اين وسانل خود راگول مي زنند وبعدها با تجربه و امتحان ثابت مي شودكه اين انتظارات خطا و غلط بوده و احوال واوضاع آنها بدتر از سابق شده است.
اين قسمت نيز حتمي وطبيعي است كه به واسطه كيفیاتي كه پيش خواهد آمد البته از عهده يك شهريار خارج است كه بتواند طوري كند كه اسباب رنجش و انزجار براي اتباع تازه او فراهم نشود. اين عدم رضايت علل بسيار مي تواند داشته باشد كه از آن جمله است. برقراري قشون هاي ساخلویی در اماكن آنها و تصرفاتي كه در ممالك آنها شده است در این صورت براي پادشاه دشمن هايي پيدا خواهد شد بخصوص در ميان آنها يي كه از مملكت خود محروم گشته اند به علاوه دوستي اشخاصي را كه در موقع تصرف آن مملكت كمك هايي نموده اند دايما شاه نمي تواند نگاه داشته ورضايت داثمي آنها را جلب نمايد زيرا نمي توان خواهش و انتظارات جمعي را به طوريكه خودشان ما يلند انجام داد. از طرف ديگر چون شاه مرهون مساعدت هاي آنهاست استعمال قوه قهريه نيز بر عليه آنها جايز نيست در هر حال قوت واقتدار مادي ومعنوي شاه هر قدر هم زياد باشد باز حسن نيت سكنه جديد بهترين وثيقه مي باشد. لوئی دوازدهم پادشاه فرانسه مملکت ميلان را به سرعت و آساني تمام تصرف نمود وبا همان سرعت وآساني هم از دست داد. در وهله اول كه اين مملکت را تصرف نموده پادشاه سابق آن لود وويكو اسفورزا توانست فقط با قواي خود آن را از تصرف پاد شاه فرانسه خارج و مجددا خود آن را تصاحب كند زيراهمان مردمي كه دروازه هاي شهر را به روي پادشاه فرانسه باز نموده وبه او اجازه و رود داده بودند همان مردم هنگامي كه مشاهده نمودند گول خورده و آمال و آرزو هاي آنها در تامين منافع شخصي شان انجام نگرفت نتوانستند اجحافات وزحماتي كه ازشهر يار جديدشان بر آنها وارد مي آمد تحمل كنند اين بود كه دوباره ميلان را به تصرف شهريار سابق خود دادند.
اصل مسلم اين است كه چوني یک ايالتي طغيان نموده و بعد ار طغيان مطیع و منقاد گرديد بعدها ديگر به اين آساني نبايد از يد اقتدار يك شهريار خارج شود زيرا آن شهريار از موقعيت استفاده نمووه به بهانه طغيان وشورش بدون ملاحظه براي استحكام بنيان حكمراني خود متهمین را تنبيه ومظنونين را تسليم محكمه خواهد نمود و باا استفاده از وسانل كه در اختيار داردمقام خود را در هر جايي كه تصور ضعف برود محكم خواهد ساخت.
در مو ضوع مملکت ميلان نيز بار اول كه پادشاه فرانسه آن را تصرف نمود برايي خارج ساختن آن از تصرف او فقط كافي بود كه يك دويك مانند لودويكو از سر حد آن مملکت فرياد خود را بلند نموده وآن مملکت را مالك شود اما براي اخراج پادشاه فرانسه ازین مملکت دربار دوم لازم بود تمام دنيا را بر عليه او برانگيزند و تمام قشون اورا معدوم كرده و خودش را نيز از خاك ايطاليا برانند. باتمام اين احوال دفعه ثاني نيز ميلان از چنگ پادشاه فرانسه خارج شد، علل اصلي بيرون كردن اورا ازين مملکت در دفعه اول شرح داديم علل اخراج دربار دوم باقي است كه بيان نموده وسانلي را كه پادشاه فرانسه لازم بود اتخاذ كند يا مملكت بود به كار ببرد تشريح كنيم در چنين مواقع اوبا ديگران مي بايست براي بقاي استيلاي خود و حفظ كشور به وجه احسن طريقه مخصوصی را به كار ببرند واز رموز آن آگاه گردند.Ÿ
بقیه در آینده

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: