رؤیاهایی که طعمۀ نهنگ میشوند

شماره ( 206 ) چهارشنبه ( 3 ) جدی ( 1393) / ( 24) دسمبر ( 2014)

کاووس سیاووش
به بهانه روز مهاجرین
imagesW2Y57YR0

برای کسانیکه در کشورهایی چون افغانستان، سوریه، عراق، فلسطین و کشورهای افریقایی در شرایط فقر شدید و در مبارزه مرگ و زندگی قرار دارند و از سویی با تحمیل جنگ ها و تنگ ساختن حلقۀ شرایط توسط قلدران، تنگ نظران و متحجرین زمین زیر پایشان به مجمر آتش مبدل شده، در شرایط دسترسی به انترنت، تلویزیون و ماهواره با مشاهدۀ کاخهای افسانوی و رؤیایی غرب و شرایط باز و آزاد مردم در آن سرزمین ها که پیشرفت هایش حیرت انگیز میباشد، خوابها و رؤیاهایی مردم را از جا تکان میدهد که با بیدار شدن از خواب بجای آب سراب می بینند و بجای رسیدن به زندگی رؤیایی طعمۀ نهنگ ها، کوسه ها و شارک ها میشوند.
رسانه ها میگویند که از هر چهار افغان یکی آنها مهاجر است، این در حالیست که به گزارش رسانه ها مرگ و میر یک بخش تأسف بار مهاجرت ها بوده از سال 2000 میلادی به اینسو بیش از چهل هزار مهاجر هنگام عبور از ابحار در سراسر جهان زندگی شان را از دست داده اند.
به گزارش رسانه ها یکسال گذشته به گونه ویژه یی بدترین سال برای مهاجرین بوده و پنجهزار نفر که میخواستند از طریق دریا، دشتها و یا کوهها به کشورهای دیگر فرار کنند در مسیر راه زندگی شان را از دست داده اند.
افسانه های وحشتناک قاچاق زنان به کشورهای عربی و غربی و شرایط هولناک زندگی آنان موی بر اندام انسان راست میکند.
بیایید ببینیم در چه شرایطی مردم مجبور به دل به دریا زدن و تن دادن به چنین شرایط دشوار میشوند:
بحران های سیاسی، افسردگی قشر روشنفکران، مکدر بودن فضای آینده، نا امیدی و شرایطی که انسانها را در سرزمین های خودشان دچار بحران بی ارزشی و اضطراب روحی میکند بسیاری خانواده ها را در آرزوی رسیدن به شرایط بهتر راهی سرزمین های رؤیایی غرب مینماید.
خطرات جنگ های داخلی، بیکاری، ضعف ادارۀ دولت مرکزی، هراس از افتادن کشور به دام افراط گرایان و فشار های موجود محافظه کاران داخل نظام از عواملی میباشند که تعدادی از خانواده ها را در افغانستان به سرنوشت نا معلوم مهاجرت غیر قانونی دچار میسازد. این خانواده ها اکثراً میخواهند در شرایطی قرار بگیرند که از نظر مادی و معنوی به آسایش برسند، اما طوریکه مهاجرین حکایت مینمایند افراد میانه سال به خصوص آنانیکه سن شان از 50 سال بیشتر بوده و با زبان کشورهاییکه به آن میروند بلدیت ندارند خیلی در انزوا و شرایط دشوار قرار میگیرند. این محاسن سفیدان که در کشور خودشان از احترام لازم در میان مردم حتا بیگانه و ناشناس برخوردار بودند به تدریج خودرا زندانی قفس های طلایی می یابند که در محیط پر هیاهوی غرب هرکس در پی کارش روان است و کسی حاضر نیست چند لحظه با آنان صحبت کند.
جوانانیکه از افغانستان به غرب میروند با توجه به درجه پایین سویۀ درسی مکاتب در افغانستان نمیتوانند خود را به درجه بلند روند تعلیم و تربیه آن کشورها عیار سازند. کانون های اجتماعی پر جوش فرهنگی، اجتماعی، هنری و ادبی که به صفت مراکز تغذیه روانی و اجتماعی نسل سالخورده وجود ندارد و اصلاً توافق یافتن به ارزشهای فرهنگی و اجتماعی جوامع غربی برای نسل میانه سال و کهنسالی که تحت فشار عقب مانی از کاروان پر تلاش و پر از هیاهوی و غوغای جامعه غربی به سر میبرند خیلی دشوار میباشد. بعضی از مهاجرین حکایت میکنند که حتا فرزندان شان نیز با تداخل در زندگی پر از تلاش غرب از آنان گریزان بوده و آنان را فراموش میکنند.
با این حال نسل جوان با توجه به سطح پایین آمادگی های آموزش پرورشی فرهنگی از تمدن و فرهنگ کشور خود به زودی در بحر خروشان فرهنگ غرب ذوب میشوند. البته این تحلیل به آن معنا نیست که همه کسانیکه از افغانستان به غرب میروند با چنین سرنوشت دردناک دچار میباشند. افراد با استعداد و دارای خلاقیت هایی در میان مهاجران افغان دیده میشوند که حتا تا سطح عضویت به پارلمان های کشورهای غربی ارتقاء یافته اند، اما آن استثناآت را نمیتوان شامل حال این مهاجرین بیچاره یی دانست که بخاطر نجات از شرایط فقر و تنگدستی و نجات از تنگ نظری و تحجر و جنگ و خانمانسوزی سرنوشت شان را طعمۀ ماهیان دریا میسازند.Ÿ

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: