بایگانیِ ژانویه 2015

سرگیچی های بعد از تشکیل کابینه

ژانویه 28, 2015

شماره ( 211) چهارشنبه ( 8) دلو 1393 / ( 28) جنوری 2015

d8b3d8b1d985d982d8a7d984d987

untitled

محمد داود سیاووش

در حالیکه عطش رسیدن به قدرت هاله یی از خوشبینی را در برابر کاندید وزیرانی که از فیلتر دو تابعیته بودن گذشته به قدرت راه یافتند قرار میدهد، اما در یک بازی فوق العاده مغلق و پختۀ سیاسی برآمدن نام صلاح الدین ربانی رهبر جمعیت اسلامی، سازمانیکه سیزده سال بازوی توانای رهبری کشور و مدعی رهبری جهاد و مقاومت بوده آنهم از طریق تیم دکتر عبدا لله در شمار کاندید وزیران دو تابعیته برای رقبایش چون حزب اسلامی و طالبان و… یک تحفۀ گوارا به شمار میرود.
از جانب دیگر هرگاه آقای علومی که از نام تیم دکتر عبدا لله معرفی شده در صندوق رأی با ملاحظات قومی به پیروزی برسد بازوی دیگری از تیم آقای عبدا لله ضعیف خواهد شد.
انکشاف اوضاع داخل تالار و حلقات قدرت هر دو تیم طوریست که ظاهراً سبوتاز علیه کاندید وزرای هر تیم از داخل خود تیم صورت میگیرد. از نظر بعضی کارشناسان این مسأله مؤید آنست که این کاندید وزرا به عنوان باسقین و پیشمرگ های خط اول در تلفات حساب شده اند که پس از کنار رفتن شان چهره های اصلی وارد صحنه گردند.
سیاست زدن و نوازشی که در مورد برخی کاندید وزرای چپی با معرفی و از لست کشیدن در آستانه معرفی به پارلمان صورت گرفت و از فهرست انداختن و معرفی عاجلی که در داخل تالار در مورد بعضی کاندید وزرا به عمل آمد نشان میدهد که تعلل در معرفی کاندید وزرا تصادفی نبوده و در پشت بازی های بزرگ انجام پذیرفته است.
در حال حاضر انقطاب ها طوری تغییر شکل و استحاله میکنند که بانک های رأی پشت دروازه مانده و اصلاً وظایف شان انجام یافته پنداشته میشود. در شرایطی که مخالفان مسلح تا دروازه های پایتخت رسیده و دامنۀ جنگ ها به شمال کشور کشیده میشود آگاهان نظامی این سوال را مطرح میکنند که چرا با طرح گارد خاص بیست هزار نفری در صدر نظام و از زبان مسوولان وزارت دفاع مخالفت میشود و چرا وزیر دفاع از میان تیمی که این طرح را برای مقابله با دشمن مطرح نموده معرفی نشد.
به هر حال پس از گذار از فیلتر مغشوش پارلمان احتمالاً این سوالات ذهن رهبران دو تیم را مصروف خواهد نمود:
1- با کسانیکه در پیروزی این تیم ها نقش فعال داشتند و در کابینه از نظر آنان سهم لازم ندارند چگونه رفتار شود تا قانع شوند؟
2- در حالیکه چند ماه به انتخابات شورای ملی مانده و هنوز در نظام انتخاباتی تغییری نیامده و هنوز شناسنامه برقی توزیع نشده، افراد واجد شرایط رأی دهی مشخص نشده و برگۀ رأی دهی شفاف نیست دورنمای تدویر انتخابات بعدی پارلمانی با چه چالش هایی همراه خواهد بود؟
3- اگر باز هم تعریف از دشمن صورت نگیرد و پوتانسیل دفاعی با تشکیل گارد خاص ارتقاء نیابد و ستون پنجم دشمن در داخل نظام تصفیه نشود انتظار چه حوادثی را باید کشید؟
4- هرگاه با کسانیکه به طرفداری از تیم ضعیف در کمپاین های انتخاباتی همکاری کرده اند از رویه های تخویف، توطئه، جعل اسناد بدنام کننده، تهدید و غیره استفاده شود دورنمای نارضایتی و تبعات ناشی از آن چگونه خواهد بود؟
5- هرگاه بانک های رأی که در پیروزی تیم ها در انتخابات نقش داشتند موقف جدا از رهبران قبلی شان اتخاذ کنند وضعیت امنیتی کشور به کجا خواهد کشید؟Ÿ

سرگیچی پس از پیروزی

ژانویه 28, 2015

شماره ( 211) چهارشنبه ( 8) دلو 1393 / ( 28) جنوری 2015

10565289_432394510247479_1667115648586593007_n

بهر کابینه ز هر گوشــــــــه نوا میشنوم

ژانویه 28, 2015

شماره ( 211) چهارشنبه ( 8) دلو 1393 / ( 28) جنوری 2015

10926466_10205976366593509_4543541991618835487_n

10929024_857776177618766_2510106895467112840_n

بازاز دور فلک شور و صدا میشنوم ———————— بهر کابینه ز هر گوشــــــــه نوا میشنوم
کاندیدان بروند تادم دروازه شان —————————– عذر و زاری وزیر بر وکلا میشـــــنوم
این همه سعی و تلاش از پی چوکی باشد
عـذر و زاری و بسا واسطه بازی باشــــد

از غنـــــی گشت جدا متحد دیروزش ————————–عبدا لله مانده به چهـــارراهی ماتم روزش
هرکسی چوکی و کرسی طلبد از هر دو ——————– باغنی جنگ و جدل می کند هر دلسـوزش
کرسی ها کم مدعی زیاد جـــدل ها باشد
رنجــــــش و این همه بیزاری دلها باشد

چوکی وحدت ملی که ندارد تعریف ————————من درآوردی اینهاســت بسی با تصــریف
ماســوای نص قانون بود، این تشریف ————————- نیست در هیچ کجا مثل و مثــالش و حریف
دولت ماورای ماده ی قانـــون باشد
خرچ از جیب همین ملت مظلوم باشد

این وکیلان که طرفدار وزیـران شــده اند ——————روز و شـــب رفته و کمپاینر آنان شده اند
به امیـــــــد تقرر خود و خویشان شده اند ————————سحر و جـادوی مقامات و وزیران شده اند
این همــه بوسه به آستان وزیران باشد
کاندیدان که وزیران نشـده هان باشد

نیســــت چوکی که مقرر بکند متحدش ————————- تا فراموش کند درد به جان ملتـــهبش
کش نماید زگریبان وی آن متفقــــش————————— یخنش پاره از آن وعده گـــکی مختلفش
آسمان دورو زمین سخت گریزان باشد
غنی عبدا لله از این جور حــریفان باشد

کرزی از گوشه چشمش به نظارت باشد ———————–متحـــــدان وی آماده به قدرت باشد
تا کند پاره بساط نو و نفرت باشــــــد ————————بگیـرد چوکی و پنج دوره به مسند باشد
باغنی گوشکی و صحبت کرزی باشد
سر به سر تحفه لفظی و پیاپی باشد

تابعیت چه قشنگ سنگ محــک مـی باشد —————————-شهروندی به وطن شرط کمک می باشد
باب خدمت، یکی بی دغدغه گک می باشد ———————————-آدم پاک همان یک رُخه گک می باشد
دست در کار و دلت سوی حـــــریفان باشد
خوردن گوشت چو گرگ، نوحه چوپان باشد

در دفــــاع وزرا جنگ نماید وکلا ————————کته گوری جناح های غنــی عبـدا لله
مردم از دور نظارت بکنند این غوغا————————— خنده هـــا برلب هر رهگذر و عامی ما
مجلسین در گرو ارگ و چناران باشد
شــــاهد عربده و غرش اینان باشد
کوه بچه

جلسات خسته کن رای اعتماد

ژانویه 28, 2015

شماره ( 211) چهارشنبه ( 8) دلو 1393 / ( 28) جنوری 2015

images

بابک سیاووش
برای کسانی که صدای رسای میر غلام محمد غبار را از اجلاس تشکیل شورای ملی و عبدالرحمن لودین را از قصر ستور در اعتراض به سیاست های شاه امان ا لله از صفحات تاریخ خوانده و یا اشتیاق نسل جوان را تا سرحد داخل شدن به تالار شورا برای شنیدن خط مشی حکومت دکتر یوسف و ابراز نظر وکلا پیرامون آن دیده اند و یا نسلی که در دهۀ دموکراسی با بردن رادیو به صنوف درسی مکاتب جریان مستقیم رأی اعتماد به حکومت را از تالار شورا تعقیب میکردند، این سوال جداً مطرح میباشد که چرا جریان معرفی کاندید وزرا به مجلس نمایندگان یا ولسی جرگه تازه و زنده و برازنده و کشنده نبوده و حتا بعضی وکلا در جریان سخنرانی کاندید وزرا بقول رسانه ها یا با موبایل شان مصروف اند و یا به خواندن جراید مشغول اند.
از نظر بعضی صاحبنظران یکی از دلایل شاید در نحوۀ برگزاری اجلاس و سناریوی معرفی کاندید وزرا باشد، چون در دهۀ دموکراسی صدر اعظم خط مشی حکومت را به مجلس ارائه میکرد و نمایندگان مردم به ترتیب نوبت پیرامون آن ابراز نظر میکردند که جذابیت خود را داشت، اما آغاز اجلاس با (جور بخیری) با نمایندگان و بیانیۀ انفرادی کاندید وزرا احتمالاً از جالبیت و جذابیت موضوع کاست، چون مجلس و شنوندگان خود را با یک دکترین تبویب شده نه، بلکه با آجنداهای کاندید وزرا و در بعضی موارد لاف و گزاف ها طرف یافتند.
عامل دیگری که از جذابیت و توجه مردم به جلسات ولسی جرگه یا مجلس نمایندگان کاست احتمالاً تعدد رسانه های صوتی و تصویری میباشد که نتایج جلسه را مردم میتوانند در مقاطع مختلف زمانی از آن طریق دریابند.
دلیل عدم توجه هرچه باشد از نظر بعضی ها جریان تعاملات و معاملات سیاسی و رفت و برگشت و کنار گذاشتن و به متن آوردن های سیاسی باعث خالی شدن چوکی در جریان جلسات استماع گزارشات کاندید وزرا و دلسری حتا وکلا در اشتراک به مجلس شد.Ÿ

نان شب را زود بخورید به دلایل زیر!!

ژانویه 28, 2015

شماره ( 211) چهارشنبه ( 8) دلو 1393 / ( 28) جنوری 2015

داکتر فیضی
سوزش معده‌ای که در نتیجه خوردن غذا در ساعات پایانی شب باشد، مانع خواب آرام شما در طول شب می‌شود.اگر شما جزو آن دسته از افرادی هستید که اخبار مربوط به سلامت و تناسب اندام را پیگیری می‌کنند، حتماً تاکنون بارها از پزشکان و متخصصان تغذیه شنیده‌اید که باید شام را پیش از ساعت 7 شب خورد.
1- کمک به کنترل وزن
در ساعات پایانی روز، معمولاً افراد میل به خوردن غذاهای پرکالری و از لحاظ غذایی کم ارزش دارند که عموماً هم در خوردن آن‌ها زیاده‌روی می‌کنند.
همچنین اگر شما در طول روز وعده‌ای را حذف کرده باشید یا خوردن شام را به تأخیر اندازید، برای سیر شدن خود حجم بیشتری غذا می‌خورید و در نتیجه کالری بیشتری دریافت می‌کنید. همه این موارد زمانی که با حذف وعده بعدی – یعنی وعده صبحانه – همراه شود، منجر به عکس‌العمل بدن شما به هورمون انسولین ترشح‌شده می‌شود که نتیجه آن افزایش ذخیره‌های چربی در بدن و اضافه‌وزن خواهد بود.
2- کاهش سوزش معده
سوزش معده یا قلب نوعی حس گرفتگی در سینه، درست پشت قفسه سینه است که ممکن است با خم شدن یا دراز کشیدن بدتر شود. به گفته متخصصان، یکی از راه‌های جلوگیری از ایجاد این سوزش، پرهیز از خوردن وعده‌های غذایی حجیم و پرچرب در ساعات پایانی شب است. خوردن شام در ساعات اولیه شب به دستگاه گوارش شما زمان کافی برای هضم غذا را می‌دهد و خطر افزایش اسید معده و برگشت اسید به مری را به میزان قابل‌توجهی کاهش می‌دهد.
3- خوابی آرام‌تر
سوزش معده‌ای که در نتیجه خوردن غذا در ساعات پایانی شب باشد، مانع خواب آرام شما در طول شب می‌شود. دل درد نیز یکی دیگر از مشکلاتی است که هنگام خواب برای فردی که دیروقت شام خود را میل کرده است به وجود می‌آید.
مصرف بیش از حد مایعاتی مانند آب، نوشابه، شیر یا حتی غذاهای آب‌دار مانند سوپ باعث می‌شود شما مجبور شوید در طول شب چندین بار برای خالی کردن مثانه خود از خواب بیدار شوید، اما توجه داشته باشید که رفتن به رختخواب با معده خالی و با گرسنگی نیز به هیچ‌وجه توصیه نمی‌شود و این موضوع نیز می‌تواند به نوبه خود در خواب اختلال ایجاد کند.
4- انرژی بیشتر
شروع روز با یک صبحانه خوب و کامل و خوردن وعده‌های مقوی در طول روز نه تنها میزان انرژی شما را افزایش می‌دهد، بلکه عملکرد مغز و اعصاب را نیز بهبود می‌بخشد، اما به تعویق انداختن وعده‌های غذایی نه تنها انرژی شما را کاهش می‌دهد، بلکه باعث پایین آمدن قند خون شما نیز می‌شود و احساس خستگی و کسلی را برای شما ایجاد می‌کند. برای پیشگیری از چنین وضعیتی، سعی کنید وعده‌های اصلی و میان‌وعده‌های خود را به موقع و منظم مصرف کنید.
یکی دیگر از دلایل افزایش انرژی ناشی از خوردن شام در ساعات اولیه شب، آرامش بیشتری است که فرد هنگام خواب تجربه می‌کند. خواب آرام شب قبل، باعث افزایش انرژی در روز بعد شده و انگیزه فرد برای ورزش و کنترل وزن بیشتر می‌شود. Ÿ

باغبــــــــان

ژانویه 28, 2015

شماره ( 211) چهارشنبه ( 8) دلو 1393 / ( 28) جنوری 2015

اثر رابندرنات تاگور
ترجمۀ عبدالرحمان پژواک
نقاشی اسراییل رویا

۱۰

10350425_972705089425846_2545410071404676189_n
ای عروس، بگذار کارت بماند. گوش بدهد مهمان آمده است.
آیا میشنوی؟ زنجیر در را آهسته میزند.
نکو بنگر که آواز پای تو بلند نشود و چون او را میپذیری، قدمهای تو شتابنده نباشد.
ای عروس، کارت را بگذار. مهمان هنگام شام آمده است.
** *
ای عروس مترس! آواز دروازه از باد تُند و دیوانه نیست.
یکی از شبهای بهار است و ماه میدرخشد. سایه ها در حیاط زرد هستند. آسمان صاف و روشن است.
اگر میترسی چراغ را با خود ببر و اگر میخواستی چادرت را برویت فرود آر!
نه ای عروس مترس! این آواز دروازه از باد تُند و دیوانه نیست. اگر محجوب میشوی هیچ حرفی با او در میان مگذار. وقتی با او روبرو شدی، در کنار در بایست.
اگر از تو سوال کند، اگر خواسته باشی خموشانه چشمهایت را به زمین بدوز و مژگانت را پائین افگن.
نکو بنگر هنگامیکه او را رهنمائی میکنی و چراغ در دست تست، آواز دستبندهایت بلند نشود.
اگر محجوب میشوی با او سخن مگو.
ای عروس! مهمان آمده است. آیا کارت را تمام نکرده ای؟
چراغ را نیفروخته ای؟
برای نذر شامگاهان سبد گُل را حاضر نکرده ای؟
آیا رنگ سرخ خجسته را بر سرت، آنجا که موهایت را از هم جدا کرده ای، نزده ای؟
آرایش شب تو به کجا رسیده است؟
ای عروس میشنوی؟ مهمان آمده است. کارت را کنار بگذار.Ÿ

راه دشــــــوار آزادی

ژانویه 28, 2015

شماره ( 211) چهارشنبه ( 8) دلو 1393 / ( 28) جنوری 2015
خاطرات نلسون ماندلا
4
ترجمه: مهوش غلامی

يك روزيك الاغ سركش درس خوبي به من داد . آن روز ما به نوبت سوار الاغ مي شديم و وقتي نوبت به من رسيد وروي آن پريد م ، الاغ به طرف يك بوته خار درآن نزديكي دويد و سرش را خم كرد وسعي كرد مرا به پايين بينداز كه موفق هم شد. خارها به دست وصورت من فرورفتند وآن را خراشيدند وبدتر از همه جلوي دوستانم خجالت زده شدم. افريقايي ها مانند مردم مشرق زمين داراي نوعي غرور هستند كه چيني ها آن را آبرو مي خوانند. آبروي من پيش دوستانم ريخته بود. با وجودي كه اين فقط يك الاغ بود كه مرا زمين زده بود، من اين درس را آموختم كه تحقير ديگران موجب رنج بيهوده آنها ومتحمل شدن سرنوشتي نافر جام مي شود. من حتي در زمان كودكي در شكست دادن رقباي خود طوري عمل مي كردم كه غرورشان جريحه دار نشود.
معمولا پسر ها با پسر ها بازي مي كردند، اما گاهي اجازه مي داديم خواهر هايمان نيز با ما همبازي شوند. پسرها ودخترها معمولا ((قايم باشك)) و((گرگم به هوا )) بازي مي كردند. اما بازي ديگري كه من آن را خيلي دوست داشتم ((ختا)) نام داشت كه عبارت بود از انتخاب كردن بهترين پسر. اين بازي چندان نظمي نداشت، اما نوعي ورزش بي مقدمه بود كه وقتي انجام مي شد كه ما گروهي از دختران همسن خود را پيدا مي كرديم. از آنها خواسته مي شد پسري را كه دوست دارند انتخاب كنند. طبق قوانين مابايد اين انتخاب محترم شمرده مي شد وبعد از آنكه دختر، پسر مورد علاقه اش را انتخاب ميكرد ، به اتفاق آن پسر به خانه اش بر مي گشت . اما دخترها ، زرنگ وباهوش بودند واغلب باهم مشورت مي كردند ومعمولا همگي زشت ترين پسر را انتخاب مي كردند كه بايد آنها را تا خانه همراهي مي كرد و حرفهاي نيشدار دختران را تحمل مي كرد.
رايج ترين بازي در ميان پسرها ، ((تينتي))نام‌داشت ومثل بيشتر بازيهاي پسران به نوعي جنگ شباهت داشت. دو چوب را كه هدف بودند به فاصله حدود يكصد فوت از يكديگر در زمين فرومي كرديم وهرگروه بايد سعي مي كرد تابا پرت كردن چوب هاي كوچكتري به طرف چوب حريف مقابل ، آن را بيندازد. ما از چوب خود دفاع مي كرديم وسعي مي كرديم نگذاريم طرف مقابل چوب ها را كه پرت كرده ، دوباره به دست آورد. با بزرگتر شدن پسر ها مسابقاتي با روستا هاي همسايه ترتيب داده مي شد وافرادي كه در اين نبرد هاي دوستانه خود را خوب نشان مي دادند، مانند ژنرالهايي كه در جنگ به پيروزي هاي بزرگ دست پيدا مي كنند ، مورد تحسين قرار مي گرفتند.
بعد از اين گونه بازي ها من به كلبه مادرم باز مي گشتم كه در آنجااو مشغول تهيه شام بود . در حاليكه پدرم داستان هايي در باره نبرد هاي تاريخي و جنگجويان قهرمان خوسا تعريف مي كرد، مادرم ما را باافسانه ها و داستان هاي خوسا كه از نسل هاي قبل سينه به سينه گشته بود ، سرگرم مي كرد. اين داستان ها قوه تخيل كودكان مرا تحريك مي كرد ومعمولا يك درس اخلاقي نيز در آنها بود . به خاطرمي آورم مادرم يك بار داستاني درباره يك مسافر تعريف كرد . پيرزني كه چشمش آب مرواريد داشت به نزد او آمد وكمك خواست تا آبي راكه از چشمش بيرون زده بود پاك كند . مرد روي خود را از او برگرداند . پيرزن از رهگذر ديگري كمك خواست وبا وجودي كه اين كار براي آن مرد دشوار و ناخوشايند بود ، اما به خواسته پيرزن عمل كرد. سپس به شكل معجزه آسايي پرده اي كه روي چشم پيرزن بسته شده بود پاك شد و پير زن به يك زن زيبا و جوان تبديل شد. آن مرد با زن زيبا ازدواج كرد و ثروت مند وخوش بخت شد. اين داستان، داستان ساده اي است، اما پيامي جاوداني دربر دارد: به پاك دامني وبخشندگي و جوان مردي هميشه به شكلي كه ما هيچ گاه تصور آن را نمي توانيم بكنيم پاداش داده خواهد شد.
مانند تمام بچه هاي خوسا من نيز عمدتا از طريق مشاهده به دانش وآگاهي دست يافتم . مابايد از راه تقليد ورقابت، نه از راه پرسيدن سوال، اطلاعات را فرا مي گرفتيم . وقتي براي نخستين بار از خانه سفيد پوستان ديدن كردم از تعداد ونوع سوالاتي كه بچه هاي آن ها از والدين خود مي پرسيدند -وبي ميلي هميشگي والدين نسبت به پاسخگويي به اين سوالات – گيج شدم . در خانواده من پرسيدن وسوال كردن عمل آزار دهنده اي به حساب مي آمد بزرگترين ها هر وقت ضروري مي ديدند اطلاعات خود را با كوچكتر ها تقسيم مي كردند ونيازي به پرسش نبود.
آداب ورسوم ، تشريفات مذهبي ورعايت حرام وحلا ل ، زندگي مرا وبيشتر خوساهاي آن زمان را شكل مي داد. الفباي حيات من همين بود و جاي سوال و ترديد نداشت. مردها راهي را كه پدران در مقابل آنها قرار داده بودند، دنبال مي كردندوزنان نيز همان نوع زندگي اي را كه مادران آنها فبلا داشتند ، طي مي كردند. بدون آنكه به من گفته شود، من بزودي به قوانين دقيقي كه بر روابط زن و مرد حاكم بود پي بردم واين قوانين را پذيرا شدم. من پي بردم كه يك مرد نيايد به خانه اي كه زني به تازگي در آن كودكي به دنيا آورده وارد شود ويك زن نوعروس نمي تواند بدون مراسم دقيق به خانه تازه خود گام نهد. همچنين ياد گرفتم كه ناديده گرفتن وبي حرمتي نسبت به نياكان موجب بدبختي وناكامي در زندگي مي شود و اگر كسي به نحوي به نياكان خود بي حرمتي كرد، تنها راه براي جبران اين خطا مشورت با بزرگ قبيله يا با جادوگر سنتي قبيله است كه با آن نياكان ارتباط برقرار مي كردند و عميقا از خطاي اين اشخاص عذر خواهي مي كردند. تمام اين اعتقادات از نظرمن كاملا طبيعي بود.Ÿ
بقیه در آینده

جنبش کمربند ســــــبز

ژانویه 28, 2015

شماره ( 211) چهارشنبه ( 8) دلو 1393 / ( 28) جنوری 2015

safe_imageBIEUGTCD
بینش و انگیزه
وانگاری موتا ماثائی، یک زن کنیایی، از اوایل دهه ۱۹۷۰ شاهد مجموعه‌ای از تاثیرات گسترده و منفی جنگل‌زدایی توسط دولت کنیا بود. برنامه جنگل‌زدایی دولت با تبدیل جنگل‌ها به زمین کشاورزی و مسکونی، افت زیست‌محیطی کنیا را تشدید کرد که این امر به خشکسالی‌های شدید، فرسایش خاک و تبدیل طبیعی زمین‌های کشاورزی به خاک لم یزرع انجامید. این تغییرات، روستاهای بی‌شماری را از منابع ضروری برای ادامه حیات محروم کرد. زنان که نقش سنتی آنها همواره یافتن آب و هیزم برای آتش بود، شدیدا تحت تأثیر تخریب این منابع طبیعی قرار گرفتند. در نتیجه، وانگاری موتا ماثائی در روز زمین، در سال ۱۹۷۷ جنبش کمربند سبز را به عنوان یک سازمان مردمی زیست‌محیطی و غیردولتی در کنیا بنیان نهاد. ماثائی با بنیان نهادن جنبش کمربند سبز، مبارزه‌ای بی‌وقفه را برای متوقف کردن یک فاجعه‌ زیست‌محیطی و تجاوز به حق افراد برای داشتن یک زندگی سالم و پایدار آغاز کرد.1
اهداف و مقاصد
هدف اولیه‌ ماثائی، صرفا حفظ محیط زیست بود. وی در عین حال می‌خواست زنان را تقویت کند، به آنها امید و اعتماد به نفس بدهد تا بتوانند با هر گونه اخلال در شیوه‌ زندگی و محیط طبیعی خود مبارزه کنند. ماثائی در مراحل اولیه جنبش، کشاورزان را که هفتاد درصد آنها زن بودند، تشویق کرد تا با کاشتن درخت، «کمربند سبزی» ایجاد کنند که از فرسایش خاک جلوگیری و منابع طبیعی را احیا کند. راهکار وی ساده بود: کاشتن چند درخت به عنوان گام نخست و در پی آن گسترش تدریجی تغییر. به بیان وی «زنانی که کاشت درخت را در مزرعه خود آغاز می‌کنند بر همسایگانشان تاثیر می‌گذارند. همسایگان آنها هم در نهایت دست به کار می‌شوند. اکنون شاهد واکنش دولت هستیم.»2
اما فعالیت جنبش کمربند سبز، صرفا به کاشت درخت محدود نمی‌شود. جنبش کمربند سبز به توانمندسازی زنان کنیایی نیز پرداخته است. گروه ماثائی در همکاری با شورای ملی زنان کنیا، خدمات دیگری هم به زنان کنیایی و روستاییان ارائه کرده است، از جمله راه‌های تنظیم خانواده، تغذیه و مهارت‌های رهبری. جنبش کمربند سبز هزاران زن کم درآمد را در حوزه‌ جنگل‌داری آموزش داده و حدود ۳۰۰۰ شغل ایجاد کرده است.3
رهبری
وانگاری موتا ماثائی، رهبر جنبش کمربند سبز، در سال ۱۹۴۰ در کنیا به دنیا آمد. او از گروه قومی کیکویو است. ماثائی بر خلاف والدین کشاورز خود، از آموزش کامل ابتدایی و متوسطه برخوردار شد. این امر برای اکثر زنان کنیایی در آن دوره، یک دستاورد نادر به شمار می‌رفت. پس از اتمام تحصیلات متوسطه، ماثائی آفریقا را ترک کرد و در ایالات متحده و آلمان به تحصیل در رشته زیست‌شناسی پرداخت. وی اولین زن در آفریقای شرقی و مرکزی بود که درجه‌ دکترا کسب کرد. ماثائی طی ریاست خود بر شورای ملی زنان در کنیا نخست با مسائل مربوط به محیط زیست آشنا شد. زنان روستایی و شهری با داستان‌هایی درباره مبارزه خود با اثرات منفی تغییرات آب و هوایی نزد ماثائی می‌آمدند.4 ماثائی در واکنش به این داستان‌ها، جنبش کمربند سبز را پایه‌گذاری کرد که زنان را قادر می‌ساخت، در خطوط مقدم جدال با مشکلات زیست‌محیطی کنیا فعالیت کنند.
کار او الهام‌بخش زنان شد تا به سلامت محیط زیست به عنوان یک حق ذاتی بشر نگاه کنند و نه امتیازی قابل انکار. ماثائی به سرعت توجه زنان را درسراسر آفریقا جلب کرد و به «مادر درختان آفریقا» معروف شد. ماثائی در دسامبر ۲۰۰۲ با اکثریت شگفت‌انگیز ۹۸ درصد، به عنوان عضو پارلمان کنیا انتخاب شد. مووائی کیباکی رئیس‌جمهور کنیا، ماثائی را به عنوان معاون وزارت محیط زیست منصوب کرد. دو سال بعد «به خاطر سهم وی در توسعه پایدار، دموکراسی و صلح» جایزه صلح نوبل ۲۰۰۴ به ماثائی اهدا شد.5
فضای مدنی
کنیا از زمان کسب استقلال از بریتانیا در سال ۱۹۶۳ با طاعون سرکوب سیاسی مواجه بوده است. قدرت گرفتن رئیس‌جمهور دانییِل آراپ مویی در اواخر دهه‌ ۱۹۷۰، همراه شد با افول قدرت سیاسی گروه قومی کیکویو و برآمدن گروه قومی آراپ مویی، کالِنجین. از آن زمان، کیکویو به تضعیف حکومت از طریق فعالیت سیاسی متهم شده و در موارد بسیار، قربانی قساوت پلیس شده است. تا زمان پیروزی انتخاباتی ائتلاف رنگین‌کمان ملی به عنوان گروه مخالف در سال ۲۰۰۲، دولت کنیا به استفاده از سرکوب سیاسی، حمایت از طرفداران خود، کنترل رسانه‌ها، فرایندهای انتخاباتی مشکوک و کمک به خشونت قومی علیه کیکویو شهرت داشت. حتی پس از یک تحول دموکراتیک موفقیت‌آمیز، کنیای قرن بیست و یکم با صدمات ناشی از تقلب انتخاباتی، خشونت قومی و فساد مواجه است.6
بسیاری از مشکلات مدنی کنیا با فعالیت سیاسی ماثائی آشکار شده است. ماثائی در سال ۱۹۸۹ همراه با گروه کوچکی از زنان، یک تظاهرات مسالمت‌آمیز علیه تخریب پارک اوهوروی نایروبی به راه انداخت. شرکت‌های ساختمانی بنا داشتند یک مجتمع تجاری ۶۲ طبقه شامل واحدهای مسکونی لوکس، دفتر مرکزی تازه برای حزب حاکم و یک مجسمه تمام قد از رئیس‌جمهور دانییِل آراپ مویی در پارک بسازند.7 ماثائی و حامیانش با همبستگی در مقابل تخریب‌ پارک مقاومت کردند و بر اثر برخورد خشن پلیس کنیا، جراحات سختی برداشتند. با این حال ساکت نشدند و به دادگاه شکایت بردند. استدلال آنها این بود که پارک به مردم تعلق دارد و خصوصی کردن آن، غیرعادلانه است. اگرچه معترضین در دادگاه موفق نشدند اما در نهایت نتیجه به نفع آنها شد؛ تامین‌کنندگان مالی پروژه تخریب پارک اوهورو، در واکنش به مخالفت عمومی، سرمایه‌گذاری خود را متوقف کردند.8
ماثائی که با مخالفتش با تخریب پارک اوهورو، دشمنی رئیس‌جمهور کنیا را برانگیخته بود، بارها زندانی شد و مورد حمله و هدف سوء‌قصد قرار گرفت. او به دلیل مواجه شدن با خطر از سوی رژیم سرکوبگر آراپ مویی، مورد توجه و حمایت بین‌المللی قرار گرفت. همین حمایت، او را قادر ساخت در برابر آزارها و حملات رژیم، ایستادگی کند. نامه‌نگاری از سوی عفو بین‌الملل به آزادی ماثائی از زندان در سال ۱۹۹۱ کمک کرد.9 ماثائی در مواجهه با محیط سیاسی خصمانه در سال ۱۹۸۳ زندگی خود را برای هفته‌ها در مخفیگاه گذراند؛ اما شهرت بین‌المللی اوسبب شد جامعه‌ سیاسی بین‌المللی و افرادی چون میخاییل گورباچف، دولت کنیا را برای آزادی وی تحت فشار قرار دهند.10
پیام و مخاطب
جنبش کمربند سبز یک پیام داشت، یعنی ضرورت بهبود شرایط محیط زیست در کنیا. اما ماثائی امید داشت که این پیام به مخاطبان متفاوتی انتقال پیدا کند. جنبش کمربند سبز در درون مرزهای کنیا، هم حکومت و هم مردم آن را هدف قرار داد. همان‌طور که تظاهرات پارک اوهورو نشان داد، ماثائی از حکومت می‌خواست این موضوع را درک کند که تا چه حد محیط زیست کنیا برای مردم آن ارزشمند و مهم است. در عین حال، مردم کنیا هم باید اهمیت این موضوع را درک می‌کردند. به همین دلیل ماثائی، برنامه‌هایی برای درختکاری طراحی کرد تا به کنیایی‌ها جهت بهبود موفقیت‌آمیز محیط زیست انگیزه بدهد. جنبش کمربند سبز برای کاشتن هر درخت که بیش از سه ماه زنده می‌ماند، به زنان دستمزد می‌پرداخت و به این ترتیب نه تنها محرکی پایدار بلکه جریانی متداوم از درآمد را برای زنان نیازمند به آن ایجاد می‌کرد.
فعالیت‌های فراگستر
جنبش کمربند سبز در سال ۱۹۸۶، یک شبکه سراسری کمربند سبز در آفریقا تأسیس کرد با این امید که رویکرد خود را به حفظ محیط زیست در سراسر قاره دنبال کند. در سال ۱۹۹۷، جنبش در ۳۰ کشور آفریقایی و نیز در ایالات متحده فعالیت می‌کرد و بیش از ۸۰۰۰۰ نفر با آن همکاری داشته‌اند.11
جنبش کمربند سبز از زمان انتخابات خشونت‌‌بار کنیا در دسامبر ۲۰۰۷، افق‌های خود را گسترش داده و در زمینه توسعه‌‌ اجتماعی هم فعال شده است. جنبش با راه‌اندازی «برنامه چادر صلح» امید دارد مصالحه میان گروه‌های قومی را که در گذشته با هم برخورد داشته‌اند تسهیل کند.12
جنبش کمربند سبز با فعالیت در حوزه‌های حفظ محیط زیست، دموکراسی، توانمندسازی زنان، توسعه اجتماعی و حل منازعه در سراسر جهان، گسترش یافته و در ایالات متحده، بریتانیا، هند غربی، جاپان و آمریکای جنوبی حضور پیدا کرده است.13 جنبش کمربند سبز تاکنون بیش از سی میلیون اصله درخت در کنیا کاشته و به تسهیل درختکاری در نقاط دیگر نیز یاری رسانده است.14 وانگاری موتا ماثائی، با بسیج کردن زنان و مردان روستایی و فقر زده در کشورهای در حال توسعه، جنبشی را آغاز کرده است که چهره زمین را تغییر داده و به مردم سراسر جهان، امید و حس توانمندی بخشیده است.Ÿ
انترنت

با ناخن جویدن کودکان چه کنیم؟

ژانویه 28, 2015

شماره ( 211) چهارشنبه ( 8) دلو 1393 / ( 28) جنوری 2015

یک کارشناس ارشد روانشناسی تربیتی عوامل استرس زا را در تشدید ناخن جویدن افراد و به ویژه کودکان موثر دانست و ایده‌آل‌ترین روش مقابله با ناخن جویدن در کودک را مراجعه به روانشناسان و مشاوران و درمان ریشه‌های اضطرابی ناخن جویدن دانست.
بنت‌الهدی امیری از ناخن جویدن به عنوان یکی از اختلالات رفتاری با ریشه اضطرابی یاد کرد و گفت: ناخن جویدن در همه گروه‌های سنی دیده می‌شود، اما میزان بروز آن در کودکان و افراد در سنین بلوغ بیشتر است.
این کارشناس ارشد روانشناسی تربیتی عوامل استرس زا را در تشدید ناخن جویدن افراد اثرگذار دانست و به خانواده ها توصیه کرد برای جلوگیری از عادت کردن کودک به این کار از سرزنش کردن و تذکر دادن به آنها جلوگیری کنند، چراکه این کار بی فایده است و چه بسا اضطراب کودک را بیشتر کند.
امیری با بیان اینکه خانواده‌ها هرگز نباید به طور مستقیم در مورد ناخن جویدن کودکانشان به آنها تذکر دهند، گفت: تذکر دادن مستقیم ممکن است به ظاهر منجر به انجام ندادن این کار توسط کودک شود، اما می‌تواند در تبدیل این عادت به عادات دیگر مثل مو کندن نقش داشته باشد.
‌وی بهترین روش درمانی برای جلوگیری از ناخن جویدن کودکان را پرت کردن حواس آنان از این کار دانست و گفت: والدین و اطرافیان کودک باید سعی در پرت کردن حواس او از پرداختن به ناخن جویدن داشته باشند و شرایطی را فراهم کنند تا کودک با انگشت‌هایش سرگرم باشد.
این کارشناس ارشد روانشناسی تربیتی استفاده از خمیر مجسمه، چسب‌ رنگی، استفاده از دستکش و مشغول کردن کودک با بازیهایی که با دست سروکار دارند را برای پرت کردن حواس کودک از ناخن جویدن مناسب دانست.
امیری ایده آل‌ترین روش مقابله با ناخن جویدن در کودک را مراجعه به روانشناسان و مشاوران و درمان ریشه‌های اضطرابی ناخن جویدن دانست و افزود: این کار باعث می‌شود تا کودک با تکنیک آرامش بخشی و آرام‌سازی عادت بد ناخن جویدن را ترک کند.Ÿ
انترنت

صفحه اطفال بقلم خود اطفال

ژانویه 28, 2015

شماره ( 211) چهارشنبه ( 8) دلو 1393 / ( 28) جنوری 2015

d986d8a7d985d987-d8a8d8b1

پیک نامه می آورد ، بخوانید

???????????????????????????????

???????????????????????????????