مردمسالاری و شهروندی 3

شماره (213) چهارشنبه ( 22) دلو سال ( 1393) / ( 11) فبروری ( 2015)

تدوین مرکز آموزش شهروندی (CIVITAS)

قضاوت در مورد مسائل عمومی: در مردم سالاری، افکار عمومی از قدرت بسیار زیادی برخوردارند. مگر نه این است که قضاوت در مورد نحوه عملکرد صاحب منصبان در مرد مسالاری نهایتاً با افکار عمومی است؟ بنابراین، یکی دیگر از نقشهایی که در مرد مسالاری بر عهده شهروندان گذاشته شده است، قضاوت در این زمینه و یافتن راه هایی برای ابراز افکار خود در این رابطه است.
برقراری ارتباط جمعی در زمینه مسائل عمومی: از طریق شرکت جستن در نشستها، گردهمآیی ها و تظاهرات مختلف؛ تدوین و ارسال نامه سرگشاده و طومار به اعضای دولت و مجلس؛ مقاله و جزوه نویسی و شرکت در مباحث عمومی با دیگر شهروندان.
جمع آوری عقاید (aggregating opinions): جمع آوری عقاید در این بستر یعنی «افکار را کنار هم قرار دادن ». شهروندان، با ایجاد، گرویدن و یا حمایت از سازمان هایی که وقف موضوعات عمومی اند، افکار فردی خود را در چارچوب هایی اینچنین کنار هم می آورند.
موفقیّت شهروندان در گرو تعهد آنان به برخی ارز شها و رفتارهاست: رواداری یک ارزش بنیادین مرد مسالار است. رواداری یعنی پرهیز از حمله به آنچه مخالفت یا عدم موافقت ما را برمی انگیزد. شهروندان باید نسبت به آنهایی که از افق های مذهبی، عقیدتی، و سیاسی مختلفی می آیند و یا متأثر از هر چیز دیگری هستند که ممکن است احساسات شدیدی را در ایشان ایجاد کند، از خود رواداری نشان دهند.
نارواداری، اگر در ابعاد گسترده ای اعمال گردد، ممکن است به تضعیف و یا حتی تخریب مرد مسالاری بیانجامد. با این حال، رواداری نیز حدی دارد. آنهایی که حقی را که بر خود روا می دارند از دیگران انکار می کنند، مستحقّ روا داشتن نیستند. همه شهروندان باید در مرد مسالاری از احترامی برابر برای خود، ثروت و کرامت خویش برخوردار باشند. هیچ چیزی که این اصل بنیادین عدالت را زیر پا بگذارد در مردم سالاری روا داشته نخواهد شد.
بنابراین، رواداری ارزشی است محدود و نه خیری مطلق و نامحدود. در پیوند با رواداری، اعتدال است. مردم سالاری نمی تواند در فضایی آکنده از تعصب حزبی و عقیدتی که گفتگوی خردمندانه و مصالحه را ناممکن می سازد، میسر گردد.
مصالحه از اساسی ترین ارز شهای مرد مسالاری بشمار میرود. بدون مصالحه، صلح اجتماعی احتمالاً ناممکن خواهد شد. بدون مصالحه، بازندگان سیاست ممکن است به طرز خطرناک و غیرقابل بازگشتی از نظام عمیقاً رویگردان و بیگانه شوند. در برخی از موارد و بدون یک میزان مشخصی از مصالحه میان اعضای آن، قوّه مقننه ممکن است نتواند کارآیی لازم را از خود نشان داده و از کار بیفتد.
و بالاخره، شهروندان ممکن است در برابر این ضرورت قرار بگیرند که نوعی ازخودگذشتگی را برای مصالح ملی و منفعت عام پذیرا بشوند. یکی از رایج ترین انواع ازخودگذشتگی، خدمت زیر پرچم و یا یکی از بدیلهای غیرنظامی آن در زمان صلح است. در شرایط اضطراری، انواع دیگر ازخودگذشتگی شخصی ممکن است برای حفظ مصالح ملی و منفعت عام ضروری باشد. مثلاً، پرداخت مالیات را می توان نوعی ازخودگذشتگی شخصی در این راستا تلقی کرد. حقوقدانی زمانی این موضوع را به این صورت بیان و خلاصه کرد که، «مالیاتی که پرداخت می کنیم برای مدنیّت و تمدّن است. »
رقابت برای به دست آوردن توجه شهروندان: جوامع مدرن تمایل به این دارند که بار زیادی را از نقطه نظر وقت، انرژی و توجه شهروندان، به روی دوش اعضای خود بگذارند. شهروند امروزی باید مدام بین کار، خانواده و مشغولیّتهای بیرونی و مدنی، به دنبال وقت بدود.
نبود وقت و مشغله فکری و کاری شهروند اغلب باعث میشود تا فراخوان مدنی برای مشورت و قبول تعهد در عرصه عمومی را بی پاسخ بگذارد. بنابراین، بین ضرورت ها و الزامات تعهدپذیری مدنی شهروند از یک سو و مشغله کاری و تعهدات روزمره او از سوی دیگر، اغلب تنش بوجود می آید. خطر در اینجاست که اگر چنین روندی ادامه پیدا کند و شهروندان بیش از پیش صحنه سیاست و عرصه امورات عمومی را به خاطر نگرانی های شخصی و کاری و خانوادگی خود رها کنند، این صحنه رفته رفته به انحصار سیاست پیشه های حرف های درآید، یعنی افرادی که احتمالاً دیگر تماسی با واقعیت های زندگی مردم ندارند. با ادامه چنین روندی، آنچه احتمالاً در انتظار مردم سالاری است، فساد و پوسیدگی است.
شما چه فکر میکنید؟
١. از چه راه هایی شهروندان می توانند حاکمیت خود را بر حکومت خویش اعمال دارند؟
٢. اگر مشارکت شهروندان تنها به رأی دادن خلاصه شود، چه پیامدهایی ممکن است برای مردم سالاری پدیدار آید؟
٣. اگر شهروندان ناتوان از نظارت بر منفعت عام گردند، چه پیامدهایی ممکن است برای مرد مسالاری پدیدار آید؟
٤. اهمیت رواداری، مصالحه و اعتدال برای سیاست مرد مسالار در چیست؟
٥. مسئولیت شهروند در نظارت بر اعتدال در سیاست گذاری و در عملکرد و نیز بر پیشبرد و پرورش سلامت مردمسالاری از سوی سازمان هایی که عضو آنهاست، کدام است؟
مردم سالاری و مشارکت مدنی
مردمسالاری یعنی «حکومت مردم »، با این حال، در مرد مسالاری های مدرن، نه خود مردم که نمایندگان مردم اند که در اکثر موارد و به نام مردم به تدوین و جاری کردن قانون مشغولند. بنابراین، چگونه می توان مرد مسالاری مدرن را کماکان «حکومت مردم » نامید؟ در تعریفی کلی از این اصطلاح، پاسخ به این پرسش ریشه در نحوه مشارکت مردم – به عنوان اعضای تنواره سیاسی مردم سالار – در عرصه عمومی و ایفای نقش هایی کلیدی از سوی ایشان در کارکرد مرد مسالارانه حکومت دارد.
ایده مردمسالار مشارکت یک عنصر اخلاقی در بطن خود نهفته دارد. مشارکت مرد مسالار مستلزم دو هنجار اعتدال و مصالحه است. برای موفقیت آمیز بودن، مشارکت مردم سالار همچنین نیاز به سماجت و ازخودگذشتگی برای منفعت عام دارد. برای برخی افراد، ازخودگذشتگی در این راستا به معنای صرف وقت و انرژی برای کسب اطلاعات و آگاهی لازم در جهت شناخت مسائل و موضوعاتی است که در عرصه عمومی از اهمیّت برخوردارند. ولی نظام های سیاسی مرد مسالار ممکن است نوعی دیگر و مضاعف از ازخودگذشتگی را، نظیر خدمت زیر پرچم، ضروری دارد. اکثر موارد مشارکت در کارکرد مرد مسالارانه حکومت، اگرچه نه تمامی موارد آن، داوطلبانه است. برخی از مرد مسالاری ها از شهروندان خود انتظار دارند تا در صورت لزوم در هیأ تهای منصفه شرکت کرده و از این طریق سهم خود را در کارکرد قوّه قضایی ایفا کنند. برخی دیگر خدمت وظیفه را الزامی می دارند و آن دسته از مرد مسالار یها که چنین الزامی را برقرار نکرده اند کماکان از شهروندان خود انتظار دارند تا در صورت لزوم و هنگامی که کشور در معرض خطر قرار دارد، از مشارکت خود در این زمینه دریغ نکنند. به هر صورت، شهروندان مردم سالار این موضوع را به خوبی درک می کنند که به عنوان عضوی از حاکمیّت مردم از این حقّ برخوردارند تا سهم خود را در چنین حکومتی ایفا کنند، ولی این وظیفه مدنی را هم بر عهده دارند تا به هر طریقی، و از جمله ابتدایی ترین آنها یعنی رأی دادن و پرداخت مالیات، سهمی از خودگردانی مردم سالار را نیز به دوش بگیرند.
مشارکت مرد مسالار در همه صور و اشکال خود لزوماً و رسماً سیاسی نیست. بخش عمده ای از این مشارکت در «جامعه مدنی » شکل می گیرد. منظور از «جامعه مدنی » آن مدار اجتماعی است متشکل از سازما نها و انجمن های داوطلب محور و فعالیت های داوطلبانه فردی که متأثر از فرمان اتوریته نیستند.
بنابراین، مشارکت مدنی در زمینه هایی همچون محیط زیست، خیریّه، یا سازما نهای مذهبی و نیز در بسیاری زمینه های دیگر از این قبیل، شکل می گیرد.
مشارکت سیاسی
• رأی دادن: در مرد مسالاری، شهروندان باید رأی دادن را جدی بگیرند.
• اهمیت رأی دادن: مهمترین عملی که از سوی شهروند در مشارکت سیاسی انجام میگرد، رأی دادن است. رأی دادن شهروندان به مثابه اعمال جمعی حاکمیت تنواره سیاسی آنها است.
• حاکمیت جمعی شهروندان تنها از راه انتخابات و هم هپرسی اعمال می گردد. به همین دلیل است که برگذاری صادقانه انتخابات از چنین اهمیتی در کارکرد مرد مسالاری برخوردار است. بدون انتخابات آزاد و عادلانه – در قلب مرد مسالاری – حاکمیت مردم باطل می گردد.
• مشارکت در پویش های انتخاباتی: پویش انتخاباتی، فرآیندی که به روز رأ یگیری منتهی میشود، در پیوندی نزدیک با رأی دادن قرار دارد. در طول این مدّت، نامزدهای انتخاباتی برنامه های خود را به آگاهی رأی دهندگان رسانده، حمایت و رأی آنها را تقاضا می کنند. شهروندانی که خود نامزد تصدی مناصب قدرت نیستند، می توانند، به طرق مختلف، در پویش انتخاباتی مشارکت بورزند. به عنوان مثال:
• عضویت در احزاب سیاسی و حمایت فعالانه از آنها؛ پشتیبانی مالی از احزاب و نامزدهای آنها؛ فعالیت تشکیلاتی برای نامزدهای انتخاباتی؛ تحریر و تدوین مطالب انتخاباتی برای نامزدها و احزاب.
• کمک به فرآیند اخذ رأی در روز انتخابات، به عنوان مثال، فعالیت در قالب ستادهای اخذ رأی، تشویق دیگران به رأی دادن، و نظارت بر انجام آزادانه و عادلانه انتخابات به طورکلی.
• تصدی مناصب عمومی قدرت و اداره امور: مستقیم ترین راهی که از طریق آن شهروند بتواند خود رأساً در حکومت خودگردان خویش مشارکت جوید، تصدّی منصب قدرت در عرصه عمومی است.
منصب قدرت می تواند انتخابی یا انتصابی باشد.در حالی که اکثر شهروندان هرگز در طی زندگی خود به منصب قدرت در عرصه عمومی نمیرسند، تعداد قابل توجهی از آنان می توانند در این فرآیند شرکت جویند. در ایالات متحده آمریکا، ٥٠٠٠٠٠ منصب قدرت در عرصه عمومی چه به صورت انتخابی و چه انتصابی، وجود دارند.
• مشارکت جستن در مرد مسالاری مستقیم: بسیاری از نظا مهای مرد مسالار به نوعی مردم سالاری مستقیم را در قالب سامانه سیاسی مبتنی بر نمایندگی خود جا می دهند. در این میان، می توان به موارد زیر اشاره کرد:
انتخاباتهای ویژه (Special elections): همه پرسی بر سر ابتکارها و پیشنهاداتی که در جامعه مطرح بوده و در صورت کسب رأی کافی به قانون تبدیل می شوند. این نوع قانون گذاری نمونه ای از مرد مسالاری مستقیم بشمار می رود چرا که در آن، مردم، مستقیماً و نه بواسطه نمایندگان خویش، اقدام به وضع قانون می کنند.
• شرکت جستن در گردهمایی های سیاسی: یا نشست هایی جمعی که مسائل سیاسی در آنها به بحث و رأی مستقیم و گاه غیرمخفیانه حضّار گذارده میشود. مثا لهایی از این گونه گردهمایی را می توان در منطقه نیو اینگلند آمریکا و در قالب نشست هایی اجتماعی و سیاسی تحت عنوان Townhall meetings پیدا کرد.
• شرکت جستن در همایش های سیاسی احزاب: اعضای فعال احزاب سیاسی در مجامع آنها شرکت کرده و در فرآیند پیشنهاد دادن و به مباحثه گذاشتن لوایح مختلف و جلب حمایت و بسیج دیگر اعضای تشکیلاتی و دفاع از ابتکارهای ارائه شده، مشارکت می جویند.
• مشارکت در گرو ههای معروف به Public advocacy groups : برای دفاع از موضوعی خاص در رابطه با هر یک از معضلات اجتماعی جاری.
• نظارت بر کارآیی حکومت و سیاست گذاری های عمومی: از جمله ابزار نظارت بر کارآیی حکومت، می توان به نمونه های زیر اشاره کرد:
• رجوع به منابع مختلف خبری و اطلاع رسانی و کسب آگاهانه و نقادانه اطلاعات.
• استفاده از شبکه اینترنت.
• شرکت در مباحث خصوصی و یا عمومی که در آنها مسائل مختلف اجتماعی و یا سیاسی به گفتگو و تبادل نظر گذاشته می شوند.
• تأثیرگذاری بر سیاست گذار یهای عمومی:
• تماس گرفتن، چه از طریق نامه نگاری و چه شخصا و حضورا، با نمایندگان و یا متصدیان امور
• فعالیت در زمینه مقاله نویسی، طومارنویسی، فعالیت در فضای مجازی…
• عضویت در سازما نهای سیاسی مانند احزاب و یا در سازمان هایی که در زمین ههای مختلف توجه خاص خود را معطوف به موضوعی ویژه داشته و در آن راستا اقدام به طرح پیشنهادها و یا ابتکارهای خاصی می کنند
• سازماندهی و مشارکت در تظاهرات عمومی
• برپا کردن سازما نهای خودجوش شهروندی
• پیگرد قانونی صاحب منصبان قدرت در برابر دستگاه قضایی در مواردی که متصدیان امور در اعمال قانون ناتوان بوده و یا رفتاری خلاف قانون از خود بروز داده اند
• مشارکت اجتماعی یا حکومت «جامعه مدنی »: نقش شهروند در مرد مسالاری به مشارکت سیاسی رسمی و یا غیررسمی او خلاصه نمیشود. اگر قرار بر این است که حکومت از قدرت مطلق برخوردار نباشد و در همه جا نیز حضور نداشته و در همه چیز نیز دخالت نداشته باشد، حکومت سازما نهای شهروندی باید به دست شهروندان ترتیب داده شود.
• جامعه مدنی: دایره فعالیت داوطلبانه عمومی از اجزاء کلیدی مردم سالاری مدرن بشمار می رود. در مرد مسالار یهای توسعه یافته سازما نهای خودگردان و داوطلبانه بسیاری را می توان یافت. و بسیاری از این سازما نهای داوطلبانه هستند که راه های مختلفی را برای مشارکت محلی، منطقه ای و یا ملی شهروند فراهم می آورند.
• اشکال مشارکت: در این میان می توان به مشارکت مستقیم شهروند در اداره و مدیریّت سازمان های جامعه مدنی، از طریق عضویت در شوراهای مدیریّت و یا شرکت در اجلاس عموم یشان و یا فعالیت در چارچوب تشکیلاتی آنها، اشاره کرد.
شما چه فکر میکنید؟
١. چرا مشارکت شهروندان برای حکومت مردمسالار از اهمیت خاصی برخوردار است؟
٢. در این میان به چه نوع مشارکتی میشود اشاره کرد؟
٣. جامعه مدنی چگونه اداره میشود؟
٤. اهمیت مشارکت اجتماعی برای مشارکت سیاسی در چیست؟
٥. اهمیت یک جامعه مدنی قوی یا ضعیف یا اصلاً فقدان چنین جامعه ای برای کارکرد سالم مرد مسالاری در چیست؟Ÿ

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: