باغبــــــــان 16

شماره ( 214) چهارشنبه ( 29) دلو ( 1393) / ( 18 ) فبروری ( 2015)

باغبان16-
اثر رابندرنات تاگور
ترجمۀ عبدالرحمان پژواک
نقاشی اسراییل رویا

۱۶
دست با دست یکجا میشود و چشم بر چشم میافتد و چنین دفتر عشق ما آغاز میگردد.
از شبهای مهتاب فروردین است. نسیم خوش حنا در هوا پراگنده شده است. نی من به زمین افتاده و گردنبند گلهای تو ناتمام مانده است. مهر میان من و تو چون سرودی ساده است. چادر زعفرانی تو چشمان مرا مست میسازد.
حمایلی که از یاسمن برای من درست کرده ای مانند ستایشی بی آلایش دل را شادمان میسازد.
عشق من و تو یک بازی دادوستد، از کف دادن و نگهداشتن، فاش کردن و پوشیدن، کمی حیا و محجوبیت است. چند گفتگو و مشاجرۀ عبث و شیرین نیز در خود دارد.
مهر میان من و تو چون سرودی ساده است. رمز و پیچیدگی که در ورای حال و وجود باشد، در خود ندارد. کوشش در آن نیست که برای ناشدنی ها باشد. سایه ای نیست که در ورای زیبائی باشد. دست انداختن در تاریکی نیست.
مهر میان من و تو چون سرودی ساده است. صداها را در خموشی جاوید پراگنده نمیسازیم. دستهای خود را برای آنچه در ورای امید است، دراز نمیکنیم.
همینکه چیزی به همدیگر میدهیم و چیزی میگیریم ما را بس است. ما خوشی را چنان فشار نمیدهیم که از آن عصارۀ الم و شراب درد بکشیم. مهر میان من و تو چون سرودی ساده است.Ÿ

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: