یک زن و هزار سودا 4

شماره ( 215) چهارشنبه ( 6) حوت ( 1393) / ( 25) فبروری ( 2015)

abc_barbara_walters_130512_wblog

نوشته: باربارا والترز
مترجم: محمود طلوعي
4
بعد از اين كه در نقش دوست دختر سفير انجام وظيفه كردم چند پوند خاويار از سفير به عنوان هديه دريافت كردم. طبق مقررات شبكه (NBC) كه هنوز هم به قوت خود باقي است، كاركنان پخش گزارش هاي خبري اين شبكه حق ندارند هديه اي از مقامات و كساني كه با آنها مصاحبه مي كنند بپذيرند. ولي خاويار و شيريني و به طور كلي مواد خوراكي از اين قاعده مسثني هستند. اردشير زاهدي يك بار هم يك ساعت «كارتیه» به عنوان هديه تولد من برايم فرستاده بود، كه در اجراي مقررات شبكه آن را پس فرستادم . البته نامه اي هم همراه هديه سفير برايش فرستادم و ضمن تشكر از محبت و يا د آوري وي نوشتم كه هر چند خيلي از هديه زيبا و گران بهاي او خوشم آمده است ، طبق مقرراتي كه ناچار آن را مراعات كنم هديه اش را پس مي فرستم . يك كپي اين نامه را هم براي مدير بخش خبري (NBC) فرستادم و يك كپي ديگر هم براي خودم نگاه داشتم و بعدها متوجه شدم كه چه كار عاقلانه كرده ام . زيرا بعد از انقلاب كه اسناد و مكاتبات سفارت به دست انقلابیون افتاد، سفير شاه متهم شد كه براي تطميع روزنامه نگاران و خبرنگاران رسانه ها به آنها رشوه مي داده است . ساعت كارتيه هم كه فاكتور خريد و نامه مربوط به آن نيز در ميان اسناد سفارت بوده از جمله اين موارد بود، كه خوشبختانه من آن را پس فرستاده بودم و كپي نامه استرداد آن در دفتر شبكه موجود بود.
مصاحبه من با شاه و ملكه ايران در جريان سفري كه در اپريل سال 1977 به تهران داشتم بحث هاي زياد ي بر انگيخت كه با توجه به زمان اين مصاحبه ها و حوادثي كه اندكي پس از آن رخ داد شايان توجه است . من قبل از اين كه با شاه مصاحبه كنم با ملكه سي و هشت ساله ايران د ركتابخانه خصوصي او ملاقات كردم. چهار ديوار كتابخانه فرح، كه او را به همان لقبي كه در آن زمان شهرت داشت شهبانو مي نامم، مملو از كتاب هاي نفيس و نسخه هاي خطي گرانبها و تابلو ها ومجسمه هايي از نقاشان و مجسمه سازان نامداري چون «پيكاسو» و « سالودور دالي» و «ميرو » و « كالدر» و « اندي وارهول » بود كه بيشتر آنها را خود شهبانو انتخاب و خريداري كرده بود. كتابخانه محل استراحت و آرامش فرح بود و من او را به خاطر خصوصيات اخلاقي و ادب و فروتني اش خيلي دوست داشتم. او با وجود ثروت و مقام و موقعيتي كه داشت و آثار هنري گرانبهايي كه احاطه اش كرده بود زني ساده و خاكي بود و به راحتي و بدون هيچ گونه تكلفي مي شد با او سخن گفت.
بعد از ملاقات و گفتگو با شهبانو ، به اتفاق او براي ملاقات و مصاحبه با شاه به قسمت ديگري ا ز كاخ رفتيم . شاه نوزده سال مسن تر از همسرش بود و دفتر كار مجللي داشت و بيش از خود او ، ميز كار طلا كاري شده ، تلفن هاي طلايي و پنجره هايي كه با قاب هاي طلايي تزيين شده بود جلب توجه مي كرد. پنجره ها داراي شيشه هاي ضد گلوله بود و تدبيرات امنيتي تا اين حد در درون كاخ سلطنتي تامل بر انگيز بود. شاه در نظر او ل خيلي از خود راضي و متكبر و به عبارتي ديگر خود بزرگ بين به نظر مي رسيد، ولي در گفتگو با من خيلي ساده و خودماني بود و به سوالات من به صراحت و سادگي و صادقانه پاسخ مي داد، به طوري كه من يكي دوبار از او پرسيدم « آيا به آنچه مي گوييد واقعا اعتقاد داريد؟»
وقتي از او پرسيدم كه آيا واقعا باور دارد كه پادشاهي او يك موهبت الهي و اراده خداوند بوده و روزي كه به دنيا آمده سرنوشت مقدر او اين بوده است كه به سلطنت برسد، شاه گفت كه كاملا به اين امر اعتقاد دارد. ( در حالي كه مي دانيم وقتي او به دنيا آمد پدرش يك افسر فزاق بود، كه بعد ها نخست وزير شد و سپس با كودتا آخرين پادشاه قاجار را بركنار كرد و خود به سلطنت رسيد). وقتي از او پرسيدم آيا مطبوعات كشورش مي توانند از او انتقاد كنند، شاه به صراحت پاسخ داد« نه » و هنگامي پرسيدم « چرا» گفت « كسي نمي تواند به شاه مملكت اهانت كند»
شاه در داخل و خارج ايران به عنوان يك ديكتاتو ر و فرمانرواي خودكامه و مطلق العنان كه به نياز هاي واقعي مردم كشورش بي اعتنا بود، شهرت داشت . شاه و خانواده اش متهم به فساد بودند و تشكيلات امنيتي شاه « ساواك » در سركوب مخالفان و منتقدان رژيم خشونت زيادي به خرج مي داد. كمتر از دوسال پس از ملاقات و مصاحبه من با شاه نارضايي عمومي به انقلابي منجر شد كه رژيم دير پاي سلطنتي را در ايران سرنگون كرد و شاه و همسرش مجبور به ترك كشور شان شدند.
در باره انقلاب ايران كه از اوايل آغاز شد و در اوايل سا ل يك هزا ر و نو صد و هفتاد و نه به ثمر رسيد، صدها كتاب و هزاران مقاله نوشته شده و من مطلبي ندارم كه بر آنچه طي سه دهه گذشته نوشته شده است بيفزايم. ظاهر آرام اين كشور د ر آستانه انقلاب حتي سازمانهاي اطلاعاتي آمريكا را هم گمراه كرده بود و هنگامي كه كارتر در سفر كو تاهش به ايران در شب جنوري سال يك هزار و نوصد و هفتاد و هشت ايران را جزيره ثبات در منطقه پر آشوب خاورميانه خواند، بر اين باور بود كه هيچ خطري رژيم پادشاهي ايران را تهديد نمي كند. خود شاه هم هنگام ملاقات و مصاحبه من همچنان خود را قدرتمند مي دانست و احساس خطر نمي كرد . شاه در زنده گي خصوصي هم خودراي و سختگير بود. به طور مثال وقتي ما درباره فرزندانش صحبت مي كرديم ، شاه گفت كه يك روز وقتي در كنار دريا از دست پسرش عصباني شد شن به چشم او پاشيد ، البته موقعي كه اين مطلب را عنوان مي كرد گفت از اين كه با پسرش ( وليعهد) چنين رفتاري كرده متاسف است.
نخستين مصاحبه من با شاه در حضور همسر او شهبانو فرح انجام گرفت. قبلا مصاحبه هاي زيادي از شاه در تلويزيون آمريكا پخش شده بود، ولي اين نخستين بار بود كه شاه و فرح باهم بايك برنامه ساز تلويزيوني آمريكا مصاحبه مي كردند. پيش از انجام اين مصاحبه من مطلبي درباره شاه و همچنين بعضي مصاحبه هاي قبلي او را خوانده بودم و يكي از نكاتي كه در اين مصاحبه ها توجه مرا به خود جلب كرده بود، حرف هاي او در باره زنان بود. نظريات شاه درباره زنان خيلي عجيب و مضحك به نظر مي آمد و به همين جهت نخستين سوالي كه در گفتگوي خود، شاه مطرح كردم ، اين بود كه آيا مطالبي كه از قول وي درباره زنان منتشر شده است واقعيت دارد؟ پرسش من از شاه به اين صورت عنوان شد كه « اعليحضرتا… من مي خواهم قبل از هر چيز درباره نظريات شما درباره زنان صحبت كنم … عين مطلبي كه از قول شما در يكي از مصاحبه هايتان نقل شده اين است كه از ميان زنان هرگز يك نقاش بزرگ مانند ميكل آنژ يا موسيقيداني چون باخ و حتي يك شف يا آشپز بزرگ پديده نيامده است، آ يا شما واقعا فكر نمي كنيد كه زنان قابليت ها و استعداد برابر با مردان را در بسياري از رشته ها دارند؟…»
صحبت ما در باره زنان به درازا كشيد و من سعي كردم با ذكر مثال هايي، قابليت هاي زنان و توانايي هاي آنان را در رقابت با مردان ثابت كنم . با وجوداين شاه همچنان بر عقيده خود استوار بود و در پاسخ من براين نظر خود پاي فشرده كه زنان در بسياري از رشته ها قابليت و استعداد برابر با مردان را از خود بروز نداده اند « هر چند ممكن است در آينده اين فاصله را با مردان پر كنند».
من سوال خود را دوباره به اين صورت عنوان كردم كه « شما در كشورتان اصول و موازين حقوق بشر را درباره برابري زنان و مردان مراعات مي كنيد و با وجود اين معتقديد كه زنان هوش و استعداد و قابليت هاي برابر با مردان را ندارند؟»
متن پاسخ شاه به اين سوال من و سوالات بعدي عينا از اين قرار است:
شاه: بلي، البته مواردي هم هست كه زنان استعداد و قابليت برابر با مردان را بروز داده اند. هميشه مي توان موارد استثنايي را بر شمرد.
من: در اين جا يا جاهاي ديگر… آيا اين نظر كلي شماست؟
شاه : بلي . به طور متوسط همه جا همين طور است . من از شما مي پرسم آيا در ميان دانشمندان بزرگ دنيا شما زني را سراغ داريد؟
من : مادام كوري
شاه : فقط همين يك نفر است. آن هم از همان موارد استثنايي است.
من: در اين مورد جاي بحث فراوان است. من فقط مي خواهم ازشما بپرسم آيا همسر شما يكي از اين موارد استثنايي است؟ آيا فكر نمي كنيد كه ايشان بتوانند مانند شما وظايف مربوط به مقام سلطنت را انجام دهند؟
شاه : من ترجيح مي دهم كه به اين سوال شما پاسخ ندهم.
من : ولي شما همسرتان را به عنوان نايب السلطنه تعيين كرده ايد . در صورت فوت شما ايشان عهده دار انجام وظايف مقام سلطنت خواهند بود. آيا فكر نمي كنيد كه ايشان بتوانند اين وظيفه را مانند يك مرد ، مثل خود شما انجام بدهند؟
شاه : من نمي توانم در اين مورد با قاطعيت اظهار نظر كنم.من نمي دانم كه ايشان دربرابر حوادث و در شرايط بحراني چه واكنشي از خود نشان خواهند داد.
در تمام مدت اين گفتگو شهبانو ساكت بود و سخني بر زبان نياورد، تا اين كه من مستقيما او را مخاطب قرار دادم و گفتم من صداقت و صراحت اعليحضرت را در پاسخ به سوالاتم تحسين مي كنم . ظاهرا به نظر ايشان زنان موجودات ظريف و زيبايي هستند. ولي نمي توانند جاي مردان را در هيچ كاري بگيرند. نظر شما مطالبي كه ايشان فرمودند چيست؟
فرح در حالي كه اشك در چشمانش حلقه زده بود شوهرش را مخاطب قرار داده و گفت : « من فكر نمي كنم شما واقعا چنين نظري داشته باشيد» و سپس صدايش را بلند تر كرده و افزود « راستي مي توانيد به من بگوييد كه مردان چه كار بزرگي براي اين جهان و بشريت انجام داده اند؟ حاصل كار آنها و دنيايي كه ما در آن زنده گي مي كنيم از لحاظ سياسي، اقتصادي، علمي و فرهنگي و ايجاد ارتباط سالم بين ملت ها كامل و قابل قبول است؟… بهتر است تفكيك جنسيتي را كنار بگذاريم »
با اين سخنان فرح ، موقع را براي طرح سوال ديگري كه د ر ذهن خودآماده كرده بودم مناسب تشخيص دادم و از او پرسيدم:«اگرزماني شرايط ايجاب كند آيا تصور مي كينيد كه بتوانيد مانند يك مرد وظايف سلطنت را بر عهده بگيريد؟» فرح در پاسخ گفت:«مشكل است بتوانم د ر اين مورد خودم را با شوهرم مقايسه كنم. رهبران انگشت شماري در دنياي هستند كه مانند او تجربه سي و شش سال سلطنت و حكومت را در پشت سر داشته باشند، يا از حيث هوش و ذكاوت و قابليت هاي شخصي با ايشان قابل مقايسه باشند. ولي در مقايسه با ديگران ، چرا كه نتوانم ؟ »
من نمي توانم در نظر خود مجسم كنم كه پس از انجام اين مصاحبه ، آن شب بين شاه و فرح در اطاق خوابشان چه گذشت . من بيشتر نگران اين مطلب بودم كه دلخوري شاه از گفتگو هاي ما در اين ملاقات ، در برنامه مصاحبه بعدي ما كه مي بايست مسايل جدي تري در آن مطرح شود خللي ايجاد كند و شاه از انجام مصاحبه ديگري بامن خودداري كند. خوشبختانه چنين نشد و شاه روز بعد دوباره مرا به حضور پذيرفت و اين بار گفتگوهاي ما بيشتر روي مسله نفت و نقش ايران در بحراني كه بر اثر افزايش قيمت نفت در جهان بروز كرده بود دور مي زد. ايران يكي از توليد كنندگان عمده نفت در جهان بود و شاه در افزايش مداوام قيمت نفت نقش اساسي داشت . او همچنان د ر نظرات خود پافشاري مي كردو افزايش قيمت نفت را در مقايسه با تورم جهاني توجيه مي نمود. هر چند بعد ها انعطاف بيشتري در حل اين مسله از خود نشان داد.
مصاحبه من با شا ه و فرح در اپريل سال يك هزار و نوصد و هفتاد و هفت از شبكه تلويزيوني (NBC) پخش شد و مورد توجه بسياري قرار گرفت . درباره موضوع اين مصاحبه و مطالبي كه در ان عنوان شد ، پس از گذشت چندين دهه هنوز هم خيلي ها با من صحبت مي كنند. د ر واقع زمان اين مصاحبه و طوفان كه اندكي پس از آن برخاست و به سر نگوني رژيم سلطنتي و تبعيد شاه و خانواده اش از ايران انجاميد ، مصاحبه مرا با شاه و فرح در اذهان زنده نگاه داشته است. وقتي كه شاه مجبور به ترك كشورش شد و موضوع بيماري سرطان او افشا گرديد، اين فرح بود كه مراقبت از وي را بر عهده گرفت و د ر كار معالجه و يافتن پناهگاهي براي او در سال هاي پاياني عمر نقش اساسي داشت. فرح در روزگار تبعيد و پس ا ز مرگ شاه زندگي آرام و بي سرو صدايي در كنار فرزندان و نوه هايش را مي گذراند . او كمتر در انظار ظاهر مي شود و رغبتي به مصاحبه با رسانه ها نشان نمي دهد.Ÿ
بقیه در آینده

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s