من از این آتش افروزان صلح اندیش میترسم

شماره ( 217) چهارشنبه ( 20 ) حوت ( 1393) / ( 11) مارچ ( 2014)

من از عقرب نمی ترسم ولی از نیش میترسم
ندارم شکوه از بیگانگان از خویش میترسم
ندارم وحشتی از شیر و ببر و حمله گرگان
از آن گرگی که می پوشد لباس میش میترسم
مرا با جو فروشان سر بازار کاری نیست
من از گندم نمایان ارادت کیش میترسم
ندارم وحشت از جنگ و نفاق و قتل و خونریزی
من از این آتش افروزان صلح اندیش میترسم
به شیخی گفت کسی، از چه میترسی ز می؟ گفتا
ز می خوردن ندارم بیم از مستیش میترسم
مرا با خانقاه و خرقه و کشکول کاری نیست
من از اعمال زشت خلق نا درویش میترسم
چه خوش گفت این سخن مرد سخن سنجی که میگوید
مرا از مرگ باکی نیست از سختیش میترسم
من ژولیده را نبود هراسی از سخن گفتن
ولیکن از زبان خویش بیش از پیش میترسم

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: