یک زن و هزار سودا 5

شماره ( 219) چهارشنبه ( 5) حمل ( 1394) / (25) مارچ (2015)

waltersbarb

نوشته: باربارا والترز
مترجم: محمود طلوعي
5
باربارا والترز از سال دهه نوزده هفتاد به اين طرف با هفت رييس جمهور امريكا ملاقات و مصاحبه كرده ، كه در خاطرات خود به ترتيب از آنها ياد مي كند. ريچارد نيكسون اولين رييس جمهوري امريكاست كه باربارا د ر سال نوزده هفتاد و يك در كاخ سفيد با او مصاحبه كرده و در سفر تاريخي نيكسون به چين در سال نوزده هفتاد و دو نيز كه نقطه عطف مهمي در تاريخ امريكا و جهان بود همراه او به چين رفته است. شرح اين مصاحبه و خاطرات باربارا والترز از سفر چين در اين فصل از نظر شما خواهد گذشت.

دو چهره يك رييس جمهور
نيكسون، منفور ترين رييس جمهور آمريكا، يكي از بهترين رهبران سياسي تاريخ آمريكا بود
نيكسون اولين رييس جمهوري امريكا بود كه در ماه مارچ سال 1971 در كاخ سفيد با او مصاحبه كردم . البته قبل از انجام اين مصاحبه بارها او را در مهماني ها و مراسمي كه در كاخ سفيد بر پا شده بود ملاقات كرده بودم و حتي يكبار پرنس فيليپ شوهر ملكه اليزابت انگلستان د ر يك مجلس مهماني كه در كاخ سفيد به افتخار او بر پا شده بود، به توصيه پرزيدنت نيكسون حاضر شد كه يك مصاحبه اختصاصي با من انجام بدهد كه در جاي خود به آن اشاره خواهم كرد. همچنين در آغاز رياست جمهوري نيكسون ، كه جنگ ويتنام با وجود وعده هاي انتخاباتي نيكسون درباره پايان دادن به آن ابعاد گسترده اي يافته بود، كيسينجر مشاور امنيت ملي او به توصيه و سفارش شخص نيكسون حاضر شد يك مصاحبه اختصاصي با من به عمل آورد و در هردو مورد شايد براي نخستين بار بود كه رييس جمهور امريكا واسطه انجام مصاحبه يك مهمان عالي مقام خارجي و يك مقام مهم دولتي با يك خبرنگار و برنامه ساز تلويزيوني مي شد.
مصاحبه من با خود نيكسون هم يك مصاحبه اختصاصي و استثنايي بود، زيرا رؤساي جمهوري آمريكا يا در يك كنفرانس مطبوعاتي در برابر دوربين تلويزيون حاضر مي شوند، يا د رمواردي خاص ، مصاحبه هاي آنها همزمان از تمام شبكه هاي تلويزيوني آمريكا پخش مي شود. اين كه نيكسون حاضر شد با من يك مصاحبه اختصاصي انجام دهد، حسادت همكاران و نارضايي و انتقاد شبكه هاي تلويزيوني رقيب را هم بر انگيخت . البته من از يك سال قبل واز همان مراسم مهماني پرنس فيليپ كه به آن اشاره كردم، تقاضاي انجام يك مصاحبه اختصاصي با پرزيدنت نيكسون را عنوان كرده بودم و چندين بار هم اين تقاضارا تكرار كردم ، تا اين كه يك روز هنگامي كه چمدان هاي خود را بسته وآماده يك سفر تفريحي بودم منشي مطبوعاتي رييس جمهور به من تلفن كرد و گفت پرزيدنت نيكسون حاضر است طي دو روز آينده در برنامه تلويزيوني من به عنوان (( امروز )) تودي شركت كند و به سوالات من پاسخ بدهد. برنامه سفر خود را لغو كردم و آماده گي خودر ا براي انجام مصاحبه اعلام داشتم.
برنامه تلويزيوني من كه هر روز صبح از شبكه ان بي سي پخش مي شد بينندگان زيادي داشت و نيكسون كه ميزان محبوبيتش در سومين سال زمامداري و در آستانه سال انجام انتخابات آينده رياست جمهوري رو به كاهش بود، مي خواست در يك برنامه پر بيننده تلويزيوني با مردم سخن بگويد. مطبوعات و رسانه هاي آمريكايي در مجموع نظر مساعدي نسبت به نيكسون نداشتند و در نظر افكار عمومي ا و مردي خشك و خود خواه و خود راي و حتي فريبكاري معرفي شده بود. نيكسون براي بيان عقايد خود مي توانست يك كنفرانس مطبوعاتي تشكيل دهد و سخنان او همزمان از تمام شبكه هاي تلويزيوني امريكا پخش شود، ولي ترجيح داده بود به جاي اين كه خبرنگاران مطبوعاتي او را سوال پيچ كنند ، با يك نفر كه قبلا او را مي شناخت يك مصاحبه اختصاصي انجام دهد و به درستي تشخيص داده بود كه سخنان اودر اين مصاحبه بيشتر بر دل مردم خواهد نشست. نيكسون بر خلاف آنچه در ظاهر و در مجالس رسمي به نظر مي آمد ، در خلوت مردي شوخ طبع و ملايم بود . وقتي در ساعت مقرر به اتفاق گروه عكاس و فيلمبرداري خود در (( اطاق آبي )) كاخ سفيد حاضر شدم ، نيكسون قبل از هر چيز به چكمه هاي من توجه كرد و گفت (( چه چكمه هاي قشنگي !)) و اضافه كرد(( آيا اين چكمه ها آن طور كه ظاهر قشنگي دارد راحت هم هست؟))… جواب من مثبت بود و وقتي تعارف كرد و نشستيم ، سوالات خود را با مسأله جنگ ويتنام كه موضوع حاد روز بود آغاز كردم. تفصيل اين گفتگو را كه بازتاب وسيعي در مطبوعات آمريكا داشت تكرار نمي كنم. به طور خلاصه نيكسون گفت مصمم است به وعد ه هاي انتخاباتي خود در باره پايان بخشيدن به جنگ ويتنام عمل كند، ولي اين به معني تسليم در برابر ديكتاتورهانيست . جمله معروفي كه او در اين مصاحبه گفت و بازتاب وسيعي يافت اين بود كه ((ما خيال نداريم همه چيز را رها كنيم و فرار كنيم ، اين جنگ بايد با توافق معقول و شرافتمندانه اي پايان يابد.)) بعد از مسأله ويتنام به سوالي كه قبلا در ذهن خود پرورانده بودم و طرح آن كمي دشوار بود پرداختم . زيرا آنچه براي بينندگان برنامه من اهميت داشت، پي بردن به خصوصيات اين مرد خشك و كم و بيش مرموز و غير قابل پيش بيني بود. پرسش من ، با وجود وقتي كه در انتخاب كلمات به كار برده بودم شايد كمي دو ر از نزاكت بود. سوال من عينا اين بود كه ((آقاي رييس جمهور، درباره خصوصيات اخلاقي شما خيلي حرفها در ميان مردم رايج است. واقعيت اين است كه اكثريت مردم شما را خيلي خشك و خودراي و انعطاف ناپذير مي دانند و انتظار نرمش و انعطاف بيشتري از شما دارند)). واژه سي يو اف اف واي به معني خشك و بيروح و خشن كه در اين سوال به كار بردم نسبت به يك رييس جمهور كمي تند و شايد بي ادبانه بود، و پيش از اين كه منتظر پاسخ او بمانم اضافه كردم ((آقاي رييس جمهور، ازاين كه با چنين صراحتي اين سوال را مطرح كردم پوزش مي خواهم. ولي آيا شما نگران اين مطلب نيستيد كه مردم چه تصويري از شما در ذهن خود دارند؟
من ناخواسته يا ندانسته مطليبي را عنوان كرده بودم كه خوشايند نيكسون نبود ، ولي او با خونسردي به اين سوال من پاسخ داده و گفت به هيچ وجه نگران اين مطلب نيست كه ديگران درباره او چه فكر مي كنند و آنچه براي او اهميت دارد اين است كه آنچه را كه صحيح و به نفع كشور مي داند انجام دهد. او افزود به آنچه موسسات مراجعه به افكار عمومي درباره كاهش يا افزايش محبوبيت او اعلام مي كنند اعتقاد ندارد و حتي فرصت نمي كند مطالبي را كه روزنامه ها در باره او نوشته اند. بخواند. نيكسون سپس گفت : رييس جمهور ي كه درباره اقدامات و تصميمات خود ، به انچه مردم درباره آن چگونه قضاوت خواهند كرد فكر كند، مثل ورزشكاران يا فوتباليست هايي است كه هنگام مسابقه بازي در اين انديشه باشند كه چه كاري بكنند كه مردم خوششان بيايد . كار چنين ورزشكاراني غالبا خوب از آب در نمي آيد. رييس جمهور هم كه همواره خود را در آيينه افكار عمومي تماشا كند ، غالبا نمي تواند وظيفه خود را به درستي انجام بدهد . به نظر من يك رييس جمهور يا هر مقام مسول بايد فقط به اين بيانديشد كه بهترين كاري كه مي تواند براي كشورش انجام دهد چيست ، ومن همين كار را مي كنم. بر خلاف تصور من كه فكر مي كردم نيكسون از پاسخ به سوال من شانه خالي خواهد كرد ، يا خيلي به اختصار به آن پاسخ خواهد داد، بيش از سوالات ديگر من به آن پرداخت و سرانجا م گفت : اگر يك رييس جمهورگزارش هاي موسسات مراجعه به آرا عمومي را ملاك كار و تصميمات خود قرار دهد وظيفه خود را به درستي انجام نداد ه است.
مصاحبه من با نيكسون به طور كامل دو ساعت تما م از تلويزيون پخش شد و بازتاب وسيعي در رسانه ها و افكار عمومي داشت. روزنامه ها نوشتندكه اين مصاحبه به بهترين وجهي چهره واقعي نيكسون را به مردم امريكا نشان داده و ابهامات گذشته را درباره شخصيت واقعي او بر طرف كرده است. از نظر خود من ، اين مصاحبه موفقيت بزرگي بود و موقعيت مرا به عنوان يك برنامه ساز برجسته و سرشناس تلويزيوني تثبيت كرد، هر چند حسادت ها و دشمني هايي را هم بر انگيخت.Ÿ
بقيه در آينده

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: