به یاد ملک الشعرا قاری عبدا لله

شماره ( 225) چهارشنبه ( 16 ) ثور ( 1394) / ( 6 ) می ( 2015)

11182135_904280052951342_1247595143406907210_n
وطن ای نکو نامت افغانستان
هوایت خوش و منظرت دلستان
روان‌بخش دل‌هاست بوم و برت
سر الفت ما و خاک درت
قاری عبدا لله در سال ۱۲۴۷ شمسی در شهر کابل دیده به جهان گشود. پدر قاری، حافظ قطب‌الدین و پدربزرگش حافظ محمد غوث از اهل دانش روزگار خود بودند. قاری عبدا لله علوم روز را از پدر و استادان دیگر از جمله حافظ جی صاحب وردک که نحودان بزرگی بود فرا گرفت. قاری حافظ نزد این استاتید قرآن آموخت و حافظ کل قرآن شد. هم‌چنین قاری عبدا لله به فراگیری زبان عربی همت گمارد و فقه و منطق و کلام و حکمت قدیم نیز آموخت. قاری عبدا لله علاوه بر علوم به فراگیری خط نستعلیق نیز روی آورد و در این زمینه نیز بسیار توانمند شد. عبدا لله‌خان تنها ۲۰ سال سن داشت که به واسطه‌ی علم‌آموزی شهرت بسیار کسب کرد و مشاور و امام شاه‌زاده حبیب ا لله، ولیعهد امیر عبدالرحمن‌خان شد. زمانی‌که حبیب‌ا لله، امیر شد، قاری عبدا لله را مربی علمی و ادبی شاه‌زاده امان‌ا لله کرد. قاری که از نزدیکان و مقربان دربار شاه حبیب ا لله و فرزندش شاه امان‌ا لله بود آموزش و تدریس ظاهر شاه که در آن زمان هنوز نوجوان بود و شاه‌زاده برعهده گرفت. در اولین سال تاسیس «مکتب حبیبه» که می‌توان گفت نخستین مدرسه (مکتب) به شیوه‌ی جدید در شهر کابل بود، قاری عبدا لله را به عنوان معلم برگزیدند و پس از آن قاری به مدت چهل سال به کار تعلیم و تربیت زمان سپری کرد و در همین دوره به کار تالیف در «دارالتالیف وزارت معارف افغانستان» مشغول شد و کتاب‌های درسی نیز برای دانش‌آموزان فراهم ساخت. قاری عبدا لله به مقام ملک‌الشعرایی رسید؛ او در سال ۱۳۱۲ شمسی به این لقب مفتخر شد. او سفرهای بسیار به هند وحجاز کرد و سفرنامه‌ی به نام «حجی» نوشته که موجود است. اهل ادب و فضلای افغانستان قاری عبدا لله را یکی از بزرگ‌ترین شاعرانی می‌دانند که در دو قرن اخیر در افغانستان ظهور کرده است و حتا او را سرآمد همه‌ی شاعران می‌شناسند. آن‌چه به راستی نمی‌توان کتمان کرد این است که قاری عبدا لله در شیوه‌ی هندی برجسته‌ترین غزل‌سرای افغانستان است. شاید به همین دلیل علاقه‌ی قاری به بیدل باشد که بیدل‌گرایی در بین شاعران افغانستان رواج داشته است و دیوان بیدل به عنوان یک کتاب قدسی در خانه‌ها حضور دارد. قاری عبدا لله رساله‌ای در علم عروض دارد که هنوز در مراکز آموزش عالی افغانستان آموزش داده می‌شود. قاری عبدا لله را از بنیان‌گذاران «انجمن ادبی کابل» می‌دانند.
«اين انجمن در آغاز به رياست محمد انور بسمل شاعر مشروطه‌خواه، شروع به فعاليت کرد و در ابتدا مرامنامه‌ای در ۱۴ ماده تدوين شد و هدف اصلی انجمن که ايجاد سبک معين نظم ونثر، همسو کردن اصول نگارش، تحقيق در مورد تاريخ افغانستان و نيز وظيفه‌ی کار هر يک از اعضا را مشخص کرد. از اولين فعاليت اين انجمن می توان به انتشار مجله کابل اشاره کرد. اين مجله در موضوعات مختلفی از جمله ادبی و تاريخی به نشر مطلب می‌پرداخت.» دکتر محمدرضا شفیعی کدکنی در مورد قاری عبدا لله چنین می‌گوید: «اگر بخواهيم از يك نظام تاريخي و طبيعي پيروي كنيم بايد از قاري عبدا لله ‌ملك الشعراء افغانستان آغاز كنيم كه هم شاعر برجسته‌ای است و هم اديب و ناقد نكته‌يابی، همچنان‌كه در عالم عرفان و فلسفه اسلامی نيز پايگاهی دارد و از نظر سابقه شعری و نوعی پيشوايی و استادی حق او بر ديگر گويندگان معاصر افغانستان مقدم است اگرچه گويندگانی در امروز هستند كه شعرشان به جهاتی شايد از شعرقاری عبدا لله پخته‌تر و شيواتر باشد. اما آشنائی با شعر او شايد به همين جهاتی كه ياد كرديم، لازمتر از ديگران باشد.»
قاری عبدا لله در قالب‌های مختلف شعر سروده است از غزل و قصیده تا مثنوی و ترکیب‌بند و مسمط و رباعی و دوبیتی. در انتهای کلیات او قطعاتی نیز به نثر نوشته است که بیش‌تر نامه‌هایی است که او در زمان حیات خود سروده است و در نثر فارسی معاصر افغانستان جای‌گاه ویژه‌ای دارد. قاری عبدا لله رساله‌ای نیز دارد با عنوان «محاکمه در باب خان آرزو و صهبايی» که رساله‌ای است خواندنی که می‌تواند نشان‌گر ذوق بلاغی این شاعر و ادیب افغان باشد. لازم به یادآوری است که «سراج‌ علی‌خان آرزو» یکی از گویندگان بزرگ و تذکره‌نویسان نام‌دار قرن دوازدهم هند است. غیر از آثار فراوانی که برای کتاب‌های درسی در افغانستان قاری عبدا لله داشته است و به جز اشعاری زیبای فراوانی که از این شاعر بلندآوازه بر جا مانده است، اثر دیگری نیز در قلمرو ادبیات دارد که آن ترجمه‌ای است از فصوص‌الحکم محی‌الدین عربی، عارف بنام مسلمان. گفته می‌شود که این اثر از آثار قاری است که هنوز انتشار نیافته است.
شعر زیر یکی از نمونه‌های اشعار قاری عبدا لله است:
شد مدتی كه خاطـرش از ما گرفتـه اســت
يارب چـه حـرف در دل او جـا گرفتـه اسـت
امــروز، در ديـار جنـون، طفـل اشــك ماست
شــوريـده‌ای كه دامـن صحـرا گرفته است
خـورشـيد را، چو صبح، در آغـوش می‌كشد
روشندلی كـه دامن شـب‌ها گـرفته است
هــرگز شكار دام علايق نمـی‌شـود
آزاده‌ای كـه گــوشه دنـيا گــرفتـه اسـت
امـروز نــام سـرو سـهی كـس نمی‌بــرد
طـرف قــد بلــند تو بالا گرفته اسـت
صبر و شكيب و تاب و توان عقل و هوش را
چشمت ز دست ما همه يک جا گرفته است
قاری عبدا لله در نهم اردیبهشت‌ماه/ثور ۱۳۲۲ شمسی درگذشت.Ÿ
انترنت

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s