جهانی شدن و تنوع فرهنگی

شماره « 229» چهارشنبه « 13» جوزا « 1394» / « 3» جون «2015»

به بهانه روز جهانی تنوع فرهنگی
مترجم : وحید رضا نعیمی

ماهیت چند فرهنگی جامعه ها نادیده گرفته شده است. بیشتر کشورها نتوانسته اند ارزش غنابخش فرهنگ های متنوع را تشخیص دهند. مثلاً آفریقای جنوبی از نظر فرهنگی، قومی و زبانی متنوع است. انکار آگاهانه یا ناآگاهانه این تنوع وسوسه کننده است. تنوع فرهنگی اکنون در دهکده جهانی امروز حقیقتی از زندگی است. بسیاری ازافراد آثار منفی فرایند جهانی شدن را تجربه کرده اند. در پایان قرن گذشته، جنبش های اعتراض آمیزی علیه جهانی شدن در نظم اقتصادی، سیاسی، فرهنگی، فناوری و مذهبی جدید شکل گرفته است. اما این مقاله فقط به بعد فرهنگی می پردازد و به تأثیر جهانی شدن بر تنوع فرهنگی توجه می کند. در ابتدا می خواهم مفهومی از فرهنگ عرضه کنم که فکر می کنم برای بیشتر فرهنگ ها مناسب است، یعنی چند فرهنگ گرایی. به اعتقاد من، چند فرهنگ گرایی، بسنده ترین مفهوم فرهنگ امروز است. دوم، درباره تفاوت فرهنگ ها خواهم گفت و اینکه چرا باید همه را برابر در نظر گرفت و سوم اثر جهانی شدن را بر چند فرهنگ گرایی بررسی خواهم کرد و در پایان نشان خواهم داد چرا نمی توان موضوع چند فرهنگ گرایی را نادیده گرفت.
ماهیت فرهنگی
بخش عمده ای از مطالعه فرهنگ شامل در یافتن چگونگی ارائه تعریف ها، شرایط ارائه تعریف و علل آن است. این تعاریف مورد استفاده قرار می گیرد، تغییر می کند و گاه به فراموشی سپرده می شود. موضوع فرهنگ از این نظر فرقی با دیگر آراء بشر ندارد. در واقع لغات دیگری وجود دارد که در برخی سیاق ها، معانی نزدیک به فرهنگ دارند، از جمله قومیت، گروه اجتماعی- فرهنگی، ملت، شیوه زندگی، سنت، تمدن، نژاد، رنگ، رسوم و…. در مردم شناسی معاصر، برخی از این عبارات معانی سودمند و مشخصی دارند و برخی دیگر بخشی از تاریخچه این رشته به شمار می رود و امروزه کاربرد به جایی ندارد. در واقع تلاش برای تعریف فرهنگ سود چندانی ندارد. اما می توان گفت فرهنگ چه کار می کند و چگونه عمل می کند.
با این حال، به گفته کورتس(Coertze)، به تعداد انسان ها، فرهنگ وجود دارد. فرهنگ ها به اشکال مختلف نمود پیدا می کند و در مکان های مختلف، معانی مختلف دارد. مثلاً آفریقای جنوبی چند فرهنگی است و قانون اساسی این امر را بازتاب می دهد. در عرصه حقوق، سیاست، مطبوعات و رسانه ها، معلوم است که آفریقای جنوبی از فرهنگ های زیادی تشکیل شده است و این فرهنگ ها، محصول و دارایی افراد متفاوتی است. اما این مفهوم ماهیت فرهنگ را مخدوش می کند. باید این مفهوم تصحیح شود تا فرهنگ و کارکرد آن فهمیده شود. مثلاً در دهه، ۱۹۵۰در منشور آزادی آفریقای جنوبی تصریح شده بود که مردمان مختلف آفریقای جنوبی آزاد خواهند بود فرهنگ خود را داشته باشند. یک کارکرد فرهنگ در دوره آپارتاید ایجاد مرزهای طبقه، قومیت، نژاد، جنسیت، نسل و قلمرویی است که در آن زندگی می کنیم.
موضوع فرهنگ به معنایی که در جهان امروز به کار می رود، اجزای اصلی معنایی خود را در قرن نوزدهم کسب کرد. ما همگی برحسب تعاریف، اسامی و مقولاتی که فرهنگ پدید می آورد، زندگی می کنیم. تاریخچه فکری دوره ای که موضوع های مربوط به فرهنگ در آن توسعه یافت، حدود قرن نوزدهم و بیستم است. به گفته تورنتون (thornton) فرهنگ شامل اجزایی می شود، از قبیل دانش، باور، هنر، اصول اخلاقی، رسوم و… تعریفی از فرهنگ که انسان کسب کرده است دستاورد فکری عمده ای تلقی می شود. براساس این دیدگاه، تمدن نتیجه اندیشه منطقی است که به بهبودی کلی زندگی می انجامد. تمدن چیزی نیست که انسان با آن متولد شود، بلکه چیزی است که از طریق تعامل اجتماعی طبیعی کسب می کند. امروزه، فرهنگ همچون یک منبع تلقی می شود مانند دیگر منابع. مانند انرژی، غذا، هوا و… فرهنگ نمی تواند انحصاراً به شخص یا گروهی خاص تعلق داشته باشد. تمام گروه ها و اشخاص باید دست کم برای بقا به برخی از این منابع دسترسی داشته باشند. به همین شکل، فرهنگ نوعی اطلاعات است که انسان با آن متولد نمی شود. اما برای تعامل با دیگران در زندگی اجتماعی به آن نیاز دارد. فرهنگ از فرایند طولانی آموزش، اجتماعی شدن، بلوغ و بزرگ شدن آموخته می شود.
مانند دیگر منابع، فرهنگ در کنترل محیط است که بر چیزهایی که می تواند و نمی تواند انجام شود، محدودیت اعمال می کند. اما محیط فیزیکی هرگز نمی تواند محتوای فرهنگ را معین کند. مردم منابع فرهنگی را پدید می آورند و بر دسترسی به آن نظارت می کنند. این مفهوم کاملاً مردم شناختی از فرهنگ است. مهمترین تأثیر آن است که همه آن را دارند و همین ویژگی است که آنان را انسان می کند. اما تاریخچه کلمه فرهنگ همچنان به بیشتر افراد چنین القا می کند که فرهنگ متعلق به ملل است و از دستاوردهای مثبت تشکیل شده است. با وجودی که فرهنگ منبعی حیاتی است، این بدان معنا نیست که همه افراد به تمام منابع فرهنگی که می خواهند یا نیاز دارند، دسترسی دارند. منابع و دانش فرهنگی محدودیت دارند چون ماهیت این منابع اینگونه است. مثلاً چگونگی رفتار، تفکر و زندگی افراد با هم فرق دارد. این بازتاب دسترسی متفاوت آنها به منابع فرهنگی و استفاده از این منابع برای تعریف از خودشان برای یکدیگر است. این بدان معناست که فرهنگ جامعه(یا ملت) را حفظ می کند و در طول زمان تغییر می کند و این تغییر متناسب با تغییرات جامعه است.
فرهنگ در قالب اسطوره، سیاست، دین، ایدئولوژی، تاریخ و سنت، کارکرد اجتماعی دارد. معانی کلماتی مانند فرهنگ و قومیت و… همواره نتیجه کاربرد آنها در سیاقی خاص است. در مورد فرهنگ، معانی مهم مربوط به بحث جاری را می توان از آثار دانشمندانی مانند دجنار(Degenaar)، ون پورسن(van peursen) و لمار(lemaire) استخراج کرد. به گفته آنان، فرهنگ اولاً به روش ها، ابزار و نتایج تعامل انسان با دگرگونی مادی طبیعت و به تبدیل آن به محیطی مناسب زیست انسان و راهبرد کلی گرایش انسان در این محیط اطلاق می شود. دوم فرهنگ به شکل مشترک زندگی یک جامعه ملی اطلاق می شود که به یک هویت ملی مشترک و تفاهم ارزشی و سبک زندگی متجانس و دست یافته است. سوم فرهنگ شکل گسترده تر بین المللی زندگی یا حتی ترتیب اجتماعی و سیاسی را در برمی گیرد. به همین علت است که از فرهنگ غرب صحبت می شود. امروزه فرهنگ ها ارتباط تنگاتنگی با هم دارند. سبک زندگی دیگر در مرزها متوقف نمی شود بلکه از آن می گذرد.
چهارم، از نظر به هم پیوستگی فرهنگ و قومیت، فرهنگ را می توان به شکلی از زندگی و تاریخ، زبان، ارزش ها، نمادها و رفتار یک جامعه قومی خاص مربوط به آن اطلاق کرد. به طور خلاصه، فرهنگ را می توان براساس مقاصد مورد نظر توصیف کرد. تید و تید(Tiedt & Tiedt) مفهوم گسترده فرهنگ را به عنوان نظام پیچیده باورها و رفتار تعریف می کنند که می تواند هم منطقی باشد و هم غیرمنطقی. در این مقاله، عمومی ترین تعریف فرهنگ به عنوان روش زیست که در قالب اشکال مختلف زندگی جوامع خاص بیان می شود در نظر گرفته می شود. مسلماً فرهنگ به خودی خود اعلامیه انسان بودن است، تلاش برای تعریف و فهم فرهنگ بخشی از فرهنگ، تأثیر گذاری بر آن و نهایتاً تغییر ماهیت موضوع است، این بخشی از عملکرد فرهنگ است. در واقع، در تعریف کلمات، عقیده سایر افراد بخشی از عملکرد فرهنگ است. معنی کردن چیزی یعنی تعیین معنایی که می توان آن را از معانی مشابه متمایز کرد. تفاوت های فرهنگی از فرآیندهای فرهنگی پدید می آید که این تفاوت ها را در برمی گیرد. اهمیت تشخیص فرهنگ یک نیاز اساسی، ضروری و جهانشمول انسان است که در کانون سنت بسیار قدیمی تعمق فلسفی قرار دارد و تفاسیر متعدد اسطوره شناسی آن را تقویت کرده است. فهم فرهنگ فقط در برگیرنده دانش تفاوت ها نمی شود بلکه شامل فهم چگونه و چرایی تفاوت های زبانی، نژادی، اندیشه ای و کاربردهای مواد و رفتارها بروز کرده است. مسلماً تفاوت های فرهنگی وجود دارد، همانگونه که در سلیقه آب وهوا، شخصیت و سایه های مختلف یک رنگ تفاوت وجود دارد.
تشخیص تفاوت های فرهنگی
تشخیص تفاوت های فرهنگی نقش محوری در مباحث مربوط به چند فرهنگ گرایی دارد. مردم از فرهنگ های مختلف هستند و تفاوت های فرهنگی هم در درون کشورها (بین مناطق، طبقات، گروه های قومی، شهری و روستایی) و هم بین کشورها وجود دارد. در جهان معاصر، در بسیاری مناطق کوچک تنوع فرهنگی وجود دارد.
تأثیر جهانی شدن بر چند فرهنگ گرایی
ما اکنون در جهانی زندگی می کنیم که بازارها، رسانه ها، قانون، شرکت ها، تحقیقات علمی و گروه های مدافع منافع، بین المللی، چند ملیتی و چند فرهنگی هستند. بسیاری افراد نسبت به این نظم جهانی جدید بدبین هستند، چون بیم دارند این نظم بر پایه پیروزی یک گروه از مردم یا فرهنگ یا طبقه بنا شده است. مسلماً فرایند جهانی شدن، جوامع شکننده و هویت های سنتی را مختل می کند. از سوی دیگر، جهانی شدن ضرورتاً به معنای تجانس نیست. در واقع جهانی شدن از برخی جهات تفاوت ها را پرورش می دهد. اکنون در بسیاری شهرها، شهروندان از حق انتخاب بسیاری خدمات در حیطه رسانه، آموزش، امور مالی و… برخوردار هستند.
می توان پرسید تأثیر جهانی شدن بر تفکر تنوع فرهنگی رو به چه سمتی می رود؟ سیاست جهانی که از مدرنیزاسیون تأثیر پذیرفته است، در راستای خطوط فرهنگی تغییر ساختار می دهد. پارادایم جدید جهانی شدن همچنان وجود خواهد داشت. اما موفقیت پارادایم یاد شده مستلزم آن است که بعد جدیدی پیدا کند. یعنی نوعی موافقت جهانی برای تعبیه کنترل ها و نظارت ها. در عین وجود جریان آزاد تجارت. تمام ملل باید نظامی دارای اطلاع رسانی مناسب و همکاری جهانی را تأسیس کنند تا امنیت لازم برای جلوگیری از رکود اقتصادی جهانی و مقابله با تروریسم فراهم آید. تجارت آزاد، انقلاب فناوری، بزرگراه اطلاعاتی و دیگر جنبه های اقتصاد آزاد جهانی، نفوذ و اختلال در روند جهانی شدن را آسانتر از گذشته کرده است. اما تا زمانی که تعامل بین انسان ها وجود دارد، سیاست وجود خواهد داشت، فرهنگ وجود خواهد داشت. دولت هم برای حکومت بر مردم وجود خواهد داشت، همانگونه که ایدئولوژی از بین نخواهد رفت. همانگونه که هلد دیوید می گوید، جهانی شدن فرایندی یا مجموعه ای از فرایندهاست که تبلور دگرگونی در سازماندهی فضایی روابط و بده بستان های اجتماعی است که جریان های فرا قاره ای یا میان منطقه ای و شبکه های فعالیت، تعامل و قدرت ایجاد می کند. مردم و کشورهای دارای فرهنگ مشابه به هم نزدیک می شوند در حالی که مردم دارای فرهنگ های متفاوت از هم دور می شوند.
به طور فزاینده ای مرزهای سیاسی به نوعی از نو ترسیم می شود که با مرزهای فرهنگی تلاقی کند. کشورهای غیرمتعهد وجود دارند اما کشورهایی هستند که تغییر گرایش می دهند و رهبران آنها براساس درک خود از منافع امنیتی، محاسبه خود از توازن قدرت و گرایش های عقیدتی تغییر موضع می دهند. در دنیای جدید جهانی شدن، هویت فرهنگی نقش اساسی در شکل دهی به وابستگی کشورها دارد. سئوال «طرفدار چه کسی هستی؟» جای خود را به سئوال «کیستی؟» داده است. هر کشوری باید به این سئوال پاسخ دهد. این پاسخ باید با هویت فرهنگی و تعریف هر کشور از جایگاه آن در جهان، دوستان و دشمنان آن سازگار باشد.
در اواسط دهه، ۱۹۹۰ مسأله هویت ملی در بسیاری کشورها مطرح شد. در این ارتباط آنچه اهمیت پیدا می کند، خون، باور، ایمان و خانواده است. مردم از افراد دارای نیاکان، دین، زبان، ارزش ها و نهادهای مشابه حمایت و خود را از افراد دارای ویژگی های متفاوت دور می کنند. همه به دنبال ریشه ها هستند تا از خود در برابر چیزهای ناشناخته دفاع کنند. در دهه، ۱۹۹۰ کشورها درصدد گروه بندی با کشورهای دارای فرهنگ و تمدن مشابه برآمدند.
تمدن، گسترده ترین پدیده فرهنگی است و از این رو، نزاع بین گروه هایی از تمدن های مختلف نقش محوری در سیاست جهان دارد. در جهان امروز، بهبود حمل و نقل و ارتباطات تعامل بیشتر، فشرده تر، متقارن تر و جامع تری را بین مردم تمدن های مختلف امکان پذیر کرده است. در نتیجه، هویت تمدنی آنان به طور فزاینده ای برجسته شده است. روی هم رفته، جهانی شدن نه تنها به مناقشات پایان نداده بلکه باعث رشد هویت های جدیدی شده است که ریشه در فرهنگ دارند. به عبارت دیگر، در دهه ۱۹۹۰ پارادایمی از جهانی شدن تولید شده است که با آن می توان کل دنیا را دید.
بیشتر کشورها از تأثیر جهانی شدن ناراحت هستند. بسیاری کشورها ترجیح می دهند فعلاً برخی موانع تجاری را دست کم تا زمانی که برای تطبیق با تغییرات جهانی شدن لازم است، حفظ کنند. مهمترین تحول از نظر نابرابری جهانی در دهه های اخیر، واگرایی فزاینده در میان کشورهای در حال توسعه بوده است و عامل اصلی این امر امکان بهره گیری متفاوت کشورها از منافع جهانی شده است. مثلاً اگر تجارت و سرمایه گذاری بین المللی در وهله اول به نفع ثروتمندان است، بسیاری افراد تصور خواهند کرد محدودیت تجارت برای حفظ مشاغل، فرهنگ یا محیط زیست سودمند است. اما اگر محدودیت تجارت باعث سختی بیشتر زندگی فقرا در کشورهای در حال توسعه شود، بیشتر همین مردم عقیده دیگری پیدا خواهند کرد. شایان ذکر است که احساسات ضدجهانی شدن روبه گسترش است. تعداد فزاینده ای از رهبران جهان سوم متوجه شده اند که نظام تجاری آزاد به نفع کشورشان است. اگر جهانی شدن به پیش رود، توان بالقوه آن برای عمل کردن به عنوان یک نیروی برابر کننده به این بستگی دارد که آیا کشورهای فقیر می توانند وارد نظام اقتصادی جهان شوند یا خیر؟ یکپارچگی واقعی در نظام تجارت جهانی نیازمند نه فقط آزادسازی تجارت بلکه اصلاحات گسترده تر نهادینه است. کشورهای ثروتمند می توانند با اتخاذ سیاست هایی، ورود کشورهای در حال توسعه را به باشگاه جهانی تجارت تسهیل کنند.
البته ساده لوحانه است اگر تصور کنیم صرف تجارت و سرمایه گذاری می تواند فقر را در تمام نقاط کاهش دهد. برای کشورهایی که از موقعیت جغرافیایی مناسبی برخوردار نیستند، آزادسازی تجارت اهمیت کمتری از ایجاد نظام بهداشت مناسب یا تهیه زیرساخت مناسب دارد.
نتیجه
فرهنگ، روش کلی زندگی مردم از گهواره تا گور از صبح تا شب و حتی خواب است. با توجه به بافت تنوع فرهنگی و چگونگی تأثیرگذاری جهانی شدن بر فرهنگ، بدون شک فرهنگ همواره متفاوت اما برابر خواهد ماند. جوامع معاصر در درون خود چند فرهنگی هستند و شامل شیوه های زندگی متنوع و افراد متفاوت می شوند. هویت بیشتر مردم در روزگار جاری متأثر از بیش از یک فرهنگ است و نه فقط جوامع بلکه افراد نیز چند فرهنگی هستند.Ÿ

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: